پرسش :
دليل دستور اكيد ائمه(علیهم السلام) به زنده نگاه داشتن نام امام حسين(علیه السلام) و حادثه عاشورا چيست؟
پاسخ :
چونكه حسين مكتب عملى در اسلام تآسيس كرد. حسين (علیه السلام) نمونه عملى قيامهاى اصلاحى است. خواستند مكتب حسين زنده بماند، خواستند حسين سالى يك بار با آن نداهاى شيرين و عالى و حماسه انگيزش ظهور پيدا كند، فرياد كند: »الا تَرَونَ انَّ الحَقَّ لا يُعمَلُ بِهِ وَ الْباطِلَ لا يُتَناهى عَنْهُ لِيَرغَبِ الْمؤمِنُ فى لِقاءِ اللهِ مُحِقاً«(1) خواستند »الْمُوتُ اوْلى مِنْ رُكوبِ الْعار(2) مرگ از زندگى ننگين بهتر است« براى هميشه زنده بماند. خواستند »لا ارَى الْمَوتَ الّا سَعادَةَ وَ الْحَياةَ مَعَ الظّالِمينَ الّا بَرَماً«(3) براى هميشه زنده بماند. زندگى با ستمكاران براى من خستگى آور است مرگ در نظر من جز سعادت چيزى نيست. خواستند آن جمله هاى ديگر حسين: »خُطَّ المَوتُ عَلى وُلدِ آدَمَ مَخَطَّ القَلادَةَ عَلى جِيدِ الفَتاةِ« زنده بماند، »هَيهاتَ مِنَّا الذِلَةُ« زنده بماند. مردى كه مى آيد آنجا در مقابل يك دريا(انسان)، سى هزار نفر، مىايستد، آن طور مردانه، در حالى كه در نهايت و شدت گرفتارى است از ناحيه شخص خودش، از ناحيه خاندان خودش، مرد و مردوار كه چنين مردى دنيا به خودش نديده است و مىگويد: »الا و انَّ الدَعِىَ بنَ الدَّعِىِّ قَدرَ كَزَبينَ اثنَتَينِ بَينَ السِّلَّةِ و الذِّلَّةِ هَيهاتَ مِنَّا الذِّلَّةُ يَابى الله ذلكَ لَنا و رسولُهُ و حجورٌ طابَت و طَهُرت«(4) خواستند اينها زنده بماند، مكتب حسين زنده بماند، تربيت حسينى زنده بماند، پرتوى از روح حسينى در اين ملت بتابد. فلسفه اش خيلى روشن است. گفتند نگذاريد اين حادثه فراموش بشود. حيات و زندگى شما بستگى به اين حادثه دارد، انسانيت و شرف شما بستگى به اين حادثه دارد، اسلام را با اين وسيله مى توانيد خوب زنده نگه داريد.
پی نوشتها:
(1) بحارالانوار 381 /44
(2)بحارالانوار 50 /54
(3)بحارالانوار 381 /54
(4)لهوف/ ص 41
چونكه حسين مكتب عملى در اسلام تآسيس كرد. حسين (علیه السلام) نمونه عملى قيامهاى اصلاحى است. خواستند مكتب حسين زنده بماند، خواستند حسين سالى يك بار با آن نداهاى شيرين و عالى و حماسه انگيزش ظهور پيدا كند، فرياد كند: »الا تَرَونَ انَّ الحَقَّ لا يُعمَلُ بِهِ وَ الْباطِلَ لا يُتَناهى عَنْهُ لِيَرغَبِ الْمؤمِنُ فى لِقاءِ اللهِ مُحِقاً«(1) خواستند »الْمُوتُ اوْلى مِنْ رُكوبِ الْعار(2) مرگ از زندگى ننگين بهتر است« براى هميشه زنده بماند. خواستند »لا ارَى الْمَوتَ الّا سَعادَةَ وَ الْحَياةَ مَعَ الظّالِمينَ الّا بَرَماً«(3) براى هميشه زنده بماند. زندگى با ستمكاران براى من خستگى آور است مرگ در نظر من جز سعادت چيزى نيست. خواستند آن جمله هاى ديگر حسين: »خُطَّ المَوتُ عَلى وُلدِ آدَمَ مَخَطَّ القَلادَةَ عَلى جِيدِ الفَتاةِ« زنده بماند، »هَيهاتَ مِنَّا الذِلَةُ« زنده بماند. مردى كه مى آيد آنجا در مقابل يك دريا(انسان)، سى هزار نفر، مىايستد، آن طور مردانه، در حالى كه در نهايت و شدت گرفتارى است از ناحيه شخص خودش، از ناحيه خاندان خودش، مرد و مردوار كه چنين مردى دنيا به خودش نديده است و مىگويد: »الا و انَّ الدَعِىَ بنَ الدَّعِىِّ قَدرَ كَزَبينَ اثنَتَينِ بَينَ السِّلَّةِ و الذِّلَّةِ هَيهاتَ مِنَّا الذِّلَّةُ يَابى الله ذلكَ لَنا و رسولُهُ و حجورٌ طابَت و طَهُرت«(4) خواستند اينها زنده بماند، مكتب حسين زنده بماند، تربيت حسينى زنده بماند، پرتوى از روح حسينى در اين ملت بتابد. فلسفه اش خيلى روشن است. گفتند نگذاريد اين حادثه فراموش بشود. حيات و زندگى شما بستگى به اين حادثه دارد، انسانيت و شرف شما بستگى به اين حادثه دارد، اسلام را با اين وسيله مى توانيد خوب زنده نگه داريد.
پی نوشتها:
(1) بحارالانوار 381 /44
(2)بحارالانوار 50 /54
(3)بحارالانوار 381 /54
(4)لهوف/ ص 41