پرسش :
در آیه 101 سوره بقره می گوید: "و دیوان به مردم چیزی که میان زن و شوهرها جدایی افكند می آموختند و زیان نمی رسانیدند به کسی مگر آنكه خدا بخواهد.و چیزی که می آموختند زیان می رسانید و سود نمی بخشید" .چرا خداوند به موجودات خیالی نظیر دیو موجودیت می بخشد .و از طرف دیگر متذکر می شود که این دیوان فقط با خواست خدا زیان می رساندند. این چه خدایی است که به دیوان مجوز زیان رساندن می دهد؟
پاسخ :
"دیو "واقعیت یا خیال!؟
در فرهنگ فارسی، دیو به موجودی متوهم گفته می شود که با خصوصیات ظاهری منحصر به خود، از نسل شیطان باشد. اما هرگاه منظور از آن، "اسم خاص" باشد، منظور ابلیس است.[1] آن چه در سؤال شما به نام " دیو" نامیده شده است در فرهنگ قرآن "جنّ" گفته می شود. معنای کلمۀ جن در اصل،به آن چه که از نظر پنهان است، می باشد.[2] جن موجودی است که قرآن دربارۀ خلقت آنان می فرماید:" و جن را پيش از آن ( خلقت آدم)، از آتش گرم و سوزان خلق كرديم."[3] بنابراین جن از موجودات واقعی است که برای هدایتشان رسولانی فرستاده شده است[4] و همچون انسان، مأمور به عبادت خداوند هستند[5] و در اثر اطاعت و یا سرپیچی از دستورات خدا، به گروه کافر و مسلمان تقسیم می شوند.[6] ابلیس نیز که در داستان خلقت،بر آدم سجده نکرد از طایفۀ جنیان بود.[7]
بله! گاهی در اصطلاح عامیانه برای نامیدن موجودات خیالی که هیچ واقعیتی ندارند از واژۀ "دیو " استفاده می کنند ولی آن چه که در این آیه و آیات مشابه و روایات امامان معصوم(ع) دربارۀ جن آمده است، همه حکایت از یک موجو د واقعی دارد.
طبق آيه 102 بقره ، يهود از سحر و جادو پيروى كرده و آن را از دو منبع به دست می آوردند:
1- از شياطين كه در عهد حضرت سليمان بودند و به مردم برای انجام کارهای ناپسند، سحر ياد مىدادند.
2- از تعليمات دو فرشته كه به زمين آمده بودند و به مردم باطل کردن سحر ياد مىدادند.[8]
در این آیه خداوند از دو فرشته[9] ( نه از جنیان یا به قول شما " دیوان") به نام " هاروت" و " ماروت" نام می برد که به مردم و به خاطر مصالحی، سحر تعلیم می دادند،ولى آنها از آن دو فرشته، مطالبى را مىآموختند كه بتوانند به وسيلۀ آن، ميان مرد و همسرش جدايى اندازند.
پس اولاً: بر خلاف سؤال شما، مردم از دیوان (جنیان) چنین آموزشی را فرا نگرفتند. بلکه دو فرشته مأمور تعلیم مردم بودند. ثانیاً:قرآن نمی فرماید که این دو فرشته روش ایجاد اختلاف و جدایی بین زن و مرد را به مردم می آموختند بلکه می فرماید؛ مردم از آنان روش جدا کردن بین زن و مرد را می آموختند.![10]
همان طور که می دانید فرق زیادی بین این دو مطلب است. گاهی یک معلم مطالبی به دانش آموز خود یاد می دهد که با استفاده از آن بتواند پیشرفت کند یا مشکلات علمی و عملی را حل کند. اما دانش آموز با سوء استفاده از آن معلومات در مسیر مقابل آن قدم می گذارد. یا گاهی مطالبی یاد می دهد که در کارهای پسندیده و هم ناپسند قابل استفاده است ولی دانش آموز از آن در راه ناپسند آن استفاده می کند. علم تهیۀ انواع بمب ها و وسایل کشتار انسان ها در ابتدا چنین بود. بشر با سوء استفاده از پیشرفت علوم توانست به این تکنولوژی دست پیدا کند.
اتفاقاً با استفاده از شأن نزول این آیه، این مطلب را می توان به و ضوح دریافت. در شأن نزول این دو آیه آمده است که : این دو فرشته برای ابطال سحر ساحران، به مردم روش سحر و ابطال آن را می آموختند و از مردم تعهد می گرفتند که ما وسیلۀ آزمایش شما هستیم پس کافر نشوید (و از این علوم در راه آن استفاده کنید).[11]
پاسخ اشکال " زیان رساندن با اذن خدا! "
اگر به خوبی معنای آیۀ مورد نظر دقت شود؛ متوجه می شویم که آیه در صدد جواب از اشکال مقدر است. بعد از این که می فرماید: مردم از آن دو ملک روش های تفرقه اندازی بین زن و شوهر را می آموختند، به ذهن خطور می کند که پس با سحر و جادو می توان در امر خلقت و قوانین زندگی دنیا دست اندازی کرده و بدون خواست تکوینی خداوند و ارادۀ او، مسائل را به هر نحوی که می خواهد تغییر دهد. خداوند در جواب این اشکال می فرماید: " اگر با سحر بخواهند ضرری برسانند باز هم از تحت ارادۀ خداوند خارج نشده اند..[12]
توضیح بیشتر:
این قسمت از آیه اشاره به يكى از اصول اساسى توحيد است كه همه قدرت ها در اين جهان از قدرت پروردگار سرچشمه مىگيرد، حتى سوزندگى آتش و برندگى شمشير بى اذن و فرمان او نمىباشد، چنان نيست كه ساحر بتواند بر خلاف اراده خدا در عالم آفرينش دخالت كند و چنين نيست كه خدا را در قلمرو حكومتش محدود نمايد بلكه اينها خواص و آثارى است كه او در موجودات مختلف قرار داده، بعضى از آن، حُسن استفاده مىكنند و بعضى سوء استفاده، و اين آزادى و اختيار كه خدا به انسان ها داده نيز وسيلهاى است براى آزمودن و تكامل آنها.[13]
حال که خاصیت همه چیز به دست خدا است، به آن معنی نیست که خداوند به انجام سحر و ضرر رساندن به مردم راضی باشد. بلکه فقط به این معنا است که سحر و استفاده از آن، به نوعی استفاده از برخی قوانین هستی است که مانند دیگر قوانین، خداوند، خالق و ایجاد کنندۀ آن است. مانند این که خاصیت برندگی در چاقو و اثر آن در اجسام لطیف از قوانین هستی است و با استفاده از این قانون، مردم استفاده های زیادی می کنند، اگر در شرایطی، یک انسان مظلوم توسط چاقو کشته شود به این معنا است که با اذن و اجازۀ عام خداوند که همان جریان قوانین هستی در مورد شی برنده مانند چاقو است، شخص مظلوم کشته شده است ولی هرگز به این معنا نیست که خداوند به ظالم اذن "خاص" و اجازۀ کشتن شخص مظلوم را داده است بلکه خداوند در آیات مختلف از ظلم کردن، کشتن انسان مظلوم و ضایع کردن حقوق مردم بر حذر داشته است و به چنین کسانی وعده های عذاب دردناک داده است.[14]
پی نوشتها:
[1] معین، محمد، فرهنگ معین، ص 457، نشر بهزاد، تهران، 1386.
[2] راغب اصفهانی، الفردات فی غریب القرآن، ج1، ص 203.
[3] حجر،27.
[4] انعام، 130:" (در روز قيامت از جانب خدا خطاب شود كه) اى گروه جن و انس، آيا براى شما فرستادگانى از خودتان نيامدند كه آيات مرا برای شما بازگو مىكردند و شما را از ديدار امروزتان بيم مىدادند؟ گويند: ما به زيان خود گواهى مىدهيم (آرى فرستادگان آمدند و بيم دادند). و زندگى دنيا آنها را فريفت، و (از اين رو) به زيان خود گواهى دهند كه كافر بودند."
[5] الذاریات،56
[6] احقاف،29،در این آیه به مسلمان شدن عده ای از جنیان اشاره می کند. در آیات متعددی از گروه جنیان کافر، نام برده شده است. نک: فصلت،29؛ اعراف،38؛ کافی، ج1، ص 395.
[7] کهف، 50: " و (به ياد آر) زمانى را كه به فرشتگان گفتيم: به آدم سجده كنيد پس همگى سجده كردند جز ابليس كه از (طايفه) جن بود (و گرنه فرشته گناه نمىكند) پس از فرمان پروردگار خود بيرون رفت."
[8] از مواردی که يادگيرى سحر جائز مىشود: براى ابطال سحر و مقابله با ساحران است. نک: جعفری،یعقوب، تفسیر کوثر،ج1، ص 308،بیجا،بینا.
[9] عن الرضا(ع):وَ أَمَّا هَارُوتُ وَ مَارُوتُ فَكَانَا مَلَكَيْنِ عَلَّمَا النَّاسَ السِّحْرَ لِيَحْتَرِزُوا بِهِ سِحْرَ السَّحَرَةِ وَ يُبْطِلُوا بِهِ كَيْدَهُم. نک: وسائلالشيعة، ج 17 ،ص 147، باب تحريم تعلم السحر و أجره .
[10] به معنای آیه دقت کنید: " و (يهود) از آنچه شياطين در عصر سليمان بر مردم مىخواندند پيروى كردند. سليمان هرگز (دست به سحر نيالود و) كافر نشد ولى شياطين كفر ورزيدند و به مردم سحر آموختند. و (نيز يهود) از آنچه بر دو فرشته بابل «هاروت» و «ماروت»، نازل شد پيروى كردند. (آن دو، راه سحر كردن را، براى آشنايى با طرز ابطال آن، به مردم ياد مىدادند. و) به هيچ كس چيزى ياد نمىدادند، مگر اينكه از پيش به او مىگفتند: «ما وسيله آزمايشيم كافر نشو! (و از اين تعليمات، سوء استفاده نكن!)» ولى آنها از آن دو فرشته، مطالبى را مىآموختند كه بتوانند به وسيله آن، ميان مرد و همسرش جدايى بيفكنند ولى هيچ گاه نمىتوانند بدون اجازه خداوند، به انسانى زيان برسانند. آنها قسمتهايى را فرامىگرفتند كه به آنان زيان مىرسانيد و نفعى نمىداد. و مسلما مىدانستند هر كسى خريدار اين گونه متاع باشد، در آخرت بهرهاى نخواهد داشت. و چه زشت و ناپسند بود آنچه خود را به آن فروختند، اگر مىدانستند."
[11] بقره،102.
[12] با استفاده از تفسیر المیزان،ج 1، ص 355.
[13] مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج1، ص 377.
[14] خداوند می فرماید: " و كسى را كه خداوند خونش را حرام شمرده، نكشيد، جز بحق! و آن كس كه مظلوم كشته شده، براى وليش سلطه (و حق قصاص) قرار داديم اما در قتل اسراف نكند، چرا كه او مورد حمايت است."، اسراء، 33.
منبع: http://farsi.islamquest.net
"دیو "واقعیت یا خیال!؟
در فرهنگ فارسی، دیو به موجودی متوهم گفته می شود که با خصوصیات ظاهری منحصر به خود، از نسل شیطان باشد. اما هرگاه منظور از آن، "اسم خاص" باشد، منظور ابلیس است.[1] آن چه در سؤال شما به نام " دیو" نامیده شده است در فرهنگ قرآن "جنّ" گفته می شود. معنای کلمۀ جن در اصل،به آن چه که از نظر پنهان است، می باشد.[2] جن موجودی است که قرآن دربارۀ خلقت آنان می فرماید:" و جن را پيش از آن ( خلقت آدم)، از آتش گرم و سوزان خلق كرديم."[3] بنابراین جن از موجودات واقعی است که برای هدایتشان رسولانی فرستاده شده است[4] و همچون انسان، مأمور به عبادت خداوند هستند[5] و در اثر اطاعت و یا سرپیچی از دستورات خدا، به گروه کافر و مسلمان تقسیم می شوند.[6] ابلیس نیز که در داستان خلقت،بر آدم سجده نکرد از طایفۀ جنیان بود.[7]
بله! گاهی در اصطلاح عامیانه برای نامیدن موجودات خیالی که هیچ واقعیتی ندارند از واژۀ "دیو " استفاده می کنند ولی آن چه که در این آیه و آیات مشابه و روایات امامان معصوم(ع) دربارۀ جن آمده است، همه حکایت از یک موجو د واقعی دارد.
طبق آيه 102 بقره ، يهود از سحر و جادو پيروى كرده و آن را از دو منبع به دست می آوردند:
1- از شياطين كه در عهد حضرت سليمان بودند و به مردم برای انجام کارهای ناپسند، سحر ياد مىدادند.
2- از تعليمات دو فرشته كه به زمين آمده بودند و به مردم باطل کردن سحر ياد مىدادند.[8]
در این آیه خداوند از دو فرشته[9] ( نه از جنیان یا به قول شما " دیوان") به نام " هاروت" و " ماروت" نام می برد که به مردم و به خاطر مصالحی، سحر تعلیم می دادند،ولى آنها از آن دو فرشته، مطالبى را مىآموختند كه بتوانند به وسيلۀ آن، ميان مرد و همسرش جدايى اندازند.
پس اولاً: بر خلاف سؤال شما، مردم از دیوان (جنیان) چنین آموزشی را فرا نگرفتند. بلکه دو فرشته مأمور تعلیم مردم بودند. ثانیاً:قرآن نمی فرماید که این دو فرشته روش ایجاد اختلاف و جدایی بین زن و مرد را به مردم می آموختند بلکه می فرماید؛ مردم از آنان روش جدا کردن بین زن و مرد را می آموختند.![10]
همان طور که می دانید فرق زیادی بین این دو مطلب است. گاهی یک معلم مطالبی به دانش آموز خود یاد می دهد که با استفاده از آن بتواند پیشرفت کند یا مشکلات علمی و عملی را حل کند. اما دانش آموز با سوء استفاده از آن معلومات در مسیر مقابل آن قدم می گذارد. یا گاهی مطالبی یاد می دهد که در کارهای پسندیده و هم ناپسند قابل استفاده است ولی دانش آموز از آن در راه ناپسند آن استفاده می کند. علم تهیۀ انواع بمب ها و وسایل کشتار انسان ها در ابتدا چنین بود. بشر با سوء استفاده از پیشرفت علوم توانست به این تکنولوژی دست پیدا کند.
اتفاقاً با استفاده از شأن نزول این آیه، این مطلب را می توان به و ضوح دریافت. در شأن نزول این دو آیه آمده است که : این دو فرشته برای ابطال سحر ساحران، به مردم روش سحر و ابطال آن را می آموختند و از مردم تعهد می گرفتند که ما وسیلۀ آزمایش شما هستیم پس کافر نشوید (و از این علوم در راه آن استفاده کنید).[11]
پاسخ اشکال " زیان رساندن با اذن خدا! "
اگر به خوبی معنای آیۀ مورد نظر دقت شود؛ متوجه می شویم که آیه در صدد جواب از اشکال مقدر است. بعد از این که می فرماید: مردم از آن دو ملک روش های تفرقه اندازی بین زن و شوهر را می آموختند، به ذهن خطور می کند که پس با سحر و جادو می توان در امر خلقت و قوانین زندگی دنیا دست اندازی کرده و بدون خواست تکوینی خداوند و ارادۀ او، مسائل را به هر نحوی که می خواهد تغییر دهد. خداوند در جواب این اشکال می فرماید: " اگر با سحر بخواهند ضرری برسانند باز هم از تحت ارادۀ خداوند خارج نشده اند..[12]
توضیح بیشتر:
این قسمت از آیه اشاره به يكى از اصول اساسى توحيد است كه همه قدرت ها در اين جهان از قدرت پروردگار سرچشمه مىگيرد، حتى سوزندگى آتش و برندگى شمشير بى اذن و فرمان او نمىباشد، چنان نيست كه ساحر بتواند بر خلاف اراده خدا در عالم آفرينش دخالت كند و چنين نيست كه خدا را در قلمرو حكومتش محدود نمايد بلكه اينها خواص و آثارى است كه او در موجودات مختلف قرار داده، بعضى از آن، حُسن استفاده مىكنند و بعضى سوء استفاده، و اين آزادى و اختيار كه خدا به انسان ها داده نيز وسيلهاى است براى آزمودن و تكامل آنها.[13]
حال که خاصیت همه چیز به دست خدا است، به آن معنی نیست که خداوند به انجام سحر و ضرر رساندن به مردم راضی باشد. بلکه فقط به این معنا است که سحر و استفاده از آن، به نوعی استفاده از برخی قوانین هستی است که مانند دیگر قوانین، خداوند، خالق و ایجاد کنندۀ آن است. مانند این که خاصیت برندگی در چاقو و اثر آن در اجسام لطیف از قوانین هستی است و با استفاده از این قانون، مردم استفاده های زیادی می کنند، اگر در شرایطی، یک انسان مظلوم توسط چاقو کشته شود به این معنا است که با اذن و اجازۀ عام خداوند که همان جریان قوانین هستی در مورد شی برنده مانند چاقو است، شخص مظلوم کشته شده است ولی هرگز به این معنا نیست که خداوند به ظالم اذن "خاص" و اجازۀ کشتن شخص مظلوم را داده است بلکه خداوند در آیات مختلف از ظلم کردن، کشتن انسان مظلوم و ضایع کردن حقوق مردم بر حذر داشته است و به چنین کسانی وعده های عذاب دردناک داده است.[14]
پی نوشتها:
[1] معین، محمد، فرهنگ معین، ص 457، نشر بهزاد، تهران، 1386.
[2] راغب اصفهانی، الفردات فی غریب القرآن، ج1، ص 203.
[3] حجر،27.
[4] انعام، 130:" (در روز قيامت از جانب خدا خطاب شود كه) اى گروه جن و انس، آيا براى شما فرستادگانى از خودتان نيامدند كه آيات مرا برای شما بازگو مىكردند و شما را از ديدار امروزتان بيم مىدادند؟ گويند: ما به زيان خود گواهى مىدهيم (آرى فرستادگان آمدند و بيم دادند). و زندگى دنيا آنها را فريفت، و (از اين رو) به زيان خود گواهى دهند كه كافر بودند."
[5] الذاریات،56
[6] احقاف،29،در این آیه به مسلمان شدن عده ای از جنیان اشاره می کند. در آیات متعددی از گروه جنیان کافر، نام برده شده است. نک: فصلت،29؛ اعراف،38؛ کافی، ج1، ص 395.
[7] کهف، 50: " و (به ياد آر) زمانى را كه به فرشتگان گفتيم: به آدم سجده كنيد پس همگى سجده كردند جز ابليس كه از (طايفه) جن بود (و گرنه فرشته گناه نمىكند) پس از فرمان پروردگار خود بيرون رفت."
[8] از مواردی که يادگيرى سحر جائز مىشود: براى ابطال سحر و مقابله با ساحران است. نک: جعفری،یعقوب، تفسیر کوثر،ج1، ص 308،بیجا،بینا.
[9] عن الرضا(ع):وَ أَمَّا هَارُوتُ وَ مَارُوتُ فَكَانَا مَلَكَيْنِ عَلَّمَا النَّاسَ السِّحْرَ لِيَحْتَرِزُوا بِهِ سِحْرَ السَّحَرَةِ وَ يُبْطِلُوا بِهِ كَيْدَهُم. نک: وسائلالشيعة، ج 17 ،ص 147، باب تحريم تعلم السحر و أجره .
[10] به معنای آیه دقت کنید: " و (يهود) از آنچه شياطين در عصر سليمان بر مردم مىخواندند پيروى كردند. سليمان هرگز (دست به سحر نيالود و) كافر نشد ولى شياطين كفر ورزيدند و به مردم سحر آموختند. و (نيز يهود) از آنچه بر دو فرشته بابل «هاروت» و «ماروت»، نازل شد پيروى كردند. (آن دو، راه سحر كردن را، براى آشنايى با طرز ابطال آن، به مردم ياد مىدادند. و) به هيچ كس چيزى ياد نمىدادند، مگر اينكه از پيش به او مىگفتند: «ما وسيله آزمايشيم كافر نشو! (و از اين تعليمات، سوء استفاده نكن!)» ولى آنها از آن دو فرشته، مطالبى را مىآموختند كه بتوانند به وسيله آن، ميان مرد و همسرش جدايى بيفكنند ولى هيچ گاه نمىتوانند بدون اجازه خداوند، به انسانى زيان برسانند. آنها قسمتهايى را فرامىگرفتند كه به آنان زيان مىرسانيد و نفعى نمىداد. و مسلما مىدانستند هر كسى خريدار اين گونه متاع باشد، در آخرت بهرهاى نخواهد داشت. و چه زشت و ناپسند بود آنچه خود را به آن فروختند، اگر مىدانستند."
[11] بقره،102.
[12] با استفاده از تفسیر المیزان،ج 1، ص 355.
[13] مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج1، ص 377.
[14] خداوند می فرماید: " و كسى را كه خداوند خونش را حرام شمرده، نكشيد، جز بحق! و آن كس كه مظلوم كشته شده، براى وليش سلطه (و حق قصاص) قرار داديم اما در قتل اسراف نكند، چرا كه او مورد حمايت است."، اسراء، 33.
منبع: http://farsi.islamquest.net