چهارشنبه، 25 اسفند 1389
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما

پرسش :

وجود تفاوت‏ها و تبعيض چگونه با عدالت پروردگار قابل توجيه است؟ همچنين وجود بلايا و مصایب چه ضرورتى دارد؟ چرا خداوند يكى را روزى مى‏دهد، ديگرى را نه، يكى را زيبا و ديگرى را زشت خلق مى‏كند. يكى را هدايت مى‏كند و ديگرى را رها مى‏نمايد؟


پاسخ :
براى "عدل"، معانى مختلفى شده است كه عبارتند از: موزون بودن اجزاى يك مجموعه‏ى مركب، رعايت حقوق افراد و اعطاى حق به صاحب حق، رعايت استحقاق در افاضه‏ى وجود، و تساوى و نفى هرگونه تبعيض. اما معنايى كه مناسب سؤال است، تساوى و نفى هرگونه تبعيض مى‏باشد و مقابل آن، ظلم و تبعيض است، يعنى با همه كس و همه چيز در شرايط مختلف يكسان رفتار شود و يا با شرايط مساوى، رفتاری متفاوت صورت گیرد.
مفهوم حق و استحقاق، درباره‏ى اشياء نسبت به خداوند به معناى نياز و امكان وجود يا كمال وجود است و هر موجودى به حكم فيّاض و فاعل تام بودن خداوند، آنچه را كه مستحق است، دريافت مى‏كند و اگر كمبودى مشاهده مى‏شود، اشكال در ظرفيت قابل و گيرنده فيض است.
اما اين كه چرا خداوند، جهان و موجودات آن را اين گونه آفريده و آيا افعال خداوند معلل به اغراض است، يا نه؟
طبق نظر معتزله و بر خلاف اشاعره افعال خداوند معلّل به غرض و مصالح و بر اساس انتخاب اصلح است، لذا نظام موجود، نظام احسن مى‏باشد. حكماى اسلامى شيعه پس از تقسيم غايت به غايت فعل و غايت فاعل، هر فعلى را داراى غايت دانسته و ذات اقدس الاهى را غايت كل، يعنى غاية الغايات مى‏دانند و اشياء همه از او و به سوى اوست. "و انّ الى ربّك المنتهى".
نحوه‏ى ترتيب و نظام موجودات، ذاتى آنهاست و عين وجودشان مى‏باشد كه با يك اراده الاهى همه ی آنها محقق شده‏اند و چنين نيست كه با يك اراده محقق شده و با اراده‏ى ديگر نظام يافته باشند تا قبل از آن وجود و حقى داشته باشند. اختلافى كه در عالم هستى است در واقع تفاوت است و نه تبعيض و آنچه با عدل منافات دارد، تبعيض است نه تفاوت. بر اساس قانون علت و معلول تفاوت، ذاتى موجودات مى‏باشد؛ زيرا از هر علتى، معلول خاص صادر مى‏شود و چون علت‏ها مختلف است، پس معلول ها هم مختلف مى‏باشند؛ زيرا تخلف معلول از علت محال است و معلول با علت خود بايد سنخيّت داشته باشد. به علاوه كه در اختلاف، آثار مثبتى هست كه در يكسان بودن نيست، مثل تحرك، جنبش و غيره. جهان مانند پيكره‏ى انسان است كه براى تحقق كل، بايد اجزاى مختلفى كنار هم جمع شوند. از اين رو براى به وجود آمدن نظام احسن، وجود تفاوت (نه تبعيض) ضرورى است و اگر زيبايى و زشتى در كنار هم نبود نه زيبا، زيبا بود و نه زشت، زشت بود.
اما راجع به بلايا و مصايب بايد گفت: در نظام هستى انواع مختلفى از بلايا و مصايب وجود دارد: بعضى بلايا نتيجه‏ى كار خود انسان است؛ برخى بلاها كه بر اثر سهل انگارى ديگران مانند پدر و مادر نصيب فرزند مى‏شود. هر دو قسم مربوط به انسان است و نبايد به بارى تعالى نسبت داد.
و گاهى بلا براى از بين بردن گناه مى‏باشد و در واقع كفاره‏ى گناهان است، مصايبى كه باعث بيدارى و غفلت زدايى است، يا گاهى براى امتحان و تكامل افراد است كه نه تنها با عدالت تنافى ندارد، بلكه عين رحمت و كرم پروردگار است.
اما اين كه يكى را روزى مى‏دهد و ديگرى را نه، سخن صحيحى نيست؛ زيرا روزى تمام جنبندگان بر عهده‏ى خداوند است، ولى قيام به طلب روزى و تلاش در اين راه، وظيفه‏ى بندگان است و ترتيب امور جميع اسباب ظاهرى و غير ظاهرى به تقدير الاهى است، و خداوند ابتداءً كسى را از روزى محروم نمى‏نمايد. در روايات، رزق و روزى دو گونه آمده است: "رزق طالب" و "رزق مطلوب". رزق طالب، رزقى است كه به سراغ افراد مى‏آيد و رزق مطلوب، رزقى است كه به سراغش مى‏روند. رزق طالب همان رزق وجود و هستى، عمر و... مى‏باشد و رزق مطلوب با تلاش و فراهم نمودن امكانات لازم به دست مى‏آيد.
در مورد هدايت و اضلال حق تعالى مى‏توان گفت: هدايت خداوند به دو نوع تكوينى و تشريعى تقسيم مى‏شود، و هدايت تكوينى نيز، به هدايت عام و هدايت خاص، منقسم مى‏گردد. هدايت تكوينى عام، روزى همه ی بندگان است که هم شامل كافر و... و هم مؤمن مى‏شود. لكن هدايت تكوينى خاص، روزى بندگان خاص الاهى است.
اضلال (رها كردن) خداوند، هرگز ابتدايى نبوده و آن ذات مقدس ابتداءً كسى را گمراه و رها نمى‏نمايد، اما اگر بنده‏اى از اوامر و نواهى (هدايت تشريعى) او پيروى ننمود و راه تبهكارى در پيش گرفت، خداوند او را به حال خويش رها مى‏نمايد، و اين، "اضلال" الاهى است.

منبع: http://farsi.islamquest.net

تبلیغات در راسخون
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
تازه های پرسش و پاسخ