چهارشنبه، 25 اسفند 1389
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما

پرسش :

آيا طي الارض که بزرگان ديني ما انجام ميدادند با کاري که بعضي از مرتاض ها(رد شدن از ديوار چين) انجام ميدهند تفاوتي دارد؟علم زر چيست؟ آيا اين عالم حقيقت دارد؟


پاسخ :
طي الارض به معناي پيمودن زمين در زمان بسيار كوتاه مي باشد و اينكار از كارهايي است كه انسان هاي عادي نمي توانند آن را انجام دهند.
اما طي الارض از اين جهت كه كاري است كه هر انساني توان انجام آنرا ندارد با كار مرتاضها فرقي نمي كند به طور واضح تر اينكه وجه اشتراك طي الارض و كارهاي مرتاضها در اين است كه از دست هر كسي بر نمي آيد و وفقط كساني كه يكسري سختي هايي را تحمل كرده اند چه انسان خوبي باشند و چه انسان بد به آن دست مي يابند زيرا رياضت و نتايج آن، تحت نظام علّى و معلولى قرار دارد؛ يعنى، اگر علت (به مشقّت انداختن جسم) ايجاد شد، معلول (تقويت روح در بعدى از ابعاد) نيز حاصل مى‏شود. حال اين علّت و معلول، ممكن است در قالب يك نظام ارزشى و الهى شكل بگيرد و يا ممكن است خارج از اين نظام باشد. درست مثل يك چاقوى تيز كه مى‏توانيم در راه صحيح و يا غلط از آن بهره‏بردارى كنيم و ممكن است اين چاقو از طريق صحيح تيز شده باشد و يا از راه غصبى. بنابراين تقويت روح چيزى شبيه تيز كردن چاقو است. لکن در سايه رياضت‏هاى دينى، علاوه بر اينكه نفس انسان قدرتمند مى‏شود و او به كمالاتى مى‏رسد؛ به سعادت واقعى و جاودان نيز دست مى‏يابد. اين امرى است كه با رياضت‏هاى غير دينى حاصل نمى‏شود.
اختلافات بسياري بين طي الارضي كه توسط سلوك عرفاني مذهبي بدست مي آيد با طي الارضي كه با رياضتهاي مرتاضهاي هندي حاصل مي شود،مي باشد.
توضيح:
رياضت و سختي بردو نوع است:
1.رياضت به صورت مطلق؛ قطع نظر از آموزه‏هاى دينى
2.رياضت در قالب آموزه‏هاى دينى و براساس معيارهاى شرعى
تفاوتهاي ايندو رياضت:
1.رياضت به معناى مطلق، عبارت است از اينكه انسان از هر راه ممكن، جسم خود را به مشقّت بيندازد تا مهارت‏ها و توانمندى‏هايى را در بعد روحى به دست آورد؛ قطع نظر از اينكه آيا چنين عملى از نظر احكام شرعى و مبانى دينى صحيح است يا نه. از اين رو مرتاضانى كه بدون در نظر گرفتن شريعت الهى، رياضت مى‏كشند، براى رسيدن به هدف خود، هر عملى را انجام مى‏دهند! حال فرقى نمى‏كند اين كار از نظر شرعى حرام باشد، يا با كرامت انسانى سازگار نباشد؛ زيرا آنان بر اين باورند كه فلان عمل، موجب تقويت روح يا اراده‏شان مى‏شود. حال آنكه در رياضت‏هاى دينى (مانند روزه)، هرگز فرد از چارچوب شريعت خارج نمى‏شود و هر قدرت و نيرويى براى او مطلوب نيست. او براساس احكام الهى روزه مى‏گيرد؛ زيرا اعمال احكام دينى، براى اين است كه انسان را در حوزه عبوديت خدا قرار دهد و او را به مقام قرب الهى برساند. پس نتيجه واثر رياضت‏هاى شرعى و غيرشرعى كاملاً با هم متفاوت است
2.فرق ديگر رياضت دينى با رياضت غيردينى، اين است كه دين، به انسان اجازه ضرر زدن به خود يا به ديگرى را نمى‏دهد و اعمال او همواره بايدفايده عقلايى داشته باشد. براى مثال روزه عمل واجبى است كه افراد مكلّف، بايد آن را بگيرند. اما همين روزه اگر در جايى موجب آسيب شديد جسمانى،يا بيمارى و يا تشديد آن گردد، حكم آن لغو مى‏شود و چنين فردى نبايد روزه بگيرد.
در حالى كه مرتاض، ممكن است عملى را به اين جهت انجام دهد كه موجب تقويت اراده شود و كارى ندارد به اينكه اين عمل ممكن است براى او ضرر داشته باشد يا نه
3.فرق ديگر مربوط به انگيزه و هدفى است كه مرتاض دنبال مى‏كند. اگر از مرتاض سؤال شود انگيزه و هدف تو از اين عمل چيست، ممكن است بگويد: براى تقويت روح، يا به جهت تقويت اراده، يا به دليل اينكه بتوانم توانايى به دست آورم. اما نخستين شرط روزه اين است كه روزه‏دار، بايد نيت و قصد «قربت» كند: «انما الاعمال بالنيات البته روزه‏دار نيز ممكن است انگيزه‏اش دستيابى به بهشت و نعمت‏هاى بهشتى باشد؛ اما بايد قصد «قربة الى الله» كند. او مى‏خواهد در قالب‏بندگى، رضايت خدا را به دست آورد و به دنبال آن، از نعمت‏هاى مادى و معنوى نيز بهره بگيرد. پس در رياضت‏هاى الهى، قصد و انگيزه الهى است؛ ولى معلوم نيست مرتاض چنين هدفى را دنبال كند.
www.shamimm.ir
تبلیغات در راسخون
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.