پرسش :
آيا طي الارض که بزرگان ديني ما انجام ميدادند با کاري که بعضي از مرتاض ها(رد شدن از ديوار چين) انجام ميدهند تفاوتي دارد؟علم زر چيست؟ آيا اين عالم حقيقت دارد؟
پاسخ :
طي الارض به معناي پيمودن زمين در زمان بسيار كوتاه مي باشد و اينكار از كارهايي است كه انسان هاي عادي نمي توانند آن را انجام دهند.
اما طي الارض از اين جهت كه كاري است كه هر انساني توان انجام آنرا ندارد با كار مرتاضها فرقي نمي كند به طور واضح تر اينكه وجه اشتراك طي الارض و كارهاي مرتاضها در اين است كه از دست هر كسي بر نمي آيد و وفقط كساني كه يكسري سختي هايي را تحمل كرده اند چه انسان خوبي باشند و چه انسان بد به آن دست مي يابند زيرا رياضت و نتايج آن، تحت نظام علّى و معلولى قرار دارد؛ يعنى، اگر علت (به مشقّت انداختن جسم) ايجاد شد، معلول (تقويت روح در بعدى از ابعاد) نيز حاصل مىشود. حال اين علّت و معلول، ممكن است در قالب يك نظام ارزشى و الهى شكل بگيرد و يا ممكن است خارج از اين نظام باشد. درست مثل يك چاقوى تيز كه مىتوانيم در راه صحيح و يا غلط از آن بهرهبردارى كنيم و ممكن است اين چاقو از طريق صحيح تيز شده باشد و يا از راه غصبى. بنابراين تقويت روح چيزى شبيه تيز كردن چاقو است. لکن در سايه رياضتهاى دينى، علاوه بر اينكه نفس انسان قدرتمند مىشود و او به كمالاتى مىرسد؛ به سعادت واقعى و جاودان نيز دست مىيابد. اين امرى است كه با رياضتهاى غير دينى حاصل نمىشود.
اختلافات بسياري بين طي الارضي كه توسط سلوك عرفاني مذهبي بدست مي آيد با طي الارضي كه با رياضتهاي مرتاضهاي هندي حاصل مي شود،مي باشد.
توضيح:
رياضت و سختي بردو نوع است:
1.رياضت به صورت مطلق؛ قطع نظر از آموزههاى دينى
2.رياضت در قالب آموزههاى دينى و براساس معيارهاى شرعى
تفاوتهاي ايندو رياضت:
1.رياضت به معناى مطلق، عبارت است از اينكه انسان از هر راه ممكن، جسم خود را به مشقّت بيندازد تا مهارتها و توانمندىهايى را در بعد روحى به دست آورد؛ قطع نظر از اينكه آيا چنين عملى از نظر احكام شرعى و مبانى دينى صحيح است يا نه. از اين رو مرتاضانى كه بدون در نظر گرفتن شريعت الهى، رياضت مىكشند، براى رسيدن به هدف خود، هر عملى را انجام مىدهند! حال فرقى نمىكند اين كار از نظر شرعى حرام باشد، يا با كرامت انسانى سازگار نباشد؛ زيرا آنان بر اين باورند كه فلان عمل، موجب تقويت روح يا ارادهشان مىشود. حال آنكه در رياضتهاى دينى (مانند روزه)، هرگز فرد از چارچوب شريعت خارج نمىشود و هر قدرت و نيرويى براى او مطلوب نيست. او براساس احكام الهى روزه مىگيرد؛ زيرا اعمال احكام دينى، براى اين است كه انسان را در حوزه عبوديت خدا قرار دهد و او را به مقام قرب الهى برساند. پس نتيجه واثر رياضتهاى شرعى و غيرشرعى كاملاً با هم متفاوت است
2.فرق ديگر رياضت دينى با رياضت غيردينى، اين است كه دين، به انسان اجازه ضرر زدن به خود يا به ديگرى را نمىدهد و اعمال او همواره بايدفايده عقلايى داشته باشد. براى مثال روزه عمل واجبى است كه افراد مكلّف، بايد آن را بگيرند. اما همين روزه اگر در جايى موجب آسيب شديد جسمانى،يا بيمارى و يا تشديد آن گردد، حكم آن لغو مىشود و چنين فردى نبايد روزه بگيرد.
در حالى كه مرتاض، ممكن است عملى را به اين جهت انجام دهد كه موجب تقويت اراده شود و كارى ندارد به اينكه اين عمل ممكن است براى او ضرر داشته باشد يا نه
3.فرق ديگر مربوط به انگيزه و هدفى است كه مرتاض دنبال مىكند. اگر از مرتاض سؤال شود انگيزه و هدف تو از اين عمل چيست، ممكن است بگويد: براى تقويت روح، يا به جهت تقويت اراده، يا به دليل اينكه بتوانم توانايى به دست آورم. اما نخستين شرط روزه اين است كه روزهدار، بايد نيت و قصد «قربت» كند: «انما الاعمال بالنيات البته روزهدار نيز ممكن است انگيزهاش دستيابى به بهشت و نعمتهاى بهشتى باشد؛ اما بايد قصد «قربة الى الله» كند. او مىخواهد در قالببندگى، رضايت خدا را به دست آورد و به دنبال آن، از نعمتهاى مادى و معنوى نيز بهره بگيرد. پس در رياضتهاى الهى، قصد و انگيزه الهى است؛ ولى معلوم نيست مرتاض چنين هدفى را دنبال كند.
www.shamimm.ir
طي الارض به معناي پيمودن زمين در زمان بسيار كوتاه مي باشد و اينكار از كارهايي است كه انسان هاي عادي نمي توانند آن را انجام دهند.
اما طي الارض از اين جهت كه كاري است كه هر انساني توان انجام آنرا ندارد با كار مرتاضها فرقي نمي كند به طور واضح تر اينكه وجه اشتراك طي الارض و كارهاي مرتاضها در اين است كه از دست هر كسي بر نمي آيد و وفقط كساني كه يكسري سختي هايي را تحمل كرده اند چه انسان خوبي باشند و چه انسان بد به آن دست مي يابند زيرا رياضت و نتايج آن، تحت نظام علّى و معلولى قرار دارد؛ يعنى، اگر علت (به مشقّت انداختن جسم) ايجاد شد، معلول (تقويت روح در بعدى از ابعاد) نيز حاصل مىشود. حال اين علّت و معلول، ممكن است در قالب يك نظام ارزشى و الهى شكل بگيرد و يا ممكن است خارج از اين نظام باشد. درست مثل يك چاقوى تيز كه مىتوانيم در راه صحيح و يا غلط از آن بهرهبردارى كنيم و ممكن است اين چاقو از طريق صحيح تيز شده باشد و يا از راه غصبى. بنابراين تقويت روح چيزى شبيه تيز كردن چاقو است. لکن در سايه رياضتهاى دينى، علاوه بر اينكه نفس انسان قدرتمند مىشود و او به كمالاتى مىرسد؛ به سعادت واقعى و جاودان نيز دست مىيابد. اين امرى است كه با رياضتهاى غير دينى حاصل نمىشود.
اختلافات بسياري بين طي الارضي كه توسط سلوك عرفاني مذهبي بدست مي آيد با طي الارضي كه با رياضتهاي مرتاضهاي هندي حاصل مي شود،مي باشد.
توضيح:
رياضت و سختي بردو نوع است:
1.رياضت به صورت مطلق؛ قطع نظر از آموزههاى دينى
2.رياضت در قالب آموزههاى دينى و براساس معيارهاى شرعى
تفاوتهاي ايندو رياضت:
1.رياضت به معناى مطلق، عبارت است از اينكه انسان از هر راه ممكن، جسم خود را به مشقّت بيندازد تا مهارتها و توانمندىهايى را در بعد روحى به دست آورد؛ قطع نظر از اينكه آيا چنين عملى از نظر احكام شرعى و مبانى دينى صحيح است يا نه. از اين رو مرتاضانى كه بدون در نظر گرفتن شريعت الهى، رياضت مىكشند، براى رسيدن به هدف خود، هر عملى را انجام مىدهند! حال فرقى نمىكند اين كار از نظر شرعى حرام باشد، يا با كرامت انسانى سازگار نباشد؛ زيرا آنان بر اين باورند كه فلان عمل، موجب تقويت روح يا ارادهشان مىشود. حال آنكه در رياضتهاى دينى (مانند روزه)، هرگز فرد از چارچوب شريعت خارج نمىشود و هر قدرت و نيرويى براى او مطلوب نيست. او براساس احكام الهى روزه مىگيرد؛ زيرا اعمال احكام دينى، براى اين است كه انسان را در حوزه عبوديت خدا قرار دهد و او را به مقام قرب الهى برساند. پس نتيجه واثر رياضتهاى شرعى و غيرشرعى كاملاً با هم متفاوت است
2.فرق ديگر رياضت دينى با رياضت غيردينى، اين است كه دين، به انسان اجازه ضرر زدن به خود يا به ديگرى را نمىدهد و اعمال او همواره بايدفايده عقلايى داشته باشد. براى مثال روزه عمل واجبى است كه افراد مكلّف، بايد آن را بگيرند. اما همين روزه اگر در جايى موجب آسيب شديد جسمانى،يا بيمارى و يا تشديد آن گردد، حكم آن لغو مىشود و چنين فردى نبايد روزه بگيرد.
در حالى كه مرتاض، ممكن است عملى را به اين جهت انجام دهد كه موجب تقويت اراده شود و كارى ندارد به اينكه اين عمل ممكن است براى او ضرر داشته باشد يا نه
3.فرق ديگر مربوط به انگيزه و هدفى است كه مرتاض دنبال مىكند. اگر از مرتاض سؤال شود انگيزه و هدف تو از اين عمل چيست، ممكن است بگويد: براى تقويت روح، يا به جهت تقويت اراده، يا به دليل اينكه بتوانم توانايى به دست آورم. اما نخستين شرط روزه اين است كه روزهدار، بايد نيت و قصد «قربت» كند: «انما الاعمال بالنيات البته روزهدار نيز ممكن است انگيزهاش دستيابى به بهشت و نعمتهاى بهشتى باشد؛ اما بايد قصد «قربة الى الله» كند. او مىخواهد در قالببندگى، رضايت خدا را به دست آورد و به دنبال آن، از نعمتهاى مادى و معنوى نيز بهره بگيرد. پس در رياضتهاى الهى، قصد و انگيزه الهى است؛ ولى معلوم نيست مرتاض چنين هدفى را دنبال كند.
www.shamimm.ir