پرسش :
شبهه: ازدواجهاي متعدد برخي از معصومين بدون هيچ مصلحتي بوده و نشان دهنده اين است كه همه ما مي توانيم اقدام به ازدواج مجدد كنيم و نبايد رسانه ها آن را بد جلوه دهند.
پاسخ :
در اسلام، داشتن چهار زن دايم با توجه به شرائط آن جايز است بنابراين همه افراد ميتوانند با توجه به شرايط و امكانات خود، تا چهار زن به طور همزمان داشته باشند. امامان معصوم ـ عليهم السلام ـ با توجه به اين حكم شرعي اسلام، حق داشتند كه به طور همزمان تا چهار زن دايم داشته باشند با اين وجود ازدواجهاي متعدد معصومين ـ عليهم السلام ـ حتّي در همين گسترهاي كه شرع اجازه داده است، هيچگاه از روي هوس نبوده و به خاطر برخي مصلحتهايي كه به آنها اشاره ميشود، به ازدواج دوّم و... اقدام مينمودند.
دلايل عمده ازدواجهاي متعدد برخي معصومين ـ عليهم السلام ـ عبارتند از:
1. ايجاد رابطه خويشاوندي با قبايل مختلف و گسترش اسلام
در آغاز كه پيامبر اسلام ـ صلي اللّه عليه و آله ـ دعوت به اسلام را شروع نمود، تنها بود و تا مدتها جز عدهاي محدودي به او ايمان نياوردند، او بر ضد تمامي باورها و عقايد خرافي عصر و محيط خود قيام كرد. طبيعي است كه اقوام و قبايل بر عليه او بسيج شوند و دعوت او را نپذيرند، يكي از شيوهها و راههاي توسعه و گسترش اسلام و درهم شكستن اتحاد نامقدس دشمنان اين بود كه پيامبر اسلام با قبايل مختلف رابطه و خويشاوندي برقرار كند زيرا محكمترين رابطه در ميان عرب، رابطه خويشاوندي محسوب ميشد و داماد قبيله را همواره از خود ميدانستند و دفاع از او را لازم و تنها گذاشتن او را گناه ميشمردند،[1] پيامبر اسلام با هوشمندي هرچه تمام از اين روش و تاكتيك استفاده نمود تا با قبايل مختلف رابطه خويشاوندي برقرار نموده در توسعه و گسترش اسلام از آن بهره گيرد.
2. الگودهي براي ديگران
معصومين ـ عليهم السلام ـ براي ديگر مسلمانان الگو بودند. يكي از اهداف آنها در ازدواجهاي مكرّر بيان احكام اسلامي، و نهادينه كردن فرهنگ ازدواج در جامعه بود. در عصر معصومين ـ عليهم السلام ـ ، جامعه عرب به مفاسد و انحرافات اجتماعي و اخلاقي آلوده بودند، امامان ـ عليهم السلام ـ با ازدواجهاي متعدد و مكرّر الگوي عملي براي آنها بود تا از انحرافات و مفاسد اخلاقي دست بردار شده از طريق ازدواج، نياز خود را ارضا نمايند. و البته در ازدواجهاي معصومين ـ عليهم السلام ـ نكاتي بسيار قابل توجهي به نظر ميرسد كه همه جنبه الگويي دارند، برگذاري ازدواجهاي ساده و آسان و ازدواج با زنان شوهر مرده و بيوه از آن جمله ميباشد.
3. حفظ شخصيت زنان و تربيت آنها
در عصر معصومين ـ عليهم السلام ـ در جنگها عدهاي از زنان اسير ميشدند و برده ميشدند و يا با كشته شدن شوهرانشان بيسرپرست ميشدند و در چنين شرايطي شخصيت اجتماعي آنها به شدت مورد تهديد واقع ميشد، امامان ـ عليهم السلام ـ براي حفظ شخصيت آن بانوان و يا آزاد شدن اسيران و بردگان، با آنها ازدواج ميكردند و آنها را تربيت نموده سپس آزاد مينمودند[2] به عنوان نمونه به يك مورد اشاره ميكنم كه ازدواج مجدد فقط براي حفظ شخصيت و آبروي خانمي كه امام با آن ازدواج نمود، بوده است. در تاريخ آمده است كه: عبدالله ابن عامر (بر اثر دسيسه معاويه براي اينكه همسر او با يزيد ازدواج كند). همسرش امخالد را طلاق داد، امام حسن ـ عليه السلام ـ وقتي از جريان مطلع شد و آبروي آن خانم را مورد خطر ديد، قبل از آنكه معاويه اقدام كند، با امّخالد ازدواج كرد،[3] و به اين وسيله شخصيت و آبروي او را از دسترس هوسبازان مصون نگه داشت.
بنابراين با نگاهي به شرايط تاريخي و اجتماعي دوران معصومين ـ عليهم السلام ـ و نيز ماهيت ازدواجهاي آنان، به اين نتيجه ميرسيم كه ازدواجهاي مكرّر و مجدد آنان هيچگاه از روي هوس و بدون دليل نبوده بلكه در طريق تبليغ و گسترش اسلام صورت گرفته و كاملاً جنبه تربيتي و الگويي داشته است.
به طور كلي ميتوان گفت كه جا نيفتادن ازدواج مجدد در جامعه ما به عوامل زير بستگي دارد.
1. عوامل فرهنگي؛ يكي از عوامل اصلي اينكه ازدواج مجدد در جامعه ما جا نيفتاده ويژگيها و شرايط فرهنگي جامعه ما است.[4] در فرهنگ ما ازدواج به عنوان يك امر مقدس و پيمان ناگسستني شناخته شد. كه هيچ عاملي نميتواند در آن خللي وارد كند. پيمان زناشويي در فرهنگ ما تعهّد، مسؤليت و وفاداري را به همراه دارد، بنابراين وقتي افراد براي نخستين بار ازدواج ميكنند، تمام تلاش، كوشش و توان خويش را در استحكام و پايداري اين امر مقدس بكار ميگيرند، تعهّد، مسؤليتپذيري و روحيه وفاداري آن چنان در زن و شوهر وجود دارد كه هيچگاه در فكر ازدواج مجدد نبوده و حتّي بعد از مرگ همسر نيز خود را وفادار به آن ميدانند. بر اساس اين باور، افرادي كه به ازدواج مجدد اقدام نمايند، شديداً مورد نكوهش از سوي بستگان و ديگران واقع ميشوند. لذا گاه ديده ميشود كه افرادي حتّي پس از مرگ همسرشان تا پايان عمر رنج تنهايي و مشكلات زندگي را تحمل ميكنند و خود را به همسر قبليشان وفادار ميدانند.
2. مشكلات اقتصادي؛ در مورد آقايان عوامل اقتصادي نيز در عدم استقبال از ازدواج مجدد آنها نقش دارد. خانمها بيشتر به رسومات و مسايل فرهنگي خود را پايبند ميدانند اما آقايان بيشتر به خاطر نداشتن هزينه ازدواج مجدد و عدم توانايي بر اداره زندگي از ازدواج مجدد صرفنظر ميكنند. هزينه ازدواج مجدد هم شامل هزينه اصل مراسم و هم هزينه و مخارج زندگي بعد از آن ميشود، چون سبك زندگي امروزه بهگونهاي است كه داشتن دو همسر به طور همزمان، دو منزل مستقل و جدا ميخواهد، و كمتر افرادي هستند كه توان اينگونه مخارج را داشته باشند.
در پايان مناسب است كه نظر اسلام را در اينباره يادآور شوم.
1. از نظر اسلام، ازدواج مجدد بعد از فوت همسر اوّل، كاملاً امر پسنديده و مطلوب ميباشد و براي خانمها بسيار ضروري به نظر ميرسد چون هم از نظر عاطفي و هم از نظر اقتصادي نيازمند به يك تكيهگاه و پشتوانه قوي ميباشند كه آنها را از گزند مشكلات و حوادث مصون نگه داشته و در سختيهاي زندگي آنها را ياري كند.
2. آقايان در زمان حيات همسرشان هم ميتوانند به ازدواج مجدد اقدام نمايند و تا چهار زن ميتوانند داشته باشند، اما از نظر اسلام علاوه بر مسايل و مشكلات اقتصادي، يكسري شرايط ديگري وجود دارد كه مرد حتماً بايد رعايت نمايد و شايد تا حدودي اين مسايل هم باعث شده كه ازدواج مجدد در جامعه ما جا نيفتاده است.
مهمترين شرايط، رعايت اعتدال است. اگر مردان نميتوانند عدالت بين همسران را رعايت كنند نميتوانند اقدام به ازدواج مجدد نمايند. ديگر اين كه سرمايه عاطفي اغلب انسان ها محدود است كسي كه از اين سرمايه بهرمند نيست نمي تواند به افراد متعددي دل ببندد و با جان و دل نسبت به نفقه، محبت و رعايت حقوق عاطفي و اقتصادي و ... اقدام كند.
[1] . براي مطالعه بيشتر ر.ك: مكارم شيرازي، تفسير نمونه، مدرسه اميرالمؤمنين ـ عليه السلام ـ، چاپ 12، ج 17، 1374، ص 381.
[2] . محمد باقر مجلسي، بحارالانوار، المكتبه الاسلاميه، ج 46، ص 139.
[3] . محمد تقي عبدوس، فرازهايي برجسته از سيره امامان شيعه، دفتر تبليغات اسلامي، 1372، ج 2، ص 10.
[4] . براي مطالعه بيشتر ر.ك: احمد آذري قمي، سيماي زن در اسلام، انتشارات دار العلم، چاپ اول، 1372، فصل اول.
www.andisheqom.com
در اسلام، داشتن چهار زن دايم با توجه به شرائط آن جايز است بنابراين همه افراد ميتوانند با توجه به شرايط و امكانات خود، تا چهار زن به طور همزمان داشته باشند. امامان معصوم ـ عليهم السلام ـ با توجه به اين حكم شرعي اسلام، حق داشتند كه به طور همزمان تا چهار زن دايم داشته باشند با اين وجود ازدواجهاي متعدد معصومين ـ عليهم السلام ـ حتّي در همين گسترهاي كه شرع اجازه داده است، هيچگاه از روي هوس نبوده و به خاطر برخي مصلحتهايي كه به آنها اشاره ميشود، به ازدواج دوّم و... اقدام مينمودند.
دلايل عمده ازدواجهاي متعدد برخي معصومين ـ عليهم السلام ـ عبارتند از:
1. ايجاد رابطه خويشاوندي با قبايل مختلف و گسترش اسلام
در آغاز كه پيامبر اسلام ـ صلي اللّه عليه و آله ـ دعوت به اسلام را شروع نمود، تنها بود و تا مدتها جز عدهاي محدودي به او ايمان نياوردند، او بر ضد تمامي باورها و عقايد خرافي عصر و محيط خود قيام كرد. طبيعي است كه اقوام و قبايل بر عليه او بسيج شوند و دعوت او را نپذيرند، يكي از شيوهها و راههاي توسعه و گسترش اسلام و درهم شكستن اتحاد نامقدس دشمنان اين بود كه پيامبر اسلام با قبايل مختلف رابطه و خويشاوندي برقرار كند زيرا محكمترين رابطه در ميان عرب، رابطه خويشاوندي محسوب ميشد و داماد قبيله را همواره از خود ميدانستند و دفاع از او را لازم و تنها گذاشتن او را گناه ميشمردند،[1] پيامبر اسلام با هوشمندي هرچه تمام از اين روش و تاكتيك استفاده نمود تا با قبايل مختلف رابطه خويشاوندي برقرار نموده در توسعه و گسترش اسلام از آن بهره گيرد.
2. الگودهي براي ديگران
معصومين ـ عليهم السلام ـ براي ديگر مسلمانان الگو بودند. يكي از اهداف آنها در ازدواجهاي مكرّر بيان احكام اسلامي، و نهادينه كردن فرهنگ ازدواج در جامعه بود. در عصر معصومين ـ عليهم السلام ـ ، جامعه عرب به مفاسد و انحرافات اجتماعي و اخلاقي آلوده بودند، امامان ـ عليهم السلام ـ با ازدواجهاي متعدد و مكرّر الگوي عملي براي آنها بود تا از انحرافات و مفاسد اخلاقي دست بردار شده از طريق ازدواج، نياز خود را ارضا نمايند. و البته در ازدواجهاي معصومين ـ عليهم السلام ـ نكاتي بسيار قابل توجهي به نظر ميرسد كه همه جنبه الگويي دارند، برگذاري ازدواجهاي ساده و آسان و ازدواج با زنان شوهر مرده و بيوه از آن جمله ميباشد.
3. حفظ شخصيت زنان و تربيت آنها
در عصر معصومين ـ عليهم السلام ـ در جنگها عدهاي از زنان اسير ميشدند و برده ميشدند و يا با كشته شدن شوهرانشان بيسرپرست ميشدند و در چنين شرايطي شخصيت اجتماعي آنها به شدت مورد تهديد واقع ميشد، امامان ـ عليهم السلام ـ براي حفظ شخصيت آن بانوان و يا آزاد شدن اسيران و بردگان، با آنها ازدواج ميكردند و آنها را تربيت نموده سپس آزاد مينمودند[2] به عنوان نمونه به يك مورد اشاره ميكنم كه ازدواج مجدد فقط براي حفظ شخصيت و آبروي خانمي كه امام با آن ازدواج نمود، بوده است. در تاريخ آمده است كه: عبدالله ابن عامر (بر اثر دسيسه معاويه براي اينكه همسر او با يزيد ازدواج كند). همسرش امخالد را طلاق داد، امام حسن ـ عليه السلام ـ وقتي از جريان مطلع شد و آبروي آن خانم را مورد خطر ديد، قبل از آنكه معاويه اقدام كند، با امّخالد ازدواج كرد،[3] و به اين وسيله شخصيت و آبروي او را از دسترس هوسبازان مصون نگه داشت.
بنابراين با نگاهي به شرايط تاريخي و اجتماعي دوران معصومين ـ عليهم السلام ـ و نيز ماهيت ازدواجهاي آنان، به اين نتيجه ميرسيم كه ازدواجهاي مكرّر و مجدد آنان هيچگاه از روي هوس و بدون دليل نبوده بلكه در طريق تبليغ و گسترش اسلام صورت گرفته و كاملاً جنبه تربيتي و الگويي داشته است.
به طور كلي ميتوان گفت كه جا نيفتادن ازدواج مجدد در جامعه ما به عوامل زير بستگي دارد.
1. عوامل فرهنگي؛ يكي از عوامل اصلي اينكه ازدواج مجدد در جامعه ما جا نيفتاده ويژگيها و شرايط فرهنگي جامعه ما است.[4] در فرهنگ ما ازدواج به عنوان يك امر مقدس و پيمان ناگسستني شناخته شد. كه هيچ عاملي نميتواند در آن خللي وارد كند. پيمان زناشويي در فرهنگ ما تعهّد، مسؤليت و وفاداري را به همراه دارد، بنابراين وقتي افراد براي نخستين بار ازدواج ميكنند، تمام تلاش، كوشش و توان خويش را در استحكام و پايداري اين امر مقدس بكار ميگيرند، تعهّد، مسؤليتپذيري و روحيه وفاداري آن چنان در زن و شوهر وجود دارد كه هيچگاه در فكر ازدواج مجدد نبوده و حتّي بعد از مرگ همسر نيز خود را وفادار به آن ميدانند. بر اساس اين باور، افرادي كه به ازدواج مجدد اقدام نمايند، شديداً مورد نكوهش از سوي بستگان و ديگران واقع ميشوند. لذا گاه ديده ميشود كه افرادي حتّي پس از مرگ همسرشان تا پايان عمر رنج تنهايي و مشكلات زندگي را تحمل ميكنند و خود را به همسر قبليشان وفادار ميدانند.
2. مشكلات اقتصادي؛ در مورد آقايان عوامل اقتصادي نيز در عدم استقبال از ازدواج مجدد آنها نقش دارد. خانمها بيشتر به رسومات و مسايل فرهنگي خود را پايبند ميدانند اما آقايان بيشتر به خاطر نداشتن هزينه ازدواج مجدد و عدم توانايي بر اداره زندگي از ازدواج مجدد صرفنظر ميكنند. هزينه ازدواج مجدد هم شامل هزينه اصل مراسم و هم هزينه و مخارج زندگي بعد از آن ميشود، چون سبك زندگي امروزه بهگونهاي است كه داشتن دو همسر به طور همزمان، دو منزل مستقل و جدا ميخواهد، و كمتر افرادي هستند كه توان اينگونه مخارج را داشته باشند.
در پايان مناسب است كه نظر اسلام را در اينباره يادآور شوم.
1. از نظر اسلام، ازدواج مجدد بعد از فوت همسر اوّل، كاملاً امر پسنديده و مطلوب ميباشد و براي خانمها بسيار ضروري به نظر ميرسد چون هم از نظر عاطفي و هم از نظر اقتصادي نيازمند به يك تكيهگاه و پشتوانه قوي ميباشند كه آنها را از گزند مشكلات و حوادث مصون نگه داشته و در سختيهاي زندگي آنها را ياري كند.
2. آقايان در زمان حيات همسرشان هم ميتوانند به ازدواج مجدد اقدام نمايند و تا چهار زن ميتوانند داشته باشند، اما از نظر اسلام علاوه بر مسايل و مشكلات اقتصادي، يكسري شرايط ديگري وجود دارد كه مرد حتماً بايد رعايت نمايد و شايد تا حدودي اين مسايل هم باعث شده كه ازدواج مجدد در جامعه ما جا نيفتاده است.
مهمترين شرايط، رعايت اعتدال است. اگر مردان نميتوانند عدالت بين همسران را رعايت كنند نميتوانند اقدام به ازدواج مجدد نمايند. ديگر اين كه سرمايه عاطفي اغلب انسان ها محدود است كسي كه از اين سرمايه بهرمند نيست نمي تواند به افراد متعددي دل ببندد و با جان و دل نسبت به نفقه، محبت و رعايت حقوق عاطفي و اقتصادي و ... اقدام كند.
[1] . براي مطالعه بيشتر ر.ك: مكارم شيرازي، تفسير نمونه، مدرسه اميرالمؤمنين ـ عليه السلام ـ، چاپ 12، ج 17، 1374، ص 381.
[2] . محمد باقر مجلسي، بحارالانوار، المكتبه الاسلاميه، ج 46، ص 139.
[3] . محمد تقي عبدوس، فرازهايي برجسته از سيره امامان شيعه، دفتر تبليغات اسلامي، 1372، ج 2، ص 10.
[4] . براي مطالعه بيشتر ر.ك: احمد آذري قمي، سيماي زن در اسلام، انتشارات دار العلم، چاپ اول، 1372، فصل اول.
www.andisheqom.com