پرسش :
در زمان حيات پيامبر گرامي اسلامتعداد مسلمانان با تعداد مشركان به گونهاي بوده كه پيامبر(ص) بتواند با ياري يارانش مشركان را به دين اسلام دعوت كند. پيامبر(ص) چگونه از قرآن استفاده كردند؟ چه سورههايي پيامبر(ص) را ياري نمودند؟ قرآن در اين مورد چه ميفرمايد؟ نام سورههايي را در مورد سؤال ذكر شده نام ببريد؟
پاسخ :
پيامبر گرامي اسلام ابتدا اطرافيان خويش را به اسلام دعوت كرد و سپس پس از گذشت سه سال، به تبليغ علني مأمور شد "فَاصدَع بِما تُؤمَرُ" (حجر، 94). تبليغ علني ايشان نيز با محوريت خودشان و با هم كاري و هم ياري برخي از شمار اندك مسلمانان انجام گرفت. يكي از عوامل مهمي كه در رواج دين نو پاي اسلام دخالت فراواني داشت، اخلاق پيامبر گرامي اسلامو عامل ديگر سخنان منطقي و بر حق او بود كه در قالب وحي و معجزه براي مخاطبان بيان ميشد.
معجزه در تاريخ انبيأ يكي از ابزارهاي مهم تبليغي به شمار ميرفته كه پيامبران با كمك آن مخاطبان خويش را از بر حق بودن خود آگاه و به آيين خود دعوت ميكردند. قرآن نيز به عنوان بزرگترين و مهمترين معجزة الهي به ياري پيامبر گرامي اسلامآمد و ضمن استوار ساختن او در راه تبليغ (فرقان، 32)، مخاطبان را بر الهي و صادق بودن خويش آگاه ساخت. پيامبر اسلامبه هر مناسبتي كه آياتي از قرآن نازل ميشد و يا بدون هيچ مناسبت خاص، آياتي را كه به توحيد و اخلاق حسنه دعوت ميكرد، بر مردم ميخواند و آنان را مجذوب آيين اسلام ميساخت. گاه نيز آيات قرآن در پاسخ برخي پرسشهاي مردم (يهوديان يا مسلمانان و يا غير آنان) نازل ميشد; مانند آيات مربوط به روح كه ميفرمايد: "ويَس ?‹َلونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِن اَمرِ رَبّي...; (اسرأ، 85) از تو دربارة "روح" سؤال ميكنند، بگو: روح از فرمان پروردگار من است و جز اندكي از دانش به شما داده نشده است." و نيز "يَس ?‹َلونَكَ عَنِ الخَمرِ والمَيسِرِ قُل فيهِما اِثمٌ كَبيرٌ..." (بقره، 219) و يا: "يَس ?‹َلونَكَ عَنِ الاَنفالِ..." (انفال، 1) و نيز بنگريد: بقره، 189 و 215 و 217 و 219 و 220 و 222 و مائده، 4 و اعراف، 187 و كهف، 83 و... .
گاهي در پاسخ به پرسشهاي پرسشگران يك مجموعه آيات و يا يك سورة نازل ميشد; براي مثال سورة كهف در پاسخ به سه پرسش قريشيان كه از يهود آموخته بودند، نازل شده است.(ر.ك: تفسير نمونه، آيت اللّه مكارم شيرازي و ديگران، ج 12، ص 352 ـ 354، دارالكتب الاسلامية.)
افزون بر اين، گاه خداي متعال با فرستادن وحي پرده از توطئه شومي برميداشت و يا منافقي را رسوا ميكرد و به مسلمانان هشدار ميداد و يا با وعده دادن و اميد بخشيدن، آنها را در مسير ترقي ثابت قدم ميساخت. نمونه اين گونه آيات بسيار است; براي مثال آية 6 سوره حجرات دربارة وليدبن عقبه است كه گزارش نادرست و مغرضانة وي نزديك بود آتشي به پا كند: "اي كساني كه ايمان آوردهايد! اگر شخص فاسقي خبري براي شما بياورد، دربارة آن تحقيق كنيد، مبادا به گروهي از روي ناداني آسيب برسانيد و از كردة خويش پشيمان شويد." خداي متعال در آية 64 سورة توبه، به صراحت منافقان را تهديد ميكند كه اگر صلاح بداند، آنها را رسوا ميكند: "منافقان از آن روزي بترسند كه خدا سورهاي بفرستد و آنچه درون ]ناپاك آنهاست[ آشكار كند."
eporsesh.com
پيامبر گرامي اسلام ابتدا اطرافيان خويش را به اسلام دعوت كرد و سپس پس از گذشت سه سال، به تبليغ علني مأمور شد "فَاصدَع بِما تُؤمَرُ" (حجر، 94). تبليغ علني ايشان نيز با محوريت خودشان و با هم كاري و هم ياري برخي از شمار اندك مسلمانان انجام گرفت. يكي از عوامل مهمي كه در رواج دين نو پاي اسلام دخالت فراواني داشت، اخلاق پيامبر گرامي اسلامو عامل ديگر سخنان منطقي و بر حق او بود كه در قالب وحي و معجزه براي مخاطبان بيان ميشد.
معجزه در تاريخ انبيأ يكي از ابزارهاي مهم تبليغي به شمار ميرفته كه پيامبران با كمك آن مخاطبان خويش را از بر حق بودن خود آگاه و به آيين خود دعوت ميكردند. قرآن نيز به عنوان بزرگترين و مهمترين معجزة الهي به ياري پيامبر گرامي اسلامآمد و ضمن استوار ساختن او در راه تبليغ (فرقان، 32)، مخاطبان را بر الهي و صادق بودن خويش آگاه ساخت. پيامبر اسلامبه هر مناسبتي كه آياتي از قرآن نازل ميشد و يا بدون هيچ مناسبت خاص، آياتي را كه به توحيد و اخلاق حسنه دعوت ميكرد، بر مردم ميخواند و آنان را مجذوب آيين اسلام ميساخت. گاه نيز آيات قرآن در پاسخ برخي پرسشهاي مردم (يهوديان يا مسلمانان و يا غير آنان) نازل ميشد; مانند آيات مربوط به روح كه ميفرمايد: "ويَس ?‹َلونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِن اَمرِ رَبّي...; (اسرأ، 85) از تو دربارة "روح" سؤال ميكنند، بگو: روح از فرمان پروردگار من است و جز اندكي از دانش به شما داده نشده است." و نيز "يَس ?‹َلونَكَ عَنِ الخَمرِ والمَيسِرِ قُل فيهِما اِثمٌ كَبيرٌ..." (بقره، 219) و يا: "يَس ?‹َلونَكَ عَنِ الاَنفالِ..." (انفال، 1) و نيز بنگريد: بقره، 189 و 215 و 217 و 219 و 220 و 222 و مائده، 4 و اعراف، 187 و كهف، 83 و... .
گاهي در پاسخ به پرسشهاي پرسشگران يك مجموعه آيات و يا يك سورة نازل ميشد; براي مثال سورة كهف در پاسخ به سه پرسش قريشيان كه از يهود آموخته بودند، نازل شده است.(ر.ك: تفسير نمونه، آيت اللّه مكارم شيرازي و ديگران، ج 12، ص 352 ـ 354، دارالكتب الاسلامية.)
افزون بر اين، گاه خداي متعال با فرستادن وحي پرده از توطئه شومي برميداشت و يا منافقي را رسوا ميكرد و به مسلمانان هشدار ميداد و يا با وعده دادن و اميد بخشيدن، آنها را در مسير ترقي ثابت قدم ميساخت. نمونه اين گونه آيات بسيار است; براي مثال آية 6 سوره حجرات دربارة وليدبن عقبه است كه گزارش نادرست و مغرضانة وي نزديك بود آتشي به پا كند: "اي كساني كه ايمان آوردهايد! اگر شخص فاسقي خبري براي شما بياورد، دربارة آن تحقيق كنيد، مبادا به گروهي از روي ناداني آسيب برسانيد و از كردة خويش پشيمان شويد." خداي متعال در آية 64 سورة توبه، به صراحت منافقان را تهديد ميكند كه اگر صلاح بداند، آنها را رسوا ميكند: "منافقان از آن روزي بترسند كه خدا سورهاي بفرستد و آنچه درون ]ناپاك آنهاست[ آشكار كند."
eporsesh.com