پرسش :
از كجا بدانيم تاكنون كساني به معارضه با قرآن برنخاستند و مانند آن را نياوردند؟ شايد برخاستهاند و آياتي همچون آيات قرآن آوردهاند ولي در لابلاي تاريخ گذشتگان مدفون شده و يا مسلمانان متعصب در محو آن كوشيدهاند؟
پاسخ :
گرچه پاسخ اين سؤال براي كساني كه اطلاعات وسيعي از تاريخ اسلام و وضع مخالفان اسلام دارند، روشن است. اما قطع نظر از اين، اگر جهات زير را كاملا مورد توجه قرار دهيم، خواهيم دانست اين احتمال، يك احتمال محال و غير قابل قبول است، زيرا:
1 ـ هم در زمان پيغمبر اسلام (ص) و هم بعد از رحلت آن حضرت، در داخل كشورهاي اسلامي، حتي در خود مكه و مدينه، مسيحيان و يهوديان سرسخت و متعصبي مي زيستند كه براي تضعيف مسلمانان از هر فرصتي استفاده ميكردند و طبق مداركي كه در دست است با هم مسلكان خود در خارج ممالك اسلامي نيز بيارتباط نبودند.
اگر براستي كساني به معارضه با قرآن برخاسته بودند و كتابي همانند قرآن آورده بودند، بهر قيمتي بود آنرا حفظ ميكردند و به خارج نيز ميفرستادند، و غيرمسلمانان در تواريخ خود نام و مشخصات آورنده آنرا ضبط مي نمودند.
به علاوه، به گواهي تواريخ اسلام و تاريخ هائي كه غيرمسلمانان نگاشته اند، هميشه در ميان مسلمانان، جمعي «مسلمان نما» كه قرآن مجيد آنها را «منافق» نام نهاده زندگي مي كردند، كه نقش جاسوسي بيگانگان را نيز بعهده داشتند.(مانند آنچه درباره «ابوعامر» راهب نصراني و همدستان او از منافقان مدينه و چگونگي ارتباط آنها با امپراتور روم، در تواريخ نقل شده كه منتهي به ساختن مسجد ضرار در مدينه شد و آن صحنه عجيبي را كه قرآن مجيد در سوره «برائت» به آن اشاره كرده است بوجود آورد.)
مسلماً اين دسته از منافقان كه نقش ستون پنجم بيگانگان را در پايتخت اسلام داشتند، به دقت مراقب اوضاع مسلمين بودند و از هر جرياني كه به سود بيگانگان و به زيان مسلمانان بود استقبال مي كردند.
بطور قطع، اگر آنها دسترسي بچنين كتابي يافته بودند در حفظ و نگاهداري آن كوتاهي نمي نمودند.
مسلماً احتمال چنين چيزي در زمانهاي بعد از پيامبر كه اسلام توسعه يافته و رفت و آمد بيگانگان در ممالك اسلامي زيادتر شده بود، بسيار بعيدتر بنظر مي رسد.
2 ـ قرآن در آيات متعدد ـ هم در مكه و هم در مدينه ـ تحدي و دعوت به مبارزه كرده است، باور كردني نيست كه مخالفان اسلام با قرآن مبارزه كرده باشند و پيامبر اسلام (ص) آنرا ناديده گرفته باشد و باز هم دعوت خود را تكرار كند، اگر او هم ناديده مي گرفت تازه مسلماناني كه در كوچكترين مسائل ايراد مي گرفتند و توضيح ميخواستند ناديده نميگرفتند و پيامبر را در فشار مي گذاردند تا لااقل در برابر معارضه مخالفان توضيحي بدهد. با اينكه در هيچيك از تاريخ هاي اسلامي چنين چيزي ديده نميشود كه مسلمانان چنان توضيحي از پيغمبر اسلام (ص) خواسته باشند.
3 ـ در زمان ما و اعصار نزديك به ما،دستگاههاي تبليغاتي كليسا و ساير مخالفان اسلام در سراسر جهان تبليغات وسيع و دامنهداري بر ضد مسلمانان دارند، زيرا خطرناكترين و سرسختترين رقيب خود را اسلام، با آن آئين جامع و وسيع جهاني، تشخيص داده اند.
آنها بودجه هاي هنگفتي در اختيار دارند، و به دور دست ترين نقاط جهان مبلغ مي فرستند، حتي در ميان وحشيان آدمخوار! كتابهاي تبليغاتي آنها همه جا (حتي كشور ما ) را هم پر كرده است.
آنها نويسندگان تواناي مسيحي عربي الاصل در اختيار دارند. مي توانند با بودجههاي هنگفت افراد ديگري را نيز اجير كنند، مسلماً اگر آنها مي توانستند آياتي بياورند كه با آيات قرآن رقابت كند، ترديدي بخود راه نميدادند، زيرا در اين صورت سنگر بزرگي را فتح كرده بودند. و يك وسيله مؤثر تبليغي به چنگ آنها ميافتاد و به اين وسيله مسلمانان را خلع سلاح مي كردند! اما نياوردند، چون نميتوانستند و نخواهند توانست.
eporsesh.com
گرچه پاسخ اين سؤال براي كساني كه اطلاعات وسيعي از تاريخ اسلام و وضع مخالفان اسلام دارند، روشن است. اما قطع نظر از اين، اگر جهات زير را كاملا مورد توجه قرار دهيم، خواهيم دانست اين احتمال، يك احتمال محال و غير قابل قبول است، زيرا:
1 ـ هم در زمان پيغمبر اسلام (ص) و هم بعد از رحلت آن حضرت، در داخل كشورهاي اسلامي، حتي در خود مكه و مدينه، مسيحيان و يهوديان سرسخت و متعصبي مي زيستند كه براي تضعيف مسلمانان از هر فرصتي استفاده ميكردند و طبق مداركي كه در دست است با هم مسلكان خود در خارج ممالك اسلامي نيز بيارتباط نبودند.
اگر براستي كساني به معارضه با قرآن برخاسته بودند و كتابي همانند قرآن آورده بودند، بهر قيمتي بود آنرا حفظ ميكردند و به خارج نيز ميفرستادند، و غيرمسلمانان در تواريخ خود نام و مشخصات آورنده آنرا ضبط مي نمودند.
به علاوه، به گواهي تواريخ اسلام و تاريخ هائي كه غيرمسلمانان نگاشته اند، هميشه در ميان مسلمانان، جمعي «مسلمان نما» كه قرآن مجيد آنها را «منافق» نام نهاده زندگي مي كردند، كه نقش جاسوسي بيگانگان را نيز بعهده داشتند.(مانند آنچه درباره «ابوعامر» راهب نصراني و همدستان او از منافقان مدينه و چگونگي ارتباط آنها با امپراتور روم، در تواريخ نقل شده كه منتهي به ساختن مسجد ضرار در مدينه شد و آن صحنه عجيبي را كه قرآن مجيد در سوره «برائت» به آن اشاره كرده است بوجود آورد.)
مسلماً اين دسته از منافقان كه نقش ستون پنجم بيگانگان را در پايتخت اسلام داشتند، به دقت مراقب اوضاع مسلمين بودند و از هر جرياني كه به سود بيگانگان و به زيان مسلمانان بود استقبال مي كردند.
بطور قطع، اگر آنها دسترسي بچنين كتابي يافته بودند در حفظ و نگاهداري آن كوتاهي نمي نمودند.
مسلماً احتمال چنين چيزي در زمانهاي بعد از پيامبر كه اسلام توسعه يافته و رفت و آمد بيگانگان در ممالك اسلامي زيادتر شده بود، بسيار بعيدتر بنظر مي رسد.
2 ـ قرآن در آيات متعدد ـ هم در مكه و هم در مدينه ـ تحدي و دعوت به مبارزه كرده است، باور كردني نيست كه مخالفان اسلام با قرآن مبارزه كرده باشند و پيامبر اسلام (ص) آنرا ناديده گرفته باشد و باز هم دعوت خود را تكرار كند، اگر او هم ناديده مي گرفت تازه مسلماناني كه در كوچكترين مسائل ايراد مي گرفتند و توضيح ميخواستند ناديده نميگرفتند و پيامبر را در فشار مي گذاردند تا لااقل در برابر معارضه مخالفان توضيحي بدهد. با اينكه در هيچيك از تاريخ هاي اسلامي چنين چيزي ديده نميشود كه مسلمانان چنان توضيحي از پيغمبر اسلام (ص) خواسته باشند.
3 ـ در زمان ما و اعصار نزديك به ما،دستگاههاي تبليغاتي كليسا و ساير مخالفان اسلام در سراسر جهان تبليغات وسيع و دامنهداري بر ضد مسلمانان دارند، زيرا خطرناكترين و سرسختترين رقيب خود را اسلام، با آن آئين جامع و وسيع جهاني، تشخيص داده اند.
آنها بودجه هاي هنگفتي در اختيار دارند، و به دور دست ترين نقاط جهان مبلغ مي فرستند، حتي در ميان وحشيان آدمخوار! كتابهاي تبليغاتي آنها همه جا (حتي كشور ما ) را هم پر كرده است.
آنها نويسندگان تواناي مسيحي عربي الاصل در اختيار دارند. مي توانند با بودجههاي هنگفت افراد ديگري را نيز اجير كنند، مسلماً اگر آنها مي توانستند آياتي بياورند كه با آيات قرآن رقابت كند، ترديدي بخود راه نميدادند، زيرا در اين صورت سنگر بزرگي را فتح كرده بودند. و يك وسيله مؤثر تبليغي به چنگ آنها ميافتاد و به اين وسيله مسلمانان را خلع سلاح مي كردند! اما نياوردند، چون نميتوانستند و نخواهند توانست.
eporsesh.com