شنبه، 22 بهمن 1390
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما

پرسش :

ديدگاه كساني كه از «وحي» به تجلي شعور باطني و ضمير ناخودآگاه تعبير مي‏كنند چيست و چگونه نقد مي شود؟


پاسخ :
پيش از روانكاوي عصر حاضر كه به وسيله فرويد و امثال او پي‏ريزي شد براي روان انسان تنها يك پايه و يك بخش قائل بودند. ولي پس از روانكاوي عصر جديد روشن شد كه روان انسان داراي دو بخش است. بخشي از آن ظاهر، و بخش ديگر آن پنهان است، گوئي انسان به صورت هنداونه‏اي است كه در آب افتاده باشد كه قسمت كوچكي از حجم آن ظاهر و قسمت بزرگتر آن در آب پنهان است، بخش نخست از روان انسان را روان خودآگاه و بخش دوم آن را روان ناخودآگاه مي‏نامد.
روان خود آگاه مربوط به قسمتهايي از روان است كه انسان آن را در خود ا حساس مي‏كند و از وجود آن آگاه است مانند شناخت‏هاي حسي و تعقلي، و به عبارت روشن‏تر: هر يك از آگاهي‏هاي انسان كه از طريق حواس پنجگانه وارد حوزه روان مي‏گردد و يا به واسطه خرد به آن دست مي‏يابد، يا از طريق درك وجداني بر آن واقف مي‏گردد. و صور و مفاهيم علمي كه در حافظه بايگاني كرده و در مواقع خاص تداعي و يادآوري مي‏شوند؛ همگي جزء روان خود آگاه است.
روان خودآگاه در حالي كه از سنخ روان بوده و ربطي به جسم و تن ندارد ولي در عين حال از قلمرو آگاهي حسي، وجداني وعقلي انسان مخفي و بيرون است. و تنها در مواقعي كه نفس انسان از سيطره قواي ادراكي ظاهري و روان خودآگاه، آزاد مي‏گردد، بعد ناخودآگاه روان شروع به فعاليت كرده و آثار خود را نمايان مي‏سازد.
و به عبارت ديگر: روان ناخودآگاه بر روان خود آگاه حكومت و فرمانروايي دارد.
چه بسا انسان رازي دارد كه هرگز راضي به كشف آن نيست. و از ترس فاش شدن، آن را به دست فراموشي مي‏سپارد، اما ناگهان بر زبان او جاري مي‏گردد و راز خود را فاش مي‏سازد، و نكته آن اين است كه، چنين راز از جهان ناخودآگاه وارد حوزه خود آگاه مي‏گردد و به فرمان دهي بخش ناخودآگاه روان، بخش خودآگاه بدون اختيار آن را مي‏پذيرد و از طريق زبان ظاهر مي‏گردد.
ممكن است اين فرمايش اميرمؤمنان (ع) كه هيچ كس چيزي را پنهان نمي‏كند مگر آنكه (در مواقعي) در چهره او ظاهر و يا بر زبان او جاري گردد اشاره به همين مطلب باشد.
قرآن كريم خداوند را داناي پنهان و پنهان‏تر (سر واَخفي) توصيف كرده مي‏فرمايد: «وَاِنْ تَجْهَرْ بِالقَوْلِ فَإنَّهُ يَعْلَمُ السِرَّ وَاَخْفي» طه/7 [و اگر سخن خود را آشكار كني (يا پنهان سازي، از نظر علم الهي يكسان است) زيرا او پنهان و پنهان‏تر را مي‏داند.]
امام صادق (ع) در تفسير اين آيه فرموده‏اند: «السّرُّ ما اَخْفَيْتَه فِي نَفسِكَ وَاَخْفي، ما خَطَرَ بِبالِكَ ثُمَّ اَنْسيتَهُ» (مجمع البيان 7/3) [راز آن چيزي است كه آن را در دل پنهان نموده‏اي و پنهان‏تر آن است كه در ذهن آمده ولي آن را به دست فراموشي سپرده‏اي.]
اين گروه با اثبات اين شخصيت نامرئي براي انسان مي‏خواهند مشكل وحي را از اين طريق توجيه كنند، مي‏گويند وحي همان تراوش وجدان مخفي و تجلي شعور باطن پيامبران است و هرگز فرشته‏اي در كار نبوده و پيامي از خدا نيامده است، بلكه شخصيت باطني آنان در صفحه ذهن خود آگاه، ظاهر شده و از آن نهانگاه به صفحه ذهن خود آگاه وارد مي‏شود.
تحليل اين نظريه
1 ـ اگر ما براي انسان، شعور مخفي و ضمير ناخودآگاه قائل شديم، به چه دليل بايد وحي را معلول افاضه دروني نفس بدانيم و ارتباط آن را از مقام ربوبي قطع كنيم؟ طراح اين نظريه هرگز رابطه اين دو را با هم بيان نكرده است. به چه دليل مي‏گويد وحي تراوش ضمير ناخودآگاه است؟ يك چنين تحليل و برداشت عاملي جز غرور علمي ندارد. بشر مي‏خواهد تمام مجهولات خود را در يك عصر حل كند و براي آينده جاي سؤال و ابهامي باقي نماند، چقدر فكر خام و سست و بي‏پايه‏اي است؟ «وَما اُوتِيْتُمْ مِنَ العِلْمِ اِلّا قَليلاً».
2 ـ تجليات ضمير ناخودآگاه در افراد صحيح و سالم بسيار كم و نادر است و قلمرو ذهن ناخودآگاه معمولا در افراد بيمار، خسته، نگران و شكست خورده تجلي مي‏نمايد؛ زيرا فلمرو ذهن ناخودآگاه آنان از مشاغل روزانه كاملا تخليه شده است، و ميان هزاران دانشمند براي يك دانشمند، آنهم در طول عمر يكي دو بار ممكن است اتفاق افتد كه به طور ناخودآگاه بدون تأمل و تفكر در سطح ذهن خودآگاه به برهان نظريه‏اي دست يابد.
خلاصه: تجلي شعور باطن در زندگي انسان بسيار كم است و در شرايط خاصي مانند رؤيا، يا دگرگونيهاي زندگي كه توجه او را از عالم خارج كم مي‏كند، و به ضمير باطن متوجه مي‏سازد، تجلي مي‏نمايد.
ولي اين شرايط در پيامبران وجود نداشته است و قرآن مجيد در مدت 23 سال بر پيامبر نازل گرديد، و در اين مدت قلمرو خودآگاه او كاملا به واسطه مسائل و فعاليت‏هاي سياسي و تبليغي و دهها گرفتاري‏هاي روزانه اشغال بود، و تمام توجه او معطوف به اين فعاليت‏ها بوده است، بسياري از آيات مربوط به جهاد، در صحنه‏هاي خونين نبرد نازل شده، و در آن حالت شخصيت روحي او مقهور و متأثر مسائل حاد نظامي و سياسي بوده است.
اگر پيامبران الهي افرادي گوشه‏گير، بيمار، خسته، و شكست خورده در زندگي بودند و شرائط فعاليت ضمير باطن، در آنها موجود بود و ضمير ظاهر و خودآگاه آنان دستخوش ضمير باطن و ناخودآگاه آنان بود، نه متأثر از حوادث مهم اجتماعي، جاي يك چنين تو هم پيرامون وحي آسماني بود. ولي پيامبران آسماني در طول دوران نبوّت خود، مرداني مجاهد و مبارز بودند كه فكري جز اصلاح اجتماع و رهبري مردم و حل مشكلات زندگي و بالا بردن سطح معنويات آنان نداشتند، در يك چنين شرايطي، چگونه شخصيت دوم انسان مي‏تواند فعاليت كند، و حقائق مهمي را از ضمير باطن و ناخودآگاه به روح خود آگاه القا نمايد؟!
3 ـ مدعيان وحي، مصلحان پاك و مخلصان پيراسته از هر نوع دروغ بودند چرا آنان تعاليم خود را به مبدأ آفرينش نسبت داده‏اند و هرگز در گفتار آنان حتي اشاره‏اي هم به تجلي شخصيت باطني پيامبر، وجود ندارد، چنان كه مي‏فرمايد: «كَذلِكَ يُوحي اِلَيْكَ وِاِلي الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكَ اللهُ العزِيز الحَكِيم». شوري/3 [اين چنين خداي عزيز و حكيم به تو و به كساني كه قبل از تو بودند وحي (كرده) و مي‏كند.]
4 ـ مهمتر از همه اينكه بايد بدانيم كه ذهن ناخودآگاه، خود منبع اطلاعات و آگاهي‏ها نيست به گونه‏اي كه از درون او انديشه‏هاي بلند و افكار ثمر بخش برخيزد و از طريق ذهن خودآگاه به جامعه ابلاغ گردد، بلكه ذهن ناخودآگاه گيرنده دومي است كه از مجراي ذهن خود آگاه مسائلي را دريافت مي‏كند، در اين صورت چگونه مي‏توان شرايع آسماني و خصوصا، آخرين و كاملترين شريعت را از اين طريق توجيه كرد. ما در قرآن، حقايقي را مشاهده مي‏كنيم كه مغز هيچ بشري قادر به ابتكار آن نيست، انديشه‏اي كه ما فوق مرزهاي علوم بشري است...
طراح ا ين نظريه تصور كرده است كه شخصيت باطني، منبع علومي است كه هر لحظه از آن آگاهي‏هاي خاصي مي‏جوشد و پس از عبور از مرز، وارد ذهن خودآگاه مي‏شود. در حالي كه ذهن و ضمير ناخودآگاه، حكم بايگاني ذهن نخست را دارد و چيزي از خود بر آن اضافه نمي‏كند.
بنابراين شايسته است در مقابل حقيقت وحي خضوع لازم را بكار ببريم و بگوئيم: وحي يك ادراك مرموز و شعور نهفته و پنهاني است كه از آن پيامبران مي‏باشد و ديگران را در آن سهمي نيست، و ا گر هم سهمي باشد، مربوط به القاءات الهي است كه در قلوب اولياي خود وارد مي‏سازد و از آن به كرامت تعبير مي‏آوريم.
eporsesh.com
تبلیغات در راسخون
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
موارد بیشتر برای شما
چرا فاصله قیمت کارخانه و بازار خودرو دوباره افزایش یافته است؟
چرا فاصله قیمت کارخانه و بازار خودرو دوباره افزایش یافته است؟
چگونه حافظه گوشی را خالی کنیم؟ روش‌های ساده برای افزایش فضای ذخیره‌سازی
چگونه حافظه گوشی را خالی کنیم؟ روش‌های ساده برای افزایش فضای ذخیره‌سازی
نماز؛ اکسیر فلاح و رستگاری و رکن حیات طیّبه
نماز؛ اکسیر فلاح و رستگاری و رکن حیات طیّبه
معیارهای قرآنی برای اعتراضات مردمی (۴): عدم اطاعت از کفار و منافقان
معیارهای قرآنی برای اعتراضات مردمی (۴): عدم اطاعت از کفار و منافقان
نماز؛ ستون تمدن اسلامی: خوانش راهبردی پیام رهبر انقلاب به اجلاس سراسری نماز ۱۴۰۵
نماز؛ ستون تمدن اسلامی: خوانش راهبردی پیام رهبر انقلاب به اجلاس سراسری نماز ۱۴۰۵
آرامش از درون؛ نقش معنویت در سلامت روان و سبک زندگی مؤمنانه
آرامش از درون؛ نقش معنویت در سلامت روان و سبک زندگی مؤمنانه
خانه؛ نخستین مدرسه ایمان
خانه؛ نخستین مدرسه ایمان
بهترین روش نگهداری از لبو در یخچال و فریزر
بهترین روش نگهداری از لبو در یخچال و فریزر
طلایه‌داران تمدن نوین؛ واکاوی مسئولیت‌های نخبگان در هندسه‌ قدرت و پیشرفت ایران اسلامی
طلایه‌داران تمدن نوین؛ واکاوی مسئولیت‌های نخبگان در هندسه‌ قدرت و پیشرفت ایران اسلامی
قناعت؛ هنر خوب زیستن در دنیای مصرف‌زده
قناعت؛ هنر خوب زیستن در دنیای مصرف‌زده
ایمان در جهان آنلاین؛ سبک زندگی مؤمنانه میان فرصت‌ها و چالش‌های فضای مجازی
ایمان در جهان آنلاین؛ سبک زندگی مؤمنانه میان فرصت‌ها و چالش‌های فضای مجازی
نقد و پاسخ به شبهه‌ی منسوب به گاندی درباره‌ی دعوت به بهشت
نقد و پاسخ به شبهه‌ی منسوب به گاندی درباره‌ی دعوت به بهشت
منزلت و تکریم سالمندان؛ واکاوی ابعاد جمعیتی، اخلاق مراقبت و مسئولیت‌های فردی و حاکمیتی
منزلت و تکریم سالمندان؛ واکاوی ابعاد جمعیتی، اخلاق مراقبت و مسئولیت‌های فردی و حاکمیتی
تبسم و گشاده‌رویی؛ ساده‌ترین و ارزان‌ترین صدقه اجتماعی
تبسم و گشاده‌رویی؛ ساده‌ترین و ارزان‌ترین صدقه اجتماعی
فرهنگ صدقه دادن در خیابان؛ کمک به متکدیان یا موسسات معتبر؟
فرهنگ صدقه دادن در خیابان؛ کمک به متکدیان یا موسسات معتبر؟