شنبه، 22 بهمن 1390
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما

پرسش :

معارف ديني‌، نظير "مسئله وحي‌" و "چگونگي نزول قرآن‌" را به چه شيوه‌اي بيان كنيم كه قابل فهم و در حد توان درك دانش‌آموزان باشد؟


پاسخ :
ريشه لغت "وحي‌"، به معناي اشاره سريع است‌. خواه با كلام رمزي باشد و يا صداي خالي از تركيب كلامي و يا اشاره با اعضايي مانند چشم و دست و سر و يا با نوشتن بوده باشد.(مفردات الفاظ القرآن‌، الراغب الاصفهاني‌، ص 858، دارالقلم‌.) پس در وحي دو عنصر اساسي وجود دارد. يكي آگاه كردن پنهاني و ديگري سرعت و فوريت‌. در قرآن كريم‌، وحي در معاني مختلفي استعمال شده است و در مورد پيامبران الهي‌، به معني ارتباط مرموز و سريع انبيأ با عالم غيبت و خداوند متعال است‌؛ به عبارت ديگر شعور مرموزي است كه انبيأ به وسيله آن حقايقي را از جانب خداوند به طور سريع و پنهان از ديگران ادراك مي‌نمايند؛ اين ارتباط به سه گونه تحقق مي‌يابد؛ 1. ارتباط مستقيم‌: كه خداوند بدون هيچ واسطه‌اي‌، حقايقي را به پيامبر خود القأ مي‌كند.
2. ارتباط غيرمستقيم‌: حقايق‌، با واسطه‌اي كه عنوان رسالت از جانب خدا را ندارد، به پيامبر اکرم(صلّی الله علیه و آله و سلم) مي‌رسد.
مانند ايجاد سخن در درخت به هنگام تكلم خداوند با حضرت موسي(علیه السلام)‌، 3. ارتباط غيرمستقيمي كه واسطه آن فرشته‌اي است كه عنوان رسالت وحي را از جانب خداوند دارد. قرآن كريم‌، خود در اين باره مي‌فرمايد: "و شايسته هيچ انساني نيست كه خدا با او سخن گويد، مگر از راه وحي يا از پشت حجاب‌، يا رسولي مي‌فرستد و به فرمان او آنچه را بخواهد وحي كند، چرا كه او بلند مرتبه و حكيم است‌."(ر.ك‌: تفسير الميزان‌، علامه طباطبائي‌؛، ج 18، ص 73ـ79، انتشارات اسماعيليان / فلسفه وحي و نبوت‌، محمدي ري‌شهري‌، ص 130، دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم / قرآن‌شناسي‌، آيت الله مصباح يزدي‌، ج 1، ص 56، مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني (قدس سره‌).) (شوري‌،51)
بدون شك‌، ما نمي‌توانيم از "حقيقت وحي‌"، اطلاع زيادي بدست آوريم‌، زيرا وحي يك نوع ادراكي است خارج از حدود ادراكات ما و يك نوع ارتباطي‌، فوق ارتباطهاي شناخته شده ما مي‌باشد، اين درك در ارتباط با عالم غيب و ذات پاك خداوند را، چون ما نداريم‌، حقيقتش را درك نمي‌كنيم‌، هر چند از طريق آثار، به وجودش ايمان داريم‌. و هيچ دليل عقلي‌، امكان چنين امري را نفي نمي‌كند.(ر.ك‌: تفسير نمونه‌، آيت الله مكارم شيرازي و ديگران‌، ج 20، ص 486، دارالكتب الاسلاميه‌.)
امّا نزول قرآن‌، كه در واقع قسمتي از معارفي است كه بر پيامبر اکرم(صلّی الله علیه و آله و سلم) ‌وحي مي‌شده‌، عبارت از فرود آمدن قرآن كريم‌، از مقام علم الهي به مرحله الفاظ و مفاهيم بشري است از طرف خداوند متعال بر قلب پاك پيامبر اكرم‌و نزول قرآن‌، نزول مادي و اعتباري نيست بلكه نزول معنوي است و آنچه كه بر حضرتش نازل مي‌گشت‌، صدايي مادي و يا لوحه‌اي قابل حس با حواس ظاهري نبوده‌، بلكه با چشم دل و گوش جان دريافت مي‌شده و دريافت رسول اكرم‌از سنخ علم حصولي نبوده بلكه از مراتب بالاي علم حضوري بوده است‌. خداوند در اين مورد مي‌فرمايد: "مسلّماً اين (قرآن‌) از سوي پروردگار جهانيان نازل شده است # روح الامين آن را نازل كرده است # (علي قلبك‌) بر قلب (پاك‌) تو، تا از انذار كنندگان باشي‌." (شعرا / ، 194ـ192) [نظر كنيد به (بقره / 2، 97)]، به همين جهت هنگام نزول وحي‌، ديگران نه صوت وحي را مي‌شنيدند و نه لوحه آن را مي‌ديده‌اند.(ر.ك‌: قرآن‌شناسي‌، همان‌، ص 31 و ص 90 / قاموس قرآن‌، سيد علي اكبر قرشي‌، ج 7، ص 44، دارالكتب الاسلاميه‌.)
حال‌، اگر بخواهيم اين مطالب را براي نوجوانان و دانش‌آموزان‌، بيان كنيم‌، ناگزير بايد از اصول "تدريج‌" و "تمثيل‌"، مدد جوئيم‌. اصل تدريج يعني در حدّ فهم و درك و با زبان آنان‌، سخن بگوئيم‌، امام صادق(علیه السلام)‌در اين رابطه مي‌فرمايند: " پيامبر اکرم(صلّی الله علیه و آله و سلم) هرگز با مردم با ژرفاي عقل خويش سخن نگفته‌، رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلم) فرموده است‌: ما گروه پيامبران‌، امر شده‌ايم كه با مردم به اندازه عقلشان سخن گوييم‌."(كافي‌، محمد بن يعقوب كليني‌؛، ج 1، ص 23، و ج 8، ص 268 و ج 394، دارالتعارف‌.)
و اصل تمثيل‌، همان تشبيه معقول به محسوس است براي فهم بهتر و آسانتر مطالب كه خود قرآن كريم در بسياري از موارد از آن استفاده نموده‌.(نظر كنيد به‌: (اسرأ، 17 و 89)؛ (ابراهيم‌، 14 و 45)؛ (عنكبوت‌، 43) / ر.ك‌: راهنماي معلم (اصول و كليات‌)، محمد علي سادات‌، وزارت آموزش و پرورش‌.) امروزه با وجود پيشرفت تكنولوژي در عالم ارتباطات و اختراع انواع راديو و تلويزيون‌، ضبط و صوت‌، ماهواره‌، رايانه (كامپيوتر)، اينترنت و... درك و تفهيم مفاهيم بلند غيرحسي‌، نظير وحي و نزول قرآن‌، تا حدي آسان شده و مي‌توان با مثال زدن به اين گونه ابزار در درك آن مطالب‌، كمك جُست‌، مثلاً چنين بگوئيم‌: در اين مكان كه ما قرار داريم‌، صداها و تصويرهاي فراواني را مي‌توان شنيد و ديد، بشرط آنكه گيرنده‌اي قوي داشته باشيم كه بتواند به خوبي امواج را گرفته و به روشني براي ما نمايش داده و يا بازگو نمايد، انبيأ الهي‌: برخوردار از چنين گيرنده‌هاي نيرومند الهي مي‌باشند كه مي‌توانند خبرهاي غيبي و يا آيات الهي را كه خداوند به آنان الهام فرموده و با تمام وجود آن را درك كرده‌اند، براي ديگران بازگو نمايند، مطالبي كه مردم عادي هرگز نمي‌توانند درك كنند، چرا كه برخوردار از آن گيرنده‌هاي خاص پيام الهي نمي‌باشند.
eporsesh.com
تبلیغات در راسخون
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.