پرسش :
چرا كنيزان بدون صيغه محرميت به صاحبان خود محرم ميشوند؟ چرا صيغه نميشوند؟ آيا ارزش عقد شدن را ندارند؟
پاسخ :
افرادي كه به صورت غلام يا كنيز در اختيار مسلمانان قرار ميگيرند، اسيران جنگي هستند كه به هنگام پيكار با مسلمانان گرفتار شده و از كفار محارب بودهاند، اسلام نه كشتن آنها را ميپسندد و نه به آزادي مطلق آنها رضايت ميدهد. راه سوم آن است كه اسيران جنگي را به جاي آن كه به اردوگاههاي كار اجباري ببرند، ميان خانوادههاي مجاهدان تقسيم كنند تا هم بار مالي براي نگهداري آنها از دوش دولت اسلامي برداشته شود و هم در فضاي تربيتي اسلامي در خانوادهاي مسلمان قرار گرفته و با آيين اسلام آشنا شوند و هم در خدمت آنان باشند تا طبق قوانين و احكام اسلامي به تدريج آزاد شوند. اين عمل آنان را با مسلمانها آشتي داده و به فرهنگ اسلام نزديك ميكند.
البته آنها با افراد مسلمان و آزاد از نظر انسانيت تفاوتي ندارند و اسلام براي آنها ارزش قائل است و بر تكريم غلامان و كنيزان تأكيد ورزيده است، تا جايي كه رسول خدا(ص) در آخرين سخن خود، مردم را به نماز و رسيدگي به اسيران و زيردستان توصيه نمود.(1) در عين حال وقتي اسيران جنگي در اختيار مسلمانان قرار گرفتند، طبيعي است كه اختيارشان با مولا است. از اين رو مولا ميتواند با كنيز مانند همسر برخورد كند و يا به ازدواج كسي درآورد؛ البته در صورتي كه شرايطي مانند اسلام را داشته باشد، در اين صورت نياز به عقد ندارد و ميتواند بدون ازدواج او را به شخص ديگري واگذار نمايد.
اين سخن معنايش ارزش نداشتن كنيز براي اجراي عقد ازدواج نيست، زيرا اين امور اعتباري و قراردادي است و به عنوان عزت و يا ذلت افراد تلقي نميگردد.
شارع همان طوري كه يكي از راههاي محرميت را اجراي صيغه عقد ميداند، يكي ديگر از راههاي محرميت را تملك كنيزان قرار داده است، يعني در تملك قرار گرفتن براي مالك آن مانند خواندن عقد است قانون گذار كه شارع است ميتواند شيوههاي مختلفي را در اين خصوص ارائه نمايد. همان طوري كه در خريد و فروش دو روش بيع لفظي (صيغه خريد و فروش) و بيع معاطاتي (بيع عملي) را مطرح كرده است.
پينوشتها:
1 - بحارالانوار، ج 48، ص 147.
eporsesh.com
افرادي كه به صورت غلام يا كنيز در اختيار مسلمانان قرار ميگيرند، اسيران جنگي هستند كه به هنگام پيكار با مسلمانان گرفتار شده و از كفار محارب بودهاند، اسلام نه كشتن آنها را ميپسندد و نه به آزادي مطلق آنها رضايت ميدهد. راه سوم آن است كه اسيران جنگي را به جاي آن كه به اردوگاههاي كار اجباري ببرند، ميان خانوادههاي مجاهدان تقسيم كنند تا هم بار مالي براي نگهداري آنها از دوش دولت اسلامي برداشته شود و هم در فضاي تربيتي اسلامي در خانوادهاي مسلمان قرار گرفته و با آيين اسلام آشنا شوند و هم در خدمت آنان باشند تا طبق قوانين و احكام اسلامي به تدريج آزاد شوند. اين عمل آنان را با مسلمانها آشتي داده و به فرهنگ اسلام نزديك ميكند.
البته آنها با افراد مسلمان و آزاد از نظر انسانيت تفاوتي ندارند و اسلام براي آنها ارزش قائل است و بر تكريم غلامان و كنيزان تأكيد ورزيده است، تا جايي كه رسول خدا(ص) در آخرين سخن خود، مردم را به نماز و رسيدگي به اسيران و زيردستان توصيه نمود.(1) در عين حال وقتي اسيران جنگي در اختيار مسلمانان قرار گرفتند، طبيعي است كه اختيارشان با مولا است. از اين رو مولا ميتواند با كنيز مانند همسر برخورد كند و يا به ازدواج كسي درآورد؛ البته در صورتي كه شرايطي مانند اسلام را داشته باشد، در اين صورت نياز به عقد ندارد و ميتواند بدون ازدواج او را به شخص ديگري واگذار نمايد.
اين سخن معنايش ارزش نداشتن كنيز براي اجراي عقد ازدواج نيست، زيرا اين امور اعتباري و قراردادي است و به عنوان عزت و يا ذلت افراد تلقي نميگردد.
شارع همان طوري كه يكي از راههاي محرميت را اجراي صيغه عقد ميداند، يكي ديگر از راههاي محرميت را تملك كنيزان قرار داده است، يعني در تملك قرار گرفتن براي مالك آن مانند خواندن عقد است قانون گذار كه شارع است ميتواند شيوههاي مختلفي را در اين خصوص ارائه نمايد. همان طوري كه در خريد و فروش دو روش بيع لفظي (صيغه خريد و فروش) و بيع معاطاتي (بيع عملي) را مطرح كرده است.
پينوشتها:
1 - بحارالانوار، ج 48، ص 147.
eporsesh.com