چهارشنبه، 20 ارديبهشت 1391
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما

پرسش :

اين كه گفته مي شود شيعه به بهشت مي رود كوتاهي در اعمال آيا خللي در اين امر ايجاد مي كند؟


پاسخ :
1) شيعه در اصل لغت به معني پيرو مي‏باشد و در اصطلاح به كساني گفته مي‏شود كه جانشيني پيغمبر اكرم(ص) را حق اختصاصي خانواده رسالت مي‏دانند و در معارف اسلامي پيرو مكتب اهل بيت مي‏باشند. اين خصوصيت، چه در بعد انديشه و چه احكام عملي، باورهايويژه‏اي را پي ريخته است كه از جمله مي‏توان به عدالت خداوند وامامت در جنبه عقايد و تولّي، تبرّي، امر به معروف و نهي از منكر، زكات، و... در بخش مربوط به احكام اشاره كرد.
2) گناه براي همه مؤمنيني به طور مطلق سبب عذاب است، اما اسبابي موجب برداشته شدن عقوبت جهنم مي‏شوند از قبيل توبه (انفال / 38)، استغفار (زمر / 54)، اعمال صالح (هود / 114)، دعاي مؤمنينبراي ميت، شفاعت پيامبر(ص) و ديگر اولياي الهي در روز قيامت، عمل صالح كه پس از مرگ شخص براي او انجام گيرد مثل دادن صدقه براي ميت، فشار قبر و...
3) رواياتي داريم كه ظاهر آن‏ها حاكي از اين است كه شيعيان در روز قيامت، از جهنم نجات مي‏يابند. به برخي از آن‏ها اشاره مي‏شود:
الف) عن ابن عبّاس قال: قال رسول الله(ص) بعلي(ع) يا علي شيعتك هم الفائزون يوم القيامة ، (بحار / 65 / 7).
ب ) عن ابي عبدالله(ع) انّ رسول الله(ص) قال بعلي(ع) يا علي... و لولا انت و شيعتك ما قام اللّه دين... يا علي انت و شيعتكالقائمون بالقسط... و تنعّمون في الجنان يا علي ان الجنّة مشتاقة اليك و الي شيعتك و انّ ملائكة العرش المقرّبين يفرحونبقدومهم و الملائكة تستغفر لهم. يا علي شيعتك الذين يخافون اللّه في السّرو العلانية ، (همان، ص 40).
4) بديهي است، آنچه كه به يك شيعه، هويّت شيعه بودن مي‏بخشد، يدك كشيدن نام شيعه با باطني بي‏محتوي و ميان‏تهي نيست. بلكه هويّت شيعه را پاي‏بند عملي به گستره اعتقادي و عملي تشكيل مي‏دهد كه به عنوان نشان شيعه و وظائف او از سوي رهبران شيعه يعنيمعصومين(ع) بيان شده است. نمي‏توان پذيرفت صرف ادعاي همراهي با اهل بيت؛ كه مفهوم لغوي شيعه حاكي از آن است، بدون اين كه سيره آنها در عرصه زندگي او سايه افكن شود، براي نجات از جهنم كافي است. آنچه اساس شيعه بودن را تشكيل مي‏دهد، باورهاي راسخ و ريشهداري است كه منشأ بروز اعمال مبتني بر آن باورها مي‏گردد. وقتي نه معرفتي نسبت به اهل بيت دارد و نه حتي عشق ظاهري خود را عيان مي‏كند، بلكه صرفا دليل وابستگي قومي و قبيله‏اي به گروهي خاص، خود را شيعه مي‏پندارد و تنها نشان شيعه بودن او، ارث بردن مذهب ازنياكان است، و در كنار اين عقيده موروثي، سراسر زندگي او را آلودگي‏هاي صريحا خلاف احكام عملي تشيع، احاطه كرده است، چنين شخصي، ديگر پيرو نيست تا ثمره اين پيروي، يعني بهشت را به چنگ آورد. بله، چنانچه به اهل بيت(ع) عشق مي‏ورزد و از صميم دل به آنان معتقداست اما در پيمودن طريق آنان، كاستيهائي داشته باشد، با توجه به روايات فراواني كه داريم و به دو نمونه از آن‏ها اشاره گرديد، بالاخره به بهشت ملحق خواهد شد. مشروط بر اين كه اين كاستيها، به گونه‏اي نباشد كه همه تار و پود اين عشق و محبّت را بسوزاند و خاكستر كند بهگونه‏اي كه ديگر حتي هيچ احساسي نسبت به اهل بيت در كنج دل او باقي بماند.
5) خوب است اين نكته را هم اضافه كنيم كه هم چنان كه ادعاي بي‏نشانه و كاملاً ميان‏تهي، عامل پيوستن چنين مدعي اي به بهشت نيست، آن دسته از غير شيعياني هم كه در زمره فرق ديگر اسلامي‏اند اما نه بغض و كينه‏اي نسبت به اهل بيت دارند و نه استدلالي بر ردّ حقانيّتآن‏ها، بلكه صرفا به دليل مورثي خود را در اين حوزه اعتقادي مي‏بينند، اينگونه نيست كه درباره آن‏ها قضاوت كنيم به دليل شيعه نبودن، جهنّمي خواهند شد. نه آن ادعاي بي نشان و نه اين بي‏اعتقادي سست پايه، هيچيك عامل الحاق به بهشت يا جهنّم نيست بلكه دست‏يابي به بهشتو جهنم در گرو محتوي است و شالوده محتوي را نيت و عمل اشخاص پي مي‏ريزد. بله، اگر پس از اين كه حقيقت كاملاً بر او مكشوف گرديد اما با وجود بر اين، بر عقيده خود سماجت ورزيد، حساب او از حساب آن خيل عظيم معتقدان موروثي اهل تسنن و ديگرانجداست.
منابعي براي مطالعه بيشتر: الشيعه في الميزان، محمد جواد مغنيه.
eporsesh.com
تبلیغات در راسخون
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.