پرسش :
اين كه گفته مي شود شيعه به بهشت مي رود كوتاهي در اعمال آيا خللي در اين امر ايجاد مي كند؟
پاسخ :
1) شيعه در اصل لغت به معني پيرو ميباشد و در اصطلاح به كساني گفته ميشود كه جانشيني پيغمبر اكرم(ص) را حق اختصاصي خانواده رسالت ميدانند و در معارف اسلامي پيرو مكتب اهل بيت ميباشند. اين خصوصيت، چه در بعد انديشه و چه احكام عملي، باورهايويژهاي را پي ريخته است كه از جمله ميتوان به عدالت خداوند وامامت در جنبه عقايد و تولّي، تبرّي، امر به معروف و نهي از منكر، زكات، و... در بخش مربوط به احكام اشاره كرد.
2) گناه براي همه مؤمنيني به طور مطلق سبب عذاب است، اما اسبابي موجب برداشته شدن عقوبت جهنم ميشوند از قبيل توبه (انفال / 38)، استغفار (زمر / 54)، اعمال صالح (هود / 114)، دعاي مؤمنينبراي ميت، شفاعت پيامبر(ص) و ديگر اولياي الهي در روز قيامت، عمل صالح كه پس از مرگ شخص براي او انجام گيرد مثل دادن صدقه براي ميت، فشار قبر و...
3) رواياتي داريم كه ظاهر آنها حاكي از اين است كه شيعيان در روز قيامت، از جهنم نجات مييابند. به برخي از آنها اشاره ميشود:
الف) عن ابن عبّاس قال: قال رسول الله(ص) بعلي(ع) يا علي شيعتك هم الفائزون يوم القيامة ، (بحار / 65 / 7).
ب ) عن ابي عبدالله(ع) انّ رسول الله(ص) قال بعلي(ع) يا علي... و لولا انت و شيعتك ما قام اللّه دين... يا علي انت و شيعتكالقائمون بالقسط... و تنعّمون في الجنان يا علي ان الجنّة مشتاقة اليك و الي شيعتك و انّ ملائكة العرش المقرّبين يفرحونبقدومهم و الملائكة تستغفر لهم. يا علي شيعتك الذين يخافون اللّه في السّرو العلانية ، (همان، ص 40).
4) بديهي است، آنچه كه به يك شيعه، هويّت شيعه بودن ميبخشد، يدك كشيدن نام شيعه با باطني بيمحتوي و ميانتهي نيست. بلكه هويّت شيعه را پايبند عملي به گستره اعتقادي و عملي تشكيل ميدهد كه به عنوان نشان شيعه و وظائف او از سوي رهبران شيعه يعنيمعصومين(ع) بيان شده است. نميتوان پذيرفت صرف ادعاي همراهي با اهل بيت؛ كه مفهوم لغوي شيعه حاكي از آن است، بدون اين كه سيره آنها در عرصه زندگي او سايه افكن شود، براي نجات از جهنم كافي است. آنچه اساس شيعه بودن را تشكيل ميدهد، باورهاي راسخ و ريشهداري است كه منشأ بروز اعمال مبتني بر آن باورها ميگردد. وقتي نه معرفتي نسبت به اهل بيت دارد و نه حتي عشق ظاهري خود را عيان ميكند، بلكه صرفا دليل وابستگي قومي و قبيلهاي به گروهي خاص، خود را شيعه ميپندارد و تنها نشان شيعه بودن او، ارث بردن مذهب ازنياكان است، و در كنار اين عقيده موروثي، سراسر زندگي او را آلودگيهاي صريحا خلاف احكام عملي تشيع، احاطه كرده است، چنين شخصي، ديگر پيرو نيست تا ثمره اين پيروي، يعني بهشت را به چنگ آورد. بله، چنانچه به اهل بيت(ع) عشق ميورزد و از صميم دل به آنان معتقداست اما در پيمودن طريق آنان، كاستيهائي داشته باشد، با توجه به روايات فراواني كه داريم و به دو نمونه از آنها اشاره گرديد، بالاخره به بهشت ملحق خواهد شد. مشروط بر اين كه اين كاستيها، به گونهاي نباشد كه همه تار و پود اين عشق و محبّت را بسوزاند و خاكستر كند بهگونهاي كه ديگر حتي هيچ احساسي نسبت به اهل بيت در كنج دل او باقي بماند.
5) خوب است اين نكته را هم اضافه كنيم كه هم چنان كه ادعاي بينشانه و كاملاً ميانتهي، عامل پيوستن چنين مدعي اي به بهشت نيست، آن دسته از غير شيعياني هم كه در زمره فرق ديگر اسلامياند اما نه بغض و كينهاي نسبت به اهل بيت دارند و نه استدلالي بر ردّ حقانيّتآنها، بلكه صرفا به دليل مورثي خود را در اين حوزه اعتقادي ميبينند، اينگونه نيست كه درباره آنها قضاوت كنيم به دليل شيعه نبودن، جهنّمي خواهند شد. نه آن ادعاي بي نشان و نه اين بياعتقادي سست پايه، هيچيك عامل الحاق به بهشت يا جهنّم نيست بلكه دستيابي به بهشتو جهنم در گرو محتوي است و شالوده محتوي را نيت و عمل اشخاص پي ميريزد. بله، اگر پس از اين كه حقيقت كاملاً بر او مكشوف گرديد اما با وجود بر اين، بر عقيده خود سماجت ورزيد، حساب او از حساب آن خيل عظيم معتقدان موروثي اهل تسنن و ديگرانجداست.
منابعي براي مطالعه بيشتر: الشيعه في الميزان، محمد جواد مغنيه.
eporsesh.com
1) شيعه در اصل لغت به معني پيرو ميباشد و در اصطلاح به كساني گفته ميشود كه جانشيني پيغمبر اكرم(ص) را حق اختصاصي خانواده رسالت ميدانند و در معارف اسلامي پيرو مكتب اهل بيت ميباشند. اين خصوصيت، چه در بعد انديشه و چه احكام عملي، باورهايويژهاي را پي ريخته است كه از جمله ميتوان به عدالت خداوند وامامت در جنبه عقايد و تولّي، تبرّي، امر به معروف و نهي از منكر، زكات، و... در بخش مربوط به احكام اشاره كرد.
2) گناه براي همه مؤمنيني به طور مطلق سبب عذاب است، اما اسبابي موجب برداشته شدن عقوبت جهنم ميشوند از قبيل توبه (انفال / 38)، استغفار (زمر / 54)، اعمال صالح (هود / 114)، دعاي مؤمنينبراي ميت، شفاعت پيامبر(ص) و ديگر اولياي الهي در روز قيامت، عمل صالح كه پس از مرگ شخص براي او انجام گيرد مثل دادن صدقه براي ميت، فشار قبر و...
3) رواياتي داريم كه ظاهر آنها حاكي از اين است كه شيعيان در روز قيامت، از جهنم نجات مييابند. به برخي از آنها اشاره ميشود:
الف) عن ابن عبّاس قال: قال رسول الله(ص) بعلي(ع) يا علي شيعتك هم الفائزون يوم القيامة ، (بحار / 65 / 7).
ب ) عن ابي عبدالله(ع) انّ رسول الله(ص) قال بعلي(ع) يا علي... و لولا انت و شيعتك ما قام اللّه دين... يا علي انت و شيعتكالقائمون بالقسط... و تنعّمون في الجنان يا علي ان الجنّة مشتاقة اليك و الي شيعتك و انّ ملائكة العرش المقرّبين يفرحونبقدومهم و الملائكة تستغفر لهم. يا علي شيعتك الذين يخافون اللّه في السّرو العلانية ، (همان، ص 40).
4) بديهي است، آنچه كه به يك شيعه، هويّت شيعه بودن ميبخشد، يدك كشيدن نام شيعه با باطني بيمحتوي و ميانتهي نيست. بلكه هويّت شيعه را پايبند عملي به گستره اعتقادي و عملي تشكيل ميدهد كه به عنوان نشان شيعه و وظائف او از سوي رهبران شيعه يعنيمعصومين(ع) بيان شده است. نميتوان پذيرفت صرف ادعاي همراهي با اهل بيت؛ كه مفهوم لغوي شيعه حاكي از آن است، بدون اين كه سيره آنها در عرصه زندگي او سايه افكن شود، براي نجات از جهنم كافي است. آنچه اساس شيعه بودن را تشكيل ميدهد، باورهاي راسخ و ريشهداري است كه منشأ بروز اعمال مبتني بر آن باورها ميگردد. وقتي نه معرفتي نسبت به اهل بيت دارد و نه حتي عشق ظاهري خود را عيان ميكند، بلكه صرفا دليل وابستگي قومي و قبيلهاي به گروهي خاص، خود را شيعه ميپندارد و تنها نشان شيعه بودن او، ارث بردن مذهب ازنياكان است، و در كنار اين عقيده موروثي، سراسر زندگي او را آلودگيهاي صريحا خلاف احكام عملي تشيع، احاطه كرده است، چنين شخصي، ديگر پيرو نيست تا ثمره اين پيروي، يعني بهشت را به چنگ آورد. بله، چنانچه به اهل بيت(ع) عشق ميورزد و از صميم دل به آنان معتقداست اما در پيمودن طريق آنان، كاستيهائي داشته باشد، با توجه به روايات فراواني كه داريم و به دو نمونه از آنها اشاره گرديد، بالاخره به بهشت ملحق خواهد شد. مشروط بر اين كه اين كاستيها، به گونهاي نباشد كه همه تار و پود اين عشق و محبّت را بسوزاند و خاكستر كند بهگونهاي كه ديگر حتي هيچ احساسي نسبت به اهل بيت در كنج دل او باقي بماند.
5) خوب است اين نكته را هم اضافه كنيم كه هم چنان كه ادعاي بينشانه و كاملاً ميانتهي، عامل پيوستن چنين مدعي اي به بهشت نيست، آن دسته از غير شيعياني هم كه در زمره فرق ديگر اسلامياند اما نه بغض و كينهاي نسبت به اهل بيت دارند و نه استدلالي بر ردّ حقانيّتآنها، بلكه صرفا به دليل مورثي خود را در اين حوزه اعتقادي ميبينند، اينگونه نيست كه درباره آنها قضاوت كنيم به دليل شيعه نبودن، جهنّمي خواهند شد. نه آن ادعاي بي نشان و نه اين بياعتقادي سست پايه، هيچيك عامل الحاق به بهشت يا جهنّم نيست بلكه دستيابي به بهشتو جهنم در گرو محتوي است و شالوده محتوي را نيت و عمل اشخاص پي ميريزد. بله، اگر پس از اين كه حقيقت كاملاً بر او مكشوف گرديد اما با وجود بر اين، بر عقيده خود سماجت ورزيد، حساب او از حساب آن خيل عظيم معتقدان موروثي اهل تسنن و ديگرانجداست.
منابعي براي مطالعه بيشتر: الشيعه في الميزان، محمد جواد مغنيه.
eporsesh.com