پرسش :
بـرداشـتن عقاب از مجرم در روز قيامت , پس از آنكه خداوند از طريق وعيد خود آن راثابت كرده است , عدل است يا ظلم . اگر عدل باشد در اين صورت اصل حكمى كه عقاب را در پى دارد ظلم است و ظلم با ساحت پاك خـداونـدى سـازگـار نـيـسـت , و اگـر ظلم باشددر اين صورت درخواست شفاعت انبياء مثلا , درخـواسـت ظـلـم از خداوند خواهد بود وچنين درخواستى جاهلانه است با عصمت و علم انبياء صلوات اللّه عليهم سازگار نيست .
پاسخ :
در پـاسـخ از اين شبه مى توان گفت اولا همانگونه كه در موارد اوامر و نواهى امتحانى , رفع حكم امـتحانى و اثبات آن هر دو عدل است و حكمت آن نيز آزمايش وامتحان يا روشن ساختن سريره و باطن مكلف , يا درك استعدادهاى درونى اوست ; درمورد شفاعت نيز وضع به همين گونه است يـعـنى همه مومنان اهل نجات اند ; وضع احكام و انواع عقاب مترتب بر سر پيچى از آنها براى كفار است . مومنان با انجام وظايف و اطاعت به درجات گوناگون محسنين نايل مى آيند و كسانى از مومنان كه مرتكب گناه شوند به وسيله شفاعت نجات مى يابند . ثـانـيـا ; رفـع عـقـاب در صورتى مغاير با عدل است كه حكم اول را نقض كند در حاليكه حقيقت شـفـاعـت ايـن اسـت كـه مشفوع را از موضوع حكم عقاب خارج مى كند و موضوع و مصداق حكم رحمت قرار مى دهد , كه اين امر نيز بى جهت و بى دليل نيست بلكه شفاعت كننده باتوجه به وجود صفاتى در وجود خداوند مثل رحمت و كرم و بى نيازى , يا صفاتى دروجود مشفوع مثل پشيمانى , تضرع و فقر از خداوند درخواست مى كند كه مشفوع را ازمصاديق حكم رحمت و كرم خدا گرداند . بنابراين حكم عقاب نقض نشده است تا شبه پيش آيد بلكه موضوع اين حكم عوض شده است .
www.eporsesh.com
در پـاسـخ از اين شبه مى توان گفت اولا همانگونه كه در موارد اوامر و نواهى امتحانى , رفع حكم امـتحانى و اثبات آن هر دو عدل است و حكمت آن نيز آزمايش وامتحان يا روشن ساختن سريره و باطن مكلف , يا درك استعدادهاى درونى اوست ; درمورد شفاعت نيز وضع به همين گونه است يـعـنى همه مومنان اهل نجات اند ; وضع احكام و انواع عقاب مترتب بر سر پيچى از آنها براى كفار است . مومنان با انجام وظايف و اطاعت به درجات گوناگون محسنين نايل مى آيند و كسانى از مومنان كه مرتكب گناه شوند به وسيله شفاعت نجات مى يابند . ثـانـيـا ; رفـع عـقـاب در صورتى مغاير با عدل است كه حكم اول را نقض كند در حاليكه حقيقت شـفـاعـت ايـن اسـت كـه مشفوع را از موضوع حكم عقاب خارج مى كند و موضوع و مصداق حكم رحمت قرار مى دهد , كه اين امر نيز بى جهت و بى دليل نيست بلكه شفاعت كننده باتوجه به وجود صفاتى در وجود خداوند مثل رحمت و كرم و بى نيازى , يا صفاتى دروجود مشفوع مثل پشيمانى , تضرع و فقر از خداوند درخواست مى كند كه مشفوع را ازمصاديق حكم رحمت و كرم خدا گرداند . بنابراين حكم عقاب نقض نشده است تا شبه پيش آيد بلكه موضوع اين حكم عوض شده است .
www.eporsesh.com