پرسش :
فشار قبر يعني چه؟
پاسخ :
انسان بعد از مرگ وارد برزخ مى شود و تا هنگامى كه قيامت بر پا نشده است، آن جا مى ماند و از كيفر و عذاب، يا ثواب ونعمت برخوردار مى شود. عالم برزخ، تعبير ديگر قبر است. امام صادق (ع) مى فرمايد: ((البرزخ هو القبر و هو الثواب و العقاب بين الدنيا و الاخره برزخ همان عالم قبر است كه پاداش و كيفر ميان دنيا و آخرت است))،( تفسير نمونه، جلد 14، ص 319 و تفسير نور الثقلين، جلد 2، ص 355)). درروايت ديگرى آمده است كسى از امام صادق (ع) پرسيد: برزخ چيست؟ امام (ع) فرمود: ((القبر حين موته الى يوم القيامه))،( تفسير نمونه، جلد 14، ص 913) روح انسان بعد از پايان زندگى اين جهان، در اجساد لطيفى كه به آن بدن مثالى يا برزخى مى گويند، قرار مى گيرد. امام صادق (ع) مى فرمايد: ((فى ابدان كابدانهم بدن هاى برزخى مومنان، مانند بدن هاى دنيوى آن هاست))،( بحارالانوار، ج 6، ص 862). پس عذاب قبر و برزخ، هم روحى است و هم جسمى البته نه همين جسم دنيوى، بلكه مانند و مثال آن.- با توجه به اين نكته كه مقصود از قبر همان عالم برزخ است نه اين قبرظاهرى كه ميت را در آن جاى مى دهند معلوم مى شود فشار يا وحشت قبر به اين معنا نيست كه قبر مرده را بر او تنگ كنند كه بدن او در فشار قرارگيرد. بلكه ميت بعد از آن كه از دنيا و زندگى و متعلقات آن دست مى كشد و وارد برزخ مى شود و جاى ناشناخته اى را مى بيند، اين وضعيت وحالات در بدو ورود دست بدست هم داده و وحشت و سختى و فشار به خصوصى را براى او ايجاد مى كند.
آيت الله شجاعى از شاگردان برجسته علامه طباطبايى در اين زمينه مي گويد:«عالم برزخ در عين آنكه باطن عالم ماده و محيط بر آن است ولى داراى احكام، آثار و معيارهايى غير از احكام و آثار نظام دنيوى است. از اين رو، انسان با ورود به عالم برزخ با نظام و معيارهاى جديد و ناشناخته اى مواجه مى شود. انسانى كه در زندگى دنيوى موفق به تجريد و انقطاع نشده و اسير دنيا و تعلقات آن است با داخل شدن به برزخ و مواجه شدن با آن احكام و آثار نه تنها با يك نظام ناشناخته روبرو شده بلكه با از دست دادن مأنوس هاى دنيوى، در وحشت مى افتد و با فقدان آنچه كه او با آنها مأنوس بوده و تنهايى خود را با آنها جبران كرده و هستى و بقاى خود را با آنها و در آنها مى ديد، در فشار قرار مى گيرد، فشار ى كه توصيف كردنى نيست، وضعيتى معلق توأم با وحشت و غربت، گويى در معرض خطر قرار گرفته و مثل اينكه خود را ندارد و در حال از دست دادن خويش است. اين وضعيت و حالات در بدو ورود دست به دست هم داده و دهشت، وحشت، سختى و فشار به خصوصى را براى انسان پيش مى آورد.
فشار برزخى يك مسأله عمومى است و هر انسانى با آن مواجه خواهد شد، مگر براى ارباب معنا، مهذبين، اهل انقطاع و مجاهدان جهاد اكبر كه به مجرد انتقال از دنيا با بهجت و سرور خاصى به نظامى كه با تمام وجود مشتاق آن بوده و به سوى آن كشيده مى شدند، وارد مى شود و به شهود جمال وجه حق كه مجذوب آن بودند بيش از پيش نائل شده و با كنار گذاشتن حجاب ماده و بدن بزرگترين مانع را از سر راه خود در طلب مقصود بر مى دارند. اما غير از اينان همه با فشار برزخى روبرو خواهند شد، هر چند نوع و كيفيت فشار با توجه به مراتب انسان ها متفاوت خواهد بود چرا كه فردى كه انس و تعلق فراوانى به دنيا داشته و الفتى با آخرت ندارد و همواره در حال فرار از آخرت و مأنوسات آن بوده، از وحشت، اضطراب، سختى ها و فشار برزخى بيشتر نصيب خواهد داشت و در مقابل، كسى كه ارتباط كمى با دنيا داشته و همواره از دنيا رو به سوى آخرت فرار مى كرده و گرايش به عوالم بالا و ارزش هاى والاتر داشته است، از اين فشار اول برزخ كمتر برخوردار خواهد شد و به آسانى و با سرعت و بدون تكلف، دنيا و آنچه را در آن بوده فراموش كرده از آن منقطع شده و با آن نظام آشنا شده و از نعمت هاى برتر آن بهرمند و به راه خود ادامه مى دهد، به صورتى كه گويا با خلاص شدن از نظام پست دنيوى از زندان رهايى يافته و پر و بالش براى پرواز و صعود باز شده است.
البته با انس پيدا كردن به نظام جديد برزخى و برطرف شدن ألفت به دنيا و امور دنيوى، آن قسمت از فشارهايى كه از اين جهت در برزخ وجود داشت، برطرف مى شود. همچنين با از ميان رفتن برخى از آلودگى ها و ناپاكى ها، فشارهايى نيز كه از اين ناحيه در برزخ بود مرتفع مى شود. همين طور با انس روح با نظام برزخى و كم شدن ارتباط روح و بدن مادى و انصراف روح به عالم، احكام و آثار برزخ و اصل توجه روح به مسائل برزخ، فشارهايى كه از ناحيه اضطراب و دهشت از جهت نا آشنا بودن به نظام جديد، رخت بر خواهد بست. بنابراين سختى ها و فشار هاى برزخى به مرور كم شده و بر طرف مى شود. البته اين در صورتى است كه روح در زندگى دنيوى خود، در صراط مستقيم باشد. اما اگر روح در زندگى دنيوى آلودگى هاى زيادى داشته باشد و به بيان ديگر اگر عصيان ها و طغيان ها ى ارواح به ظاهر مؤمن به مقتضاى نظام برزخى و احكام خاص آن بيش از حد بوده و در مجموع انجذاب به سوى حضرت حق به حكم نظام برزخى بر جانب آلودگى ها حاكم نباشد در اين صورت نتيجه عصيان ها را در برزخ ديده و در عذاب برزخى قرار گرفته و اين عذاب ها، سختى ها، گرفتارى ها و فشارها تا آخر
نظام برزخى ادامه خواهد داشت. به بيان ديگر، وقتى فردى در حالى كه رنگ هاى عصيان و مخالفت با امر حق در اوست، وارد برزخ شده باشد، مسلما نظام برزخى روى او حساب خاصى باز مى كند و بعد از آزاد شدن از سختى ها ى اوليه برزخ كه يك مسئله عمومى است، باز با عذاب ها، گرفتارى ها و فشارهايى كه نتايج برزخى آلودگى ها و عصيان ها است، مواجه خواهد شد»(عروج روح استاد شجاعى ص 76 تا 78 كانون انديشه جوان)
www.morsalat.com
انسان بعد از مرگ وارد برزخ مى شود و تا هنگامى كه قيامت بر پا نشده است، آن جا مى ماند و از كيفر و عذاب، يا ثواب ونعمت برخوردار مى شود. عالم برزخ، تعبير ديگر قبر است. امام صادق (ع) مى فرمايد: ((البرزخ هو القبر و هو الثواب و العقاب بين الدنيا و الاخره برزخ همان عالم قبر است كه پاداش و كيفر ميان دنيا و آخرت است))،( تفسير نمونه، جلد 14، ص 319 و تفسير نور الثقلين، جلد 2، ص 355)). درروايت ديگرى آمده است كسى از امام صادق (ع) پرسيد: برزخ چيست؟ امام (ع) فرمود: ((القبر حين موته الى يوم القيامه))،( تفسير نمونه، جلد 14، ص 913) روح انسان بعد از پايان زندگى اين جهان، در اجساد لطيفى كه به آن بدن مثالى يا برزخى مى گويند، قرار مى گيرد. امام صادق (ع) مى فرمايد: ((فى ابدان كابدانهم بدن هاى برزخى مومنان، مانند بدن هاى دنيوى آن هاست))،( بحارالانوار، ج 6، ص 862). پس عذاب قبر و برزخ، هم روحى است و هم جسمى البته نه همين جسم دنيوى، بلكه مانند و مثال آن.- با توجه به اين نكته كه مقصود از قبر همان عالم برزخ است نه اين قبرظاهرى كه ميت را در آن جاى مى دهند معلوم مى شود فشار يا وحشت قبر به اين معنا نيست كه قبر مرده را بر او تنگ كنند كه بدن او در فشار قرارگيرد. بلكه ميت بعد از آن كه از دنيا و زندگى و متعلقات آن دست مى كشد و وارد برزخ مى شود و جاى ناشناخته اى را مى بيند، اين وضعيت وحالات در بدو ورود دست بدست هم داده و وحشت و سختى و فشار به خصوصى را براى او ايجاد مى كند.
آيت الله شجاعى از شاگردان برجسته علامه طباطبايى در اين زمينه مي گويد:«عالم برزخ در عين آنكه باطن عالم ماده و محيط بر آن است ولى داراى احكام، آثار و معيارهايى غير از احكام و آثار نظام دنيوى است. از اين رو، انسان با ورود به عالم برزخ با نظام و معيارهاى جديد و ناشناخته اى مواجه مى شود. انسانى كه در زندگى دنيوى موفق به تجريد و انقطاع نشده و اسير دنيا و تعلقات آن است با داخل شدن به برزخ و مواجه شدن با آن احكام و آثار نه تنها با يك نظام ناشناخته روبرو شده بلكه با از دست دادن مأنوس هاى دنيوى، در وحشت مى افتد و با فقدان آنچه كه او با آنها مأنوس بوده و تنهايى خود را با آنها جبران كرده و هستى و بقاى خود را با آنها و در آنها مى ديد، در فشار قرار مى گيرد، فشار ى كه توصيف كردنى نيست، وضعيتى معلق توأم با وحشت و غربت، گويى در معرض خطر قرار گرفته و مثل اينكه خود را ندارد و در حال از دست دادن خويش است. اين وضعيت و حالات در بدو ورود دست به دست هم داده و دهشت، وحشت، سختى و فشار به خصوصى را براى انسان پيش مى آورد.
فشار برزخى يك مسأله عمومى است و هر انسانى با آن مواجه خواهد شد، مگر براى ارباب معنا، مهذبين، اهل انقطاع و مجاهدان جهاد اكبر كه به مجرد انتقال از دنيا با بهجت و سرور خاصى به نظامى كه با تمام وجود مشتاق آن بوده و به سوى آن كشيده مى شدند، وارد مى شود و به شهود جمال وجه حق كه مجذوب آن بودند بيش از پيش نائل شده و با كنار گذاشتن حجاب ماده و بدن بزرگترين مانع را از سر راه خود در طلب مقصود بر مى دارند. اما غير از اينان همه با فشار برزخى روبرو خواهند شد، هر چند نوع و كيفيت فشار با توجه به مراتب انسان ها متفاوت خواهد بود چرا كه فردى كه انس و تعلق فراوانى به دنيا داشته و الفتى با آخرت ندارد و همواره در حال فرار از آخرت و مأنوسات آن بوده، از وحشت، اضطراب، سختى ها و فشار برزخى بيشتر نصيب خواهد داشت و در مقابل، كسى كه ارتباط كمى با دنيا داشته و همواره از دنيا رو به سوى آخرت فرار مى كرده و گرايش به عوالم بالا و ارزش هاى والاتر داشته است، از اين فشار اول برزخ كمتر برخوردار خواهد شد و به آسانى و با سرعت و بدون تكلف، دنيا و آنچه را در آن بوده فراموش كرده از آن منقطع شده و با آن نظام آشنا شده و از نعمت هاى برتر آن بهرمند و به راه خود ادامه مى دهد، به صورتى كه گويا با خلاص شدن از نظام پست دنيوى از زندان رهايى يافته و پر و بالش براى پرواز و صعود باز شده است.
البته با انس پيدا كردن به نظام جديد برزخى و برطرف شدن ألفت به دنيا و امور دنيوى، آن قسمت از فشارهايى كه از اين جهت در برزخ وجود داشت، برطرف مى شود. همچنين با از ميان رفتن برخى از آلودگى ها و ناپاكى ها، فشارهايى نيز كه از اين ناحيه در برزخ بود مرتفع مى شود. همين طور با انس روح با نظام برزخى و كم شدن ارتباط روح و بدن مادى و انصراف روح به عالم، احكام و آثار برزخ و اصل توجه روح به مسائل برزخ، فشارهايى كه از ناحيه اضطراب و دهشت از جهت نا آشنا بودن به نظام جديد، رخت بر خواهد بست. بنابراين سختى ها و فشار هاى برزخى به مرور كم شده و بر طرف مى شود. البته اين در صورتى است كه روح در زندگى دنيوى خود، در صراط مستقيم باشد. اما اگر روح در زندگى دنيوى آلودگى هاى زيادى داشته باشد و به بيان ديگر اگر عصيان ها و طغيان ها ى ارواح به ظاهر مؤمن به مقتضاى نظام برزخى و احكام خاص آن بيش از حد بوده و در مجموع انجذاب به سوى حضرت حق به حكم نظام برزخى بر جانب آلودگى ها حاكم نباشد در اين صورت نتيجه عصيان ها را در برزخ ديده و در عذاب برزخى قرار گرفته و اين عذاب ها، سختى ها، گرفتارى ها و فشارها تا آخر
نظام برزخى ادامه خواهد داشت. به بيان ديگر، وقتى فردى در حالى كه رنگ هاى عصيان و مخالفت با امر حق در اوست، وارد برزخ شده باشد، مسلما نظام برزخى روى او حساب خاصى باز مى كند و بعد از آزاد شدن از سختى ها ى اوليه برزخ كه يك مسئله عمومى است، باز با عذاب ها، گرفتارى ها و فشارهايى كه نتايج برزخى آلودگى ها و عصيان ها است، مواجه خواهد شد»(عروج روح استاد شجاعى ص 76 تا 78 كانون انديشه جوان)
www.morsalat.com