پرسش :
در روایات آمده که ائمه علیهم السلام، علم اولین و آخرین را می دانند و در روایات آمده که امام حسین علیه السّلام در کربلا نام سرزمین را پرسیدند، این چه حکمتی دارد؟ اگر میخواستند مردم بدانند به صورت های دیگر هم میشد بیان کرد؟
پاسخ :
این سؤال که چرا با آن علم گسترده، امام حسین از اسم سرزمین کربلا از مردم پرسید؛ در جواب باید گفت که اولاً درست است که ائمه ـ علیهم السّلام ـ علم زیادی داشتند ولی آنان وظیفه داشتند در امور روزمره زندگی از علم غیب استفاده نکنند و مانند بقیه مردم عادی زندگی کنند. آنان از جنس بشر بودند و در اعمال و رفتار و معاشرت مانند یک بشر عادی زندگی میکردند، با همین چشم میدیدند، با همین گوش میشنیدند، برطبق ظواهر و شواهد داوری میکردند و با مردم و اصحاب خود در کارها و جنگها مشورت میکردند، برای معالجه بیماری به طبیب مراجعه میکردند و مصائب و حوادث برایشان پیش میآمد. در جنگها گاهی متحمل شکست میشدند و مانند یک بشر عادی به ارشاد و هدایت مردم میپرداختند و مردم نیز با اراده و اختیار ایمان میآوردند و آنان در امور روزانه زندگی هرگز از علم غیب استفاده نمیکردند، و امّا اگر امور مربوط به احکام دینی و مسائل اسلامی پیش میآمد که بیان آن نیاز به علم غیب داشت از علم غیب استفاده میکردند و یا موضوع و فعل حرام و کار زشتی پیش میآمد که ارتکاب آن ولو از راه سهو و نسیان در نظر مردم قبیح و زشت بود و به مقام امامت ضربه میزد آنجا از علم غیب استفاده میکردند.
بنابراین پیامبر و ائمه میتوانند به اذن الهی از حوادث و پیشآمدها و افعال آینده خودش یا دیگران آگاه شود، لکن این گونه علم مسیر حوادث را تغییر نمیدهد و در افعال و ارادهها اثر نمیگذارد و منشأ تکلیف قرار نمیگیرد.
مرحوم علامه طباطبایی در استفاده ائمه از علم غیب چنین میگوید: «انبیاء و ائمه ـ علیهم السّلام ـ در آن اموری که مربوط به ادای رسالت و رساندن پیام الهی به مردم باشد، اگر نیاز به استفاده از علم غیب باشد از آن استفاده میکند نه در هر امر عادی.[1]
و این مطلب را روایاتی که از ائمه اطهار ـ علیهم السّلام ـ رسیده است نیز تأکید میکند مثلاً وقتی جهم بن صفوان خدمت امام هشتم علی بن موسی الرضا ـ علیه السّلام ـ عرض میکند: همانا امیر المؤمنین ـ علیه السّلام ـ قاتل خود را شناخته بود و میدانست که در چه شبی و در چه مکانی به شهادت میرسد. و چون صدای مرغابی ها را در خانه شنید فرمود: اینها نعرهزنانی هستند که نوحهگرانی پشت سر دارند و وقتی امّ کلثوم خدمت پدر عرض کرد: کاش امشب در خانه نماز بخوانی و برای نماز جماعت دیگری را بفرستی آن حضرت قبول نکرد و بدون اسلحه رفت و حال آن که میدانست ابن ملجم او را با شمشیر به شهادت میرساند و اقدام به چنین کاری جایز نیست؟
امام رضا ـ علیه السّلام ـ فرمود: آنچه گفتی درست است ولی خود آن حضرت اختیار فرمود که در آن شب مقدرات خدای عزّوجلّ اجرا شود.[2] مرحوم علامه مجلسی وقتی این روایت را نقل میکند، میگوید: کسی که مقدرات الهی و علل و اسباب آن را نمیداند، میتواند از آنها دوری و اجتناب ورزد و به اجتناب مکلف شود، امّا کسی که به جمیع حوادث و پیشآمدها عالم است، چگونه ممکن است او را به اجتناب و دوری از آن مکلف نمود، اگر چنین چیزی ممکن باشد لازم میآید که هیچ یک از مقدرات نسبت به او واقع نشود.[3]
حالا که روشن شد که ائمه علم غیب داشتند، ولی در امور روزانه زندگی از آن استفاده نمیکردند یعنی وظیفه نداشند از آن استفاده کنند، امام حسین ـ علیه السّلام ـ نیز اسم سرزمین کربلا را میدانست و نیز میدانست که این منطقه خاص که بین دو نحر آب دجله و فرات واقع شده است کربلا است، ولی وظیفه نداشت از آن علم غیب استفاده کند و مانند بقیه مردم عمل کرد و وقتی وارد سرزمین کربلا شد اسم آن را سؤال کرد تا هم برای یاران و اصحاب خودش روشن کند که اینجا است وعدهگاه الهی و هم به بقیه مردم و مردم کوفه بنمایاند که اینجا است قتلهگاه او که جدش پیامبر خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ از آن خبرداده بود.
و در روایات آمده است که سید الشهدا ـ علیه السّلام ـ نواحی اطراف قبر خویش را از اهل نینوا و غاضریه به مبلغ شصت هزار درهم خریداری کرد و به خود آنان صدقه داد و با آنان شرط کرد که مردم را به جایگاه قبرش راهنمایی کنند و هر کس را که به زیارت آن حضرت آید سه روز مهمان نمایند و پذیرایی کنند.[4]
بنابراین امام حسین ـ علیه السّلام ـ علم داشت و اسم سرزمین کربلا را با خصوصیات میدانست، ولی برای اینکه به اصحاب و یاران خود و بقیه مردم دنیا تا روز قیامت اعلام کند که اینجا است وعدهگاه الهی و محل نزول هفتاد هزار فرشته و اینجا است که وعده الهی دربارة مؤمنان و صالحان تحقق پیدا میکند، از اسم آن سؤال نمود. آری آن سرزمین، سرزمین کربلا است.
پاورقی ها:
[1] . طباطبایی، محمدحسین، ترجمه تفسیر المیزان، انتشارات موسسه النشر الاسلامی، ج 20، ص 88 ـ 89.
[2] . شیخ کلینی، کافی، ج 1، ص 259.
[3] . علامه مجلسی ، بحار الانوار، ج 42، ص 246 به بعد.
[4] . محدثی، جواد، فرهنگ عاشورا، نشر معروف، قم، چ پنجم، 1380، ص 398.
منبع : اندیشه قم
این سؤال که چرا با آن علم گسترده، امام حسین از اسم سرزمین کربلا از مردم پرسید؛ در جواب باید گفت که اولاً درست است که ائمه ـ علیهم السّلام ـ علم زیادی داشتند ولی آنان وظیفه داشتند در امور روزمره زندگی از علم غیب استفاده نکنند و مانند بقیه مردم عادی زندگی کنند. آنان از جنس بشر بودند و در اعمال و رفتار و معاشرت مانند یک بشر عادی زندگی میکردند، با همین چشم میدیدند، با همین گوش میشنیدند، برطبق ظواهر و شواهد داوری میکردند و با مردم و اصحاب خود در کارها و جنگها مشورت میکردند، برای معالجه بیماری به طبیب مراجعه میکردند و مصائب و حوادث برایشان پیش میآمد. در جنگها گاهی متحمل شکست میشدند و مانند یک بشر عادی به ارشاد و هدایت مردم میپرداختند و مردم نیز با اراده و اختیار ایمان میآوردند و آنان در امور روزانه زندگی هرگز از علم غیب استفاده نمیکردند، و امّا اگر امور مربوط به احکام دینی و مسائل اسلامی پیش میآمد که بیان آن نیاز به علم غیب داشت از علم غیب استفاده میکردند و یا موضوع و فعل حرام و کار زشتی پیش میآمد که ارتکاب آن ولو از راه سهو و نسیان در نظر مردم قبیح و زشت بود و به مقام امامت ضربه میزد آنجا از علم غیب استفاده میکردند.
بنابراین پیامبر و ائمه میتوانند به اذن الهی از حوادث و پیشآمدها و افعال آینده خودش یا دیگران آگاه شود، لکن این گونه علم مسیر حوادث را تغییر نمیدهد و در افعال و ارادهها اثر نمیگذارد و منشأ تکلیف قرار نمیگیرد.
مرحوم علامه طباطبایی در استفاده ائمه از علم غیب چنین میگوید: «انبیاء و ائمه ـ علیهم السّلام ـ در آن اموری که مربوط به ادای رسالت و رساندن پیام الهی به مردم باشد، اگر نیاز به استفاده از علم غیب باشد از آن استفاده میکند نه در هر امر عادی.[1]
و این مطلب را روایاتی که از ائمه اطهار ـ علیهم السّلام ـ رسیده است نیز تأکید میکند مثلاً وقتی جهم بن صفوان خدمت امام هشتم علی بن موسی الرضا ـ علیه السّلام ـ عرض میکند: همانا امیر المؤمنین ـ علیه السّلام ـ قاتل خود را شناخته بود و میدانست که در چه شبی و در چه مکانی به شهادت میرسد. و چون صدای مرغابی ها را در خانه شنید فرمود: اینها نعرهزنانی هستند که نوحهگرانی پشت سر دارند و وقتی امّ کلثوم خدمت پدر عرض کرد: کاش امشب در خانه نماز بخوانی و برای نماز جماعت دیگری را بفرستی آن حضرت قبول نکرد و بدون اسلحه رفت و حال آن که میدانست ابن ملجم او را با شمشیر به شهادت میرساند و اقدام به چنین کاری جایز نیست؟
امام رضا ـ علیه السّلام ـ فرمود: آنچه گفتی درست است ولی خود آن حضرت اختیار فرمود که در آن شب مقدرات خدای عزّوجلّ اجرا شود.[2] مرحوم علامه مجلسی وقتی این روایت را نقل میکند، میگوید: کسی که مقدرات الهی و علل و اسباب آن را نمیداند، میتواند از آنها دوری و اجتناب ورزد و به اجتناب مکلف شود، امّا کسی که به جمیع حوادث و پیشآمدها عالم است، چگونه ممکن است او را به اجتناب و دوری از آن مکلف نمود، اگر چنین چیزی ممکن باشد لازم میآید که هیچ یک از مقدرات نسبت به او واقع نشود.[3]
حالا که روشن شد که ائمه علم غیب داشتند، ولی در امور روزانه زندگی از آن استفاده نمیکردند یعنی وظیفه نداشند از آن استفاده کنند، امام حسین ـ علیه السّلام ـ نیز اسم سرزمین کربلا را میدانست و نیز میدانست که این منطقه خاص که بین دو نحر آب دجله و فرات واقع شده است کربلا است، ولی وظیفه نداشت از آن علم غیب استفاده کند و مانند بقیه مردم عمل کرد و وقتی وارد سرزمین کربلا شد اسم آن را سؤال کرد تا هم برای یاران و اصحاب خودش روشن کند که اینجا است وعدهگاه الهی و هم به بقیه مردم و مردم کوفه بنمایاند که اینجا است قتلهگاه او که جدش پیامبر خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ از آن خبرداده بود.
و در روایات آمده است که سید الشهدا ـ علیه السّلام ـ نواحی اطراف قبر خویش را از اهل نینوا و غاضریه به مبلغ شصت هزار درهم خریداری کرد و به خود آنان صدقه داد و با آنان شرط کرد که مردم را به جایگاه قبرش راهنمایی کنند و هر کس را که به زیارت آن حضرت آید سه روز مهمان نمایند و پذیرایی کنند.[4]
بنابراین امام حسین ـ علیه السّلام ـ علم داشت و اسم سرزمین کربلا را با خصوصیات میدانست، ولی برای اینکه به اصحاب و یاران خود و بقیه مردم دنیا تا روز قیامت اعلام کند که اینجا است وعدهگاه الهی و محل نزول هفتاد هزار فرشته و اینجا است که وعده الهی دربارة مؤمنان و صالحان تحقق پیدا میکند، از اسم آن سؤال نمود. آری آن سرزمین، سرزمین کربلا است.
پاورقی ها:
[1] . طباطبایی، محمدحسین، ترجمه تفسیر المیزان، انتشارات موسسه النشر الاسلامی، ج 20، ص 88 ـ 89.
[2] . شیخ کلینی، کافی، ج 1، ص 259.
[3] . علامه مجلسی ، بحار الانوار، ج 42، ص 246 به بعد.
[4] . محدثی، جواد، فرهنگ عاشورا، نشر معروف، قم، چ پنجم، 1380، ص 398.
منبع : اندیشه قم