0

مقالات تخصصي ايثار و شهادت

 
bardia_m
bardia_m
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : آذر 1389 
تعداد پست ها : 6374

پاسخ به:مقالات تخصصي ايثار و شهادت

عنوان : بررسي ميزان نگرش دانشجويان به مقوله هاي ايثار و شهادت (مطالعه ي موردي دانشجويان دانشگاه پيام نور استان اردبيل)
كلمات كليدي : ايثار، شهادت، نگرش عاطفي، احساسي، اعتقادي، دانشجو
نويسنده :  قادر بالاخاني
موضوعات مقالات :ايثار و شهادت
<>

چکيده
ايثار و شهادت به‌عنوان يکي از مهم‌ترين ارزش‌هاي ديني و ملي نقش موثري درتداوم و پايداري جامعه‌ي اسلامي در طول تاريخ اسلام و ايران ايفا کرده است. تحقيق حاضر در چارچوب روش پيمايش با نمونه اي 3.. نفري بمنظور بررسي نگرش دانشجويان پيام نور استان اردبيل به مقوله هاي ايثار و شهادت انجام گرفته است. در اين راستا نگرش به ايثار و شهادت در سه بعد اعتقادي، رفتاري و عاطفي بررسي شده است. نتايج اين مطالعه نشان مي‌دهد که ميزان نگرش اعتقادي به ايثار و شهادت در مقايسه با نگرش رفتاري و عاطفي بيشتر است.
بيان مسأله
ايثار عبارت است از چشم پوشي از مال، جان و هر آنچه که دارائي فرد محسوب شده و در زمره‌ي ماديات طبقه‌بندي مي‌شود. شهادت يعني کشته شدن به هر نحو در راه خدا و براي رضاي خدا و شهيد کسي است که جان خود را براي هدفي مقدس و انساني که خشنودي خدا را در پي داشته باشد نثار کند.اگرچه در تاريخ هر ملتي مي‌توان نشانه‌هايي از ايثار و جان‌فشاني در راه ارزش‌ها و آرمان‌هاي مقدس آن ملت را جستجو کرد، اما مقوله هاي ايثار و شهادت در فرهنگ ديني وملي جامعه ما جايگاه ويژه اي دارد. اين جايگاه از يک سو با باورها و اعتقادات ديني عجين گشته است و از سوي ديگر منشاء تحولاتي شده است که هم به لحاظ تحولات اجتماعي جامعه ايراني و هم تحولات تاريخي جامعه بشري حائز اهميت است، تحقيق حاضر از منظر دوم، مقوله‌ي ايثار و شهادت را مورد بررسي قرار داده است، از اين منظر ايثار و شهادت هم به لحاظ تاريخ تحولات اجتماعي جامعه ايران به‌ويژه بعد از انقلاب و هم به لحاظ پيچيده گي ابعاد کنش اجتماعي در جامعه‌ي معاصردر خور بررسي است.
اهميت موضوع به لحاظ جايگاه ايثار و شهادت در جريان تحولات اجتماعي ايران، ريشه در اهميت تحولات ساختاري و ارزشي جامعه در طول گذشت سه دهه از انقلاب اسلامي‌دارد. تحولات فرهنگي و ارزشي بعد از جنگ و چرخش به سمت توسعه‌ي اقتصادي در دهه‌ي سوم، ظهور نسل جديدي از جوانان تحصيل کرده و دانشگاهي، ضروت تداوم ارزش‌هاي انقلاب و هشت سال دفاع مقدس از جمله مؤلفه‌هايي هستند که بررسي و ارزيابي نگرش جوانان به‌ويژه دانشجويان به مقوله هاي ايثار و شهادت را واجد اهميت مي سازند. از سوي ديگر با رويکرد تاريخي به تحولات جامعه بشري، وقوع انقلاب اسلامي با محوريت ارزش‌هاي معنوي و انساني- که شهادت و ايثاريکي از ارزش‌مندترين نتايج آن محسوب مي‌شود- سبب شده است تا بسياري از فيلسوفان و جامعه‌شناسان منتقد مدرنيته واقتصاد سرمايه داري را متوجه جامعه‌ي ايراني سازد، چرا که بشر امروز نيازمند چرخش از ارزش‌هاي مادي گرايانه مدرنيته که در پس خود چيزي جز بحران وجنگ ندارد به‌سوي ارزش‌هاي معنوي و انساني است. تحقيق حاضر با توجه به اهميت موضوع به منظور بررسي و ارزيابي مقوله هاي ايثار و شهادت در دهه‌ي سوم انقلاب اسلامي انجام گرفته است، پرسش هائي که اين نوشتار در جستجوي پاسخ به آن است چنين است:
- مقوله‌ي ايثارو شهادت بعد از گذشت سي سال از انقلاب اسلامي چه جايگاهي در بين دانشجويان به‌عنوان قشر فرهيخته و آينده ساز مملکت دارد؟
-  جهت‌گيري هاي مثبت و منفي دانشجويان به ايثار و شهادت به لحاظ اعتقادي، رفتاري و عاطفي چگونه است؟
- چه تفاوتي بين گروه‌هاي مختلف دانشجوئي به لحاظ رشته تحصيلي، جنسيت و پايگاه اجتماعي و اقتصادي خانواده در نگرش به ايثار و شهادت وجود دارد؟
پيشينه‌ي تحقيق
 پژوهش‌هاي متعددي با موضوع ايثار و شهادت در داخل کشور انجام گرفته است که در هر يک از آن‌ها به شيوه‌هاي مختلف(تحليل محتوي، پيمايش، علي مقايسه اي) ابعاد مختلف اجتماعي، فرهنگي و سياسي ايثار و شهادت بررسي شده است.
«بررسي تاثير انگيزه‌هاي اعمال عبادي و عبادت بر روحيه ايثارگري نوجوانان شاهد و غير شاهد»عنوان پژوهشي است که با هدف بررسي نقش پيش بيني كنندگي انگيزه‌هاي اعمال عبادي و انجام عبادت در روحيه‌ي ايثارگري نوجوانان «شاهد و ايثارگر» و «غيرشاهد و ايثارگر» مدارس شهر شيرازانجام گرفته است. جمعيت نمونه‌‌ي تحقيق شامل 228 دانش آموز دبيرستاني و پيش دانشگاهي(111 دانش آموز شاهد و ايثارگر و 117 دانش آموز غير شاهد) بوده و ابزار اندازه‌گيري شامل دو پرسش‌نامه انگيزه‌هاي اعمال عبادي، و انجام اعمال عبادي و پرسش‌نامه مربوط به تمايل به ايثارگري بود كه شامل سه مؤلفه ي ايثار مال، ايثار جان، و ايثار اعضاي خانواده است. يافته‌هاي حاصل از تحليل داده‌هاي تحقيق نشان داده است که اگرچه بين ميزان نماز خواندن با تمايل به ايثارگري رابطه‌ي معني داري وجود دارد، اما بين نمره کل انگيزه‌هاي اعمال عبادي با تمايل به ايثارگري رابطه‌ي معني داري مشاهده نشده است. علاوه بر اين به لحاظ تفاوت جنسي، پسرها به‌طور معني داري تمايل بيشتري به ايثار مال و جان دارند اما در نمره ي كل ايثارگري و يا ايثار اعضاي خانواده تفاوتي بين دو جنس مشاهده نشده است.
«سنجش نگرش‌ها و ديدگاه‌هاي دانشجويان شاهد در خصوص‌ارزش‌ها در دانشگاه اصفهان»عنوان پژوهشي است که توسط احمد عزيزي در سال 1384انجام گرفته است. در اين تحقيق ابعاد مختلف ارزش‌هاي اجتماعي با استفاده از آراي تالکوت پارسونز در چهار بعد اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي و مذهبي تعريف و نگرش دانشجويان شاهد نسبت به هر يک از آن‌ها با استفاده از روش پيمايش بررسي شده است. جمعيت آماري تحقيق، دانشجويان دانشگاه شاهد در سال تحصيلي 84-83 بوده است. حجم نمونه‌ي تحقيق 132 نفر گزارش شده است. تحليل يافته‌هاي تحقيق نشان داده است که دانشجويان شاهد مجرد نسبت به ارزش‌هاي سياسي و اقتصادي جهت‌گيري مثبتي در مقايسه با دانشجويان متاهل دارند در مقابل ديگاه هاي اجتماعي دانشجويان متاهل نسبت به مجردها مثبت تر است، هم‌چنين در مقايسه جنسيتي مشاهده شده است که مردان در ارزش‌هاي اجتماعي، اقتصادي و سياسي از نگرش مثبت تري نسبت به زنان برخوردار هستند، علاوه بر اين در اين تحقيق مشاهده شده است که بين پاي‌بندي مذهبي دانشجويان شاهد و نگرش به ارزش‌هاي اجتماعي و ارزش‌هاي اقتصادي رابطه وجود ندارد ولي اين رابطه در نگرش به ارزش‌هاي سياسي معني‌دار است.
«بررسي ساختار و اولويت‌هاي ارزشي دانشجويان شاهد و غيرشاهد استان تهران»عنوان پژوهشي است که توسط داود فرامرزي در سال 1382 انجام گرفته است. شناخت اولويت‌ها و ساختار ارزشي دانشجويان شاهد و غيرشاهد و هم‌چنين عوامل مؤثر در شكل‌گيري آن‌ها از اهدف اصلي انجام طرح مذکور بوده است. جامعه‌ي آماري تحقيق دانشجويان دانشگاه‌هاي دولتي و غيردولتي شهر تهران در سال 82 بوده است. تحقيق به روش پيمايش با نمونه اي به تعداد 3.. دانشجو انجام گرفته است. يافته‌هاي تحقيق نشان داده است که بين درآمد خانواده، ميزان تحصيلات و منزلت شغل و اولويت هاي ارزشي دانشجويان شاهد و غير شاهد تفاوت معني داري وجود ندارد(navideshahed. com).
ادبيات نظري تحقيق
تعاريف:
ايثار در لغت به معني عطا کردن، برگزيدن و منفعت ديگران را بر مصلحت خويش مقدم دانستن است(عميد، 1382).. به‌طور کلي ايثار عبارت است از چشم پوشي از مال، جان و هر آنچه از ماديات و افکار که دارائي فرد محسوب مي‌شوند و در زمره‌ي ماديات طبقه‌بندي مي‌شوند.
«شهادت»مصدر است از ريشه شهد معني حاضر بودن و گواه بودن در عالم غيب، شهادت عبارت است از کشته شدن به هر نحو در راه خدا و براي رضاي خدا و شهيد کسي است که جان خود را براي هدفي مقدس و انساني که خشنودي خدا را در پي داشته باشد نثار کند(نيري، 1384:2.). بنابر اين مي‌توان استدلال کرد که شهادت يکي از انواع ايثار است که در آن شهيد جان خود را در راهي مقدس و الهي نثار مي کند.
مفهوم شهادت در قرآن
در اسلام کشته شدن آگاهانه در راه آرماني مقدس و پاک که به تعبير قرآن في سبيل الله ناميده مي‌شود، شهادت نام دارد و کسي که به چنين مقامي دست مي‌يابد شهيد است، البته پذيرفتن مرگ هنگامي ارزش‌مند است و قداست دارد که از سويي آگاهانه باشد و از سوي ديگر، رضايت و خشنودي خداوند را در پي داشته باشد(شريعتي، 1357).
واژه‌هاي شهيد و شهادت به دفعات در قرآن مجيد تکرار شده است، سوره هاي مبارک حديد، زمر، نساء، بقره، آل عمران، احزاب، توبه از جمله سوره هاي قرآن کريم هستند که در آن‌ها واژه شهيد وشهادت ذکر شده است:
- «اگر خدا ياريتان كرد، ديگر كسي برشما غلبه نمي‌كند»(سوره آل عمران، آيه157)
- «و آنان كه در راه خدا كشته شدند، هرگز خداوند اعمالشان را ضايع نمي گرداند، آن‌ها را هدايت كرده و امورشان را اصلاح مي فرمايد ودر بهشتي كه قبلا به آنان شناسانده وارد خواهد كرد»(سوره محمد، آ يات 4 الي6).
- «به كشته شدگان در راه خدا مرده نگوييد چرا كه زنده اند، لكن شما درك نمي‌كنيد»(سوره بقره، آيه154).
- «هرگز نپنداريد كه شهيدان راه خدا مرده اند، بلكه زنده به حيات ابدي شدند و در نزد پروردگارشان متنعم خواهند بود»(سوره آل عمران، آيه 169).
مفهوم نگرش
نگرش عبارت است از نوعي جهت‌گيري مثبت و منفي نسبت به هر چيز؛نگرش داراي سه بعد است:
الف- بعد اعتقادي يا شناختي نگرش که از طريق باورهاي فرد تجلي مي کند.
ب- بعد رفتاري نگرش که دلالت بر اعمالي مي کند که فرد در برابر يک موضوع از خود نشان مي‌دهد.
ج-بعد عاطفي نگرش که به سو گيري هاي احساسي نسبت به موضوع نگرش مربوط مي‌شود(بدار، 1386: 99-97).
در تحقيق حاضر نگرش دانشجويان به مقوله هاي ايثار و شهادت در سه بعد شناختي يا اعتقادي، رفتاري و عاطفي بررسي شده است.
کنش‌هاي اجتماعي و ايثار و شهادت
کنش اجتماعي عبارت است از همه رفتارهاي انساني که انگيزه و راهنماي آن‌ها معني هايي است که کنش‌گر آن‌ها را در دنيا ي خارج کشف مي کند.
ماکس وبر به‌عنوان يکي از بنيان‌گذارن جامعه‌شناسي، چهار نوع کنش اجتماعي را از يکديگر متمايز کرده است.
الف- کنش عاطفي که عبارت است از آن نوع کنشي که به‌طور بي واسطه از حال وجداني و يا خلق فاعل ناشي مي‌شود و بر هدف يا ارزشي مبتني نيست.
ب- کنش سنتي عبارت است از کنشي که از عادت ها، عرف و يا باورهايي که طبيعت ثانويه فرد را تشکيل مي‌دهندبر مي خيزد.
ج- کنش عقلاني معطوف به هدف عبارت است از کنشي که در آن فاعل کنش هدفي روشن در نظر دارد و همه وسايل براي رسيدن به آن با هم به کار مي‌گيرد.
د- کنش عقلاني معطوف به ارزش عبارت است از کنشي که فاعل کنش با پذيرش خطرها به‌نحو عقلاني و اختياري رفتار مي کند نه براي آنکه به نتيجه‌ي برون ذاتي نسبت به اقدام خويش برسد، بلکه به تصوري که خود از افتخار دارد وفادار بماند(آرون، 1384:524).
با توجه به تعريف انواع کنش‌هاي اجتماعي و نيز تعريف ايثار و شهادت مي‌توان استدلال کرد که ايثار و شهادت جزء کنش‌هاي اجتماعي معطوف به هدف و ارزش است. چرا که ايثار گر با آگاهي و اراده، جان و مال خود را نثار آرماني مقدس و ارزشمند مي کند.
تالکوت پارسونز بر اين باور است که کنش اجتماعي واجد مشخصات يک نظام يا سيستم است، به‌عبارت ديگر پارسونز کنش اجتماعي را محصول تعامل عناصري مي‌داند که هر يک نقش موثري در جريان کنش ايفا مي‌کنند ازاين‌رو پارسونز براي تحليل کنش اجتماعي از مفهوم نظام کنش استفاده مي کند، نظام کنش پارسونز واجد سه شرط ضروري است، شرط اول ساختار کنش است، شرط دوم اقتضائات کارکردي نظام کنش است، پارسونز براي هر نظم کنش اجتماعي چهار اقتضاء کارکردي تعيين هدف، انطباق با محيط، حفظ الگو و انسجام را تعريف کرده است؛شرط سوم نظام کنش به اعتقاد پارسونز تعادل و پايداري کنش است، اگرچه پارسونز به منظور تحليل نظام کنش شروط اساسي آن را جدا از يکديگر توضيح مي‌دهد اما در واقعيت اجتماع اين سه فاکتور هم‌زمان درفرايند کنش اجتماعي جريان دارند.
درتحقيق حاضر ايثار به‌طور عام و شهادت بگونه خاص‌با استفاده از چهارچوب نظريه کنش اجتماعي پارسونز تحليل و با توجه به تحولات اجتماعي جامعه‌ي ايران بررسي شده است.
الگوهاي هنجاري کنش اجتماعي
پارسونز براي توضيح ساختار نظام کنش چهار الگوي هنجاري را از يکديگر متمايز کرده است، نقش اين الگوهاي هنجاري راهنمائي و جهت دادن به کنش در محدوده‌ي ارزش‌هاي نهادينه شده نظام اجتماعي است به نظر پارسونز الگوهاي هنجاري واقعيت هايي هستند که جنبه‌ي عمومي و جهاني دارند و نشان‌گر تاثير ويژگي هاي ساختي هر نظام اجتماعي بر افراد هستند بر همين اساس نيز پارسونز براي هر يک از الگوهاي هنجاري چهارگانه خود دو بعد متفاوت تعريف کرده است تا بتواند جهت‌گيري هاي کنش اجتماعي را با تاکيد بر دو نوع جامعه متفاوت و به تعبيرانديشمندان حوزه‌ي توسعه‌ي اجتماعي جامعه‌ي سنتي و مدرن توضيح دهد(ازکيا، 1384: 98-96). الگوهاي هنجاري پارسونز عبارتند از:
- عام گرايي- خاص‌گرايي:عام گرائي عبارت است از کنش با ديگران بر اساس معيار عام در مقابل خاص‌گرائي برخوردي است که محدود به موقعيت ويژه بوده و قابل تعميم به ديگري عام نيست.
- خنثي– عاطفي:اينکه کنش‌گر بدون دخالت دادن عواطف و احساسات تنها بر کارآيي و نتيجه‌ي نهائي کنش توجه کند يا اينکه احساسات و عواطف خود را در کنش دخالت دهد بدون آنکه به عواقب کنش فکر کند.
- ماهيت– دستاورد:در بعد دستاورد کنش مبتني است بر کارآئي و آنچه که ديگري توليد مي کند يا به بار مي آورد در حالي‌که در بعد ماهيت کنش مستقل از آن چيزي است که کنش‌گر بدست مي آورد.
- ويژه– پخش:اينکه کنشگر به جنبه ويژه اي در کنش توجه کند يا در کنش خود با ديگران جوانب ديگر را نيز مورد توجه قرار دهد(گي روشه، 1384:25-28-25).
اگرچه پارسونز بر اين ادعا است که الگوهاي هنجاري واقعيت هايي هستند که جنبه‌ي عمومي و جهاني دارند و با تاکيد بر دو ساختار ارزشي سنتي و مدرن تعريف شده اند، اما اين الگوها در تبيين ايثار و شهادت نظم انتزاعي خود را از دست مي‌دهند، دليل اين امر پيچيدگي ايثار و شهادت است، ايثار و شهادت محصول يک دوره‌ي تاريخي نيست، به‌عبارت ديگرپديده‌اي است که در طول زمان جاري است، اين در حالي است که الگوهاي هنجاري پارسونز واجد دو بعد زماني متفاوت است يک دوره تايخي سنتي که در آن الگوهاي خاص‌گرايانه، عاطفي، غالب است و دوره تاريخي مدرن که در آن بر الگوي عام گرايانه تاکيد مي‌شود.
ابعاد ايثار و شهادت به اندازه‌اي گسترده و پيچيده است که در يک زمان مي‌تواند هم واجد ويژگي عام گرايانه و هم خاص‌گرايانه باشد. به اين معني که دامنه کنش مبتني بر ايثار به‌طور عام و شهادت به‌گونه‌اي خاص‌به گروه خاصي محدود نيست به اين معني که ايثار يک کنش درون گروهي نيست، امري که در طول هشت سال دفاع مقدس در جبهه‌ها به اثبات رسيد به‌طوريکه در طول آن اقوام و نژادهاي مختلف فراتر از محدوده هاي قومي و قبيله اي دوشادوش هم در عرصه‌هاي مختلف فعاليت مي کردند، اما ايثار و شهادت واجد يک سري ارزش‌هاي ناب و خالص‌نيز هست، ايثارگر از آرمان و ارزش‌هاي مقدسي پيروي مي کند و حاضر نيست حتي به قيمت جان خود آسيبي به اين ارزش‌ها و آرمان‌ها وارد شود اين امر خود واجد ويژگي خاص‌گرايانه است. چنين وضعيتي در خصوص‌ديگر الگوهاي کنش پارسونز نيز صادق است، ايثار و شهادت اگرچه با عواطف و احساسات انساني همراه است، اما در لحظه اي هم خنثي و عاري از احساس و عواطف است. رزمنده اي که در راه ارزش‌ها و آرمان‌هاي اسلامي عواطف و احساسات خانوادگي را به کناري مي‌گذارد و خانه و زندگي خود را رها کرده و عازم جبهه مي‌شود به لحاظ عاطفي خنثي عمل مي کند امري که در خصوص‌بيشتر شهداي جنگ صادق است. در مقابل همين رزمنده حاضر مي‌شود ماسک ضد شيمياي خود را به هم رزم ديگر يا شخص‌نيازمند ديگري دهد در حالي‌که خود شديدا به آن نيازمند است. بنابراين با توجه به اينکه ابعاد الگوهاي هنجاري کنش براي ايثار وشهادت محدود نيست مي‌توان استدلال کرد که ايثار و شهادت محدود به زمان نيست بلکه همواره در طول زمان جاريست.
اقتضائات کارکردي نظام کنش مبتني بر ايثار و شهادت
نظام کنش براي پايداري و تداوم بايستي به چهارضررورت کارکردي پاسخ دهد، اين ضرورت هاي کارکردي عبارتند از:تعيين هدف براي نظام کنش، هماهنگي با محيط، انجسام و حفظ الگو.
يکي از مهم‌ترين علل تداوم و پايداري هر نظام کنشي تعريف هدف يا اهداف مشخص‌براي آن نظام کنش است، در مکتب اسلام مهم‌ترين اهداف تعريف شده براي ايثار و شهادت کسب رضاي خداوند و حفظ ارزش‌هاي مقدس ديني و الهي بوده است.
با توجه به اينکه ايثار و شهادت به زمان معيني محدود نيست مي‌توان استدلال کرد که هدف از آن نيز همواره ثابت است، در واقع يکي از مهم‌ترين عوامل بسيج ميليوني مردم ايران در جريان انقلاب و هشت سال دفاع مقدس پيوند اهداف انقلابي و جنگ با ارزش‌هاي ديني صدر اسلام در زمان پيامبر اکرم(ص) و ائمه(ع)بوده است.
تحولات ساختاري و ارزشي جامعه‌ي ايران بعد از دهه اول انقلاب و تمرکز بر توسعه‌ي اقتصادي و ارزش‌هاي مادي در سال‌هاي معروف به سازندگي، عملا باعث شد تا سرنوشت اهداف و آرمان‌هاي ايثار و شهادت در جامعه با ابهام مواجه شود. اگر چه در طول اين مدت برنامه‌هاي فرهنگي متعددي در راستاي احياء وزنده نگهداشتن اهداف و آرمان‌هاي ايثار وشهادت انجام گرفته است اما اين امر باتوجه به اقتضاء کارکردي ديگر نظام ايثارو شهادت يعني انطباق با محيط هم‌چنان نيازمند توجه بيشتر برنامه‌ريزان اين عرصه است.
کارکرد انطباق با محيط، نظام کنش را بر اساس نيازهاي دروني و بيروني نظام با محيط هماهنگ مي سازد.
اين نياز کارکردي براي نظام ايثار و شهادت در دهه‌ي اول انقلاب به راحتي قابل پاسخ بود، شرايط انقلابي جامعه، فقر و نابرابري اجتماعي، جنگ و تجاوز بيگانگان و در کنار آن احياي ارزش‌هاي انساني و معنوي جملگي شرايط مساعدي را براي ايثار به‌طور عام و شهادت به‌طور خاص‌فراهم کرده بود، بسيج ميليوني مردم درجريان انقلاب و به‌ويژه در طول جنگ بيانگر تناسب بين نظام کنش مبتني بر ايثار و شهادت با نظام اجتماعي است.
امروزه اگرچه بيست سال است که آتش جنگ فروکش کرده است، اما انطباق ايثارو شهادت با محيط هم‌چنان يک ضرورت است، نظام بين الملل و شرايط کنوني حاکم برآن به‌ويژه با توجه به مسايل و مشکلات موجود در جهان اسلام نظير فلسطين، افغانستان و عراق از جمله ويژگي هاي محيطي نظام کنش مبتني بر ايثار وشهادت است که بيانگر ضرروت تداوم اين نظام در دوره حاضر است. علاوه بر اين ايثار و گذشت در جامعه در حال توسعه ما که به خاطر تحولات ارزشي و ساختاري بسياري از ابزارهاي کنترل اجتماعي آن بي اثر شده مي‌تواند به‌عنوان سرمايه‌ي اجتماعي ناب، تسهيل کننده موثري در فرايند کنش‌هاي اجتماعي باشد.
ضرورت کارکرد يگانگي و انسجام نظام کنش به ضرورت هماهنگي اجزاي نظام کنش برمي‌گردد تا اجزاءکنش در مسير مشخصي که به نوعي با ديگر اقتضائات کارکردي نظام کنش در ارتباط است حرکت کنند، براي مثال نظام کنش بايد اهداف مربوط به ايثار و شهادت را زنده نگه دارد، از سوي ديگر بايستي به نيازهاي روز نظير تهديدهاي بين المللي وتداوم کنش‌هاي اجتماعي پاسخ دهد، اين امر مستلزم هماهنگي بين اجزاءنظام مبتني بر ايثار و شهادت است، نظامي که از ابعاد پيچيده فرهنگي، سياسي، ديني و نظامي تشکيل شده است.
حفظ الگو چهارمين ضرورت کارکردي يک نظام کنش است، حفظ الگو کارکرد دروني نظام کنش محسوب مي‌شود. اين کارکرد به ايجاد انگيزه براي اجزاي کنش مي پردازد، در واقع يکي از مهم‌ترين ضرورت هاي نظام کنش فراهم کردن اطلاعات و نمادهاي معنايي براي آن است. در نظام کنش مبتني بر ايثار وشهادت منابع ديني نظير قرآن و سنت يکي از مهم‌ترين منابع معنايي و فرهنگي محسوب مي‌شوند، به نظر مي‌رسد امروزه با توسعه‌ي ابزارهاي ارتباطي و اطلاعاتي و نيز تحولات ساختاري و ارزشي دنياي امروز چه در داخل وخارج از کشور اين بعد از نظام ايثار وشهادت براي تاميين اطلاعات لازم جهت تداوم آن بيش از پيش حياتي است، تحولات ساختاري اخير به‌ويژه توسعه دانشگاه‌ها و افزايش جمعيت تحصيل کرده به‌ويژه جوانان دانشگاهي، فرصت تاريخي ارزش‌مندي در پيش روي نظام ايثار و شهادت قرار داده تا با تجهيز اطلاعاتي و پاسخ به نيازهاي علمي و اطلاعاتي جامعه به‌ويژه جوانان و دانشجويان در تداوم و پايداري نظام ايثار و شهادت گام هاي موثري بردارد.
تعادل نظام کنش
نظام کنش با جنبش، تغيير و تحول همراه است، در توضيح ضرورت هاي کارکردي تا حدودي به اين تغيير و تحول اشاره شد. هر يک از ضرورت هاي کارکردي نظام وابسته به ضرورت کارکردي ديگر است، پارسونز از اين وابستگي با عنوان مبادله بين اجزاي نظام ياد مي کند، نتيجه‌ي اين مبادله حفظ تعادل نظام کنش است، پارسونز طبيعت نظام کنش را پويا و متحرک مي‌داند اين تحرک وپويايي به دو صورت مبادله بين اجزاي نظام کنش وزنجيره‌ي بي پاياني از سازگاري‌ها و بازسازگاري‌ها حاصل مي‌شود(گي روشه، 1384).
نظام کنش مبتني بر ايثار وشهادت نيز از اين امر مستثني نيست، در طول گذشت سي سال از تاريخ انقلاب اسلامي، اين نظام فراز وفرود هاي زيادي را تجربه کرده است، جامعه ايران در طول سه دهه از انقلاب شاهد سه دوره‌ي متفاوت تاريخي به لحاظ ارزشي و سياسي بوده است، دهه اول انقلاب دوران اوج فرهنگ ايثار و شهادت است، در اين دهه نظام کنش هم به لحاظ ساختاري، هم به لحاظ نظام‌هاي کارکردي پويا است، جنگ، احياي ارزش‌هاي ديني، هم‌بستگي اجتماعي، رهبري کاريزماتيک امام(ره) و تاکيد بر ارزش‌هاي ديني و معنوي از جمله عوامل موثر بر اين پويايي است.
مهم‌ترين رويداد دهه دوم انقلاب پايان جنگ و آغاز مرحله تازه اي در تاريخ تحولات جامعه است، ضرورت بازسازي مناطق جنگي و احياي اقتصاد جنگ زده سبب مي‌شود تا توسعه‌ي اقتصادي سرلوحه‌ي برنامه‌هاي کلان کشور شود، اين امر به‌دنبال خود موجب جاي‌گزيني ارزش‌هاي معنوي با ارزش‌هاي مادي و اقتصادي مي‌شود، بعد از دهه شصت اين تحرک در بين اقشار مختلف جامعه کاملا ملموس است، رواج فرهنگ مادي گرائي، برگزاري مراسم هاي باشگوه و پرهزينه، ظهور سبک هاي زندگي مادي گرايانه از جمله مهم‌ترين تحولات اجتماعي اين دوره است. مهم‌ترين اثر اين تحولات بر نظام ايثار و شهادت اولويت يافتن منافع مادي و فردي بر منافع ارزشي و جمعي است که به‌دنبال خود موجي از بي نظمي و ناهماهنگي اجتماعي را به همراه مي آورد، افزايش طلاق، جرم و جنايت در اين دوره، از مهم‌ترين شواهد مربوط به اين بي نظمي است.
تحول مهم ديگر اين دوره، تحول جمعيتي است، در راستاي توسعه دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالي طيف وسيعي از جوانان به‌ويژه زنان تحصيل کرده وارد عرصه‌هاي مختلف جامعه شدند، اين طيف هم به لحاظ اهداف و هم وسايل تحقق اين اهداف با نسل ما قبل خود تفاوت داشت، اگر ده سال پيش پاي‌بندي به ارزش‌هاي معنوي و ساده زيستي ارزش بود، در اين دوره موفقيت تحصيلي، کسب مدارج عالي علمي و شغلي مهم‌ترين اهداف تاييد شده از سوي جامعه بود(ربيعي، 138.).
نظام کنش مبتني بر ايثار و شهادت در اين دوره با مشکلات و بحران هاي عديده اي مواجه است، از يک سو اين نظام بايستي خود را با شرايط محيطي منطبق سازد واز سوي ديگربه احياي اطلاعات و ارزش‌هاي دهه‌ي گذشته بپردازد، مهم‌ترين اقدامات انجام گرفته در اين دوره اقدامات فرهنگي در راستاي ترويج فرهنگ و ارزش‌هاي ايثارو شهادت در جامعه با ساخت فيلم، ديوار نويسي و نقاشي هاي خياباني بوده است.
دهه‌ي سوم انقلاب اسلامي ترکيب متفاوتي از سياست‌هاي اصلاحي و بازگشتي به اصول اوليه انقلاب است، در يک برهه زماني از اين دوره دولت با تاکيد بر اصلاحات سياسي قصد باز انديشي نسبت به سياست‌هاي گذشته دارد، اين امر فضاي سياسي جامعه را با نوعي بي نظمي سياسي مواجه مي سازد، نظام کنش ايثار و شهادت در اين دوره تلاش مي کند تا با دفاع از ارزش‌هاي ايثار وشهادت آن را در برابر بي نظمي سياسي و ارزشي حاکم بر فضاي اواخر دهه‌ي هفتاد و اوايل دهه‌ي هشتاد مصون سازد.
در سال‌هاي اخير شعار دولت مبني بر توسعه عدالت اجتماعي و احياي ارزش‌ها و اصول انقلابي ياد آور حال و هواي دهه‌ي اول انقلاب است، جالب اينجاست در عرصه ايثار وشهادت نيز شاهد نوعي بازگشت به دهه‌ي اول انقلاب هستيم. برگزاري يادواره هاي متعدد براي شهداي انقلاب و جنگ تحميلي، اجراي گسترده‌ي طرح سرگذشت پژوهي شهدا از جمله شواهدي است که دلالت بر تلاش‌هاي بنياد شهيد و امور ايثارگران انقلاب اسلامي جهت احياء و بازسازي فرهنگ ايثار و شهادت دارد.
تحقيق حاضر با توجه به اهميت موضوع ايثار و شهادت در اين برهه از تاريخ جامعه، به منظور بررسي نگرش دانشجويان نسبت به مقوله هاي ايثار و شهادت انجام گرفته است تا به سؤالات ذيل پاسخ دهد:
- وضعيت نگرش دانشجويان به مقوله هاي ايثار و شهادت چگونه است؟
-  دانشجويان تا چه ميزان به مقوله هاي ايثار و شهادت اعتقاد دارند؟
- دانشجويان تا چه ميزان به مقوله هاي ايثار و شهادت گرايش رفتاري دارند؟
- دانشجويان تا چه ميزان به لحاظ عاطفي به مقوله هاي ايثار وشهادت گرايش دارند؟
4- روش شناسي
تحقيق حاضر به روش پيمايش انجام گرفته است. جمعيت آماري تحقيق دانشجويان دانشگاه پيام نور استان اردبيل بودند. واحد مشاهده و تحليل فرد بوده و داده‌ها از طريق مصاحبه حضوري و پاسخ‌گويي به سؤالات پرسش‌نامه استاندارد شده با پاسخ‌هاي عمدتا بسته گرد آوري شده است.
تعداد حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران 284 نفر شد که براي رفع پاره اي از مشکلات احتمالي اين حجم به3.. نفر افزايش يافت و در مجموع 291 پرسش‌نامه جمع آوري شد. نمونه‌گيري به‌صورت خوشه‌اي چند مرحله‌اي(سيستماتيك)انجام گرفته است.
4-1- تعاريف نظري و عملي
متغيرنگرش به ايثار و شهادت در سه بعد رفتاري، اعتقادي و عاطفي با استفاده از متغيرهاي محقق ساخته اندازه‌گيري شده است.
بعد اعتقادي نگرش به ايثارو شهادت با استفاده از1. گويه زير و بر اساس يک طيف 5 قسمتي(از کاملا موافق تا کاملا مخالف) با ضريب پايايي(71/.)مورد بررسي قرار گرفته است.
- ايثار و شهادت مختص‌زمان جنگ است و لزومي ندارد در زمان صلح از آن سخن گفته شود.
- شهادت با مرگ طبيعي تفاوت چنداني ندارد
- براي شهيد شدن لياقت لازم است و هر کسي به مقام شهادت نمي‌رسد.
- قهرمان کسي است که بخشي از تن و بدنش را در راه ميهن و اسلام از دست داده است.
- بايستي همواره از جانبازان به خاطر ايثار و فداکاري شان تقدير وتجليل کرد
- منزلت يک شهيد از منزلت يک قهرمان ورزشي بيشتر و والاتر است
- ايثار و شهادت‌طلبي صرفا شعار است در اين دوره زمانه آدم بايستي به منافع خودش فکر کند.
- تاکيد به شهادت و ايثار گري مختص‌به گذشته بود در روزگار ما بايستي بر موفقيت هاي فردي و اقتصادي تاکيد شود.
- فرهنگ ايثار و شهادت بايستي در جامعه نهادينه شود.
- ايثار و شهادت توفيق الهي است که نصيب هر کسي نمي‌شود.
بعد رفتاري نگرش به ايثارو شهادت با استفاده از 1. گويه زير و بر اساس يک طيف 5 قسمتي(از کاملا موافق تا کاملا مخالف) با ضريب پايايي(82/.)مورد بررسي قرار گرفته است.
- اگر زماني همانند هشت سال دفاع مقدس جنگي پيش آيد بلا فاصله عازم جبهه مي‌شوم.
- سعي مي‌کنم همواره احترام خانواده شهدا را حفظ کنم.
- ترجيح مي دهم دوستانم از خانواده شاهد باشند.
- هم‌نشيني با يک جانباز و ايثار گر را به ديگران ترجيح مي‌دهم.
- کتاب‌هاي مربوط به خاطرات شهدا و جانبازان را مطالعه مي‌کنم
- برنامه‌هاي مربوط هشت سال دفاع مقدس تلويزيون را پيوسته تما شا مي‌کنم.
- فيلم‌هاي مربوط به شهدا، جبهه و جنگ را تماشا مي‌کنم.
- از موزه و نمايشگاه‌ها ي مربوط به شهدا و ايثارگران بازديد مي‌کنم.
- به گلزار شهدا رفته و براي شادي ارواح آنان فاتحه مي‌خوانم.
- اگر فرصت بازديد از مناطق جنگي برايم فراهم شود اين فرصت را از دست نمي‌دهم.
بعد عاطفي نگرش به ايثار و شهادت با استفاده از 6 گويه زير بر اساس يک طيف 5 قسمتي از کاملا موافق تا کاملا مخالف) با ضريب پاياي(89/.)مورد بررسي قرار گرفته است.
- کاش من هم با شرکت در هشت سال دفاع مقدس در ايثار و شهادت جانبازان و شهدا سهيم مي‌شدم.
- هم‌نشيني با جانبازان و ايثارگران را دوست دارم.
- از مطالعه‌ي خاطرات مربوط به شهدا و جانبازان لذت مي برم.
- با ديدن صحنه‌ي ايثارگري رزمندگان در طول هشت سال دفاع مقدس احساس غرور مي‌کنم.
- صحنه‌هاي مربوط به جنگ و جبهه بيشتر موجب ناراحتي عصبي مي‌شوند.
- حوصله‌ي گوش‌دادن به خاطرات مربوط به جبهه و جنگ را ندارم.
متغيرهاي زمينه اي جنسيت، رشته تحصيلي با استفاده از سؤال مستقيم سنجيده شد و متغير پايگاه اجتماعي و اقتصادي خانواده با سه شاخص، تحصيلات، درآمد و شغل سرپرست خانواده سنجيده شده است.
يافته‌هاي تحقيق
توصيف متغيرهاي زمينه اي
در اين تحقيق در مجموع 298پرسش‌نامه جمع آوري شد که از اين تعداد 7 پرسش‌نامه به دليل نارسايي کنار گذاشته شد در نتيجه نمونه تحقيق به 291مورد تقليل يافت. 4/45درصد پاسخ‌گويان را دانشجويان مذکر و6/54درصد آنان را دانشجويان مونث تشکيل مي‌دهد.
رشته‌هاي تحصيلي عنوان شده از سوي پاسخ‌گويان در سه طبقه انساني، علوم پايه و فني مهندسي طبقه‌بندي شد، 1/34درصد رشته تحصيلي دانشجويان نمونه‌ي انساني، 4/31درصد علوم پايه و 5/34درصد رشته تحصيلي پاسخ‌گويان فني مهندسي گزارش شده است.
از نظر پايگاه اجتماعي و اقتصادي 4/26درصد از پاسخ‌گويان در سطح پايين4/5. درصد در سطح متوسط و 7/15 درصد نيز در سطح بالاي پايگاه اجتماعي و اقتصادي قرار گرفتند.
توصيف ميزان نگرش
توزيع فراواني طبقات ميزان نگرش مثبت به ايثار و شهادت در جدول شماره 1 گزارش شده است. يافته‌هاي مربوط به بعد اعتقادي نگرش، نشان مي‌دهد که ميزان نگرش اعتقادي به ايثار و شهادت در مقايسه با دو بعد ديگر بيشتر است.
تفاوت طبقه پايين نگرش عاطفي به ايثار و شهادت با طبقه بالا تنها يک درصد گزارش شده است، در حدود 5. درصد از پاسخ‌گويان نيز از نگرش عاطفي متوسطي برخوردار هستند.
در بُعد رفتاري، ميزان نگرش مثبت در طبقه پايين 2 درصد بيشتر از طبقه بالاي نگرش مثبت رفتاري به ايثار و شهادت است باوجود اين بيشترين تراکم در ناحيه مياني توزيع بوده و بيش از 52 درصد از پاسخ‌گويان در طبقه‌ي متوسط نگرش مثبت رفتاري به ايثارو شهادت قرار گرفته‌اند.
هم‌چنين ميزان متوسط نگرش مثبت دانشجويان به مقوله‌ي ايثار و شهادت بعد از ترکيب نمرات دانشجويان در هر سه بعد اعتقادي، رفتاري و عاطفي برآورد شد. توزيع فراواني نسبي ميزان نگرش مثبت دانشجويان به ايثار و شهادت در جدول شماره 2 گزارش شده است. ميانگين محاسبه شده براي توزيع7 /84 و ميانه آن 87 گزارش شده است، بزرگي ميانه از ميانگين نشان مي‌دهد که تراکم در سطح بالاي توزيع بيشتر است به اين معني که ميزان نگرش مثبت دانشجويان به مقوله ايثار و شهادت بالاتر است.
 
                                  جدول شماره 1 توزيع فراواني نسبي ميزان نگرش دانشجويان به ايثار و شهادت
 
ابعاد نگرش به ايثار و شهادت
طبقات شاخص‌ها% 
ضريب آلفا
کل معتبر
بعد اعتقادي
پايين
7/16
71/.
291
متوسط
./52
بالا
3/31
بعد رفتاري
 
پايين
6/24
82/.
29.
متوسط
1/52
بالا
3/23
بعد عاطفي
 
پايين
5/25
89/.
288
متوسط
4/48
بالا
1/26
 
جدول شماره2 توزيع فراواني نسبي نگرش دانشجويان به ايثار و شهادت 
طبقات شاخص‌نگرش به ايثار و شهادت
درصد
درصد معتبر
سطح پايين نگرش مثبت
4/26
7/31
سطح متوسط نگرش مثبت
8/4.
8/37
سطح بالاي نگرش مثبت
8/32
5/3.
جمع کل
5/95
1..
تحليل يافته‌هاي تحقيق:
مقايسه‌ي ميانگين ميزان نگرش مثبت به ايثار و شهادت در بين دانشجويان دختر و پسر نشان دادکه تفاوت ميانگين ميزان نگرش مثبت دانشجويان دختر و پسر معني دار نيست(F=6/4235 sig=./.99).
مقايسه‌ي ميانگين ميزان نگرش مثبت به مقوله هاي ايثارو شهادت در بين سه گروه از دانشجويان رشته‌هاي علوم انساني، علوم پايه و علوم فني نشان داد که تفاوت معني داري بين آنان وجود ندارد(F=6/4521sig=./147).
تحليل واريانس توزيع ميزان نگرش به ايثار و شهادت در بين سه طبقه پايين، متوسط و بالا نشان داد تفاوت ميانگين نگرش به ايثار شهادت در بين سه پايگاه اجتماعي و اقتصادي پايين، متوسط و بالا معني دار است(F=14/2363 sig=./..1)، به اين معني که ميانگين نگرش به ايثار و شهادت در بين دانشجويان خانواده‌هايي که در سطح پايين پايگاه اجتماعي–اقتصادي قرار گرفته‌اند به ترتيب 14/6 و94/18 از خانواده‌هاي سطوح متوسط و بالا بيشتر است، آزمون توکي تفاوت ميانگين نگرش سطح پايين جامعه با سطح بالا را در سطح معني داري ..1/. تاييد مي کند اما تفاوت ميانگين نگرش مثبت به ايثار وشهادت را در بين دو سطح پايين و متوسط پايگاه اجتماعي– اقتصادي خانواده تاييد نشد.
نتيجه گيري
تحقيق حاضر نگرش دانشجويان دانشگاه پيام نور را در سه بعد اعتقادي، رفتاري و عاطفي نسبت به ايثار و شهادت بررسي کرده است.
يافته‌هاي تحقيق نشان دادکه در مقايسه با دو بعد رفتاري و عاطفي ميزان نگرش اعتقادي دانشجويان به مقوله‌هاي ايثار و شهادت بيشتر است، در دو بعد رفتاري و عاطفي نيز مي‌توان استدلال کرد که دانشجويان از نگرش متوسطي برخوردار هستند. اين امر تاحدودي در بين دانشجويان منطقي به نظر مي‌رسد چراکه جهت‌گيري دانشجويان به مسايل مختلف بيش از آنکه احساسي و رفتاري باشد شناختي يا اعتقادي است.
فقدان تفاوت معني دار بين دانشجويان دختر و پسر و نيز رشته‌هاي تحصيلي علوم انساني، پايه و فني در ميزان نگرش به ايثار و شهادت نشان مي‌دهد که تفاوت‌هاي جنسي و معرفتي عملا تاثير چنداني بر نگرش دانشجويان نسبت به ايثار وشهادت نداشته است.
نکته‌ي قابل توجه در اين تحقيق، وجود نگرش مثبت بالا به ايثار و شهادت در بين دانشجوياني است که خانواده‌ي آن‌ها به لحاظ پايگاه اجتماعي– اقتصادي در سطح پايين قرار گرفته است، باتوجه به آموزه‌هاي ديني و نيز آرمان‌هاي حاکم بر فرهنگ ايثار و شهادت اين فرهنگ همواره از سوي طبقات محروم و پايين جامعه با استقبال مواجه شده است، اين مسأله در تحقيق حاضر نيز مشاهده شد.
باتوجه به يافته‌هاي تحقيق مي‌توان استدلال کرد که در اين برهه از زمان که جامعه بيش از پيش نيازمند نهادينه کردن فرهنگ ايثار و شهادت است، وجود نگرش اعتقادي به شهادت و ايثار در بين دانشجويان پتانسيل ارزش‌مندي است که با بهره گيري از آن مي‌توان افق جديد پيش روي توسعه‌ي کشور قرار داد. با توجه به ويژگي دانشجويان به‌عنوان آينده سازان آگاه کشور، باروري افکار و انديشه هاي آنان در رابطه با فرهنگ ايثار و شهادت مي‌تواند پويايي و تعالي فرهنگ ايثار و شهادت را در طول گذر زمان تضمين کند.

 
منابع و مآخذ:
-  آرون، ريمون؛مراحل اساسي انديشه در جامعه‌شناسي، ترجمه‌ي باقر پرهام، انتشارات علمي، تهران، 1382
- ازکيا، مصطفي، جامعه‌شناسي توسعه، انتشارات کيهان، تهران، 1384
- بدار، لوک وهمکاران؛روانشناسي اجتماعي، ترجمه حمزه‌ي گنجي، انتشارات ساوالان، تهران، 1386
- ربيعي، علي؛جامعه‌شناسي تحولات ارزشي، انتشارات فرهنگ و انديشه، تهران، 138.
- روشه، گي؛تالکوت پارسونز، ترجمه‌ي ابوالحسن نيک گهر، انتشارات تبيان، تهران، 1384
-  شريعتي، علي؛شهادت، بي نا، تهران، 1357
- عميد، حسن؛فرهنگ عميد، انتشارات اميرکبير، تهران، 1382
- نيري، محمديوسف؛شهيد و شهادت درعرفان اسلامي، مجله‌ي علوم انساني و اجتماعي دانشگاه شيراز، دوره‌ي بيست و دوم، شماره اول، بهار 13854
پايگاه اينترنتي: http://navideshahed. com
 


پنج شنبه 30 دی 1389  9:28 PM
تشکرات از این پست
bardia_m
bardia_m
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : آذر 1389 
تعداد پست ها : 6374

پاسخ به:مقالات تخصصي ايثار و شهادت

عنوان : آسيب شناسي تربيتي فرهنگ ايثار و شهادت در عصر جهاني شدن و راه كارهاي تعامل پويا با آن
كلمات كليدي : جهاني شدن، ايثار، شهادت، چالش، راهكار
موضوعات مقالات :ايثار و شهادت
<>

چکيده
در پژوهش حاضر نسبت جهانی‌شدن با ايثار و شهادت در چهار محور؛ جهاني‌شدن، ايثار و شهادت در عصر جهاني‌شدن، چالش‌های احتمالی جهانی‌شدن برای ايثار و شهادت و راه‌كارهاي تعامل با چالش‌های احتمالی آن مورد بررسي قرار گرفته است. روش انجام پژوهش تحلیل اسنادی بوده است. به منظور گردآوری داده‌های لازم جهت پاسخ‌گويي به سؤالهای پژوهش کليه اسناد و مدارک موجود و مرتبط با موضوع جهانی‌شدن و فرهنگ ايثار و شهادت با استفاده از فرم گردآوری داده‌ها جمع آوری و با شیوه‌ي کیفی مورد تجزيه و تحليل قرار گرفته‌است. عمده‌ترين يافته‌های پژوهش عبارتند از:
1- جهانی‌شدن را می‌توان فرآیند فشردگی فزآینده زمان و فضا که بواسطه آن مرد دنیا کم و بیش و به‌صورت نسبتا آگاهانه در جامعه‌ي جهانی واحد ادغام می‌شوند تعریف نمود. 2- در بررسی ايثار و شهادت روشن شد که مفهوم ايثار

حبل‌المتين تعالي است و در طبق اخلاص‌قرار دادن بوده و شهادت كشته شدن در راه خدا؛ از تحليل فرهنگ ايثار و شهادت چهار ويژگي؛ اعتقادي و فكري، تجربه دروني، التزام دروني و عمل برخوردار است. نهایتاٌ روشن شد كه در صورت تركيب مؤلفه‌ها ی تدین و ايثار و شهادت مي‌توان درعصر جهاني‌شدن از شهادت‌طلبي و ايثارگري صحبت كرد. 3- چالش‌های جهانی‌شدن در فرهنگ ايثار و شهادت، که بنیادی ترین آن، خصیصه ساخت شکنی است. 4- عمده‌ترین راه‌کارها ی مقابله با چالش‌های مذکور نیز شامل؛ كاربرد اصل تعقل و پرهيز از سطحي نگري در قالب ايثار و شهادت، توجه به ارزش‌هاي عميق انساني در قالب ايثار و شهادت، تقواي حضور در قالب ايثار و شهادت، بررسي درست امور، گزينش و طرد منطقي و نه احساسي آن‌ها در قالب ايثار و شهادت و بهره گيري از عنصر زيبايي شناختي در قالب ايثار و شهادت است.
 
مقدمه
زمزمه های جهانی‌شدن[1] از اوایل نیمه دوم قرن بیستم مطرح شده است. در اوایل دهه‌ي6. میلادی « مک لوهان»[2] بحث دهکده‌ي جهانی را طرح نمود. وی بر این باور بود که با پیشرفت سریع رسانه های جمعی به‌ویژه تلویزیون وگسترش روز افزون آن در سراسر دنیا، جهان به مثابه یک دهکده‌ي‌ واحد، به‌جامعه ی متحد و یک دست تبدیل خواهد شد(کاستلز، 138.) كه پيشرفت‌هاي حيرت آور در عرصه‌ي فناوري‌هاي ارتباطات، زمان و فضا را در آن بهم فشرده و آن را به‌صورت دهكده ای الكترونيك، بدون دغدغه های زمانی و مکانی برای انتقال و جابه‌جایی در خواهد آورد(مهرمحمدی و صمدی، 1382).
از اواخر دهه‌ي هشتاد میلادی به خاطر تغییر و تحولاتی که در نظام‌مندی‌های سیاسی کشورهای جهان به وقوع پیوست این موضوع با شور و حرارت بیش‌تری دنبال شد(رابرتسون، 138.). در حقیقت بعد از فروپاشی شوروری سابق و شکست مارکسیسم دراکثر کشورهای بلوک شرق و ایجاد کشورهای تازه تاسیس(مشترک المنافع) وضعیت ژئوپولیتیکی جهان تغییراتی را به خود دید که در نتیجه‌ي این تحولات جهان ازحالت دو قطبی سابق خارج و به دنبال این رخداد مهم تاریخی، مجددا بحث نظم نوین جهانی و«جهانی‌شدن» بر سر زبان‌ها افتاد(شمشیری، 1384).
علاوه بر تحولات جدید در جغرافیای سیاسی کشورها و رواج دیدگاه های پست مدرنیستی، رشد روز افزون فناوری علوم و ارتباطات(به‌ویژه شبکه‌های ماهواره‌ای و اینترنتی)، گسترش روابط اقتصادی و بازرگانی کشورها(وضعیت تجارت جهانی) و هم‌چنین گشوده شدن مرز کشورها روی یکدیگر، نیز نظریه جهانی‌شدن راتقویت نموده است.
جهانی‌شدن موضوعی است که به دلیل چند وجهی بودن، دارای ابهامات و تعاریف متعدد است و ازاین‌رو ارائه‌ي تعریف جامع ومانع از این پدیده که مورد قبول همه افراد جامعه باشد، مشکل است(گل محمدی، 1381) ولی آنچه واضح است، جهاني‌شدن مرزها و هويت‌ها را كم رنگ تر مي‌كند، به مردم، كالاها، اطلاعات، عادت‌ها و هنجارها بوده و بي توجه به مرزها اجازه جا به‌جايي مي‌دهد. از آنجا كه نمي‌توان مرزهاي نفوذ ناپذيري در مقابل اشاعه‌ي انديشه‌ها و كالاها ايجاد كرد بنابراين جهاني‌شدن در بلند مدت به هر حال استيلا خواهد يافت(عالی، 1381).
تعبیرات منفی گرایانه یا تک بعدی از پدیده‌ي جهانی‌شدن چندان معقول نیست. این پدیده دارای ابعاد فرهنگی، علمی، سیاسی واقتصادی نیز هست ودر معنای مثبت نوعی فرصت انتقال تجارب و دستاوردهای موفق بخش های توسعه یافته جهان به سایر بخش‌های جهانی و هم‌چنین «تبادل فرهنگی»تمام ملل است. به‌عبارت دیگر درک استعماری و فرا استعماری از مقوله‌ي جهانی‌شدن هر دو لازم است هر چند مسايلی وجود دارد که با مقوله‌ي امپریالیسم ارتباط دارد(اسمیت[3]، 2002).
سير جهاني‌شدن ايجاب مي‌كند كه طرز تلقي ما نسبت به جهان، انسان، علم، يادگيري و شيوه‌هاي آن و ساير عناصر مربوط به تعليم و تربيت تغيير كرده، دوباره توصيف شود. تعليم و تربيت به علت ارتباط متقابل و عميقي كه با حوزه‌هاي مختلف معرفت و اركان زندگي بشر دارد ناگزير از تاثير است و بايد مطابق با تحولات جامعه، تجديد ساختار يافته تا بتواند پاسخ‌گوي نيازها و خواست‌هاي افراد جامعه بوده و جامعه را در جهت تعالي سوق دهد(عطاران، 1383).
تربیت در جامعه‌ي اسلامي ما از دیر باز با آموزه‌های دینی آميخته بوده و اکنون نیز در سطحی گسترده و عمیق از آن متاثر می‌باشد(برخورداری، 1384). این نوع از تعليم و تربيت غالبا به علت دغدغه هاي اخلاقي و اعتقادي، سعي در دور نگه داشتن افراد از انحرافات مختلف عقيدتي و اخلاقي داشته و به نوعي «تربيت قرنطينه‌اي» را برقرار می‌سازد(باقري، 138). تربيت قرنطينه‌اي يا تحريمي نوعي از تربيت ديني است كه نه به‌ جامعه‌هاي اسلامي و نه به تاريخ معاصر منحصر است بلكه اين نوع از تربيت ديني در مكاتب و اديان مختلف و در جامعه‌هاي گوناگون در زمان‌هاي متفاوت بسته به شرايط جامعه اعمال می شده است. درواقع اساس تربيت تحریمي ايجاد مرز و سپس قرنطينه است. در اين نوع از تعليم و تربيت سعي بر آن بوده و هست كه با دور كردن افراد از محيط‌هاي نامطلوب و ايجاد خط قرمز آنان را مصونيت بخشیده و امكان تحقق تربيت ديني را فراهم سازند(عالي، 1381).
صورت‌های گوناگونی از تربیت تحریمی در تاریخ ایران جریان داشته است. اولین واکنش مجامع مذهبی به نظام تربیتی جدید تحریم بود. آنان استفاده از مظاهر فرهنگ غرب از جمله مدرسه ی جدید را تحریم و از رواج اخلاقیات غربی توسط مدرسه‌های جدید ابراز نگرانی نمودند(براند، ترجمه بهرام محسن پور، 1379). با نظر به خصیصه‌ي عصر حاضر و ظهور ارتباطات درشکلی که هر روز گسترده‌تر می‌شود، تقوای پرهیز در برخی قلمروها اساساً ناممکن می‌گردد. فضاهایی که بر ما تحمیل می‌شود، امکان پرهیز را پیشاپیش از ما می‌ستاند(همان، ص177). بنابر این و با عنایت به مباحث فوق مسأله‌ي اساسی پژوهش حاضر، پیرامون تعامل جهانی‌شدن و تربیت دینی فرهنگ ايثار و شهادت در جامعه اسلامی ایران بوده است.
در این راستا سه سؤال پژوهشی ذیل طرح و مورد بررسی واقع شده است:
1- جهاني‌شدن چیست؟
2- ايثار و شهادت چيست و آيا مي‌توان در عصر جهاني‌شدن از ايثارگري و شهادت‌طلبي صحبت كرد؟
3- چالش‌های احتمالی جهانی‌شدن برای فرهنگ ايثار و شهادت چیست؟
 4- راهكارهاي مقابله با چالش‌های احتمالی جهاني‌شدن در حوزه فرهنگ ايثار و شهادت چيست؟ 
روش پژوهش
در پژوهش حاضركليه اسناد و مدارك مرتبط و در دسترس با پدیده‌ي جهانی‌شدن، تربیت دینی و فرهنگ ايثار و شهادت در جامعه‌ي اسلامی گردآوری و در راستای سؤال‌های پژوهش مورد بررسی واقع شده است. ازاین‌رو، روش انجام پژوهش تحليل اسنادي بوده است. روش تحقيق حاضر را بر اساس نحوه گرد آوري داده‌ها مي‌توان توصيفي_ تحليلي ناميد.
جامعه‌ي پژوهش
جامعه پژوهش حاضر شامل كليه منابع و مراجع موجود مرتبط با پدیده‌ي جهانی‌شدن و هم‌چنین تربیت دینی ايثار و شهادت در جامعه اسلامی مي‌باشد.
ابزار گرد آوری داده‌ها
در پژوهش حاضر به منظور گردآوری داده‌ها از فرم گردآوری داده‌ها استفاده شده است.
شيوه‌ي تحليل داده‌ها
داده‌هاي جمع آوري شده با استفاده از تكنيك هاي تحليل كيفي، طبقه‌بندي و در راستای بررسی سؤال‌های پژوهش تحلیل شده است.
تحلیل یافته‌های پژوهش
در این‌جا نتایج بررسی سؤال های پژوه ارائه خواهد شد:
1. بررسی سؤال اول پژوهش
اولین سؤال پژوهش عبارت بود از این‌که «جهاني‌شدن چیست؟».
در زبان انگليسي Globalization و در زبان عربي« العوله»كلمات معادل، جهاني‌شدن يا جهان گرايي هستند. عام ترين تعريف از تماميت پديده‌ي نويني كه به نام جهاني‌شدن شناخته مي‌شود را بايد الگوي سرمايه دارانه اجتماعي كردن در ابعاد جهاني دانست(خسروی وابراهیمی، 1382).
به نظر رابرتسون معناي جهاني‌شدن عبارتست از در هم فشرده‌شدن جهان وتبديل آن به يك مكاني واحد. اوجهاني‌شدن را در يك فرآيند كم و بيش مستقل معرفي مي‌كند كه منطق، جهت و نيروي محرك خود را دارد(رابرتسون، ترجمه پولادي، 138.). پراتون[4] جهاني‌شدن را فرآيندي از تحول مي‌داند كه مرزهاي سياسي و اقتصادي را كمرنگ كرده، ارتباطات را گسترش داده و تعامل فرهنگ‌ها را افزون مي نمايد. به نظر وي جهاني‌شدن پديده‌اي چند بعدي است كه آثار آن قابل تسري به فعاليت‌هاي اجتماعي، اقتصادي، سياسي، حقوقي، فرهنگي، نظامي و فناوري است و همچنين فعاليت‌هاي اجتماعي هم‌چون كوشش براي سلامت محيط زيست را متاثر مي‌كند(بهكيش، 138.).
آلبرو[5]، جهاني‌شدن را فرآيندي مي‌داند كه بر اساس آن، همه مردم جهان در يك جامعه واحد و فراگير به هم مي پيوندند. به نظر واترز[6] جهاني‌شدن فرآيندي اجتماعي است كه در آن قيد وبندهاي جغرافيايي كه بر روابط اجتماعي و فرهنگي سايه افكنده است از بين مي‌رود و مردم به‌طور فزاينده از كاهش اين قيد و بندها آگاه مي گردند(واترز، 1995).
گیدنز و هاتون جهانی‌شدن را به معنای فشردگی روابط اجتماعی بین‌المللی می‌داند به‌گونه‌ای که رویدادهای محلی در مناطق دور دست تحت تاثیر رویدادهای مناطق بسیار دورتر و بالعکس رخ می‌دهند(گیدنز و هاتون، 2..1). برخي نيز جهاني‌شدن را معادل «غرب‌سازي» يا « تجدد» به‌ويژه در شكل آمريكايي آن دانسته‌اند. در اين معنا جهاني‌شدن پوششي است كه طي آن ساختارهاي اجتماعي مدرنيته(سرمايه داري، عقلگرايي، صنعتي‌شدن و...) در سرتاسر جهان گسترش مي‌يابد و فرهنگ‌هاي قديمي و بومي نابود مي گردند. در اين معناست كه گاهي جهاني‌شدن را امپرياليسم مك دونالد، هاليوود و سي ان ان نام نهاده اند البته اين تعابير بيشتر د رمباحث مربوط به امپرياليسم استعماري مطرح مي‌گردد كه در اين زمينه جهاني‌شدن را با فرآيند هم‌گون سازي مرتبط مي‌دانند(شولت[7]، 2...). شولت(2..1) معتقد است جهاني‌شدن به معناي فراگير شدن اقتصاد سرمايه داري در جهان يا فراگير شدن اصول مدرنيته در سطح جهان و نيز افزايش ارتباطات جهاني به‌گونه‌اي كه مرزهاي ملي كشورها قادر به جلوگيري از اين ارتباطات نيستند تعبير مي‌گردد.
بر اساس ديدگاههاي ارائه شده، مي‌توان اشتراكات چندي را از ميان تمامي اين ديدگاهها و برداشتهاي مختلف درباره جهاني‌شدن اتخاذ كرد:
1- جهاني‌شدن يعني گسترش مؤلفه‌هاي مدرنيته در سطح جهان.
2- جهاني‌شدن يعني حركت آزادانه سرمايه در گستره‌ي جهاني.
3- جهاني‌شدن يعني از بين مفهوم مرزهاي فعلي.
4- جهاني‌شدن يعني محدود شدن ميزان اقتدار حاكميت‌هاي جهان.
5- جهاني‌شدن يعني كوچك شدن جهان در اثر پيشرفت وسائل ارتباطات جهاني و گسترش اطلاعات در سطح جهان.
 ارائه‌ي تعريفی جامع و مانع از جهانی‌شدن بسیار دشواراست. با اين حال و براساس وجوه مشترک ذکر شده تعريف محور قرار گرفته درپژوهش حاضر عبارت است از؛ « فرآیند فشردگی فزآینده زمان و فضا که بواسطه آن مرد دنیا کم و بیش و به‌صورت نسبتا آگاهانه در جامعه جهانی واحد ادغام می‌شوند »(گل محمدی، 1381).
2. بررسی سؤال دوم پژوهش
دومین سؤال پژوهش عبارت بود از این‌که « فرهنگ ايثار و شهادت چيست و آيا مي‌توان در عصر جهاني‌شدن از فرهنگ ايثارگري و شهادت‌طلبي صحبت كرد؟».
در راستای بررسی سؤال پژوهشی مذکور باید اذعان داشت؛ پاسخ به سؤال فوق مستلزم تحلیل مفاهیم « شهادت »، « ايثار » و« دینی بودن » می‌باشد که می بایست مفهوم هر کدام از آن‌ها را مشخص‌كنيم و سپس با توجه به این مفاهیم و شرایط زمانی و مکانی و متناسب با نیازهای انسان معاصر تصویری از دانش آموز ايثارگر و شهادت طلب را ارائه کنیم به‌گونه ای كه ظرفیتی برای حضور موثر و متناسب به فضای این عصر داشته باشد. بنابر اين ابتدا به بررسي مفهوم ايثار و شهادت خواهیم پرداخت.  
الف: ايثار
اين كلمه در فرهنگ بزرگ سخن، حسن انوري به معناي بذل، گذشت كردن از حق خود براي ديگران، نفع ديگري يا ديگران را بر خود ترجيح دادن آمده است، در لغت نامه دهخدا، اين كلمه به معناي غرض ديگران را بر خود مقدم داشتن، برگزيدن و منفعت غير را بر خود مقدم داشتن و اين كمال درجه سخاوت است به كار رفته است(انوري، 1381، ج اول).
در مورد مفهوم و واژه‌ي ايثار آثار و آراء متعددي بررسي شد. از جمله رضاپور(1385) در شرح ايثار مي‌گويد:ايثار، حبل المتين تعالي است، مسيري است که طي کردن آن علي‌رغم دشواري و توام با دغدغه و وسوسه بسيار، در صادقانه تقديم داشتن آنچه که در مالکيت فرد است و مقدم دانستن ارزش‌ها و تغيير دادن آن ها از ارزش مادي به ارزش معنوي و معنايي، شهد شيرينش کام دل‌بستگان را سيراب مي سازد و لحظه هاي پر حلاوت آن را با همه دنيا عوض نمي کنند چرا که ايثار، نپرداختن به تعلقات مادي و دل کندن از وابستگي ها ي گذرا و پيوستن به ذات نامتناهي است که به‌دست آوردن جوار رحمتش آرزوي همه صالحين عالم بوده و هست. خود نديدن و ديگران را ارجح دانستن چندان آسان هم نيست اما ناممکن نيست، چنان که از اوان خداپرستي در طينت پاک انسان‌ها خالق توانا و قادر در سرشت انسان‌ها به وديعه گذارده، برخي از آن بهره وافري مي‌برند. يا قدرتي(1385) مي‌گويد ايثار عبارت است از در طبق اخلاص‌قرار دادن همه نعمت‌هاي مادي و معنوي، جهت رشد جامعه، بدون انتظار كوچكترين چشم‌داشت.
چند نمونه از ايثار و گذشت مربوط به اولويت هاي متفاوت ذكر مي‌شود:
داوطلبي رزمنده براي غلطيدن روي مين و منفجر نمودن آن‌ها به منظور باز كردن راه عبور براي سايرين(ايثار سياسي، سازماني در دوران جنگ)؛تلاش زنان امدادگر در جنگ تحميلي و به اسارت گرفته شدن آنان(ايثار سياسي گروهي زنان در دوران جنگ)؛ امتناع دختران دانشجو و دانش آموز مسلمان در اروپا از برداشتن حجاب اسلامي و پذيرش محروميت از تحصيل و شغل(ايثار سياسي فردي در زمان صلح)؛كمك رساني و اهداي هدايا توسط زنان و كودكان در روز احسان و نيكوكاري به خانواده‌هاي نيازمند(ايثار اقتصادي فردي در زمان صلح).
ايثار و فداكاري فردي و شخصي در صورتي كه بستر توسعه جامعه و تغيير فرهنگ آن را همراه داشته باشد، معنادار خواهد بود. در غير اينصورت حداكثر فايده آن براي رشد و تكامل اخلاقي فرد ايثارگر در يك مقطع كوتاه از زمان باقي مي‌ماند.  
ب: شهادت
يعني كشته شدن در راه خدا، آنكه به شهادت دست يافته و در راه خدا كشته شده، به فرموده‌ي شهيد مطهري شهادت مرگ آگاهانه در راه هدف مقدس است. عملي آگاهانه و اختياري است و شهيدان شمع محفل بشريت هستند. (انوري، 1381، ج پنجم).
در اسلام كشته شدن آگاهانه و انتخاب گرايانه در راه آرماني مقدس و پاك كه به تغبير قرآن «في‌سبيلالله» ناميده مي‌شود، شهادت نام دارد و كسي كه به چنين مقامي دست يابد، شهيد است(شريعتي، 1357).
حضرت علي(ع) در توصيف اصحاب شهيدش، مي فرمايد: آنان مردماني نيك انديش، ترجيح دهنده‌ي بردباري، گوينده‌ي حق و ترك كننده‌ي ستم بودند. (خطبه‌ي 116- نهج البلاغه).
شهيد مطهري(138.) در كتاب انسان كامل، علي‌‌(ع) را جامع همه ارزش‌هاي انساني و اسلامي ونمونه‌ يك انسان كامل مي‌داند. وي صفاتي از قبيل جنگ‌اوري، عرفان، شجاعت، از خود گذشتن، فصاحت كلام، علم، مروت و مردانگي، عبادت، شهادت‌طلبي، گذشت از مجرم، خوش‌رويي، يتيم نوازي، عشق بي حد و حصر به خدا و رسول، حكمت، تسلط بر نفس، آزادگي، ‌آگاهي، ‌تعهد، ‌مسؤوليت را براي اين انسان كامل ذكر كرده است.
شهادت نهال ايمان را در دل مي كارد، اراده را در افراد، ايجاد مي‌كند، همت مي‌آورد، جنبش مي آورد. انديشه مي آورد و در پيكر اجتماع خون تزريق مي‌كند. شهادت اصلي از اصول تفكر قرآن و انديشه‌ي اسلامي شيعي است كه در كنار كليه‌ي مسايل ارزنده و انديشه هاي زنده و دستورات آموزنده و تعليمات سازنده و احكام پاينده‌ي اسلام از قبيل قيام به نماز، زكات، جهاد، حج و امر به معروف و نهي از منكر(نظارت ملي) يك «حكم» است؛ حكمي كه اجراي آن انسان را به برترين درجه‌ي كمال انساني ارتقا مي‌دهد زيرا در انجام هريك از دستوارت اسلامي براي پيوستگان به جبهه‌ي توحيد و ايمان امتيازي خاص، و مرتبتي عالي و مقامي رفيع وجود دارد كه انجام دهنده آن در پناه خلوص‌عقيدت خويش، بدان دست يابد تا به مرحله‌ي انجام اين «حكم»، « شهادت» برسد كه برتر از آن امتيازي نخواهد بود و آن برترين درجه‌ي كمال و عاليترين مرتبت و رفيع‌ترين مقامي است كه با گزينش مرگ آگاهانه، بر سر دو راهي تسليم(بگناه ذلت) يا مرگ شرافت‌مندانه، نصيب انسان مرد يا زن مومن مي‌شود. ‌
ايثار و شهادت‌طلبي ناظر به دگرگونی هايي است كه اين امر در وجود يك فرد ايجاد مي‌كند. مسأله اين است كه اگر قرار باشد فردي ايثارگر و شهادت طلب شود‌، چه تغييراتي بايد در وي رخ دهد، ‌چهار مؤلفه اساسي در ايثارگري و شهادت‌طلبي قابل ملاحظه است.  
1- اعتقادي و فكري: يكي از دگرگوني عمده و اساسي كه در فرهنگ ايثار و شهادت بايد در فرد رخ دهد اين است كه وي اعتقادات خاصي نسبت به گزاره های توصیفی که از طرف خدا به انسان داده شده نظیر « خدای یکی است »و« نيكي و گذشت خوب است »، «آخرتي وجود دارد» و.... ایجاد شود و اگر این اعتقاد شد می گوییم فرد ايثارگر و شهادت طلب شده است.. در اين مؤلفه ملاحظات روشي نهفته است، ‌يعني پيدا شدن اين اعتقادات در فرد بايد به‌صورتي انجام شود كه وي آن‌ها را فهميده باشد و با روشن بيني عقلاني نسبت به آن‌ها متقاعد شده باشد. با نظر به همين نكته است كه گفته مي‌شود عقايد تحقيقي هستند و نه تقليدي.  
2- تجربه‌ي دروني: در این مؤلفه، عنصر عاطفه‌ي بروز و ظهور چشمگيري دارد. تجربه دروني حكايت از التهاب ها و هيجان هاي دروني انسان دارد. شخصي كه ايثارگر و شهادت طلب مي‌شود لازم است يك رشته هيجان هاي دروني را تجربه كند كه به‌طور غالب در ارتباط با مبدأ جهان ظهور مي‌كند. مفاهيمي مانند: خوف، ‌توكل، ‌دعا كه در اديان مختلف و اسلام وجود دارد، ناظر به همين تجربيات دروني است. در این رابطه نیز فریدریک شلایر ماخر(1834-1768) ادعا کرد که «تجربه‌ي دینی» تجربه عقلی و معرفتی نیست بلکه احساس اتکای مطلق و یکپارچه به مبدا و یا قدرتی متمایز از جهان است. این تجربه، تجربه ای شهودی است که اعتبارش قائم به خود است و مستقل از مفاهیم و تصورات، اعتقادات یا اعمال می‌باشد. چون این تجربه نوعی « احساس» است و از حد تمایزات مفهومی فراتر می رود بنابراین ما نمی‌توانیم آن را توصیف کنیم، چون این یک تجربه « حسی و عاطفی است، نه معرفنی(شلایر ماخر به نقل از پترسون و همکاران، 1377).  
3- التزام دروني: تفاوت التزام دروني با تجربه دروني در اين است كه عنصر عاطفه و هيجان در تجربه‌ي دروني حضور و بروز چشم‌گيري دارد اما در التزام عنصر، انتخاب بارز است، ‌التزام دروني متضمن انتخاب نسبت به چيزي و پايبندي نسبت به آن است يكي از لوازم ايثارگر و شهادت طلب شدن، ‌ظهور و بروز اين بعد در درون انسان است يعني خود بايد نسبت به خدا و آنچه خدا از او می خواهد ایمان بیاورد. فرد اگر این التزام قلبی و درونی را نسبت به خدا نداشته باشد، یعنی ایمان بر او حاصل نشده باشد، نمی‌توانیم صفت «ايثارگري و شهادت‌طلبي» را بر او اطلاق کنیم.  
4- عمل: آخرين مؤلفه‌ي ايثارگري و شهادت‌طلبي عمل است يعني اين‌كه فرد ايثارگر و شهادت طلب كسي است كه به اقتضاي اعتقادات وايمان به خدا اقدام به انجام عملي كند. تكرار«الذين آمنوا و عملوا....» در آيات فراواني از قرآن نشان مي‌دهد كه لازم است فرد ايثارگر و شهادت طلب اعمال خاصي را انجام دهد و این اعمال مضمون همان گزاره‌های تجویزی هستند که اسم دیگرشان «احکام» است و فرد باید احکام دین را در اعمال خود آشکار کند و اعمال خود را تابع این اعمال قرار دهد. و خود را هميشه آماده براي اداي تكليف ببيند.  
ج: تربیت دانش آموز ايثارگر و شهادت طلب
پس ازآشنایی با مفاهیم ايثار، شهادت وتربيت ديني به بررسی و تحلیل تربيت فرهنگ ايثار و شهادت در عصر جهاني‌شدن پرداخته ومتوجه شده ایم که امروزه در نوشته‌هاي غربي در باب تربيت ايثار و شهادت، مفاهيم «تربيت ديني[8]» و «تربيت اخلاقي[9]» بحث «القاء و تلقين ارزش[10]» را تداعي مي‌كند. و متقابلا هر جا سخني از «تحميل و القاء ارزش» به ميان مي آيد، ‌ذهن خواننده را به بحث «تربيت ديني و اخلاقي» سوق مي‌دهد. گويا فرض بر اين است كه تربيت ديني به جز از طريق القاء كوركورانه ميسر نيست و از آنجا كه اين القا ناعادلانه و غير صحيح است، ‌پس بايد تربيت ديني را متوقف ساخت.
مؤلفان، دين به اتهام تشويق به پيروي از صاحبان حكم و قدرت[11] وحي و القاءات رهبران ديني، رهبران كشورها، سركوب عقلانيت، ‌القاء ارزش‌هاي ثابت و لايتغير، شستشوي مغزي و عدم تسامح در مقابل ديگر ارزش‌ها و ايده‌ها، ‌لااقل در سطح اجتماعي مقبوليت نداشته و حكومت و نظام تعليم و تربيت تابع آن بايد در قبال آن خنثي عمل نموده و از دخالت در آن پرهيز كند حتي برخي از فيلسوفان فلسفه‌ي تحليلي نظير پاول هرست كه در بستر انديشه تحليلي خويش به بحث «‌تربيت ديني» پرداخته و به اين نتيجه رسيده اند كه تعبير تربيت ديني بي معنا و تناقض آميز اس ت. اكنون ما با نظر به مؤلفه‌هاي تربيت و تدين مي‌كوشيم تا نشان دهيم كه در صورت تركيب اين مؤلفه‌ها مي‌توان از تربيت ايثارگري و شهادت‌طلبي صحبت كرد و تربيت ايثار و شهادت در حالت تركيب به اين معنا خواهد بود كه عناصر تدين، ‌به‌گونه تربيتي، ‌يعني با توجه به چهار ويژگي تربيت تحقق يابند.
به اين ترتيب، ‌تربيت ديني ايثارگري و شهادت‌طلبي در مفهوم اصيل آن، به اين معنا است كه ايثار و شهادت‌طلبي، در ارتباطي از نوع تريت ديني در فرد شكل مي‌گيرد، ‌به‌عبارت ديگر مؤلفه‌هاي ايثار و شهادت بايد در بستر تبيين مسايل ديني و اسلامي جریان یابد و به نظر مي‌رسد كه تربيت ديني ايثار و شهادت بايد با همين ويژگي هاي اصلي خود در عصر جهاني‌شدن جلوه گر شود. در واقع پيراستن تربيت ديني ايثار و شهادت از بد فهمي هاي ما از دين امكان توفيق تربيت ديني فرهنگ ايثار و شهادت را در برابر چالش جهاني‌شدن فراهم مي آورد.
3- بررسی سؤال سوم پژوهش
سومین سؤال پژوهش عبارت بود از این‌که « چالش‌های احتمالی جهانی‌شدن برای فرهنگ ايثارگر و شهادت‌طلبي چیست؟».
با عنایت به تعريف جهاني‌شدن، متوجه خواهیم شدکه اين پديده چالش‌هاي عمده‌ای را براي ايثارگر و شهادت‌طلبي ايجاد مي‌كند كه مهمترين و بنيادي ترين آن «خصيصه‌ي ساخت شكني» است.
جدول شماره‌ي1 چالش‌های جهانی‌شدن برای فرهنگ ايثار و شهادت
چالش‌های جهانی‌شدن برای ايثار و شهادت
صاحبه‌نظر/
مولف
تحمیل سکولاریسم(دنیا گرایی) بر جوامع مختلف که طی آن دین و ايثار و شهادت رنگ خود را از دست می‌دهد.
ولایتی، 1381
غلبه یک فرهنگ معین بر سایر فرهنگها که باعث می‌شود ارزش‌های سنتی و دینی جامعه ما نیز روز به روز دستخوش فرآیند جهانی‌شدن قرار گیرد که این وضعیت تهدیدی برای فرهنگ ايثار و شهادت در این عصر می‌باشد.
سجادی، 1382
مصرف گرایی و مدپرستی و شی پرستی که توسط تجارت آزاد و جهانی افزایش داشته تمایل به ایمان معنوی و رشد فرهنگی انسان را عمیقا تضعیف می‌کند.
اسماعیلی یصحانی، 1381
جهانی‌شدن رستگاری و سعادت بشری را با مفهوم قرارداد اجتماعی به‌عنوان مبنای اساسی لیبرالیسم پیوند می زند د رحالیکه سعادت و رستگاری فرد و جمع از نظر اسلام درچارچوب ارزش‌ها و هنجارهای دینی مورد توجه قرار می گیرند. جهانی‌شدن با ترویج نظام ارزشی خاص، این مقوله فرهنگ ايثار و شهادت را به چالش وا می‌دارد
سجادی، 1382
 فرهنگ فعلی حاکم بر انواع ابزارهای ارتباطی به‌ویژه اینترنت و ماهواره برای کاربرانی که بنیه فکری قابل توجهی نداشته باشند، «هویت زا» است نه «هویت ساز» چراکه « ارزش‌های زندگی »که فرهنگ ايثارگري و شهادت‌طلبي اسلامي مطرح می‌کند بر آن حاکم نیست. «هویت انسانی » قربانی « هویت ماشینی » شده است این امر آموزش آموزه‌ها و تعالیم فرهنگ ايثار و شهادت را در نظام آموزشی رسمی تهدید می‌کند 
نادرپور، 1381
اين چالش عبارت است از اين‌كه ساختارهاي عيني و مفهومي‌اي كه تاكنون با آن‌ها همراه بوده‌ايم و با نظر به آن‌ها تربيت ديني ايثار و شهادت خود را سامان داده‌ايم، ‌در برابر موج ساخت شكني انقلاب ارتباطات متزلزل مي‌گردند. در نتيجه نظام تربيتي ايثار و شهادت متناسب با آن نيز درمعرض اين تزلزل قرار خواهد گرفت، ‌از جمله ساختارهاي واقعي و مفهومي متقابل، كه براي تربيت فرهنگ ايثار و شهادت اهميت داشته‌اند مي‌توان از ساختارهاي «دور– نزديك» و نيز «ممنوع- مجاز» نام برد.
الف: ساختار « دور– نزديك»
درمورد تقابل مكاني است و اين ساختار از نظر تربيتي، به ويژه تربيت ديني ايثار و شهادت مهم بوده است زيرا تلاش هاي تربيتي ايثارگري و شهادت‌طلبي بر آن بوده تا با دور كردن افراد از محيط‌هاي نامطلوب آنان را مصونیت بخشند و امكان تحقق تربيت را فراهم آوردند. اما در عصر ارتباطات اين تقابل از بين مي‌رود و با شكستن اين ساختار ديگر تقابل ميان دور و نزديك وجود نخواهد داشت زيرا ديگر فاصله هاي مكاني مانع دسترسي نيستند.
ب: ساختار « ممنوع– مجاز»
در معرض اين ساخت شکنی واقع شده است. این ساختار نيز تاكنون از لحاظ تربيتي مهم بوده است. در گذشته پدران و مادران به بچه ها اجازه نمي دادند صحنه‌هاي خشونت آميز با غير اخلاقي را مشاهده كنند، اما پابه پاي رشد و توسعه‌ي وسايل ارتباطي، استحكام اين ساختار رو به ضعف گذاشته است.
شكسته شدن مرزها و ساخت‌هاي تقابلي مذكور، با توجه به مباحث اخلاقي و ديني بسيار مهم است. زيرا تربيت ديني، اخلاقي، ايثارگري و شهادت‌طلبي به‌طور جدي، ‌با حدود و مرزها سروكار دارد و اگر مرزي وجود نداشته باشد آدمي مي‌تواند به هر كاري مبادرت ورزد و در اين صورت سخن گفتن از تربيت ديني و شهادت‌طلبي ميسر نخواهد بود. اخلاق هميشه با « بايد» و « نبايد»ها سروكار دارد و در تربيت ديني فرهنگ ايثار و شهادت واژه‌هاي « واجب » و «حرام» واژه‌هاي اساسي اند. بدين منوال تربيت ديني واخلاقي با مرزها و حدود سروكار دارند. در اينجاست كه با اين چالش روبه‌رو مي شويم. آيا در عصر ارتباطات با نظر به خصيصه‌ي ساخت شكني آن، مي‌توان از تربيت ديني و اخلاقي ايثار و شهادت صحبت كرد؛ پاسخ سؤال مثبت است و در ادامة بحث در پي تحليل اين سؤال مي باشيم(باقري، 79 و شاه سنايي، 1381).
4- بررسی سؤال چهارم پژوهش
چهارمین سؤال پژوهش عبارت بود از این‌که « راهكارهاي مقابله با چالش‌های احتمالی جهاني‌شدن در حوزه‌ي فرهنگ ايثار و شهادت چيست؟ ».
1- كاربرد اصل تعقل و پرهيز از سطحي نگري
از نظر اسلام انسان رشد يافته كسي است كه اهل فكر و تشخيص‌باشد و اگر انسان فكر و انديشه خود را به طرز صحيحي به كار گيرد و هدف او تنها درك حقيقت باشد، مي‌تواند راه رستگاري رااز سبيل گمراهي تشخيص‌دهد و به همين دليل است كه در قرآن آمده است(لا اكراه في الدين قد تبين الرشد من الغي)(256 بقره)" در هيچ ديني اجباري نيست هدايت از گمراهي مشخص‌شده است« اگرخوب به اين آيه دقت كنيم وآنرا دقيقا بررسي نماييم نكته اي درآن نهفته است و آن اين‌كه عامل اصلي انحراف و گمراهي انسان‌ها، به كارنگرفتن فكر و انديشه يا سطحي نگري است. اكنون ما در اينجا به دو مورد از آثار سطحي نگري اشاره مي كنيم تا ضرورت به‌كارگيري تفكر عقلاني و منطقي بهتر مشخص‌شود.
اولين اثر سطحي نگري اين است كه اگر مامسلمانان به افكار و معلومات سطحي بسنده كنيم برداشت ما از تعاليم دينی، ‌سطحي و آميخته با خرافات و بدعت‌ها خواهد بود. لازمه‌ي دست‌يابي به فرهنگ اصيل اسلامي، داشتن رشد فكري و پرهيز از هرگونه سطحي نگري است.
دومين اثر از آثار سطحي نگري اين است كه انسان در برابر افكار مخالف آسيب پذير مي‌شود. اگر چنين روشي در بين افراد يك ملت گسترش پيدا كند سبب مي‌شود كه آن ملت در برابر تهاجمات فرهنگي بيگانگان بزودي از پا در آيد وگرفتار « از خود بيگانگي فرهنگي » شود(سادات، 138.).
اينجاست كه اهميت اصل تعقل و تفهم آشكار شود و از آنجايي كه تربيت ديني نيز تعهد به عقلانيت است بنابراين تربيت ديني فرهنگ ايثار و شهادت نيز در اين عصر بايد بيش از هر زمان ديگر چهره عقلاني داشته باشد و از سطحي نگري پرهيز كند.. زيرا در عصر ارتباطات، مبادله‌ي اطلاعات و نظر گاههاي مختلف به آساني صورت می پذيرد و حاصل آن مي‌تواند بروز سؤالها ترديدهاي فراوان در حجيت و اعتبار ايثار و شهادت باشد و درچنين ورطه‌ي عظيمي از و سؤال‌ها و ترديدها، تربيت ديني و ايثارگري و شهادت‌طلبي هنگامي دوام مي آورد كه موجه و مدلل باشد نه آنكه امري سليقه اي تلقي شود. توجه به مؤلفه عقلانيت، به‌ويژه براي كساني‌كه مي‌كوشند فرهنگ ايثار و شهادت را بنياد دين معرفي كنند، و آنرا قبول كرده‌اند كاملا روشن است. ولي گسترش اين تفكر و كساني كه به شبه پردازي در اين رابطه مي پردازند لازمه راهكارهايي بوده كه البته در عصر ارتباطات كارساده اي نيست اين عصر، سؤالهاي خاص‌خود را در برابر اعتقادات ديني و فرهنگ ايثار و شهادت نهاده است. انديشه هاي مربوط به كثرت گرايي، پست مدرنيسم و نظير آن، ‌و فرهنگ ايثار و شهادت را به‌گونه‌اي متفاوت با گذشته در برابر سؤال قرار مي‌دهند. تربيت ديني فرهنگ ايثار و شهادت مستلزم آن است كه اعتقادات ديني در برابر اين سؤال‌ها چهره اي عقلاني و مدلل داشته باشد تا بتواند در عصر ارتباطات موفق باشد در عبادات و احكام نيز جنبة عقلانيت كاملا آشكار است. (باقری، 1379).
مي‌توان نتيجه گرفت كه يكي از مؤلفه‌هاي تربيت ديني فرهنگ ايثار و شهادت در عصر حاضر عقلانيت است چونکه توجه به عقلانی بودن دستورهای دینی، پویایی ویژه ای را به آن‌ها می‌دهدو آن‌ها را برای هر عصری منعطف می‌سازد، زیرا دستور عقلی کهنه شدنی نیست. جهانی‌شدن همه محدودیت‌ها و مرزها را در برنداشته است. برای مثال نمی‌تواند قاعده های اساسی منطق، اخلاق و آرمان را که شالوده‌ي خردورزی است نقض کند. زیرا دستور عقلی اختصاص‌به زمان و مکان محدود ندارد. چه در دوره جهانی‌شدن و چه در دروره پیشامدرن، عقل حکم واحد میکند وبرای هر دو دوره دستور یکسان دارد(رجائی، 1381). بنابراین فرهنگ ايثار و شهادت در صورتی می‌تواند در عصر حاضر آورد که چهره‌اي کاملا عقلانی داشته باشد.  
2- توجه به ارزش‌های عمیق انسانی در فرهنگ ايثار و شهادت
جهانی‌شدن، شاید بتواند بسیاری از افقهای ادیان را در هم نوردد، ارزش‌های محلی و سنتی را به چالش کشاند و حتی برخی از نگرش‌های اخلاقی را با توجه به ارتباط فرهنگی مسلط غربی، ضعیف سازد، اما جهان گستری، هرگز نمی‌تواند ارزش‌های ثابت و عمیق انسانی و اخلاقی را که مربوط به شرف انسانیت است، کمرنگ کند و به ورطه نابودی برد. جهانی‌شدن شاید بتواند در دیدگاههای ارزشی برخی « انسان‌ها » موثر باشد، اما نمی‌تواند در اصل« انسانیت» شک و تردید ایجاد کند که در واقع اساس و شالوده ی تمدنها بر آن‌ها شکل گرفته است.
این اصول و ارزش‌های عمیق انسانی– اخلاقی که روح ادیان را شکل می‌دهند، در دوره‌ي یکپارچگی جهانی نیز تداوم خواهند یافت و تغییر، تحول، مسخ و دگرگونی این اصول کار چندان ساده ای نیست. لذا این مفاهیم به‌گونه ای خودکار، پویا و زورآمد می‌شوند و هم‌چنان انتظارات انسانی را برآورده می‌کنند. در نتیجه در عصر جهانی‌شدن در برنامه‌های فرهنگ ايثار و شهادت، باید به این اصول و ارزش‌های مشترک توجه نمود و آن‌ها را در برنامه‌های تربیت دینی به‌عنوان روح ادیان قرار داد(سید باقری، 1382).
3- مؤلفه‌هاي تقواي حضور
تقوا يا حفظ خويشتن گاه با دوري گزيدن و پرهيز ميسر مي‌گردد. اگر تربيت ديني ايثار و شهادت تنها بر اين تقوا استوار باشد نوعي تربيت قرنطينه اي تحقق خواهد يافت كه در آن، حفظ افراد تنها با قرار گرفتن در محدوده‌ي جدا و دور از شرايط منفي ميسر است. اما تقوا شكل ديگري دارد كه مي‌توان از آن به « تقواي حضور » در مقابل « تقواي پرهيز » ياد كرد. با نظر به خصيصه‌ي عصر حاضر و ظهور ارتباطات در شكلي كه هر روز گسترده تر مي‌شود « تقواي پرهيز » در برخي قلمروها ناممكن مي‌گردد. فضاهايي كه بر ما تحميل مي‌شود، ‌امكان پرهيز را از ما مي‌گيرد. اما تقواي حضور، هم‌چنان در دسترس ماست و اين است كه بايد چون مؤلفه اي اساسي از تربيت ديني فرهنگ ايثار و شهادت دراين عصر مورد توجه قرار گيرد. به يك معنا مي‌توان گفت كه تقواي حضور مفهوم متفاوتي از مرز و مرزگذاري را فراهم كرده است.
 در تقواي پرهيز مرز صورت « مكاني » دارد. اما در تقواي حضور مرز شكل « مكانتي» مي‌يابد، به‌عبارت ديگر، درحالي‌كه در مرز مكاني فرد را به‌صورت مكاني و جغرافيايي از شرايط منفي جدا مي سازيم، در مرز مكانتي او فاصله‌ي مكاني نمي‌گيرد، ‌بلكه در عين حضور در مكان، خود را در مرتبت و مكانتي فراتر مي بيند، ‌بدين طريق از آلودگي شرايط مصون مي ماند. مفهوم تقوي حضور ومرز مكانتي در آيه « 1.5 مائده » آمده است.
هر كس بخواهد گام در راه ايثارگري و شهادت‌طلبي گذارد؛ راه ايثارگري و شهادت‌طلبي رفتني است نه بردني. به هر حال، با نظر به آموزه‌هاي ديني كه در دين اسلام نهفته است و با نظر به تقواي حضور كه حاصل آن است مي‌توان گفت در بدترين شرايط نيز مي‌توان از ايثار و شهادت سخن گفت و عصر ارتباطات و چالش‌هايي كه با خود مي آورد مانع ايثارگري و شهادت‌طلبي نيست.
4- سنجش و بررسی درست امور و گزینش و طرد منطقی و نه احساسی آن‌ها   
این ویژگی، در واقع خود پشتوانه ای برای تقوای حضور در شرایط عصر حاضر است. لازمه‌ي حضور فعال در عصر حاضرارزیابی اطلاعات ورویدادهای اجتماعی است. چون‌که معتقدیم نمی‌توان چشم را بر حقایق بست بلکه باید با دیدی باز و دقیق به سراغ اتفاقات امروز جهان رفت و آن‌ها را در بوته ی نقد و بررسی قرار داد و موضعی مناسب بر اساس اصول و معیارهای دینی در برابر آن‌ها اتخاذ کنیم.
ارزیابی و نقادی، مستلزم بازشناسی جنبه‌های مثبت و منفی پدیده‌های این دوران است. طرد یکباره و تمام عیار هر آنچه متعلق به این دوران است نه تنها ممکن نیست، بلکه مطلوب هم نیست، زیرا این گونه طرد تمام عیار، در دامن خود، پذیرش تمام عیار را می پروراند اگر فرهنگ ايثار و شهادت بنا را بر طرد تمام عیار مظاهر عصر حاضر بگذارد، وجهه ای غیر منصفانه و دور از واقع خواهد داشت. بنابراین گرچه در عصر جهانی‌شدن رسانه های جمعی و فناوری ها ی ارتباطی و اطلاع رسانی بشر امروز را با « توده ای شناور» از افکار مختلف که در بردارنده هویت های مجازی گوناگون است، مواجه کرده‌اند، توصیه قرآن کریم در این موارد تاکید بر « قدرت گزینش » انسان و پرهیز از پذیرفتن هویت ها ی مجازی غیر واقعی است که با فطرت بشری و علت غایی دین منافات دارند چنانکه خطاب به پیامبر(ص) می فرماید « « فبشر عبادی الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه» ای پیامبر بشارت ده کسانی را که اقوال را می شنوند و بهترین آن‌ها را تبعیت می‌کنند(زمر17). بر این اساس تربيت دینی ايثار و شهادت همواره باید پدیده‌های نوظهور این عصر را مورد ارزیابی و نقادی منصفانه قرار دهد و افراد را برای گزینش و طرد منطقی آن‌ها آماده سازد. ازاین‌رو به نظر می رسد آموختن این نوع مواجه با پدیده‌ها در قالب تربیت دینی ايثار و شهادت مهمترین زمینه تامین حضور سالم در متن شرایط است.
5- بهره‌گیری از عنصر« زیبایی شناختی» در فرهنگ ايثار و شهادت  
بزرگترین و قوی ترین عنصر فرهنگ ايثار و شهادت، وجود عشق و محبت متربی به خالق بزرگ است. هدف از تربیت دینی ايثار و شهادت، پرورش شور و شوق فطری کودک نسبت به جلال و جمال الهی است، نه ارائه‌ي مستقیم معارف الهی. پس نقش اساسی مربی و معلم دینی، انتقال اطلاعات دینی نیست، بلکه فراهم آوردن شرایطی است که متربی به تجربه درونی، به دین که ریشه در فطرتش دارد، گرایش و علاقه پیدا کند چنانکه پستالوتسی، مربی معروف سوئیسی نیز در کتاب تربیت می‌گوید « ذات تربیت نه درآموزش بلکه در محبت است »(نقیب زاده، 1381).
هدف از عنصر « زیباشناختی » در تربیت دینی– اخلاقی ايثار و شهادت این است که هر گونه اثر تربیتی در قالب رفتار، کلام، الگو، نصیحت، تجربه و.... به پرده ای زیباو با تصاویری دلنشین همراه با لحظات جذبه به درون متربی انتقال داده شود. جوان چون دارای روح استدلال کردن است و برهان گرایی جزء فطرت اوست و سخن منطبق با روح حساس و منطبق بر استدلال و برهان را رد نمی‌کند. خداگرایی و زیبایی دینی در روح ايثارگري و شهادت‌طلبي، جلوه گاه شایستگی ها می‌گردد. زیرا خداگرایی جزو سرشت حق گرای اوست. تکبه بر زیبایی ها در کلام معصومین(ع) فراوان است؛ مثلا امام علی(ع) می فرماید: « خداوند انواع پدیده‌ها را آفرید. برای هر کدام اندازه ای تعیین کرد و هر پدیده ای را در زیباترین شکل طراحی کرد و چه نیکو صورتگری فرمود. »
خداوند حکیم در بسیاری از موارد پیام آسمانی خود را در دل داستان‌ها و آن هم به‌صورت دیالوگی و غیر مستقیم ابلاغ می‌کند که از این رهگذر روح و جان انسان را نوازش می‌دهد و چنان بر جذابیت پیام می افزاید که به آسانی بر قلب انسان می نشیند. بنابراین شایسته است به خصوص‌در عصر جهانی‌شدن تدبیری اندیشیم که تعلیم و تربیت دینی فرهنگ ايثار و شهادت برای جوانان جذاب باشد. به‌طوریکه آنان از روی آگاهی، انتخاب، اختیار و اشتیاق به ايثار و شهادت روی آورند.
بحث ونتیجه‌گیری 
در خصوص‌جهاني‌شدن می‌توان گفت از جمله موضوعاتی است که به دلیل ماهیت سیال و هم‌چنین چند وجهی بودن دارای ابهامات وتعاریف متفاوتی است. تعریف های ارائه شده را می‌توان در دودسته قرارداد. از دیدگاه دسته‌ي اول، جهانی‌شدن فرایندی است که از طریق گسترش ارتباطات واطلاعات و در نتیجه‌ي فرو ریزی دیوارهای طبیعی وفاصله های زمانی و مکانی پیش می رود(رابرتسون؛ ترجمه پولادي، 138.؛ پراتون1 به نقل از بهكيش، 138.؛ مارتين آلبرو، 1996؛ ديويد هاروي، 1989) و از دیدگاه دسته دوم جهانی‌شدن پروژه ای دقیق است که باهدف بسط وتحمیل گفتمان مسلط بر جهان طراحی شده ومجریان آن(عمدتاً قدرتهای بزرگ) با تکیه بر انقلاب اطلاعات و فشردگی زمان ومکان در پی رسیدن به اهداف خود می‌باشند(سرژلاتوش، 1379؛ مارتين خور به نقل از شولت، 2...).
درخصوص‌اين‌كه ايثار و شهادت چيست و این‌که آيا مي‌توان در عصر جهاني‌شدن از ايثارگري و شهادت‌طلبي صحبت كرد؟ ابتدا به تحليل مفاهيم ايثار، شهادت و ديني بودن پرداخته واز تحليل مفهوم ايثار و شهادت اين نتيجه حاصل شد كه مفهوم ايثار، حبل المتين تعالي است و در طبق اخلاص‌قرار دادن همه نعمت‌هاي مادي و معنوي، جهت رشد جامعه، بدون انتظار كوچكترين چشم‌داشت مي‌باشد. شهادت نيز؛ كشته شدن آگاهانه و انتخاب گرايانه در راه خدا و آرماني مقدس و پاك مي‌باشد.
از تحليل مفهوم ايثار و شهادت اين نتيجه حاصل شد كه ايثار و شهادت ناظر به دگرگوني هايي است كه دين در وجود فرد ايجاد مي‌كند و از چهار مؤلفه؛ اعتقادي و فكري، تجربه دروني، التزام دروني و عمل برخوردار است(با قری، 1379؛ زارعان، 1379).
با توجه به تحلیل سه مفهوم فوق به بررسي ايثار و شهادت پرداخته و اين نتيجه حاصل شد كه ايثارگري و شهادت‌طلبي در ارتباطي از نوع تربيت در فرد شكل می‌گیرد. به‌عبارت ديگر تربيت ديني و اسلامي نقش مهمي در روحيه ايثارگري وشهادت‌طلبي افراد و دانش‌آموزان دارد. پس مي‌توان گفت تربيت ديني ايثار و شهادت عبارت است از تحول انسان موجود به انسان ايثارگر و شهادت طلب در پرتو آموزه‌هاي ديني و اسلامي به‌طوري كه آن را درك كرده و با توسل به ارزش‌هاي اسلامي و ديني و با گذشت، فداكاري و بخشش در مواقع لزوم، عمل كرده و نمونه واقعي يك شهيد باشد. و نشان داديم كه در صورت تركيب مؤلفه‌ها ی ايثار و شهادت وتربیت ديني درعصر جهاني‌شدن نيز مي‌توان از روحيه و فرهنگ ايثار و شهادت صحبت كرد.
در خصوص‌چالش‌های احتمالی جهانی‌شدن برای فرهنگ ايثار و شهادت بايدگفت؛ اين پديده چالش‌هایي را براي تربيت ديني ايثار و شهادت ايجاد مي‌كند، ولي بنيادي ترين چالش، خصيصه‌ي ساخت شكني آن است. ‌از جمله ساختارهاي واقعي و مفهومي متقابل‌كه براي تربيت ديني ايثار و شهادت اهميت دارند مي‌توان از ساختارهاي « دور– نزديك» و نيز « ممنوع- مجاز » نام برد که ‌در برابر موج ساخت شكني انقلاب ارتباطات متزلزل مي گردند.
در خصوص‌راه‌كارهاي مقابله با چالش‌های احتمالی جهاني‌شدن در حوزه‌ي تربيت ديني فرهنگ ايثار و شهادت می‌توان از راهکارهایی چون؛ كاربرد اصل تعقل و پرهيز از سطحي نگري در قالب ايثار و شهادت، توجه به ارزش‌هاي عميق انساني در قالب ايثار و شهادت، مؤلفه تقواي حضور در قالب ايثار و شهادت، سنجش و بررسي درست امور، گزينش و طرد منطقي و نه احساسي آن‌ها در قالب ايثار و شهادت و بهره گيري از عنصر زيبايي شناختي در قالب ايثار و شهادت یاد کرد.

 
منابع و مآخذ
-  اسماعیل یصحانی، سعید(1381) جهانی سازی و استراتژی مقاومت، فصلنامه کتاب نقد، شماره 24و25، پاییز و زمستان.
- انوري، حسن(1381)، فرهنگ بزرگ سخن(جلد اول)، تهران: سخن، ص‌675.
- انوري، حسن(1381)، فرهنگ بزرگ سخن(جلد پنجم)، تهران: سخن، ص‌4627.
- باقری، خسرو(1379)، تربیت دینی در برابر چالش قرن بیست و یکم؛ تربیت اسلامی(کتاب سوم)، مرکزمطالعات تربیت اسلامی وابسته به معاونت پرورشی آموزش و پرورش.
- باقری، خسرو(138.)، چیستی تربیت دینی، تهران، انتشارات تربیت اسلامی.
-  براند، واتسن(1379)، تدریس موثر تربیت دینی، ترجمه‌ي محسن بهرام پور.
- بهکیش، محمد مهدی(138.)، اقتصاد ایران در بستر جهانی‌شدن، تهران، نشرنی.
- پترسون، مایکل، و دیگران(1377)، عقل و اعتقاد دینی، ترجمه‌ي احمد نراقی و ابراهیم سلطانی، تهران، انتشارات طرح نو.
- خسروی، محبوبه، زهرا، ابراهیمی(1382)، فناوری آموزشی و جهانی‌شدن، مجموعه مقالات همایش جهانی‌شدن(بیم ها وامیدها)انتشارت حدیث امروز.
- رابرتسون، دونالد(138.)، جهانی‌شدن، ترجمه‌ي کمال پولادی، تهران، نشرثالث.
-  رجائی، فرهنگ(1381)، پدیده‌ي جهانی‌شدن(وضعیت بشری وتمدن اطلاعاتی)، ترجمه عبدالحسین آذرنگ، تهران، نشرآگاه.
-  رضاپور، محمد(1385)، هنر مي‌تواند ايثار را براي نسلها پايدار كند. روزنامه رسالت شماره 5972- چهارم مهر ماه.
- زارعان، محمد جواد(1379)، تربيت ديني، تربيت ليبرال، مجله معرفت، شماره 33.
- سادات، محمد علی(138.)، اخلاق اسلامی، تهران، انتشارات سمت.
-  سجادي، عبدالقيوم(1382)، استراتژي كلان جامعه ديني در برخورد با جهاني‌شدن، نشريه‌ي پگاه، شماره47.
- شاه سنايي، محمدرضا(1381)، تبيين و ارزيابي تكثر گرايي فرهنگي و تاثير آن بر تربيت اخلاقي و مذهبي، پايان نامه كارشناسي ارشد، دانشگاه تربيت مدرس.
- شريعتي، علي(1375)، شهادت، انجمن اسلامي، تهران.
- شمشیری، بابک(1384)، تبیین امکان جهانی‌شدن ورویکردوتربیت دینی متناسب با آن ازمنظرمدرنیسم پست مدرنیسم وعرفان اسلامی، مجموعه مقالات اولين همایش ملی جهانی‌شدن وتعلیم وتربیت، معاونت پرورشي آموزش و پرورش.
- عالی، مرضیه(1381)، تبیین فرصت‌ها و چالش‌های جهانی‌شدن برای آموزش و پرورش ایران، پایان نامه کارشناسی ارشد دانشگاه تربیت مدرس.
- عطاران، محمد(1383)، جهاني‌شدن و تاثير آن بر اهداف تعليم و تربيت، مجموعه مقالات اولين همايش ملي جهاني‌شدن و تعليم و تربيت، دانشگاه تهران، انتشارات امور خارجه.
- قدرتي، زهرا(1385)، مصاحبه با خانم قدرتي پيرامون فرهنگ ايثار، خبرنامه فرهنگ ايثار و شهادت:اول مهر.
- كاستلز، امانوئل(138.)، عصر اطلاعات، ترجمه حسين چاووشيان، جلد دوم، تهران، انتشارات طرح نو.
- گل محمدی، احمد(1381)، جهانی‌شدن، فرهنگ، هویت، تهران، نشرنی.
- مطهري، مرتضي(138.)، ‌انسان كامل، تهران، صدرا.
- مهرمحمدی، محمود، صمدی، پروین(1382)، بازنگری درالگوی آموزش دینی جوانان و نوجوانان دردوره‌ي تحصیلی متوسط، فصلنامه نوآوریهای آموزشی، شماره3.
- نقیب زاده، میر عبدالحسین(1381)، نگاهی به فلسفه‌ي آموزش و پرورش، تهران، انتشارات طهوری.
- ولایتی، علی اکبر(1381)، ارتباطات و جهانی‌شدن، نشریه قدس، 4/8/1381.
-    Allbrow,M(1996)The global Age: polity press.
-    Giddens,A and Hutton,W. (ed)(2..1)on the edge. Living with Global capitalism، london، p. 64
-    Harvy,D(1989)the condition of postmodernity. oxford:
-    Smith,M. k(2..2)globalization and incorporation of education. www. Infed org/biblio/Globalization. Htm1
-    waters، M. (1995)globalization. london، Routledge، p. 2
-  woodbarry، D(2..1)the globalization question Eurpe، Dee available on:www. wacsf. org/library/readings/bib/asilomar.. htm1


[1] - globalization                                                                                                                                          
[2] - Macluhan
[3] - Smith
[4] - Perraton
[5] - Allbrow
[6] - Waters
[7] - Scholte
[8] - Religious education
[9] - Moral education
[10] - Indoctrination
[11] - Authority


پنج شنبه 30 دی 1389  9:39 PM
تشکرات از این پست
bardia_m
bardia_m
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : آذر 1389 
تعداد پست ها : 6374

پاسخ به:مقالات تخصصي ايثار و شهادت

عنوان : تبيين راه كارهاي ترويج فرهنگ ايثار و شهادت در بين كودكان
كلمات كليدي : راه كار، فرهنگ ايثار و شهادت، كودكان
نويسنده :  مهدي محمودي ,  مهدي سبحاني نژاد
موضوعات مقالات :ايثار و شهادت
چكيده
ايثار و شهادت به عنوان والاترين ارزش هاي انساني در دين مبين اسلام مد نظر بوده و همواره بر آن تاكيد شده است. اين مفاهيم ژرف در طول تاريخ همواره سرنوشت بشر را تعيين كرده و او را از نابودي معنوي نجات داده است. در فرهنگ اسلامي ما توجه به اين مفاهيم همواره رايج بوده و پس از انقلاب اسلامي و در هشت سال دفاع مقدس به اوج خود رسيد. اهميت والاي اين امر، لزوم توجه به آن را در جامعه امروز كه با مفاهيمي چون جهاني شدن و در هم آميختن فرهنگ ها و حتي تهاجم فرهنگي همراه است، نشان مي دهد. در اين بين كودكان به عنوان آينده سازان فرداي بشر، نيازمند آشنايي با اين مفاهيم و حتي ميل به تحقق آن در جهت ساختن جامعه اي آزاد و اسلامي اند. تحقيق حاضر با هدف بررسي روش هاي ترويج فرهنگ ايثار و شهادت بين كودكان انجام گرفته است. روش پژوهش از نوع توصيفي، تحليلي است و جامعه آماري كليه كتب، مقالات و متون مربوط با موضوع بوده است. يافته هاي پژوهش حاكي از آن است كه روش هاي ترويج فرهنگ ايثار و شهادت به كودكان عموما بر روش اسوه سازي و الگو برداري، روش آسان سازي، روش مشاهده و روش داستان گويي استوار است.

مقدمه
شهادت، مرگي است كه شخص مؤمن، آگاهانه و با اختيار و به خاطر اهدافي كه از منظر دين، مقدس شمرده شده، آن را بر مي‎گزيند و قرآن كريم از آن به معناي «قتل في سبيل الله» ياد كرده است.
اسلام با طرح شهادت نه تنها تحول نويني در مسأله ي مرگ ايجاد كرد، كه از او به عنوان حيات جاويد و زندگي راستين نام برد و در حقيقت شهادت را تولدي دوباره دانست. وقتي كه انسان ها شهادت را يك ارزش و شهادت خواهي را به عنوان والاترين آرمان خود برگزيدند و انتخاب كردند و در جستجوي آن، حجاب ها و موانع را در هم شكستند، بارزترين خصلتي كه در مسلمانان مجاهد متجلي مي شود، بت شكني است. شهادت جهاد رنگين و سرخ رنگ است و رنگ خون دارد، خوني كه به پيشگاه مقدس الهي تقديم مي شود. شهادت قرباني كردن در راه حق است. شهادت وقتي است كه هدف، حق باشد و آرمان خدا باشد.
خداوند در قرآن كريم بارها به اين مفهوم والا اشاره نموده و در مورد شهيدان چنين مي فرمايد:« آنان كه در راه خدا كشته مي شوند مردگان مپنداريد آنان زندگانند و نزد خداي خويش روزي مي خورند. »(ال عمران، 169)
در ترويج فرهنگ شهادت نيز در قرآن كريم آمده است. « اگر شما در راه خدا كشته شويد يا بميريد هر آينه مغفرت و رحمت خدا براي شما خواهد بود(و رحمت و مغفرت خدا براي شما بهتر است) از آنچه را كه در دنيا براي خود اندوخته ايد. »(آل عمران، 157)
«به كشته شدگان در راه خدا، مرده نگوييد چرا كه زنده اند، لكن شما درك نمي كنيد»(بقره، 154)
شهادت مقام و منزلتي است كه علي(ع) آن را پايان دادن به فروغ درخشان زندگي در كمال هوشياري و آزادي براي رسيدن به هدفي كه آن هدف والاتر و بهتر از زندگي طبيعي دنيا است مي داند. شهادت عبارت است از سوختن و شعله ور شدن در آتش عشق الهي براي ايجاد زمينه ي حكومت عدل اسلامي در جهان تا سعادت و خوشبختي جامعه در راه رسيدن به آن فراهم شود.
امام علي(ع) در نامه اي به مالك اشتر مي فرمايد:« خداوند پايان زندگي من و تو را به سعادت و شهادت قرار دهد زيرا بازگشت همه ي ما به سوي اوست و چه بهتر كه بازگشت مان با شهادت در راه خدا توام شود. (نهج البلاغه، قسمت نامه ها، نامه 52)
مولاي متقيان در فرازي ديگر، شهادت را گرامي ترين مرگ ها معرفي مي نمايد:«همانا گرامي ترين مرگ ها كشته شدن در راه خداست. سوگند به آن كه جان پسر ابوطالب در دست اوست هزار ضربت شمشير بر من آسان تر از مرگ در بستر راحت، و در مخالفت با خداست». (نهج البلاغه، خطبه 122)
فرهنگ شهادت طلبي با توجه به شمولي كه در معناي واژه فرهنگ نهفته است، حالت استيلا، فراگيري و نهادينه شدن اشتياق به شهادت در راه خدا، در جامعه ي اسلامي است. چنانچه فرهنگ نماز تا حدودي چنين شمولي دارد). ذبيح، 138.)
كلمات شهيد و ايثار كلماتي كه در همه ي عرف ها، توأم با قداست و عظمت بدان نگريسته شده است(دهخدا، 1352)
ايثار به معناي بذل، گذشت كردن از حق خود براي ديگران، نفع ديگري يا ديگران را بر خود ترجيح دادن است. (انوري، 1381)همچنين به معناي غرض ديگران را بر خود مقدم داشتن، برگزيدن و منفعت غير را بر خود مقدم داشتن و اين كمال درجه سخاوت است به كار رفته است. (دهخدا، 1352)
خير انديش(1382) در پژوهشي تحت عنوان« شهادت و شهيد در عرفان اسلامي» به تبيين مفهوم شهادت در اسلام و آيات و روايات و از ديدگاه ائمه ي اطهار و ديدگاه چندتن از عارفان پرداخته است.
هم چنين در پژوهشي ديگر رجبعلي(1385) تحت عنوان ابعاد عملي و نظري ترويج فرهنگ ايثار و شهادت و نقش آن در پيش گيري از جام نشان دادكه فرهنگ ايثار با كاركردهايي كه در جامعه دارد مي تواند از بسياري از جرم ها پيش گيري نمايد.
رحيمي(1383) در پژوهشي تحت عنوان «تعليم و تربيت در نهضت حسيني» به بررسي نظرات و ديدگاه حضرت سيدالشهدا(ع) در باب تعليم و تربيت و شناسايي هر چه بيش تر ماهيت قيام امام حسين(ع) و معرفي الگوي وارسته و شايسته در امر تعليم و تربيت به نسل نوپاي جامعه و هم چنين اين كه چهارده معصوم(ع) نوري هستند جهت هدايت بشر به قله ي سعادت و در اين راه از هيچ كوششي دريغ نكرده اند، حتي در ميادين جنگ، و حتي در سخت ترين شرايط اقدام به هدايت افراد به سمت حق نموده اند، وجود نازنين حضرت سيدالشهدا(ع) سراسر زندگيشان از تولد تا شهادت و تا قيام و قيامت حاوي نكات ارزنده ي تعليم و تربيت است. و راه گشاي رهروانش خواهد بود، پرداخته است.
فرهنگ ايثار و شهادت به عنوان مجموعه آگاهي ها و باورها و آداب و اعتقادات و اعمالي كه موجب وصول انسان به عالي ترين درجه ي كمال، مي شود. در نظام تربيتي اسلامي از مهم ترين و بارزترين ويژگي هاي اين مكتب به شمار مي رود. فرهنگ ايثار و شهادت در دامن خود انسان هايي برخوردار از روحي بزرگ، منشي عظيم كه با زهد گرايي و عدم وابستگي به دنيا هم راهند را بار آورده است. ايثار از يك سو بالاترين مراتب احسان است و از سوي ديگر، بهترين زمينه ي روحي، عاطفي، و هم دردي و هم دلي براي اقامه ي عدل و گسترش عدالت است. اين مفاهيم به لحاظ تاثيري كه در فرهنگ جامعه دارند از لحاظ تربيتي داراي ارزش و جايگاه رفيعي هستند. اهميت اين امر لزوم ترويج فرهنگ و ترويج اين مفاهيم را در بين كودكان و نوجوانان و به طور كلي در بين افراد جامعه سبب مي شود.
با توجه به مطالب فوق، مسأله ي اساسي پژوهش حاضر، تبيين راه كار هاي ترويج فرهنگ ايثار و شهادت بين كودكان بوده است. در اين راستا ضمن بررسي منابع و مراجع مختلف ابتدا، ابعاد فرهنگ ايثار و شهادت بررسي و سپس راه كارهايي در ترويج فرهنگ فوق به بحث گذارده شده است.
در پژوهش دو سؤال اصلي ذيل طرح و مورد بررسي واقع شده است:
1-روش هاي ترويج فرهنگ ايثار به كودكان چه مي باشد؟
2-راه كارهاي ترويج فرهنگ مفهوم شهادت در بين كودكان چه مي باشند؟
روش
روش پژوهش
پژوهش حاضر به دنبال تبيين راه كار هاي ترويج فرهنگ ايثار و شهادت بين كودكان بوده و با عنايت به عنوان و سؤال هاي مطروحه، پژوهش به شيوه ي توصيفي و از نوع تحليل اسنادي انجام شده است.
جامعه و نمونه پژوهش
با توجه به روش پژوهش، جامعه ي آماري پژوهش، شامل منابع مرتبط با موضوع مورد بررسي مي باشد. از آنجا كه در پژوهش حاضر منابع و مراجع موجود فيش برداري و در راستاي هدف پژوهش مورد استفاده قرار گرفته است، نمونه گيري انجام نشده و كليه ي منابع و مراجع در دسترس مذكور مورد بررسي و تحليل واقع شده است
ابزار گرد آوري داده ها
به معناي خاص پژوهش هاي ميداني، ابزاري در پژوهش استفاده نخواهد شد، ولي در اين ارتباط از فرم هاي فيش برداري به منظور گردآوري نتايج مطالعات مرتبط استفاده شده است.
شيوه ي تحليل داده ها
از آنجا كه داده هاي به دست آمده كيفي است، بنابراين از تحليل هاي كيفي به منظور تحليل و جمع بندي آن ها استفاده شده است.
تحليل يافته هاي پژوهش
در اين جا نتايج بررسي سؤال هاي پژوهش ارائه خواهد شد:
1- بررسي سؤال اول پژوهش
اولين سؤال اصلي پژوهش حاضر عبارت بود از اين كه؛ روشي هاي ترويج فرهنگ ايثار به كودكان چه مي باشد؟
در پاسخ به سؤال يك پژوهش بايد گفت كه ايثار به عنوان يكي از ارزش هاي والاي انساني است كه در دين اسلام نيز بر آن تاكيد فراوان شده است. ايثار در لغت به معناي بذل كردن و ديگران را بر خود ترجيح دادن است. از پيامبر اكرم(ص) سؤال كردند چه كسي نزد خداوند محبوب تر است. پيامبر اكرم در جواب فرمودند:« آن كه نفعش به انسان ها بيش تر رسد». (كافي، ج 7)اهميت اين امر بر هيچ كس پوشيده نيست و ايثار به عنوان ارزشي اجتماعي مي تواند در جلوگيري از انحرافات و ارتقاي فرهنگ عمومي جامعه، نقشي كليدي را داشته باشد. بر اين اساس و با توجه به اهميت اين امر لازم مي نمايد تا در پرداختن به اين امر مهم اهتمام لازم صورت گيرد و يكي از راه كارهاي آن ترويج فرهنگ ايثار به كودكان است تا در فرداي جامعه آثار اين مهم را در جامعه مشاهده كنيم.
در ترويج فرهنگ ايثار به صورت رسمي آن كه بر عهده مدارس است مي توان در دو بعد ترويج فرهنگي و پرورشي اقداماتي را انجام داد.
الف: بعد ترويج فرهنگي
1- شناساندن مفهوم، اهميت و نقش ايثار در زندگي آدمي
2-آشنايي با مصاديق عيني و عملي ايثار در زندگي ائمه، مشاهير و بزرگان تاريخي
3- آشنايي با سازمان هاي داوطلبانه به ويژه سازمان هاي موفق ويژه ي نوجوانان و جوانان
ب: در بعد پرورشي
ايجاد انجمن ها، تشكل ها و تيم هاي خود جوش دانش آموزي در عرصه هاي مختلف فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي مي باشد. (مجموعه مقالات فرهنگ ايثار و شهادت، ص 92)
در حيطه ي كلي و درخصوص ترويج فرهنگ ايثار به كودكان از روش هاي تربيتي كه در زير ذكر مي گردد استفاده نمود:
در دوره ي كودكي كه كودك در اين دوره وارد مرحله جديدي از رشد عقلي(ذهني) مي‏شود و پياژه آن را مرحله «عمليات عيني» ناميده است. «اين دوره، به اين دليل عمليات عيني خوانده مي‏شود كه با وجود رشد استعدادهاي ذهني و عقلي در كودك، هنوز عمليات ذهني وابستگي به جهان خارج دارد و حل مسايل در گرو ارتباط مستقيم و عيني است. »(بي‏ريا و ديگران، 1375) از نظر پياژه، كودك در اين مرحله داراي احساسات و عواطف قوي است و از اين حيث مانند بزرگ سالان است اما از لحاظ فكري قابليت درك مطالب و مفاهيم انتزاعي را ندارد. به همين دليل بهترين روش براي ترويج فرهنگ در اين دوره روش الگو پذيري و يا اسوه سازي بر اي كودك است. تجربيات شخصي و رفتار كودكان و نوجوانان حاكي از الگو پذيري انسان است. مي توان ادعا نمود كه نمودار آموزه ها و شكل گيري شخصيت انسان ها بيش تر از آن كه متأثر از گفتار مربيان باشد، متأثر از رفتار الگوهاست كه برگشت به تقليد آگاهانه و گاهي نا آگاهانه مي كند. الگو پردازي و الگوپذيري يك روند آرام و تبليغ غير مستقيم است.
اسلام بيش از ساير روش هاي تربيتي به آن تاكيد نموده و پايه ي هدايتي خود را بر اين اساس استوار ساخته است. لذا در جهت معرفي الگوهاي مطمئن، تنوع الگوها وبرحذر داشتن از پيروي الگوهاي شيطاني اهتمام ويژه دارد. حضرت امام محمد باقر(ع) به ابوحمزه بدين منظور فرمودند: انسان ها اگر چند فرسخ از وطن خود دور شوند، راهنما انتخاب مي كنند، در حالي كه راه آسمان دورتر و مهمتر از راه زمين است، لذا بايد در امور خود راهنما انتخاب نمائيد(. كافي ج 1)
كودك با تقليد از رفتار بزرگترها بيش ترين تاثير را از آن ها مي پذيرد و از اين طريق مي توان وي را با گذشت و چشم پوشي از خواسته هاي خود در مقابل كودك ترويج فرهنگ دهيم. ايثار مفهوم كلي و با اهميت در تعليمات ديني و آموزه اي مذهبي دين اسلام است و جزء صفات و ارزش هايي است كه همواره مورد احترام براي نوع بشريت است. ايثار را از طريق عمل كردن و گذشت مي توان ترويج فرهنگ داد.
2- بررسي سؤال دوم پژوهش
دومين سؤال اصلي پژوهش حاضر عبارت بود از اين كه؛ راه كارهاي ترويج فرهنگ مفهوم شهادت در بين كودكان چه مي باشند؟
براي ترويج مفهوم شهادت در بين كودكان بايد با زبان كودكانه سخن گفت و براي بيان اين مفهوم مي توان از روش هايي چون سهولت و آسان سازي اين مفهوم استفاده نمود در آموزش مفهوم شهادت به كودكان، بايد توان شناختي، عاطفي و انگيزشي كودكان را در نظر گرفت و از زياده‏روي و سخت‏گيري در روند آموزشي پرهيز شود، زيرا هدف از آموزش اين مفهوم، برانگيختن شوق و رغبت كودكان به يادگيري آموزه‏هاي شهادت و از خود گذشتگي است و نه صرفا انتقال اين مفهوم در حد يك ايده آل و مفهوم كلي، از اين‏رو، پيامبر اكرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آله همواره اين سخن را تكرار نموده‏اند كه «آموزش دهيد و آسان بگيريد و سخت‏گيري نكنيد»(ري‏شهري، 1376) براين اساس و با تاكيدات دين اسلام در آموزش مي توانيم به طور كلي مفاهيم ديني و به صورت خاص مفهوم شهادت و فرهنگ شهادت را از طريق سهولت و آسان گيري بركودكان در ميان آن ها ترويج دهيم. به طور كلي ساده سازي و آسان سازي در امر آموزش به يادگيري بهتر منجر مي شود.
هم چنين از طريق داستان گويي نيز مي توان اين مفهوم را در بين كودكان ترويج و گسترش داد. داستان يكي از مناسب‏ترين روش‏هاي آموزش مفاهيم ديني به كودكان است؛ زيرا كودكان شيفته ي شنيدن قصّه و خواندن داستان مي‏باشند و اين سبب مي‏شود تا بخش عمده ي تعليم و تربيت ديني كودكان از اين راه انجام پذيرد. هرچه استفاده از داستان هاي مناسب بيش‏تر باشد، تأثير اين آموزش و رسيدن به هدف‏هاي مورد نظر آن، ساده‏تر و سريع‏تر صورت مي‏گيرد. در اهميّت اين روش و بهره‏گيري از آن، همين بس كه در قرآن كريم و تعاليم انبياي الهي و كتاب‏هاي آسماني هم اين روش مؤثر، يعني زبان داستان و قصّه براي آموزش، هدايت، القاي مفاهيم و پيام‏هاي ديني مورد توجّه قرار گرفته است. قرآن كريم بسياري از مفاهيم، حقايق و آموزه‏هاي ديني را در قالب بهترين قصّه‏ها، به زباني ساده، جذّاب و قابل فهم براي مردم بيان نموده است. مثلا در داستان حضرت ابراهيم عليه‏السلام اثبات توحيد و يگانگي خداوند و در داستان عُزَير كيفيت معاد بيان گرديد است بدين ترتيب مي توان ازاين روش نيز در بيان و ترويج مفهوم شهادت در بين كودكان استفاده نمود.
روش ديگري كه از طريق آن مي توانيم اين مفهوم را به كودكان بياموزيم روش نمايشي است اين روش كه به عنوان يكي از روش هاي تدريس نيز مورد استفاده دارد، ميتواند به نحو مطلوبي گذشت و فداكاري را در بين كودكان رواج دهد. منظور از نمايش، مجسّم كردن و به صورت مشهود و محسوس درآوردن پيام‏ها و آموزه‏هاست. روش نمايشي يكي از روش‏هاي آموزشي است كه داراي تأثير فوق‏العاده‏اي مي‏باشد و از راه آن مي‏توان آموزه‏هاي ديني را در قالب‏هاي قابل مشاهده و به گونه‏اي روشن، آسان و محسوس به كودكان آموزش داد. نمايشي كردن مفاهيم عقلي و انتزاعي، به ويژه براي كودكان با توجه به غلبه برخورد حسّي آنان، موجب مي‏شود كه اين‏گونه مطالب بهتر درك شود و يادگيري عميق‏تري صورت پذيرد؛ معمولا كودكان، خاطرات نمايشي را كه در كودكي ديده‏اند، به شكل آگاهانه يا ناآگاهانه، تا آخر عمر در حافظه خود حفظ و نگهداري مي‏كنند. اين روش به دليل ارتباط عاطفي و تمركز زياد حواس(شعباني، 1382) مي تواند در يادگيري اين مفهوم به كودكان كمك نمايد. و از آن‏جا كه قصه و داستان آموزه‏ها و حقايق آموزشي را به طور غير مستقيم بيان مي‏دارد، از نظر روان‏شناسي تربيتي نيز يكي از مهم‏ترين و مؤثرترين روش‏هاي آموزشي به حساب مي‏آيد.
بحث و نتيجه گيري
آنچه امروز بيش از هر چيز نيازمند آن هستيم انگيزه هاي ايثارگرانه ي مستمر، مداوم، آگاهانه، هدف مند و رشد يافته است. در واقع آدمي جز با رشد انگيزه، پروردن، تقويت آن و نيز آموختن ، مشاهده و لذت بردن از پيامدهاي آن نمي تواند به مرحله ايثار گري برسد. چنانكه امام علي(ع) مي فرمايد:« ايثار نهايت نيكويي است و برترين همه نيكي ها ». در اين بين نهاد خانواده به عنوان مهمترين بخش تربيتي كه با كودكان سر و كار دارد بايد انگيزه هاي ايثار گرانه را با روش هاي ارشادي و تربيتي در كودكان ترويج دهد. خانواده موظف است بذرهاي نيك انديشي را در ضمير پاك كودكان جستجو كند و با كردار و گفتار نيك بپروراند. مهم ترين اقدامات والدين در اين مسير مي تواند هدايت رشد اجتماعي كودكان در تعامل مستقيم آنان با ديگران و مشاهده تعاملات خانواده باشد. والدين بايد مفهوم حقوق و انتظارات متقابل و نوع دوستي را به فرزند خود بياموزند و خود نيز به عنوان الگوي عيني فرزند رفتار ايثارگرانه داشته باشند و با چشم پوشي از خواسته هاي خويش اين امر را به صورت عملي به كودكان بياموزند.
به طور كلي روش ها و راه كارهايي را كه مي توان در آموزش و ترويج مفهوم ايثار و شهادت به كودكان از آن استفاده نمود با عناوين روش هاي مستقيم و غير مستقيم مطرح مي شود و استفاده از روش هاي غير مستقيم بسيار مفيد تر از روش مستقيم است زيرا در روش مستقيم تذكرات زياد و متوالي سبب لجاجت و مقاومت منفي و بيان ايرادات و نصيحت ها، احساسات كودكان را جريحه دار مي كند و روش الگويي وروش استفاده از مثال و قصه گويي و نمايش از جمله روش هايي غير مستقيم است. براي آموزش و ترويج ايثار و شهادت به كودكان، اولين چيزي كه بايد مد نظر داشت و درباره آن آگاهي پيدا كرد شناخت روحيات و مراحل رشد ويژگي هاي كودكان است بايد توجه داشت كه وجود گرايش ديني در كودكان انكار ناپذير است، آن ها سرشت خداجوي دارند و مفاهيم اساسي دين اسلام نيز اموري است كه با سرشت كودك سازگاري دارد و اكتسابي نيست؛ وظيفه تعليم و تربيت شكوفا كردن اين گرايش هاي فطري است. علاوه بر تمايلات فطري، بايد به تفاوت هاي فردي نيز توجه داشت، برخي از كودكان مطلب را سريعتر و برخي كند تر ياد مي گيرند. سطح فكر كودكان نيز مختلف است، برخي در پاسخ به سؤالي به تفكر شهودي بر مي گردند و برخي در سطح عمليات عيني قرار دارند.

منابع و مآخذ
- قرآن كريم.
- انوري، حسن. (1381). فرهنگ بزرگ سخن(جلد اول)، تهران: سخن.
- بي‏ريا، ناصر و ديگران،. (1375). ، روان‏شناسي رشد(2)، چ اول، تهران:سمت.
- خير انديش، مهدي(1382). شهادت و شهيد در عرفان اسلامي، پايان نامه ي دكتري، دانشگاه شيراز.
- دبير خانه شوراي هماهنگي و نظارت بر امر ترويج فرهنگ ايثار و شهادت. (1384). مجموعه مقالات و سخنراني ها هم انديشي فرهنگ ايثار و شهادت، تهران:انتشارات نقش گستر.
- دهخدا، علي اكبر، لغتنامه(جلد هفدهم)، تهران: دانشگاه تهران، 1352.
- ذبيح، عليرضا. (138.). تأثير وجود فرهنگ شهادت طلبي در حفظ دين و ارزش هاي ديني، پايان نامه كارشناسي ارشد معارف اسلامي، تابستان 138..
- رجبعلي، اسلام. (1385). بررسي ابعاد عملي و نظري ترويج فرهنگ ايثار و شهادت و نقش آن در پيش گيري از جرم، پايان نامه ي كارشناسي ارشد. دانشگاه قم.
- رحيمي، محمود. (1383). تعليم و تربيت در نهضت حسيني(ع)، پ‍اي‍ان ن‍ام‍ه ي كارشناسي ارشد، دانشگاه آزاد اسلامي(تهران مركزي).
- شعباني حسن. (1382). مهارت هاي آموزشي و پرورشي، تهران:انتشارات سمت.
- ك‍ل‍ي‍ن‍ي ، م‍ح‍م‍دب‍ن ي‍ع‍ق‍وب ، صول كافي، ج 1،
- محمد محمدي ري‏شهري. (1376). ، العلم والحكمه في الكتاب والسنه، قم، دارالحديث، حديث 1311.
- نهج البلاغه.


پنج شنبه 30 دی 1389  9:39 PM
تشکرات از این پست
bardia_m
bardia_m
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : آذر 1389 
تعداد پست ها : 6374

پاسخ به:مقالات تخصصي ايثار و شهادت

عنوان : تحليل محتواي برنامه ي در سي دوره ي راهنمايي و ميزان توجه آن به ايثارو جهاد و شهادت
كلمات كليدي : تحليل محتوا، برنامه درسي، دوره ي راهنمايي، ايثار و شهادت
نويسنده :  سيروس منصوري بككي
موضوعات مقالات :ايثار و شهادت
<>

چکیده
ایثار و شهادت یکی از زیبا ترین جلوه‌های از خود گذشتگی، دیگرخواهی و مجاهده‌ي در راه خداست. بدون شک ایثار و شهادت یکی از ویژگی‌های انسان های مخلص‌است که فی سبیل الله دل به دریا زده تا از این طریق آرامش زندگی دیگران را تامین کنند. ایثار و شهادت چیزی جز دفاع و مقاومت با شور و اشتیاق برای رسیدن به قرب الهی در برابر غاصبان و زیاده خواهان نیست.
در این نوشتار سعی بر این شد تا از روش تحلیل محتوا با محدود سازی آن از جنبه‌ی کمیت نگری، برنامه‌های درسی دوره‌ی راهنمائی را با توجه به میزان توجه آن به ایثار و شهادت مورد توجه قرار گیرد. در مورد نمونه‌های مورد بررسی، این نکته لازم به یاد آوری است که کتاب هایی مورد بررسی قرار گرفته، که صبغه‌ی ارزشی داشته، و متونی که از صبغه ی ارزشی ضعیفی بر خورداربوده‌اند، تحلیل نشده اند. نتایج این تحقیق نشان داد که مقوله ی ایثار و شهادت در بعضی متون به نسبت خوب و در بعضی متون نیزبه ندرت به آن توجه شده است.

مقدمه
در تمام کشورها با توجه به آرمان‌ها و ارزش‌ها، برنامه‌های درسی خود را جهت‌دهی می‌کنند. دوره‌ی راهنمایی با توجه به قرار داشتن دانش‌آموزان در مرحله‌ی حساسی از زندگی، به نام نوجوانی، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است(صافی، 1381) بنابراین تاکید بر اموری که در جهت اهداف نظام آموزشی است از ارزش و اهمیت والایی برخوردار است. یکی از ویژگی‌های این دوره، این است که نوجوانان در این دوره سعی می‌کنند هر چیزی را از نو ارزیابی کنند و بتدریج در جهت تشخص‌طلبی اخلاقی گام برداند. آنان مایلند که در باره ی معنی حیات، به اعتقادی مستحکم برسند ازاین‌رو به فلسفه‌ی زندگی قانع کننده ای نیاز دارند. مسايل مذهبی، سیاسی و اجتماعی فکر نوجوانان را به خود مشغول می‌کند، ازاین‌رو نقش دست اندر کاران آموزش و پرورش نوجوانان- به‌ویژه معلمان دینی- در دوره‌ی راهنمایی تحصیلی در رشد اخلاقی و اعتقادات نوجوانان این دوره مهم است(صافی، 1381) و ایثار و شهادت یکی از مسايل مهمی است که با مذهب، سیاست و اجتماع ارتباط می‌یابد. از طرف دیگر برنامه‌های درسی یکی از اصلی‌ترین روش‌هایی است که از طریق آن دولت ها می‌توانند دانش‌آموزان را چنان که خود می خواهند پرورش دهند. با توجه به این که یکی از آرمان‌های نظام جمهوری اسلامی پرورش شهروندانی است که با جان و دل در راه میهن وعقیده، جان فشانی کنند ترویج و نحوه ی پرداختن به فرهنگ ایثار و شهادت در برنامه‌های درسی به‌خصوص‌دوره‌ی راهنمایی که از اهمیت بسزایی برخوردار است مورد توجه قرار می‌گیرد.
بیان و اهمیت مسأله
ایثار در لغت به معنی بذل، گذشت کردن از حق خود برای دیگران، نفع دیگری یا دیگران را به خود ترجیح دادن آمده است و نیز به معنای غرض دیگران را به خود مقدم داشتن، برگزیدن و منفعت غیر را بر خود مقدم داشتن است. شهادت در لغت به معنای گواهی دادن، کشته شدن در راه خدا، شهید گردیدن وشهید شدن است(دهخدا، 1374). اما در معنای مفهومی نیز ایثار فرق زیادی با ایثار در معنای لغوی ندارد ولی در این نوشتار مفهوم ایثار بیش‌تر برای جان فشانی کردن در جبهه و جنگ علیه دشمن برای پاسداری کردن ازعقیده می‌باشد. شهادت یعنی مرگی از راه کشته شدن است که شهید آگاهانه و به خاطر هدفی مقدس و به تعبیر قرآن فی سبیل الله انتخاب می‌کند. بنا بر این هر مرگی نمی‌تواند شهادت باشد و باید با کشته شدن و به‌علاوه هم آگاهانه و هم فی سبیل الله باشد(موسایی، 1369) به‌عبارت دیگر، در فرهنگ ما شهادت مرگی نیست که دشمن ما بر مجاهد تحمیل کند، شهادت مرگ دل‌بخواهی است که مجاهد با همه‌ی آگاهی و همه‌ی شعور و منطق و بیداری و بینایی خویش، خود انتخاب می‌کند(شریعتی، 135.). در سطور بالا معنای شهادت و ایثار به اختصار توضیح داده شد. اما مسله‌ی اصلی این است که تا چه اندازه این موضوع اهمیت دارد. در کشور ما یکی از اصلی ترین هدف‌های آموزش و پرورش تربیت شهروندانی است که با جان و دل از میهن و عقیده ی خود پاسداری و جان فشانی کنند، که این مهم از راه توجه به ترویج فرهنگ ایثار و شهادت محقق می‌شود. ایثار در فرهنگ اجتماعی، سیاسی و اقتصادی اسلام به‌عنوان اوج وارستگی مومن و نشانه ی بارز پیوستگی به خدا و مکتب تلقی می‌شود، (صالحی و اکبر پور زنگلانی، 1386). در هر جامعه ای یک سری ارزش‌ها و آرمان‌ها برای آن جامعه قابل تصور است که فلسفه‌ی اجتماعی آن جامعه را شکل می‌دهد. فلسفه‌ی اجتماعی حاکم بر نظام اجتماعی ایران مکتب اسلام است. درمکتب اسلام و به تبع آن افراد و نهاد ها ی مختلف اجتماعی که متاثر از آن می‌باشند، ایثار و شهادت از جایگاهی خاص‌بر خوردار است(همان منبع). نهاد آموزش و پرورش وبه تبع آن دفتر تالیف و کتب درسی نیز، با توجه به فلسفه‌ی اجتماعی حاکم که مکتب اسلام است، عمل می‌کند. از طرف دیگر اهمیت این قضیه یعنی ترویج ایثار وشهادت ولزوم توجه آن درکتب درسی از ان جا نشات می‌گیرد که انسان برای دفاع از خود باید همیشه آماده باشد و برای این کار از بذل جان و مال خود دریغ ننماید.. نکته‌ی دیگر این‌که نگرش‌ها باید نسبت به معنای ایثار و شهادت، به معنی ترویج جنگ و کشتار تلقی نگردد، بلکه به معنای دفاع از خود در برابر دشمن با تفکری آگاهانه باشد. چنان چه قرآن کریم می فرماید:((قاتلوا فی سبیل الله الذین یقاتلونکم. بقره/19.))با آنان که با شما می جنگند بجنگید. به اعتقاد شجاع احمدی یکی از اشتباهات رایج در فهم ایثار و شهادت و یا حتی جهاد، چینش نا صحیح جنگ و خون ریزی با این مفاهیم است. امروزه بعضی بر این اشتباه پافشاری می‌کنند و تمام معنی ژرف ایثار و شهادت و شهید و جهاد را در جنگ با دشمن و ماموریت های نظامی خلاصه می‌کنند در حالی که چنین نیست بلکه ایثار و شهادت چیزی فراتر از کشته شدن است(شجاع احمدی، 1386)و چنان چه قران کریم می فرماید: «و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون. ال عمران/169». هرگز کسانی را در راه خدا کشته شده اند مرده مپندار، بلکه زنده‌اند که نزد پروردگار خویش روزی داده می‌شوند. اما از جهت ضرورت توجه به شهید و شهدا، گفته شده که هیچ کس حقی به اندازه‌ی شهدا بر بشریت ندارد زیرا همه‌ی گروه‌ها­ی خدمت‌گذار دیگر، مدیون شهدا، ولی شهدا مدیون آن‌ها نیستند یا کمتر مدیون آن‌ها هستند. عالم در علم خود و فیلسوف در فلسفه‌ی خود و مخترع در اختراع خود و معلم اخلاق در تعلیمات اخلاقی خود نیازمند محیطی مساعد و آزادند تا خدمت خود را انجام دهند. ولی شهید آن کسی است که با فداکاری و خود گذشتگی خود و با سوختن و خاکستر شدن خود محیط را برای دیگران مساعد می‌کند، مثل شهید، مثل شمعی است که خدمتش از نوع سوخته شدن و فانی شدن و پرتو افکندن است تا دیگران در این پرتو که به بهای نیستی او تمام می‌شود بنشیند و آسایش کنند و کار خویش را انجام دهند آری، شهدا شمع محفل بشریت هستند، سوختند و محفل بشریت را روشن کردند اگر این محفل تاریک می‌ماند، هیچ دستگاهی نمی‌توانست کار خود را آغاز یا ادامه دهد. (مطهری 1367)چنان است که ارزش ایثار و شهادت بالا می رود. و چنین می‌شود که ایثار و شهادت در برنامه‌ی صریح و مکتوب نظام رسمی آموزش و پرورش جزو اهداف نظام قلمداد می‌شود(مهرام ونبی زاده ی شهری 1386).
روش‌شناسی
روش مطالعه‌ی مورد استفاده در این مقاله، روش تحلیل محتوا و با محدود سازی آن به جنبه ی کمیت­نگری است. تحلیل محتوا تکنیکی پژوهشی است برای استنباط، تکرارپذیری ومعتبر از داده‌ها در مورد متن آن‌ها "تحلیل محتوا تکنیکی پژوهشی شامل شیوه‌های تخصصی در پردازش داده‌های علمی است. (کریپندروف، 1383 نقل از کمالی کارسالاری، 1386). گال و همکارانش نیز تحلیل محتوا را"یک فن پژوهشی برای توصیف عینی، نظام‌دار وکمی ظاهر محتوای رسانه‌ی ارتباطی "(گال ودیگران1386) تعریف کرده‌اند. آری ویاکوبز و رضویه معتقدند که تحلیل محتوا می‌تواند روش خوبی برای برسی متون درسی باشد(مهرام و نبی زاده، 1386). باور به شش نوع از طرح‌های تحلیل محتوا اشاره می‌کند که ساده ترین آن‌ها توصیف تعداد فراوانی موارد شمارش شده در متن است(باور2..5، نقل از مهرام و نبی زاده شهری، 1386)که روش استفاده شده در این تحقیق نیز روش مذکور می‌باشد. جامعه ی مورد بررسی ما کتاب های درسی دوره‌ی راهنمایی بوده و از بین کتاب های درسی، دروسی که صبغه ی ارزشی داشته‌اند انتخاب شده اند که این دروس شامل تعلیمات دینی و فرهنگ اسلامی، تاریخ، تعلیمات اجتماعی و فارسی می‌شود.
واحد ثبت در تحلیل شامل کلمات مرتبط با ایثار و شهادت، مضامین مرتبط با ایثار وشهادت، و نهایتاً شخصیت‌ها و تصاویر مرتبط در متون مورد بررسی می‌باشد. بنا بر این در قسمت کلمه تکرار، کلمات مرتبط با ایثار و شهادت، در مورد شخصیت‌ها تعداد شخصیت‌های ایثار گر و شهید در متون درسی و در مورد تصاویر، تصاویری که پیام‌های ایثارگری و جهاد و شهادت را می‌رسانند مورد نظر بوده است. در واحد مضامین به‌جاهایی که محتوای آن اظهار نظر در زمینه‌ی ایثار و شهادت بوده مورد توجه قرار گرفته است.  
یافته‌ها
توصیف کمی تصاویر استفاده شده در کتاب های درسی هر یک از پایه های تحصیلی و تصاویر مرتبط با ایثار وشهادت که در جدول شماره­ی(2) آمده، یکی از یافته‌های تحقیق حاضر است. از دیگر یافته‌های ارائه شده در پژوهش حاضر، تعداد کلمات، شخصیت‌ها و مضامین استفاده شده در ارتباط با ایثار و شهادت در هر یک از دروس مورد بررسی است که در جدول شماره­ی(2)آمده است.

جدول شماره(1)توصیف کلی نمونه کتاب های مورد بررسی در فرایند تحلیل محتوا 
 
پایه‌ی
تحصیلی
نام
کتاب
سال چاپ
تعداد
صفحه
تعداد
تصویر
 
اول راهنمایی
 
 
تعلیمات دینی و فرهنگ اسلامی
 
1387
 
1.8
 
16
 
تاریخ
1386
91
65
تعلیمات اجتماعی
1387
77
55
فارسی
1387
 
194
 
46
 
 
 
دوم راهنمایی
تعلیمات دینی و فرهنگ اسلامی
 
1387
 
1.8
 
14
تاریخ
1387
68
5.
تعلیمات اجتماعی
1387
82
4.
فارسی
1387
194
46
 
 
سوم راهنمایی
تعلیمات دینی و فرهنگ اسلامی
 
1385
 
114
 
5
تاریخ
1385
97
62
تعلیمات اجتماعی
1386
71
23
فارسی
1386
174
27
 
                                         کادرشماره(1) کلمات مرتبط با ایثار و شهادت در کتاب های مورد بررسی
 
شهید چمران، امام علی(ع)، از خود گذشتگی، شهید عباس بابایی، امام حسن(ع)، انتفاضه، عاشورا، سپاه، رئیس علی دلواری، امام رضا(ع)، ایثار، کاوه آهنگر، خرمشهر، عمار، ، یاسر، سمیه، حضرت ابو الفضل، امام خمینی(ره)، بسیج، ارتش، شهید رجایی، خاکریز، 22 بهمن، خانواده شهدا، امام محمد باقر، پیامبر(ص)، فلسطین اشغالی، جنگ تحمیلی، دشمن، جهاد در راه خدا، دفاع، رشادت، حضرت اسماعیل(ع)، شهید محمد جواد تند گویان، حضرت زیب(س)، جهاد در راه خدا، امام زمان(ع)، رشادت، شهید مطهری، مالک اشتر، مقاومت، امام موسی کاظم(ع)، شب عاشورا، حضرت ابراهیم(ع)، عمل صالح، آزادگی، پاسداری، حضرت نوح(ع)، شهید بهشتی، شهادت، میرزا کوچک خان جنگلی، دفاع، رشادت، امام صادق، سید جمال الدین اسد آبادی، دزفول، بردباری، امیر کبیر، بسیجیان، باقر خان، ستار خان، استقامت و پایداری، شهید محمد خیابانی، شهید با هنر، شهید مفتح، جانباز ان، جبهه، جنگ، شهید، شهدا، حضرت عیسی(ع)، حضرت موسی(ع)، امام موسی کاظم، امام هادی، امام حسن عسکری(ع)، امام سجاد، امام حسن عسکری، ایثار، گلوله، اسلحه، پادگان، پیروزی، شهید مدرس، خانواده شهدا، وصیت نامه، جنگ تحمیلی، دفاع،
 
 
تعداد
تعداد صفحات
تعداد تصاویر
 
نام
کتاب
تعداد کلمات
تصاویر
شخصیت‌ها
مضامین
کل کتاب ها
مرتبط با جهاد وایثاروشهادت
 
 
سال اول
4 کتاب
 
 
 
 
 
 
47.
 
 
 
 
182
 
 
 
تعلیمات دینی و فرهنگ
اسلامی
 
 
121
 
2
 
5
 
 
1.
 
تاریخ
 
21
2
5
3
 
تعلیمات اجتماعی
 
26
5
_
3
 
فارسی
 
85
11
8
1.
 
 
سال دوم
4 کتاب
 
 
 
452
 
 
 
 
14.
 
تعلیمات دینی و فرهنگ اسلامی
 
 
144
 
4
 
1.
 
13
 
 
تاریخ
 
129
7
2.
16
 
تعلیمات اجتماعی
 
3.
3
1
1
 
فارسی
 
64
8
4
6
 
 
سال سوم
4کتاب
 
 
456
 
 
 
117
 
تعلیمات دینی و فرهنگ اسلامی
 
 
82
 
3
 
19
 
34
 
تاریخ
 
54
21
12
15
 
تعلیمات اجتماعی
 
7
4
3
6
 
فارسی
 
36
3
2
7
 
جدول شماره‌ی(2)توصیف کمی ویژگی‌های مورد مطالعه‌ی در پایه های اول و دوم و سوم راهنمایی به تفکیک هر یک از دروس مورد بررسی بر اساس نتایج جدول شماره‌ي(2) دروس مورد بررسی در پایه ی اول راهنمایی از لحاظ تعداد کلمات مرتبط با ایثار و شهادت، تعلیمات دینی وفرهنگ اسلامی بیش‌ترین فراوانی و کتاب تاریخ کم‌ترین فراوانی را دارا می‌باشد. در قسمت تصاویر درس فارسی بیش‌ترین فراوانی و تعلیمات دینی و فرهنگ اسلامی و علوم اجتماعی مشترکا ازکم‌ترین فراوانی برخوردارند. در قسمت شخصیت‌ها کتاب فارسی بیش‌ترین فراوانی و کتاب علوم اجتماعی از کم‌ترین فراوانی برخوردار می‌باشند.
2) بر اساس نتایج جدول شماره(2)در پایه ی دوم راهنمایی از لحاظ تعداد کلمات مربوط به کادر(1)کتاب های تعلیمات دینی و فرهنگ اسلامی بیش‌ترین فراوانی وتعلیمات اجتماعی از کم‌ترین فراوانی برخورداراست. در قسمت تصاویر کتاب تعلیمات دینی و فرهنگ اسلامی بیش‌ترین تصاویر، مربوط به فرهنگ ایثار وشهادت و جهاد و کتاب تعلیمات اجتماعی کم‌ترین تصاویر را به خود اختصاص‌داده است. در قسمت شخصیت کتاب تعلیمات دینی و فرهنگ اسلامی بیش‌ترین فراوانی و کتاب اجتماعی از فراوانی کمتری بر خوردار بوده است. در قسمت مضامین کتاب تاریخ بیش‌ترین فراوانی و درکتاب اجتماعی در این زمینه کم‌ترین اشاره ای داشته است.
3)بر اساس نتایج جدول شماره(2)در پایه ی سوم راهنمایی از لحاظ توجه به کلمات مرتبط با ایثار و شهادت کتاب تعلیمات دینی و فرهنگ اسلامی از بیش‌ترین فراوانی و کتاب تعلیمات اجتماعی از کم‌ترین فراوانی برخوردار بوده و در بخش تصاویر کتاب تاریخ بیش‌ترین اشاره را از آن خود کرده و بقیه ی دروس در سطح پایین تری قرار گرفته. اند. در قسمت شخصیت و مضامین کتاب تعلیمات دینی بیش‌ترین اشاره ولی درس تعلیمات اجتماعی و فارسی کم‌ترین توجه را به خود اختصاص‌داده‌اند. بعلاوه کتاب فارسی در قسمت شخصیت و کتاب اجتماعی در قسمت مضامین کم‌ترین اشاره در زمینه‌ی ایثار و شهادت را به خود اختصاص‌داده‌اند.
به‌طور کلی در قسمت کلمات به‌طور میانگین کتاب تعلیمات دینی و فرهنگ اسلامی در صدر قرار دارد. در قسمت تصاویر کتاب تاریخ بیش‌ترین تصاویر مربوط به فرهنگ ایثار و شهادت را به خود اختصاص‌داده است. در قسمت شخصیت‌ها باز هم تاریخ بیش‌ترین اشاره را داشته و در قسمت مضامین، کتاب تعلیمات دینی و فرهنگ اسلامی بیش‌ترین اشاره را داشته است. وکتاب های علوم اجتماعی از هر لحاظ به‌طور متوسط از کم‌ترین اهمیت برخوردار بوده‌اند.
نکته‌ی دیگر که در این‌جا قابل ذکر است این است که در واحد ثبت، که شامل کلمات مرتبط با ایثار و شهادت، شخصیت‌ها و مضامین است بیش‌تر به شهدای صدر اسلام توجه شده و کمتر به شهدای هشت سال دفاع مقدس اشاره شده است.
نتیجه‌گیری و پیشنهادات 
برنامه‌های درسی، به‌خصوص‌در نظام‌هایی که آموزش و پرورش آن‌ها به‌صورت متمرکز اداره می‌شود] کشور ما از آن جمله است[باید چنان با دقت طراحی و تدوین شود(مهر محمدی1384)تا محتوای آن با ارزش‌ها و آرمان‌های مورد نظر هماهنگی داشته باشد. چنان که در تجزیه و تحلیل محتوای کتاب‌های دوره‌ی راهنمایی تحصیلی دیده شد، برخی از کتاب‌ها، مثلا کتاب‌های تعلیمات اجتماعی، که اتفاقا یکی از مربوط‌ترین کتاب‌ها به مضامین ایثار وشهادت است، کمتر بدان توجه شده است. در نهایت پیشنهادات زیر را با توجه به یافته‌ها ارائه می‌کنیم.
1)در کتب درسی در زمینه‌ی ایثار و شهادت به‌خصوص‌شخصیت‌های ایثار گر و شهید، بیش‌ترین توجه به امامان و پیامبران شده و از شهدا و ایثار گران هشت سال جنگ تحمیلی کمتر سخن به میان آورده شده است. که به‌دست اندرکاران برنامه‌ریزی درسی توصیه می‌شود که این مهم را با توجه به ملموس تر بودن این مسأله مورد توجه قرار دهند.
2)طبق نتایج تحقیق، دروس اجتماعی نسبت به دروس دیگر، کم‌ترین توجه را در مورد ایثار و شهادت داشته است و با توجه به این‌که ایثار و شهادت در عین حال که یک مقوله ی فردی است یک مقوله ی اجتماعی نیز می‌باشد لزوم توجه آن را در درس علوم اختماعی دو چندان می‌کند.
3)با توجه به این که فرایند برنامه‌ریزی درسی در ایران کاملا متمرکز می‌باشدوکمتر می‌توان از شهدا و ایثار گران بومی صحبت به میان آورد، توصیه می‌شود که در یایان درس ها و برای تمرین در خانه از دانش‌آموزان خواست تا با توجه به موضوع هر درس در مورد شهدا و ایثار گران فعالیت‌های جانبی انجام دهند.
4) یافته‌های تحقیق حاضر نشان می‌دهد که مقوله ایثار و شهادت به‌صورت سازمان یافته در دروس مورد نظر استفاده نشده است، به‌عنوان مثال در بعضی دروس به‌صورت بسیار جزئی به آن پرداخته شده است. و در مقابل بعضی دروس دیگر به اندازه ی کافی مورد توجه قرار گرفته که توصیه می‌شود که این مبحث به‌صورت سازمان یافته تر در نظر گرفته شود.
 
 

منابع و مآخذ
-  قرآن کریم
-  دهخدا، علی اکبر(1374). لغت نامه، تهران: انتشارات دانشگاه تهران
- شریعتی، علی(135.). شهادت، تهران: انتشارات حسینیه ارشاد
- صافی، احمد(1381). آموزش وپرورش ابتدایی، راهنمایی تحصیلی و متوسطه، تهران: انتشارات سمت
- صالحی عمران، ابراهیم؛ اکبر پور زنگلانی، محمد باقر(1386). بررسی میزان تحقق هدف اجتماعی ایثارگری در آموزش و پرورش دوره‌ی متوسطه(مورد مطالعه: دانش‌آموزان و دبیران متوسطه‌ی نظری)، مازندران: مجموعه مقالات همایش آسیب‌شناسی ترویج فرهنگ ایثار و شهادت.
-  کمالی کارسالاری، نعمت الله(1386). تحلیل محتوای مؤلفه‌های هویت ملی در کتب دوره‌ی آموزشی راهنمایی(پایان نامه)، مازندران: دانشکده‌ي علوم انسانی و اجتماعی دانشگاه مازندران
- گال، مریدیت؛ بورگ، والتر؛ ال، جویس(_). روشهای تحقیق کمی و کیفی در علوم تربیتی و روان‌شناسی(جلد اول)، به اهتمام احمد رضا نصر، (1386) تهران، انتشارات سمت و دانشگاه شهید بهشتی
-  مطهری، مرتضی(1367). قیام و انقلاب مهدی، تهران: انتشارات صدرا
- مهرام، بهروز؛ نبی زاده شهری، بتول(1386). کتاب‌های درسی دوره‌ی ابتدایی و ترویج فرهنگ ایثار و شهادت، مازندران:مجموعه مقالات همایش آسیب‌شناسی ترویج فرهنگ ایثار و شهادت.
- مهرمحمدی، محمود(1383). برنامه درسی: نظرگاه‌ها رویکردها و چشم اندازها، مشهد: انتشارات استان قدس رضوی
- مولایی، میثم(1369). حیات شهید، قم: انتشارات سازمان تبلیغات اسلامی


پنج شنبه 30 دی 1389  9:39 PM
تشکرات از این پست
bardia_m
bardia_m
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : آذر 1389 
تعداد پست ها : 6374

پاسخ به:مقالات تخصصي ايثار و شهادت

عنوان : بررسي مفاهيم ايثار و شهادت در كتاب هاي درسي دوره ي ابتدايي، راهنمايي و متوسطه
كلمات كليدي : مفاهيم ايثار، شهيد شهادت، كتاب هاي درسي، قالب هاي هنري، تحليل محتواي كتب درسي
نويسنده :  محمد آرمند
موضوعات مقالات :ايثار و شهادت
<>

چكيده[1]
در اين مقاله كه حاصل پژوهشي در باره بررسي مفاهيم مربوط به ايثار و شهادت در كتابهاي درسي است. اين مفاهيم در كتب درسي مورد بررسي قرار گرفته است. هدف از اجراي پژوهش، آگاهي از ميزان مفاهيم مربوط به ايثار و شهادت در كتب درسي و اطلاع از كاستي ها و نارسايي‌ها در ارائه‌ي مفاهيم مربوط به ايثار و شهادت در كتب درسي مي‌باشد. روش مورد استفاده در پژوهش، شيوه‌ي تحليل محتواست و از شيوه‌ي تحليل‌ محتواي توصيفي استفاده شده است و واحد‌ تحليل نيز‌ يك جمله‌ي كامل‌ در نظر گرفته‌ شده است. جامعه‌ي آماري تحقيق را كليه كتب درسي تشكيل مي‌دهد. باتوجه به هدف پژوهش از شيوه نمونه‌گيري انتخابي استفاده شده است و كليه‌ي كتاب هايي كه از نظر موضوع با مفاهيم ايثار و شهادت ارتباط دارند، به‌عنوان نمونه براي مطالعه انتخاب شده اند. در تجزيه و تحليل اطلاعات از روش‌هاي آمار توصيفي استفاده شده است و اطلاعات جمع آوري شده با استفاده از جداول و نمودار به‌صورت طبقه‌بندي شده، ارائه شده است. طبق نتايج تحقيق در مجموع در دوره‌ي ابتدايي 275 مفهوم در باره‌ي ايثار و شهادت آورده شده است كه از

اين تعداد 111مفهوم مربوط به شهيد و شهادت و 162 مفهوم مربوط به ايثار و فداكاري است. در دوره‌ي راهنمايي389 مفهوم در باره‌ي ايثار و شهادت آورده شده است كه از اين تعداد236مفهوم مربوط به شهيد و شهادت و165مفهوم مربوط به ايثار و فداكاري است. و در دوره‌ي متوسطه و پيش دانشگاهي825 مفهوم در باره‌ي ايثار و شهادت آورده شده است كه از اين تعداد 562 مفهوم مربوط به شهيد و شهادت و 3.1مفهوم مربوط به ايثار و فداكاري است. در ميان مفاهيم به‌كار رفته در كتاب هاي درسي ناهماهنگي وجود دارد ودر تعدادي از كتاب ها اين مفاهيم مورد توجه قرار نگرفته كه ضروري در آن ها نيز به اين مفاهيم توجه شود.
 
مقدمه
ذكر ياد و نام شهدا و قدرداني از رشادت هاي آنان و همين طور قدرداني از ايثارگران و جانبازان يك وظيفه‌ي اساسي براي آحاد جامعه‌ي ماست. آشناكردن كودكان، نوجوانان و جوانان با فرهنگ شهيد و شهادت و ايثار و فداكاري ايثارگران در آموزش و پرورش، از امور مهمي است كه بايد همواره مورد توجه قرار گيرد.
در اين ميان كتاب هاي درسي يكي از عناصر مهم آموزشي را در نظام آموزشي‌ ما تشكيل مي‌دهند‌ و از طريق آن‌ها علاوه بر مطالب علمي ارزش‌هاي‌ مختلف نيز به دانش‌آموزان‌ ارائه مي‌شود. از ميان ارزش‌هاي‌ مختلفي كه در كتاب‌هاي درسي ارائه مي‌شود يكي از ارزش‌هاي‌ بسيار مهم مفاهيم مربوط به ايثار و شهيد و شهادت است.
بنابر اين ضروري است اين مفاهيم به‌نحو احسن در كتاب هاي درسي مورد توجه قرار گيرند.
در اين پژوهش مفاهيم مربوط به ايثار و شهادت در كتاب‌هاي درسي موردبررسي قرار گرفته است تا از اين طريق مشخص‌گردد اين مفاهيم چه ميزان در كتاب هاي درسي به كار رفته است و چه خلاء هايي در اين زمينه وجود دارد؟
بيان مسأله  
حفظ ياد و نام شهيدان در اذهان و قدرشناسي از ايثارگران و نيز آشنايي با مفاهيم ايثار و شهادت از امور بسيار مهمي است كه بايد مورد توجه قرار گيرد، به‌ويژه آشنايي نسل جوان با مفاهيم ايثار و شهادت از طريق كتاب‌هاي درسي بسيار مهم است بر اين اساس اين موضوع مورد توجه بنياد شهيد و امور ايثارگران مي‌باشد.
 بررسي هايي كه قبلا انجام شده نشان داده است، نارسايي‌هايي در اين زمينه وجود دارد(آرمند 1378، اثباتي و كاظمي 1383، آرمند 1384).
 لازم است وضعيت كتاب‌هاي درسي به‌طور دقيق مورد بررسي قرار گيرد و نارسايي‌هاي موجود مشخص‌گشته و رفع گردد. بنابر اين مسأله‌ي اساسي اين است كه چه ميزان در كتاب‌هاي درسي مفاهيم ايثار و شهادت مطرح گرديده و چه نارسايي در اين زمينه وجود دارد؟
از سوي ديگر دركتاب‌هاي درسي تغييراتي صورت گرفته است و اين مفاهيم در اين كتاب ها بررسي نشده است. بنابراين‌ لازم است‌ ميزان مفاهيم‌ درج شده در آن‌ها مورد بررسي قرار گيرد.
پسشينه‌ي پژوهش
در ارتباط با موضوع پژوهش تحقيقاتي صورت گرفته كه مهم‌ترين آن‌ها بدين شرح است: در تحقيقي با عنوان تحليل محتواي ارزش‌هاي معرفي شده در كتاب‌هاي درسي دوره‌ي دبيرستان در سال‌هاي 56-1352 و 76-1372 ارزش‌های مطرح شده در کتاب‌های درسی، از جمله مفاهيم مربوط به شهيد وشهادت موردبررسی قرارگرفته است(اميري1378). تحقيق ديگري با عنوان «تحليل محتواي كتاب‌هاي درسي مقاطع ابتدايي، راهنمايي و سال اول متوسطه از منظر ارزش‌هاي ديني، ملي و دفاع مقدس كه در سال 1383 توسط زينت اثباتي و عباس وريچ كاظمي انجام شده است. در آن به بررسي و تحليل محتواي كتاب هاي درسي مقاطع درسي ابتدايي، راهنمايي و سال اول دبيرستان(مشتمل بر 8. كتاب درسي) از نظر ارزش‌هاي ديني، ملي و دفاع مقدس پرداخته شده است.
در تحقيقي با عنوان «بررسي محتواي كتاب‌هاي فارسي دوره‌ي پنج ساله ابتدايي در رابطه با ارزش‌هاي اجتماعي و فرهنگي(وزارت ارشاد اسلامي 1363)، ارزش‌هاي اجتماعي و فرهنگي مطرح شده در كتاب‌هاي فارسي دوره ابتدايي در سال 1363 مورد بررسي قرار گرفته است.     در پژوهشي با عنوان بررسي جايگاه و ميزان درج آثار و مفاهيم شهيد و شهادت در كتاب‌هاي درسي(آرمند 1379) مفاهيم مطرح شده درباره شهيد و شهادت در كتاب هاي درسي مورد بررسي قرار گرفته است.
در مجموع با بررسي نتايج پژوهش‌هاي انجام شده مي‌توان چنين نتيجه گيري كرد كه پس از پيروزي انقلاب اسلامي موضوع ايثار و شهادت بيشترمورد توجه بوده است و همواره بخش قابل توجهي از مفاهيم كتاب هاي درسي را به خود اختصاص‌داده است.
در نقد پژوهش‌هاي انجام شده، مي‌توان گفت اغلب پژوهش‌هاي انجام شده به بررسي اين موضوع به‌طور جامع نپرداخته‌اند، اين موضوع را يا در دوره خاص‌مثلا دوره ابتدايي يا در موضوعات خاص‌مثلا علوم اجتماعي بررسي كرده‌اند.
از سوي ديگر در پژوهش‌هاي انجام شده عمدتاً مفاهيم شهيد و شهادت در كتاب هاي درسي بررسي شده و مفاهيم ايثار و جانبازان در بررسي نشده است.
بنابر اين در اين پژوهش اولا كتاب هاي جديد درسي مورد بررسي قرار مي‌گيرند ثانياً علاوه بر مفاهيم شهيد و شهادت، مفاهيم ايثار و جانبازي هم بررسي مي‌گردد.
سؤالات اساسي پژوهش 
تحقيق داراي سؤالات اساسي زير است:
1-دركداميك از كتاب‌هاي درسي در دوره‌ي ابتدايي، راهنمايي و متوسطه امكان مطرح كردن مفاهيم ايثار و شهادت وجود دارد؟
2- در كتاب‌هاي درسي در دوره ابتدايي، راهنمايي و متوسطه چه ميزان مفاهيم ايثار و شهادت مطرح گرديده است؟
اهداف تحقيق:
-        آگاهي از ميزان مفاهيم مربوط به ايثار و شهادت در كتاب هاي درسي دوره‌ي ابتدايي، راهنمايي و متوسطه.
-    اطلاع از كاستي ها و نارسايي‌ها در ارائه‌ي مفاهيم مربوط به ايثار و شهادت در كتاب هاي درسي دوره ابتدايي، راهنمايي و متوسطه.
روش پژوهش 
 روش مورد استفاده در پژوهش شيوه‌ي تحليل محتواست. بنابراين در اين تحقيق‌ از شيوه‌ي تحليل‌ محتواي توصيفي استفاده شده است و واحد‌ تحليل نيز‌ يك جمله كامل‌ در نظر گرفته‌ شده است و در مورد اشعار هر بيت يك واحد و در مورد تصاوير‌ نيز هر تصوير‌ يك واحد در نظر گرفته‌ شده است
جامعه‌ي آماري
جامعه‌ي آماري تحقيق را كليه كتاب‌هاي درسي دوره‌ي ابتدايي، راهنمايي و متوسطه و پيش دانشگاهي مربوط به سال تحصيلي 86-1385 تشكيل مي‌دهد.
شيوه‌ي نمونه‌گيري
با توجه به هدف پژوهش، از شيوه‌ي نمونه‌گيري انتخابي استفاده شده است و كليه كتاب هايي كه از نظر موضوع با مفاهيم ايثار و شهادت ارتباط دارند به‌عنوان نمونه براي مطالعه انتخاب شده اند، طبق نمونه كتاب هايي از قبيل رياضيات، شيمي و... مورد مطالعه قرار نگرفته‌اند زيرا موضوع اين كتاب ها ارتباطي با اين مفاهيم ندارند.
حجم نمونه
از جامعه‌ي آماري فوق‌ به‌صورت انتخابي تعداد 22‌ عنوان كتاب‌ در دوره‌ي ابتدايي، 21 عنوان در دوره‌ي راهنمايي و24عنوان در دوره‌ي متوسطه و 6 عنوان در دوره‌ي پيش دانشگاهی انتخاب شده است:
داده‌هاي پژوهش
داده‌هاي پژوهش به اختصار در قالب جداول آماري نشان داده شده است، در جدول(1) مفاهيم مربوط به شهيد و شهادت و ايثار و فداکاری در دوره‌ي ابتدايي آورده شده است. در دوره‌ي ابتدايي در مجموع در 22 عنوان از كتاب ها مفاهيم مربوط به شهيد و شهادت آورده شده است.
 
جدول(1): مفاهيم مربوط به شهيد وشهادت وايثاروفداکاری در دوره‌ي ابتدايي
           قالب مطالب
 عنوان كتاب
شعر
داستان
نثر
تمرين وپرسش
تصوير
جمع
فارسي- بخوانيم اول دبستان
 
 
1
 
 
1
36/.
فارسي بنويسيم اول دبستان بنويسيم
 
 
 
1
1
2
73/.
فارسي- بخوانيم دوم دبستان
2
 
4
 
 
6
18/2
فارسي- بنويسيم دوم دبستان
 
 
 
4
 
4
45/1
ديني(هديه‌هاي آسمان)كتاب درسي دوم دبستان
 
 
1
1
 
2
73/.
ديني(هديه‌هاي اسمان) كتاب كار دوم دبستان
 
 
 
2
 
2
73/.
فارسي- بخوانيم سوم دبستان
4
 
17
15
2
38
82/13
فارسي- بنويسيم سوم دبستان
 
 
3
8
4
15
45/5
تعليمات اجتماعي‌ سوم دبستان
 
 
13
 
5
18
54/6
ديني(هديه‌هاي آسمان‌) كتاب درسي سوم دبستان
4
15
5
14
3
41
91/14
ديني(هديه‌هاي آسمان) كتاب كار سوم دبستان
 
 
2
 
 
2
73/.
فارسي- بخوانيم چهارم دبستان
 
2.
 
9
 
29
54/1.
فارسي- بنويسيم‌ چهارم دبستان
 
 
 
 
5
5
82/1
قرآن چهارم دبستان
 
 
1
 
 
1
36/.
تعليمات اجتماعي‌ چهارم دبستان
2
 
 
1
 
3
1/1
ديني(هديه‌هاي آسمان) كتاب درسي‌ چهارم دبستان
 
 
1.
6
1
17
18/6
فارسي- بخوانيم پنجم دبستان
1.
 
6
6
1
23
36/8
فارسي- بنويسيم‌ پنجم دبستان
 
 
 
2
1
3
1/1
قرآن پنجم دبستان
 
 
2
 
 
2
73/.
تعليمات اجتماعي پنجم دبستان
 
 
35
7
11
53
27/19
ديني(هديه‌هاي آسمان) كتاب درسي پنجم دبستان
 
 
2
 
 
2
73/.
ديني(هديه‌هاي آسمان) كتاب كار پنجم دبستان
 
 
2
2
2
6
18/2
جمع
22
8% 
35
13%
1.4
38%
78
28%
36
13%
275
همان‌گونه كه در جدول فوق ملاحظه مي‌شود، از ميان مفاهيم به‌كار رفته در كتاب‌هاي درسي دوره‌ي ابتدايي، 8% در قالب شعر، 13% در قالب داستان، 38% در قالب نثر، 28% در قالب تمرين و پرسش و 13% در قالب تصوير آورده شده كه در مجموع 275 مفهوم در ارتباط با ايثار و شهادت در كتاب هاي درسي دوره ابتدايي آورده شده است.
در جدول(2) مفاهيم مربوط به شهيد وشهادت وايثاروفداکاری در دوره‌ي راهنمايی آورده شده است.
در دوره‌ي راهنمايي نيز در مجموع در 21 عنوان از كتاب ها مفاهيم مربوط به شهيد و شهادت آورده شده است.
جدول(2): مفاهيم مربوط به شهيد وشهادت وايثاروفداکاری در دوره‌ي راهنمايی 
               قالب مطالب
 عنوان كتاب
شعر
داستان
نثر
تمرين وپرسش
تصوير
جمع
فارسي و دستور اول راهنمايي
 
 
18
6
1
25
43/6
تعليمات ديني اول راهنمايي
 
 
28
11
 
39
.2/1.
تاريخ اول راهنمايي
 
 
5
1
 
6
54/1
تعليمات اجتماعي اول راهنمايي
 
 
1
 
 
1
26/.
هنر اول راهنمايي
 
 
1
 
 
1
26/.
آموزش قرآن مجيد
 
 
4
 
1
5
28/1
عربي اول راهنمايي
 
 
1
1
 
2
51/.
فارسي و دستور دوم راهنمايي
8
 
36
7
4
55
14/14
تعليمات ديني دوم راهنمايي
 
 
18
6
3
27
94/6
تاريخ دوم راهنمايي
 
 
3.
5
1
36
25/9
تعليمات اجتماعي دوم راهنمايي
 
 
 
 
3
3
77/.
هنر دوم راهنمايي
2
 
 
 
1
3
77/.
عربي دوم راهنمايي
 
 
22
 
13
35
99/8
آموزش قرآن مجيد دوم راهنمايي
 
 
1
 
 
1
26/.
فارسي و دستور سوم راهنمايي
 
 
8
1
 
9
31/2
تعليمات ديني سوم راهنمايي
 
 
24
4
 
28
2./7
تاريخ سوم راهنمايي
 
 
57
17
8
82
.8/21
تعليمات اجتماعي سوم راهنمايي
 
 
3
 
1
4
.3/1
هنر سوم راهنمايي
2
 
4
 
1
7
8./1
آموزش قرآن سوم راهنمايي
 
 
8
 
1
9
31/2
آمادگی دفاعی سوم راهنمايي
 
 
7
 
4
11
83/2
جمع
12
.8/3
 
276
95/7.
59
17/15
42
8./1.
389
1..
همان‌گونه كه در جدول فوق ملاحظه مي‌شود، در مجموع 389 مفهوم در باره ايثار و شهادت در كتاب هاي درسي دوره‌ي راهنمايي به كار رفته كه از ميان مفاهيم به كار رفته، 4% در قالب شهر، 71% در قالب نثر، 15% در قالب تمرين و پرسش 11% در قالب تصوير آورده شده است.
در جدول(3) مفاهيم مربوط به ايثار و شهادت در دوره‌ي متوسطه آورده شده است. در دوره‌ي متوسطه در مجموع در24 عنوان كتاب در ارتباط با ايثار و شهادت مفاهيمي آورده شده است.
جدول(3): مفاهيم مربوط به شهيد و شهادت و ايثار و فداکاري در دوره‌ي متوسطه
           قالب مطالب
 عنوان كتاب
شعر
داستان
نثر
تمرين وپرسش
تصوير
جمع
قرآن و تعليمات ديني(1) دين و زندگي اول متوسطه
 
 
1
1
 
2
3./.
زبان فارسي(1) اول متوسطه
 
 
1
1
 
2
3./.
ادبيات فارسي(1) اول متوسطه
48
 
36
12
5
1.1
21/15
عربي(1) اول متوسطه
 
 
8
1
2
11
66/1
آمادگي دفاعي دوم متوسطه، کليه رشته‌ها
 
 
46
 
5
51
68/7
زبان فارسي(2) دوم متوسطه، نظري– فني وحرفه‌اي– کاردانش
 
 
2
1
 
3
45/.
ادبيات فارسي(2) دوم متوسطه، نظري– فني وحرفه‌اي– کاردانش
19
 
1
3
 
23
46/3
عربي(2) دوم متوسطه، رشته‌ي ادبيات و علوم انساني
 
 
1
1.
 
11
66/1
جامعه‌شناسي(1) دوم متوسطه رشته ادبيات و علوم انساني– علوم و معارف اسلامي
 
 
 
 
1
1
15/.
تاريخ ايران جهان(1) دوم متوسطه، رشته‌ي ادبيات و علوم انساني
 
 
32
6
 
38
72/5
تاريخ ادبيات ايران جهان(1) دوم متوسطه، رشته‌ي ادبيات و علوم انساني
2
 
7
2
 
11
66/1
قران و تعليمات ديني(3) دين و زندگي، سوم متوسطه به استثناي رشته‌ي ادبيات و علوم انساني
 
 
13
4
 
17
54/2
زبان فارسي(3)عمومي سوم متوسطه به استثناي رشته‌ي ادبيات و علوم انساني
 
 
 
2
 
2
3./.
زبان فارسي(3) تخصصي رشته‌هاي ادبيات و علوم انساني– علوم و معارف اسلامي سوم متوسطه
1
 
 
1
 
2
3./.
ادبيات فارسي(3) سوم متوسطه به استثناي رشته‌ي ادبيات و علوم انساني
12
 
22
4
 
38
72/5
عربي(3) سوم متوسطه رشته‌هاي علوم تجربي و رياضي فيزيک
 
 
26
5
4
35
27/5
عربي(3) سوم متوسطه، رشته‌ي ادبيات و علوم انساني
 
 
1
1.
 
11
66/1
جامعه‌شناسي(2) سوم متوسطه، رشته‌ي ادبيات و علوم انساني- علوم و معرف اسلامي
 
 
 
 
4
4
6./.
تاريخ ايران جهان(2)سوم متوسطه، رشته‌ي ادبيات و علوم انساني
 
 
95
19
9
123
52/18
تاريخ ادبيات ايران جهان(2) سوم متوسطه، رشته‌ي ادبيات و علوم انساني
14
 
1
 
 
15
26/2
تاريخ معاصر ايران سال سوم متوسطه، به استثناي رشته‌ي ادبيات و علوم انساني و علوم معارف
 
 
85
4.
18
143
54/21
آرايه هاي ادبي سوم متوسطه، رشته‌ي ادبيات و علوم انساني
18
 
 
 
 
18
71/2
فلسفه سوم متوسطه، رشته‌هاي ادبيات و علوم انساني– علوم و معارف اسلامي
 
 
1
 
 
1
15/.
منطق سوم متوسطه رشته‌ي ادبيات و علوم انساني- علوم و معارف اسلامي
 
 
1
 
 
1
15/.
جمع
114
17/17
 
38.
23/57
122
37/18
48
23/7
664
1..
همان‌گونه كه در جدول فوق ملاحظه مي‌شود 17% از مفاهيم در قالب شعر، 57% در قالب نثر، 18% در قالب تمرين و پرسش و 7% در قالب تصمير آورده شده است.
نتيجه گيري
طبق اطلاعات جمع آوري شده، نتايج به‌دست آمده در ارتباط با سئوالات پژوهش به شرح زير است:      
-در چه كتاب‌هاي درسي در دوره‌ي ابتدايي، راهنمايي و متوسطه امكان مطرح كردن مفاهيم ايثار و شهادت وجود دارد؟
با توجه به سنخيت مفاهيم ايثار و شهادت با موضوعات كتاب هاي درسي، در كتاب هاي درسي زير امكان درج مفاهيم ايثار و شهادت وجود دارد:
دوره ابتدايي
فارسي: بخوانيم اول دبستان، بنويسيم اول دبستان، بخوانيم دوم دبستان، بنويسيم دوم دبستان، بخوانيم سوم دبستان، بنويسيم سوم دبستان، بخوانيم چهارم دبستان، بنويسيم چهارم دبستان، بخوانيم پنجم دبستان، بنويسيم پنجم دبستان.
قرآن: اول دبستان، دوم دبستان، سوم دبستان، چهارم دبستان، پنجم دبستان.
ديني(هديه‌هاي آسمان): كتاب درسي دوم دبستان، - كتاب كار دوم دبستان، كتاب درسي سوم  دبستان، كتاب كار سوم دبستان، كتاب درسي چهارم دبستان، كتاب كار چهارم دبستان، كتاب درسي پنجم دبستان، كتاب كار پنجم دبستان.
تعليمات اجتماعي سوم دبستان، چهارم دبستان، پنجم دبستان.
دوره راهنمايي
تعليمات ديني: اول راهنمايي، دوم راهنمايي، سوم راهنمايي.
فارسي و دستور: اول راهنمايي، دوم راهنمايي، سوم راهنمايي.
تاريخ:اول راهنمايي، دوم راهنمايي، سوم راهنمايي.
تعليمات اجتماعي: اول راهنمايي، دوم راهنمايي، سوم راهنمايي.
هنر: اول راهنمايي، دوم راهنمايي، سوم راهنمايي.
آموزش قرآن مجيد اول راهنمايي، دوم راهنمايي، سوم راهنمايي.
عربي: اول راهنمايي، دوم راهنمايي، سوم راهنمايي.
آمادگي دفاعي سوم راهنمايي
دوره متوسطه:
دين و زندگي(1) اول متوسطه، دوم متوسطه، سوم متوسطه. بينش اسلامي(1و2) پيش دانشگاهي
زبان و ادبيات فارسي: زبان فارسي ‍(1) اول متوسطه، زبان فارسي(2) دوم متوسطه، زبان فارسي تخصصي علوم انساني سوم متوسطه، زبان فارسي(3) عمومي سوم متوسطه.
       ادبيات فارسي(1) اول متوسطه، ادبيات فارسي(2) دوم متوسطه، ادبيات فارسي(3) سوم متوسطه، ادبيات فارسي تخصصي علوم انساني سوم متوسطه، آرايه هاي ادبي سوم متوسطه، زبان و ادبيات فارسي(1و2) پيش دانشگاهي، ادبيات فارسي(1) پيش دانشگاهي، ادبيات فارسي(2) پيش دانشگاهي
 
عربي: عربي(1) اول متوسطه، عربي(2) دوم متوسطه، عربي(2)ويژه علوم انساني دوم متوسطه، عربي(3) سوم متوسطه، عربي (3) ويژه علوم انساني سوم متوسطه، عربي(1و2) پيش دانشگاهي.
علوم اجتماعي: مطالعات اجتماعي اول متوسطه، جامعه‌شناسي(1) دوم متوسطه، جامعه‌شناسي(2) سوم متوسطه، علوم اجتماعي پيش دانشگاهي.
آمادگي دفاعي دوم متوسطه،
تاريخ: تاريخ ايران و جهان(1) دوم متوسطه، تاريخ ايران و جهان(2) سوم متوسطه
   تاريخ ادبيات ايران و جهان(1) دوم متوسطه، تاريخ ادبيات ايران و جهان(2) سوم متوسطه، تاريخ شناسي پيش دانشگاهي
- در كتاب‌هاي درسي در دوره‌ي ابتدايي، راهنمايي و متوسطه، چه ميزان مفاهيم ايثار و شهادت مطرح گرديده است؟
همان‌گونه در فصل چهارم ذكر شده است در مجموع در دوره‌ي ابتدايي 275 مفهوم در باره‌ي ايثار و شهادت آورده شده است كه از اين تعداد 111مفهوم مربوط به شهيد و شهادت و 162 مفهوم مربوط به ايثار و فداكاري است.
در دوره‌ي راهنمايي389 مفهوم در باره‌ي ايثار و شهادت آورده شده است كه از اين تعداد236مفهوم مربوط به شهيد و شهادت و165مفهوم مربوط به ايثار و فداكاري است.
و در دوره‌ي متوسطه و پيش دانشگاهي825 مفهوم در باره‌ي ايثار و شهادت آورده شده است كه از اين تعداد 562مفهوم مربوط به شهيد و شهادت و 3.1مفهوم مربوط به ايثار و فداكاري است.
همان‌گونه كه ملاحظه مي‌شود توزيع مفاهيم در سه دوره مناسب است، با توجه به اين‌كه مفاهيم ارزشي در دوره‌ي راهنمايي و متوسطه بيشتر براي دانش‌آموزان معني دارتر است در اين دوره‌ها اين مفاهيم بيشتر به كار رفته است.
از نظر قالب ارائه‌ي مطالب نيز در مجموع212مفهوم(14درصد) در قالب شعر 35مفهوم(2درصد) در قالب داستان 827مفهوم(5/55درصد) در قالب نثر   282مفهوم(19درصد) در قالب تمرين و پرسش و 133مفهوم(1.درصد) به‌صورت تصوير ارائه شده است.
از نظر ارتباط عمودي و افقي بين مفاهيم بين دوره‌هاي تحصيلي هماهنگي وجود دارد، اين هماهنگي بين پايه هاي تحصيلي نيز به چشم مي خورد، در پايه‌ي اول ابتدايي 9 مفهوم، دوم ابتدايي 14 مفهوم، سوم ابتدايي 114 مفهوم، چهارم 55 مفهوم و پنجم ابتدايي 93 مفهوم آورده شده است، البته بين پايه‌ي سوم، چهارم و پنجم ابتدايي نا هماهنگي جزئي به چشم مي خورد.
در پايه‌ي اول راهنمايي نيز 79 مفهوم، دوم راهنمايي 13. مفهوم و سوم راهنمايي 113 مفهوم آورده شده است كه در مجموع تناسب مفاهيم در هر سه پايه مناسب است
در دوره‌ي متوسطه نيز 664 مفهوم و در دوره‌ي پيش دانشگاهي 161 مفهوم آورده شده است كه با توجه به حجم مطالب و تعداد درس ها هماهنگي لازم به چشم مي خورد.
ولي در تعداد مفاهيم مربوط به ايثار و مفاهيم مربوط به شهيد و شهادت همان‌گونه كه ملاحظه مي‌شود، ناهماهنگي به چشم مي خورد.
 در مجموع 1..9 مفهوم مربوط به شهيد و شهادت و 628 مفهوم مربوط به ايثار و فداكاري است.
- چه نارسايي‌هايي در ارائه‌ي مفاهيم ايثار و شهادت در كتاب‌هاي درسي وجود دارد؟
از ميان كتاب هايي كه امكان آوردن مفاهيم ايثار و شهادت در آن ها وجود دارد، در كتاب‌هاي زير مفاهيم ايثار و شهادت آورده نشده است كه ضروري است در آن‌ها نيز اين مفاهيم مورد توجه قرار گيرد.
قرآن دوم دبستان، قرآن سوم دبستان، ديني(هديه‌هاي آسمان) كتاب كار چهارم دبستان عربي سوم راهنمايي، دين و زندگي(2) دوم متوسطه.
از نظر قالب هاي ارائه از داستان و حكايت چندان استفاده نشده است و فقط در دوره‌ي ابتدايي به ميزان اندك از داستان استفاده شده است.
پيشنهادات
در درج مفاهيم ايثار و شهادت استفاده‌ي از روي‌كرد تلفيقي بيشتر مؤثر واقع مي‌گردد. به اعتقاد صاحبه‌نظران درطراحي برنامه‌هاي درسي بايد از روي‌كرد تلفيقي استفاده شود(ملكي 1385). طبق اين روي‌كرد موضوعات مختلف به‌صورت جدا از هم آموزش داده نمي‌شود، بلكه مفاهيم به‌صورت مرتبط با هم در نظر گرفته مي‌شود مثلا در درس تاريخ مسايل اخلاقي و ارزشي و يا مسايل بهداشتي نيز مورد توجه قرار مي‌گيرد.
از هنر و گرافيك در ارائه‌ي مفاهيم بيشتر استفاده شود.
همان‌گونه كه اشاره شد از ميان قالب هاي ارائه‌ي مطالب از داستان چندان استفاده نشده است و با توجه به جذابيت داستان براي دانش‌آموزان ضروري است بيشتر مورد استفاده قرار گيرد.
در كتاب هاي قرآن دوم دبستان، قرآن سوم دبستان، ديني(هديه‌هاي آسمان) كتاب كار چهارم دبستان، قرآن سوم دبستان، عربي سوم راهنمايي، دين و زندگي(2) دوم متوسطه نيز مفاهيم ايثار و شهادت قابل درج است، بنابر اين در اين كتاب ها نيز اين مفاهيم مورد توجه قرار گيرد.
در ميان وزراي شهيد به شهداي زير اشاره اي نشده است كه ضروري است در باره آن‌ها نيز مطالبي آورده شود، شهيد محمود قندي، شهيد حسن عباس پور، شهيد موسي كلانتري، شهيد محمد علي فياض بخش، شهيد علي اكبر سليمي جهرمي، شهيد محمد جواد فكوري، شهيد موسي نامجو، شهيد رحمان دادمان نيز پرداخته شود.
ضروري است تحقيقي صورت گيرد تا ميزان آگاهي و شناخت دانش‌آموزان از مفاهيم ايثار و شهادت بررسي شود.
با توجه به اين‌كه كتاب هاي درسي به‌طور دائم مورد بازنگري قرار مي‌گيرند، بهتر است كميته اي با عضويت كارشناساني از دفتر برنامه‌ريزي و تأليف كتب درسي و بنياد شهيد وامور ايثارگران، تشكيل گردد تا به‌طور مداوم مفاهيم كتاب هاي درسي در خصوص‌ايثار و شهادت را مورد بررسي قرار دهد.
 

منابع و مآخذ
- آرمند، محمد(1384)بررسي ارزش‌ها در كتاب‌هاي درسي دوره‌ي ابتدايي، دفتر برنامه‌ريزي و تاليف كتب درسي.
- آرمند، محمد(1378)بررسي جايگاه و ميزان درج آثار و مفاهيم شهيد و شهادت در كتاب‌هاي درسي آموزش و پرورش، دفتر تحقيق و پژوهش بنياد شهيد انقلاب اسلامي.
- اسكندري، محمدرضا، (138.) تناسب و سازگاري مفاهيم ارائه شده در كتاب‌هاي درسي پنجم ابتدايي در مورد امام علي(ع) با برداشت‌هاي ذهني شاگردان.
- رباني جعفر(138.) سيماي علي(ع) در كتاب‌هاي درسي چگونه ترسيم شده است، علي امير غدير ويژه‌ي سال بزرگداشت اميرالمؤمنين عليه‌السلام، دفتر انتشارات كمك آموزشي.
-اثباتي، زينب و كاظمي وريچ(1383)تحليل محتواي كتاب‌هاي درسي مقاطع ابتدايي، راهنمايي و سال اول آموزش عمومي متوسطه از منظر ارزش‌هاي ديني، ملي و دفاع مقدس. سازمان پژوهش و برنامه‌ريزي آموزشي.
- ملكي، حسن(1385)رويكرد تلفيقي در برنامه‌ريزي درسي، علوم تربيتي، به قلم جمعي از نويسندگان، انتشارات سمت.
- منفرد غلامرضا، كعبي‌نژاد، هديه، (137.) بررسي نحوه‌ي ترسيم شخصيت معصومين در كتاب‌هاي دورة ابتدايي، دفتر مشاوره و تحقيق وزارت آموزش و پرورش. نوريان، محمد(1381)راهنماي عملي تحليل محتواي رسانه هاي آموزشي. انتشارات آموزش امير.


[1]. اين مقاله حاصل پژوهشي است كه با اعتباردفتر مطالعات و تحقيقات بنياد شهيد و امور ايثارگران، با نظارت علمي استاد ارجمند جناب آقاي دكترحسن ملكي انجام شده است.
 


پنج شنبه 30 دی 1389  9:41 PM
تشکرات از این پست
bardia_m
bardia_m
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : آذر 1389 
تعداد پست ها : 6374

پاسخ به:مقالات تخصصي ايثار و شهادت

عنوان : سرمايه ي اجتماعي و توسعه اقتصادي، مطالعه اي پيرامون فرهنگ ايثار و شهادت
كلمات كليدي : سرمايه ي اجتماعي، توسعه اقتصادي، اسلام، ايثار و شهادت، اعتماد، مشاركت
نويسنده :  مصطفي منتظري مقدم ,  محمدنقي نظرپور
موضوعات مقالات :ايثار و شهادت
از دهه 1990 ميلادي به اين سو، حجم عظيم و گسترده اي از توليدات علمي رشته هاي گوناگون علوم اجتماعي به موضوع سرمايه ي اجتماعي اختصاص يافته است. همگام با تحول نظريات توسعه اقتصادي، توجه دانشمندان علم اقتصاد توسعه نيز به اين مفهوم جلب گرديد، به گونه اي كه پس از گذشت كمتر از يك دهه از ورود اين مفهوم به ادبيات توسعه اقتصادي، حجم عظيمي از مقالات و مطالعات پيرامون بررسي عمل كرد و نقش آن در رشد و توسعه اقتصادي سامان يافت. توجه روزافزون جامعه علمي به اين موضوع، گذشته از مدگرايي علمي و آكادميك، به ويژگي بين رشته اي و مفهوم پيچيده آن باز مي گردد. از آنجا كه سرمايه ي اجتماعي داراي مصداق ها و كاركردهاي متنوعي مي¬باشد، لازم است مؤلفه ها وعناصر اصلي آن مورد شناسايي قرار گيرد، در غير اين صورت سرمايه ي اجتماعي تنها به عنوان يك مفهوم انتزاعي مطرح بوده و كاربرد سياست گذاري و برنامه ريزي نخواهد داشت. اين نوشتار مي كوشد تا با مراجعه به متون و نصوص اسلامي، با معرفي فرهنگ ايثار و شهادت به عنوان يكي از مؤلفه ها و نماگرهاي اصلي، از طريق ايجاد و تقويت
اعتماد تعميم يافته و مشاركت عمومي بر استحكام سرمايه ي اجتماعي در انديشه ديني، موثر واقع گردد. فرهنگ ايثار و شهادت از آن دسته مفاهيم ناب
اسلامي است كه مرز روشني ميان نظريات سرمايه ي اجتماعي از منظر اسلام و انديشه متعارف ترسيم مي نمايد. تحقق اين فرهنگ برجسته در كنار آثار و بركات فراوانش مي¬تواند از طريق كاهش هزينه تعاملات و قراردادهاي اجتماعي و تسهيل كنش هاي هدفنمد اجتماعي، نتايج پر ثمري در جامعه از خود برجاي گذارد. از جمله نتايج بسط فرهنگ ايثار و شهادت، كاهش فقر، كارآمدي حكومت و دولت و برقراري امنيت است كه مي¬تواند بستر مناسبي براي تحقق توسعه اقتصادي ايجاد نمايد.
واژه هاي كليدي: سرمايه ي اجتماعي، توسعه اقتصادي، اسلام، ايثار و شهادت، اعتماد، مشاركت
1. مقدمه
مفهوم و نظريه سرمايه ي اجتماعي از دهه 199. ميلادي به اين سو، با اقبال قابل توجه انديشمندان و محققان رشته هاي مختلف علوم اجتماعي مواجه شد. مطالعاتي كه در دو دهه اخير پيرامون اين مفهوم صورت گرفته، حجم عظيم و گسترده اي از توليدات علمي رشته هاي گوناگون علوم اجتماعي مانند اقتصاد، جامعه شناسي، علوم سياسي و... را به خود اختصاص داده است. پژوهش ها و مقالات گوناگون پيرامون سرمايه ي اجتماعي نشان مي دهد كه سرمايه ي اجتماعي دامنه كاربرد و پژوهش بالقوه گسترده اي دارد . ازاين رو امروزه شاهد توسعه چشم گير كمي و كيفي مطالعات مرتبط با سرمايه ي اجتماعي هستيم. به نظر مي رسد توجه روزافزون جامعه علمي به موضوع «سرمايه ي اجتماعي»، گذشته از مدگرايي علمي و آكادميك، به ويژگي بين رشته اي و مفهوم پيچيده آن باز مي گردد.
سرمايه ي اجتماعي از جمله مفاهيم مدرن است كه در گفتمان علوم اجتماعي و محافل سياسي معاصر در سطوح مختلف استفاده شده است. در كلي ترين سطح، سرمايه ي اجتماعي بيانگر توصيف ويژگي هايي از يك جامعه يا گروه اجتماعي است كه ظرفيت سازمان دهي جمعي و داوطلبانه براي حل مشكلات متقابل يا مسايل عمومي را افزايش مي دهد.
گفته مي شود استعاره مكرر به كار رفته در ادبيات سرمايه ي اجتماعي براي معرفي آن، يعني «مهم نيست كه چه مي داني، مهم آن است كه چه كسي را مي شناسي»، دقيقاً بر آشنايي و نتايج حاصل از آن، كه عمدتاً مفروض فايده مندي آن در اكثر مواقع است دلالت دارد. از آن جا كه كنش و واكنش هاي افراد در درون قالب هاي جمعي از قبيل خانواده، گروه، سازمان، نهاد و در كلي ترين شكل آن «ساختار اجتماعي» رخ مي دهد، چنين قالب هايي نيز حاوي سرمايه ي اجتماعي مي گردند. از سويي ديگر، كنش هاي متقابل اجتماعي تنها در قالب روابط دو انسان با هم كه ساده ترين نوع كنش و واكنش است، خلاصه نمي شود و در آن محدوده باقي نمي ماند و در چشم بر هم زدني مجموعه اي در هم تنيده و متكثر از كنش ها و واكنش ها را پديد مي آورد، ازاين روي پاي «شبكه اجتماعي» نيز به ميان مي آيد. نقش «هنجارها و ارزش هاي اجتماعي» در پي ريزي روابط متقابل اجتماعي، نيز مقوله اي است كه سر رشته سخن را از مفاهيم «اعتماد، صداقت و ايثار» به سرمايه ي اجتماعي مي رساند.
در نكات پيش گفته، برخي از مهم ترين مفاهيمي كه به هنگام سخن گفتن از سرمايه ي اجتماعي به كار مي آيند، مطرح شده اند كه هر يك اشكال فوق العاده متنوعي به خود مي گيرند و داراي شدت و گستردگي گوناگوني مي باشند و معاني متفاوتي پيدا مي كنند. علاوه بر آن، سرمايه ي اجتماعي داراي مصداق ها و كاركردهاي متنوعي است. از يك سو به عنوان متغير مستقل به كار مي رود و از سويي ديگر، به متغيري وابسته بدل مي شود كه محصول تغييرات متغيرهاي ديگر است. اين جاست كه عنوان مي شود نخستين گام در مسير شناسايي سرمايه ي اجتماعي و عملياتي نمودن مفهوم آن، معين نمودن مؤلفه ها و عناصر سرمايه ي اجتماعي است و در غير اين صورت سرمايه ي اجتماعي تنها به عنوان يك مفهوم انتزاعي مطرح بوده و كاربرد سياست گذاري و برنامه ريزي نخواهد داشت. و از آنجا كه فرهنگ ايثار و شهادت به عنوان يكي از عناصر و نماگرهاي اصلي سرمايه ي اجتماعي در انديشه ديني مطرح است، در اين نوشتار به بررسي مفهوم ايثار و شهادت و نقش آن در توسعه اقتصادي خواهيم پرداخت.
«سرمايه ي اجتماعي» هم چون «سرمايه انساني» كه از مدت ها قبل در قاموس اقتصاددانان جايي براي خود باز كرده است، از جمله عوامل غير اقتصادي به شمار مي آيد كه به عرصه تحليل هاي اقتصادي راه يافته است. اين مفهوم مي كوشد تا ضمن رفع نارسايي هاي موجود در آن، زمينه را براي ورود مفاهيم، تفكرات و فلسفه هاي غير اقتصادي اي مانند دين، ارزش ها، نهادها و... آماده كند كه از مدتها پيش اذن ورود به اين عرصه را از دست داده بودند. از همين روست كه بسياري از پژوهشگران اين عرصه، پس از مشاهده نا توانايي اغلب نظريات توسعه در كنترل فقر و كاهش فاصله طبقاتي در كشورهاي در حال توسعه و نيز نارسايي نظريات اقتصاد بازار در كشورهاي توسعه يافته در سال هاي اخير و در استانه هزاره سوم، بر سرمايه ي اجتماعي به عنوان حلقه گمشده توسعه اقتصادي تاكيد مي كنند. البته لازم به ذكر است كه مطالعات امروزي حوزه سرمايه ي اجتماعي بر اين امر نيز صحه مي گذارند كه «سرمايه ي اجتماعي» هر چه هست، نبايد در ورطه ساده انگاري و رد و قبول مطلق افتد و به عنوان كليد حل تمامي مشكلات گريبان گير جامعه شناسايي شود.
نكته ي قابل توجه اين كه، بيش تر مطالعات صورت گرفته درباره سرمايه ي اجتماعي در كشورمان، در پي كشف و شناسايي معيارها و شاخص هاي سرمايه ي اجتماعي كه با فرهنگ ديني و ملي ما منطبق باشد نبوده اند. و گويي يك جامعه شرقي، اسلامي و ايراني را با معيارهاي يك جامعه غربي سنجيده اند. غفلت از تفاوت جوامع بشري و يكسان نگري در آن ها و تلاش براي تعميم مفاهيم و معيارهاي ساخته و پرداخته شده در غرب بر همة آن ها، همواره مشكلاتي را در پي داشته است و به نظر مي رسد اكنون نيز در تطبيق و تعميم مفاهيم و مؤلفه هاي سرماية اجتماعي با جامعة ايراني همان اشتباه بار ديگر در حال وقوع است. سرماية اجتماعي اگر وجهي نويافته و انكارناپذير از يك جامعه باشد- كه به راستي چنين است- الزاما در همة جوامع شكل و صورت واحدي ندارد. هويت ملي، پيشينة تاريخي، باورها، دين، دردها و شاديهاي مشترك و سود و زيآن هاي عمومي يك جامعه در چند و چون توليد سرماية اجتماعي آن نقش دارد و لذا نمي توان ميزان سرماية اجتماعي در جوامع مختلف را با شاخصهايي يكسان سنجيد. يكسان نگري در اين گونه مفاهيم و معيارها تنها در صورتي با معنا و قابل تصور است كه خاستگاهي فرابشري و آسماني داشته باشد و از منظري فراتر از قوم و سرزمين و نژادي خاص بدان نگريسته شود(الويري، 1382). و اين در حالي است كه به نظر مي رسد دين مبين اسلام در خصوص مفهوم سرمايه ي اجتماعي دستاوردهاي مناسبي را در اختيار قرار مي دهد كه مي توان با مراجعه به متون و نصوص اسلامي، آن ها را شناسايي نمود. ضرورت اين امر نيز از آن جهت است كه اگر حتي سرمايه ي اجتماعي مفهومي واحد باشد، بدون ترديد داراي مصاديق واحدي در همه جوامع نيست و اقتضاي سرمايه بودن آن اين است كه در هر جامعه اي متناسب با مقتضيات آن جامعه شكل گيرد. بنابراين، اين نوشتار مي كوشد تا با مراجعه به متون و نصوص اسلامي، با معرفي فرهنگ ايثار و شهادت به عنوان يكي از مؤلفه ها و نماگرهاي اصلي سرمايه ي اجتماعي در انديشه ديني، نقش آن را در توسعه اقتصادي ترسيم نمايد. بديهي است كه چنين تلاشي را مي توان گامي در تدوين «نظريه سرمايه ي اجتماعي در انديشه ديني» قلمداد نمود.
با اين اوصاف به نظر مي رسد مناسب باشد در ادامه نخست مروري گذرا بر مفهوم سرمايه ي اجتماعي در انديشه متعارف نموده و سپس مطالعه خود را بر مفهوم ايثار و نقش آن در توسعه اقتصادي متمركز نماييم.
2. نظريه سرمايه ي اجتماعي در انديشه متعارف
1-2 تعريف سرمايه ي اجتماعي
سرمايه ي اجتماعي بر دو مفهوم «سرمايه» و «اجتماعي» استوار گشته و مانند بسياري از مفاهيم علوم اجتماعي داراي مفهومي سهل و ممتنع است؛ زيرا فرد احساس مي كند به خوبي مفهوم آن را درك مي كند ولي در واقع به علت پيچيدگي ها و گستردگي هاي مفهومي درك دقيق آن ميسور نمي باشد. دليل اين امر نيز به قول نان كي ول آن است كه «مفهوم سرمايه ي اجتماعي در حال پديد آمدني دايمي است كه هنوز به فرجام نرسيده است». مباحث پيرامون سرمايه ي اجتماعي آن چنان وسيع گرديده است كه ناگزير با تناقضات گوناگوني همراه شده و ابعاد و جوانب متعددي يافته است. سرمايه ي اجتماعي ابزار سنجش رشد و توسعه اقتصادي، شكاف حكومت و مردم، بهداشت، جرم و جنايت و دها موضوع ديگر است. علاوه بر آن، سرمايه ي اجتماعي داراي مصداق ها و كاركردهاي متنوعي است. از يك سو به عنوان متغير مستقل به كار مي رود و از سويي ديگر، به متغيري وابسته بدل مي شود كه محصول تغييرات متغيرهاي ديگر است. اين جاست كه شناخت دقيق چارچوب مفهومي به ياري آمده و ما را از آشفتگي مفهومي آزاد و به مفهومي همراه با نظمي با معنا و روشمند رهنمون مي سازد. به نظر مي رسد چنين تلاشي براي شناخت چنين چارچوبي، نقطه عزيمت در جهت طرح مسأله «نقش سرمايه ي اجتماعي در توسعه اقتصادي» و در نهايت «شناخت اين مفهوم در متون و نصوص ديني» باشد؛ چرا كه بي ترديد تعيين چارچوب مفهومي در هر موضوع و مسألهاي در ابتداي پژوهش هاي كمي، كيفي و ميداني جهت نظم بخشي و هدايت بحث لازم و ضروري است و اين موضوع در خصوص سرمايه ي اجتماعي، با توجه به چشمانداز مفهومي و مباحث مرتبط با آن دو چندان مي گردد.
از آنجا كه ارائه تعريفي كه برخي از مهمترين وجوه پديده مورد بحث را در بر گيرد، نقطه آغازين در معرفي چارچوب مفهومي است، در اين مقاله عليرغم برخي از كاستي ها در تعريف بانك جهاني از سرمايه ي اجتماعي، اين تعريف را برمي گزينيم چرا كه حاوي نكات ارزشمندي است. بانك جهاني در سال 1998 سرمايه ي اجتماعي را اين گونه تعريف نمود:
«سرمايه ي اجتماعي در جامعه اي مفروض در برگيرنده نهادها، روابط و ارزش هايي است كه بر كنش ها و واكنش هاي مردم حاكماند و در توسعه اقتصادي و اجتماعي سهمي دارند. ليكن سرمايه ي اجتماعي جمع ساده نهادهايي نيست كه جامعه را در بر مي گيرند بلكه، هم چون ملاطي به شمار مي آيد كه نهادهاي ياد شده را به هم پيوند مي زند. سرمايه ي اجتماعي در عين حال در برگيرنده ارزش ها و هنجارهاي مشترك لازم براي رفتار اجتماعي است كه در روابط شخصي افراد، در اعتماد آنان به يكديگر و در حس مشترك مسئوليت هاي مدني منعكس شده است. امري كه جامعه را چيزي بيش تر و فراتر از جمع افراد مي سازد».
دقت و تجزيه و تحليل تعريف فوق، در عين حال كه محل مناقشه و نزاع است ، اجزاي سرمايه ي اجتماعي را آشكار مي سازد. در اين تعريف، بانك جهاني سرمايه ي اجتماعي را در برگيرنده نهادهاي رسمي و غير رسمي، نهاد خانواده، اقتصاد و سياست و فرهنگ مي داند. كنش ها و واكنش ها كه در حقيقت ايجاد كننده نهادها مي باشند، خود بر پايه قواعدي سامان مي يابند كه بيان كننده ارزش ها مي باشند. از سويي ديگر، اين تعريف تاكيد مي نمايد جامعه برآيند و جمع ساده مردماني نيست كه آن را پديد آورده اند، گرچه افراد در كنار هم جامعه را مي سازند، ليكن كاركردهاي يك جامعه، چيزي فراتر از كاركرد انفرادي افراد آن جامعه است. به گونه اي كه مي توان براي جامعه يك هويت منحاز و مستقلي با كاركردهاي مخصوص به خود در نظر گرفت و در اين صورت اين كاركردها صرفاً مستند به جامعه و نه افراد است. در تعريف فوق عليرغم اين كه اشاره شد سرمايه ي اجتماعي هم چون ملاط پيوند دهنده نهادهاي جامعه را به پيوند مي دهد، ليكن به اين نكته كه سرمايه ي اجتماعي به مثابه روغن، تعاملات اجتماعي و ارتباطات نهادي را تسهيل مي نمايد، اشاره اي نشد.
با اين همه به نظر مي رسد، تعريف ارائه شده از سوي بانك جهاني توانسته است اجماعي نسبي در خصوص مفهوم سرمايه ي اجتماعي فراهم آورد. ازاين رو بسياري از تعاريف سرمايه ي اجتماعي را مي توان همسو با تعريف فوق ارزيابي نمود. به عنوان نمونه گروتارت و تيري(Grootaert and Thierry(eds.), 2..2) سرمايه ي اجتماعي را به طور كلي شامل نهادها، روابط، گرايش ها، ارزش ها و هنجارهايي مي دانند كه بر رفتارها و تعاملات بين افراد حاكم است و يا ولكاك و ناريان(Woolcock and Narayan , 2...) سرمايه ي اجتماعي را اين گونه تعريف مي كنند كه سرمايه ي اجتماعي آن دسته از شبكه ها و هنجارهايي است كه مردم را قادر به عمل جمعي مي كند.
در هر صورت در اين پژوهش مراد ما از سرمايه ي اجتماعي مجموعه نظام مند ارزش هاي غير رسمي، هنجارها، قواعد و تعهدات است كه در جامعه استقرار يافته، موجب تسهيل و كارآمدي مناسبات ميان اعضاي آن جامعه شده و ظرفيت هايي براي دستيابي به اهداف خاص ايجاد مي كند. اما توجه به اين نكته را نيز ضروري مي دانيم كه سرمايه ي اجتماعي جمع ساده ي نهادهايي نيست كه جامعه را در بر مي گيرند بلكه هم چون ملاطي به شمار مي آيد كه نهادهاي ياد شده را به هم پيوند مي دهد.
2-2 سير تطور نظريه سرمايه ي اجتماعي
واژه سرمايه ي اجتماعي سابقه ذهني طولاني در علوم اجتماعي دارد و توجه به اين مفهوم تقريباً در زمان پايه گذاري رشته جامعه شناسي وجود داشته است؛ چرا كه اين مفهوم، ايده اي كهن به قدمت انديشه هاي اجتماعي- يعني نياز آدميان به يكديگر و توليد خير مشترك بر اثر روابط اجتماعي- را مورد اشاره قرار مي دهد. به همين دليل اديان الهي و پيامبران عظيمالشان(ع) بر ايجاد و يا احياء متغيرها و عناصر سرمايه ي اجتماعي پافشاري مي نمودند. اساساً اهميت عوامل اجتماعي در پيشرفت جوامع، از زمان‎ هاي بسيار دورتر نيز مورد بحث بوده است؛ به نحوي كه در قديم‎الايام سرمايه‎هاي اجتماعي مانند نظم، اعتماد و… از اصول ارزشمند جامعه به حساب مي‎آمده‎اند(اموري، 1382).
با اين حال، نظريه پردازان اجتماعي كلاسيك به طور دقيق به حوزه هايي كه مفهوم سرمايه ي اجتماعي به آن ها اشاره دارد توجه نكرده اند و يا حداقل به تفصيل آن ها را مورد بررسي قرار نداده اند. به عبارت ديگر، سؤالاتي كه نظريه پردازان كلاسيك مطرح نموده اند، با سؤالاتي كه محققين سرمايه ي اجتماعي مطرح مي كنند تفاوت اساسي دارد. ايده سرمايه ي اجتماعي به پيوندهاي بين سطح خرد تجربيات فردي و فعاليت روزانه و نيز روابط ميان نهادها، انجمن ها و اجتماع توجه دارد .
اما علي رغم توجه جامعه شناسان كلاسيك به ايده ي سرمايه ي اجتماعي، مشهور است كه سابقه اين اصطلاح به معنايي كه امروز به كار مي رود به نوشته هاي ليدا جي. هانيفان (192.) باز مي گردد. او كه سرپرست وقت مدارس ويرجينياي غربي در آمريكا بود در توضيح اهميت مشاركت در تقويت حاصل كار مدرسه، مفهوم سرمايه ي اجتماعي را مطرح كرده و در وصف آن مي گويد: «چيزي ملموس كه بيش ترين آثار را در زندگي روزمره مردم دارد: حسن نيت ، رفاقت، همدلي و معاشرت اجتماعي در بين افراد و خانواده ها كه سازنده ي واحد اجتماعي اند... اگر كسي با همسايه اش، و همسايگان ديگر تماس داشته باشد، حجمي از سرمايه ي اجتماعي انباشته خواهد شد كه ممكن است بلافاصله نيازهاي اجتماعي را برآورده سازد وشايد حامل ظرفيت اجتماعي بالقوه اي باشد كه براي بهبود اساسي شرايط زندگي كل اجتماع كفايت كند»(ولكاك و ناريان، 1384: 534؛ Feldman and Assaf, 1999).
بعد از هانيفان، انديشه سرمايه ي اجتماعي تا چندين دهه ناپديد شد ولي در دهه 195. گروهي از جامعه شناسان شهري كانادايي(سيلي، سيم و لوزلي ، 1956) براي تحليل عضويت حومه نشينان شهري در كلوبها، در دهه 196.، يك نظريه پرداز مبادله (هومانس 1961) و يك استاد مسايل شهري(جاكوبز ، 1961) براي تاكيد بر ارزش جمعي پيوندهاي غير رسمي همسايگان در كلان شهرهاي جديد و در دهه 197. اقتصادداني به نام گلن لوري (1977) براي تحليل ميراث اجتماعي برده داري، آن را دوباره احيا كردند(Putnam and Goss, 2..2:5). شايان توجه است كه هيچ يك از اين نويسندگان از آثار قبلي كه درباره اين موضوع به رشته تحرير آمده بود ذكري به ميان نياورده اند. ولي همگي همان اصطلاح عام سرمايه ي اجتماعي را به كار گرفته اند تا حياتي بودن و اهميت پيوندهاي اجتماعي را در آن خلاصه كنند(ولكاك و ناريان، همان).
پس از لوري و در دهه 198. توجه به ايده سرمايه ي اجتماعي گسترش بيش تري يافت و بسياري از جامعه شناسان از جمله يورام بن پورات، بيكر، گرانووتر و لين در اين دهه تلاش كردند تا چگونگي اثر نهادن سازمان اجتماعي بر كاركرد فعاليت اقتصادي را بررسي كنند. همزمان با گسترش مطالعات پيرامون سرمايه ي اجتماعي از دهه 8. ميلادي به بعد ، تلاش هايي براي مفهوم سازي سرمايه ي اجتماعي صورت گرفت. در اين خصوص مي توان به تئوري «پيوندهاي ضعيف» توسط گرانووتر و «نظريه منابع اجتماعي» از سوي لين اشاره نمود.
علي رغم مطالعات پيش گفته، بسياري از محققين بر اين باورند كه «گسترش و تعميق مفهومي» سرمايه ي اجتماعي و توجه نوين به اين ايده با مطالعات پير بورديو (198. و 1985) در دهه 8. آغاز شد و با شاهكارهاي جيمز كلمن (199.)، رابرت پاتنام (1993) و فرانسيس فوكوياما (1999) با سرعت شگرفي گسترش يافت. پورتس معتقد است كه پير بورديو(1985) نخستين تحليل منظم را، پيرامون سرمايه ي اجتماعي ارائه كرده است(پورتس، 1384: 3.8). بورديو مفهوم سرمايه ي اجتماعي را به عنوان جمع منابع واقعي يا بالقوه اي مي داند كه حاصل شبكه اي با دوام از روابط كمابيش نهادينه شده آشنايي و شناخت متقابل– يا به بيان ديگر، با عضويت در يك گروه– است. شبكه اي كه هر يك از اعضاي خود را از پشتيباني سرمايه جمعي برخوردار مي كند و آنان را مستحق اعتبار مي سازد(بورديو، 1384: 147). بورديو مفهوم سرمايه ي اجتماعي را طي اين سال ها(197. و 198.) گسترش داد، اما در مقايسه با ديگر قسمت هاي نظريه اجتماعي اش خيلي مورد توجه واقع نشد. وي با تفكيك سرمايه هاي اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي بيان مي كند كه، اين سرمايه هاي متنوع هميشه با هم قابل جايگزيني نيستند اما تركيب آن ها مي تواند سرمايه جديدي ايجاد كند(فيلد، 1386: 3.).
از آنجا كه بورديو در تبيين مفهوم سرمايه ي اجتماعي توجه خود را بر دو جنبه متمركز مي كند: الف) فوايدي كه فرد از مشاركت در گروه به دست مي آورد و ب) برقراري ارتباطات اجتماعي عمدي براي فراهم آوردن دسترسي هر چه بيش تر به اين منابع و سود فردي(پورتس، 1384: 3.9)؛ بنابراين ديدگاه وي پيرامون سرمايه ي اجتماعي يك ديدگاه ابزاري صرف است. به عبارتي اگر سرمايه ي اجتماعي نتواند موجب رشد سرمايه اقتصادي شود، كاربردي نخواهد داشت(الواني و سيدنقوي، 1381).
پس از بورديو، جيمز كلمن(استاد جامعه شناسي دانشگاه هاي آمريكا) تلاش نمود تا جامعه شناسي و اقتصاد را در تحت لواي «نظريه كنش عقلاني» با هم سازش دهد(فيلد، 1386: 28). وي در كتاب «بنيان هاي نظريه اجتماعي» (199.) فصل مستقلي را به مفهوم سرمايه ي اجتماعي اختصاص داده است و سرمايه ي اجتماعي را به سان ابعادي از ساختار اجتماعي براي بازيگران سياسي- اجتماعي معرفي كرده كه مي توانند هم چون منبع سرمايه مؤثري براي تحقق خواسته هايشان عمل كنند(كلمن، 1377). كلمن سرمايه ي اجتماعي را بر مبناي كاركرد آن تعريف مي كند و آن را به عنوان يكي از انواع سرمايه در نظر مي گيرد و مي گويد: درست همان طور كه سرمايه فيزيكي به تغييراتي در مواد مختلف براي شكل دادن به ابزارهايي كه كارشان تسهيل توليد است منجر مي شود، سرمايه انساني هم تغييراتي در اشخاص(مهارت هاو قابليت ها) پديد مي آورد كه آنان را قادر مي سازد تا به شيوه هاي تازه اي عمل كنند و به هر حال سرمايه ي اجتماعي باعث تغيير در روابط ميان اشخاص و تسهيل روابط ميان آن ها مي شود(همان). وي هم چنين در مقاله اي با عنوان «نقش سرمايه ي اجتماعي در ايجاد سرمايه انساني» (1988) به گسترش مفهوم سرمايه ي اجتماعي و هم چنين عوامل ايجاد كننده آن مي پردازد و بيان مي كند كه سرمايه ي اجتماعي و سرمايه انساني معمولا مكمل يكديگر هستند(كلمن، 1384).
پاتنام براي مطالعه كاركرد سازمان هاي منطقه‎اي ايتاليا به عنوان متغير وابسته، دو متغير مستقل يعني رشد اقتصادي و سرمايه ي اجتماعي را در نظر گرفت. براي سنجش رشد اقتصادي از شاخص‎هاي اقتصادي مرسوم مانند ميزان باسوادي، ميزان اشتغال در بخش صنعت و غيره بهره جست و براي سنجش سرمايه ي اجتماعي از سه شاخص آگاهي، مشاركت و نهادهاي مدني استفاده نمود. پاتنام در مطالعه خود به اين نتيجه رسيد كه شرايط اجتماعي، اقتصادي، سياسي و فرهنگي متفاوت شمال و جنوب ايتاليا، به ويژه به لحاظ وجود سنت‎هاي مدني پايدار و همه‎گير در شمال ايتاليا افراد را در شبكه‎هاي روابط اجتماعي در قالب انجمن‎ها، باشگاه ها، احزاب و مانند آن ها قرار مي‎دهد و همكاري ميان آن ها را تسهيل مي‎كند(پاتنام، 1377).
وي سپس مطالعات خود را متمركز در ايالات متحده نمود. پيام پاتنام در مقالاتش در طول دهه 199.، پيامي ثابت بود: سرمايه ي اجتماعي آمريكا در حالت نزولي قرار داشته و عامل اصلي آن ظهور تلويزيون مي باشد(Olken, 2..7; Putnam, 1993; Putnam, 1995& Putnam, 1996). پاتنام در واقع معتقد است: «سرمايه ي اجتماعي اغلب محصول جانبي ديگر فعاليت هاي اجتماعي مي باشد. اين سرمايه به طور معمول در پيوندها، هنجارها و اعتمادها تشكيل مي شود و از يك شرايط اجتماعي به شرايط ديگر انتقال پذير است». (پاتنام، 1384: 95)
مباحث و مطالعات فرانسيس فوكوياما(1999)، استاد رشته سياست گذاري عمومي در دانشگاه جرج ماسون و فيلسوف سياسي، پيرامون سرمايه ي اجتماعي نيز مانند پاتنام در سطح كلان دنبال شده است. او سرمايه ي اجتماعي را در سطح كشورها و در ارتباط با رشد و توسعه اقتصادي آن ها مورد بررسي قرار داده است. بنابراين تعريف او از سرمايه ي اجتماعي نيز طبعاً يك تعريف جمعي بوده و سرمايه ي اجتماعي به منزله دارايي گروه ها و جوامع تلقي مي گردد. فوكوياما بر خلاف ديگر نظريه پردازان سرمايه ي اجتماعي صرفاً بر خصلت جمعي سرمايه ي اجتماعي تاكيد مي نمايد(فوكوياما، 1385: 13). فوكوياما طي مصاحبه اي نيز ادعا مي كند درون جامعه اي كه اعتماد در سطح پايين قرار دارد ممكن است سياستهاي كلان اقتصادي صحيح باشد، اما اگر نهادهاي مورد اعتماد مردم در اين جامعه وجود نداشته باشد سياستهاي دولت با شكست مواجه مي شود(فوكوياما، 1382).
بن فاين نيز كه عمدتاً نسبت به تئوري سرمايه ي اجتماعي، به ويژه قرائت پاتنامي آن، منتقد است معتقد است سرمايه ي اجتماعي واكنشي است عليه سلطه نئوكلاسيك هاي ارتدوكس بر عرصه اقتصاد كه بامدلهاي رياضي، روش هاي آماري و تكيه بر عقلانيت منفعت پرستانه شخصي سعي در تحليل رفتار انساني و در نتيجه ارائه الگوها و مدل هاي گوناگون براي حل معضلات اقتصادي داشت. رويكردهاي غير پولي را تحمل نمي كرد و عرصه را بر ساير شاخه هاي علوم اجتماعي تنگ كرده بود آن ها را حتي به عنوان علم قبول نداشت(فاين، 1385). تلاش هاي وي نيز در راستاي مفهوم سازي سرمايه ي اجتماعي قابل تامل مي باشد.
علي رغم گسترش مفهوم سرمايه ي اجتماعي توسط افرادي كه در بالا ذكر شد، ذكر اين نكته نيز ضروري است كه سرمايه ي اجتماعي از تحولات فرهنگي در علوم اجتماعي نيز سود جسته است. همگام با توجه فزاينده اي كه به وجوه فرهنگي رفتار اجتماعي شده است، رشد قابل توجهي هم در گرايش به آنچه سطح خرد رفتار و تجربه فردي ناميده مي شود صورت گرفته است. تعداد قابل توجهي از علماي اجتماعي برجسته جامعه شناسي، نگاهي دقيق به اعتماد و صميميت به عنوان دو نمونه نزديك به مفهوم سرمايه ي اجتماعي داشته اند. با اين كه بيش تر اين نويسندگان مطالب كمي درباره سرمايه ي اجتماعي به معناي امروزي آن گفته اند اما دغدغه هاي آن ها نشان مي دهد كه توجهي به تعامل روزمره و كيفيت روابط بين فردي داشته اند. اين زمينه عمومي دغدغه روشنفكرانه، پيش زمينه اي را براي افزايش توجه عالمان اجتماعي به مقوله سرمايه ي اجتماعي فراهم مي آورد(فيلد، 1386: 18).
3-2 مؤلفه ها و نماگرهاي سرمايه ي اجتماعي در انديشه متعارف
همگام با توسعه مفهومي سرمايه ي اجتماعي تلاش هايي جهت اندازه گيري سرمايه ي اجتماعي صورت گرفت. نقطه عطف اين مطالعات، نقدي بود كه سولو (Solow, 2...) نسبت به اطلاق عنوان «سرمايه» در مفهوم سرمايه ي اجتماعي وارد كرد. وي اظهار داشت اگر سرمايه ي اجتماعي چيزي بيش از يك شعار باشد، مقدار آن به هر صورت، مي بايست قابل اندازه گيري باشد، ولو غير دقيق. اما همچنان كه در تعريف سرمايه ي اجتماعي به ندرت مي توان اتفاق نظر ميان صاحبه نظران يافت، روش هاي اندازه گيري سرمايه ي اجتماعي نيز بسيار است و يك روش عمومي براي آن معرفي نشده است. با اين همه مروري بر پژوهش هاي متعدد در اين زمينه نشان مي دهد كه شناسايي اجزاء سرمايه ي اجتماعي از نخستين مراحل اندازه گيري و ارزيابي سرمايه ي اجتماعي است. به عبارت ديگر نخستين گام در مسير شناسايي سرمايه ي اجتماعي و عملياتي نمودن مفهوم آن، معين نمودن مؤلفه هاو عناصر سرمايه ي اجتماعي است و در غير اين صورت سرمايه ي اجتماعي تنها به عنوان يك مفهوم انتزاعي مطرح بوده و كاربرد سياست گذاري و برنامه ريزي نخواهد داشت.
چنانچه از تعاريف مختلف سرمايه ي اجتماعي بر مي آيد، اعتماد يكي از اصلي ترين شاخص ها و مؤلفه هاي سرمايه ي اجتماعي است. پاتنام(Putnam, 1993) سرمايه ي اجتماعي را عبارت از ويژگي هاي زندگي اجتماعي، شبكه ها، هنجارها و اعتماد بين گروه هايي مي داند كه مشاركت كنندگان در اين گروه ها را قادر به كار مؤثرتر با يكديگر براي تعقيب اهداف مشترك مي كند. چنانچه از اين تعريف و ساير تعاريف سرمايه ي اجتماعي به روشني قابل دريافت است، اعتماد به عنوان يكي از مفاهيم كليدي و پايه هاي اصلي نظريه سرمايه ي اجتماعي در انديشه متعارف، به رغم تنوع مفهومي آن، مطرح است. فوكوياما اعتماد را به عنوان يك پيش نگري در داخل يك جامعه منظم، صادق و همراه با رفتار مشاركتي كه بر اساس هنجارهاي مشترك پايه ريزي شده است، تعريف مي كند. مفهوم اعتماد ممكن است براي پيش نگري رفتار يك شريك با توجه به تعهدات و الزامات او و امكان پيش بيني رفتار او در مذاكرات و تعاملات بيان شود، گرچه او ممكن است با رفتار فرصت طلبانه نيز مواجه باشد(فوكوياما، 1384). به طور خلاصه مي توان گفت اعتماد باور به عملي است كه از ديگران انتظار مي رود(رحماني و اميري، 1386).
مشاركت مدني يكي ديگر از نماگرهاي سرمايه ي اجتماعي است؛ كه گاه در ادبيات «سرمايه ي اجتماعي و توسعه اقتصادي» از آن به «همكاري اجتماعي» نيز ياد شده است. مشاركت عمومي نيز مانند اعتماد، از آن دسته از مؤلفه هاي سرمايه ي اجتماعي است كه در بسياري از تعاريف و نظريه پردازي ها، بر آن تاكيد ويژه اي رفته است. ناك و كيفر(Knack & Keefer, 1997) در اثري با عنوان «آيا سرمايه ي اجتماعي منافع اقتصادي دارد؟» با استفاده از داده هاي پيمايش «بررسي جهاني ارزش ها» همكاري اجتماعي را به همراه اعتماد، براي پاسخ به سؤال پژوهش خود، اندازه گيري نموده اند و اين نشان مي دهد كه مشاركت عمومي و همكاري اجتماعي از مؤلفه هاي كليدي نظريه سرمايه ي اجتماعي به حساب مي آيند. هم چنين كلمن در مقاله خود با توجه به كاركرد مشاركت عمومي در جريان يافتن اطلاعات در سراسر ساختار اجتماعي، بر اهميت اين مؤلفه در نظريه سرمايه ي اجتماعي تاكيد كرده است(كلمن، 1384).
از بررسي مطالعات انجام شده پيرامون مؤلفه مشاركت مدني و مشاركت اجتماعي، اين گونه برداشت مي شود كه مراد از آن، ميزان و نحوه شركت در محافل، انجمن ها، سازمان هاي غير دولتي، احزاب، انتخابات، مراسم شادي و ترحيم، رفتن به سينما، پارك، كوه و غيره به صورت دسته جمعي و... است(Bullen & Onyx, 1998; Grootaert & Others, 2..5). نكته ديگر در خصوص مؤلفه مشاركت عمومي اين است كه برخي از مطالعات ميان مشاركت عمومي رسمي(مانند شركت در اتحاديه ها و انجمن ها) و مشاركت عمومي غير رسمي(مانند مشاركت در امور خيريه) تمايز قائل شده، بر اهميت و كاركردهاي ويژه مشاركت هاي غير رسمي تاكيد مي كنند.
آگاهي و توجه به امور عمومي مانند آگاهي نسبت به امور سياسي، اجتماعي و... نيز يكي ديگر از مؤلفه هاي سرمايه ي اجتماعي است كه به هنگام عملياتي نمودن مفهوم سرمايه ي اجتماعي از آن نام مي برند. فالك و كيلپاتريك(Falk & Kilpatrick, 1999) در مطالعه خود، اين مؤلفه را به عنوان يكي از شاخص هاي سرمايه ي اجتماعي در نظر گرفتند. عنوان مي شود كه هر چه ميزان آگاهي عمومي در جامعه بيش تر باشد، سرمايه ي اجتماعي نيز در آن جامعه بيش تر خواهد بود. ميزان دسترسي به اطلاعات و نحوه اطلاع رساني در سطح جامعه، ميزان كتاب خواني و روزنامه خواندن از جمله شاخص هايي است كه براي اندازه گيري آگاهي عمومي در جامعه به كار مي رود.
به نظر مي رسد كه اغلب مدل سازي هاي سرمايه ي اجتماعي با توجه به اين سخن پاتنام كه مي گويد: «سرمايه ي اجتماعي به معناي مشخصه هاي خاص يك سازمان اجتماعي نظير اعتماد، هنجارها و شبكه ها ست كه مي تواند با تسهيل كنش هاي هماهنگ، كارايي جامعه را افزايش دهد»(پاتنام، 1384: 95) سامان يافته اند و هر يك از اجزا اين تعريف معرف ميزان سرمايه ي اجتماعي قرار گرفته اند. ازاين رو كافي است تا براي برآورد ميزان سرمايه ي اجتماعي در يك منطقه، فقط گستره شبكه يا شبكه هاي موجود را اندازه گرفته و در يك رابطه مستقيم، اندازه سرمايه ي اجتماعي را سنجيد. شبكه هاي اجتماعي توسعه يافته تر نشان دهنده سرمايه ي اجتماعي بيش تر و بالعكس، شبكه هاي كم تر توسعه يافته نشانه نقصان سرمايه ي اجتماعي هستند. زيرا «سرمايه ي اجتماعي مجموع منابع حقيقي يا مجازي در دسترس يك فرد يا گروه است كه اين افراد به واسطه برخورداري از شبكه اي با دوام از روابط فهم و درك متقابل و كم و بيش نهادينه شده آن را به دست آورده اند. »(فيلد، 1386: 16)
لازم به ذكر است كه، روش هاي به كار رفته براي شناخت، تبيين و اندازه گيري سرمايه ي اجتماعي عمدتاً از يك نقصان قابل توجه برخورداند و آن اين كه، از سرمايه ي اجتماعي تلقي يك كل نداشته اند و با اندازه گيري اجزاء و جمع ساده آن ها و تسري اين اندازه گيري به كل، مقادير حاصل را به نام سرمايه ي اجتماعي معرفي مي كنند. اين در حالي است كه عناصر تشكيل اين سرمايه، داراي ارتباط متقابل مي باشند و درك روشني از آن ميسر نخواهد شد مگر آنكه در قالب يك مجموعه به هم پيوسته به آن نگريسته شود؛ به گونه اي كه بتوان اثرات متقابل نماگرهاي گوناگون بر يكديگر را لحاظ نمود.
3. ايثار و شهادت، نماگرهاي سرمايه ي اجتماعي در انديشه ديني
همان طور كه پيش تر نيز ذكر شد، شناخت سرمايه ي اجتماعي مستلزم شناخت مؤلفه ها و اجزاء آن است؛ به عبارت ديگر، مفهوم سرمايه ي اجتماعي در صورتي كه در قالب مؤلفه ها و اجزاء آن شناسايي نشود، اولا مفهومي انتزاعي خواهد بود و ثانياً كاربردي به جهت سياست گذاري نخواهد داشت. هم چنين بيان شد كه سرمايه ي اجتماعي به مثابه «يك كل به هم پيوسته» مطرح است و جمع افقي مؤلفه هاي آن لزوما دستاوردي به عنوان سرمايه ي اجتماعي نخواهد داشت؛ بلكه تركيبي از اين مؤلفه ها با استفاده از روش هاي پيچيده رياضي(مانند منطق فازي و شبكه عصبي) مي تواند در اين خصوص راه گشا باشد. با اين همه، نقطه عزيمت براي شناسايي سرمايه ي اجتماعي در ديدگاه اسلام و كاركردهاي ويژه آن، پس از بيان روشن و صريحي از مفهوم سرمايه ي اجتماعي، شناسايي مؤلفه ها و نماگرهاي آن مي باشد؛ چنانچه نظريات متعارف سرمايه ي اجتماعي نيز براي اين منظور اينچنين رفتار كرده اند.
با توجه به تعريف سرمايه ي اجتماعي، كه در اين نوشتار اختيار نموديم، به نظر مي رسد مراجعه به متون و نصوص اسلامي دستاورد روشني در خصوص شناسايي مؤلفه ها و نماگرهاي سرمايه ي اجتماعي در انديشه ديني به فراهم آورد. به ديگر سخن، مروري بر منابع ديني مؤلفه هايي را آشكار مي سازد كه به روشني در راستاي توليد، انباشت و تقويت سرمايه ي اجتماعي در جامعه ديني عمل مي كنند. در اين مسير گاه با نماگرهايي روبه رو خواهيم شد كه با شاخص هاي سرمايه ي اجتماعي در انديشه متعارف قرابت و نزديكي دارد؛ و گاه اين مؤلفه ها از انديشه متعارف بسيار فاصله گرفته، مرز معيني ميان «نظريه سرمايه ي اجتماعي در انديشه متعارف» و «سرمايه ي اجتماعي از ديدگاه اسلام» ترسيم مي نمايد. «فرهنگ ايثار و شهادت» از آن دسته مفاهيم ناب اسلامي است كه مرز روشني ميان نظريات سرمايه ي اجتماعي از منظر اسلام و انديشه متعارف ترسيم مي نمايد و به عنوان يكي از مؤلفه هاي سرمايه ي اجتماعي در انديشه ديني، اسباب تسهيل كنش هاي اجتماعي را در جامعه فراهم مي آورد.
ذكر اين نكته نيز ضروري به نظر مي رسد كه بر خلاف نظريه متعارف، نظريه سرمايه ي اجتماعي در انديشه ديني در خصوص چگونگي خلق و توسعه سرمايه ي اجتماعي در جامعه توصيه هاي روشني دارد و اين در حالي است كه نظريه متعارف پيامدي صريح در اين خصوص ندارد و بسته به بستر بحث، توصيه هايي را ذكر مي كند.
1-3. فرهنگ ايثار و شهادت
ايثار در لغت به معني برگزيدن، عطاكردن، غرض ديگران بر غرض خويش مقدم داشتن، منفعت غير را بر مصلحت خود مقدم داشتن(دهخدا، ۱۳۷۷، ج۳: ۳۶۸) و نيز به معني بذل كردن، ديگري را برخو د برتري دادن و سود او را بر سود خود مقدم داشتن وخود را براي آسايش ديگران به رنج افكندن آمده است(عميد، 1382).
با مروري بر منابع ديني درمي يابيم ايثار كه داراي مراتب و درجات گسترده اي است؛ از ايثار در مال به معناي از خودگذشتگي در اموال گرفته تا عالي ترين مرتبه ايثار كه همان ايثار جان و جهاد در راه خدا مي باشد. ايثار در مال مي تواند تا آنجا پيش رود كه ديگران نيز در اموال انسان شريك باشند و همان گونه كه خود در آن اموال تصرف مي كند، ديگران نيز اين چنين باشند.
آيات متعددي از قرآن كريم و روايات فراواني از ائمه معصومين(عليهم السلام) بر اين مفهوم ناب تاكيد دارند. بدون ترديد در كنار آثار و بركات فراواني كه بر اين مؤلفه بار است، كاهش هزينه تعاملات و قراردادهاي اجتماعي و تسهيل كنش هاي هدفنمد اجتماعي از نتايج پر ثمر فراگيري اين فرهنگ در جامعه است. از همين رو ست كه ايثار را به عنوان يكي از مؤلفه هاي اساسي در نظريه سرمايه ي اجتماعي از منظر اسلام معرفي مي كنيم. شواهد تاريخي نيز بر اين مدعا صحه مي گذارد؛ چنانچه در سال هاي نخست هجرت پيامبر(ص)، نحوه تعامل انصار با مهاجرين آن گونه است كه خداوند متعال آنان را به واسطه ايثار و از خودگذشتگي شان(ولو اين كه خود بدان نيازمندند) در زمره رستگاران معرفي مي نمايد: كساني كه پيش از قدوم مهاجران، خود [در مدينه] خانه داشتند و دل به ايمان دادند، مهاجران را كه [همه چيز خويش را مكه رها كردند و] نزد ايشان آمدند دوست مي دارند، و به آنچه به آنان داده شد [از غنائم] در دل خود نيازي نمي يابند، و هر چند به چيزي نيازمند باشند هجرت كنندگان را بر خود مقدم مي دارند؛ و آن كسان كه خود را از بخل ورزيدن رها سازند، همانان رستگارند(حشر، 9). هم چنين آيات آغازين سوره دهر كه اشاره اي تاريخي به ايثار و از خودگذشتگي اميرالمومنين علي(ع)، دخت مكرم پيامبر اسلام(س) و فرزندان والامقامشان(عليهم السلام) دارد، نشان مي دهد كه ايثار براي خدا، گرفتاري ها و عسرت روز قيامت را بر طرف ساخته و چهره ها در آن روز شاد گرداند .
ايثار در مفاهيم ديني از جايگاه برجسته اي برخوردار است؛ چنانچه امير المومنين(ع) ايثار را بالاترين درجه ايمان(التميمي الامدي، 1366: 22) و زيور زهد برشمرده اند(الكراجكي، 141.ق، ج1: 299). امام صادق(ع) نيز ايثار را هنگامي كه ابان ابن تغلب(از ياران امام) در سؤالي از حق مومن مي پرسد، اين چنين توصيف مي فرمايد: « اي ابان مالت را با او نصف كن. ابان مي گويد: سپس امام(ع) به من نگاه كرد و چون دريافت كه چه حالي به من دست داده است، فرمود: اي ابان آيا از آن آگاه نيستي كه خداي بزرگ درباره كساني كه ايثار مي كنند چه فرموده است؟ گفتم: فدايت شوم، چرا. آنگاه فرمود: هنگامي كه مالت را با او نصف كني، ايثار نكرده اي؛ بلكه تو و او با يكديگر برابريد. هنگامي ايثار كرده اي كه از نصف ديگر مال نيز به او ببخشي. »(الكليني، بي تا، ج2: 172) هم چنين امام حسن(ع) خصلت ايثار و از خودگذشتگي را نشانه ي شيعه بودن برمي شمرند و خطاب به فردي كه خود را شيعه امير المومنين(ع) معرفي مي كرد، مي فرمايند: اي بنده خدا، تو از شيعيان(پيروان) علي نيستي؛ بلكه از دوستان اويي، شيعه علي... آن كسانند كه برادرانشان را بر خود ترجيح مي دهند، هر چند تنگدست باشند... و شيعيان علي آن كسانند كه در احترام گذاري به برادران مومن خويش به علي اقتدا مي كنند... (المجلسي، 1371، ج68: 163-162). در تعبير مشابهي از امام باقر(ع) نيز خطاب به مردي كه بر ديگري فخر كرده بود كه از شيعيان خاندان پاك نبوت(ص) مي باشد، آمده است كه: آيا بيش تر دوست داري كه مالت را خرج خود كني يا به برادران ديني خود ببخشي؟ و آن شخص گفت: دوست دارم كه به مصرف خود برسانم. سپس امام(ع) فرمود: پس تو از شيعيان ما نيستي. ما آن مال را كه به برادران ديني ببخشيم بيش تر دوست مي داريم؛ تو بگو ما از دوستداران شمايم و از كساني كه اميدوارم با محبت شما نجات پيدا كنم(المجلسي، همان: 156).
چنانچه پيش تر نيز ذكر شد، ايثار در مال مي تواند تا آنجا پيش رود كه شخص، ديگران را در مال خود شريك كند و به تعبير روايات، با برادران ديني خود به «مواسات» رفتار كند. امام علي(ع) در اين زمينه مي فرمايد: برترين مرتبه جوانمردي، به برادران مال بخشيدن و همسان آنان زندگي كردن است(التميمي الامدي، 1366: 98). در روايت ديگري از امام حسن عسكري(ع)، معناي زكات اين چنين ذكر شده است كه: يعني هم از مال، هم از مقام(ونفوذ اجتماعي) و هم از توان بدني زكات دهيد و زكات مال به اين است كه برادران مومن خويش را در مال خود شريك سازي(حكيمي، 1384، ج5: 159). امام صادق(ع) نيز در تفسير آيه «و عملوا الصالحات» در سوره عصر، عمل صالح را به معناي مواسات با برادران ديني مي داند(حكيمي، همان: 16.). هم چنين در روايت ديگري از آن حضرت(ع)، در سفارش به يكي از يارانشان، ايثار و مواسات بين برادران ديني، حق مومنان بر يكديگر معرفي شده است و تاكيد مي شود كه بايستي در اين راه، حتي جان خويش را نيز فداي برادر مومن خويش كند:... اي ابوهارون! خداي متعال سوگند ياد كرده است كه سه دسته از مردم را در بهشت خود ساكن نكند؛ آنكه سخن خدا را رد كند، آنكه پيشواي هدايت را قبول نداشته باشد و آنكه حق شخص مومني را منع كند. سپس ابوهارون خطاب به امام صادق(ع) مي گويد: بايد از اضافه مال خود به او بدهد؟ و امام(ع) در پاسخ مي فرمايند: جانش را بايد(در راه برادر مومن) بدهد و اگر مسلماني نسبت به او از جان خود دريغ كند، از او نيست و شريك شيطان است(الصدوق، 1382، ج1: 228).
و كوتاه سخن آنكه اين درجه از ايثار مال، آنچنان كه از روايات متعدد معصومين(عليهم السلام) بر مي آيد، يكي از مشخصه هاي اصلي دينداري و ملاك سنجش شيعيان به حساب مي آيد؛ همچنان كه امام صادق(ع) مي فرمايد: شيعه ما را با سه چيز امتحان كنيد: خواندن نماز به وقت و چگونگي مداومت بر آن، حفظ اسرار ما و چگونگي پنهان داشتن آن ها از دشمنان ما و مواسات مالي با برادران خويش و چگونگي اجراي آن(المجلسي، 1371، ج74: 391).
همان گونه كه پيش تر نيز ذكر آن رفت، ايثار داراي درجات گسترده اي است و آنچه كه تا كنون در اين خصوص با عنايت به روايات اهل بيت(عليهم السلام) بيان شد، گوياي مراحل نخستين ايثار است كه بسيار ارزشمند و مورد تاكيد مي باشد و آثار و بركات فراواني براي جامعه اسلامي به ارمغان خواهد داشت؛ اما بي شك والاترين مرتبه ايثار، شهادت و جان خود را در كف اخلاص گذاشتن در عرصه هاي مجاهدت در راه خداست. اين جاست كه مجاهد به وظيفه خود كه حضور در صحنه پيكار حق عليه باطل است عمل مي كند و با تمام توان در صدد محو باطل برمي آيد؛ سرانجام كار هر چه باشد، محبوب اوست. خواه بدون هيچ گونه آسيبي از صحنه جهاد خارج شود و در انتظار كارزاري ديگر و ايفاي وظيفه در نوبتي ديگر باشد؛ خواه مجروح و مصدوم گردد و يا اين كه اعضاي بدن خويش را در راه دوست قرباني نمايد؛ و خواه اين كه در اين بازار پر رونق لقاء الهي به فوز عظيم شهادت نائل آيد.
جهاد كه با تاريخ اسلام عجين شده است و از آموزه هاي مهم ديني به شمار مي رود، همواره انسان را لبريز از لطف ايثار و شهادت مي كند. موضوع جهاد در اسلام از چنان جايگاه عظيم و رفيعي برخوردار است تا آن جا كه در قرآن هم رديف ايمان محسوب شده و كسي كه به آن مبادرت ورزد، از مواهب الهي هم چون رحمت و بخشش و رضايت و بهشت برينش بهره مند مي گردد .
جهاد و شهادت در راه خدا داراي ابعاد و زواياي متعددي است كه شرح تمامي آن ها در اين نوشتار ميسور نيست؛ اما يكي از مواردي كه ما را بر اين داشت تا اين مؤلفه را به عنوان يكي از نماگرهاي نظريه سرمايه ي اجتماعي در انديشه ديني شرح دهيم اين است كه، توصيه به جهاد و حضور در جنگ ها از سوي شارع مقدس و در واقع تشويق و ترغيب جامعه اسلامي به جهاد، مشاركتي آگاهانه در حفظ تماميت جامعه اسلامي و كيان دين الهي است. چرا كه جهاد نه هر پيكاري را گويند؛ بلكه جهاد نبردي است كه «در راه خدا» باشد و نه «در راه طاغوت» . به همان ميزان كه جهاد در راه خداوند ممدوح و پسنديده است، جهاد در راه غير خدا كه ضرورتاً جهاد در راه طاغوت خواهد بود، قبيح، ناپسند و منفور است و كشته در راه طاغوت نه تنها بهره اي از حيات ابد نخواهد برد؛ بلكه مسئوليت عظيم اين انتحار تا ابد، هم چون طوقي بر گردن او سنگيني مي كند.
مروري بر تاريخ صدر اسلام و بازخواني غزوات و سريه هاي آن گوياي مشاركت عمومي و سرمايه ي اجتماعي بالاي آن دوران است؛ چرا كه اجتماع مسلمانان در فواصل كوتاه زماني ميان جنگ هاي صدر اسلام، خود بيانگر مشاركت عمومي بسيار زياد مسلمانان است؛ چنانچه در اين فاصله كوتاه، مجاهدان در راه خدا علاوه بر رسيدگي به امورات خانواده و ترميم خسارات ناشي از جنگ، خود را براي كارزاري ديگر آماده مي نمودند.
بنابراين آنچه كه در اين پژوهش مورد تاكيد مي باشد، نقش جهاد به عنوان يكي از اساسي ترين فرائض و نهادهاي ديني است به گونه اي كه امير المؤمنين (ع) در خصوص آن مي فرمايد: « جهاد در راه خدا، دري از درهاي بهشت است، كه خدا آن را به روي دوستان مخصوص خود گشوده است. جهاد، لباس تقوا، و زره محكم، و سپر مطمئن خداوند است، كسي كه جهاد را ناخوشايند دانسته و ترك كند، خدا لباس ذلّت و خواري بر او مي‏پوشاند، و دچار بلا و مصيبت مي‏شود و كوچك و ذليل مي‏گردد، دل او در پرده گمراهي مانده و حق از او روي مي‏گرداند، به جهت ترك جهاد، به خواري محكوم و از عدالت محروم است. »(نهج البلاغه، ص 75)
جهاد در فرهنگ اسلامي كه با انگيزه هاي الهي، «في سبيل الله» و براي مقابله با ظلم و ظالم، مشاركتي همگاني را به همراه خواهد داشت به گونه اي كه مجاهد في سبيل الله حاضر است براي دفاع از جامعه اسلامي و مسلمانان جان شريف خود را دركف اخلاص نهاده و بدين ترتيب در حفظ ارزش هاي الهي و انساني مشاركت تمام و كمال خود را به منصه ظهور برساند. بدون ترديد، چنين نهاد مقدسي، ارتباطات اجتماعي را تسهيل مي نمايد و زمينه را براي خلق سرمايه ي اجتماعي فراهم مي آورد.
آيات و روايات در اين خصوص بسيار فراوانند كه در اين جا تنها به چند مورد از آن ها اشاره مي شود. نكته قابل توجه اين كه، هنگامي كه قرآن از جهاد و قتال سخن مي گويد، جهات متفاوتي از آن را مورد ملاحظه قرار مي دهد: گاه مسلمانان را به جهاد دعوت مي كند(توبه، 41)؛ گاه آن ها را به جهاد ترغيب مي كند(انفال، 65)؛ گاه از مقام و منزلت مجاهد و شهيد در راه خدا سخن مي گويد(آل عمران، 169؛ بقره، 154)؛ گاه بر وجوب جهاد تاكيد مي كند(بقره، 216)؛ گاه از پاداش و اجر عظيم آنان سخن مي گويد(نساء، 74)؛ گاه از درجات رفيع مختص آنان سخن به ميان مي آورد(نساء، 96-95) و گاه معامله خدا با مجاهد را گوشزد مي كند(توبه، 111) كه در تمامي اين موارد مي توان اهميت جهاد و لزوم شركت در جنگ ها را از ديدگاه قرآن كريم به روشني دريافت. حس مسئوليت عمومي و از خودگذشتگي براي حضور در جهاد في سبيل الله جهت زنده نگه داشتن ارزش ها و آرمان هاي اسلامي و محافظت از حدود و ثغور جامعه اسلامي، مي تواند يكي از مؤلفه هاي مهم سرمايه ي اجتماعي يعني مشاركت عمومي را بيش از پيش افزايش داده و بهبود بخشد.
مرحوم علامه طباطبايي در تفسير شريف الميزان ذيل آيه شريفه          (بقره، 156) بحث بسيار ارزشمندي را تحت عنوان اخلاق مطرح مي¬نمايند. چكيده كلام ايشان(الطباطبايي، 1417ق، ج1: 359-355) اين است كه راه منحصر به فرد كسب اخلاق حسنه تكرار اعمال نيك است كه آن هم از سه طريق زيرقابل تحصيل مي¬باشد:
طريق اول توجه به فوايد دنيوي فضايل و تحسين افكار عمومي است. اين طريق، همان طريق معهودي است كه علم اخلاق يونان بر آن اساس بنيان گذاشته شد. ولي قرآن كريم بنيان اخلاق را مدح و ذم مردم قرار نداده تا لازم باشد انسان براي كسب اخلاق نيكو نظر عامه مردم را در ارتباط با ممدوح و يا مذموم بودن اشياء بداند. گرچه در برخي از آيات منافع دنيايي اعمال نيك مطرح شد ولي در حقيقت برگشت آن فوايد به منافع و ثواب اخروي است.
طريق دوم طريق انبياست. در اين طريق آدمي فوايد اخروي اعمال نيك را در نظر مي¬گيرد. در برخي از آيات اين طريقه مطرح شد. در اين طريقه اخلاق از راه غايات اخروي اصلاح و تهذيب مي¬شود.
طريقه سوم مخصوص قرآن كريم است و در هيچ يك از كتب آسماني كه تا كنون به دست ما رسيده يافت نمي¬شود. در اين طريق دل انسان به گونه¬اي با علوم و معارف الهي پرمي¬شود كه جايي براي رذايل اخلاقي باقي نمي¬ماند.
توضيح اين كه هر عملي كه انسان براي غير خدا انجام دهد، منظوري از آن عمل در نظر دارد، يا براي آن است كه در انجام آن عزتي سراغ دارد و مي خواهد آن را بدست آورد و يا بخاطر ترس از نيرويي آن را انجام مي دهد، تا از شر آن نيرو محفوظ بماند. قرآن كريم هم عزت را منحصر در خداي سبحان كرده، و فرموده:(• •  •، عزت همه‏اش از خداست) ، و هم نيرو را منحصر در او كرده و فرموده:(•   ، نيرو همه‏اش از خداست) . كسي كه به اين دين و به اين معارف ايمان دارد، ديگر در دلش جايي براي ريا و سمعه و ترس از غير خدا و اميد به غير خدا و تمايل و اعتماد به غير خدا، باقي نمي‏ماند.
در سايه اين تفكر والا و برجسته است كه انسان هيچگونه احساس استقلال در خود و متعلقات مربوط به خود نمي¬كند. ديگر چنين انساني نه تنها غير خدا را اراده نميكند بلكه نمي‏تواند غير او را اراده كند و نميتواند در برابر غير او خضوع كند، يا از غير او بترسد يا به غير او اميد داشته باشد يا به غير او به چيز ديگري سر گرم شده و از چيز ديگري لذت و بهجت بگيرد يا به غير او توكل و اعتماد نمايد و يا تسليم چيزي غير او شود و يا امور خود را به چيزي غير او وا بگذارد.
آياتي نظيراينك خدا است كه پروردگار شماست معبودي جز او كه خالق هر چيز است نيست(انعام، 1.2)، خدايي را كه هر چه را آفريد نيكويش كرد(سجده، 7)، همه وجوه در برابر حي قيوم خاضع است(طه، 111)، همه در طاعت وي‏اند(بقره، 116)، آيا اين براي پروردگارت بس نيست، كه بر هر چيز ناظر است(فصلت، 53)، بشارت ده به استقامت كنندگان آن ها كه هر گاه مصيبتي به ايشان مي رسد، مي گويند: ما از آنِ خدائيم و به سوي او بازمي گرديم(بقره، 156)، بيانگر تام و تمام اين فرهنگ قرآني است.
مقصود از نقل كلام مرحوم علامه در اين بحث اين است كه در فرهنگ قرآني آنچه كه فرد را وا مي دارد كه از مال حاصل از كسب حلال خود در راه خدا بگذرد و در جهاد با باطل شركت نموده و ايثار و فداكاري نمايد و خود را در معرض خطر بيندازد و سرانجام تا در آغوش گرفتن شهادت و نثار جان و هستي خويش پيش برود، اين است كه او همه چيز را در عالم از آن خدا مي¬داند و براي هيچ موجودي قدرت و عزتي مستقل از او قايل نيست. در اين فرهنگ متعالي است كه گذشتن از مال و جان و ايثار و فداكاري در راه خدا به اوج خود مي¬رسد و انگيزه¬هاي ديگر نظير در نظر گرفتن منافع دنيوي ايثار و فداكاري و معروف شدن و نيك نامي نزد مردم و حتي منافع و پاداش اخروي رنگ مي¬بازد.
بي¬ترديد سرمايه ي اجتماعي حاصل از اين فرهنگ، بسيار ممتاز تر از سرمايه ي اجتماعي است كه در سايه ساير فرهنگ¬ها حتي فرهنگ¬هاي برآمده از ساير اديان الهي شكل مي¬گيرد. و علي القاعده وقتي نوبت به عقلانيت ابزاري حاكم بر جوامع غربي مي¬رسد سخن نابه جايي نيست اگر بگويم عناصر سرمايه ي اجتماعي از اين منظر هزاران پله سقوط مي¬كند.
بنابراين در تبيين فرهنگ ايثار و شهادت بايد گفت كه اين فرهنگ دربرگيرنده عالي ترين و غني ترين مضامين متعالي است كه در بطن خود و در متن خود مجموعه اي از باورهاي ماورايي و معنوي را داراست كه راه سعادت انسان و جوامع انساني را به طور كل در بر مي گيرد. در فرهنگ ايثار و شهادت عالي ترين نمونه انساني به كسي گفته مي شود كه خود را هميشه در محضر خداوند حاضر ببيند و رسالت و دين خود از زيستن را مجاهدت در راه او ببيند. مجاهدتي كه فارغ از نيازهاي اين دنيا داراي ابعاد ماورايي براي شخص كنشگر مي باشد و درعين حال نتايج بزرگ هر دو جهاني براي جوامع انساني در بر دارد.
2-3 عقلانيت ابزاري و عقلانيت ايثاري
به نظر مي رسد بازگشت به عقبه ي فكري و پشتوانه نظري تئوري سرمايه ي اجتماعي در تبيين اين نظريه از منظر اسلام مفيد واقع شود. چرا كه بر اين باوريم تدوين يك تئوري بدون پشتوانه نظري، هم چون خآن هاي مي ماند كه بر روي آب بنا شده باشد. همان طور كه پيش تر نيز ذكر آن رفت، مفاهيم غني ايثار و شهادت آن دسته از مفاهيماند كه مرز معيني ميان نظريه متعارف و ديدگاه اسلام در خصوص سرمايه ي اجتماعي ترسيم مي نمايد و يكي از دلايل چنين مدعايي، پشتوانه فكري آن ها مي باشد. مروري بر سير تطور انديشه سرمايه ي اجتماعي در سال هاي اخير به درستي اين حقيقت را آشكار مي سازد كه اين انديشه بر پايه عقلانيت ابزاري و عقل سالاري شكل گرفته است. حال آنكه نظريه سرمايه ي اجتماعي از ديدگاه اسلام از چنين منطقي دستور نمي گيرد و توجه به مؤلفه ها ي ايثار و شهادت به روشني گوياي اين مطلب است.
بر اين اساس، تعريف عقلانيت و خرد محوري در نظريه سرمايه ي اجتماعي متعارف چنين بسط و گسترش يافت كه تعاملات اجتماعي، كنش و تفكري عقلاني است كه موقعيت صرفا دنيوي انسان را در جهان مادي حفظ يا تثبيت كند و يا ارتقاء دهد. اين در حالي است كه اگر خواسته باشيم به تعريفي منسجم از عقلانيت در فرهنگ ايثار و شهادت بپردازيم بايد بگوييم كه عقلانيت در اين فرهنگ، تفكر و كنشي است كه جهتي ماورايي دارد درحالي كه اهداف و نتايج آن در هر دو جهان قابل ملاحظه است. اهداف آن به خصوص در مورد خود كنشگر يعني مجاهد، اصلا با اهداف مادي سازگار و قابل مقايسه نيست. ايثار گر كسي است كه در درجه نخست جان خود را در طبق اخلاص مي گذارد و در جهاد في سبيل الله حاضر مي شود و آمادگي كامل دارد تا از اين جان ناچيز خود بگذرد تا به اهدافي والايي برسد. يك چنين كنشي با عقلانيت ابزاري ناسازگار است و طبيعي است كه بايد متضاد باشد.
نتيجه آنكه عقلانيت مدرن بر اساس يكسري از مشخصه هاي صرفا مادي قابل تعريف است كه فقط بعد مادي انسان را مي بيند، در حاليكه عقلانيت ايثاري عقلانيتي هر دو جهاني است كه در كنار بعد جسماني، بعد روحاني بشر را نيز بيش از بعد جسماني او در نظر مي گيرد و در جهت تعالي و تكامل هردو بعد انسان نهايت تلاشش را عملي مي كند.
به طور خلاصه مي توان اهداف ذيل را براي عقلانيت ايثاري بر شمرد:
الف) اهداف دنيوي؛ مهمترين هدف اين جهاني فرهنگ ايثار و شهادت فروپاشيدن مظاهر شرك و بت پرستي است تا انسان در سايه توجه و ياد خدا به عالي ترين درجه آرامش برسد. هدف ديگر تلاش در جهت اجراي عدالت و توسعه روابط متعالي انساني در تاريخ است. مسلم است كه در اين جهان هيچ چيز شيرين تر از عدالتي كه هدف همه انبياي عظام است، براي انسان نيست و بر اين اساس رسيدن به جهاني به دور از ظلم و استعمار هدف ديگر اين جهاني عقلانيت مبتني بر ايثار است. فرهنگ ايثار و شهادت فرهنگ نوع دوستي و برابري و برادري بين انسان هاست. عقلانيت ايثاري در متن جهادپرور خود، نوعي دگر خواهي و برابري را ترويج مي كند كه در نوع خود بي نظير است. گسترش علم و دانش و توسعه توانايي هاي علمي انسان و همچنين قدم برداشتن در جهت ايجاد جامعه اي متعالي كه فيلسوفان مسلمان از آن به عنوان مدينه فاضله ياد مي كنند، تمام تلاش فرهنگ ايثار و شهادت در جهت توسعه اين جهاني انسان و جوامع انساني است. و كوتاه سخن آنكه به همين دلايل فرهنگ ايثار و شهادت را به عنوان يكي از مؤلفه هاي اساسي نظريه سرمايه ي اجتماعي در انديشه ديني معرفي مي نماييم.
ب) اهداف ماورايي؛ اهداف لاهوتي اين فرهنگ عميق و اصيل پي ريزي جهاني ابدي همراه با تنعمات غير قابل وصف در بهشت برين است كه تعاريف آن در آيات كريمه قرآن به كرات بيان گرديده كه عالي ترين سطح آن رسيدن به لقاءالله است. ايثار و شهادت فرهنگي مبتني بر اين مسأله نيست كه اين جهان تنها منزل است، بلكه تمام طرح و برنامه هايش براي آن منزلگه جاويد است.
3-3 چگونگي اثرگذاري فرهنگ ايثار و شهادت بر تحقق سرمايه ي اجتماعي
فراگيري و گسترش فرهنگ ايثار و شهادت در جامعه، مي¬تواند از طرق زير اسباب ايجاد سرمايه ي اجتماعي را در جامعه اسلامي فراهم آورد:
الف) كاهش هزينه تعاملات اجتماعي
مناسبات و كنش هاي اجتماعي تعاملات و قراردادهاي اجتماعي را كم هزينه نموده، اسباب تسهيل آن ها را فراهم مي آورد و در چنين فضايي است كه انتظار مي رود سرمايه ي اجتماعي به معنايي كه ما از آن اختيار كرديم در جامعه شكل گيرد، تقويت و تثبيت شود. خلق اعتماد از اثراتي است كه فرهنگ ايثار و شهادت به ارمغان آورده و بستر مورد نياز براي ايجاد سرمايه ي اجتماعي در جامعه اسلامي را به طور كامل فراهم خواهد آورد. نهادينه شدن فرهنگ ايثار و شهادت در جامعه اسلامي اين باور را تقويت خواهد نمود كه مومن نسبت به ساير مومنان داراي مسئوليت است و موظف به رفع نيازهاي ايشان مي باشد و در اين مسير حتي از جان خويش نيز نبايد دريغ ورزد كه در اين صورت شريك شيطان خواهد بود. قانون نا گفته اين توصيه اكيد اجتماعي در فرهنگ ديني اين است كه، مسلمانان بدون داشتن چشم داشتي اقدام به رفع نيازهاي ساير مسلمانان بنمايند و در اين مسير از هيچ تلاشي كوتاهي نكنند. باور به اين امر كه مومنان در جامعه اسلامي به منظور رفع نيازهاي ديگران از هيچ تلاشي دريغ نمي روزند(حتي اگر خود بدان نيازمند باشند)، جامعه اسلامي را به مثابه يك خانواده تصوير مي نمايد كه تمامي اعضاي آن نسبت به مشكلات و نيازهاي ساير اعضا دغدغه دارند و آنگاه كه آدمي خويش را در برابر چنين خصيصه اي مي بيند، نسبت به ساير مومنان اعتماد پيدا خواهد كرد كه نه تنها با وي از در مكر و حيله وارد نمي شوند؛ بلكه از فدا كردن جان خويش نيز براي رفع نيازهاي او كوتاهي نخواهند كرد و چنين باوري خلق اعتماد را در عالي ترين سطح خود به همراه خواهد داشت.
ب) گسترش مشاركت عمومي
هم چنين حس مسئوليت عمومي و ايثار و از خودگذشتگي براي حضور در جهاد في سبيل الله جهت زنده نگاه داشتن ارزش ها و آرمان هاي اسلامي و محافظت از حدود و ثغور جامعه اسلامي، مي تواند يكي از مؤلفه هاي اساسي سرمايه ي اجتماعي يعني مشاركت عمومي را بيش از پيش افزايش داده، امنيت اجتماعي- اقتصادي را به ارمغان آورد.
بنابراين مي توان اين گونه بيان داشت كه فرهنگ ايثار و شهادت، بستر مورد نياز براي شكل گيري عالي ترين سطح از سرمايه ي اجتماعي در جامعه اسلامي را فراهم مي آورد. كه اين امر مي تواند آثار و بركات فرواني را به دنبال داشته باشد. در ادامه اين نوشتار، تلاش مي نماييم كه يكي از اين نتايج را در قالب بحث توسعه اقتصادي تبيين نماييم.
4. فرهنگ ايثار و شهادت و توسعه اقتصادي
بر خلاف مفهوم رشد اقتصادي كه مي توان اجماع نسبي براي آن يافت، تلاش براي تبيين مفهوم توسعه اقتصادي همواره به عنوان محلي براي مجادله ميان اقتصاددانان مطرح بوده است. اگرچه امروزه و در دهه نخست هزاره سوم، ديگر كمتر مشاهده مي شود كه توسعه و رشد اقتصادي مترادف يكديگر به كار روند، اما با اين همه هنوز نيز تعريف و تبييني از توسعه اقتصادي كه بتواند اجماع نظر صاحبه نظران اقتصاد توسعه را در پي داشته باشد، ملاحظه نمي شود. علت اين امر را نيز مي توان اين گونه بيان داشته كه، توسعه از جمله مفاهيم انساني- اجتماعي است كه هر صاحب نظري بر حسب گرايش و توجه كانوني خود تعريفي از اين مفهوم بيان كرده است و بنابراين مي توان فهرست بلندي از آن عرضه كرد.
شومپيتر معتقد است كه توسعه اقتصادي عبارت است از تغييرات زندگي اقتصادي در اثر عوامل درون زا كه عمدتاً ابتكار و ابداع را در بر مي گيرد. لذا توسعه افزايش توليد در شكل قبلي نيست بلكه بايد تركيب كالاها يا روش فني توليد و يا سازماندهي توليد عوض شوند(فرهنگ، 1367: 2.). وي تصريح مي كند: «رشد عبارت است از تغييرات آرام و تدريجي در شرايط اقتصادي در بلند مدت كه در نتيجه افزايش تدريجي در نرخ پس اندازها و جمعيت ايجاد مي شود»(قره باغيان، 137.: 7) در حالي كه توسعه اقتصادي در برگيرنده تغييرات كيفي در خواسته هاي اقتصادي، نوع توليد، انگيزه ها و سازمان توليد است. جرالد مير نيز معتقد است كه توسعه اقتصادي را نمي توان به سادگي مترادف با صنعتي شدن در نظر گرفت؛ توسعه اقتصادي فرآيندي فراتر از صنعتي شدن است زيرا توسعه اقتصادي چيزي كمتر از تغييرات فزاينده در تمامي نظام اجتماعي كشور نيست. وي معتقد است كه توسعه در معناي عام عبارت است از رشد به علاوه تغيير. رشد عبارت است از افزايش توليد ناخالص ملي يك كشور در بلند مدت و منظور از تغيير، تغيير در نگرش و طرز تلقي مردم نسبت به زندگي مي باشد. اين تغيير كاملا كيفي است و خود را در قالب نظم اجتماعي، وقت شناسي، انعطاف پذيري و آينده نگري و... توسط مردم نشان مي دهد(غلامي نتاج اميري، 1385).
در واقع نظريه پردازان توسعه به اين دريافت رسيدند كه توسعه، مفهومي چندوجهي، پويا و چند عاملي است و توصيه راهبردي يگانه براي دستيابي به توسعه، ديگر عقلايي به نظر نمي رسد. راهبردهاي توسعه نيز به تبع مفهوم آن، به سرعت در حال تكاملاند. بررسي تحول نظريات توسعه نشان مي دهدكه معيار توسعه يافتگي از ميزان توليد ملي و درآمد سرانه، به مسايلي مانند امنيت اقتصادي- اجتماعي، كارآمدي ساختارهاي اقتصادي و حاكميتي، ميزان آزادي هاي سياسي و مدني، سرمايه انساني و بسط قابليت هاي انساني، ميزان مشاركت اجتماعي، حفظ سرمايه هاي طبيعي و محيط زيست، كاهش نابرابري، رعايت حقوق بشر و... تكامل پيداكرده است. امروزه ساخته هاي ذهني، روابط متقابل، ارزش ها، هنجارها و باورها در فرآيند توسعه اقتصادي لااقل به اندازه ملاحظات فني اهميت دارند(مردوخي، 1385).
با اين همه و با توجه به تعاريف متعدد توسعه در بين صاحبه نظران، مي توان تعريف ذيل كه داراي نقاط مشترك با اكثريت تعارف توسعه مي باشد را ارائه نمود:
توسعه اقتصادي؛ عبارت از رشد همراه با افزايش ظرفيت هاي توليدي اعم از ظرفيت هاي فيزيكي، انساني و اجتماعي همراه با بهبود بنيآن هاي اقتصادي و اجتماعي است كه انسان در اين فرآيند به حياتي با عزت نفس و اتكاء به خود، دايره انتخاب خود را بيش از پيش گسترش خواهد داد(نظرپور، 1378: 28).
در بخش گذشته نشان داده شد كه فرهنگ ايثار و شهادت به عنوان يكي از مؤلفه هاي اساسي نظريه سرمايه ي اجتماعي در انديشه ديني بستر مناسبي را براي ايجاد، تقويت و تثبيت سرمايه ي اجتماعي در جوامع اسلامي فراهم مي آورد. در صورت تحقق چنين مهمي مي توان انتظار داشت كه بستر مناسبي براي توسعه اقتصادي مهيا شده است.
فوكوياما(Fukuyama, 2..2) معتقد است انديشمندان بسياري سرمايه ي اجتماعي را به عنوان يك عامل كليدي در توسعه اقتصادي در نظر مي گيرند. وي منشأ پيدايش نظريه هاي مربوط به ارتباط سرمايه ي اجتماعي و توسعه اقتصادي را اواخر دهه 199. ميلادي مي داند و معتقد است كه يك تفكر مجدد اما اساسي در مورد مسأله توسعه در اين تاريخ شكل گرفت كه شامل درك جديدي نسبت به اهميت مشاركت عوامل فرهنگي بوده است و سرمايه ي اجتماعي ابزاري است كه درك نقش اين عوامل ارزشي و هنجارها را در زندگي اقتصادي فراهم مي كند. هم چنين بسياري از مطالعات در دهه 9. از سرمايه ي اجتماعي با عنوان «حلقه گمشده توسعه اقتصادي» ياد مي كنند. اگر چه امروزه نسبت به اين مفهوم با اندكي ترديد نگريسته مي شود. بدون ترديد سرمايه ي اجتماعي مي تواند بستر مورد نياز براي توسعه را فراهم آورد. در خصوص چگونگي اين مكانيزم و سازوكار مي توان موارد ذيل را برشمرد:
الف) سرمايه ي اجتماعي و كاهش فقر
به نظر مي رسد ساختارهاي غني شبكه هاي اجتماعي كه در نتيجه گسترش فرهنگ ايثار مالي در جامعه شكل گرفته است، مي تواند كاهش فقر را در جوامع اسلامي به دنبال داشته باشد. نكته قابل تامل در اين خصوص اين كه، شبكه هاي اجتماعي بنا شده بر اساس فرهنگ ايثار مالي در جوامع اسلامي، داراي روابط عمودي با يكديگر مي باشند و اين بدين معني است كه فقرا در تعامل با شبكه هاي متنوع، ناهمگن و بزرگتر قرار دارند. در چنين شرايطي است كه انتظار مي رود مطابق با اين فرهنگ ناب، نياز فقيران در تعامل با شبكه هاي اجتماعي غني تر، با سهولت بيش تر و هزينه كمتري برطرف شود. بر همين اساس ادعا مي شود هر چه شبكه هاي اجتماعي در ميان افراد فقير گسترش يابد، رفاه آن ها افزايش خواهد يافت و سرمايه هاي اجتماعي كه در اختيار يك شبكه مشخص قرار دارد، به طور كارآمدتري مورد استفاده قرار مي گيرد. بنابراين مي توان اين گونه برداشت نمود كه در صورت فراگيري فرهنگ ايثار مالي و گستردگي شبكه هاي اجتماعي، انتظار بر اين است كه جوامع اسلامي از موقعيت بهتري براي مقابله با فقر نسبت به سايرين برخوردار باشند.
ب) سرمايه ي اجتماعي و كارآمدي حكومت
سرمايه ي اجتماعي حاصل از فرهنگ ايثار و شهادت، به طور بالقوه مي تواند كارآمدي دولت ها و حكومت ها را افزايش داده، بستر مورد نياز براي توسعه اقتصادي را محقق كند. چنانچه پيش تر ذكر شد، ايثار و جهاد در راه خدا در حقيقت مشاركتي آگاهانه در امور حكومت براي حفظ تماميت جامعه اسلامي و كيان دين الهي است و نتيجه اين مشاركت هر چه باشد، براي او مطلوب است. در چنين شرايطي انتظار بر اين است كه پذيرش عمومي نسبت به تصميمات دولت اسلامي بيش تر شده، امكان تحقق اهداف تعيين شده را بيش از پيش هموار نمايد. يادآوري نمونه هاي همكاري دولت و ملت در 8 سال دفاع مقدس در اين خصوص خالي از لطف نيست. نخست وزير دوران جنگ معتقد است نقش همكاري و مشاركت مردم در عبور از بحرآن هاي اقتصادي- اجتماعي آن دوران بسيار برجسته است. وي تاكيد مي كند: «بايد بگويم كه بدون هيچ اغراقي تا حد بسيار زيادي دستيابي به اين موفقيت حاصل نوع رفتار اقتصادي و سياسي مردم بود و جامعه سهم بسيار بالايي در اين زمينه داشت . من باور دارم كه هرگز، سهم مردم كه امروز در ادبيات تخصصي علوم اجتماعي از آن به عنوان «سرمايه ي اجتماعي» ياد مي شود، محاسبه نشده است در حا لي كه در دوره ي جنگ بدون اغراق سهم فوق العاده مردم در همه موفقيت هايي كه در شاخص هاي اقتصادي به دست آمد، ديده مي شود و داراي اهميت بسيار بالايي است»(برگرفته از پايگاه خبري كلمه). و مواردي از اين دست در آن دوران بسيار يافت مي شود.
بنابراين مي توان انتظار داشت كه گسترش فرهنگ ايثار و شهادت در جامعه اسلامي مي تواند كارآمدي سياست هاي دولت را افزايش داده، بستر مناسبي براي تحقق توسعه اقتصادي فراهم آورد.
ج) سرمايه ي اجتماعي و امنيت
بي گمان استقرار امنيت از جمله مباحث مهم و مبنايي در سازماندهي امور و انتظام در كارهاي حكومتي است. چرا كه بدون وجود امنيت، انتظار تحقق توسعه(به ويژه توسعه اقتصادي) بسيار نابه جا است. به نظر مي رسد سرمايه ي اجتماعي در انديشه ديني كه مبتني بر فرهنگ ايثار و شهادت مي باشد، نقش ويژه اي در استقرار امنيت در جامعه ايفا خواهد نمود. عنوان مي شود كه امنيت سطوح متعددي دارد كه مهم ترين آن امنيت در سطح خرد و امنيت در سطح كلان است. امنيت در سطح خرد شامل فرد و گروه هاي اجتماعي است، در حالي كه امنيت درسطح كلان شامل دولت و نهادهاي فرافردي مي باشد. امنيت انواع مختلفي نيز دارد: امنيت عمومي، اقتصادي، اجتماعي، سياسي و.... (سرلك زايي، 1385: 137)
گسترش و حاكميت فرهنگ ايثار و شهادت، شرايطي را در جامعه پديد مي آورد كه امنيت در سطوح و انواع متعدد آن به دست خواهد آمد. در چنين شرايطي بيگانگان و دشمنان اين امنيت و آرامش، توان مقابله با اين نيروي عظيم را نخواهند داشت. بازخواني حماسه 8 سال دفاع مقدس در اين خصوص خود گوياست. رزمندگاني كه در جهادي مقدس و با هدايت پيامبرگونه امام خميني(ره)، با خون خويش نهال انقلاب اسلامي را(كه امروز درختي تناور شده است) آبياري نموده و تماميت ارضي ايران اسلامي را حفظ نمودند، در واقع گوهر امنيت را به مردم كشورشان هديه كردند. بي شك، در صورت بسط اين فرهنگ متعالي و با توجه به آن سابقه درخشان تاريخي، مزدوران و دشمنان انقلاب اسلامي جرات هجمه به اين كشور و از بين بردن امنيت و آرامش آن را نخواهند داشت. در چنين شرايطي انتظار بر اين است كه در لواي اين امنيت، بستر مناسبي براي نيل به توسعه اقتصادي فراهم شود.
5. جمع بندي و پيشنهادات
الف) جمع بندي
1. سرمايه ي اجتماعي از جمله مفاهيم مدرن است كه در گفتمان علوم اجتماعي و محافل سياسي معاصر در سطوح مختلف استفاده شده است. در كلي ترين سطح، سرمايه ي اجتماعي بيانگر توصيف ويژگي هايي از يك جامعه يا گروه اجتماعي است كه ظرفيت سازمان دهي جمعي و داوطلبانه براي حل مشكلات متقابل يا مسايل عمومي را افزايش مي دهد. همچنين سرمايه ي اجتماعي كه مفهومي پيچيده، چند وجهي و بين رشته اي است، مي تواند از ابهامات و دشواري هاي نظري مباحث اقتصادي- اجتماعي كاسته و به عنوان ابزاري در اختيار اقتصاددانان قرار گيرد تا با نقد نظريه متعارف اقتصادي از آن جهت كه ساخت هاي اجتماعي و سياسي را مورد غفلت قرار مي دهد، صورت بندي مناسب تري از تحولات اقتصادي ارائه دهد.
2. «سرمايه ي اجتماعي» هم چون «سرمايه انساني» كه از مدت ها قبل در قاموس اقتصاددانان جايي براي خود باز كرده است، از جمله عوامل غير اقتصادي به شمار مي آيد كه به عرصه تحليل ها و نظريات توسعه اقتصادي راه يافته است. در حقيقت شايد بتوان پذيرش نقش سرمايه ي اجتماعي در روند رشد و توسعه را به عنوان سومين حلقه از حلقات تكاملي سرمايه(سرمايه فيزيكي و مالي، سرمايه انساني و سرمايه ي اجتماعي) تلقي نمود. همگام با تحول نظريات توسعه اقتصادي، توجه دانشمندان علم اقتصاد توسعه نيز به مفهوم سرمايه ي اجتماعي گسترش يافت؛ به گونه اي كه پس از گذشت كمتر از يك دهه از ورود اين مفهوم به ادبيات توسعه اقتصادي، حجم عظيمي از مقالات و مطالعات پيرامون بررسي عمل كرد و نقش آن در رشد و توسعه اقتصادي سامان يافت.
3. ز آنجا كه كاربرد هر نظريه بدون در نظر گرفتن محيط، ابعاد و شرايط اجراي آن داراي نواقصي است، لذا بازنگري در مفهوم سرمايه ي اجتماعي و شناخت دقيق آن با توجه به فرهنگ ديني ضروري به نظر مي رسد. بيش تر مطالعات صورت گرفته درباره سرمايه ي اجتماعي در كشورمان، در پي كشف و شناسايي معيارها و شاخص هاي سرمايه ي اجتماعي كه با فرهنگ ديني و ملي ما منطبق باشد نبوده اند. و گويي يك جامعه شرقي، اسلامي و ايراني را با معيارهاي يك جامعه غربي سنجيده اند. غفلت از تفاوت جوامع بشري و يكسان نگري در آن ها و تلاش براي تعميم مفاهيم و معيارهاي ساخته و پرداخته شده در غرب بر همة آن ها، همواره مشكلاتي را در پي داشته است و به نظر مي رسد اكنون نيز در تطبيق و تعميم مفاهيم و مؤلفه هاي سرماية اجتماعي با جامعة ايراني همان اشتباه بار ديگر در حال وقوع است. بنابراين در اين مقاله تلاش نموديم تا با معرفي فرهنگ ايثار و شهادت به عنوان يكي از مؤلفه هاي اساسي در نظريه سرمايه ي اجتماعي از منظر اسلام، نقش آن را در توسعه اقتصادي تبيين نماييم.
4. مفاهيم غني ايثار و شهادت آن دسته از مفاهيماند كه مرز معيني ميان نظريه متعارف و ديدگاه اسلام در خصوص سرمايه ي اجتماعي ترسيم مي نمايد و يكي از دلايل چنين مدعايي، پشتوانه فكري و عقبه نظري آن ها مي باشد. مروري بر سير تطور انديشه سرمايه ي اجتماعي در سال هاي اخير به درستي اين حقيقت را آشكار مي سازد كه اين انديشه بر پايه عقلانيت ابزاري شكل گرفته است. حال آنكه نظريه سرمايه ي اجتماعي از ديدگاه اسلام از چنين منطقي دستور نمي گيرد و توجه به مؤلفه ها ي ايثار و شهادت به روشني گوياي اين مطلب است. اين مطلب در سايه توجه به مفهوم عقلانيت ايثار كاملا روشن است.
5. در فرهنگ قرآني آنچه كه فرد را وا مي دارد كه از مال حاصل از كسب حلال خود در راه خدا بگذرد و در جهاد با باطل شركت نموده و ايثار و فداكاري نمايد و خود را در معرض خطر بيندازد و سرانجام تا در آغوش گرفتن شهادت و نثار جان و هستي خويش پيش برود، اين است كه او همه چيز را در عالم از آن خدا مي¬داند و براي هيچ موجودي قدرت و عزتي مستقل از او قايل نيست. در اين فرهنگ متعالي است كه گذشتن از مال و جان و ايثار و فداكاري در راه خدا به اوج خود مي¬رسد و انگيزه¬هاي ديگر نظير در نظر گرفتن منافع دنيوي ايثار و فداكاري و معروف شدن و نيك نامي نزد مردم و حتي منافع و پاداش اخروي رنگ مي¬بازد. بي¬ترديد سرمايه ي اجتماعي حاصل از اين فرهنگ، بسيار ممتاز تر از سرمايه ي اجتماعي است كه در سايه ساير فرهنگ¬ها حتي فرهنگ¬هاي برآمده از ساير اديان الهي شكل مي¬گيرد. و علي القاعده وقتي نوبت به عقلانيت ابزاري حاكم بر جوامع غربي مي¬رسد سخن نابه جايي نيست اگر بگويم عناصر سرمايه ي اجتماعي از اين منظر هزاران پله سقوط مي¬كند. بنابراين در تبيين فرهنگ ايثار و شهادت بايد گفت كه اين فرهنگ دربرگيرنده عالي ترين و غني ترين مضامين متعالي است كه در بطن خود و در متن خود مجموعه اي از باورهاي ماورايي و معنوي را داراست كه راه سعادت انسان و جوامع انساني را به طور كل در بر مي گيرد.
6. فرهنگ ايثار و شهادت با توجه به تسهيل كنش هاي هدفمند اجتماعي و كاهش هزينه تعاملات و قراردادهاي اجتماعي مي تواند در خلق، گسترش و تثبيت سرمايه ي اجتماعي در جوامع اسلامي نقشي كليدي ايفا نموده و زمينه بسط اين مفهوم را در جامعه فراهم آورد. اين فرهنگ مي تواند با عنايت به گسترش روحيه برادري اسلامي و ديگر خواهي، افزايش اعتماد متقابل به افراد جامعه اسلامي را به ارمغان آورد. همچنين گسترش مشاركت عمومي و همكاري اجتماعي از سوي همگان براي حفظ حدود و ثغور جامعه اسلامي از نتايجي پربار اين فرهنگ است كه نقش مهمي در تحقق سرمايه ي اجتماعي در جوامع اسلامي خواهد داشت.
7. تحقق اين فرهنگ برجسته در كنار آثار و بركات فراوانش مي¬تواند نتايج پر ثمري در جامعه از خود برجاي گذارد. از جمله نتايج بسط فرهنگ ايثار و شهادت، كاهش فقر، كارآمدي حكومت و دولت و برقراري امنيت است كه مي¬تواند بستر مناسبي براي تحقق توسعه اقتصادي ايجاد نمايد. در واقع در صورت تحقق چنين فرهنگي انتظار بر اين است كه فرآيند توسعه اقتصادي با سهولت بيشتري پيگيري شود.
ب) پيشنهادات
بنابراين به نظر مي رسد در خصوص احياء و تقويت فرهنگ ايثار و شهادت در جامعه بايستي برنامه ريزي صحيحي صورت گيرد و اين مهم در برنامه هاي توسعه(مانند برنامه پنجم توسعه) مورد توجه برنامه ريزان قرار گيرد. به نظر مي رسد عنايت به موارد ذيل در اين خصوص راه گشا باشد:
1.تقويت باورهاي ديني، احياي سنت هاي اسلامي و تقويت ارزش هاي ديني بايستي به عنوان يكي از محورهاي اساسي برنامه هاي توسعه مورد توجه قرار گيرد. آشنايي مردم با احاديث، روايات و معارف ديني از طريق رسانه مي تواند در اين زمينه راه گشا باشد. احاديث و روايات به مثابه شعائر ديني مي باشند و با توجه به سفارش بزرگداشت آن ها، بايستي از هر فرصتي جهت اشاعه آن ها در جامعه استفاده شود. به نظر مي رسد رسانه هاي جمعي به ويژه صدا و سيما در اين زمينه از ظرفيت بالايي برخوردار باشند و ازاين رو توجه به آموزه هاي اسلامي در محتواي برنامه هاي توليدي ضرورتي دو چندان مي يابد. تبيين صحيح از تقدس آرمان هاي ديني، برانگيختن احساس مسئوليت و تعهد ديني در مخاطبان، ارائه تصويري منطقي و واقع گرايانه از الگوهاي ايثار و شهادت و پرهيز از خرافه پراكني از مواردي است كه مي تواند در ترويج فرهنگ ايثار و شهادت در رسانه هاي جمعي مورد توجه قرار گيرد.
2.تقويت انگيزه برادري ديني بين اقشار مختلف جامعه اسلامي كه مورد تاكيد اسلام مي باشد، به عنوان يكي ديگر از توصيه هاي كليدي و راهبردي مطرح است. توجه به مشكلات اقليت هاي مذهبي و ديني، اهتمام به حفظ وحدت اقوام ايراني و... از جمله سياست هاي راهبردي جمهوري اسلامي است كه بايد در برنامه هاي توسعه مورد عنايت قرار گيرد. تصوير مطلوب آينده در زمينه اقوام، اديان و مذاهب ايراني مي بايست در چارچوب اهداف و اصولي مانند: منافع ملي، حفظ تماميت ارضي، تحكيم همبستگي ملي و تحكيم روابط ومناسبات خارجي و تثبيت جايگاه ايران در مناسبات منطقه اي و بين المللي تدوين شود.
3.با توجه به نقش آفريني نهادهاي آموزشي از ابتدايي ترين مراحل آن تا مراكز آموزش عالي، بايستي در خصوص ترويج فرهنگ ايثار و شهادت در اين نهادها برنامه ريزي هاي مدون و صحيحي صورت گيرد. بازخواني محتواي كتب درسي، ايجاد روح تعاون و همكاري، تقويت تعهد ديني، تقويت روحيه دلاوري و جوانمردي، ايجاد حس مشترك هدفمند، جهت دهي پروژه هاي پژوهشي، برگزاري جشنواره ها و يادبودها، روشنگري در خصوص ابهامات و شايعات پيرامون جنگ تحميلي، برگزاري جلسات پرسش و پاسخ، به كارگيري ابزارهاي هنري جذاب و... از جمله مواردي است كه عنايت به آن ها ضروري به نظر مي رسد.
4.به كارگيري استراتژي «نقل سينه به سينه» در ترويج فرهنگ ايثار و شهادت نيز با توجه به سابقه درخشان تاريخي از شاهنامه خواني و امثال آن، مي تواند مفيد واقع شود.

منابع و مآخذ
- قرآن كريم
- نهج البلاغه
- اشراق، محمد كريم، تاريخ و مقررات جنگ در اسلام، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامي، 1368.
- اموري، تاكاشي، "اثرات اقتصادي سرمايه ي اجتماعي"، مجله انديشه صادق، شماره 11و 12، تابستان و پاييز 1382.
- الواني، سيد مهدي و ميرعلي، سيد نقوي، "سرمايه ي اجتماعي: مفاهيم و نظريه ها"، فصلنامه مطالعات مديرت، شماره 33 و 34، بهار و تابستان 1381.
- الويري، محسن، "سند چشمانداز توسعه و سرمايه ي اجتماعي"، مجله انديشه صادق، شماره 11و 12، تابستان و پاييز 1382.
- بورديو، پير، "شكل هاي سرمايه"، به كوشش كيان تاجبخش، ترجمه افشين خاكباز و حسن پويان، تهران: نشر شيرازه، 1384.
- پاتنام، رابرت، "جامعه برخوردار، سرمايه ي اجتماعي و زندگي عمومي"، به كوشش كيان تاجبخش، تهران: نشر شيرازه، 1384.
- پاتنام، رابرت، دموكراسي و سنت هاي مدني، مترجم محمد تقي دلفروز، تهران دفتر مطالعات سياسي وزارت كشور، 1377.
- پورتس، آلهاندرو، "سرمايه ي اجتماعي: خاستگاه ها و كاربردهايش در جامعه شناسي مدرن"، به كوشش كيان تاجبخش، ترجمه حسن پويان و افشين خاكباز، تهران: نشر شيرازه، 1384.
- پيران، پرويز، موسوي، مير طاهر، شياني، مليحه، "كارپايه مفهومي و مفهوم سازي سرمايه ي اجتماعي"، فصلنامه رفاه اجتماعي، سال 6، شماره 23، (زمستان 1385).
- تاجبخش، كيان، سرمايه ي اجتماعي، اعتماد، دموكراسي و توسعه، به كوشش كيان تاجبخش، ترجمه حسن پويان و افشين خاكباز، تهران: شيرازه، 1384.
- التميمي الامدي، عبدالواحد، تصنيف غررالحكم و درر الكلم، قم: انتشارات دفتر تبليغات اسلامي، 1366.
- توسلي، غلامعباس، موسوي، مرضيه، "مفهوم سرمايه در نظريه كلاسيك و جديد با تاكيد بر نظريه هاي سرمايه ي اجتماعي"، نامه علوم اجتماعي، شماره 26، زمستان 1384.
- الحر العاملي، الشيخ محمد بن الحسن، وسايل الشيعه، دار الحياء التراث العربي، 1387ق.
- حكيمي، محمد رضا، الحياه، ترجمه احمد آرام، قم: انتشارات دليل ما، چاپ پنجم، 1384.
- دهخدا، علي اكبر، لغت نامه، ج3، تهران: انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۷۷.
- رحماني، تيمور، اميري، ميثم، "بررسي تاثير اعتماد بر رشد اقتصادي در استان هاي ايران با روش اقتصاد سنجي فضايي"، مجله تحقيقات اقتصادي، شماره 78، 1386.
- رسولي محلاتي، سيد هاشم، زندگاني حضرت محمد خاتم النبيين(ص)، تهران: اسلاميه، ج 3، 1336.
- زرگري نژاد، غلامحسين، تاريخ صدر اسلام(عصر نبوت)، تهران، سمت، 1387.
- سرلك زايي، شريف، مناسبات آزادي و امنيت از ديدگاه امام خميني، مجله علوم سياسي، شماره 43، 1385.
- الصدوق، الخصال، ترجمه يعقوب جعفري، قم: نسيم كوثر، 1382.
- الطباطبايي، السيد محمد حسين، الميزان في تفسير القرآن، قم: انتشارات جامعه مدرسين حوزه علميه قم، 1417ق.
- غلامي نتاج اميري، سعيد، "آسيب شناسي برنامه هاي توسعه اقتصادي كشور بعد از پيروزي انقلاب اسلامي"، در پژوهش هاي راهبردي در توسعه اقتصادي ايران(مجموعه مقالات)، به كوشش محمدباقر نوبخت، ج 1، تهران: مجمع تشخيص مصلحت نظام، 1385.
-فاين، بن، سرمايه ي اجتماعي و نظريه اجتماعي: اقتصاد سياسي و دانش اجتماعي در طليعه هزاره سوم، ترجمه محمد كمال سروريان، تهران: انتشارات پژوهشكده مطالعات راهبردي، 1385.
-فرهنگ، منوچهر، فرهنگ واژگان اقتصادي، تهران: نشر معاصر، 1367.
-فوكوياما، فرانسيس، "سرمايه ي اجتماعي و تحول تكنولوژيك در عصر اطلاعات"، مجله انديشه صادق، شماره 11 و 12، تابستان و پاييز 1382.
-فوكوياما، فرانسيس، پايان نظم(سرمايه ي اجتماعي و حفظ آن)، ترجمه غلامعباس توسلي، چاپ دوم، تهران: حكايت قلم نوين، 1385
-فيلد، جان، سرمايه ي اجتماعي، ترجمه غلامرضا غفاري و حسين رمضاني، تهران: كوير، 1386.
-قره باغيان، مرتضي، تئوري هاي رشد و توسعه اقتصادي، تهران: نشر ني، 137..
-الكراجكي، ابوالفتح، كنز الفوائد، ج1، قم: دارالذخائر، 141.ق
-كلمن، جيمز، "نقش سرمايه ي اجتماعي در ايجاد سرمايه انساني"، به كوشش كيان تاجبخش، ترجمه افشين خاكباز و حسن پويان، تهران: نشر شيرازه، 1384.
-كلمن، جيمز، بنيادهاي نظريه اجتماعي، ترجمه منوچهر صبوري، تهران: نشر ني، 1377.
-الكليني، محمدبن يعقوب، اصول كافي، ترجمه سيد جواد مصطفوي، تهران: انتشارات علميه اسلاميه، بي تا.
-المجلسي، محمد باقر، بحارالانوار، تهران: مكتبه الاسلاميه، 1371.
-مردوخي، كي لان، "سرمايه ي اجتماعي و توسعه اقتصادي"، مجله اقتصاد و جامعه، شماره 1.، زمستان 1385.
-مصطفوي(خميني)، فريده، تفسير آيات جهاد، تهران: مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني(س)، مؤسسه چاپ و نشر عروج، 1384.
-معين، محمد، فرهنگ فارسي، تهران: انتشارات معين، 1366.
-ناطق پور، محمد جواد، فيروزآبادي، سيد احمد، "شكل گيري سرمايه ي اجتماعي و فراتحليل عوامل موثر بر آن"، نامه علوم اجتماعي، شماره 28، پاييز 1385.
-نظرپور، محمدنقي، ارزش ها و توسعه، پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي، 1378.
-ولكاك، مايكل و ناريان، ديپا، "سرمايه ي اجتماعي و تبعات آن براي نظريه توسعه، پژوهش و سياست"، ترجمه حسن پويان و افشين خاكباز، تهران: نشر شيرازه، 1384.
-Bullen, P. & Onyx, J. (1998), “Measuring Social Capital in Five Communities in NSW”, Journal of Applied Behavior, vol. 36. No. 1. March 2....
-Falk, L. & Kilpatrick, S. (1999), What is Social Capital? A Study of Interaction in a Rural Community, Faculty of Education, University of Tasmania, paper D5/1999, In the CRLRA Discussion Paper Series.
-Feldman, T. R, and Assaf, S. (1999), Social capital: conceptual frameworks and empirical evidence, The World Bank, social capital initiative, working paper, no. 5.
-Fukuyama, F. (2..2), “Social Capital and Developments, The Coming Agenda, SIAS Review.
-Grootaert, C. and Thierry, V. B(eds.),(2..2), “understanding and measuring social capital. A multidisciplinary for practitioners”, The Word Bank.
-Grootaert, C. & Others(2..5), “Measuring Social Capital an Integrrated Questionnaire, World Bank Working Paper, No. 18.
-Knack, S. & Keefer, PH. (1997), “Does Social Capital Have an Economic Pay off? A Cross_Country Investigation”, Quarterly Journal of Economics.
-Olken, B. A. (2..7), “Do Television and Radio Destroy Social Capital? Evidence from Indonesian Villages” , Harvard University, may.
-Putnam, R. D. (1993) “The Prosperous Community: Social Capital and Public Life” , The American Prospect, no 13.
-Putnam, R. D. (1995) “Bowling Alone: America`s Declining Social Capital”, Journal of Democracy, 6, 65-78.
-Putnam R. D. (1996) “Who Killed Civic America?” , The American Prospect, 7 , 24, pp 66-72.
-Putnam, R. and Goss, K. (2..2), “Introduction” In Putnam(ed.) Democracies in Flux, The Evolution of Social Capital in Contemporary Society”, Oxford University Press, p 5.
-Solow, R. M. (2...), “Notes on Social Capital”, Washington D. C. The World Bank.
-Woolcock, M. & Narayan, D. (2...), “Social Capital: Implications for Development Theory, Research and Policy”, World Bank Research Observes 15(2).


پنج شنبه 30 دی 1389  9:42 PM
تشکرات از این پست
bardia_m
bardia_m
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : آذر 1389 
تعداد پست ها : 6374

پاسخ به:مقالات تخصصي ايثار و شهادت

عنوان : گرايش جانبازان نسبت به مواد مخدر: راه حل ها و راه بردها جهت پيش گيري
موضوعات مقالات :ايثار و شهادت
چكيده
در جامعه ما معمولاً علاقه كمي به بررسي انتقادي شرايط زندگي جانبازان ابراز شده و در عوض بر بيماريهاي مزمن و معلوليت به عنوان يك مقوله بهداشتي و سلامتي تمركز گرديده است. آمارهاي مربوط به جانبازان نشان مي دهد كه اين سرمايه هاي عظيم انقلاب در معرض برخي از آسيب هاي اجتماعي– نظيرگرايش به اعتياد مواد مخدر- مي باشند كه نيازمند توجه و تحقيق جدي در اين زمينه مي باشد. همچنين، رابطه بين رفتار و نگرش پيچيده است، يعني نمي توان با دانستن نگرش شخصي رفتار معيني را در او پيش بيني كرد. در حال حاضر هيچ نوع درمان قاطعي براي اعتياد به مواد وجود ندارد. تغيير نگرش هاي جانبازان نسبت به مصرف مواد مخدر نخستين گام در فرآيند تغيير رفتار اعتياد آور و كاهش گسترش اين نوع رفتار انحرافي است. در اين جا، با توجه به محدوديتهاي جدي كه در ارائه راه حل براي مسايل اجتماعي وجود دارد، سعي مي شود راه حل ها و راهبردهايي در جهت كنترل و پيشگيري گرايش به مصرف مواد مخدر در ميان جانبازان ارائه شود.
مقدمه
كشت ترياك در ايران تا پيش از انقلاب اسلامي، متناسب با شرايط و مناسبات داخلي و خارجي ايران فرازو نشيب هايي داشته است. در گذشته مسأله ي ورود مواد
مخدر از مرزهاي شرق كشور با هدف تامين مصرف داخلي و ترانزيت آن به مقصد اروپا و امريكا همواره يكي از مشكلات امنيتي و انتظامي بوده است. پس از پيروزي انقلاب اسلامي كشت ترياك به طور كلي ممنوع شده و ليكن همسايگي ايران با دو كشور پاكستان و افغانستان، كه عمده ترين توليد و عرضه كنندگان مواد مخدر در سطح بين المللي هستند، از يك سو و قاچاق مواد مخدر از مقصد اين كشورها و كشورهاي آسياي جنوب شرقي به مقصد غرب و اروپا ازسوي ديگر، ايران را به منطقه ي مهم و استراتژيك مواد مخدر تبديل كرده است. واقع شدن مراكز مهم توليد و قاچاق مواد مخدر در اطراف ايران و اين كه مواد توليد شده به هر وسيله ي ممكن مي بايست به بازارهاي مصرف در اروپا و آمريكا انتقال يابد، ازجمله چالش هاي جدي براي ايران محسوب مي شود. اين حمل و نقل به ناچار از درون كشورهاي مسير انجام مي گيرد و ايران از نقطه نظر جغرافيايي، در مسير ترانزيت مواد مخدر به سوي غرب قرار دارد و لذا مي توان گفت كه مسأله ي ترانزيت از جمله عوامل اصلي گسترش مواد مخدر و اعتياد در داخل كشور است. آشنايي قاچاقچيان بين المللي به مسير ايران و همكاري قاچاقچيان ايران و قرار گرفتن ايران در مجاورت دو منطقه ي مهم هلال طلايي و مثلث طلايي، ايران را به يكي از دالان هاي مهم ترانزيت مواد مخدر در جهان تبديل كرده است. در واقع، ايران به علت هم جواري و داشتن طولاني ترين مرز مشترك با دو كشور توليد كننده ي مواد مخدر(يعني افغانستان و پاكستان) پيوسته در معرض تهديد سوء مصرف مواد مخدر بوده است. به طوري كه، از ابتداي پيروزي انقلاب اسلامي تاكنون بيش از 3 ميليون نفر در ارتباط با جرايم مواد مخدري دستگير شده اند، كه دستگيري حدود 7/2 ميليون نفر از آن ها طي 15 سال اخير(82- 1368) بوده است. 65 درصد از اين تعداد دستگيري ها را معتادان و 34 درصد آن ها را افراد قاچاقچي تشكيل مي دهند. بر اساس آمارهاي ستاد مبارزه با مواد مخدر، مجموع كشفيات مواد مخدر جمهوري اسلامي ايران پس از پيروزي انقلاب اسلامي(82- 1358) تقريباً معادل 466. تن مي باشد و اگر اين ميزان مواد مكشوفه را حداكثر معادل 2. درصد مواد مخدر ورودي به داخل كشور تصور نماييم، مي توان گفت كه حدود 233.. تن مواد مخدر در طول 25 سال گذشته به منظور مصرف داخلي و ترانزيت به كشورهاي اروپايي- آمريكا وارد كشور شده است.
فعاليت هاي بنياد شهيد از بدو تأسيس، اساساً به دو دوره ي مجزا تقسيم مي شود كه درعين حال، اين دو دوره، مكمل يك جريان پويا بوده اند. در دوره ي نخست فعاليت هاي بنياد شهيد، ما شاهد خدمت رساني به خانواده هاي مكرم شاهد در قالب حمايت هاي اقتصادي و اجتماعي، امور سرپرستي خانوارها، هدايت تحصيلي و شغلي فرزندان شاهد و دستگيري از پدران و مادران شهداي گران قدر مي باشيم، كه به موقع خود و به سهم خود، داراي نقش مهمي در دور نگاه داشتن آسيب هاي اقتصادي از اين عزيزان بوده است. با ادغام بنياد شهيد و بنياد جانبازان، دور جديدي از فعاليت هاي بنياد شهيد و امور ايثارگران، با عنايت خاص به امور جانبازان آغاز شد، كه اين روند هم چنان ادامه دارد. در اين دوره، عمده فعاليت بنياد به ترويج فرهنگ ايثار و شهادت، احيا و تقويت ارزش هاي دوران انقلاب و دفاع مقدس ، مقابله با تهاجم فرهنگي دشمن و برقراري پيوندهاي عميق با ايثارگران معطوف گشت. در اين زمينه بنياد شهيد و امور ايثارگران، ابتدا با روي آوردن به سياست هاي فرهنگي، نظير كمك به تأسيس حسينيه هاي شهيد، كوشيد تا ياد و نام عزيزاني را كه با بذل جان، به بقاي نظام اسلامي كمك كرده بودند، زنده نگاه داشته و درس هاي ايثار و فداكاري شهدا و جانبازان و اعتقادشان را به فرزندان آنان منتقل نمايد. فعاليت هاي از اين دست، در كنار تداوم خدمت رساني اقتصادي و اجتماعي نظير حمايت شغلي جانبازان، خدماتي بودند كه همواره به عنوان سياست هاي كلي بنياد مدنظر قرار داشته است.
جانبازان در ايران كه درصد عمده اي _ حدود نيم ميليون نفر _ از جمعيت ايران را به خود اختصاص داده اند، با مشكلات روان شناختي و اجتماعي متعددي روبه رو هستند. طي جنگ تحميلي 8 ساله تعدادي از ايثارگران با انواع آسيب هاي ناشي از جنگ به صورت جانباز انقلاب اسلامي درآمدند كه هر كدام با درجات مختلف دچارمعلوليت گرديدند و پس از آن با مشكلات زيادي مواجه شدند و پرونده ي پزشكي اين عزيزان مبين مشكلاتي است كه جانبازان با آن مواجهند. آمارهاي مربوط به جانبازان نشان مي دهد كه اين سرمايه هاي عظيم انقلاب در معرض برخي از آسيب هاي اجتماعي– نظيرگرايش به اعتياد مواد مخدر- مي باشند كه نيازمند توجه و تحقيق جدي در اين زمينه مي باشد. مطالعات نشان داده است كه اصلاح نگرش افراد در باره اعتياد از نگرش مثبت به نگرش منفي مي تواند از گرايش و ابتلاي آنان به اعتياد جلوگيري كند.
راه حل ها و راه بردها جهت پيش گيري ازگرايش و ابتلاي جانبازان به مواد مخدر:
عوامل متعددي در اتيولوژي سوء مصرف و اعتياد موثر هستند كه در تعامل با يكديگر منجر به شروع مصرف و سپس اعتياد مي شوند. درك كليه ي علل و عوامل زمينه اي موجب مي شود تا روند پيش گيري، شناسايي، درمان و پي گيري به طور هدف مند طرح ريزي شود. متأسفانه به علت پيچيدگي پديده ي اعتياد، درمان و پيش گيري كاري بسياري مشكل به نظر مي رسد و پيچيدگي پديده ي اجتماعي اعتياد باعث شده است كه راه بردهاي كنترل استفاده از مواد نيز گوناگون باشد. با اينحال همان طوري كه بهترين تبيين براي علل اعتياد يك مدل تركيبي است كه مجموعه اي از علل را شامل مي گردد، بهترين راه مبارزه با اعتياد نيز فقط يك راه نيست. بلكه بايستي در يك زمان چندين راهبرد مورد استفاده قرار گيرد. لازم به ذكر است كه گرايش جانبازان به مواد مخدر را نمي بايستي از بستر اجتماعي آن در جامعه جدا نمود و درك علل گرايش جانبازان به مواد مخدر مستلزم شناخت عوامل بيروني جامعه نيز مي باشد. از جمله عوامل بيروني كه مي تواند نقش مهمي در تبيين تغييرات ميزان گرايش نسبت به مواد مخدر در ايران داشته باشد عبارتند از: كشت وسيع و توليد انبوه مواد مخدر در افغانستان، گستردگي مرزي با پاكستان و افغانستان، ميزان انسداد، استحكام و كنترل مرزهاي شرقي كشور، قاچاقچيان بين المللي و منطقه اي، بازار پررونق مواد مخدر در كشورهاي اروپا، امريكا و آفريقا، مجاورت با مراكز تجاري منطقه اي از جمله دبي و بحرين و مسأله ي تطهير پول، وجود مشتركات قومي، فرهنگي و خويشاوندي در مرزهاي شرقي كشور، سودآوربودن قاچاقچيان مواد مخدر و سرريزشدن مواد مخدر در داخل كشور به واسطه ي ترانزيت آن از خاك ايران. به عبارت ديگر، تبيين گرايش نسبت به مواد مخدر در ايران بسيار پيچيده تر از آن چيزي است كه در وهله ي اول به نظر مي رسد؛ زيرا، همان گونه كه بدان اشاره شد، عوامل بيروني بسياري وجود دارند كه بررسي آن ها بسيار دشوار و بعضاً غير ممكن مي باشد. سازمان هاي جنايي بين المللي با تقسيم مناطق جهان، راه بردهاي جديدي براي توسعه ي بازار مواد مخدر تدوين نموده اند. حدود هفتاد درصد توليد جهاني ترياك و هشتاد درصد مواد مخدر مشتق از ترياك در اروپا از طريق افغانستان تامين مي شود. به بيان ديگر، كنترل ترانزيت مواد مخدر به علل گوناگون به يك مسأله ي استراتژيك و فراملي تبديل شده است. ميلياردها دلار عوايد قاچاق مواد مخدر به سيستم بانكي غربي سپرده مي شوند و اكثر بانك هاي بزرگ بين المللي به پول شويي مبالغ هنگفت دلارهاي مواد مخدر مشغولند. در نتيجه، تجارت بين المللي مواد مخدر كه سود سالانه آن به ده ها ميليارد دلار سر مي زند به اندازه ي تجارت نفت اهميت پيدا كرده است.
نكته ي ديگري كه ذكر آن ضروري مي نمايد اين است كه نبايد مسايل اجتماعي را با بيماري جسمي، يكسان تلقي نموده و انتظار داشت به مانند تجويزهايي كه در علم طب براي درمان بيماري ها صورت مي گيرد، مسايل اجتماعي نيز بدين سهولت حل شوند و نظم اجتماعي برقرار گردد. كاركرد اصلي جامعه شناسي، اين است كه سعي مي كند نشان دهد چه چيزي در جامعه در حال اتفاق افتادن است و لذا نقد تحليلي از جامعه ارائه مي كند. در اين جا، با توجه به محدوديت هاي جدي كه در ارائه ي راه حل براي مسايل اجتماعي وجود دارد، سعي مي شود پيشنهادهايي در جهت كنترل گرايش به مصرف مواد مخدر در ميان جانبازان ارائه شود.
1) درگير نمودن جانبازان در مشاغل مختلف و فعاليت هاي عرفي جامعه: تلاش براي حل مشكل اشتغال جانبازان شناسايي شده و نيازمند شغل و رفع كمبود امكانات فرهنگي، ورزشي، تفريحي براي جانبازان ضروري است. كمبود امكانات لازم براي ارضاي نيازهاي طبيعي، رواني و اجتماعي جانبازان موجب گرايش آنان به كسب لذت و تفنن از طريق مصرف مواد و عضويت در گروههاي غير سالم مي شود. با توجه به اين كه 7. در صد از جانبازان يا حالت اشتغال دارند و يا بيكار هستند، لذا درگيري و مشغوليت آن ها در فعاليت هاي عرفي مانع ازگرايش آنان به مواد مخدر خواهد شد. اشتغال سبب مي شود فرد زمان كمتري براي ارتكاب رفتار بزه كارانه داشته باشد. محتمل است كه مهم ترين تفاوت بين كساني كه بزه كار مي شوند و آن هايي كه مرتكب آن نمي شوند، اين است كه افراد غير بزه كار امكانات لازم براي انجام فعاليت هاي عرفي و تفريحات سالم را در اختيار دارند، درحالي كه بزه كاران فاقد چنين امكاناتي هستند. بسياري از تحقيقات پيشين اعم، از تحقيقات داخلي و خارجي وجود رابطه ي مستقيم بين مشغوليت فرد در فعاليت هاي عرفي جامعه و عزت نفس را نشان داده اند. پاره اي از مطالعات با هدف توضيح مكانيسم اين رابطه انجام شده است كه نتايج آن ها عمدتا حاكي از احساس پذيرش اجتماعي، حمايت و اعتمادي است كه فرد از سوي افراد جامعه دريافت مي كند كه در نهايت منجر به افزايش عزت نفس در او مي شود. در واقع، در سطح كلان جامعه نيز مي توان گفت كه مشكلات مربوط به تحرك نزولي، مثل بيكاري با مشكلات مرتبط با كار، احتمال تخلفات مرتبط با مواد مخدر را افزايش داده است. بيكاري يك متغير جمعيتي است كه مي توان آن را به آنومي نيز نسبت داد، زيرا بيكاري مي تواند موجب گسيختگي از نقش هاي اجتماعي و روابط براي اشخاص بيكار و هم چنين ساير كساني كه در آن جامعه هستند، شود. از اين رو است كه انتظار مي رود بيكاري يا جرايم مواد مخدري و مرتبط باشد. در واقع، رابطه ي ميان بيكاري و گرايش به مواد مخدر را مي توان در وهله ي اول به روابط بين متغيرها در ميان اشخاص نسبتاً جوان نسبت داد. شايد جوان ترها نسبت به كساني سال مند ترند، به احتمال بيكاري آسيب پذيري بيشتري دارند؛ چرا كه، سال مندان احتمالا در موقعيت شغلي خود جا افتاده تر هستند و لذا جرايم مواد مخدري جوآن ها را بيشتر از سال مندان تهديد مي كند. بنابراين، از آن جا كه بيكاري مي تواند به افزايش تنش هاي خانوادگي، مشاجره و خشونت، افسردگي و نااميدي، انزوا، تغيير در ساختار نقشي در درون خانواده، فقر مالي و محروميت، از دست دادن عزت نفس و خودباوري، احساس كهتري يا تركيبي از اين ها منجر شود، با گرايش به مواد مخدر مرتبط است. هم چنين، براساس تئوري انسجام اجتماعي درگيري در اجتماعات موجود در جامعه، پيامدهاي مثبت را به مراه دارد. برعكس، عدم درگيري در اين اجتماعات داراي پيامدهاي منفي است. ادغام افراد در ساختارهاي اجتماعي براي آن ها حمايت اجتماعي فراهم مي كند كه در هنگام مواجهه با جريآن هاي فشارزاي رواني آن ها را از مصونيت برخوردار مي كند. ازاين رو هرچه جاي گيري افراد در ساختارهاي اجتماعي- حمايتي بيشتري باشد آن ها بيشتر برخوردار از حمايت اجتماعي حاصل از جاي گيري در آن ساختارها هستند. جاي گيري ساختاري كه بيانگر ميزان انسجام يافتگي است مصونيت افراد را در برابر آسيب پذيري هاي متفاوت افزايش مي دهد.
مشغوليت را مي توان ميزان اشتغال فرد به كنش هاي هم نواساز مثل اشتغال، عضويت در باشگاه هاي ورزشي و انجمن هاي ادبي، فرهنگي و غيره دانست. اشتغال جانبازان بر اين فرض استوار است كه درگيري در فعاليت هاي مورد قبول جامعه، موجب مي شود وقت و آزادي محدود فرد صرف شده ، و نتواند به سراغ عمل بزه كارانه برود. اشتغال به كار، تحصيل، ورزش كردن، سرگرمي و تفريح، فعاليت هاي مشاركتي در محله، مسجد، سازمان ها، دانشگاه هاوادارات و مشاغل ديگر از اين نوع فعاليت ها است. رابطه ي معكوس ميان وضعيت اشتغال و گرايش به مصرف مواد مخدر نه صرفاً به دليل اين است كه فرد زمان كافي براي مصرف مواد مخدر ندارد، بلكه از آن رو است كه با جذب شدن فرد در فعاليت هاي عرفي، تمايل او به مصرف مواد مخدر كم مي شود. به عبارتي با اشتغال، جانبازان نيازي به مصرف مواد مخدر در خود احساس نمي كنند. بنابراين، درگير نمودن جانبازان در مشاغل مختلف، فعاليت هاي عرفي جامعه، بارور نمودن اوقات فراغت جانبازان و توسعه و تقويت و حمايت از فعاليت هاي ورزشي جانبازان، ضروري است.
در طول جنگ جهاني دوم، تقريبا نيم ميليون معلول به نيروي كار بريتانيا پيوستند و چند ماه بعد از پايان جنگ، دولت بر الزامات اجتماعي كار معلولين- به خصوص كساني كه در زمان جنگ آسيب ديدند- تاكيد كرد. بحث سياست اشتغال در دهه 194. تصميم دولت بريتانيا را براي ورود معلولين به نيروي كار براي مدت كوتاه زمان جنگ نشان مي دهد. تفكر رسمي در قانون اشتغال معلولين در سال 1944 وارد شد كه تركيبي از فعاليت هاي تقاضا محور و عرضه محور را ترويج مي كرد. نمونه اي از اين قانون، طرح سهميه بندي بود كه در آن كارفرماياني كه دست كم نياز به 2. نيرو داشتند مي بايست حداقل 3 درصد از نيروي كار مورد نيازشان را از مراكز جديد اشتغال معلولين تامين مي كردند. طرح سهميه بندي 1944 با مجوز قانون تبعيض معلوليت بعد از 51 سال يعني در سال 1995 كاملا منسوخ شد.
در جامعه ي ما معمولا علاقه كمي به بررسي انتقادي شرايط زندگي جانبازان ابراز شده و در عوض بر بيماري هاي مزمن و معلوليت به عنوان يك مقوله ي بهداشتي و سلامتي تمركز گرديده است. اشتغال نه چندان جدي جانبازان آنان را در شرايط بسيار نامساعدي قرار مي دهد، چرا كه آن ها نسبت به افراد ديگر جامعه، كمتر مولد در نظر گرفته مي شوندو حضور كم رنگ در بازار كار، محروميت گسترده تر آن ها را موجب مي شود. به همين دليل به عنوان غير مولد و نيازمند، محكوم به كناره گيري از جامعه هستند. متاسفانه هنوز به جاي اين كه بر بهبود شرايط كاري و افزايش حمايت از كاركنان جانباز تاكيد شود، بر روي بازنشستگي پيش از موعد آنان تاكيد مي گردد و به جنبه ي ضرورت اجتماعي كار جانبازان توجهي نشده است. درحالي كه بايستي بر فراهم كردن كار براي كساني كه مي توانند و فراهم كردن امنيت براي كساني كه نمي توانند كار كنند تاكيد نمود. از اينرو، تفكر دوباره به فعاليت هاي انساني و ارزش و پايگاه اجتماعي كاركنان جانباز، ايده بازسازي و فرمول بندي مجدد مفهوم كار و ارزش يابي مجدد اشكال فعاليت براي جانبازان از اهميت ويژه اي برخوردار است.
2) ضروري است راه كارهاي نويني درجهت كاهش ميزان اعتياد در ميان افراد تحت پوشش بنياد به خصوص فرزندان شاهد تعبيه نمود. در اين راستا، پيشنهاد مي گردد تا مراكز" مشاوره و پيش گيري از اعتياد در بنياد شهيد و امور ايثارگران" تشكيل گردد و اهداف اصلي اين انجمن پيش گيري از اعتياد فرزندان شاهد و جانبازان، پيش گيري از اعتياد مبتني بر خانواده، سم زدايي جانبازان معتاد با داروها و روش هاي مختلف، و توانمندسازي جانبازان معتاد بهبود يافته، پژوهش، درمان و انجام برنامه هاي پيش گيرانه در ميان افراد تحت پوشش بنياد به خصوص فرزندان شاهد مي تواند باشد. لذا، در اين راستا تأمين نيروي انساني متخصص، تشكيل بانك اطلاعاتي در خصوص اعتياد ايثارگران، تأمين اطلاعات از طريق شناسايي و برقراري ارتباط با منابع اطلاعاتي، پژوهش هاي همه گيرشناختي و سبب شناختي ايثارگران، شناسايي و به كارگيري ابزار مناسب پيش گيري، طراحي برنامه هاي پيش گيري با رعايت انعطاف و تنوع لازم و نهايتا نظارت بر حُسن اجراي برنامه هاي پيشگيري از اعتياد ايثارگران از طريق ارزش يابي حسن اجرا ضروري است. كاركردهاي اصلي مراكز مشاوره و پيش گيري از اعتياد در بنياد شهيد و امور ايثارگران عبارتند از:
الف) حصول اطمينان از عدم بازگشت به اعتياد.
ب) عدم تثبيت هويت معتاد: مادامي كه استفاده كنندگان از مواد مخدر منزوي و طرد مي شوند، احتمالا فرد معتاد بيگانه تر و منحرف تر مي شود. البته ممكن است انزواي اجباري منحرفين ضروري باشد. ليكن اين كه پس از ترك اعتياد نيز فرد معتاد از سوي جامعه طرد مي شود و مورد پذيرش قرار نمي گيرد، باعث مي گردد كه وي پايگاه منحرف بودن را بپذيرد و متناسب با اين اين پايگاه نقش خود را ايفا كند، لذا وي به احتمال زياد مجدداً به دام اعتياد خواهد افتاد. ازاين رو، مشاوران رواني و مددكاران اجتماعي مراكز نظارت و مشاوره مي توانند مانع از تثبيت هويت معتاد شوند او را به كار و تلاش در جامعه تشويق نمايند.
ج) جلوگيري از گسيختگي خانواده: كمك و نيز مشاوره رواني با فرد معتاد يا حتي افراد خانواده او، مي تواند نقش موثري در جلوگيري از نابساماني هاي خانوادگي و بروز طلاق(كه خود از عوامل زمينه ساز ابتلاء به اعتياد است) داشته باشد. پيوستگي به خانواده بر روي تعلق خاطر افراد متمركز است. بنابراين تعلقات رواني و عاطفي افراد كه ضمن پيوستن با ديگران مهم شكل مي گيرد و به اين ارتباط شكل مي دهد، علت عدم ارتكاب او به رفتارهاي انحرافي است. در واقع فرد به دليل توجه و علاقه اي كه به ديگران مهم دارد، اين احساس در او به وجود مي آيد كه به خواسته ها و تمايلات آن ها پاسخ داده، نظر مثبت آن ها را به خود جلب كند، ازاين رو كمتر احتمال دارد به نقض هنجارهاي اجتماعي و اخلاقي بپردازد. از اين رو، در سطح كلان نيز كاركردگرايان مدعي اند كه جرايم مواد مخدري واكنشي است به تضعيف هنجارهاي اجتماعي. از نظر كاركردگرايان، هرچه جامعه پيچيده تر شود و تحولات اجتماعي با سرعت بيشتري روي دهند، هنجارها و ارزش هاي اجتماعي مبهم تر شده و به وضعيت آنوميك خواهد انجاميد. آنومي ممكن است در مقياس اجتماعي به وجود آيد و به فشارهاي اجتماعي و ناهم سازي هاي هنجاري ختم شود و موجبات جرايم مواد مخدري را فراهم آورد. بنابراين طبق رويكرد كاركردي- ساختي، جرايم مواد مخدري واكنشي است به نبود پيوند بين فرد و جامعه و تضعيف شدن وفاق جمعي در مورد هنجارهاي مقبول اجتماعي. به عبارت ديگر، در سطح كلان جامعه، گرايش به مواد مخدر يك ملازم تغييرات ساختاري است كه در فرآيند توسعه ي اقتصادي، زمينه ي بروز بيشتري پيدا مي كند. در جوامع سنتي- كه بر حسب تفوق اجتماعي علقه هاي خويشاوندي تعريف مي شود- سن، جنس و اصل و نسب خانوادگي، براي تعيين و تشخيص نقش اهميت اساسي دارند. از اين رو، هويت اجتماعي كه در اين گونه جوامع مبتني بر پايگاه محول است، كم تر در معرض تهديد و آسيب پذيري مي باشد. اما در جوامع صنعتي، توسعه ي اقتصادي نهادهاي سنتي خويشاوندي و نظام نقش هاي محول آن را از بين برده و نقش هايي را كه مستلزم مهارت، سواد و خلاقيت هاي فردي هستند، جاي گزين نموده است. لذا، هنگامي كه در تعيين نقش هاي اجتماعي، موفقيت جاي گزين پايگاه محول و آداب مي شود، در اين صورت تهديدهاي هويتي ناشي از شكست نقشي، احتمالا بيشتر مي شود. اين ممكن است بتواند تبيين كند كه چرا در كشورهاي توسعه يافته، افراد بيشتري به مواد مخدر پناه مي برند. ميزان بالاي جرايم مواد مخدري، احتمالا در جوامع يا گروه هايي به چشم مي خورد كه فرد به خوبي با واحد اجتماعي بزرگ تر ادغام نشده است. به تعبير دوركيمي، در واحدهاي اجتماعي بزرگ با وجدان جمعي ضعيف، افراد در دنبال كردن علايق شخصي خويش به هر نحوي كه بخواهند آزاد هستند. چنين فردگرايي بي قيد و بندي احتمالا منجر به نارضايتي هاي شخصي قابل توجهي خواهند انجاميد، كه باعث سوق دادن افراد به ارتكاب جرايم، از جمله جرايم مواد مخدري، خواهد شد. قابل ذكر است تحقيقات بسياري قبل از اين رابطه ي بين پيوستگي به خانواده و رفتارهاي انحرافي را تاييد كرده اند. دل بستگي عموما دلالت دارد بر رابطه ي عاطفي اي كه فرد نسبت به ديگران مهم در خود احساس مي كند. طبيعي است كه هرچه اين رابطه قوي تر باشد، فرد هنجارهاي عرفي را كه عموما نزد از سوي اين گروه ها پذيرفته شده و تبليغ مي شود، بيشتر مي پذيرد و باور مي كند. از يك سو باور با بحث جامعه پذيري پيوند تنگاتنگي دارد و از سوي ديگر جامعه پذيري يعني يادگيري و آموزش ارزش ها و هنجارها، به توسط گروه هاي مرجع صورت مي گيرد. بنابراين پيوستگي به خانواده، قبول ارزش ها و هنجارهاي اجتماعي را نيز تسهيل مي كند. همان طور كه كاپلان معتقد است، فرد رفتارهايش را برطبق رضايت از خود شكل مي دهد. بواقع او نياز دارد كه به بالاترين نگرش مثبت نسبت به خود برسد و نگرش هاي منفي خود را كم كند. اين نشان مي دهد براي فرد اهميت دارد كه بتواند در گروه هاي مرجع(نظيرخانواده) ارزيابي مثبتي درباره خود ايجاد كند. حال آنكه پيوستگي به خانواده يعني ارتباط و علاقه به آن مي تواند باعث شود كه فرد احساس خود ارزش مندي كه نياز دارد را كسب كند. در سطح كلان نيز مي توان گفت، اجتماع هاي با ثبات، كه در آن روابط نزديك و صميمي وابستگي را اشاعه مي دهد و افراد عادت كرده اند كه دائما خود را نيازمند محيط اجتماعي بدانند، هنگامي كه الگوي روابط و پيوندهاي نزديك و صميمي بين افراد و منبع حمايتي آن ها مورد تهديد واقع شود، بيشتر در معرض رفتارهاي انحرافي قرار مي گيرند. از اين رو، مي توان انتظار داشت كه بالا بودن گسيختگي علقه هاي خانوادگي و پيوندهاي دوستي و احساس عدم حمايت اجتماعي به نوبه ي خود به منزله ي شرايط مستعد كننده ي بروز گرايش به مواد مخدر مي باشد.
د‍(نظارت اجتماعي رسمي مستمر توسط بنياد: مراجعه ي اجباري فرد معتاد به مراكز نظارت مشاوره، به معناي اعمال نظارت اجتماعي رسمي مستمر بر رفتار اين گونه افراد مي باشد و اين امر خود موجب تصحيح رفتار و ممانعت از ابتلاء مجدد به اعتياد مي شود.
ه) اعمال سيستم تشويق و تنبيه: بدين معني كه در صورت عدم بازگشت به اعتياد، اين مراكز مي توانند با توجه به بودجه اي كه در اختيار آن ها گذارده مي شود پاداش هاي مادي و معنوي مناسبي را به منظور تشويق در نظر گيرند. از سوي ديگر در صورت ابتلاء مجدد به اعتياد مي توان آنان را مجازات نمود.
و) فراهم شدن زمينه ي لازم براي مطالعات پانل: تأسيس چنين مراكزي و مراجعه ي اجباري افراد به اين مراكز باعث مي شود تا زمينه ي لازم جهت سنجش تاثير عامل زمان فراهم شود. از اين طريق، هم دگرگوني هاي مرتبط با عقايد، نگرش ها و حالات سنجيده مي شود و هم تغيير در رفتار، عادات و … به سنجش نهاده مي شود. درواقع، با استفاده ازاين روش، نه تنها مي توان حركت يا تغيير را شناخت(سطح وصفي)، بلكه مي توان علت يا علل تغييرهاي حاصل شده در عقايد يا رفتار(يا هر دو) در فرد مورد مطالعه مورد شناسايي قرار داد(سطح علي يا تبييني).
ز) ممانعت از برچسب خوردن: برچسب خوردن افراد به عنوان منحرف در سوق دادن آن ها به سوي انحراف نقش به سزايي دارد. فرد از دو سوي مورد فشار قرار مي گيرد: يكي درون فرد و حالات رواني وي، ديگري محيط زندگي اجتماعي است. با استمداد از مراكز" مشاوره و پيش گيري از اعتياد در بنياد شهيد و امور ايثارگران"، مي توان فرد معتاد را پس از سم زدايي از لحاظ رواني آماده سازند تا زندگي عادي را هم چون ديگران در پيش گيرد. از سوي ديگر به افراد پيرامون او و به ويژه خانواده وي آموزش ها و تذكرات لازم داده شود كه وي را به عنوان فرد عادي نگريسته شود.
3) بسياري از مشكلاتي كه مددكاران بنياد در رابطه ي با اعتياد جانبازان با آن مواجه هستند به نگرش هاي جانبازان مربوط مي شود. رابطه بين رفتار و نگرش پيچيده است، يعني نمي توان با دانستن نگرش شخصي رفتار معيني را در او پيش بيني كرد. در حال حاضر هيچ نوع درمان قاطعي براي اعتياد به مواد وجود ندارد. تغيير نگرش هاي جانبازان نسبت به مصرف مواد مخدر، نخستين گام در فرآيند تغيير رفتار اعتياد آور و كاهش گسترش اين نوع رفتار انحرافي است. بنابراين، بررسي چگونگي شكل گيري نگرش ها مهم است و شايد از همه مهم تر دگرگوني آن هاست. جانبازاني كه نگرش هاي مثبت و يا خنثي به مواد مخدر دارند، احتمال مصرف و اعتيادشان بيش از كساني است كه نگرش منفي دارند. اين نگرش هاي مثبت در ميان جانبازان معمولا عبارتند از: رفع دردهاي جسمي و خستگي، كسب آرامش رواني، توانايي مصرف مواد بدون ابتلا به اعتياد. نيرومندي يك نگرش به متغيرهاي چندي بستگي دارد، كه از جمله مهمترين آن ها تجربه مستقيم است. به عبارت ديگر يكي از راه ها براي كسب نگرش درباره مواد مخدر در واقع مصرف آن است و شواهد قابل توجهي وجود دارد مبني بر اينكه نگرش هايي كه بدين طريق كسب مي شوند از نگرش هاي اكتسابي دست دوم قويتر و زنده تر مي باشند. ازاين رو، چون نگرش جانبازان معتاد نسبت به مواد مخدر عمدتا از راه تجربه مستقيم– به جاي سرمشق گيري و الگوبرداري– بوده است، لذا دشوارتر مي توان نگرش آنان را نسبت به مواد مخدر عوض نمود. به منظور برقراري ارتباط هاي متقاعد كننده ئ مؤثر براي تغيير نگرش هاي جانبازان معتاد و جانبازاني كه نگرش هاي مثبت و يا خنثي به مواد مخدر دارند لازم است عواملي را كه بر گستره ي تغيير نگرش مؤثرند در نظر گرفته شوند. چهار عنصر اصلي پيام هاي متقاعد كننده عبارتند از:
۱- ويژگي هاي برقرار كننده ي ارتباط با جانبازان معتاد:
- قابل قبول بودن مددكاران برقرار كننده ي ارتباط با جانبازان معتاد، به تخصص مددكاران بستگي دارد. جانبازان معتاد احتمالا به كسي كه فكر مي كنند يك متخصص است خيلي بيش تر متقاعد مي شوند. از اين رو، پيشنهاد مي شود از متخصصين پزشكي براي برقراري ارتباط و تغيير نگرش جانبازان معتاد استفاده شود.
- قابليت اعتماد به شخص برقرار كننده ي ارتباط با جانبازان معتاد: اگر جانبازان معتادي كه ترك اعتياد داشته اند به ارائه ي پيام هايي درباره پيامدهاي فاجعه آميز اعتياد بپردازد به قابليت اعتماد آنان نزد جانبازان معتاد افزوده مي شود. در واقع، شباهت پيام دهنده به پيام گيرنده نيز مهم است. اگر برقرار كننده ي ارتباط به علت شباهت با مخاطبانش مورد محبت قرار گيرد، اين موضوع متقاعد كنندگي وي را افزايش خواهد داد. پژوهش ها نشان مي دهند كه افراد معتاد وقتي توسط افرادي داراي شرايط مشابه ياري شوند، اغلب وضع بهتري مي يابند. يكي ازعلل موفقيت گروه هاي خوديار، همانند " الكلي هاي گمنام و معتادان گمنام، همين موضوع است. اعضاي اين گروه ها را منحصراً معتاداني تشكيل مي دهند كه به طور منظم، به منظور كمك به يكديگر براي ترك اعتياد، جلسه تشكيل مي دهند.
۲- ويژگي هاي ارتباط با جانبازان معتاد:
- تكرار و تماس مكرر با جانبازان معتاد منجر به تغيير نگرش جانبازان معتاد مي شود و با درگير كردن عواطف جانبازان معتاد مي توان نگرش آن ها را بهتر تحت تاثير قرار داد. در واقع، براي آنكه تغييري در نگرش و رفتار جانبازان معتاد ايجاد كنيم، ابتدا بايستي اطلاعات و آگاهي هاي شناختي در باره مضرات مواد مخدر به جانباز ارائه شود و سپس در مرحله ي دوم آن چه بايد اتفاق بيفتد، تحريك عاطفي است.
۳- ويژگي هاي جانبازان معتاد:
جانبازي كه خود را دست كم مي گيرد آسان تر تحت تأثير پيامي متقاعد كننده قرار مي گيرد تا جانبازي كه درباره خود نظري بلند دارد. زيرا، اگر شخصي به خودش علاقه مند نباشد ارزش زيادي براي عقايد خود قائل نيست. در نتيجه اگر عقايد وي به مبارزه طلبيده شود، ممكن است خيلي هم بي ميل نباشد كه تسليم شود. ازاين رو، با آگاهي از ميزان عزت نفس جانبازان معتاد، مددكار بهتر مي تواند نسبت به تغيير نگرش اقدام كند. مطابق نظريه ي عزت نفس و بزه كاري كاپلان، وقتي گروه هاي مرجع فرد را تاييد كرده و احساس خودارزش مندي را در او ايجاد مي كنند، وي جذب اين گروه ها شده و نيازي به عضويت در گروه همالان منحرف، در خود احساس نمي كنند. درحالي كه روي آوردن فرد به رفتارهاي انحرافي با انگيزه ي بدست آوردن يك جاي گزين صورت مي گيرد، جاي گزيني كه بتواند نياز او را به احساس خود ارزشمندي(عزت نفس) بر طرف كند. در حوزه مطالعات مربوط به حمايت اجتماعي و عزت نفس و گرايش به رفتارهاي انحرافي، مطالعات نشان مي دهند كه حمايت اجتماعي با عزت نفس ارتباط دارد. در اين مطالعات پايين بودن عزت نفس به عنوان فقدان يا كاهش حمايت اجتماعي از دو بُعد مطرح است، يكي تأثير مستقيم حمايت اجتماعي و ديگري تأثير غيرمستقيم آن. در بُعد تأثير مستقيم، صرف وجود حمايت اجتماعي از ايجاد زمينه هاي بروز اختلال رواني جلوگيري مي كند و حمايت اجتماعي موجب فراهم شدن شرايط سلامت رواني مي شود. هرچه حمايت اجتماعي بيشتر باشد متناظر با آن ميزان عزت نفس بيشتر است و بالعكس. بعبارتي داشتن حمايت اجتماعي كمتر با ميزان عزت نفس كمتر ارتباط دارد. بستري كه حمايت اجتماعي در آن شكل مي گيرد و گستره و ميزان آن را تعيين مي كند، روابط اجتماعي است كه افراد در قالب تعاملات با يكديگر دارند. اين روابط اجتماعي در شكل ساختارهاي حمايتي و كاركردهاي حمايتي داراي تأثيرات مستقيم و غيرمستقيم بر عزت نفس اند. تغييرات منفي و كاهش در روابط اجتماعي با تقليل حمايت اجتماعي شرايط كاهش عزت نفس و گرايش به رفتاهاي انحرافي– از جمله گرايش به مواد مخدر _ را فراهم مي كنند.
۴- رسانه يا وسيله ي پيام:
تلويزيون شايد نيرومندترين وسيله پيام رساني در كشور ما باشد. تسلط كامل دولت بر اين رسانه، امكان استفاده از اين رسانه را در جهت تبليغ ارزش ها و ديدگاه هاي موافق با سوء مصرف مواد را از بين برده است. اين موضوع به ويژه از ديدگاه افراد در معرض خطر سوء مصرف مواد يا گروههاي مورد اعتماد آنان حائز اهميت مي باشد و ممكن است به نوعي مانع رواني- اجتماعي در راه مقبوليت و كارايي اين رسانه تبديل شود. نشريات غير دولتي و نشرياتي كه منابع پيام رساني علمي و تخصصي مستقل محسوب مي شوند، شايد بتوانند منبع قابل اعتمادتر و مقبول تري براي تغيير نگرش جانبازان معتاد باشند.

منابع و مآخذ
- Agnew, Robert and Petersen, David M(1989) Leisure and Delinquency, Social Problems, Vol. 36, No. 4, PP. 332-349.
- Akers, R. L. , & Lee, G. (1999). “Age, Social Learning and Social Bonding in Adolescent Substance Use”. Deviant Behavior: An Interdisciplinary Journal. 2.(1), pp. 1–25.
-Ambert, Anne–Marie(1982). “Drug Use in Separated / Divorced Persons: Gender, Parental Status, and Socio–Economic Status”. Social Science and Medicine. 16, pp. 971–976.
- Amoateng, Acheampong Yaw & Bahr, Stephen J. (1986). “Religion, Family and Adolescent Drug Use”. Sociological Perspectives. 29(1), pp. 53–76.
- Bourque, Linda B. et al. (1991). “Demographic & Health Characteristics of Heavy Marijuana Smokers in Los Angeles Country”. The International Journal of the Addiction. 26(7), pp. 739-755.
- Charvat, Jeffrey Lynn(1997). “Attitudes Toward Drugs and Drug Control:Ideological Basis and Implications for Prevention”. (Ph. D. Thesis). University of Missouri- Kansas City
- Faupel, Charles E. (1998). “Heroin Use, Crime and Employment Status”. Journal of Drug Issues. 18(3), pp. 467–479.
- Graham, Nanett(1996). “The Influence of Predictors on Adolescent Drug Use: An examination of Individual Effects”. Youth & Society. 28(2), pp. 215-235.
- Hawdon, James E(1999). Daily Routines And Crime using Routine Activities, Youth & Society, Vol 3., N. 4, PP. 395-415.
- Kandel, Denise and Mark Devies(1991). “Friendship Networks, Intimacy, and Illicit Drug Use in Young Adulthood: A Comparison of Two Competing Theories”. Criminology. 29, pp. 441-467.
- Kuhn, Joseph Bernard(2...). Assessing the Relationship between Drug Use and Serious Violence: A Multi- Causal Approach. State University of New York at Albany.
- Kurst Swanger, Karel A. (1997). "The Drug Control Debate: A Comparison of Urban Policies and Results(Urban Communities Substance Abuse Policy, War on Drugs)". (Ph. D. Thesis). State University of New York at Binjhamton.
- Palacios, Wilson Raul(1997). "Explicatings the Drug- Crime Relationship(Drug use offenders)". University of Miami. (Ph. D. Thesis).
- Petter, Michael David(1997). "Links between Peer Group Affiliation Family Functioning and Adolescents Risk- Taking Behavior". (Ph. D. Thesis). University of


پنج شنبه 30 دی 1389  9:42 PM
تشکرات از این پست
bardia_m
bardia_m
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : آذر 1389 
تعداد پست ها : 6374

پاسخ به:مقالات تخصصي ايثار و شهادت

عنوان : كارآمدي آموزه ي شهادت در بازيابي هويت و اقتدار در فرهنگ سياسي اسلام
كلمات كليدي : اجتماع، آزادي، اقتدار، شهادت، ساختار سياسي
نويسنده :  مجتبي عطارزاده
موضوعات مقالات :ايثار و شهادت
چكيده
در درازناي تاريخ، قيام هاي شكست خورده نتيجه نشناختن شرايط و عدم گزينش شيوه ي مناسب براي اصلاح وضع موجود هستند و جنبش هاي رهايي بخش هنگامي پيروزي را بدست آورده اند كه زمان خويش را شناخته شرايط جهاني را دريافته و شيوه درست و شايسته را برگزيده اند و اين درسي بود كه امام حسين(عليه السلام) با شهادت خواهي خود به جهانيان آموخت.
چون مردمي گرفتار انحراف و انحطاط گردند، راه اصلاح آنان به تناسب شرايط مختلف است؛ در شرايطي بايد به ارشاد و راهنمايي و كار فرهنگي دست زد، در شرايطي بايد به عمل پرداخت و با اقدامي سياسي ومسالمت آميز در اصلاح مجتمع و مردم كوشيد. اما در شرايطي كه قدرت حاكم با ابزارهاي تبليغاتي ذهن و انديشه و عقل مردم را ربوده وبا تنگناهاي اجتماعي مجال هر گونه انديشيدن و آگاه شدن درست را بر مردم بسته، آگاه شدن و انديشيدن را در يك مسير قرار داده و كسي نمي تواند و نبايد به شكل ديگري بيانديشد(درست مثل وضعيت ايران پيش ازانقلاب)، نه موعظه وارشاد و كار فرهنگي كارساز است ونه اصلاحات مسالمت آميز مؤثر. تنها راه در چنين شرايطي، وارد آوردن ضربه اي شديد و دميدن صور اسرافيلي بيدار سازنده واز خواب مرگ برانگيزنده، مي باشد.
دراين بين، فرهنگ سياسي شيعه با الهام ازحركت سازنده ي حسيني، چنان امكان وقابليتي دراختيار داردكه به هنگام انحطاط هويتي جامعه، زمينه سازخيزشي
درراستاي احياي اقتدار اسلامي وبازگرداندن هويت به كالبد مرده جامعه گردد و چونان امام حسين(عليه السلام) كه هنگام خروج از مدينه به بانگ بلند اعلام كرد كه هدف من از اين رستاخيز، نه بر پا ساختن آشوبي اجتماعي است و نه ادعاي قدرت و اكتسابي است؛ تنها هدف من «امر به معروف و نهي از منكر و اصلاح دين جدم» مي باشد كه تمام هويت اسلامي جامعه در گرو آن است، قاطعانه قيام نمايد و از اين رهگذر عزت مسلمين راپاس دارد.
اما نه امر به معروف و نهي ازمنكر بر فراز منبر و مشغول ساختن ذهن مومنان ناتوان به مسايل فرعي و باز داشتن آنان از امور سياسي و واقعيت هاي زندگي و ناآگاه ساختن آن ها از انحراف و انحطاطي كه ساختار قدرت حاكم بدان گرفتار شده وآثار آن در قالب تهي سازي جامعه از روح آزادگي و پرسشگري، به زوال اقتدار ديني انجاميده است. و نه حتي «جهاد» با نداشتن نيروي لازم و فدا كردن خود بدون آنكه تاثيري شايسته و تكان دهنده بر مردم داشته باشد بلكه در چنين شرايطي تنها وسيله و كارآمد ترين شيوه و آگاهي بخش ترين اقدام و رساترين موعظه و دلنشين ترين كلام و قاطع ترين اقدام: «شهادت» است. ازآن جا كه شهادت، تاكتيكي است كه استراتژي استقرار دين واقعي كه پيام آورآزادي وآزادگي است را عينيت مي بخشد، شيعيان درطول تاريخ وبه ويژه درجريان انقلاب بزرگ اسلامي سال 57 با تاسي به بزرگ آموزگارشهادت وتبيين عملي آموزه هاي بلند رهايي مبتني برشهادت، گامي بس بلند درجهت تقويت پايه هاي اقتداراسلامي برداشتند و با آشكارساختن كارآمدي شگرف آموزه شهادت در بازيابي هويت در فرهنگ سياسي اسلام، اين گونه نماد و مظهر پيوند نظر و عمل گرديدند.

مقدمه و طرح موضوع
در نگرش فلسفي به تاريخ، اصولا حيات و چرخه ي زيست بشر نمي تواند فارغ از هدف تصور و تلقي گردد و در راستاي رسيدن به اين هدف ناگزير بايد مسيري را پيمود و با عبور از منازل ومراحل مختلف به آن غايت مقصود دست يافت. در اين بين، از جان گذشتگي و فداكاري انسان ياگروهي از انسان ها براي زيست بهتر اقران و ديگر همنوعان، پديده اي است كه به ندرت در اين روند رخ مي دهد و در صورت رويداد نيز به صرف بهبود جوانب مادي حيات به لحاظ عقلي قابل توجيه و پذيريش نيست؛ چه آن كه حب نفس و علاقه به زندگي، اصلي محوري و فراگير در بين انسان ها است كه در واقع تداوم نسل بشر بر روي كره خاك در گرو همين اصل مي باشد.
به دليل نادر بودن اين پديده، نمي توان در تكرار آن ضوابط ساير پديده ها(از جمله سود يا زيان) را بر شمرد. در هر جامعه اي به تناسب اهداف بلند و خارج از عرف روزمرگي، گاه نيل و تحقق آن اهداف جزاز رهگذر فداكاري و از خود گذشتگي عده اي دور از دسترس مي نمايد. ازاين رو در مواردي هم چون دفاع از آئين ومرام و يا دفاع تجاوز دشمن، مقوله شهادت و استقبال از آن كه ناظر به هدفي بلند و عالي و نيز فرامادي مي باشد، امري پذيرفتني و حتي به شدت قابل ستايش نيز مي باشد. حال آن كه خود كشي فرد يا افراد بنا به دلايل شخصي و نه در راستاني منفعت همگاني، هرگز با چنين واكنشي از سوي افكار عمومي مواجه نمي گردد و اين خود حكايت از تفاوت ماهيت و نوع مرگ به تناسب هدفي كه در آن دنبال مي شود، دارد.
در تاريخ سرگذشت اسلام نيز آنگاه كه در راستاي تثبيت پايه هاي اين نهضت رهايي بخش، گروهي در صف اول جنگ و جهاد در برابر انسان نماهاي مخالف اعتلا و سر بلندي نوع بشر ايستادند و مردانه و غيرتمندانه به استقبال مرگ شتافتند، اقدام آنان نه تنها خودكشي تلقي نگرديد ونمي گردد بلكه از آنان همواره به نيكي ياد شده و خواهد شد. گذشته از اين فداكاري بزرگ، در مقطعي از اين تاريخ شاهد قيام گروهي معدود و اندك در برابر خيل بزرگ مسلماناني هستيم كه ظواهر دين را رعايت و منادي پاسداري از آرمان ها و اهدافي هستند كه گذشتگان شهيد آنان به منظور تحقق آن ها جان خويش را نيز فدا كردند. در چنين فضايي، سخن از شهادت طلبي و ايثار آن جمع اندك ومنفعت نگري همگاني و اولويت آن بر منافع شخصي، بر برخي سخت و دشوار مي آيد و چه بسا حتي آن را عامل اختلاف و دو دستگي بين امت نيزتلقي نمايند. آنگاه چنين رويدادي نه تنها در بر دارنده منفعتي نيست بلكه اساسا موجد زيان نيز شناخته مي شود. در فرض ديگر كه به اندازه نگرش نخست چه بسا آن اندازه هم بدبينانه نباشد، اين حركت و قيام كه در تاريخ اسلام به عاشورا شهره گشته را در ظرف زماني ومكاني خاص خود فايده مند و اثر گذار شمرده و قابليت تعميم وتسري آن به ساير ادوار را نفي و رد مي نمايد. به باور اصحاب اين عقيده، قيام امام حسين(عليه السلام) عليه طاغوت زمان خويش شايد تكليفي خاص خود حضرت بوده و در شرايط ديگر قابل سرايت به ساير افراد در ديگر زمان ها و مكان ها نمي باشد.
به باور شيعه، حسين(عليه السلام) الگوي عزت و سر بلندي براي همه آزادي خواهان جهان است و آنچه از منفعت در جريان قيام و ايستادگي وي در برابر وضعيت نابهنجار اجتماعي– سياسي زمان خويش عايد آن عصر و دوران شد، چونان ميراثي گرانبها در هميشه تاريخ اسلام و بلكه جهان باقي وجاويدان است. ازاين رو بر خلاف دو برداشت فوق، بر اين عقيده است كه:
1)هيچ دليلي كه نشان گر اختصاص يافتن هر امام به تكليف خاصي باشد در دسترس نيست؛ لذا هرگاه موضوع و شرايط حكم خاصي تحقق يابد، در آن هنگام اقدام به آن تكليف ضروري خواهد بود.
2)اگر مراد از تكليف مورد اشاره، اين باشد كه تكليف امام در واقع به حكم همان موضوعات موجود در عصر خود صورت گرفته، بايد گفت كه اين مطلب صحيح است، اگر چه مي بينيم امام حسن(عليه السلام) صلح با معاويه را در پيش مي گيرند و امام رضا ولايتعهدي مامون را متقبل مي شوند، بدان معنا نيست كه ثبوت همان حكم، در صورت تحقق موضوع و ساير شرايط آن كلا منتفي گردد.
3)سخنان منقول از امام حسين(عليه السلام) در همين خصوص، قيام آن حضرت را به روشني به عنوان موردي تطبيقي از فرضيه امر به معروف و نهي ازمنكر مطرح نموده و در همين راستا، مقابله با حكام جور را به هر وسيله ممكن گوشزد مي نمايد. بديهي است كه اين موارد، عناوين عامي است كه مختص به آن حضرت نمي باشد.
در همين رابطه براي تبيين و روشن شدن مطلب به بخشي از سخنان حضرت خطاب به وليد بن عتبه– استاندار مدينه– مي پردازيم؛ آنجا كه مي فرمايد: اما يزيدي كه تو از من براي او بيعت مي طلبي، مردي شراب خوار است و دستش به خون افراد بي گناه آلوده شده، او حريم دستورات الهي را در هم شكسته وآشكارا مرتكب فسق مي شود؛ بنابراين مثل من با مثل اين يزيد بيعت نمي كند.. (1). امام در اين فراز از سخنان خود، همه انسان ها در همه اعصار را مورد خطاب قرا رداده، مي فرمايد كه قيام و حركت اعتراضي من اختصاص به زمان خود ندارد، بلكه در هر عصر و دوراني كه فردي با مشخصات و ويژگي هاي يزيد در صحنه روزگار پديدار شود بايد افرادي حسين وار قيام نمايند و در واقع امام با اين گفتار مسؤوليت بس بزرگي بر عهده ي همه انسان ها قرار داده و تكليف آن ها كه در واقع نفع و سود آنان را در بر دارد را معين فرموده است.
از همين جا عظمت كار حسين(عليه السلام) به عنوان بزرگت رين شهادت طلب تاريخ بشريت، مشخص و اشكار مي گردد كه در بيان كورت فريشلر– محقق و نويسنده آلماني– بدين گونه انعكاس يافته است:... بزرگترين محمل(يا علتي) كه فاجعه ي قتل حسين(عليه السلام) را بزرگ كرده اين است كه قيام او براي حفظ جان صورت نگرفت و منظور مادي هم در آن نبود و حتي حسين(عليه السلام) علاقه نداشت با اين فداكاري، نام خود را باقي بگذارد. ديگران نام او را حفظ كردند و باقي گذاشتند. (2)
اين قلم بر اين باور است كه مرور آنچه در قيام شهادت طلبانه امام حسين(عليه السلام) رخ داد و پيامدهاي مثبت آن براي زمان و مكان خاص اين رويداد، مي تواند چونان قاعده اي فراگير در همه زمان ها و مكان ها آثار و پيامدهاي سياسي– اجتماعي بس بلندي را در پرتو فداكاري و از خود گذشتگي طالبان مجد و عظمت و سر بلندي مردم روزگار خود در پي آورد. بر اين اساس اگر امروز ملت فلسطين آرزوي رهايي و استقلال در سر دارد، جان فشاني فرزندانش اين آينده ي روشن را براي او رقم خواهد زد؛ اين ملت نبايد ذره اي و لحظه اي در اين معني درنگ نمايد، چه آنكه الگوي موفق حسين(عليه السلام) كه با فدا نمودن خويش تاريخي را از انحراف و امتي را از انحطاط رهايي بخشيد، چونان مشعلي فروزان بر منافع شهادت طلبي پرتو افشان است.
جايگاه شهادت در اسلام
فداكاري و شهادت به مفهوم گسترده ي آن(جان نثاري) ويژه ي مكاتب مذهبي و اديان و حتي اسلام و تشيع نيست. ولي آن اندازه ارج و اهميتي كه اسلام و به ويژه تشيع براي آن در دفاع از حق و حقيقت قائل است، در ساير بينش ها ديده نمي شود. چه آنكه شهادت نقش بسيار حساسي در تاريخ اسلام وتقويت و تثبيت مباني اين آئين الهي ازبدو ظهور تا مقطع كنوني ايفا نموده است. شايد به همين دليل هم بسياري از اسلام شناسان غير مسلمان، نظر به تشويق اسلام به جهاد با جان و نفس براي برقراري و دفاع از حق و حقيقت و به علت علاقه فراوان مسلمانان براي استقرار عدل و ريشه كني ظلم و فداكاري هاي همه جانبه ي رهبران و امت اسلامي براي تفهيم مباني اين آئين و بر پايي صلح و آرامش عاري از ظلم و تبعيض، مسلمانان را فناتيك، بنياد گرا و اسلام را دين شمشير معرفي كرده اند(3).
اين اشتباه از آنجا ناشي مي شود كه بسياري از اين مستشرقين به اشتباه جهاد را به «جنگ مقدس مذهبي» كه ترجمه اصطلاح Holy War است، تعريف كرده اند؛ درحالي كه اصطلاح مذكور در مسيحيت كاربرد دارد اما در مورد اسلام مصداق ندارد؛ زيرا اسلام هرگز جنگ را براي تحميل دين ومذهب تجويز نكرده است و علاوه بر آن، جهاد داراي مفهومي كاملا گسترده تر از جنگ نظامي است به گونه اي كه هرگونه مبارزه در راه استقرار حق و عدالت و صلح را شامل مي گردد(4).
به هر صورت شهادت در معناي لغوي قرآني عبارت است از ديدن، گواهي دادن و نمونه و الگوسازي و معناي شهيد كسي است كه مي بيند، گواهي مي دهد و نمونه و الگو مي شود(5). از آنجا كه رابطه ي بين معناي لغوي و اصطلاحي در اصطلاحات و منقولات شرعي و ديني هميشه مراعات مي شود، به نظر مي رسد كه شهيد حقيقت را مي بيند و مشاهده مي كند و با جهاد و زندگي خود به آن گواهي مي دهد و با شهادت و جان نثاري خود الگو مي شود و براي امت معاصر و نيز پس از خود به عنوان سرمشق و نمونه كامل انسان حقيقت شناس شناخته مي گردد.
آنچه مسلم است اين كه در نيل به اين مقام و جايگاه رفيع، نيت بايد تقرب به خدا و جلب رضايت او باشد و از اين جهت است كه شهادت از مرگ غير شهادتي متفاوت مي شود، چرا كه شهادت مرگ نيست. مرگ بر گونه هاي مختلف است(6):
1-مرگ طبيعي ناشي از علل طبيعي چون كهولت
2-مرگ طبيعي ناشي از تصادفات چون بيماري هاي واگير دار، زلزله، سيل و حوادث شغلي و صنعتي
3-مرگ جنايي ناشي از قتل
آنچه در اين سه نوع مرگ مشترك است اين كه انتخاب در اين مرگ ها راه و نقشي ندارد و شهادت از اين نظر با اين گونه مرگ ها متفاوت است.
4-مرگ انتحاري، مرگي انتخابي است ولي تنها بر اساس پايان دادن به زندگي(نه هدف ديگر) صورت مي گيرد. در اين گونه مرگ انتخاب وجود دارد ولي شرايط ديگر شهادت وجود ندارد. ازاين رو نبايد آن گونه كه برخي متكلمان سني مذهب از قديم به عنوان اعتراض به شيعه گفته اند، شهادت نوعي انتحار تلقي شود.
آنچه شهادت در اسلام را از اهميت ويژه اي برخوردار ساخته نه مرگ است و نه مرگ انتخابي؛ زيرا نه مرگ و نه حيات به تنهايي و به خودي خود، نه خوب است و نه بد. مرگ چيزي جز پايان حيات نيست و حيات غير مفيد چيزي جز مرگ نيست. آنچه زندگي را ارزش مند مي كند جهاد و مبارزه براي استقرار و تحكيم حقيقت، عدل و خوبي هاست. كسي كه زندگي خود را در راه تامين هدفي مقدس صرف ميكند و با فداكاري، مبارزه و ايثار زندگي مي كند در زمان حيات، مجاهد است و اگر در اين راه جان سپارد شهيد است. مجاهد، شهيد زنده است و شهيد، مجاهد كشته. مجاهد براي تامين هدف مقدس زندگي مي كند و شهيد با تامين اين هدف به زندگي ابدي و جاويدان مي رسد.
منافع شهادت و شهادت طلبي
تحول ها و انقلاب هايي راكه مصلحان بزرگ در ميان امت ها و ملت ها پديد مي آورند، بي گمان شكوه مند و قابل ستايش است اما از آن شكوه مندتر، شناخت عنصر زمان و طبيعت مردم و ذاتيات جامعه و مواهب اجتماع درجهت حفظ و تداوم آن تحول است. در راه آفرينش يك انقلاب، گاه ممكن است سرعت و شتاب نتيجه هاي نامطلوب داشته باشد، چنان كه اگر انقلابي پديد آمد، سستي در پيش بردن آن نيز گناهي نابخشودني است. پس بنياد عمده در كار جامعه و مردم و تغيير سنت هاي غلط اجتماعي كه هويت آنان را دگرگون مي سازد، شناخت زمان و شرايط لازم براي نوع اقدام است. ازاين روآنان كه در نقش پيشوايي و هدايت ملت و گروه هاي مردم قرار مي گيرند بايد چگونگي احوال و شرايط را خوب بشناسند و به هنگام لزوم عقب بنشينند، صلح كنند، دشمن را نسبت به وضع و تصميم خود در شرايطي مبهم قرار دهند و سپس در موقع مناسب به تجهيز نيرو و تمهيد رسالت خويش دست يازند.
بدون شناخت كافي نسبت به محيط و شرايط اجتماعي– سياسي، اقدامات فداكارانه عناصر مصلح اجتماعي گرچه از روي صداقت و با هدف بهبود و ضعيت موجود صورت مي گيرد، نتيجه ي لازم را در بر نخواهد داشت و تغييري در اوضاع ايجاد نمي كند. توجه و شناخت اين نكات ومعرفي وتبيين آن است كه شهادت و از خود گذشتگي درراه دين را باتاثير گذاري همراه مي سازد. اهميت چنين اقدامي كه همواره روحانيت بيدار شيعه سنگيني آن را بردوش خوداحساس مي كرده ودراين راستا گاه عمل را بانظر همراه مي ساخته، درزنده نگه داشتن آموزه هاي حيات بخش اسلام انكارناپذيراست.
نيم نگاهي به تاريخ صدراسلام و به ويژه دوران پس از رحلت پيامبر كه در بر دارنده ي بزرگترين حادثه ي شهادت طلبانه در پهنه ي تاريخ اسلام است، كاربرد و كارآمدي اين شناخت را به تصوير مي كشد: پس از شهادت امام علي بن ابي طالب كه خلافت اسلامي و پايگاه تربيت انساني به دست كساني چون معاويه بن ابي سفيان افتاد و حيله هاي مشهور عمروعاص در كنار اموال سرشار معاويه كارگر افتاد و خلقي بسيار را فريفت، تنها وظيفه اين بود كه به هر وسيله ي ممكن، حيله ها نمايانده وخيانت ها شناسانده شوند و سلطنت شوم اموي و دستگاه پليد معاويه رسوا گردد. امام حسن بن علي با سنجش دقيق اوضاع به اين نتيجه رسيد كه از قيام و نهضت در آن مقطع زمان خود داري كند چه آنكه فداكاري و حتي شهادت او آنچنان تاثيري در پيروزي و غلبه «حقيقت مغلوب» بر «فريب غالب» نداشت. زيرا شهادت نيز مانند بسياري از پديده ها، زمينه ي مساعد مي خواهد تا بتواند از قالب يك شهامت و اخلاص فردي در آيد و شكل يك پديده ي اجتماعي موثر به خود گيرد و خون شهيد در رگ ديگر مردم حيات و زندگاني بيافريند. دوران يزيد اما شرايط به گونه اي دگرگون شد كه باا عمال پليد خليفه، پرده از فريب غالب افتاد و حقيقت از انزوا نسبتا خارج شد. اما اين خروج كامل شهامتي را مي طلبيد تا با قيام قاطع خود، حقانيت حقيقت را به رخ مردم ظاهر بيني بكشد كه برخي به دليل ناداني تن به اسارت سپرده بودند و برخي ديگر در اثر انحراف و انحطاط اجتماع هويت خود را از كف داده و در نتيجه زوال اقتدار در برابر ساختار قدرت سياسي را رقم زده بودند. عجيب اين كه استقبال از شهادت و گذشت و ايثار حسين(عليه اسلام) نشان داد كه مي توان اين ها همه را كه رمز عزت يك ملت است، با فداكاري منطبق با شرايط زمان اصلاح نمود.
1) دميدن روح آزادگي در پيكر اجتماع
آنچه در پي شهادت بزرگي جامعه را فرا مي گيرد، بيش از آنكه جنبه ي آگاهي بخشي داشته باشد رويكردي احساسي است. به گونه اي كه مثلا گريه و سوگواري كردن و نه ارشاد يا آگاهي يابي سياسي، به عنوان تنها هدف از كل ياد و خاطره ي مجاهدت امام حسين(عليه السلام) شناسانده شده است. اين نكته در وهله ي نخست از نام اغلب مقتل ها و تذكره هاي مربوط به واقعه كربلا بر مي آيد: مفتاح البكاء، طوفان البكاء، محيط البكاء: مثير الاحزان(برانگيزاننده غم ها)، لهوف(سوگ هاي سوزان). يا بسيار به ندرت به روايتي كه بوي انتقام جويي و كينه خواهي سلحشورانه بدهد، بر مي خوريم. گرايش غالب، همانا به دست دادن روايت سوگ مندانه و مرثيه وار وقايع كربلاست(7). اين در حالي است كه آموزه هاي اسلامي و ادبيات شيعه به شهادت بسان عاملي پويا مي نگرند كه هرگاه جامعه اي دچار انحطاط گردد چونان محركي در جهت بالندگي مجدد آن عمل نموده و زمينه بسيج همگان در راستاي نيل به اين هدف مقدس را فراهم مي سازد. البته نبايد از نظر دور داشت كه ميزان بالندگي و پويايي ناشي از فرآيند شهادت با شرايط و فضاي اجتماعي سياسي جامعه ارتباط مستقيم دارد.
با نگاهي به ادبيات منثور و منظوم عاشورا در دوره هاي گوناگون تاريخي– اجتماعي مي توان رابطه اي متقابل و متعامل ميان رويكردها و قرائت هاي عاشورا با وضع اجتماعي– سياسي ويژه هر دوره را باز شناخت، به گونه اي كه اين وضعيت ويژه، گفتمان مسلط و غالبي را در قرائت ها و روايت هاي عاشورايي آن دوره باز تاب مي بخشد. در دوره هايي كه جامعه اسلامي، جامعه اي سياسي وكنش گر به لحاظ اجتماعي است، قرائت و ادبيات عاشورا صبغه اي سياسي و فعال به خود گرفته و وجه مبارزه جويانه و حماسي عاشورا، شاخصه فرهنگ مكتوب يا شفاهي مي گردد و در شرايطي كه به هر دليل و سبب اجتماعي– تاريخي، جامعه غير سياسي مي گردد، وجه فاجعه بار، غم انگيز، سوگوارانه و منفعلانه بر جنبه پويا و زاينده شهادت و واقعه عاشورا برجسته مي شود.
در اصل، برداشت سياسي از واقعه ي ايثارگري و شهادت طلبي در هر عصر و دوران مي تواند به اين پديده نادر پويايي لازم را بخشيده و در راستاي تحرك فكري حاشيه نشينان و منفعلاني كه به روز مرگي خو گرفته اند، كارآمد واقع شود. از اين زاويه گريه و عزاداراي و بزرگداشت ياد و خاطره شهدا نه به عنوان يك برداشت معنوي، بلكه به عنوان يك اقدام سياسي مي تواند مورد بهره برداري قرار گيرد و ضرورت اين تلقي و رويكرد را مي توان از جملات مختلف امام حسين بن علي كه در راستاي تبيين هدف قيام و حركت شهادت طلبانه خود ايراد نموده، استنباط و برداشت نمود. به عنوان نمونه در يكي از جملات نقل شده از آن حضرت كه در بر دارنده فلسفه شهادت طلبي اوست آمده: ان لم يكن لكم دين فكونوا احرارا في دنياكم: اگر دين نداريد پس در امر دنياي خود آزادمرد باشيد. در اين جمله دو جزء به خوبي از هم قابل تشخيص است. يكي مسأله دين ودومي آزادمردي وحريت درامر دنيا كه با «ف» متصل به «كونوا» از همديگر متمايز مي گردد. نواده ي پيامبر به وضوح دين را در منزلتي بالاتر از حريت در دنيا قرار مي دهد. به ديگر بيان، حريت در امر دنيا فروتر از دين جاي مي گيردو هم چون هر مقوله ي فروتر و كهتري به نوبه ي خود زمينه سازتحقق وپيدايش فراترورسيدن به متعالي است. امام مي خواهد اين نكته را آشكار سازد كه اگر به مرحله بالاتر كه همانا دين و دينداري باشد، صعود نكرديد دست كم مرحله فروتر كه حريت در دنيا باشد را براي خود بدست آوريد. حريت در دنيا براي دين داري نقش يك «مقدمه ي واجب» را ايفا مي كند؛ يعني درست همان گونه كه براي اقامه ي نماز تمهيد و فراهم سازي مقدمه آن كه وضو باشد تا آن حد اهميت پيدا مي كند كه به رغم عدم وجوب هم چون خود نماز، اما لزوم آن به گونه اي است كه اقامه نماز بدون آن امكان پذير نيست، مقوله آزادگي در دنيا آن گونه لازم است تا اصل دين تحقق يابد. از چشم انداز سياسي نيزآزادگي در امر دنيا از جهاتي در بر دارنده آن چيزي است كه امروز به عنوان«آزادي منفي» شناخته مي شود. آزادي از گونه هاي مختلف استبداد، اعم از حكومتي و غير آن، در چنين نظامي است كه انسان مي تواند در امر دنيايش آزاد بوده باشد حتي به نظر مي رسد كه آزادي منفي از انديشه مستتر در پيام «حريت در امر دنيا» باشد و بخش ديگر آن «آزادگي» است. آزادگي، حريت دروني است درحالي كه آزادي حريت بيروني است. اين دو لازم و ملزوم يكديگرند. كسي كه تصور مي كند در درون آزاده است ولي تحت ستم و استبداد قدرت بيروني به سر مي برد و ناچار به تحمل است، فرصت كمي براي برخورداري ازآزادگي خود دارد. آزادگي و يا حريت دروني نه تنها بدون آزادي و حريت بيروني امكان موفقيت و شكوفايي ندارد بلكه اصولا معدود آدميان، توان توجيه و التفات به آن را دارند. از سوي ديگرآزادي بيروني هم به رغم محسنات بسيارش، يك شعار كامل نيست. آزادي وآزادگي، عناصر تكميل كننده يكديگر و در نهايت شرط ضروري براي ورود به قلمرو ديانت هستند(8).
قيام عاشورا و استقبال از شهادت به خوبي آميختگي دو مقوله ي آزادي دروني و بيروني از يك سو و مقدم بودن آزادگي بر دين داري از سوي ديگر را آشكار و به اثبات رساند و با اين قيام، شهادت در حد يك عنصر عزت آفرين و نجات بخش جلوه گر شد. بعد از اين واقعه، ديگر هيچ مجاهد وآزاده اي عذري ندارد و نمي تواند به هيچ وجه ستم و ذلت را تحمل كند. چنانچه مصعب بن زبير– همسر سكينه دختر امام حسين(عليه السلام)– گفته است كه لم يبق ابوك لابن حره عذرا: پدر تو(امام حسين) ديگر براي هيچ آزاده اي عذر و بهآن هاي(براي عدم قيام) باقي ننهاده است. در نتيجه ي اين آموزش آزادگي كه در استقبال امام از شهادت تجلي و نمودي عيني يافت، از آن پس درنزد ايرانيان، هيچ نامي پليد تر از اسامي قاتلين خاندان نبوت نبود. هيچ اسمي در عالم اسلامي و بيش از همه در ايران به اندازه اسم يزيد مورد تنفر نيست. اگر به يك نفر ايراني، عبارت دروغگو، رذل و غارتگر بگويند و متاثر نشود ولي به همين شخص، يزيد يا شمر يا ابن زياد خطاب كنند، آتش خشم وغضب او شعله ور ميگردد(9). در همين رابطه مورخ شرقي سيد امير علي مي نويسد: كشتار كربلا در همه قلمرو اسلام مايه وحشت و بيم شد و ايرانيان را به هيجان آورد و به سبب جمعيت آن ها، عباسيان توانستند دولت اموي را منقرض سازند(1.).
ادوارد براون در بيان تاثير شگرف حادثه ي شهادت امام حسين(عليه السلام) و يارانش بر افكار عمومي جامعه مي گويد: گروه شيعه يا طرفداران علي به قدر كافي هيجان و از خود گذشتگي نداشتند، اما پس از رخداد كربلا كار دگرگون شد و تذكار زمين كربلا كه به خون فرزند پيغمبر آلوده بود و ياد آوري عطش سخت و نعش نزديكانش كه اطراف او روي زمين ريخته بود، كافي بود كه عواطف سست ترين مردم را به هيجان آورد وروح ها را اندوهگين سازد؛ چندان كه نسبت به رنج و خطر و حتي مرگ بي اعتنا شوند(11).
بدين گونه همان طور كه امام حسين(عليه السلام) با شهادت خود و استقبال از مرگ وترك لذات دنيا توانست انسان ها را از غفلت و سكوت و رخوت به صحنه بكشاند، تكرار اين روند در جوامع خفته و بي تفاوت نسبت به امور اجتماعي و سياسي خود قادر به ايجاد حركتي موج مانند خواهد بود كه بر خورد آن به افكار عمومي تكاني در آن ايجاد خواهد كرد و حاشيه نشيني در هر حالتي را زيبنده و شايسته مقام انساني نمي داند. به تعبير مرحوم شريعتي «وقتي كه در صحنه حق و باطل نيستي، وقتي شاهد عصر خويش و شهيد حق و باطل جامعه ات نيستي، هركجا كه مي خواهي باش؛چه به نماز باشي، چه به شراب نشسته باشي، هر دو يكي است. شهادت، حضور در صحنه حق و باطل هميشه تاريخ است(12).
2)جلوگيري از نهادينه شدن انحراف و انحطاط ديني در جامعه
دين عبارت است از مجموعه اركان، اصول و فروعي كه بر پيامبر نازل گرديده است؛ اما معرفت ديني فهم روش مند و مضبوط آدميان از دين است و مانند ساير معارف در مقام تحقق، هويتي جمعي و تاريخي دارد؛ يعني منحصرا نزد شخص واحد يافت نمي شود، بلكه نزد همگان پخش و روان است. درعين حال هويت تاريخي هم دارد، چرا كه مراد از هويت جمعي در جمع معاصران منحصر نمي شود بلكه تمام كساني را كه در طول تاريخ در خصوص معرفتي خاص نكته يابي و نكته آموزي كرده اند، شامل مي گردد.
دين به اعتقاد مومنان قدسي و كامل است، منشا الهي دارد در آن خطا و تناقض راه ندارد، ثابت و جاودانه است، از ذهن و معرفت بشري مدد نمي گيرد و جز طاهران بدان دست نمي يابند. اما فهم از دين در هيچ عصري از اعصار نه كامل است و نه ثابت، نه پيراسته از خطا و خلل، نه مستغني از معارف بشري و نه جاودانه و ابدي است. جوهر فكر و معرفت ديني به ويژه دراسلام همانا «عبادت و اطاعت» امر الهي و اداي تكليف و انجام وظيفه است، خواه اين اطاعت و عبادت و انجام وظيفه به نتايج مقبول و مطلوبي كه نزد عقل جزئي نگر انسان قابل فهم باشد، بيانجامد يا نينجامد. فصل الخطاب و در واقع نقطه تقابل روح فكر ديني با پراگماتيسم همين است.
مذهب سياست عملي به ويژه در عصر جديد، پراگماتيسم است زيرا به قول ماكياول غايت قدرت، وصول به پيروزي است و همه امور تا آنجا خوب و لازمند كه به تحقق اين غايت كمك كنند؛ حاكم خوب نيز حاكمي است كه پيروز شود و لذا پيروزي خود ملاك مشروعيت خويش است و نياز به آن ندارد كه از هيچ طريق ديگري توجيه شود يا مشروعيت يابد. در صحنه ي سياست عملي شايد همواره هدف، وسيله را توجيه مي كرده است و اين واقعيت امروزه به بي محاباترين اشكال در سياست جهان مشهود است. جهان امروز، صحنه ي تنازع قدرت هاي ريز و درشتي است كه ميزان حقانيت هر كدام را همانا ميزان قدرتشان تعيين مي كند؛ حقانيتي كه بنابر قول منسوب به مائو– رهبر انقلاب چين– از زبان تفنگ بيان مي شده است. حديث مجعول و ساختگي«الحق لمن غلب » نيز مبنايي براي توجيه مشروعيت بر پايه ي قدرت و پيروزي، مورد استناد قرار مي گرفته است.
آنچه در فرآيند فهم ديني بايد مبناي عمل قرار گيرد نه نيل به پيروزي و دستيابي به قدرت، بلكه انجام وظيفه و رسالتي است كه از جانب خداوند بر دوش انسان نهاده شده است. پايداري بر اين اصل تا مرز شهادت، درس عملي به مخاطبيني مي دهد كه دين را به گونه اي ديگر فهميده و يا به آنان فهمانده اند. لذا عناصري كه در هر دوره زماني با اين هدف دست به قيام و حركت مي زنند و در نتيجه ي انحراف متداول در جامعه را از تبديل شدن به نهادي مرسوم باز مي دارند، حق بزرگي به گردن آحاد انساني دارند كه از دين به عنوان منبع فياض حيات در شرف محروميت قرار گرفته اند. باز هم حركت سيد ا لشهدا و قيام وي به همراه ياران اندكش، به خوبي نقش و تاثير شهادت در جلوگيري از نهادينه شدن انحراف ديني در جامعه را ترسيم مي كند.
امام حسين(عليه السلام) پيش از خروج از مدينه نامه اي به برادر ناتني خود «محمد بن حنفيه» نوشته و انگيزه ي قيام و خروج خود را به روشني آشكار ساخت. در اين نامه در كنار ساير نكات ارزنده، امام درباره هدف و مقصودش از خروج بر خليفه را چنين توضيح مي دهد كه: من بخاطر اخلال گري، جاه طلبي، مفسده جويي و ستم قيام نكرده ام، قيام من منحصرا به انگيزه ي اصلاح طلبي در امت جدم است. مي خواهم امر به معروف و نهي از منكر نمايم و به سيره ي جد و پدرم عمل كنم. با توجه به اين كه دين و كار برد آن نزد مردم پس از مرگ پيامبر اسلام جز در راستاي اهداف شخصي، چيزي بيش نبود و اين وضعيت به خوبي در بيان امام كه ان الناس عبيد الدنيا و الدين لعق علي السنتهم يحوطونه مادرت معايشهم فاذا محصوا بالبلاء قل الديانون(13) آ شكار است، لذا عدم قيام از سوي كسي كه دين به تمامي در وجود او تجلي يافته بود، به نهادينه شدن اين انحراف و تعبير از دين در هميشه تاريخ اسلام و مسلماني منجر مي گرديد.
فارابي در اثر« فصول منتزعه» در مقام ضرورت عينيت يافتن راه و شيوه صحيح به منظور تبيين انحرافات، معتقد است براي اين كه جامعه به پاك ترين و گواراترين مرحله كمال بشري دست يابد تنها راه، عينيت يافتن سياست فاضله مي باشد و در تعريف آن مي گويد: سياستي كه سياست مدار را به بالاترين و بيشترين فضائل رسانده و آحاد رعيت را به والاترين ارزش ها در زندگي اين جهان و پس از آن مي رساند. در پر تو اين سياست، مردم در بهترين شرايط مادي قرار گرفته و از نظر رواني به بهترين مراحل كمال دست يافته و از گواراترين زندگي برخوردار مي شوند. به نظر فارابي، دين مصداق كامل سياست فاضله است كه در مقابل آن سياست جاهله قرار دارد و بين اين دو سياست، فاصله چندان زياد و تفاوت به قدري فاحش است كه به تعبير او اطلاق سياست بر هر دو، از قبيل مشترك لفظي است وگرنه قدر جامعي بين آن ها وجود ندارد(14).
آنچه در قيام شهادت طلبانه ي امام حسين(عليه السلام) عجيب و مبهم مي نمايد اين كه چگونه در جامعه اي مي تواند انحراف راه يابد اما از بين نخبگان و فرهيختگان كمتر كسي لب به اعتراض مي گشايد و سرانجام تاوان اين سكوت مرگبار را گروه اندكي كه غالبا ناشناخته هم مي باشند، مي پردازند. بررسي روندي كه آئين پيامبر جهت روشن گري افكار عمومي و تحقق اهداف رسالت خود طي نمود، مي تواند پرده از اين ابهام بردارد و راز اين سكوت را افشا نمايد.
ظهور انديشه ي الهي پيامبر اسلام، اعتقادات كهن مكيان و اعراب منطقه را به چالش كشيده و طي سيزده سال حضور و تبليغ در مكه، پايداري و تعادل نظم كهن را بر هم زد. پيامبر بر آن بود تا در مكه نظامي نوين ايجاد كند تا در پرتو توحيد، تكاثر، رباخواري، استثمار و تفاخرات قومي نفي گردد. اما نظام اشرافي مكه به شدت در برابر آموزه هاي عدل محور اسلام مقاومت مي كرد. در مكه مجموعه ي فرهنگي حضور داشت كه شامل ارزش ها و باورهاي سنتي بود كه با زبان عربي تفهيم و تبيين مي شد و در مقابل انديشه ي الهي تا سال هشتم هجري با تعصب بسيار از داشته هاي خود دفاع كرد و در اين راه به غزوات مهمي چون بدر، احد و خندق نيز تن داد. از اين گذشته، نوع رابطه ي بين راس و قاعده هرم اجتماعي در جامعه اي كه پيامبر به رسالت مبعوث گرديد به گونه اي كه به سادگي در برابر نظام برادري مورد تبليغ پيامبر نمي توانست سر تسليم فرود آورد. ارتباط و پيوند پيروان با پيامبر مانند ارتباط آن ها با رئيس قبيله نبود. هيچ عصبيت و وفاداري متعصبانه اي ميان پيروان و پيامبر وجود نداشت بلكه پيامبر، رهبري بود كه مريداني داشت كه نه به واسطه ي ثروت و يا مقام بلكه به دليل صداقت، رفتار همراه با خلوص، ساده زيستي و عدم تكبر، مجذوب وي شده بودند. حال آنكه شيخ قبيله براي اعضاء قبيله حكم پدر و رئيس تام را داشت، افراد از او پيروي مي كردند و تابع محض بودند. به ديگر بيان، ميان عرب قبل از اسلام، خاص گرايي، ماهيت شييئ و واكنش عاطفي(رابطه گرايي) و پخش از مشخصات مناسبات اجتماعي بودند كه همگي از مشخصات روابط اجتماعي كمونو هستند و پيامبر اسلام عام گرايي، دستاورد شيئي، ضابطه و ويژگي را جايگزين نمودند كه از مشخصات جامعه ي سوسيو است. يعني به تعبير جامعه شناسان، ايشان در پي آن بودند كه جامعه كمونو مكه را به جامعه اي سوسيو تبديل كنند، كاري كه سرانجام در مدينه عينيت يافت(15).
به رغم توفيق نسبي پيامبر در غلبه بر ارزش هاي سنتي در دوران بيست و سه ساله پيامبري، اما به محض رحلت آن حضرت و به دليل نهادينه نشدن آموزه هاي الهي اسلام در وجود و ضمير مخاطبين، بار ديگر ملاك هاي جاهليت در قالب بحران جانشيني حضرت رخ نمود. گرچه سوق يافتن جامعه ي اسلامي به سوي ارزش هاي جاهلي و بروز دوباره ي تعصب قومي و نژادي موجب شكوه مهاجرين و انصار بود، اما مصلحت انديشي آنان و تقدم آن بر حقيقت خواهي روند انحراف را سرعت بخشيد تا آنجا كه در دوران پس از شهادت علي(عليه السلام) به اوج خود رسيد. امام حسين(عليه السلام) درباره ي تلاش معاويه در تقويت روند انحراف امت و دگرگون ساختن ارزش هاي اسلام و باز گرداندن اوضاع به عصر جاهليت مي فرمايد: جدا اوضاع زمان دگرگون گرديده، زشتي ها آشكار و نيكي ها و فضيلت ها از محيط ما رخت بر بسته است، از فضايل انساني چيزي باقي نمانده است، مردم در زندگي ننگين و ذلت باري به سر مي برند؛ نه به حق عمل مي كنند و نه از باطل دوري مي جويند. و نيز در توصيف انحطاط ناشي از حاكميت بني اميه بر جامعه اسلامي مي فرمايد: آگاه باشيد! ايشان(امويان) پيروي از شيطان را بر خود لازم دانسته و اطاعت الهي را ترك نموده اند و فساد را آشكار و حدود الهي را تعطيل نموده اند.
با عنايت به بروز و ظهورچنين انحراف نا محسوس و ناپيدا در آموزه هاي اصيل اسلام كه زايندگي و پويايي را از آن گرفته و ركود وايستايي را جايگزين نموده، منكري بزرگ به نام معروف در حال تكوين و شكل گيري بود كه به طور قطع متوجه ساختن مردم به اين روند از رهگذر اقدامات معمول و متداول آگاهي بخشي ميسور و ممكن نبود. تنها راه باز داشتن مردم از پيمودن راهي كه سياست ضاله و جاهلانه فرا روي آنان گشوده بود، حركتي بود كه اين افكار خام گشته و منفعل را تكاني دوباره دهد و آن ها را به خود آورد. از خود گذشتگي و فداكاري سيد الشهدا حركتي تكان دهنده بود كه خواب را از چشمان خفته مردم آن روزگار ربود و آنان را به تقكر و انديشه در علت و چرايي اقدام فداكارانه حسين(عليه السلام) وا داشت و اين همان است كه علامه مجلسي نيز بدان اشاره دارد:
و در حقيقت اگر نظر كني، آن امام مظلوم جان شريف خود را فداي دين جد بزرگوار خود كرد و اگر با يزيد صلح مي كرد و انكار افعال قبيحه او نمي نمود در اندك وقتي شرايع دين و اصول و فروع ملت سيد المرسلين مندرس و مخفي مي شد و معاويه چندان سعي در اخفاي آثار آن حضرت كرده بود كه قليلي باقي مانده بود و آن قليل نيز به اندك زماني بر طرف مي شد و قبايح اعمال و افعال آن ملاعين در نظر مردم مستحسن مي شد و كفر عالم را مي گرفت. شهادت آن حضرت باعث شد كه مردم قدري ازخواب غفلت بيدار شدند و قبايح عقايد و اعمال ايشان را فهميدند و صاحب خروج ها مانند مختار و غير او به هم رسيدند و در اركان دولت بني اميه تزلزل انداختند و همان باعث انقراض و استيصال ايشان شد(19).
3) هويت بخشي به اجتماع
در سال 6. هجري معاويه مرد و يزيد رسما بر اريكه ي قدرت تكيه زد. اين در حالي است كه نسل اول انقلاب پيامبر، جز معدودي در چرخه ي آلوده دنيا پرستي و سوداگري بازرگاني افتاده و حاضر بودند مصلحت حقير مادي را بر حقيقت غايي و اخروي ترجيح دهند، به نرخ روز بيانديشند و براي حفظ قدرت و رياست و موقعيت و يا حتي حفظ آرامش و راحت خيال خود در مقابل ستم و حق كشي و انحراف از هدف ها و ميثاق ها و اصول، حساسيت نشان ندهند و از كنار مسايل سرنوشت ساز اجتماعي، بابي دردي و بي تفاوتي رد شوند.
نسل دوم نيز تازه به دوران رسيده و جوان بودند. اسلام را در اين اواخر و در جامعه اي آموخته اند كه سخت تحت نفوذ تبليغات معاويه و دستگاه تعليم و تربيت و حديث گويي، وخيل فقها، قاريان و مفسران قرآن و مبلغان ديني وابسته به او قرار داشت. اصولا وقتي نسل اول كه شاهدان عيني نهضت و مبارزه و هجرت و جهاد و شهادت بودند، چنان گرفتار دنيا پرستي و ماديت و بي توجهي به مبدا و معاد باشند، پيداست كه نسل دوم از آنان چه مي آموزند و اسلام را چگونه مي شناسند. اينان سر خورده، وازده و نوعا از روح توحيد و دين داري و خواستمان اصلي و درونمايه ي نهضت و دعوت پيغمبر و حقايق و واقعيت هاي تاريخ چند دهه پيش، بي خبرند.
در اثر دور افتادن از هويت اصيل اسلامي، جامعه از هويت واقعي تهي گشته و دردمندان هويت خود را بر آن مي داشت تا به هر طريق ممكن از تداوم اين وضعيت جلوگيري كنند. اما تكرار آموزه هاي ناصواب، به تدريج راه خود به اذهان و افكار عمومي را باز نموده بود. به قول گوستاولوبون هر چيز تكرار شود، بالاخره در ژرف ترين زواياي ناخود اگاه انسان يعني در جايي كه پايه و علل كردار وي در آنجا شكل مي گيرد فرو مي رود و در ساختن هويت او موثر است(2.). حكومت بني اميه براي مخدوش كردن چهره ي اسلام و شخصيت قرآن ناطق(علي بن ابي طالب) كه مخلصانه در پي حفظ هويت ديني امت بود، از اين شيوه بهره جست. نقل است كه معاويه در پاسخ به اين سؤال كه چرا دست از هتك حرمت علي بر نمي داري، گفت: مي خواهم كودكان بر اين بدگويي ها و لعن ها تربيت شوند و قامت كشند و بزرگان پير شوند و ديگر ياد كننده اي باقي نماند كه ياد او و فضيلت هاي او را بداند و زنده نگاه دارد(21). در اثر اين تبليغات، شرايط جامعه به گونه اي دگرگون شده بود كه نسل حاضر هويت مستقلي براي خود قائل نبود و به سران حاكم چونان هويت سازاني مي نگريست كه جامعه وامدار آن ها مي باشد.
در تمام طول نهضت امام حسين(عليه السلام)– كه مي توان به ترتيبي آغاز آن را از اجبار امام به بيعت با يزيد و انجام آن را درعاشورا دانست- در كلماتي كه از امام به جا مانده و به روشني شرايط و زمينه هاي از كف رفتن و يا مخدوش شدن هويت ديني جامعه را دريافت. علت العلل قيام امام در هم شكستن قدرت خلافت يزيد به عنوان شخص بي هويتي بود كه خود با استحاله رسول خدا در صدد سلب هويت از جامعه اسلامي است. امام در پاسخ به مروان بن حكم چنين مي گويد: انا لله وانا اليه راجعون وعلي الاسلام السلام اذا بليت الامه براع مثل يزيد و لقد سمعت جدي رسول الله يقول الخلاقه محرمه علي ال ابوسفيان فاذا رايتم معاويه علي منبري فابقروا بطنه و قدر راه اهل المدينه علي المنبر فلم يبقروا فابتلاهم بيزيد الفاسق. ما از خداييم و به سوي او باز مي گرديم وقتي كه امت اسلامي به رهبري مانند يزيد مبتلا شود از اسلام اثري بر جاي نمي ماند. از جدم رسول خدا شنيدم كه مي گفت خلافت بر آل ابوسفيان حرام است پس اگر ديدي كه معاويه بر منبر من نشسته، اورا به قتل برسانيد. مردم مدينه او را بر منبر ديدند ولي او را نكشتند، خداوندآنان را به يزيد مبتلا كرد(22).
بررسي اين كلام امام حسين(عليه السلام) نشان گر اين موضوع است كه فرآيند گسست هويتي مقوله اي است كه در طول زمان رخ مي دهد و در صورت عدم مقابله با آن مي توان جامعه اي را از هويت واقعي خويش تهي نمايد. همان گونه كه منكرات در طول دوران حاكميت بني اميه رواج يافته و معروف منزوي شده و در يك كلام دين اسلام به ارزش هاي قبايلي و جاهلي و عربي استحاله شده بود. نامه امام به سران قبائل بصره كه پس از ورود به مكه نگاشته شد، اين روند هويت زدايي از امت اسلام در طول زمان را مورد تاكيد قرار مي دهد. طي اين نامه پس از اشاره به دوران خلفاي گذشته كه در آن پيشوايان راستين اسلام از صحنه سياست كنار گذارده شدند و اين پيشوايان براي جلوگيري از اختلاف و تفرقه و به خاطر مصالح عالي اسلام و ازجمله حفظ هويت متحد ديني اين وضع را تحمل كردند، آمده است:... اينك پيك خود را با اين نامه به سوي شما مي فرستم. شما را به كتاب خدا و سنت پيامبر دعوت مي كنم، زيرا در شرايطي قرار گرفته ايم كه سنت پيامبر به كلي از بين رفته و بدعت ها زنده شده است. اگر سخن مرا بشنويد، شما را به راه راست هدايت خواهم كرد. درود و رحمت و بركات خدا بر شما باد(23).
ماهيت نهضت عاشورا، احياي دين بود و خط مشي امام حسين(عليه السلام) براي تحقق احيا دين و اصلاح امت و عدالت طلبي كه هويت امت اسلامي را تشكيل مي داد، شهادت بود و راهي جز آن براي باز گرداندن هويت به امت وجود نداشت؛ چه آنكه جامعه ي اسلامي آنچنان تحريف شده و دگرگونه بودكه امام حتي به فرض پيروزي و غلبه بر يزيد به قدري گرفتار مسايل داخلي مي شد كه هدف اصلي نهضت كه احياي دين بود، به انجام نمي رسيد. دوران پنج ساله ي حكومت علي بن ابي طالب كه يكسره صرف جنگ هاي داخلي شد ثابت كرده بود كه دامنه انحراف به قدري گسترده است كه ابزارهاي متعارف قادر به تصحيح اين روند نيست. هدف، اسلام و حاكميت دوباره آن بر جامعه بود. اگر فداكاري و ايثار و شهادت طلبي تاكتيك بود، استراتژي و هدف نهايي استقرار دين و دميدن روح اسلام به پيكره مرده جامعه بود. از همين جا تفاوت اقدام سيد الشهدا و عناصر ديگري نظير عبد ا... بن زبير كه هر دو بر عليه ظلم يزيد شورش كردند، مشخص مي گردد و آن اين كه امام با عنايت به هدفي كه دنبال مي كرد خود را سپر كعبه-كه مظهر هويت اسلامي است- نمود ولي عبد ا... بن زبير، كعبه را سپر حفظ خود قرار داد.
فداكاري امام حسين(عليه السلام) با هدف اعاده ي حيثيت از جامعه اي كه به نام دين به ذلت كشيده شد، از نظرآزادگان هويت جوي جهان پنهان نمانده است و ازاين رو توفيق در غلبه بر استعمار و رهايي ملت خويش را در باز گرداندن هويت ملي به جامعه جستجو نموده اند. به عنوان نمونه مهاتما گاندي– رهبر و مصلح استعمار شكن هند كه در سال 1948 م ترور شد واز دنيا رفت- درباره نهضت عاشورا چنين ميگويد: من براي مردم هند، چيز تازه اي نياوردم، فقط نتيجه اي كه از مطالعات و تحقيقات درباره زندگي قهرمانان كربلا بدست آورده بودم را ارمغان ملت هند نمودم. اگر بخواهيم هند را نجات دهيم، واجب است همه ما راهي را بپيمائيم كه حسين بن علي(عليه اسلام) پيمود(24).
4) مقاومت در برابر زوال اقتدار و ميل به قدرت در ساختار سياسي
در اين كه نهضت عاشورا چالشي عظيم بوده، كمتر ترديدي وجود دارد. همه پژوهش گران عرصه ي قيام حسيني، مقابله ي دو نيروي كاملا نا برابر را يك چالش بسيار دشوار مي دانند كه خرد بشري با ابزارهاي معمول و شناخته شده خود قادر به تحليل آن نمي باشد. شايد بهتر از هر كس ديگر خود امامي كه با استقبال از شهادت چنين حماسه اي را آفريد بتواند زمينه هاي اين چالش را توضيح دهد. پس از شهادت امام حسن، در پايان خطبه بلندي حضرت آرمان خود را چنين ترسيم مي فرمايد: پروردگارا اين حركت ما نه به خاطر رقابت و بر سر حكومت و قدرت و به منظور بدست آوردن مال دنياست، بلكه به خاطر آن است كه نشانه هاي دين تو را به مردم نشان دهيم و اصلاحات را در كشور اسلامي آشكار سازيم تا بندگان ستمديده ات از چنگ ظالمان در امان باشند و واجبات و احكام و سنت هاي تو اجرا گردد. اينك اگر مرا ياري نكنيد، ستمگران بر شما چيره مي گردند و در پي خاموش ساختن نور پيامبرتان مي كوشند و خداوند ما را كفايت مي كند، بر او توكل مي كنيم و به سوي او تضرع نموده و باز گشت به سوي اوست(25). همچنين در جاي ديگر در بيان علت خروج خود و استقبال از شهادت چنين مي فرمايد:... هان آيا نمي نگريد كه بر حق عمل نمي شود و از باطل و بيداد روي نمي گردانند؟ شايسته است كه در چنين محيط ننگ بار، انسان با ايمان و فضيلت خواه و حق جو به فداكاري و جانبازي در راه حق، عدالت و احياء ارزش هاي والاي انساني بپا خيزد و به ديدار پروردگارش شور و عشق نشان دهد. من در چنين شرايطي، مرگ را جز نيكبختي و زندگي باخود كامگان را جز رنج و نكبت نمي دانم(26).
مسلم است آنچه امام را تا بدان حد پيش مي برد كه مرگ را بر زندگي ترجيح مي دهد بايد امر مهمي باشد كه در سايه ي آن منفعتي فرا شخصي و حتي فراگروهي حاصل مي شود؛ منفعتي كه به رغم برخورداري از چنين ارزش والايي مورد توجه ديگران قرار نگرفته است. همان گونه كه پيشتر آمد، از ديدگاه سيد الشهدا هيچ خطري براي سقوط جامعه، مهم تر از عدم تحقق عدالت اجتماعي نيست. خطاب به سپاه عبيد ا... بن زياد مي فرمايد: چون شكم هاي شما از لقمه هاي حرام انباشته شده، قلب هاي شما مهر خورده و ديگر گوش هاي شما ياراي شنيدن حرف حق را ندارد(27). اما هيچ ضمانتي در حفظ مشي عدالت مدارانه حاكميت، قوي تر از نظارت مردم ونه تبعيت محض آن ها وجود ندارد. امام در اين رابطه مي فرمايد: اي مردم از پندي كه خدا به اوليا و دوستانش به صورت نكوهش از علماي يهود داده است، عبرت بگيريد آنجا كه مي فرمايد چرا علماي ديني واحبار، يهوديان را از سخنان گناه و آلوده و از خوردن حرام نهي نمي كنند و باز مي فرمايد آن عده از بني اسرائيل كه كافر شدند مورد لعن و نفرين قرار گرفتند تا آنجا كه مي فرمايد آن ها از اعمال زشتي كه انجام مي دادند، يكديگر را نهي نمي كردند و چه بد كاري مرتكب مي شدند.... در حقيقت خدا سكوت آنان را از اين جهت عيب مي شمارد كه با چشم خودمي ديدند كه ستمكاران به زشتكاري و فساد پرداخته اند ولي منعشان نمي كردند و اين سكوت به خاطر علاقه به مال بود كه ازآنان دريافت مي كردند وبه خاطر ترسي بود كه از آزار و تعقيب آنان به دل راه مي دادند، درحالي كه خدا مي فرمايد از مردم نترسيد و از من بترسيد و مي فرمايد مومنان دوستدار يكديگرند، همديگر را امر به معروف و نهي از منكر مي كنند... خداوند در اين آيه در شمردن صفات مومنان- كه مظهر دوستي و هدايت متقابلند- از امر به معروف و نهي ازمنكر شروع مي كند و نخست آن را واجب مي شمارد زيرا مي داند كه اين عمل، عاملي قوي براي دعوت به اسلام و نيروي محكمي براي باز گرداندن ثروت هاي عمومي و غنائم جنگي و دريافت و جمع آوري صدقات از موارد صحيح و واجب آن هزينه كردن آن ها در موارد صحيح مي باشد.
بر اين اساس، حضرت وظيفه ي اصلي مردم را نظارت بر عمل كرد بزرگان خود مي داند تا از رهگذر آن امنيت و عدالتي تحقق يابد كه همه انسان ها- اعم از مسلمان و غير مسلمان– از آن بهره مند گردند و بدين سان مفهوم قدرت واقعي و مشروع(اقتدار) تحقق يابد. زاد و زيست پديده اقتدار در كانون اقتدار پرور پيروان، تحقق و تداوم مي يابد. با وجود اين در بحث اقتدار، از عامل پيروان به عنوان موضوعي مستقل بسيار كم سخن به ميان مي آيد. اين در حالي است كه هنر اصلي رهبران در نفوذ بيشتر و تاثير آنان بر اعمال پيروان مي باشد. ماكس و بر- جامعه شناس شهير آلماني– از چنين هنري به نام سلطه ياد مي كند و آن را به عنوان موقعيتي مي شناسد كه در آن اراده متجلي(فرمان) فرمانروايان در رفتار شخص يا اشخاص ديگر(فرمانبرداران) نفوذ دارد و در واقع چنان نفوذ موثري است كه رفتار آن تا درجه اي كه از لحاظ اجتماعي مناسب باشد به وجهي رخ مي دهد كه گويي فرمانبرداران محتوي فرمان را قاعده كلي رفتار خود(به خاطر نقش آن) قرار داده اند. اگر قضيه را از سر ديگر آن نگاه كنيم اين موقعيت، اطاعت خوانده مي شود(28).
انگيزه ي پيروان در گزينش رهبر و پيروي از او موضوعي است كه مورد كنكاش و بررسي دانشمندان قرار گرفته و در رابطه با توجيه روحيه ي پيروي انسان ها در طول تاريخ بشريت، مباني چند عرضه شده است. در اين بين، ترس افراد و پناه بردن به كسي كه امنيت و آرامش ايجاد كند، طرفداران بيشتري در بين دانشمندان غربي پيدا كرده است. اما تا آنجا كه به حوزه رهبري ديني مربوط مي شود، اميد به رهايي و دست يابي به كمال و سعادت در مقايسه با توجيه پيشين اولويت دارد. زيرا چه بسا انسان هايي كه با حمايت سنت هاي قبيله اي در آرامش به سر برده اند، اما پيروي از يك رهبرديني رابه بهاي ازدست دادن حمايت قبيله اي و در پي آن از دست دادن امنيت و به جان خريدن ترس و هراس برگزيده اند. پيوستن شيفتگان رهايي وآزادگي به دعوت پيامبر بزرگوار اسلام، يكي از شواهد مثال بر اين ادعا مي باشد.
پيامبر اسلام در دوران حيات پر بار خويش بر آن بود تا مبناي امنيتي پايدار در بين امت را از رهگذر درون سازي ايمان و حس نظارت دروني بر عمل كرد افراد از يك سو و احساس مسؤوليت در قبال زمامداران از طريق تقويت حس مشاركت در مردم را از سوي ديگر، پي ريزي نمايد. اما به دليل فقدان زمينه ي پذيرش در مخاطبين و به ويژه نهادينه شدن باور به ساختار قدرت و نه اقتدار، آنگونه كه بايد اين تلاش و مجاهدت وي به نتيجه نرسيد. چه آنكه به رغم اسلام آوردن اعراب و در نهايت تسليم مكه در سال هشتم هجري، بقايايي از سنت هاي جاهلي در بين آنان باقي مانده بود كه از جمله مهم ترين آن ها مي توان به «مشروعيت مبتني بر اقتدار سنتي» اشاره كرد.
بنياد اجتماع آن روز بر شالوده ي قبيله اي و روابط خوني و خويشاوندي استوار بود. در آن جامعه، فرد به خودي خود فاقد هويت و منزلت اجتماعي بود و ديگران او را به اعتبار قبيله اش مي شناختند. علاوه بر فقدان منزلت فردي، به دليل غلبه تمام عيار روحيه جمع گرايانه، فرد اساسا فاقد اختيار و استقلال بود و مسير زندگي، شيوه برخورد، نحوه ي معيشت و حيطه ي روابط و مناسبات اجتماعي او را قبيله اش تعيين مي كرد، قبيله اي كه عموما تحت رياست كهن سال ترين فرد قرار داشت و رئيس قبيله براي افراد خود تعيين تكليف مي كرد و افراد قبيله نيز بنا به سنت رايج قبيله اي، چاره اي جز اطاعت وانقياد از اوامر رئيس نداشتند و هرگونه سرپيچي از اوامر او كه احتمال آن بسيار كم بود، مجازات هاي سخت و پيامدهاي ناگوار براي فرد خاطي در بر داشت كه كوچك ترين آن منزوي ساختن فرد و بيرون راندن او از قبيله بود كه در جامعه آن روز اين تنبيه به معناي خاتمه حيات اجتماعي فرد بود.
گرچه ظهور اسلام و طرح آموزه هاي بلند مبتني بر شايسته سالاري تا اندازه اي توانست ساختار نظام قبيله اي مذكور را تحت تاثير قرار دهد و معيارهاي ارزش گذاري در آن را متحول سازد، اما ريشه هاي چنين نظامي قدرت مند تر از آن بود كه بتوان ظرف اين مدت كوتاه آن ها را به كلي قطع و از جا در آورد. در اين نظام مبتني بر اقتدار سنتي، پايگاه اجتماعي چون «سن و سال» اهميت خاصي داشت، چنان كه توانسته بود ساختار منش اجتماعي ثابت و مقاومتي را بر رفتارهاي اجتماعي جامعه مسلط گرداند و اين واقعيت را در قضيه ي فرماندهي اسامه بن زيد به خوبي مي توان ديد. اسامه جوان كم سن و سالي كه گويا هنوز محاسن كاملي نداشت وقتي به فرمان رسول خدا فرمانده سپاه شد، برخي از افراد سپاه در برابر اين فرمان عصيان كرده، ايراد آوردند كه چرا با وجود افراد مسن تر، پيامبر اقدام به انتخاب اسامه نموده است(29). اين ايرادها موجب تاخير در حركت سپاه اسلام از لشگرگاه گرديد و پيامبر در اثناي بيماري ضمن اطلاع از اين موضوع، خشم گين و درحالي كه حوله بر دوش انداخته و دستمالي بر سر بسته بودند، آهنگ مسجد نمودند و با آن تب شديد بالاي منبر قرار گرفتند و پس از حمد و سپاس خداوند فرمودند: هان اي مردم من از تاخير حركت سپاه سخت ناراحتم. گويا فرمان دهي اسامه بر گروهي از شماها گران آمده و زبان به انتقاد گشوده ايد... (3.) حتي پيامبر به كساني كه مي خواستند از سپاه او جدا شوند و در مدينه بمانند لعنت فرستادند(31) تا بدين وسيله از خطر اين تخلف بيم دهند و از سست شدن پايه هاي اقتدار الهي حكومت جلوگيري كنند.
به دليل نهادينه نشدن پايه ها و مباني يك ساختار سياسي مقتدر و نه صرفا قدرتمند، پس از رحلت پيامبر اكرم، جامعه ي اسلامي با يك تنش فكري بزرگ روبه رو گرديد و فقدان رهبر و بنيان گذار اين جامعه نو پا همراه با انقطاع وحي، بسياري از مردم و حتي خواص را دچار شهبه نمود كه اين سر درگمي در جريان شوراي سقيفه به خوبي آشكار بود. همه در يك چيز اشتراك نظر داشتند و آن ضرورت وجود حكومت و ساختارهاي رسمي مديريت جامعه براي ادامه مسيربود اما وجود دو امر ضروري ديگر كه وابسته به حكومت بود، آنان را به مناقشه وا مي داشت: الف) لزوم پرداختن به مبناي اصول حاكميت؛ ب- يافتن فردي كه مناسب ترين روش ها را براي رهبري جامعه در جهت رفع نيازهاي مادي و رسيدن به اهداف كلان جامعه برگزيند.
مقوله ي اول، حقانيت و مشروعيت را براي حاكميت به ارمغان مي آورد و مقوله ي دوم، مطلوبيت و كار آمدي رژيم سياسي را مطرح مي سازد. هر نظام سياسي علاوه بر اين كه نيازمند به مبنايي است كه منشاء مشروعيت آن باشد؛ از نظر ساختار و سازمان اجرايي براي رسيدن به مقاصد و اهدافش محتاج به روش ها و چارچوبي است كه آن ها را مي توان بستر كارآمدي نظام ناميد. عنصر اصلي در اين بستر، مردم هستند. به هر ميزان كه به نظر و خواست مردم توجه شود در سازمان دهي اين بستر، عوامل انسجام و كارآيي بيشتر خواهد شد. چرا كه حكومت جز فراهم ساختن بستر رشد و تعالي انسان ها و پياده كردن احكام الهي كه آن هم در مسير كمال معنوي انسان مي باشد، هدفي ندارد. ازاين رو توجه به مردم و جلب رضايت آنان و پرهيز از ايجاد فاصله بين حكومت و مردم(البته تا زماني كه در صف دشمن قرار نگرفته و مانع اجراي حق نشده اند) در فقه سياسي اسلام مورد تاكيد قرار دارد. چرا كه اگر مردم همراه حكومت نباشند و زمامداران از مقبوليت نزد مردم برخوردار نباشند نيل به اهداف والاي اسلام و تحقق حكومت حق، مقدور نخواهد بود(32).
با اين وصف همان گونه كه پيش از اين آمد، نهادينه نشدن اين آموزه بلند كه مي توانست جامعه ي اسلامي ساخته و پرداخته پيامبر را در برابر انحراف و انحطاط سياسي– اجتماعي مصون و ايمن سازد، باعث آن شد تا جامعه اي منفعل در برابر سياست بازاني كه تنها به قدرت خود و نه اقتدار جامعه مي انديشيدند، سر بر آورد. با وجود اين در دوره ي خليفه اول و دوم، تلاش بر اين بود تا پست هاي سياسي در انحصار قبيله ي خليفه نباشد و با گماردن افرادي از قبايل ديگر از بسته شدن حلقه قدرت و كاهش ميزان اقتدار عمومي جلوگيري شود. اما با روي كار آمدن خليفه ي سوم، قبيله ي گرايي و انتخاب خويشاوندان خليفه در پست هاي حساس سياسي و انحصاري نمودن مناصب سياسي در دست اعضاي قبيله حاكم به اوج خود رسيد و از اين زمان به بعد بار ديگر با تنگ تر شدن حلقه قدرت و برجستگي منافع ناشي از آن، كشمكش قبيله اي براي تصاحب قدرت به منظور تفوق بر ساير قبايل به مهم ترين هدف و استراتژي سياسي روز تبديل شد.
بنابراين در جامعه آن روز حس تفوق طلبي قبيله اي و نژادي محور اساسي جنگ و قدرت و محرك اصلي حضور و فعاليت افرادو گروه ها در عرصه سياست بود. بر همين اساس معاويه پس از صلح با امام حسن، خطاب به مردم كوفه گفت: من با شما جنگ نكردم كه نمار بخوانيد و روزه بگيرد يا حج برويد و يا زكات بدهيد، شما خود اين كارها را انجام مي دهيد، من با شما جنگ كردم تا بر شما حكومت كنم(33). معناي تلويحي اين سخن معاويه، تفوق قبيله ي قريش و اعراب عدناني بر اعراب قحطاني بود. هم چنين تلاش بني اميه براي گسترش و تثبيت سلطه خود بر جامعه ي مسلمانان، اساسا مبتني بر اين بود كه مي پنداشتند اسلام نردبان عزت و عظمت قبيله رقيبشان يعني بني هاشم شده است. لذا براي گرفتن اين موقعيت از بني هاشم، به شدت با آنان به مخالفت و مبارزه مي پرداختند.
بدين گونه قبيله گرايي و تفوق طلبي قومي، دو ويژگي اساسي نظام اجتماعي جامعه آن روزگار بود كه در واقع بيش از آنكه ظهور اقتدار ملي باشند، نماد قدرت طلبي و تلاش در انحصار قدرت بشمار مي رفتند. در اثر آن دو ويژگي، اساسا آنچه در ساختار حكومت نقشي نداشت مشاركت و حضور مردم بود و اين سران قبائل بودند كه همه امور را در دست داشتند و مردم صرفا بنا به سنت رائج در نظام قبيله اي پيش از اسلام، موظف به اطاعت از رئيس خود بودند. تلاش يزيد براي گرفتن بيعت از امام حسين، عبد ا... بن عمر و عبد ا... زبير نمونه بارزي بر تاييد اين مدعاست كه در شكل گيري حكومت و تعيين حاكم جديد بيشتر تبعيت سران و بزرگان اهميت داشته تا راي و بيعت آحاد مردم. اگر چه جز اين سه تن در ميان توده هاي گمنام مردم نيز افراد بسياري وجود داشتند كه مخالف حاكميت يزيد بودند، اما چون جامعه بر قبايل و اقوام مبتني بود و خارج از قبيله، فرد فاقد هويت اجتماعي و اهميت سياسي بود، لذا تنها سران و نخبگان قبايل و اقوام در تصميم گيري و اقدامات سياسي نقش و اهميت داشتند و نه توده مردم. بر همين اساس، مغيره بن شعبه–حاكم وقت كوفه– در سال هاي پاياني حكومت معاويه در گزارش بيعت مردم كوفه با يزيد، به معاويه مي گويد: من بزرگان كوفه را به بيعت با يزيد پسر امير المومنين به وليعهدي فرا خواندم و آن ها هم پيشنهاد مرا پذيرفتند(34). در اين بيان به خوبي غيبت مردم در صحنه ي سياسي و تاثير گذاري بزرگان شهر در اين معادلات آشكار است و بيعت بزرگان به معناي بيعت تمامي مردم تلقي شده است. علامه محسن امين در كتاب اعيان الشيعه در همين رابطه بر اين عقيده است كه سران قبايل مطلقا توجهي به شخصيت حسين بن علي(عليه اسلام) و بر حق بودن او و شخصيت يزيد بن معاويه و بطلان او ندارند. سخنان و مواضع كاملا رنگ قبيله اي دارد. مردم چون احساس كرده اند رئيس آنان موافق است، آنان هم از موافقت دم زده اند(35).
اين روند به خوبي بازگشت پايه هاي مشروعيت سنتي كه به تعبير ماكس و بر بر وراثت و يا آداب و رسوم قبيله اي استوار است را در جامعه اي كه پيامبرسعي بر آن داشت تا اصول الهي را جايگزين آن نمايد، را به تصوير مي كشد. گرچه برخي سعي بر آن دارند كه مشروعيت الهي و ديني را نيز در زمره ي همان مشروعيت سنتي قرار دهند، اما با تاكيد پيامبربر اصول عقلاني و خرد ورزي در حوزه سياست و كشور داري كه نمونه هاي آن در قالب مشورت هاي متعدد آن حضرت در جريان جنگ هايي هم چون بدر، احد و خندق با يارانش عينيت يافته، نمي توان اين دو را يكسان انگاشت. درعين حال از توضيحي كه وبر براي مشروعيت سنتي ارائه مي دهد و مواردي از آن را هم چون پير سالاري پدر سالاري، اعيان سالاري و... بيان مي كند، كاملا مشخص مي شود كه اين نوع مشروعيت به همان تقدس قدرت سالار و سرور ناظر بوده و به نظام هايي كه از قديم و نديم وجود داشته، بر مي گردد(36). حال آنكه پيامبران و از جمله پيامبر اسلام، سنت شكناني بوده اند كه سخن اول آن ها ناظر به تغيير آن چيزهايي است كه به دليل قدمت همواره محكوم به صحت هم شناخته شده اند.
جمع بندي و نتيجه گيري
حادثه ي عاشورا نقطه اوج اخلاق ديني و در واقع پرچم نوع هستي شناسي ديني، جهان نگري ديني و رفتار ديني است. پيام اصلي اين حادثه در كوتاه سخن آن است كه در صورت فراهم بودن شرايط بايد براي اقامه ي حق قيام كرد، حتي اگر اين قيام مقرون به توفيق ظاهري هم نباشد. دليل آنكه در همه قيام هاي ديني «نصر» يعني پيروزي ظاهري و «شهادت» يكسان تلقي مي شود، همين نگاه ونگرش بوده است، اين نحوه تلقي به واقع مقتضاي طبيعي و منطقي جوهره فكر ديني است.
طرح حادثه ي عاشورا به عنوان چكيده ي تفكر و انديشه ي ديني به لحاظ تاثير گذاري حركت شهادت طلبانه امام حسين(عليه اسلام) در برانگيختن مقاومت مسلمين در برابر انحرافات آتي در جهان اسلام، همواره زمينه ساز اقداماتي در راستاي تشويش و تحريف اين قيام حق طلبانه گشته است. از جمله دشمنان تلاش مي كردند كه تحت عنوان خروج برحاكم زمان و شق عصاي امت اسلامي و نظائر آن، كه غالبا براي كريه جلوه دادن يك حركت و قيام، هر چند براي خدا و در جهت تحقق اهداف اسلام و قرآن باشد، با بر چسب زدن به چهره آن حركت لطمه بزنند واز اين طريق نگذارند توده هاي مردم در جريان حقايق امور قرار گيرند.
با طرح اسلام به صورت يك ايدئولوژي اجتماعي و سياسي، در ميان متفكران شيعه و سني گرايش شديدي در بين آنان براي مطالعه ي سرگذشت سياسي– اجتماعي اسلام پيدا شد؛ اين سرگذشت به راحتي مي توانست آن ها را با مباني تفكر سياسي اسلام آشنا ساخته و آنان را براي بسيج عمومي مردم عليه نظام هاي فاسد ياري دهد. با اين همه اما طرح ناقص و نادرست حماسه اجتماعي– سياسي عاشورا در ميان شيعيان كه به وسيله ي نويسندگان و واعظان سنتي انجام مي گرفت، هرگونه كوششي براي بهره گيري از اين فاجعه جهت القاي فعاليت پيكارگرانه سياسي را نقض مي كرد و همين باعث شده بود كه شيعه بعد از حاكميت نخستين رژيم هاي فراگير شيعي(آل بويه و صفويه) در ايران، تا سي سال پيش نتواند از منافع شهادت طلبي نهضت عاشورا بهره مند شود و از آن به عنوان يك سلاح قوي و كارآمد در مقابل همه حكومت هاي جائر و ظالم استفاده كند. به عنوان نمونه تا قبل از برداشت پويا از نهضت شهادت طلبانه، امام حسين(عليه اسلام) در اغلب متون سنتي شيعه مظهر و نمونه بي نظير «مظلوميت» معرفي مي شد و مقصود از مظلوميت، معنايي به مراتب فراتر از معناي لغوي آن(آسيب ديدن وتحت فشار قرار گرفتن) بود؛ مفهومي كه اكنون عمدتا درباره ي كسي به كار برده مي شود كه مايل به عمل بر ضد ديگران نيست، حتي اگر در زير فشار ظلم باشد، نه روي ترس و بي تفاوتي، بل به علت گذشت و بردباري. از همين رو واژه ي مظلوم با نجيب مترادف گشته بود، بدين گونه مظلوم پيش از آنكه مفهومي منفي داشته يا دال بر محروميت باشد، يك فضيلت اخلاقي محسوب مي شد. از اين گذشته به تناسب مشي سياسي امامان شيعه كه بنا به ملاحظات و شرايط زمان خود به كار فرهنگي اصالت مي دادند، به تدريج كناره گيري از حوزه ي سياست و برداشت هاي سياسي از حوادث تاريخي وارد فقه سياسي شيعه شد و در نتيجه چنين وضعيتي، حماسه بزرگ شهادت امام حسين راهي جز تمايل به تقويت برداشت هاي معنوي از قبيل برگزاري سوگواري و عزارداري هاي مختلف نداشت.
اين وضعيت جامعه ي شيعي، برخي از نوگرايان شيعه را طي نيم قرن اخير متوجه اين نكته ساخت كه چرا اصولا ملتي با داشتن حسين(عليه ا لسلام) بايد اسير دست وارثان يزيد باشد و چرا با داشتن نهضت عاشورا، براي انگيزش سياسي مردم بايدبه تجربه ها و آموزه هاي سياسي ديگران متوسل شوند؟ نوگرايان شيعه با درك عميق و درست موقعيت سياسي شيعه و نيز توان مندي آشكار فرهنگ شهادت عاشورا براي پاسخ گويي به نيازهاي جامعه شيعي و حتي غير شيعي امروز، براي نخستين بار بحث خود را پيرامون نهضت عاشورا بر اساس تحليل انتقادي متون تاريخي باهدف كشف عدم تجانس و بي دقتي هاي آن منابع قرار دادند و از جهتي ديگر كوشيدند به استخراج آموزه هاي سياسي و اجتماعي حركت شهادت طلبانه ياران عاشورا و انتقال آن به نسل جديد، مبادرت ورزند.
نوگرايان اهل سنت نيز كه به تازگي از طريق نوشته ها و آثار نوگرايان شيعه با نهضت عاشورا و امام حسين آشنايي نسبتا دقيق و كاملي پيدا كرده بودند، در مقام پاسخ به سؤال هاي فوق در صدد بر آمدند از آنچه كه نوگرايان سياسي شيعه از فلسفه ي شهادت به عنوان وسيله اي موثر جهت تعيين سرنوشت سياسي خود استفاده مي كردند، بهره برداري نمايند.
شايد ظهور انديشه هاي ماركسيستي، در تشديد اين گرايش در بين جوامع اهل سنت تاثير بسزايي ايفا نموده باشد. يك ماركسيست مسلمان هنگامي كه در برابر ماركسيسم خارج دين، نهضت عاشوراي اسلامي را مي بيند و جهت گيري ضد طبقاتي آن را با آنچه كه ماركسيسم سنگ آن را به دروغ به سينه مي زند، مقايسه مي كند، با شوري وصف ناپذير به طرف عاشوراي عدالت خواه حسين(عليه اسلام) گرايش مي يابد و درمان درد جامعه طبقاتي خود را تنها در اين نهضت اسلامي جستجو مي كند. براي اين دسته و پاره اي ديگر از نوگرايان مسلمان، عاشورا پيش از هر چيز به مثابه يك ابزار جهت تغيير وضع موجود است و آن ها عمدتا به اين نهضت به ديده ابزارانگاري مي نگرند.
اين رويكرد آگاهانه متفكران نوگرا به تاريخ اسلام، باعث مواجهه آنان با نهضت عاشورا شد وآنان تمامي لوازم مورد نياز خود براي تحريك وجدان سياسي جوامع اسلامي را يكجا در اين حركت شهادت خواهانه يافتند. جهاد و شهادت هر دو از ابزارهاي لازم و شكننده براي يك رويارويي كامل با استبداد داخلي وخارجي است كه هر دودر فرهنگ عاشورا وجود دارد. تلاش براي تامين عدالت جهاني و نظارت بر كاركرد زمامداران(اصل امر به معروف و نهي از منكر) كه از ايده هاي بزرگ رهبر انقلاب عاشورا بود، نيز از ايده هايي است كه جامعه ي هويت خواه امروز بدان نياز وافري دارد.
بر اين اساس حركت شهادت طلبانه عاشورا هم در ميان شيعيان و هم در ميان سنيان نوگرا، صرف نظر از اين كه يك حادثه تاريخي است و پيش از اين همواره عاملي براي تخاصم آن دو بوده، در نيم قرن اخير- به ويژه درپي رويدادانقلاب اسلامي ايران- به صورت يك ايدئولوژي منسجم و توانمند سياسي– اجتماعي در آمده و امروز ديگر نه تنها عاملي براي دشمني و تصفيه حساب هاي تاريخي شيعه و سني نمي باشد، بلكه موجب شده آن دو گروه در پرتو هويت پذيري ازاين رويداد حماسي، موقعيت خود را بهتر درك نموده و با اهتمام به طرد انحرافات و انحطاط هاي ناشي از وابستگي به قدرت هاي شيطاني جهان، در راستاي ساختن جهان اسلامي مقتدر در برابر ساختار تك قطبي جهان كه از موجودي نا مشروع چون رژيم اشغال گر قدس حمايت مي كند، متحد و هماهنگ عمل نمايند.

منابع و مآخذ
-محمد بن لقمان مفيد. الارشاد. ترجمه و شرح فارسي محمد باقر ساعدي فراهاني. تهران:كتابفروشي اسلاميه. 1351. ص 2..
-كورت فريشلر. امام حسين و ايران. ترجمه ذبيح الله منصوري. تهران: انتشارات جاويد. 1351. ص 262.
-Ezzati. The spread of Islam. phaidon: Elsever. 1976. Introduction
-Ibid.
-موارد گوناگون كاربرد واژه ي شهيد و شهادت در قرآن از جمله سوره بقره، آيه 143 ناظر به همين معنا مي باشد.
-مرتضي مطهري. شهيد و شهادت. تهران: انتشارات صدرا، 1366. ص 11
-حميد عنايت. انديشه ي سياسي در اسلام معاصر. ترجمه بهاء الدين خرمشاهي. تهران: انتشارات خوارزمي. 1362. ص 312
-حاتم قادري. ملاحظاتي پيرامون تفهيم وانتقال پيام عاشورا. مجموعه مقالات كنگره ي بين المللي امام خميني وفرهنگ عاشورا.
-دفتر سوم. تهران:مؤسسه تنظيم ونشرآثار امام خميني. 1375. ص 94
-ادواردبراون. تاريخ ادبيات ايران. جلداول. ترجمه ي علي پاشا صالح. تهران:انتشارات مرواريد. 1366ص33.
-حسن ابراهيم. تاريخ سياسي اسلام. ترجمه ي ابوالقاسم پاينده. تهران:انتشارات علمي. 137.ص349
-براون. همانجا
-علي شريعتي. حسين وارث آدم. مجموعه آثارجلد19. تهران:نشرقلم. 136.. ص25
-حسن بن علي ابن شعبه. تحف العقول عن آل رسول. ترجمه ي احمد جنتي. تهران:انتشارات امير كبير. 1367. ص25.
-محمد سروش. امام خميني واحياء نگرش سياسي به عاشورا. مجموعه مقالات كنگره بين الملي امام خميني وفرهنگ عاشورا. دفتراول ص354
-شبنم زرگر اينالو. نگاهي اجمالي برعدم شكل گيري نظام ارزشي جديد درمكه صدر اسلام. فصلنامه تاريخ اسلام. شماره 1.(تابستان 81). ص56
-برهمين اساس درنگاه برخي ازجمله مهيار ديلمي ريشه واقعه عاشورا رابايد درجريان سقيفه جستجو نمود:
-فيوم ا لسقيفه يا ابن النبي طرًق يومك في كربلا
-وغصب ابيك علي حقه وامك حسًن ان تقلا
يعني:اي فرزند مصطفي، اين سقيفه بود كه راه كربلايت راهموار كرد وآن گاه كه حق پدرت علي ومادرت راغضب كردند، كشته شدنت خوب جلوه گر شد. ابوالحسن تنهائي. جامعه شناسي تاريخي اسلام. تهران: نشر روزگار، 1378، ص 262
-محمد بن حرير طبري. تاريخ طبري. مطبعه الاستقامه بالقاهره، 1939. ج 4. ص 3.5
-همانجا
-مجموعه رسايل اعتقادي علامه محمد باقر مجلسي. به كوشش سيد مهدي رجائي، مشهد: بنياد پژوهشي هاي اسلامي. 1368. ص 2.1
-گوستاولوبون. روان شناسي توده ها. ترجمه كيومرث خواجوي ها. تهران: انتشارات روشنگران. 1369. ص 145
-عطاء ا... مهاجراني. پيام آوران عاشورا. تهران: انتشارات اطلاعات. 1376. ص 79.
-محمد رضا نجمي. سخنان حسين بن علي از مدينه تا شهادت. تهران: انتشارات اسلامي. بي تا. ص 19
-محمد بن جرير طبري. تاريخ الامم و الملوك. بيروت:دار القاموس الحديث. ج 4. ص 2..
-محمد يزدي. حسين بن علي را بهتر شناسيم. تهران: انتشارات اسوه. 136.. ص 223
-جواد قيومي اصفهاني. صحيفه الحسين. قم: جامعه ي مدر سين. 1374. ص 267
-26) همان. ص 279
-محمد دشتي. مجموعه نهج الحياه. جلد ششم در فرهنگ سخنان امام حسين به نقل از مقتل الحسين خوارزمي. قم: وسسه فرهنگي تحقيقاتي امير المومنين. 1379. ص 42
-محمد صادق نجمي. زمينه هاي اعتقادي. سياسي و اجتماعي در نهضت عاشورا از ديدگاه حسين بن علي. مجموعه مقالات كنگره بين المللي امام خميني و فرهنگ عاشورا. دفتر سوم. ص 355
-Richard k. Fenn. Max Weber on the Secular: A Typology. Review of Religious Researchs. 1969. vol. 1.. p161
-محمد بن عبدالكريم شهرستاني. الملل و النحل. ترجمه ي سيد محمد رضا جلالي نائيني. تهران: كتابفروشي اقبال. ج 1. 1362. ص 29
-جعفر سبحاني. فروغ ابديت. نشر دانش اسلامي. ج 2. ص 487
-ابن ابي الحديد. شرح نهج البلاغه. بيروت: احياء التراث العربي. ج 2. ص 2.
-محمد تقي جعفري. حكمت اصول سياسي اسلام. تهران: بنياد نهج البلاغه. 1368. ص 213
-سيد جفعر شهيدي. تاريخ تحليلي اسلام. تهران: مركز نشر دانشگاهي. 1369. ص 165
-مهاجراني. پيشين. ص 98
-همان. ص 126
-ماكس وبر. اقتصاد و جامعه. ترجمه ي عباس منوچهري و ديگران. تهران: نشر مولي. 1374. ص 328


پنج شنبه 30 دی 1389  9:44 PM
تشکرات از این پست
bardia_m
bardia_m
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : آذر 1389 
تعداد پست ها : 6374

پاسخ به:مقالات تخصصي ايثار و شهادت

عنوان : راه كارهاي ترويج فرهنگ ايثار و شهادت در جامعه
نويسنده :  مسلم باقري ,  محسن ميري
موضوعات مقالات :ايثار و شهادت
<>

چکيده
با اوج گيري مبارزات مردم مسلمان ايران در دهه‌ي پنجاه جهت آزادي، استقلال و دفاع از دين (به‌ويژه جريان پيروزي انقلاب اسلامي) و در دوران هشت ساله‌ي دفاع مقدس مردان و زنان بسياري در صحنه‌هاي مبارزه و پيکار به شهادت رسيدند. اخلاق، شيوه‌ي مبارزه، نحوه‌ي شهادت، خصوصيات فردي و شخصيتي ايشان و آثار به‌جاي مانده اعم از مادي و غيرمادي (معنوي)، مجموعه‌اي ارزش‌مند را تشکيل مي‌دهد که تحت‌عنوان «فرهنگ ايثار و شهادت» معرفي شده است.
هدف از ترويج فرهنگ ايثار و شهادت، ضمن فروزان نگهداشتن اين چراغ رهايي بخش، براي هر زماني است که دشمن خيره سر، آهنگ نابودي دين و ايمان و تعرض به ميهن و ناموس نمايد؛ اما لازمه‌ي داشتن چنين رويه اي، گسترش سيره و روش زندگي نجات بخش شهيدان و ايثارگران در جامعه است و جنبه‌ي برجسته‌ي آن انجام دادن کارها براي خدا و رهايي از وابستگي و دل‌بستگي به «ثروت و جاه و مقام و نيز دلبستگي ها و وابستگي هاي مادي است.»

اما سؤال اساسي اينجاست که چرا ترويج فرهنگ ايثار و شهادت با برخي موانع روبه‌رو شده است؟ چرا برخي مسؤولين و صاحبان جاه و مقام که موقعيت و مقام خويش را مديون شهدا هستند، در بسياري از اوقات دِين خويش را فراموش کرده و شيوه اي سواي شيوه و راه و رسم شهيدان را گزيده اند و به دنياگرايي و تجملات روي آورده اند؟ و به تبع آن چرا در جامعه و در ميان توده مردم نيز سنت شهيدان کم‌رنگ شده و نگراني، دوست‌داران و ارادت‌مندان شهدا را در اين تفکر فرو برده که با «غربت شهيدان» چه کنيم؟ در نتيجه، هدف و سؤال اصلي اين است که « شيوه‌ي ترويج فرهنگ شهادت کدام است و چگونه مي‌توان موانع آن را کاهش داد؟»
 تعريف فرهنگ
فرهنگ مثل ساير مفاهيم علوم انساني، ميان صاحبه‌نظران و نظريه­پردازان به يکي از مقولات مغلق و مبهم مي‌ماند و در دايره لفظ پردازي‌هاي بي‌سرانجام، حيران و سرگردان است و هنوز اجماع روشني بر سر تعريف آن حاصل نگرديده است(آقاپور، 1384، ص29).
بر اساس انديشه‌هاي رهبر انقلاب، فرهنگ به معناي خاص‌براي يک ملت، عبارت است از ذهنيات، انديشه‌ها، ايمان‌ها، باورها، سنت‌ها، آداب، ذخيره‌هاي فکري و ذهني[1]. بخش عمده‌ي فرهنگ، همان عقايد و اخلاقيات يک فرد يا يک جامعه است. رفتارهاي جامعه هم که جزو فرهنگ عمومي و فرهنگ يک ملت است، برخاسته از همان عقايد است، در واقع عقايد يا اخلاقيات، رفتارهاي انسان را شکل مي‌دهند و به وجود مي‌آورند.
بر اساس آرا‌ي علامه جعفري، فرهنگ عبارت است از کيفيت يا شيوه بايسته، براي آن دسته از فعاليت‌هاي حيات مادي و معنوي انسان‌ها که مستند به طرز تعقل سليم و احساسات تصعيد شده آنان در حيات معقول تکاملي باشد. علامه جعفري فرهنگ را در قالب چهار نوع زير طبقه‌بندي مي نمايد:
1-  فرهنگ رسوبي: که عبارت از رنگ‌آميزي و توجيه شئون زندگي با تعدادي قوانين و سنن ثابته نژادي و رواني خاص‌و محيط جغرافيايي و رگه‌هاي ثابت تاريخي است که در برابر هر گونه تحول، مقاومت مي‌ورزد.
2-   فرهنگ مايع و بي‌رنگ: که عبارت از آن رنگ‌آميزي‌ها و توجيهاتي است که به‌هيچ ريشه‌ي اساسي رواني و اصولي ثابت تکيه نمي‌کنند و همواره در معرض تحولات قرار مي‌گيرند.
3-   فرهنگ خود محوري يا خود هدفي پيرو: فرهنگ پيرو به آن قسمت از نوع کيفيت و شيوه زندگي مادي و غير مادي مي‌گويند که هيچ اصل و قانون اثبات شده قبلي را مورد تبعيت قرار نمي‌دهد، بلکه صحت و مقبوليت خود را از تمايل و خواسته‌هاي مردم مي‌گيرد.
4-   فرهنگ پويا و هدفدار و پيش‌رو: اين نوع فرهنگ در محاصره آن نمودها و فعاليت‌هايي که تحت تاثير عوامل سيال زندگي و شرايط زودگذر محيط و اجتماع قرار مي‌گيرند، نمي افتد؛ زيرا عامل محرک اين فرهنگ، واقعيت مستمر طبيعت و ابعاد اصيل انساني است(پور عزت، 1385، ص‌35-32).
اهميت فرهنگ
فرهنگ براي جامعه، هم‌چون حافظه براي انسان است. به‌عبارت ديگر، فرهنگ شامل سنت‌هايي است که نشان مي‌دهد پيش از اين چگونه عمل مي‌شده است. فرهنگ هم‌چنين شامل شيوه‌ي نگرش مردم به خود و محيط اطرافشان، پيش‌فرض‌هاي بيان نشده آن‌ها درباره‌ي راه و رسم دنيا، و هم‌چنين روشي است که مردم بايد عمل کنند(تريانديس، 1378، ص‌26).
اهميت فرهنگ را به‌طور کلي مي‌توان در دو جنبه خلاصه کرد، نخست جاي‌گاهي که فرهنگ در هويت و موجوديت جامعه دارد و ديگري نقشي که فرهنگ در پيشرفت جوامع ايفا مي‌کند. بي‌شک بالاترين و والاترين عنصري که در موجوديت هر جامعه دخالت اساسي دارد، فرهنگ آن جامعه است. اساساً فرهنگ هر جامعه هويت و موجوديت آن جامعه را تشکيل مي‌دهد. از ديدگاه حضرت امام(ره) شرط لازم براي دست‌يابي به استقلال و پيشرفت کشور در جهات مختلف، کسب استقلال فرهنگي است. در واقع مي‌توان گفت کسب هويت ملي، استقلال اقتصادي و استقلال در ساير شئون از جمله اهداف توسعه‌ي اسلامي است(قرباني، 1383، ص22-19).
فرهنگ ايثار و شهادت
تعريف شهادت
واژه‌ي شهيد به معناي شاهد، گواه و كشته شده در راه خدا آمده است. شهيد از ريشه شهد در لغت عرب با مشتقات متعدد در اصل به معني حاضر بودن در يک محل(نقطه مقابل غايب بودن) است. هم‌چنين به معني کسي که چيزي را با چشم خود ديده و کسي که آنچه را ديده بيان مي‌کند آمده است. در قرآن کريم 45 مرتبه به معناي حضور در يک محل، گواهي و علم به چيزي، اقرار و اعتراف، مشاهده و ديدار، به‌دست آمدن و حاصل شدن چيزي و آماده به خدمت بودن آمده است. (ميمنه، 1385، ص‌8)
اگر فرد مرگي را انتخاب كند كه داراي دو مشخصه باشد دراسلام از او به‌عنوان شهيد ياد مي‌كنند: يك در راه خدا كشته شود، دو مرگي آگاهانه باشد. در غير اين‌صورت اگر فردي كشته شود، در ديدگاه اسلام شهيد محسوب نمي‌شود. پس كشته شدن آگاهانه و در راه خدا شهادت محسوب مي‌شود. «ان اکرم الموت القتل»[2] (و همانا گرامي‌ترين مرگ‌ها کشته شدن در راه خداست.) علامه جعفري با تاکيد بر اينکه مقصود حضرت اميرالمومنين عليه السلام از قتل در اين عبارت شهادت در راه خداست مي‌نويسد: مقصود امير المومنين عليه السلام از قتل در اين جملات، کشته شدن در راه خداست که شهادت ناميده مي‌شود، نه محض کشته شدن، زيرا کشته شدن بدون هدف اعلاء که عبارتست از دست از جان شستن در راه خدا(جهاد) هيچ ترجيحي بر مردن در رخت‌خواب ندارد. (مهيني، 1383، ص45)
تعريف فرهنگ شهادت
  تعاريف متعددي از فرهنگ شهادت آورده شده است كه در اينجا تعريف مطرح شده از سوي كميته‌ي فرهنگ شهادت بنياد انقلاب اسلامي آورده مي‌شود. فرهنگ شهادت عبارتست از «مجموعه آگاهي‌‌ها، باورها، آداب واعتقادات و اعمالي كه موجب وصل انسان به عالي‌ترين و والاترين درجه‌ي كمال، يعني مرگ آگاهانه در راه خدا مي‌گردد». هرگونه آثار باقيمانده از شهدا درباره شهادت و شهيد، سيره، روش و پيام شهيدان و بالاخره تربت پاك و مقدس آنان بخشي از اين فرهنگ مي‌باشد(معدني، 1378، ص19).
  در تعريف شهادت مي‌توان سه نگاه داشت: قبل از شهادت، حين شهادت و بعد از شهادت و مي‌توان بر اساس آن مقاطع و ويژگي‌هاي آن و زمان مورد نظر، تعريف ارائه داد. مي‌توان اين مقاطع را جدا ديد يا اين‌كه به همه پيوسته، هم‌چنين مي‌توان يك مقطع را مبنا قرار داد و يا اين‌كه به عوامل و مواردي پرداخت كه منتج به شهادت مي‌شود. به‌عبارت ديگر، فرهنگ منتج است، تدريجي درست مي‌شود، شهادت نيز محصولي است كه بايستي معرفي گردد و شهدا معرف آن فرهنگ‌اند. فرهنگ شهادت مجموعه آثار، اصول و معارفي است كه معرف و برآمده از حيات معنوي شهيدان راه خدا، و مبين سيره‌ي عملي آن‌هاست.
كاركردهاي مختلف فرهنگ شهادت
1-    فدا كردن جان براي حفظ ارزش‌ها: در جوامعي كه احترام و وفاداري به ارزش‌ها يك اصل محسوب شده و براي جامعه اهميت دارد در صورت به خطر افتادن ارزش‌هايي كه مهم هستند در مقاطعي از تاريخ افراد جان خويش را كمتر از ارزش‌ها مي‌پندارند و حاضر مي‌شوند جهت بقاء و حيات جامعه و ارزش‌هاي آن جان خويش را فدا كنند.
2-    عزت نفس بخشيدن به افراد جامعه: امام راحل(ره) نيز در اين زمينه اين گونه مي‌فرمايند: «اسلام که اين پيروزي را حاصل کرده، شهادت است که اين پيروزي را حاصل کرده، شهادت هم حفظ اسلام است، از اول اسلام با شهادت پيش برده، حالا هم که مي‌بينيد جوآن‌هاي ما شهادت را مي‌خواهند... اين حس بود که ما را پيش برد، اين حس شهادت بود، جلو آمدن براي اسلام و شهادت بود که ما را به پيروزي رساند. »(امام خميني ص2.)
3- ايجاد هويت و هدف مشترك در ميان افراد يك جامعه: مؤلفه‌هاي شهادت يعني گام برداشتن در راه خدا و مرگ داوطلبانه در موقع لزوم، هويت و هدفي مشترك را براي افراد جامعه ايجاد مي‌نمايد و مي‌تواند الگو و راه‌كار عملي براي نسل‌ها و ملل در تحت ظلم و ستم باشد.
4- عامل هم‌بستگي اجتماعي: عاشورا، عزاداري، نوحه‌خواني، امام حسين عليه السلام و... مفاهيمي هستند كه موجب هم‌بستگي شيعيان در طول تاريخ حياتش به‌شمار مي‌رود و يك انگيزه قوي جهت هم‌دلي، اتحاد و اتفاق در تاريخ مبارزات شيعه شده است و فرهنگ شهادت يكي از عوامل مهم هم‌بستگي اجتماعي محسوب مي‌شود. (معدني، 1378، ص28)
5- ايجاد روحيه‌ي ظلم ستيزي و عدالت طلبي در جامعه و احساس خطر صاحبان سلطه و ظالمان و مخالفان عدالت و قسط تا زماني كه مشعل شهادت در جامعه فروزان است. رهبر انقلاب نيز به خوبي به اين مسأله واقف بودند: «اسلام در كشور ما مي‌رفت تا به تباهي كشيده شود، كه با خون شهيدان ملت ما حيات خود را باز يافت. »(امام خميني، ص82)
مفهوم ايثار
ايثار يعني نثار، نثار هر چيز اعم از مادي و معنوي به دو شرط:
1- در عين نياز؛ در تعريف واژه‌ي ايثار در قرآن کريم آمده است: «و يوثرون علي انفسهم و لو کانوا بهم خصاصه»[3] ايثار مي‌کنند بر نفس‌هايشان ولو به آن نياز داشته باشند.
2- شرط دوم نيت عمل است. انگيزه عمل فقط و فقط بايد عشق و محبت به خداوند باشد و هيچ انگيزه غير جذابي در آن نباشد. در سوره مبارکه دهر آمده است: «و يطعمون الطعام علي حبه مسکينا و يتيما و اسيرا، انما نطعمکم لوجه ا... لانريد منکم جزائا و لا شکورا»[4]. به نيازمندان طعام مي‌دهند صرفاً به خاطر خدا و رضاي او و بدون توقع و درخواست هيچ پاداش يا چشم داشتي از کسي(احمدي، 1386، 49-5.).
اهل ايثار از منظر دين
ويژگي آنان که اهل ايثار آخرت بر دنيا هستند:
· اهل خشيت الهي‌اند «رضي الله عنهم و رضوا عنه ذلک لمن خشي ربه»[5]
·  اهل احسان‌اند «والذين اتبعوهم باحسان رضي الله عنهم و رضوا»[6]
· بناي آن‌ها بر تقوي و جلب رضايت الهي است. «افمن اسس بنيانه علي التقوي من الله و رضوانه خير من اسس بنيانه علي شفا جرف هار فآن‌هار به في نار جهنم»[7]
· متوکل علي الله‌اند. نه متکي به دنيا، دلهايشان فقط به ياد خدا آرام مي‌گيرد «الذين آمنوا و تطمئن قلوبهم الا بذکرالله تطمئن القلوب»[8]
· به دنبال دار آخرت و نعمت‌هاي باقي هستند، نه مريد حيات دنياي قليل و زودگذر، «وابتغ فيما اتاک الله الدار الاخره»[9]. بهترين نعمت دنيا را نعمتي مي‌دانند که با آن زاد و توشه آخرت خود را فراهم کنند. دنيا را معين آخرت خود قرار مي‌دهند.
· خرسند و خشنود به حيات زودگذر دنيا نيستند بلکه «فرحين بما اتاهم الله من فضله... »[10]
· نه تنها علم آن‌ها منحصر به حيات دنيا نيست، بلکه به خصلت خالصي مجهزند که توجه و تفطن به حيات آخرت است «انا اخلصناهم بخالصه ذکري ذکري الدار»
کارکردهاي ايثار
 1- فرض کنيد که شخصي با زهد و ايثار، حب دنيا را مهار کند، نتيجه چه خواهد شد؟ از آنجا که: «حب الدنيا راس کل خطيئه»، ريشه‌هاي لغزش‌هاي اخلاقي را قطع کرده است.
2- آن که ايثار مي‌کند قطعاً اهل قناعت است، قناعت نيز به نوبه خود عزت نفس مي‌آورد. امام صادق عليه السلام در اصول کافي مي‌فرمايد: «خداوند همه امور مومن را به خودش واگذار کرده است، ولي به او اجازه نداده است که خودش را خوار و ذليل گرداند».
3- آن که اهل ايثار است قطعا ً‌اهل حرص‌نيست. حرص، نياز کاذب است. عمده معصيت‌ها ناشي از حرص‌و نياز کاذب است تا نيازهاي واقعي؛ با ايثار زمينه‌هاي حرص‌از ميان برود.
4- ايثار محبت مي‌آفريند و محبت و همدلي مايه وحدت و وفاق است.
5- ايثار متوقف بر از بين بردن روحيه‌ي مال دوستي و ترس جان است.
6- ايثار، کوثر و خير کثير است و زمينه‌هاي تکاثر و تمرکز ثروت و سرمايه داري غير مولد را کاهش مي‌دهد و از فقر مي‌کاهد(خاموشي، 1383).
شاخص‌هاي فرهنگ ايثار و شهادت
اکنون با توجه به مباحث مطرح شده و همچنين بررسي حجم انبوه پژوهش‌هاي صورت گرفته در خصوص‌فرهنگ ايثار و شهادت، مي‌توان شاخص‌هاي فرهنگ ايثار و شهادت را به‌صورت جدول زير دسته‌بندي کرد:

جدول شماره(1)- شاخص‌هاي فرهنگ ايثار و شهادت
اصل بنيادين
مقوله
مؤلفه‌هاي فرهنگ ايثار و شهادت
شاخص‌هاي فرهنگ ايثار و شهادت
ايثار و
 شهادت
شهادت
خدامحوري درمقابل خودمحوري
داشتن ايمان به خدا
توکل به خدا
مراقبت از رفتار
محاسبه نفس
در مسير كمال حركت كردن
اطاعت پذيري از ولايت
اعتقاد به حکومت اسلامي
اعتقاد به ولايت مطلقه‌ي فقيه
اعتقاد به‌جامعيت نظام حکومت اسلامي
ترجيح منافع نظام بر منافع شخصي
ارزش‌هاي انساني را بر منافع شخصي ترجيح دادن
مردمي بودن
ارتباط با محرومين
پرهيز از خود محوري
خدمت گذاري
مردم‌داري
ايثار و استقامت
 
صبر و استقامت در مقابل مشكلات
صبر در انجام کار خير
استقامت در راه رسيدن به هدف
عزت نفس
دشمن ستيزي
توانايي ايفاي نقش رزمي
ذلت گريزي
مجاهد زيستي
نترسيدن از مرگ
ساده زيستي
عمل صالح و پرهيزگاري
امر به معروف و نهي از منکر
عمل و تکليف
انصاف
حفظ بيت المال
علم و آگاهي
گزينش آگاهانه
پي‌گيري اخبار و عقايد جناح‌هاي سياسي کشور
مشورت خواهي
گرايش به علم اندوزي و دانش اندوزي
هويت ملي و فرهنگ پذيري
 
پاسداري از مرز و بوم
احترام به آداب و رسوم ملي
علاقه به ادبيات و هنر ايران
نيايش و خود سازي
قرائت قرآن
تهجد و شب زنده‌داري
توسل به معصومين عليهم السلام
ايثار و شهادت
 
ايثار
ريسک پذيري
جمودگريزي
احترام به نظرات ديگران
انعطاف پذيري و نوآوري
خلاقيت
خطرپذيري
کار گروهي و مشارکت در امور
انتقاد پذيري
پرهيز از خود محوري
اعتماد به ديگران
عدم تعلق به دنيا
عدم دنيا پرستي
قانع بودن
دوري از حسد
احترام به ديگران
وطن پرستي
رعايت نظم در امور
اعتماد به قانون
خود باوري
اعتماد به نفس بالا
پرهيز از تقدير گرايي
تعالي روح
کنترل خشم
خرافه گريزي
عدالت طلب
انجام وظيفه و مسؤوليت
احسان و نيکوکاري بالا
ميزان محبت و صميميت
کارآمدي
پر کاري و کم حرفي
اميد به زندگي
آخرت گرايي و ايمان به غيب
روحيه ايمان
ميزان توکل در جامعه
ترس از خدا
مقايسه فرهنگ ايثار و شهادت با رفتار شهروندي سازماني
امروزه شاهد مطرح شدن مفهوم جديدي در ادبيات رفتار سازماني مي‌باشيم. رهبران و مديران سازمان به دنبال راه‌کار جديدي هستند تا به وسيله‌ي آن بتوانند نوعي تعهد و انگيزه فراتر از سازمان در بين کارکنان خود ايجاد کنند. يکي از اين مفاهيم جديد رفتار شهروندي سازماني مي‌باشد که مي‌کوشد سازمان را به مجموعه‌اي متعهد و با انگيزه تبديل نمايد. رفتار شهروندي سازماني شامل رفتارهاي اختياريكاركنان است كه جزء وظايف رسمي آن‌ها نيست و مستقيما توسط سيستم رسمي پاداش سازمان در نظر گرفته نمي‌شود ولي ميزان اثر بخشي كلي سازمان را افزايش مي‌دهد.
اما با توجه به گفته ريچارد دفت سازمان‌ها نهادهايي برگرفته از متن اجتماع خود مي‌باشند و در حقيقت فرهنگ‌سازماني متاثر از جريآن‌هاي فرهنگي جامعه مي‌باشد(دفت، 1378، ص‌645-643). به همين منظور، مديران براي اصلاح و کارآمد کردن سازمان خود بايد به‌جايي فراتر از سازمان بيانديشند. و اين مسأله بر اهميت فرهنگ ايثار و شهادت و نقش آن در حرکت جامعه و اجزاء آن تاکيد مي‌کند. امري که غفلت از آن نتايج غيرقابل جبراني به همراه خواهد داشت.
چگونگي گسترش فرهنگ ايثار و شهادت در جامعه
براي پاسخ به اين سؤال ابتدا يک بحث کوتاه و اجمالي از دو مفهوم علوم اجتماعي يعني «جامع‌پذيري» و »فرهنگ‌پذيري» مطرح مي‌گردد. سپس با توجه به اين مفهوم، پيرامون موضوع، شيوه‌ها و عوامل ترويج فرهنگ، راه‌کارهايي ارائه مي‌گردد.
جامعه پذيري
جامعه‌پذيري[11] يا اجتماعي شدن جرياني است که از طريق آن فرد با هنجارهاي جامعه آشنا مي‌شود، آن را مي‌آموزد و به مرحله‌ي اجرا در مي‌آورد تا بتواند متناسب با هنجارهاي گروه و جامعه‌اي که در آن به‌سر مي‌برد، زندگي کند. پس "جامعه‌پذيري" جرياني است که فرد عملا با زندگي گروهي " هم‌سازي" مي‌کند؛ بنابراين فرد "جامعه‌پذير" کسي است که بر اثر "هم‌نوا" شدن با هنجارهاي گروهي، وظايف گروهي را پذيرفته و راه‌هاي همکاري را شناخته و بدين سبب داراي رفتاري است که مورد پسند گروه است. "هم‌نوايي شخص" با هنجارهاي اجتماعي که مايه جامعه‌پذيري است، دو جنبه دارد: مجاب شدن يا هم‌نوايي عمقي و اجابت يا هم‌نوايي سطحي(وثوقي و نيک خلق، 1374، صص‌125-124).
فرهنگ‌پذيري
فرهنگ‌پذيري[12] جريان تدريجي و عميق جامعه‌پذيري است. اگر جريان جامعه‌پذيري عميقاً صورت گيرد و دوام آورد، افراد رفته‌رفته در زندگي مشترک جامعه خود سهيم مي‌شوند، راه و رسم آن‌ها را مي‌آموزند و خود را با آن سازگار مي‌سازند و مانند ساير اعضاي جامعه مي‌گردند. بنابراين "فرهنگ‌پذيري" جرياني است که فرد زمينه‌هاي فرهنگي را مي شناسد و به‌طور ژرف و عميق مي‌پذيرد و خود را با آن سازگار مي‌کند. در صورت فرهنگ‌پذير شدن، فرد کمتر دچار تناقض، سرگرداني و حيراني مي‌گردد و در حقيقت در ذهن و عمل خويش کمتر تفاوت مي‌بيند؛ آنچه را اعتقاد دارد عمل مي‌کند و آنچه را عمل مي‌کند که به آن معتقد است. و لذا دچار نابساماني اجتماعي و يا ناهنجاري رفتاري نمي‌گردد"(وثوقي و نيک خلق، 1374، ص‌125).
پس به‌طور خلاصه مي‌توان گفت: هم‌نوايي و سازگاري با هنجارهاي جامعه و موازين اخلاقي دو جنبه دارد: يکي ساده، سطحي، صوري و ظاهري است، ديگري ژرف، عميق، پيچيده و دروني است. نوع اول را "جامعه‌پذيري" و نوع دوم را "فرهنگ‌پذيري" مي‌نامند»(وثوقي و نيک خلق، 1374، ص‌128).  
عوامل مؤثر بر ترويج فرهنگ ايثار و شهادت در جامعه
به منظور شناسايي عوامل مؤثر بر ترويج فرهنگ ايثار و شهادت در جامعه، منابع گوناگون مورد مطالعه و بررسي قرار گرفت. از جمله منابع مذکور مي‌توان به پايان نامه‌هاي دانشگاهي، طرح‌هاي پژوهشي بنياد شهيد، مجموعه مقالات، سخنراني ها و... اشاره کرد.
اين بررسي‌ها نشان مي‌دهد که فرهنگ ايثار و شهادت در جامعه به منظور نهادينه شدن(فرهنگ‌پذيري) تحت تأثير عوامل و نيروهاي محيطي مختلفي قرار دارد که برخي از مهم‌ترين آن‌ها در ذيل مورد بحث قرار گرفته است:
1.   نماز: يکي از مهم‌ترين خاستگاه هاي شهادت و معراج شهادت، نماز است. بنابراين ترويج نماز در جامعه ايجاد مهم‌ترين مقوم و زيربناي فرهنگ ايثار و شهادت است. طبق آيه «الذين ان مکناهم في الارض اقاموا الصلاه» اقامه نماز اولين کاري است که جامعه اسلامي و حکومت اسلامي و حاکميت اسلام و هر انساني در هر کجا و در هر مسندي از قدرت بايد تلاش کند و در راه آن گام بردارد(رحيميان، 1383).
2.   مسجد: قدم بعد يا به تعبير ديگر بستر و خاستگاه و آن سنگري که از آن سنگر اين معراج شکل مي‌گيرد، مسجد است. «و مسجد اسس علي التقوي احق ان تقوم فيه رجال يحبون ان يتطهرون تا طهارت نفس نباشد امکان عروج نيست»(رحيميان، 1383).
بنا بر سنت پيامبر اكرم(ص) از مكان مسجد براي فعاليت‌هاي فرهنگي، اجتماعي و امثال آن در رابطه با تامين نيازهاي عامه‌ي مسلمين استفاده مي‌شود(طرح تهيه‌ي شناسنامه مساجد و اماكن مذهبي كشور، 1377، مركز آمار ايران). مساجد به‌عنوان پايگاه بسيار مهم اسلامي چه از لحاظ تعليم و تربيت و آموزش و پرورش و چه از لحاظ بلندگوي صداي اسلام از همان ابتدا مطرح بوده‌اند. شهداي عزيز و گران‌قدرمان چه شهداي انقلاب اسلامي و چه شهداي جنگ تحميلي به ميزان بسيار بالايي در مساجد حضور مي‌يافتند و از ابعاد مختلف از اين مكان مقدس بهره‌مند مي‌شدند(حشمتي، 1383).
3.   فرهنگ عاشورا و کربلا: يکي ديگر از عوامل مؤثر در ترويج فرهنگ ايثار و شهادت، تقويت فرهنگ عاشورا و کربلا است؛ که البته اين دست ما هم نبوده؛ هزار و چهارصد سال است که خدا و حقانيت و حقيقت امام حسين(ع) کار خودش را در جامعه کرده است. اکنون بيشترين دين را امام حسين(ع) بر گردن ما و جامعه دارد. فرهنگ ايثار و شهادت‌طلبي بيشترين مديونيت را نسبت به فرهنگ عاشورا و کربلا دارد(رحيميان، 1383، ص‌26).
4.   اعتقاد به ولايت: جامعه‌ي ولايي متشکل از افرادي است که بر اساس ارزش‌هاي خود، ولايت و سرپرستي را به‌صورت آگاهانه از جانب خداوند پذيرفته‌اند و با پيروي از سرپرست الهي خود شالوده‌ي جامعه را بر پايه دوستي و محبت و اطاعت از ولي بنا مي‌کنند و بدين لحاظ از جوامع ديگر متمايز مي‌باشند. اين چنين جامعه‌اي، کمال‌گرا بوده و به واسطه‌ي ارتباط معنادار و مشخص‌افراد با سرپرست، که مشروعيت خويش را از جانب خداوند و پيامبر(ص) و جانشينان وي اخذ کرده اختيار زندگي دنيوي و اخروي خود را به سرپرست و ولي امر سپرده اند(فاضل رضوي، 1384).
5.   رسانه‌ها: نقش رسانه‌ها و ابزارهاي ارتباطي در ساخت و تشکيل فرهنگ‌ها در قرن حاضر بيش از پيش توجه نظريه پردازان، انديشمندان و صاحبه‌نظران حوزه‌ي فرهنگ را به خود جلب کرده است. «هارولد لاسول» براي رسانه‌ها، وظايف و کارکردهايي را برمي شمرد و معتقد است اين کارکردها بايد در خدمت اهداف جمع و جامعه باشد. او ايجاد هم‌بستگي بين اجزاي گوناگون جامعه را در پاسخ به محيطي که در آن انتقال ميراث فرهنگي از نسلي به نسل ديگر صورت مي‌گيرد، وظيفه اصلي ارتباطات جمعي تلقي مي کند(برقي، 1384).
6.   شعر و ادبيات: يكي از رسالت‌هاي مهم نويسنده و شاعر، نگاشتن و به تصوير كشيدن صحنه‌هاي ايثار و شهادت مي‌باشد. هيچ پديده و اتفاقي در جامعه ماندگار نخواهد بود مگر اين‌كه به زيور هنر و ادب آراسته گردد، تا سرمشقي براي نسل‌هاي آينده قرار بگيرد. در اهميت ادبيات در تهييج و ترغيب رزمندگان اسلام همين بس كه پيامبر عظيمالشان اسلام در جنگ‌ها، زماني كه لشكر كفر با رجزخواني به ميدان جنگ مي‌آمد، با كلامي موزون و موجز اشعاري را سر مي‌دادند و به لشكر القا مي‌كردند و همين امر موجب پيروزي و سرفرازي لشكر اسلام مي‌شد. (براتي پور، 1384).
7.   کتب درسي: پيروزي انقلاب شكوه‌مند اسلامي با جان‌فشاني و نثار خون شهيدان بدست آمد و اگر ايثار و از جان گذشتگي شهدا نبود، اسلام نمي‌توانست در سراسر جهان گسترش يابد. بنابراين ارزش‌ها و فرهنگ والاي شهادت همواره بايد در جامعه ترويج يابد و از سوي ديگر شهيدان در هر دوره‌ي زماني حق بزرگي بر مردم دارند و بايد ياد و نام آنان زنده باشد. به خصوص‌بايد نسل جوان كه گردانندگان جامعه فردا خواهند بود با اين فرهنگ و ارزش‌ها به خوبي آشنا شوند. خصوصاً افرادي كه بعد از پيروزي انقلاب اسلامي و پايان جنگ تحميلي متولد شده و شاهد ايثار و شهادت جوانان و بزرگسالان در جريان انقلاب و جنگ تحميلي نبوده‌اند، لازم است با مفاهيم بالا بيشتر آشنا شوند(آرمند، 1377)
8.   موزه شهدا: موزه شهدا، مکان جمع آوري، نگهداري، نمايش و معرفي آثار و وسائل شهدا، هنرمندان و پژوهش‌گراني است که فرهنگ ايثار و شهادت را به نگارش و تصوير در آورده اند و با نظارت بنياد شهيد انقلاب اسلامي به‌طور دائمي تشکيل گرديده است(پسنديده، 1378).
9.   نهادهاي دولتي: هر يک از نهادهاي دولتي به فراخور اختيارات و مسؤوليت‌هايي که دارند، جايگاه و وظيفه‌اي در قبال ترويج فرهنگ ايثار وشهادت دارا مي‌باشند. قوه‌ي مقننه براي تعميم روش‌هاي ترويج فرهنگ ايثار و شهادت مسؤوليت تصويب قوانين مناسب و متعادل در جنبه‌هاي مختلف فرهنگي، اقتصادي و اجتماعي را دارد. چرا که استقرار عدالت اجتماعي و اقتصادي مي‌تواند بستر و زمينه مناسبي براي پذيرش اين فرهنگ فراهم سازد و قوانين فرهنگي مناسب نيز با رشد ايدئولوژي و سطح فکر افراد جامعه رابطه مستقيم دارد.
نتيجه‌گيري
در خصوص‌توسعه‌ي فرهنگ ايثار و شهادت در جامعه، تحقيقات فراواني صورت گرفته است که در هر يک از آن‌ها راه‌کارهايي نيز ارائه گرديده است که پس از جمع‌بندي و جلوگيري از تکرار مکررات راه‌هاي اصلي ترويج فرهنگ ايثار و شهادت در جامعه به‌صورت جدول زير ارائه گرديده است.
اصل بنيادين اين تحقيق ترويج فرهنگ ايثار و شهادت در جامعه است که تحت تاثير عوامل فرهنگي، اعتقادي، اداري، سياسي، اقتصادي، تمدن و فرهنگ است. براي ترويج فرهنگ ايثار و شهادت با توجه به اين عوامل و مصاديق آن‌ها راه‌کارهاي مرتبط ذکر گرديده است. هم‌چنين مشخص‌شده که اين راه‌کارها باعث ترويج کداميک از شاخص‌هاي فرهنگ ايثار و شهادت(به‌دست آمده از مرحله قبل) مي‌گردد. راه‌کارهاي ارائه شده بر اساس دو اصل ارائه شده‌ي جامعه‌پذيري و فرهنگ‌پذيري زمينه‌ي تحقق فرهنگ در جامعه در سطوح سه‌گانه‌ي نمادها و مصنوعات، ارزش‌ها و هنجارها و باورها و انديشه‌ها مي‌باشد(هچ، 1386، ص‌347-342). البته بايد به اين نکته داشت که حرکت از جامعه‌پذيري به‌سوي فرهنگ‌پذيري و هم‌چنين بالعکس امکان پذير خواهد بود و توجه به همين مسأله امکان مديريت فرهنگ جامعه براي متوليان و نهادهاي فرهنگي را نشان مي‌دهد.

جدول(2)- خلاصه عوامل اثرگذار، مصاديق و راه‌کارهاي ترويج فرهنگ ايثار و شهادت در جامعه 
اصل بنيادين
عوامل اثرگذار
مصاديق
راه‌کارهاي ترويج
شاخص‌مرتبط
ترويج فرهنگ ايثار و شهادت در جامعه