از اول تا آخر که باید ازدواج کنیم پس چه بهتر از الان به فکر باشیم.
اگه مامانم بفهمه
اولا اینکه یکی یدونه باشه نبود حداقل داداش نداشته باشه
اینقدر از دختر لوس و جیغ جیغو بدم می یاد اینجوری ام نباشه
اخلاقش خوب و آدم شوخ و خنده رویی باشه
مادرش دوماد دوست باشه
باباش سنش بالا باشه کارخونه ام داشته باشه و اونو بده دوماد جونش بچرخونه
صبحونه ناهار شام همیشه آماده
آشپزیش خوب باشه
بچه اول پسر . نشد بچه دوم . نشد زن دوم .نشد زن سوم
به اجبار می زارم درس بخونه هرچند با رفتن به دانشگاه روش زیاد میشه
قدبلند باشه قیافشم جذاب باشه خوش لباس و با کلاس باشه به شرط حجاب کامل
به پدر مادرم احترام بزاره
مهریش کم باشه
جهیزیش توپ باشه
بعد مثل مادرامون به جیب شوهرش دست نزنه
ایمیلامو هم چک کرد مسِئله ای نیست چون جز راسخون واسم ایمیلی نمیاد
گوشیمم چک کنه اصلا مهم نیست چون کسی بهم زنگ نمی زنه حالا شاید اون مو قع کسی زنگ بزنه
هر هفته بریم خونه پدرش مهمونی اما خونه ما یک ماه یه بار
و
.
.
.
.