0

رسانه های انقلابی

 
ravabet_rasekhoon
ravabet_rasekhoon
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : دی 1392 
تعداد پست ها : 8838
محل سکونت : اصفهان

رسانه های انقلابی

رسانه های انقلابی

همراهان راسخونی: با توجه به گزینه های زیر و هر موضوعی در رابطه با رسانه های انقلابی در این تاپیک فعالیت نمایید.

رسانه های سال 42 تا سال 57 که انقلابیون از آنها استفاده کردند شامل چه مواردی بوده است؟

 انتشار اخبار امام و انقلاب بیشتر به چه روشی انتشار پیدا میکرد؟

چه کسانی و گروهی و چگونه  اخبار نهضت امام را پوشش میدادند؟

امام وقتی در تبعید بودند چگونه اخبار داخل ایران را به او اطلاع میدادند؟

پیام های امام از خارج چگونه بدست مردم می رسید؟

آیا اسامی یا عکسی از مخبرین انقلابی سراغ دارید؟

چند تعدادی از خبرنگاران مرد و زن توسط ساواک دستگیر شده اند را اطلاع دارید؟

منبر و خطابه و وعظ توسط روحانیون به عنوان رسانه چگونه بوده است؟

چه رسانه ای بیشتراز رسانه های دیگر انقلابی بوده است؟

کدام یک از روزنامه و رسانه های امروزی در آن روز با همین نام فعالیت داشت؟

 
       
یک شنبه 11 بهمن 1394  1:14 PM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh khodaeem1 ria1365 mojdeh1 shirdel2 rasekhoon_m mamadbayat fazli1184r132 mhzahraee zahra_53 nargesza namebaran shadmehr6161 fsmuosavi monaaa fatemehcd marzeyeh abofazl 496769 mahdiarcd yarabyarabyarab ehsan007060
ria1365
ria1365
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 7868

شبکه پیام رسانی در نهضت امام خمینی

  شبکه پیام رسانی در نهضت امام خمینی

 

کتاب «شبکه پیام‌رسانی در نهضت امام خمینی» که به قلم رحیم روحبخش الله‌آباد نگاشته شده است، تلاشی است ارزشمند برای بیان یک حقیقت مهم تاریخی نهضت اسلامی ایران که بدون آن حرکت انقلابی ایران هیچ‌گاه با این سرعت و عمق به نتیجه نمی‌رسید. رسانه‌ای سنتی که به یک باره در قرن بیستم اهمیت خاصی پیدا کرد و تمام دستگاه‌های حکومتی نتوانستند راهی برای خاموش کردن این رسانه پیدا کنند و در آخر تسلیم آن رسانه خودجوش و مردمی شدند. زیرا ماهیت مذهبی انقلاب زمینه‌ای را فراهم کرد که نهادهای دینی در اختیار عناصر مبارزه قرار گیرند و از آن نهادها و مؤلفه‌های وابسته به آنها برای اهداف مبارزاتی خود سود جویند.

 استقلال از حکومت‌ها و به خصوص خودبستگی مالی این نهادها طی قرن‌ها فعالیت باعث شده بود که بتوانند به موازات نهادهای حکومتی رشد پیدا کنند و بعضاً در شرایط بحرانی کشور به عنوان ملجأ و پناهگاه مردم ایفای نقش نمایند. یکی از این شرایط بحرانی اعتراضات عمومی علیه حکومت‌های وقت بود. نهاد مرجعیت و نهاد روحانیت در جنبش‌های معاصر ایران غالباً در حمایت از اعتراضات مردمی وارد عرصه مبارزاتی شده و از طریق مساجد، مدارس دینی، مجالس مذهبی و ... به فراخوان عمومی جهت تشدید اعتراض و مخالفت با استبداد داخلی و استعمار خارجی اقدام نمایند. استفاده از منبر به عنوان یک رسانه سنتی از مهمترین سازوکارهای این فراخوان بود. کارکرد منبر اصولاً تبلیغ شریعت است. اما دامنة فعالیت آن معمولاً تمام حوزه‌های اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و غیره را نیز در بر می‌گیرد و به فراخور معضلات مبتلابه جامعه، آن مسائل نیز در دستور طرح و بیان منبر قرار می‌گرفت. البته این عمل بنا به مقتضیات زمانی و مکانی ممکن است به گونه‌ای خاص مطرح شود. نگرش‌های واعظ، میزان ارتباط آن معضل با شریعت، موضع دستگاه امنیتی در قبال آن و مواردی از این قبیل در این خصوص تأثیر داشت. بر اساس این رویکرد طیفی از وعاظ در مقطع زمانی نهضت امام خمینی از سال 1341 تا بهمن 1357 درصدد برآمدند با استفاده از رسانه منبر، مشروعیت نظام حاکم را به چالش بکشانند و توانستند افکار عمومی جامعه را به سوی نهضت جلب کنند.

رسانه‌های شبکه پیام‌رسانی نهضت امام خمینی در دو شاخه و هسته متفاوت قابل بررسی هستند؛ شاخه اول به سال‌های بنیادین و آغازین نهضت بازمی‌گردد که امام خمینی هنوز از ایران تبعید نشده بودند و شبکه پیام‌رسانی نهضت وعاظ و گویندگانی برجسته همچون حجت‌الاسلام فلسفی و دیگران بودند و شاخه بعدی از تبعید تا پیروزی انقلاب اسلامی را شامل می‌شود و نقش وعاظ و گویندگان انقلابی در زنده نگه داشتن یاد و نام رهبری نهضت بسیار چشمگیر است به طوری که شخصیت‌هایی همچون آیت‌الله سعیدی در این راه به شهادت می‌رسند. یکی از اتفاقاتی که این شبکه را علی‌رغم پیش‌بینی‌ها تقویت کرد، ناکارآمدی ساواک در برخورد با وعاظ انقلابی بود که در نهایت ایشان را از شهرهای محل سکونت به شهرهای دیگر تبعید کرد و این تبعیدها خود دلیلی شدند برای نشر و ترویج پیام نهضت اسلامی در اقصی‌نقاط ایران به ویژه مناطق محروم و دور افتاده که حتی رسانه‌هایی مانند رادیو و تلویزیون هم به ندرت در اختیار مردم بودند.

شبکه پیام‌رسانی نهضت امام خمینی در این کتاب در دو بخش مورد کاوش قرار گرفته است. بخش اول با عنوان «منبر و پیام‌رسانان آموزه‌های نهضت امام خمینی» شامل دو فصل است. در فصل نخست که پیام‌رسانی در نهضت از آغاز تا تبعید امام را در بر گرفته، نقش آیت‌الله طالقانی و حجت‌الاسلام فلسفی به عنوان دو تن از پیشگامان نوگرای پیام‌رسانی از منبر بررسی، و یک مقطع کوچک زمانی از نهضت نیز در پایان برای نمونه ذکر شده است. نکته خاصی که در بخش اول از فصل آغازین مورد توجه است این است که در ابتدا نوگرایی‌های آیت‌الله طالقانی در پیام‌رسانی و بهره جستن از رسانه‌های جدید و سنتی بررسی می‌گردد و تشریح می‌شود که ایشان چگونه با توسل به ابزارهایی همچون گفتگوهای رادیویی، جذب دانشجویان و جوانان و مخاطب ساختن زنان و مخاطب ساختن دستگاه حاکمه و مأموران ساواک در سخنرانی‌ها به پیشبرد اهداف خویش می‌اندیشیدند.

اما فصل دوم بخش اول با عنوان «پیام‌رسانی از تبعید امام تا پیروزی انقلاب اسلامی» است. در این مقطع ضمن بازکاوی روش‌های پیام‌رسانی در تبعید رهبری رویکردهای مبارزاتی و پیام‌رسانی سه تن از وعاظ، آیت‌الله سعیدی، دکتر مفتح و حجت‌الاسلام هاشمی‌نژاد بررسی شده است. 
بخش دوم کتاب نیز با عنوان «نقش تبعیدی‌ها در پیام‌رسانی آموزه‌های نهضت» نام گرفته است که طی چهار فصل تبعیدی‌های نهضت امام خمینی به چهار موج تقسیم شده‌اند و راهکارهای مبارزاتی و پیام‌رسانی آنان در تبعیدگاه‌ها مورد بررسی قرار گرفته است.
این چهار موج عبارتند از 
1- موج آغازین در سال 1345
2- موج پیام رسانان امام خمینی از نجف و اعلام مرجعیت ایشان بین سالهای 1345 تا 1350 که از جمله آنها می توان به آیت الله منتظری، آیت الله قاضی طباطبایی و سید احمد کلانتر اشاره کرد
3- موج سوم  مربوط به سال 1350 تا 1356 باز می گردد و در میان بزرگان تبعیدی آن زمان، نویسنده از آیت الله منتظری، آیت الله یزدی و آیت الله ربانی املشی یاد کرده است.
4- موج چهارم تبعیدی ها به روایت نگارنده از قیام 19 دی 1356 آغاز شده است و بسیاری از سران نهضت اسلامی را در بر گرفته است و در میان این بزرگان اسامی آیات و حج اسلام ذیل ذکر شده است: آیت الله سید علی خامنه ای، حجت الاسلام موسوی، آیت الله مکارم شیرازی، آیت الله ناصر مکارم شیرازی، آیت الله اسدالله مدنی، آیت الله طاهری گرگانی حجت الاسلام پور محمدی، آیت الله دستغیب، محمد یزدی، نور مفیدی، معصومی، ربانی املشی و ....
نویسنده همچنین مشخصات جغرافیایی تبعیدگاه هایی همچون ایرانشهر، بندر لنگه، اسلام آباد غرب، یاسوج، انارک، سقز، شهر بابک، جیرفت و لارستان را برای خواننده تشریح می کند.
روحبخش الله آباد در بخش نتیجه گیری انتهای کتاب با توجه به نقش مهم این تبعید ها، اذعان می دارد که اگر تبعید عناصر مبارز روحانی به نقاط مختلف صورت نمی پذیرفت، زمینه تحول و گسترش انقلاب در آن مناطق امکان پذیر نبود و این تبعیدی ها بودند که موفق شدند در میان جمعی از اهالی، مشروعیت نظام حاکم را به چالش بکشند.
کتاب شبکه پیام رسانی در نهضت امام خمینی با کتابنامه و نمایه به پایان می رسد. این کتاب در مجموع 396 صفحه دارد و مرکز اسناد انقلاب اسلامی متولی نشر و تکثیر آن در سال 1378 بوده است.

     Android iOS , Windowsphone , Symbian , JavaMobile Review ,Learning

یک شنبه 11 بهمن 1394  9:22 PM
تشکرات از این پست
shirdel2 ravabet_rasekhoon mhzahraee nargesza fsmuosavi ehsan007060
ria1365
ria1365
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 7868

پاسخ به:رسانه های انقلابی

در دوران انقلاب، سال های 1356 ـ 1357، روحانیون از مساجد برای سازماندهی و هدایت مبارزه بهره می بردند و با تقسیم مناطق و پایگاه قرار دادن هر مسجد در آن منطقه، حركات نهضت را همآهنگ می كردند. هر منطقه، با مركزیت رهبری (دكتر بهشتی، دكتر باهنر، دكتر مفتح و استاد شهید مطهری)، در رابطه با راه پیمایی ها و پخش اعلامیه، ارتباط داشتند. در تهران، مسجد قبا مركزیت این تشكیلات بود كه تحت نظر دكتر مفتح اداره می شد. مسجد جلیلی به امامت آیت الله مهدوی كنی، مسجد امیر المؤمنین به امامت آیت الله موسوی اردبیلی، مسجد لرزاده به امامت حجه الاسلام عمید زنجانی، مسجد رستم آباد به امامت حجه الاسلام شاه آبادی، مسجد هدایت، مسجد ارك، مسجد جاوید، مهدیه ی تهران، مسجد بازار، مسجد صاحب الزمان ـ عجل الله تعالی و فرجه الشریف ـ و... از مراكز فعال تجمع و سازماندهی نیرو ها و چاپ و نشر اعلامیه ها و نوار های انقلابی بود. 
برای مثال مسجد رستم آباد در شمیران، از سال 1350 كانون مبارزه و تربیت جوانان بود. امام جماعت آن به یاری گروه های مسلح مبارز مسلمان می پرداخت و سازماندهی و رهبری گروه مسلح حزب الله، در این مسجد انجام می شد. در شیراز مسجد جامع، مركز مبارزه بود كه تحت هدایت آیت الله دستغیب اداره می شد. در اصفهان مسجد سید از مهم ترین پایگاه های انقلاب بود كه مسؤولیت آن را آیت الله طاهری بر عهده داشت. مسجد مصلی و مسجد امام علی ـ علیه السلام ـ از مراكز مبارزه‌ی این شهر بود. سابقه ی مبارزه در مسجد امام علی ـ علیه السلام ـ در واقع به سال 1352 باز می گردد كه كلاس ها و بحث ها و سخن رانی های استادانی چون استاد مطهری و دكتر بهشتی؛ تحت نظر حجه الاسلام علی اكبر اژه ای در آن برگزار می شد. 
در مشهد، مساجد صدیق ها و امام حسن ـ علیه السلام ـ از مهمترین مراكز انقلاب محسوب می شدند. هدایت این مساجد به عهده‌ی آیت الله خامنه ای، شهید حجه الاسلام هاشمی نژاد و آیت الله واعظ طبسی بود. در یزد مسجد روضه‌ی محمدیه یا مسجد حظیره، زیر نظر و هدایت آیت الله صدوقی، پایگاه اصلی انقلاب در این شهر بود. گروه همافران مسلمان و مبارز پایگاه نوژه، كه فعالیت خود را از سال 1353 با تأسیس مسجد و برقراری نماز جماعت و نماز عید فطر آغاز كرده بودند، از طریق ارتباط با حجه الاسلام علی اكبر رضوانی، در متن انقلاب قرار گرفتند و با روحانیون همدان ارتباط یافتند. این فعالیت ها در قالب پخش اعلامیه ها، سخنرانی ها و تجهیز و تسلیح مبارزان و تدارك تظاهرات و راه پیمایی ها سازماندهی می شد و از عوامل تأثیر گذار در تسریع روند پیروزی انقلاب اسلامی به حساب می آمد. 

     Android iOS , Windowsphone , Symbian , JavaMobile Review ,Learning

یک شنبه 11 بهمن 1394  9:27 PM
تشکرات از این پست
shirdel2 ravabet_rasekhoon mhzahraee nargesza fsmuosavi mosabeghat_ravabet ehsan007060
zahra_53
zahra_53
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 28735
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:رسانه های انقلابی

نگاهی به ‎كاركردهای رسانه ای در انقلاب اسلامی

نگاهی به ‎كاركردهای رسانه ای در انقلاب اسلامی
رسانه‎های سنتی، انقلابی‎ترین رسانه‎ها

 

رسانه های گروهی، علاوه بر این كه در فرآیند ارتباطات و جابه جایی اطلاعات در درون جامعه و ملل سهیم هستند، می توانند با كاركرد خویش در عرصه های سیاسی، فرهنگی و اقتصادی به موازات تحولات عمیق در نهادهای سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و دگرگونی باورها و ارزش های مسلم جامعه كار ساز بوده و به عنوان یك دانشگاه عمومی در راستای شكوفایی و اعتلای فرهنگ جامعه به فعالیت بپردازند و زبان هدایت خویش را به كار بسته و جامعه را به سمت و سوی مطلوب هدایت نمایند.

رسانه به عنوان ابزار جادویی اطلاع رسانی دارای تیغی دو لبه است كه در دنیای امروز در دست امپراتوری های بزرگ رسانه ای و خبری دنیای مقابل اسلام قرار دارد اما دیری نخواهد پایید اسلام سنگرها ی جهانی را فتح خواهد كرد همانگونه كه پس از انقلاب اسلامی ایران بر شدت این فتوحات افزوده شده است، مسلمانان بر رسانه نیز فائق خواهند آمد و آنرا در خدمت اسلام قرار خواهند داد.

در این میان لوازم ارتباط فردی و جمعی نیز كاركردهای خاص خود را دارند. گر چه بعضی حریمهای انسانی در این میان از بین رفته است اما پویایی موجود در اسلام و آداب اسلامی دیر یا زود احكام و نحوه استفاده و برخورد با این مسئله باز خواهند شناخت كما اینكه در بعضی حوزه ها به سرمنزل رسیده است. اگر در گذشته تجارت به عنوان یكی از عوامل انتشار اسلام بوده، امروز لوازم ارتباط جمعی به شكلی ساده تر، این امر را محقق نموده است. برد نهایی از آن مسلمانان خواهد بود چرا كه در این میان دستان دنیای غرب خالی است و با این بن بست های پی در پی موجود در خود، انفجار نورانقلاب اسلامی از پس دیوارهای رسانه ای كشیده شده و بر دیدگان مردم دنیا خود را نمایان نموده است.

از سوی دیگر در اسلام جاذبه ها و زیبایی ها و برنامه سعادت بشری راهگشایی است كه بلاشك منجر به پیروزی مسلمین خواهد شد كه البته دوری و نزدیكی این پیروزی بستگی به حجم و تلاش بیشترآنان در این عرصه ها دارد.

با نگاهی به رسانه های گروهی و انواع آن می توان تاثیرات آن ها را در پیروزی انقلاب اسلامی ایران به خوبی دریافت:

كار كرد سینما

به عنوان مثال، ورود سینما به ایران از دوران حكومت پهلوی مصادف بود با پیروی و تقلید از حال و هوای فیلم های غربی و... . كسانی كه متولی این حرفه بودند، نه حس مسؤولیت دینی داشتند و نه عرق ملی، بلكه بعضا نسبت به اسلام نیز از خود ضدیت نشان می دادند.[1]

عملكرد مخرب و منفی سینما در این برهه از تاریخ ایران موجب شد تا نوعی مخالفت اجتماعی نسبت به این پدیده در جامعه ی ایران به وجود آید و خانواده های مذهبی و اصیل، روحانیون آگاه و بیدار به مخالفت جدی با سینما برخیزند.آلودگی سینما به ابتذال و فحشا و اشاعه ی فرهنگ غربی، علمای دین را بر آن داشت تا فتوای شرعی علیه سینما صادر كنند. شیخ فضل الله نوری آن را وسیله ای جهت تخدیر و عامل نوظهور غرب برای رسوخ در اعتقادات ملت ایران دانست.[2]

بررسی كاركرد مطبوعات

با نگاهی به مطبوعات قبل از انقلاب می توان به این نكته پی برد كه یكی از عناصر (لاینفك فیلم های سینما) صحنه های مبتذل و اشاعه ی مسایل ضد اخلاقی بوده و نویسندگان فیلم نامه از درك احساسات و نیازهای واقعی جامعه ی ایران عاجز بودند.اصل در راه اندازی این پدیده در عصر پهلوی در حقیقت آن بود كه كوشش می شد تا افكار عمومی را از مسایل اساسی مملكت منحرف ساخته و مردم را به صورت مصرف كنندگان انفعالی ارزش ها و عادات غربی در آورند.

خوشبختانه با پیروزی انقلاب اسلامی و با تغییر معیارهای ارزش حاكم بر تمامی رسانه های گروهی; از جمله سینما، فرهنگ ضد ارزش حاكم بر سینماها كنار گذاشته شد و این رسانه عهده دار رسالت سنگین و خطیر; یعنی معرفی و تبلیغ ارزش های اسلامی شد.در مقدمه ی قانون اساسی جمهوری اسلامی راجع به رسانه های گروهی كشور آمده است:

"وسایل ارتباط جمعی بایستی از جهت روند تكاملی انقلاب اسلامی در خدمت اشاعه ی فرهنگ اسلامی قرار گیرد، در این زمینه از برخورد سالم اندیشه های متفاوت بهره جوید و از اشاعه و ترویج خصلت های تخریبی و ضد اسلامی جدا پرهیز كند".[3]

همین محتوا از اصل 175 قانون اساسی استنباط می شود كه در آن اصول، خط مشی اهداف و وظایف رسانه های گروهی تعیین گردیده است.[4]

نمونه ی دیگر كاركرد رسانه های گروهی، مساله ی مطبوعات است. این پدیده برای نخستین بار در دوره قاجار به دستور عباس میرزا وارد ایران شد.

این رسانه هم متاسفانه در بدو ورود و در مرحله ی شكل گیری خود، در شرایط نامطلوب تقلید سطحی از غرب و بی توجهی به هویت ملی تكوین یافت.

نسل اولیه ی مطبوعات كشور به شدت تحت نفوذ حكومت های استبدادی وقت بودند و جز نقش جارچی و زبان یك طرفه ی حكومت نقش دیگری را ایفا نمی كردند.

سال 1357 شمسی را سال طلایی مطبوعات ایران نامیده اند; زیرا در این سال حدود چهار صد نشریه منتشر شد كه تاثیر مطبوعات در خدمت بلوغ فكری، آگاهی های سیاسی و اجتماعی جامعه ی ایران را نشان می دهد.[5]

رسانه های امام خمینی (ره)

انقلاب اسلامی ایران زمانی به بار نشست كه تمامی كانالهای ارتباطی مدرن نظیر رادیو تلویزیون، سینما، مطبوعات و... در اختیار رژیم شاه بود و حكومت پهلوی با بهره گیری از این رسانه ها در صدد تغییر ماهیت فرهنگی جامعه ایرانی بود.بنیانگذار جمهوری اسلامی با به كارگیری موفقیت آمیز رسانه های سنتی نظیر مسجد، حسینیه، تكایا و بازار در بسیج عمومی و تغییر ساختارهای اجتماعی، نظریه پردازان عصر ارتباطات را به چالش فراخواند.

یك محقق معروف آمریكایی در بخش پایانی كتاب خود در سرفصلی با عنوان "رسانه هایی كوچك برای یك انقلاب بزرگ" در باره رسانه های امام خمینی (ره) نوشته است:
" ....مخالفت با شاه به وسیله شبكه های غیر رسمی توسط ۲۰۰ هزار مبلغ دینی و ۹۰ هزار مسجد سازماندهی شد .... "
" ... در حالی كه آیت الله خمینی و دیگر رهبران مذهبی به خارج از كشور تبعید شده بودند اما پیامهای آیت الله به شكل كاست برای پیروانش ارسال می شد. پیامهای او سپس چاپ و تكثیر می شد ....."
" .... در انقلاب ایران در حقیقت مردم با هم برخورد نداشتند بلكه برخورد بین رسانه های بزرگ در برابر رسانه های كوچكتر بود و سرانجام رسانه های كوچكتر (سنتی) پیروز شدند...."[6]
پیروزی ۵۷، ارزش و اعتبار رهبران محلی را در هدایت توده ها با بهره گیری از كانالهای ارتباطات سنتی به منصه ظهور رساند. رهبرانی كه با جاری رود، دریای انسانها را به خروش آوردند و طومار حاكمیت صاحبان قدرت را در هم پیچیدند.[7]

حماسه دفاع مردمی در هشت سال جنگ تحمیلی تایید دیگری بر قدرت رسانه های سنتی در بسیج عمومی بود. تریبونهای مساجد و جمعه و جماعات، حسینیه ها و هیات های مذهبی، روحیه سلحشوری را در جوانان این مرزوبوم شعله ور ساخت تا جلوه های ایمان و ایثار، طوفان غیرت و مردانگی برپا سازد. طوفانی كه توانست ماشین جنگی خصم را از كار بیاندازد.

در ذیل به تاثیر برخی از رسانه های انقلابی در پیروزی انقلاب اسلامی ایران اشاره می كنیم:

منبر، رسانه چهره ‎به‎ چهره

شاید بتوان از منابر به‎عنوان مهم‎ترین و قدرتمندترین این رسانه‎ها در زمان قبل از انقلاب اشاره كرد. با این‎كه در آن زمان، رژیم رسانه‎های بزرگ و مدرن را در اختیار داشت، ولی هیچ‎كدام قدرت و تأثیرگذاری منابر را نداشته است. روحانیون با سخنرانی‎های خود علاوه‌بر این‎كه به سخنرانی‎های مذهبی و تقویت باورهای مردم می‎پرداختند، پرده از جنایات رژیم شاه برمی‎داشتند و مردم را از اوضاع خفقان‎بار جامعه آگاه می‎كردند و آن‎ها را به‎مبارزه و تظاهرات علیه رژیم دعوت می‎كردند كه واقعا هم مؤثر بودند.

منبر جزو ملزومات اولیه هر مسجد تلقی می‌گردد. حضور مخاطب در كنار منبر و گوش دادن به وعاظ عملی انتخابی است. بین واعظ و مخاطب رابطه اعتماد وجود دارد. در كنار منبر، سرعت ارتباط زیاد است و ارتباط به‎طور كامل صورت می‌گیرد. در برابر منبر، ارتباط چهره به چهره صورت می‌گیرد. گوینده رسانه منبر، چهره مردمی است و در طی زمان قداست پیدا می‌كند. این رسانه به‎دلیل فضای سنتی ـ مذهبی جامعه ایرانی، از قابلیت تأثیرگذاری فراوانی برخوردار بود.
در واقع منبر به‎عنوان رسانه عمومی اسلام نقش شگفتی‎ساز و حماسی را در انقلاب اسلامی ایفا كرد. زیرا سخنرانان روحانی با استفاده از آن به‎عنوان تریبونی در جهت رساندن صدای انقلاب به گوش ملت ایران استفاده كردند.

پیام‌رسانی از طریق رسانه‎های سنتی (منبر) در دو مقطع مهم با كارویژگی‎های خاصی صورت گرفت. مقطع اول نهضت، هنوز حضرت امام از ایران تبعید نشده بود و مقطع دوم از تبعید حضرت امام تا پیروزی انقلاب اسلامی را شامل می‌شود. طیفی از وعاظ در طی این دو مقطع از سال 1341 تا بهمن 1357 در صدد برآمدند با استفاده از رسانه منبر، مشروعیت نظام حاكم را به‎چالش بكشانند و توانستند افكار عمومی جامعه را به‎سوی نهضت جلب كنند.

آیت‌الله طالقانی و حجت‌الاسلام فلسفی به‎عنوان دو تن از پیشگامان نوگرای پیام‌رسانی از منبر نقش به‎سزایی در آگاهی مردم داشتند. این دو شخصیت در مقطع قبل از تبعید امام با رویكردی نو از منبر برای پیام‌رسانی بهره می‎بردند و حتی علاوه‌بر آن در رادیو نیز برنامه‎های تربیتی ـ اخلاقی ارائه می‌كردند.

موج دوم پیام‌رسانی نهضت، از تبعید امام تا پیروزی انقلاب بود. مبارزه و پیام‌رسانی در زمان تبعید رهبری نهضت از طریق مبارزات علنی و مخفیانه تداوم یافت. تلاش‌های آیت‌الله سعیدی به‎عنوان پیشگام پیام‌رسانی آموزه‎های نهضت و حجت‌الاسلام هاشمی‌نژاد به‎عنوان پیام‌رسان نهضت جزو ماندگارترین مبارزات رسانه‎ای انقلاب است.

نوارهای ضبط صوت و اعلامیه‎ها

نوارهای ضبط صوت هم یكی دیگر از رسانه‎هایی بود كه آن زمان از آن استفاده می‎شد. امام خمینی(ره) كه آزادی بیان و دسترسی‎شان به رسانه‎های جمعی محدود شده بود، برای رساندن پیام‎شان به‎مردم و پرهیز از محدودیت‎های تحمیل شده از سوی رژیم، از«رسانه‎های كوچك» سود جستند. از تبعیدگاه خود در نجف و سپس در پاریس، پیام‎ها را با نوار ضبط صوت و تلفن به ایران می‎فرستادند. این نوارها بعدا در شمار هزارها تكثیر و در تمام كشور توزیع می‎شد. در بسیاری موارد، سخنرانی‎های ایشان روی كاغذ پیاده و برای توزیع انبوه تكثیر می‎گردید.

از دیگر رسانه‎هایی كه در اختیار نیروهای انقلابی بودند، از اعلامیه‎ها می‎توان نام برد كه شامل مطالب گوناگون و مربوط به گروه‎های مبارز مختلفی بودند و هدف واحدی را دنبال می‎كردند از جمله: دعوت به‎مبارزه، برملا كردن جنایات شاه و...مهم‎ترین اعلامیه‎های پخش شده مربوط به بیانات و پیام‎های امام خمینی(ره) بود كه توسط گروه‎های مختلف تكثیر و میان مردم توزیع می‎شد.

گروه‎ها نیز خود اقدام به نشر مطالب مورد نظرشان به‎این وسیله می‎كردند. با این‎كه رژیم پهلوی رسانه‎های مدرن و بزرگی را در دست داشت و بر آن‎ها به‎طور جدی و دقیق نظارت می‎كرد و در راستای حفظ حاكمیت خود آن‎ها را پیش می‎برد، ولی با این حال نتوانست از این رسانه‎ها كه یكی از مهم‎ترین و قدرتمندترین ابزارهای هر حكومتی برای نیل به اهداف و حفظ قدرتشان است، استفاده كند ولی در مقابل نیروهای انقلابی با استفاده از رسانه‎های سنتی و كوچك مثل نوارهای ضبط صوت كه قطعا قدرت و كارایی رسانه‎های حاكمیت را دارا نبودند، توانستند بیشترین تأثیرات را بر مردم بگذارند و حربه‎های رسانه‎های حاكمیت را بی‎اثر كرده و پایه‎های رژیم پهلوی را متزلزل كنند.[8]

پی نوشت ها:

--------------------------------------------------------------------------------

1. اغلب كسانی كه در صنعت ایران پیشگام بوده اند، یا فرنگ رفته و تربیت شده ی غرب بودند یا غیر مسلمان، نظیر روسی خان كه از پدری انگلیسی و مادری تاتار روس متولد شده بود و اوهانیان ارمنی كه از روسیه به ایران بازگشته بود به تقلید از غرب به فیلم سازی پرداخت. (كیهان شماره 14469، 9 / 2 / 71)

2. همان

حقوق اساسی و ساختار حكومت جمهوری اسلامی، قاسم شعبانی، ص 260، انتشارات اطلاعات، چاپ اول، 1363.3

قانون اساسی جمهوری اسلامی / وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، چاپ اول، 1368.[4]

. محمد مهدی بهداروند، شمیم یاس ، اردیبهشت 1381، پیش شماره 10 [5]

in. Rogers.Everett m.communicalion thechnology: The new media in society. 1986.p.p 244-2545.

6. روش های سنتی ارتباطات ، جعفری چمازكتی، روزنامه انتخاب، شماره ۳۹۷، ۳۱ مردادماه ۱۳۷۹

. هفته نامه پنجره، شماره 32[8]

 

   http://bayanbox.ir/view/4901804249511124488/talar-koodak.gif

 

 

اصفهان نگین فیروزه ای جهان

دوشنبه 12 بهمن 1394  2:53 PM
تشکرات از این پست
nargesza shirdel2 fsmuosavi masoud0012 mosabeghat_ravabet
ali1560
ali1560
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : بهمن 1393 
تعداد پست ها : 458

پاسخ به:رسانه های انقلابی

همانطور که در بنر تایپیک هم هست روزنامه ی اطلاعات از قبل انقلاب بوده...

دوشنبه 12 بهمن 1394  2:56 PM
تشکرات از این پست
nargesza shirdel2 ria1365 fsmuosavi mosabeghat_ravabet
zahra_53
zahra_53
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 28735
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:رسانه های انقلابی

مرجع فعالیت های دوران انقلاب اتکا به مسجد داشت

 

مرجع فعالیت های  دوران انقلاب اتکا به مسجد داشت

خبرگزاری شبستان: حجت الاسلام حسنی سعدی، با اشاره به جایگاه و نقش مساجد در پیروزی انقلاب اسلامی گفت: مساجد در دوران انقلاب از محوریت و مرکزیت ویژه ای برخوردار بودند که تمامی فعالیت های دینی در مساجد نظام می یافت،امروز باید این مرجعیت به مسجد برگردد.

 

به گزارش خبرنگار مسجد و کانون های مساجد خبرگزاری شبستان: در طول شکل گیری انقلاب اسلامی مساجد نقش مهمی داشتند. تمامی فعالیت های نیروهای انقلابی در مسجد نظام می یافت و مردم با حضور در مسجد بود که می توانستند از جدیدترین اتفاقاتی که در سیر انقلاب در حال رخ دادن بود مطلع و از همه مهم تر اعلامیه ها را دریافت  کنند.

در راستای بررسی نقش مساجد در انقلاب اسلامی با حجت الاسلام حسنی سعدی، مدیر اداره تولید و تامین محتوای معاونت فرهنگی اجتماعی مرکز رسیدگی به امور مساجد به گفت وگو نشسته ایم که حاصل آن را می خوانید:

 

 به عنوان اولین سوال بفرمایید که از نظر شما مساجد در سیر پیروزی انقلاب اسلامی از چه جایگاهی برخوردار بودند و این نهاد انسان ساز چگونه توانست انقلابی عظیم را همراهی کرده و پشتوانه آن باشد؟

ما برای اینکه جایگاه واقعی مساجد را در روند انقلاب اسلامی بررسی کنیم بهترین راه آن است که به فرمایشات امام راحل و مقام معظم رهبری مراجعه داشته باشیم؛ امام خمینی که بنیان گذار فکری و نظری انقلاب بود با نگاه فقهی فلسفی که داشت در جای جای صبحت ها و مباحث خود به جایگاه مسجد ، روحانیت اشاره داشت.

ایشان در جایی به ضرس قاطع می گویند که انقلاب ما برای احیای اسلام، برای مسجد بود، وقتی که امام این قدر به طور واضح نقش مسجد را در شکل گیری نظام پر رنگ می بینند، خود حکایت از جایگاه مسجد در سیر شکل گیری انقلاب اسلامی دارد. همچنین امام راحل در جای دیگر اشاره می کنند که انقلاب ما از مسجد شروع شد که همه این موارد نشان دهنده آن است که مسجد در شکل گیری و نسج انقلاب از جایگاه محوری برخوردار بوده است.

   http://bayanbox.ir/view/4901804249511124488/talar-koodak.gif

 

 

اصفهان نگین فیروزه ای جهان

دوشنبه 12 بهمن 1394  3:00 PM
تشکرات از این پست
nargesza shirdel2 fsmuosavi mosabeghat_ravabet
zahra_53
zahra_53
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 28735
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:رسانه های انقلابی

خاطره انقلابی بابای 70 ساله مدرسه/ در مدرسه اعلامیه پخش می‌کردیم

 

این بابای 70 ساله مدرسه می‌گوید: در زمان انقلاب، سرایدار یک مدرسه بودم، یادم است اعلامیه بین بچه‌ها پخش می‌کردیم.

خبرگزاری فارس: خاطره انقلابی بابای 70 ساله مدرسه/ در مدرسه اعلامیه پخش می‌کردیم
  •  

به گزارش خبرنگار آموزش و پرورش خبرگزاری فارس، رجبعلی اژند مژدهی پیرمردی است که حدود 70 سال سن دارد و 28 دی ماه 77 بازنشسته شده است.

وی بعد از بازنشستگی چند سالی به شغل آزاد پرداخت اما دوری از دانش آموزان را طاقت نیاورد و به عنوان نیروی خدماتی دوباره به مدرسه بازگشته است.

وی 6 فرزند دارد که همه ازدواج کردند و با اشتیاق از دانش آموزان صحبت می کند و می‌گوید: من با دانش آموزان مثل بابا و بچه هستیم و همه را مثل فرزندان خودم دوست دارم.

رجبعلی که «بابا علی» صدایش می‌کنند، به دوران انقلاب اشاره می‌کند و می‌گوید: من در زمان انقلاب مانند دیگر مردم خیلی فعال بودم و خوشحالم که انقلاب پیروز شد.

وی ادامه می‌دهد: در آن زمان سرایدار یک مدرسه بودم، یادم است تعدادی از بچه‌های مدرسه دورم جمع می‌شدند و از ظلم به کشور و مبارزه با شاه صحبت می‌کردیم و اعلامیه بین بچه‌ها پخش می‌کردیم.

آقای مژدهی می‌گوید: در زمان انقلاب هر کس هر کاری که از دستش برای پیروزی انقلاب بر می‌آمد انجام می‌داد.

وی اضافه کرد: شرکت در جلسات سخنرانی و کارهای تبلیغاتی و پخش اعلامیه از جمله کارهایی بود که انجام می‌دادیم و الان خوشحالیم که توانستیم در پیروزی انقلاب سهمی هر چند کوچک داشته باشیم.

   http://bayanbox.ir/view/4901804249511124488/talar-koodak.gif

 

 

اصفهان نگین فیروزه ای جهان

دوشنبه 12 بهمن 1394  3:07 PM
تشکرات از این پست
nargesza shirdel2 fsmuosavi mosabeghat_ravabet ehsan007060
zahra_53
zahra_53
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 28735
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:رسانه های انقلابی

پاسخ به:رسانه های انقلابی
 
گفت‌وگو با بانوی انقلابی سمنان:
 
ناگفته‌های دوران انقلاب از زبان بانوی سمنانی/ بانوی سمنانی که اعلامیه امام را در رژیم ستمشاهی پخش می کرد
 
نیره قادری یکی از زنانی است که در آن زمان با پخش اعلامیه و شرکت در تظاهرات بر علیه شاه فعالیت های انقلابی داشته است.

به گزارش خبرنگار شاخه طوبی، بی تردید نقش زنان در مبارزات سیاسی دوران شاه و مظلومیت مضاعف آنان در زندان های رژیم ستمشاهی، تاثیر تعیین کننده‌ای در تسریع روند انقلاب و دستیابی به پیروزی داشت. اوج سبعیت رژیم پهلوی در تقابل با زنان مبارز، بیشتر و نمایان تر به نمایش گذاشته می شد.

نیره قادری یکی از زنانی است که در آن زمان با پخش اعلامیه و شرکت در تظاهرات بر علیه شاه فعالیت های انقلابی داشته است.

پاسخ به:رسانه های انقلابی

وی نیز در سال 57 که اعتصاب فرهنگیان به علت رژیم شاهنشاهی صورت گرفته بود تنها فردی بود که از مدرسه 9آبان در این اعتصاب شرکت کرده بود.

در ادامه گفتگوی جذاب و خواندنی نیره قادری، عضو شورای شهر سمنان با خبرنگار شاخه طوبی را بخوانید:

بانوی سمنانی که اعلامیه و عکس امام خمینی را در زمان شاه پخش می کرد

خانم قادری از خاطرات زمان قبل انقلاب برایمان گفت: در آن زمان  خانواده ام (برادر و مادر و شوهرم) علیه رژیم شاهنشاهی کارهایی انجام می دادیم و  بیشتر وقت ها ساواک به منزل پدرم برای بازدید می آمدند.

وی افزود: یک روز که شوهرم برای ماموریت رفته بود من خانه مادرم بودم و به برادر کوچک ترم گفتم: بیا باهم به خانه مان برویم و برگردیم، وارد خانه که شدم چند دقیقه ای طول نکشید که زنگ خانه به صدا درآمد.

این بانوی مبارز انقلابی با چهره ای آشفته ادامه داد: درب خانه را باز کردم و دیدم ساواکی ها هستند، انگار کل مسیر راه را تعقیبم می کردند.

ساواکی ها گفتند: خانم قادری. گفتم: بله. بفرمایید؟؟ آن ساواکی گفت: برای بازدید خانه آمدیم. من گفتم: شوهرم نیست من را هول دادند و به خانه ریختند.

این عضو شورای شهر با بیان اینکه آن لحظه در خانه یک عکس امام خمینی  و تعداد بسیاری اعلامیه در زیر فرش داشته است، گفت: ترس وجودم را فراگرفته بود و آنها شروع به بازدید کردند و گفتند: شما در این خانه بمب علیه شاه درست می کنید. گفتم: نه!!! بعد توهین کردند و بقیه کارشان را ادامه دادند از یخچال گرفته تا ساعت دیواری.

پاسخ به:رسانه های انقلابی

وی افزود: آنها دنبال وسایل بمب بودند ولی چیزی پیدا نکردند و به اتاق رفتند عکس امام خمینی را دیدند و آنها حتی امام را نمی شناختند و به همدیگر گفتند: این آیت الله شریعت مداری است؟ گفتم: نه ایشان ایت الله خمینی است که یک دفعه از دو طرف با انتهای اسلحه به پهلوهایم زدند و من دوباره گفتم: ما طرفدار امام خمینی هستیم و تا زمانی که شاه است ما با شما مبارزه می کنیم.

قادری با اشاره به اینکه همسایه ها دیده بودند ساواک به خانه ما ریخته به برادر بزرگترم خبر داده بودند، اظهار کرد: برادرم آمد و آنها اجازه ورود به برادرم را ندادند و ساواکی ها به من گفتند این صورتجلسه را امضا کن و با ما بیا که برادرم گفت: به جای او من را ببرید که برادرم را به ژاندارمری بردند و شکنجه کردند.

برای ورود امام از فرودگاه مهرآباد تا میدان آزادی را گل چیده بودند

این بانوی مبارز انقلابی از زمان ورود امام به ایران برایمان گفت: در 12 بهمن 57 وقتی امام به ایران آمد ما برای دیدن ایشان به تهارن رفته بودیم.

وی افزود: از فرودگاه مهرآباد تا میدان آزادی گل چیده بودند و جمعیت بسیاری برای استقبال امام آمده بودند و امام وقتی وارد بهشت زهرا شد جمعیت به سمتش رفتند صحنه بسیار زیبایی بود.

دیدار خواهران سمنانی با امام خمینی

قادری از خاطرات بعد از پیروزی انقلاب وقتیکه به دیدار امام رفتند، گفت: تصمیم گرفتیم که خواهران سمنانی را به دیدار امام خمینی در شهر قم ببریم که 10 روز پیگیری کردم و به هر شکلی بود اجازه رفتن را گرفتم.

وی افزود:  حدود 700نفر از خانم ها از شهر سمنان برای دیدار امام رفتیم وقتی به آنجا رسیدیم من جلوتر به دفترشان رفتم. مسئول دفتر امام یک دفعه گفت: امام امروز ملاقات ندارد.

این بانوی فعال انقلابی در ادامه تصریح کرد: آن لحظه انگار دنیا سر من خراب شده بود. گفتم: یعنی چه هماهنگ کرده بودم گفت: این دستور خودشان است ملاقات های امروز را کنسل کردند. با گریه از او خواستم که امام را راضی کند که مسئول دفتر امام گفت: من هرچه می گویم شما سر حرف خودتان هستید پس به آن اتاق بروید ببینید می توانید کاری کنید.

خانم قادری از لحظه ای که وارد اتاقی شد که امام در آن بود برایمان گفت: وارد اتاق که شدم روبرو امام نشسته بود و من از ذوق دوباره گریه افتادم و گفتم آقاجان ما از سمنان آمدیم جانم به فدایتان لطفا یک دیدار کوتاه با خواهران داشته باشید که ایشان با نگاه خاصی گفتند می آیم.

وی ادامه داد: با خوشحالی از اتاق بیرون آمدم و به محلی که خواهران در آنجا بودم رفتم. چند لحظه بعد امام آمد و قبل از اینکه ایشان سخنان خود را آغاز کند من درباره حجاب و عفاف صحبت کردم و بعد امام نیز در ادامه حرفهایم درباره حجاب با خواهران حرف زد.

پاسخ به:رسانه های انقلابی

مقداری پول و طلا؛  اهدایی زنان سمنانی به امام خمینی

این بانوی فعال از اهدایی خواهران سمنانی به دفتر امام برایمان گفت: در آن زمان هرکس که به دیدار امام می رفت، از شهر خود مقداری پول و طلا از مردم برای خون هایی که برای انقلاب داده شده جمع آوری می کردند و می بردند.

وی افزود: ما هم مقداری پول و طلا را با هماهنگی آیت الله شاهچرغی جمع کردیم و روزی که برای دیدار می خواستیم برویم با خود بردیم و بعد از سخنرانی ایشان به دفتر امام برای تحویل طلا و پول رفتیم و به آنها این مبالغ را اهدا کردیم.

پاسخ به:رسانه های انقلابی

   http://bayanbox.ir/view/4901804249511124488/talar-koodak.gif

 

 

اصفهان نگین فیروزه ای جهان

دوشنبه 12 بهمن 1394  3:10 PM
تشکرات از این پست
nargesza shirdel2 fsmuosavi mosabeghat_ravabet ehsan007060
zahra_53
zahra_53
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 28735
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:رسانه های انقلابی

نقش گرو ها ی اسلامی در قبل از انقلاب :

قدامات علیه رژیم شاه

هیأت های مؤتلفه اسلامی علاوه بر ترور حسنعلی منصور، اقدامات دیگری در طول مبارزه علیه رژیم شاه تا سال ۱۳۵۷ ه.ش انجام دادند که به برخی از آن ها اشاره خواهد شد.

۱- این گروه در سازماندهی راهپیمایی ها و اعتصابات قیام پانزده خرداد ۱۳۴۲ نقش عمده ای داشت.

۲- در چاپ، پخش کتاب ها، اطلاعیه ها و پیام های امام خمینی (ره) به طور فعال شرکت داشتند.

۳- عده ای از افراد شاخه نظامی این گروه به رهبری شهید اندرزگو به فلسطین و لبنان جهت آموزش های نظامی اعزام شدند.

۴- پخش و توزیع نشریات و اطلاعیه هایی که توسط بعضی از روحانیون در قم تهیه می شد؛ به طور مثال، نشریه انتقام که بین سال های ۴۳ و ۴۴ توسط آیت الله محمدتقی مصباح یزدی در قم تهیه و تکثیر می شد، در تهران به وسیله هیأت مؤتلفه اسلامی و در مشهد توسط محمدرضا فاکر، تکثیر و توزیع می شد. همچنین، نشریه بعثت که توسط آیت الله مصباح یزدی و هاشمی رفسنجانی به عنوان نشریه داخلی حوزه علمیه قم و با همکاری آقایان خسروشاهی، حجتی کرمانی و دعائی منتشر می شد، توسط این گروه در تهران توزیع می شد.

۵- سازماندهی راهپیمایی ها برعهده آنان بود و اعلامیه تظاهرات در سال ۱۳۵۷ بیشتر توسط این گروه در تهران توزیع می شد.

۶- تشکیل کمیته استقبال از امام (ره) و حفاظت از ایشان در هنگام ورود و اقامت در تهران و قم، بر عهده این گروه بود.

۷- بعضی از اعضای شورای روحانیت مؤتلفه اسلامی در شورای انقلاب که قبل از پیروزی انقلاب توسط امام خمینی (ره) تشکیل شد عضو شدند؛ مانند شهید مطهری، شهید بهشتی و آقای هاشمی رفسنجانی.

   http://bayanbox.ir/view/4901804249511124488/talar-koodak.gif

 

 

اصفهان نگین فیروزه ای جهان

دوشنبه 12 بهمن 1394  3:23 PM
تشکرات از این پست
nargesza shirdel2 fsmuosavi mosabeghat_ravabet
zahra_53
zahra_53
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 28735
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:رسانه های انقلابی

دکتر محمد رجبی:

ما از طریق یکی از دوستان هماهنگ کردیم که حقیقت وقایع جاری را به امام منعکس نمایند. ایشان به پاریس عزیمت کردند. وقتی برگشتند، از مرحوم خلیلی پرسیدیم: آیا مطالب را به حضرت امام منتقل کرده اید؟ گفتند: بله، حضرت امام از تمام اخبار کشور دقیقا اطلاع داشتند، زیرا از یک کانال خاص اخبار را نمی گیرند، بلکه از کانال های متعدد خبر را دریافت می کنند .

ایمان حضرت امام به پیروزی انقلاب اسلامی

 

قبل از اینکه انقلاب اسلامی پیروز شود، من و عده ای که سابقا در زندان سیاسی رژیم بودیم به منزل آیت الله طالقانی رفتیم. تصورمان این بود که علت آنکه حضرت امام مخصوصا بعد از فاجعه هفده شهریور باز هم می فرمودند: «ادامه بدهید و جلو بروید» آن است که ایشان در پاریس هستند و عده ای از ایران فقط اخبار خوشایند را به دفترشان ارسال می کنند و میزان شهدا و دقایق اتفاقات سوء را گزارش نمی دهند. زیرا برای ما که مثلا اهل فعالیت سیاسی و دارای سابقه گرایش به حرکت های مسلحانه بودیم و صرفا بنابر کتاب های تاریخی ـ سیاسی موجود و تحلیل انقلاب های گذشته جهان، فکرمان شکل گرفته بود، جریان انقلاب اسلامی به هیچ انقلابی شبیه نبود و همین ایجاد نگرانی می کرد که مبادا این انقلاب به راهی برود که با یک قتل عام عمومی توسط رژیم، پیروزی تا سی سال به عقب بیفتد. نظر خود آیت الله طالقانی هم ظاهرا همین بود، زیرا یکی از نزدیکان ایشان می گفتند: احتمالاً کانال هایی که خبر می دهند، رقم دقیق تلفات را نمی گویند.


ما از طریق یکی از دوستان به نام ـ مرحوم  ـ عزت الله خلیلی هماهنگ کردیم که حقیقت وقایع جاری را به امام منعکس نمایند. ایشان به پاریس عزیمت کردند. وقتی برگشتند، از مرحوم خلیلی پرسیدیم: آیا مطالب را به حضرت امام منتقل کرده اید؟ گفتند: بله، حضرت امام از تمام اخبار کشور دقیقا اطلاع داشتند، زیرا از یک کانال خاص اخبار را نمی گیرند، بلکه از کانال های متعدد خبر را دریافت می کنند و آنها را با یکدیگر تطبیق داده و روی آن تحقیق می کنند.


 

منبع: امام خمینی به روایت دانشوران، ص 156-158

   http://bayanbox.ir/view/4901804249511124488/talar-koodak.gif

 

 

اصفهان نگین فیروزه ای جهان

دوشنبه 12 بهمن 1394  3:36 PM
تشکرات از این پست
nargesza shirdel2 fsmuosavi mosabeghat_ravabet
zahra_53
zahra_53
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 28735
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:رسانه های انقلابی

زمانی که امام(ره) در نجف دوران تبعیدشان را سپری می کردند، از جریانات داخلی ایران به انحاء مختلف اطلاعات بدست می آوردند و نقش رهبری قیام مردم را در این دوران نیز ایفا می کرد.


امام(ره) در نجف علاوه بر اینکه مجالس درس و بحث را دنبال می کردند، با صدور اعلامیه هایی، باعث تعیین مسیر برای مردم انقلابی ایران می شدند.

در همین مورد نسخه هایی از کتاب ولایت فقیه توسط کسانی که به دیدار امام می آمدند یا زائرانی که برای زیارت حرم امیرالمومنین (ع) عازم نجف بودند، به داخل کشور منتقل می شد.

به همین منوال نامه ها و اعلامیه های امام خمینی(ره) به مردم ایران می رسید. در این میان می توان نامه ای که امام در مورد سقوط حکومت پهلوی، اطمینان کامل را به مردم داد اشاره کرد.

در همان زمان ایشان در زمان وقوع جنگ 6روزه بین اعراب و اسرائیل، با صدور بیانه ای روش مبارزه را اینگونه بیان کرد که مردم مسلمان باید رابطه تجارت با اسرائیل و مصرف کالاهای اسرائیلی را منع کنند.

توجه امام به مسئله فلسطین در همان دوره تبعید باعث صدور فتوایی از ایران شد مبنی بر اینکه مردم مسلمانان باید وجوهات شرعی خود را برای حمایت از فعالیت های شاخه نظامی جنبش آزادی بخش فلسطین اختصاص دهند.

همچنین امام خمینی(ره) به بهانه های مختلف مانند برگزاری جشن های 2500ساله، رواج تغییرهای التقاطی از اسلام و ... اطلاعیه های متعددی برای مردم ایران صادر می کردند.

همین فعالیت های امام که به صورت فتوا و اعلامیه صادر می کردند باعث شده بود تا نام او در سالهای تبعید فراموش نشود و مردم از اینکه خمینی ای هم وجود دارد غافل نشوند و قیام مردم از حیات و حرکت باز نماند.

تحلیل ساواک از تبعید امام به نجف، این بود که فضای راکد و غیر سیاسی نجف باعث منزوی شدن امام می شود، روحیه انقلابی و سیاسی ای که در امام وجود دارد رو به افول می رود؛ در صورتی که امام(ره) باعث شد روحیه انقلابی در بین شاگردانش پیدا شود و فضای غیر سیاسی نجف هم تغییر کند. شاید به خاطر این رهنمودها و شیوه رهبری امام بود که حکومت شاهنشاهی به فکر تغییر محل تبعید امام خمینی افتادند.

امام(ره) در زمان تبعید در نجف چگونه از اوضاع ایران مطلع می شدند؟

حال باید به این پرسش پاسخ دهیم که چگونه امام از اوضاع داخلی ایران اطلاع پیدا می کرد و یا اینکه بیانیه ها و اعلامیه های امام چگونه به دست مردم انقلابی ایران می رسید.
 
شاید بتوان گفت وجود عتبات عالیات در عراق باعث شده بود که زائرین به بهانه زیارت، با امام(ره) هم ملاقاتی داشته باشند تا امام را از اخبار داخلی ایران مطلع کنند و هم دستورات تازه را از امام بگیرند و بیانیه ها و اعلامیه های جدید امام(ره) را به ایران ببرند.

در همین خصوص سید حمید روحانی و علی اکبر ناطق نوری دو تن از عوامل اصلی تهیه و چاپ اعلامیه های امام بودند که از سوی آیت الله ربانی شیرازی مأموریت یافته بودند که اعلامیه های امام را چاپ و تکثیر کنند.
 
ساواک نسبت به این روابط به حکومت وقت هشدار داده بود:

«خمینی به طور مرتب با افراد ایرانی سر و کار دارد و مرتباً در تماس با آنها بوده و می تواند کلیه نیات خود را به هر ترتیبی که می خواهد به وسیله زوار ایرانی که در حقیقت در نقش پیک هستند، عملی کند.»

همچنین روحانیونی که از نظر رژیم شاه شناخته شده نبودند، سالی یکی دوبار از نجف به ایران سفر می کردند و بیانات و اعلامیه های امام را به ایران می رساندند و در راه بازگشت هم نامه هایی از طرف مردم انقلابی ایران برای امام می بردند و به این شکل راه ارتباطی بین امام و مردم برقرار بود.

گاهی اوقات هم مبارزین به طور مستقیم از طریق تلفن با نجف تماس می گرفتند و گاهی هم اگر از این مسیر امکان پذیر نبود پیام و سخنان امام به وسیله تلفن از نجف به کویت، منزل آیت الله مهری می رسید و افراد انقلابی ایران از تهران با کویت تماس می گرفتند و اخبار و پیام ها را دریافت می کردند.

همچنین در موسم حج نمایندگان امام به عربستان می رفتند و با نمایندگان مبارز ایران به طور سری دیدار می کردند و یکدیگر را با فعالیت هایشان آشنا می کردند. همچنین اعلامیه ها، نوارها و جزوات امام را به داخل ایران منتقل می کردند.

به همین خاطر زمان حج بهترین فرصت برای مبارزان انقلابی بود که پیام امام را در قبال تحولات ایران به گوش مردم انقلابی برسانند.
 
منابع:
1. مرکز اسناد انقلاب اسلامی
2. موسسه تاریخ معاصر ایران
3. پایگاه حوزه
4. مرکز نهضت روحانیون ایران

   http://bayanbox.ir/view/4901804249511124488/talar-koodak.gif

 

 

اصفهان نگین فیروزه ای جهان

دوشنبه 12 بهمن 1394  3:44 PM
تشکرات از این پست
nargesza shirdel2 fsmuosavi mosabeghat_ravabet
zahra_53
zahra_53
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 28735
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:رسانه های انقلابی

رسانه منبر یکی از مهم‌ترین ابزارهای انقلابیون برای پیگیری اهداف انقلاب اسلامی بود.

همزمان با شکل‌گیری انقلاب در دهه 40 علما و دانشوران اسلامی برای مقابله با دستگاه تبلیغاتی پهلوی از این رسانه به نحو شایسته استقاده می‌کردند. در مقام مقایسه هیچ یک از رسانه‌های تحت اختیار رژیم شاهنشاهی قدرت برابری با تاثیرگذاری منبر را نداشت.

مردمی که پای منابر علمای دینی می‌نشستند ضمن دریافت احکام دینی و بهره‌گیری از دستورات اخلاقی ائمه دین با آخرین اخبار روز آشنایی پیدا می‌کردند.

اساسا در تجمعاتی که در مساجد برگزار می‌شد قبل و بعد از سخنرانی وعاظ و مبلغان، انقلابیون ضمن برگزاری جلساتی محدود وکم تعداد در جریان آخرین اخبار قرار می‌گرفتند و برای ادامه تحریکات سیاسی خود هماهنگی‌های لازم را کسب می‌کردند. روحانیون با سخنرانی‎های خود علاوه ‌بر این ‎که به سخنرانی‎های مذهبی و تقویت باورهای مردم می‎پرداختند، پرده از جنایات رژیم شاه برمی‎داشتند و مردم را از اوضاع خفقان‎بار جامعه آگاه می‎کردند و آنها را به‎ مبارزه و تظاهرات علیه رژیم دعوت می‎کردند که واقعا هم مؤثر بود.روحانیون مساجد را به صورت پایگاه نیروهای انقلابی درآوردند و به عنوان حلقه‎ای واسط میان رهبری انقلاب و توده‎ها قرار گرفتند. عمده تلاش آنان در این عرصه شرح و تبیین اهداف انقلاب از نظر امام خمینی بود. آنان، تلاش کردند مردم را رهبری و سازماندهی کنند تا در مواقع ضروری بدون واهمه علیه رژیم به خیابان‎ها بریزند و حضور رهبر انقلاب در ایران را خواستار شوند. در واقع منبر به‎عنوان یک رسانه عمومی نقش شگفتی‎ساز و حماسی را در انقلاب اسلامی ایفا کرد. زیرا سخنرانان روحانی با استفاده از آن به‎عنوان تریبونی در جهت رساندن صدای انقلاب به گوش ملت ایران استفاده کردند. از منظر ارتباطی، انتخاب تکنیک سخنرانی و خطابه از سوی انقلابیون، حاوی پیام روشن و آگاهانه‎ای است. زیرا سخنرانی‎ها و خطابه‎ها با برقراری ارتباط نزدیک و بدون خدشه، میان سخنران و مخاطبان می‎تواند به‎عنصر تعیین‎کننده عمل کند.

پیام‌رسانی از طریق منبر در دو مقطع از تاریخ انقلاب اهمیت فراوان پیدا کرد. مقطع اول نهضت، هنوز امام خمینی از ایران تبعید نشده بود و مقطع دوم از تبعید امام تا پیروزی انقلاب اسلامی را شامل می‌شد. طیفی از وعاظ ​طی این دو مقطع از سال 1341 تا بهمن 1357 در صدد برآمدند با استفاده از رسانه منبر، مشروعیت نظام حاکم را به‎چالش بکشانند و توانستند افکار عمومی جامعه را به‎سوی نهضت جلب کنند.

آیت‌الله طالقانی و حجت‌الاسلام فلسفی به‎عنوان دو نفر از پیشگامان نوگرای پیام‌رسانی از منبر نقش به‎سزایی در آگاهی مردم داشتند. این دو شخصیت در مقطع قبل از تبعید امام با رویکردی نو از منبر برای پیام‌رسانی بهره می‎بردند و حتی علاوه‌بر آن در رادیو نیز برنامه‎های تربیتی ـ اخلاقی ارائه می‌کردند. موج دوم پیام‌رسانی نهضت، از تبعید امام تا پیروزی انقلاب بود. مبارزه و پیام‌رسانی در زمان تبعید رهبری نهضت از طریق مبارزات علنی و مخفیانه تداوم یافت. تلاش‌های آیت‌الله سعیدی به‎عنوان پیشگام پیام‌رسانی آموزه‎های نهضت و حجت‌الاسلام هاشمی‌نژاد به‎عنوان پیام‌رسان نهضت جزو ماندگارترین مبارزات رسانه‎ای انقلاب است.

   http://bayanbox.ir/view/4901804249511124488/talar-koodak.gif

 

 

اصفهان نگین فیروزه ای جهان

دوشنبه 12 بهمن 1394  3:48 PM
تشکرات از این پست
nargesza shirdel2 fsmuosavi
zahra_53
zahra_53
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 28735
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:رسانه های انقلابی

روزنامه های قبل از انقلاب(کیهان و اطلاعات)

 

جریانات و حاشیه‌های شکل گیری انقلاب اسلامی ایران، به خصوص در دی و بهمن 57 بسیار زیاد، جالب و شنیدنی بوده و هست ولی متأسفانه تا به امروز استفاده کافی و کاربردی از آرشیوهای صوتی و تصویری و همچنین روزنامه‌ها و جراید آن زمان برای عموم مردم و به خصوص قشر جوان و نسل سوم انقلاب نشده است.

روزنامه‌ها به عنوان بزرگترین مرجع خبری و رسانه‌ای در آن زمان، نقش بسیار زیادی در پوشش خبری اتفاقات و جریانات انقلاب را بر عهده داشتند.

یکی از روزنامه‌هایی که به پوشش گسترده جریانات آخرین روزهای حکومت پهلوی می‌پرداخت و می‌توان گفت به نوعی همسو با حرکت انقلابی مردم ایران بود، روزنامه اطلاعات  و کیهان می‌باشد.

این روزنامه به عنوان قدمی ترین روزنامه در حال انتشار ایران با گزارشات و عکسهای خود نقش به سزایی در خبررسانی جریانات انقلاب اسلامی داشت.

 با توجه به در اختیار داشتن روزنامه اطلاعات از تاریخ 26 دی 1357 الی 28 بهمن 1357 [اوج حرکت و خیزش مردمی در پیروزی انقلاب] در آرشیو سایت بچه‌های قلم، صفحات اول ویژه‌نامه این روزنامه از تاریخ 9 تا 23 بهمن 57 برای استفاده شما عزیزان با حجم کم و کیفیت قابل قبولی آماده شده است.

این صفحات به عنوان سندی ماندگار در تاریخ رسانه‌ای مکتوب ایران اسلامی باقی خواهد ماند.
انقلابی که ثمره خون هزاران شهید گلگون کفن و یاران و همفکرانشان می‌باشد.

   http://bayanbox.ir/view/4901804249511124488/talar-koodak.gif

 

 

اصفهان نگین فیروزه ای جهان

دوشنبه 12 بهمن 1394  3:53 PM
تشکرات از این پست
shirdel2 fsmuosavi
mohammadtorres
mohammadtorres
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1392 
تعداد پست ها : 21972
محل سکونت : مازندران

پاسخ به:رسانه های انقلابی

نيم نگاهي به انواع شيوه هاي شکنجه در کميته مشترک ضدخرابکاري رژیم منحوس پهلوی (ساواک) تقدیم شما میگردد :

ـ

ـ

بستن به نرده هاي حياط و ديوارها:

اين شکنجه ها قبل از تاريخ مدون هم وجود داشته و در تاريخ مدون نيز هزاران بار تکرار شده است. اين شيوه در کميته مشترک ضدخرابکاري نيز از شکنجه هاي رايج بود. دست ها و پاهاي متهم را با طناب و يا زنجير به ميله هاي درون حياط مسقف کميته مي بستند و مدت ها متهم و يا مجرم بيچاره به اين حالت مي ماند و دچار درد در ناحيه دست و پا و انقباض شکمي، ريزش ادرار، گزگز پاها و خستگي مي شد.

ـ

ـ

زنجير کردن متهم به مدت طولاني:

شکنجه اي که روي بسياري انجام مي دادند، اين بود که دست و پاي متهم را با پابند و دستبند مي بستند و متهم به صورت نيم دايره قرار مي گرفت. فشار اين شکنجه را براي مدت 24ساعت و گاهي بيشتر انجام مي دادند. انحناي کمر و فشار به آن موجب درد شديدي در ناحيه کمر و گردن مي شد. اين شکنجه براي چند هفته اجرا مي شد که موجب دفع ادرار و مدفوع و آلوده شدن متهم مي شد.

ـ

ـ

تازيانه:

در طول تاريخ، از اين وسيله به عنوان شکنجه و آزار استفاده شده است. در کتيبه هاي منفور آشوري نيز شلاق زدن نقل شده است. در کتيبه داريوش ذکري از شلاق زدن مخالفين شده است. در نقش هاي به دست آمده در ستون ها، شلاق خوردگان ديده مي شوند.

ـ

ـ

انواع شلاق: از ترکه هاي نازک درختان مانند بيد، انار و گلابي و يا ترکه هاي بافته شده از ساقه هاي گندم و جو و کتان و ليف خرما و کنف(شاهدانه ) و نخ هاي بافته به هم از ليف و کتان و ابريشم و چرم و پوست تا سيم هاي نازک مسي و سربي تا کابل برق چند لايه و تاب داده و يا افشان استفاده مي شد. براي اينکه شلاق ها اثر دردناک بيشتري داشته باشند، در نوک آن تکه هاي سرب، سنگ و چرم مي بستند.

ـ

ـ

اثرات باقي مانده بر روي بدن از شلاق

پشت: اثرات به صورت داغ هاي کشيده سرخ شده و سياه شده ديده مي شود. چند ضربه کنار هم موجب پاره شدن رگ هاي سطحي و خونريزي و خون مردگي، گاهي موجب پاره شدن تاندون و عضلات و اثرات آن باقي مانده به صورت برآمده هاي برجستگي روي بدن ديده مي شد.

ـ

روي شکم: همان اثرات پشت، همراه با درد شکم مشاهده مي شد.

ـ

روي پاها و دست ها: به صورت نوارهاي سياه و سرخ خون آلود و گاه موجب پارگي پوست و خون ريزي وسيع در آن ناحيه مي شد.

ـ

کف پا: موجب تورم در کف پا و خون ريزي و شکستگي استخوان کف پا و پاشنه و انگشتان، افتادن ناخن و برجسته شدن زير ناخن مي شد که در آمدن ناخن مجدد را مشکل مي ساخت و يا بد شکل و برجسته مي شد.

ـ

اثرات بر کف دست: موجب متورم شدن کف دست، خونريزي پشت دست، شکستگي ناخن و استخوان هاي کتف مي شود. بازجويان و شکنجه گران کميته مشترک پس از آنکه متهم را شلاق پيچ مي کردند، او را وادار مي کردند که روي پاها بدود و اين عمل موجب سرعت جريان خون مي شد و اگر خون ريزي بيشتر ادامه مي يافت، موجب مي شد که ميوگلوبين موجود در هموگلوبين آزاد شود و فشار کمتري به کليه بيايد. آنها به متهم آب فراوان مي دادند که موجب تسريع دفع مواد آلي مي شد و تقريبا از مرگ جلوگيري مي کرد، اما پس از شلاق خوردن، به علت جمع شدن خون در مناطق متورم، ميوگلوبين به کليه ها مي رفت. از آنجا کليه ها نمي توانستند با سرعت، آن را دفع کنند، اوره خون بالا مي رفت و موجب مرگ در اثر اورمي مي شد.

ـ

با تازيانه به چشم مجروح کوفتن: شکنجه گران چنان از انسانيت به دور بودند که علاوه بر زدن روي تن متهم و مجروحي که چشمش مجروح بود، روي چشم مجروح او هم مي زدند تا او درد مضاعفي را تحمل کند که يک مورد آن به کوري و چندين مورد به بدشکلي و کجي چشم مبدل تبديل شد.

ـ

لخت کردن و به تخت بستن و شلاق زدن: يکي از شکنجه هاي عادي، بود. افراد را عريان مي کردند و روي تخت آهني که اغلب فاقد تشک بود، مي خواباندند و دو پا را به طرف انتهاي تخت مي بستند و شلاق را از بالا تا پائين به بدن متهم مي زدند. گاه براي جلوگيري از فرياد متهم، تکه پارچه اي را در دهان او فرو مي کردند. اين کار علاوه بر تحقير رواني متهم، زجر فراواني هم داشت.

ـ

دوانيدن زنداني با پاي شلاق خورده: اين شکنجه براي متهميني که شلاق خورده بودند، انجام مي گرفت. اگر چه اين شکنجه توسط بازجويان براي زجر بيشتر متهمين صورت مي گرفت، در عين حال موجب بهبود پاي متورم مي شد، جريان خون را تسريع مي کرد و موجب دفع ميوگلوبين طبيعي از راه ادرار و مانع اورمي مي شد و براي متهم يا مجرم، زجر مضاعفي را ايجاد مي کرد.

ـ

وادار کردن به راه رفتن به صورت دوانيدن، به صورت نشسته با باسن يا بر روي دو دست: متهم را وادار مي کردند که به صورت دويدن طولاني حرکت کند. اين عمل پس از مدتي موجب گرفتگي عضلات مخصوصاً در کساني مي شد که عادت به کار زياد نداشتند و درد شديدي را در عضلات، به خصوص عضلات پا و ران و پشت ايجاد مي کرد.

ـ

يکي ديگر از کارها، راه بردن متهم به صورت نشسته به روي دو پا(کلاغ پر) بود. متهم را به زور وادار مي کردند تا مسافتي را به صورت کلاغ پر طي کند. اين کار علاوه بر درد شديد در ناحيه پاها، موجب درد ناحيه کمر مي شد. کف پا نيز مدتي طولاني درد مي کرد. اغلب متهمين به علت شلاق خوردن و دردناک بودن کف پا، مجبور مي شدند با باسن خود حرکت کنند.

ـ

همچنين متهمين وادار مي شدند روي زانو و کف دست حرکت کنند که موجب دردناک شدن ناحيه زانو و آلوده شدن کف دست ها مي شد.

ـ

استعمال بطري و يا اشياء ديگر در شرمگاه زنان و مقعد مردان: شکنجه گران براي اينکه رذالت خويش را به اوج برسانند، متهمان را عريان و در مقعد آنان چوب، يا فلز يا اشياء ديگر را فرو مي کردند. اين شکنجه سال ها در ايران رواج داشت. توپوز شيئي چوبي يا فلزي بود که اغلب در دست اميران و شاهان بود و به دستور آنان در مقعد متهمين يا مجرمين فرو مي شد. شکنجه به اين طريق بود که لبه بطري را خيس مي کردند، دست و پاي متهم را مي بستند و او را مي خوابانيدند و عريان مي کردند و سپس سر بطري را در مقعد او قرار مي دادند و با فشار و چرخش، آن را به داخل روده مي راندند. اين عمل علاوه بر پاره کردن ماهيچه هاي جلوي مقعد، اغلب باعث پاره شدن روده انتهايي مي شد. براي اولين بار استعمال بطري در زمان تيمور بختيار فرمانده نظامي توسط سرهنگ شکنجه گر زيبايي و سرگرد شکنجه گر، سياحت گر انجام گرديد. در زندان کميته مشترک نيز موار د خاصي از آن ذکر شده است. اين شکنجه در مورد زنان بسياري هم انجام شده است.

ـ

ـ

باتوم:

در چندين مورد براي تجاوز به کار گرفته شد و دوشيزگان و بانوان، از ترس آبروريزي اين موضوع را پنهان مي کردند. در کتاب دادوبيداد يک مورد آن ذکر شده که نام فرد مورد تجاوز، ذکر نشده است.

ـ

ـ

تجاوز به زنداني:

تجاوزهائي که ذکر شد در زندان کميته، زندان تبريز، اصفهان، شيراز و زندان زنان قصر بسيار اتفاق افتاده است. انواع آن به شرح ذيل ارائه مي شود:

ـ

تجاوز توسط بازجويان، تجاوز توسط مامورين، تجاوز توسط زندانيان ديگر.

ـ

تجاوز با وسايل (چوب – بطري): تجاوز توسط بازجويان بسيار انجام شده است که از ترس آبروريزي پنهان مانده است. نشانه بارز آن اشرف دهقاني و نيز خانم ويدا حاجبي هستند. تجاوز توسط نگهبانان و پليس ها که بيشتر در زندان هاي عادي براي زنان قاچاقچي،… فواحش و سايرين به طور مستمر انجام مي گرفت.

ـ

باتوم برقي: باتوم برقي بعد از سال هاي 44و45 در ايران مورد استفاده قرار مي گرفت. اگر چه گفته شده که تيمور بختيار تعدادي باتوم برقي را در زماني که رئيس ساواک شد، سفار ش داد. باتوم برقي، در قسمت دسته دو باطري الکتريکي 9 ولت مي خورد. انتها ي باتوم دو ميله دارد که از دسته تا پائين کشيده و روي پلاستيکي کار گذاشته شده است. وقتي دکمه را بزنند جريان الکتريکي ظريفي در اين سيم برقرار مي شود و چون بر روي بدن قرار گيرد، به عنوان يک عامل بسيار ضعيف عمل مي کند.

ـ

تهديد به تجاوز متهمين جوان: تهديد به تجاوز يکي از رايج ترين مسائل در بازجويي ها بوده است. اگر بازجو نمي توانست اين کار را انجام دهد، متهم را تهديد مي کرد که او را به دست ديگران خواهد سپرد. در کلانتري ها، اغلب پليس، زندانيان جوان يا بانوان را با رکيک ترين کلمات تهديد مي کرد که امشب با شما همبستر خواهيم شد. در زندان هاي ايران کلاً مسئله تجاوز به دختران و زنان امر رايجي بوده است. در کميته مشترک، اشرف دهقاني توسط عطارپور شکنجه گر مورد تجاوز قرار گرفت. اين عمل در زندان ها بسيار رايج بود و متهمين از ترس آبروي خويش هرگز اين مسئله را ابراز نکردند.

ـ

ـ

سوزانيدن:

سوزانيدن متهم از شکنجه هاي رايج بوده است به اين شکل که يک ميله يا اطوي الکتريکي را داغ مي کردند و آنگاه با فشار شديد روي تمام نقاط بدن متهم قرار مي دادند که بالطبع موجب سوختگي شديد مي شد. با سيگار افروخته سينه را سوزانيدن: شکنجه گران هر روز شکنجه جديدي را ابداع مي کردند. يکي از ابتکارات آنها، خاموش کردن سيگار افروخته روي بدن زنداني بود که درد شديدي را ايجاد مي کرد.

ـ

سوزاندن با صندلي داغ: يکي از وسايل شکنجه مرسوم در کميته مشترک که عنوان تهديد داشته و کمتر مورد عمل قرار گرفته، نشاندن متهم بر روي صندلي فلزي بوده که زير آن کوره يا اجاق برقي روشن مي کردند. متهم را نيمه عريان روي صندلي مي نشاندند، آنگاه کوره برقي را زير صندلي قرار مي دادند. پس از مدتي صندلي، داغ و گرماي آن موجب سوختن باسن مي شد. اثرات سوختگي، تاول يا خشکي در مقعد تا مدت ها باقي مي ماند. اثر رواني اين شکنجه، شديدتر از خود آن بود.

ـ

سوزاندن با شمع، فندک يا کبريت: يکي از شکنجه هاي رايج، سوزاندن نقاطي از بدن توسط فندک، شمع يا کبريت بود. متهم را نيمه عريان مي کردند و کبريت يا فندک را به نقاط حساس بدن مانند نوک سينه، لاله گوش، بالاي لب، زير چانه، انگشت کوچک يا سبابه همچنين قسمت پشت، تاندن پا، عضو حساس بدن، بيضه، زير بغل و کشاله ران نزديک مي کردند. گاه سوزاندن به قدري شديد بود که اثر آن باقي مي ماند. يکي از کارهاي رايج نيز سوزاندن ابرو بود. مورد خاصي از سوزاندن پلک چشم هم ذکر شده است.

ـ

فروکردن سوزن به زير ناخن زنداني و داغ کردن آن: يکي از شکنجه هاي رايج، فروکردن سوزن به زير ناخن بود. سوزن و سنجاق را به وسيله فندک گرم مي کردند. اگر چه داغ کردن سوزن باعث جلوگيري از خونريزي مي شد، ولي زجر شديدي را بر متهم وارد مي کرد. اين کار از عفوني شدن ناخن نيز جلوگيري مي کرد.

ـ

ـ

تراشيدن موهاي متهمين به صورت تمسخر و مختلف:

تراشيدن موي سر متهمين با تيغ يا ماشين يکي از کارهاي رايج در بازداشتگاه ها بوده است. در قديم الايام ريش و موي سر متهمين را مي تراشيدند. چون ريش علامت مشخص مردي بود، اين کار موجب تحقير متهم مي شد. در سال 1332 موي سر متهمين دستگير شده به دستور سروان سالاري، افسر فاسدالاخلاق اخراجي دانشکده افسري، به صورت چهار راهي زده مي شد. سر يک دانشجوي توده اي را به صورت چهار راه زدند و سروان سالاري با کلمات رکيک به او مي گفت: «يک راهش به سمت مسکو است و راه ديگر آن به قبر پيشه وري مي رسد.» و به دستور او بر سر همين جوان ادرار کردند.

ـ

ـ

حبس (زندان):

در تاريخ مدون زنداني کردن يا قطع رابطه با اطراف خود را در قانون حمورايي نمي يابيم. در يونان حبس کردن و تبعيد و سنگسار، ذکر شده است. در ايران زمان هخامنشي حبس کردن يکي از موارد مجازات بوده است. در زمان ساسانيان قلاع متعددي وجود داشته است که مخالفين حکومت طرد شده را در اين جايگاه نگاه مي داشتند. حتي افراد خانواده سلطنتي را نيز به اين زندان ها مي فرستادند. در زمان حکومت حجاج ابن يوسف ثقفي شخصي که به عراقين حاکم بود فقط در يک زندان او بيش از صد هزار نفر زنداني بودند که سي هزار نفر از آنان عريان بودند و تعداد بسياري از آنان را زنان تشکيل مي دادند.

ـ

در زمان صفويه قلاع قهقهه و اردبيل جايگاه زندانيان بوده است. در زمان قاجار کناره هاي کاخ گلستان، قسمتي از قلعه بم، قسمتي از قصر قاجار در تهران، قلعه اردبيل، زندان انبار در تهران، باغشاه و قلعه فلک الافلاک مرکز نگهداري زندانيان بوده است. بعد از مشروطيت ايران توسط سوئدي ها، زندان توپخانه و بعد توسط محمد چاقو(درگاهي) زندان قصر را در محل قصر کهنه قاجار ساخت که مرکز نگهداري زندانيان بود.

ـ

زندان هاي قديم ايران عبارت بودند از زيرزمين هايي گلي و آجري که درهاي بزرگ چوبي يا آهني داشتند. اين جايگاه ها اغلب فاقد پنجره و بدون نور بودند و روشنايي در آنها يا نبوده و يا نور کمي از خارج زندان مي تابيد. بعضي از زندانيان تا آخر عمر از آنجا خارج نمي شدند. کمبود هوا، بوي تعفن و تاريکي موجب انواع بيماري ها از قبيل کم سويي چشم، نرمي استخوان ها(راشيتيسم)، شل شدن عضلات و آب شدن چربي ها، بيماري هاي پوستي، اگزماهاي مختلف، يبوست، بدبويي دهان، پوسيدگي دندان ها، وزوز گوش و غيره مي شد. اغلب در اين زندان ها ميخ هايي به ديوار کوبيده و زنجيرهايي به دست و پا و يا گردن زنداني بسته و به آن وصل مي شد.

ـ

سلول انفرادي: سلول انفرادي و تنها نگه داشتن انسان، شکنجه اي است که اثرات رواني آن مدت ها باقي خواهند ماند. خود که رنج فراوان آن را تجربه کرده ام، هنوز پس از سال ها اين درد با جانم آميخته است. شب ها هنوز آن را حس مي کنم و با درد تنهايي مي سازم. در سلول انفرادي انسان جز فکر کردن و ديده به ديوار دوختن و خيال ساختن، هيچ کار ديگري را نمي تواند انجام دهد. گاه با بال خيال پرواز مي کند، آفتاب را مي بيند و سياهي شب را با آن مقايسه مي کند

مدیر تالارهای ورزش

سه شنبه 13 بهمن 1394  1:54 PM
تشکرات از این پست
fsmuosavi
namebaran
namebaran
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1392 
تعداد پست ها : 4155
محل سکونت : تهران

پاسخ به:رسانه های انقلابی

 

روزنامه های سال 1357,عناوین روزنامه های روزهای انقلاب سال 57,متن كامل روزنامه اطلاعات سال 57

روزنامه های سال 1357

 

آرشیو روزنامه کیهان سال 1357,روزنامه های سال 1357,روزنامه سال 57

روزنامه كيهان سال 1357

 

روزنامه های سال 1357,متن كامل روزنامه اطلاعات سال 57,روزنامه كيهان سال 1357

عناوین روزنامه های روزهای انقلاب سال 57

 

روزنامه های سال 1357,عناوین روزنامه های روزهای انقلاب سال 57,روزنامه سال 57

روزنامه اطلاعات سال 57

 

روزنامه كيهان سال 1357,روزنامه اطلاعات سال 57,متن كامل روزنامه اطلاعات سال 57

آرشیو روزنامه کیهان سال 1357

 

آرشیو روزنامه کیهان سال 1357,روزنامه های سال 1357,روزنامه اطلاعات سال 57

روزنامه سال 57

 

روزنامه های سال 1357,روزنامه سال 57,متن كامل روزنامه اطلاعات سال 57

متن كامل روزنامه اطلاعات سال 57

 

عناوین روزنامه های روزهای انقلاب سال 57,روزنامه های سال 1357,روزنامه سال 57

روزنامه های سال 1357

چشم برندار ازم می پاشه زندگیم

سه شنبه 13 بهمن 1394  8:05 PM
تشکرات از این پست
ehsan007060
دسترسی سریع به انجمن ها