از عوامل موثر در طلاق خاموش، صفت ناپسند عیب جویی زن و شوهر نسبت به یکدیگر است.
 

مقدمه 

امروزه واژه‌ای با عنوان طلاق عاطفی در جامعه ما باب شده و برای ذهن شما هم این واژه قریب است. این واژه گواه رابطه ای در حد هم خانگی صرف است. افراد در زیر یک سقف فقط با هم زندگی کرده و یا همدیگر را تحمل می‌کنند و این نوع رابطه برای افرادی که روزی با هزاران آرزو، عشق و علاقه ازدواج کردند دیگر هیچ نشانی از آن علاقه‌های آتشین نمانده است. 

مردم نسبت به اینکه زندگی مشترک را چگونه به پایان برسانند به دو دسته تقسیم می‌شوند: 1. یک گروه، بعد از اینکه همسرشان را باب میل خود ندیدند و با مشکلات فراوانی در زندگی روبرو شدند اقدام به طلاق می‌کنند و از همدیگر جدا می‌شوند.  2. یک دسته هم طلاق می‌گیرند اما از هم جدا نمی‌شوند و در زیر یک سقف زندگی می‌کنند اما دور از هم و احساسی نسبت به هم ندارند و فقط مانند یک هم خوابگاهی هستند که در کنار هم زندگی می‌کنند. (طلاق خاموش هم نام دیگر این طلاق است.) یکی از عوامل بسیار مهم در طلاق عاطفی، رفتارهای نامناسب یکی از همسران یا هر دوی آنهاست. رفتارهای نا متعارفی که از زوجین صورت می‌گیرد، زمینه را برای دلسردی نسبت به هم فراهم می‌سازد و حس نا امید کننده ای را در آنها بوجود می‌آورد. 
 

عوامل طلاق عاطفی

عدم توجه و دقت در انتخاب همسر با توجه به معیارهای علمی و حتی تجربه، عدم رعایت مرزها و حریم خصوصی در رابطه زوجینی و خانواده، فاجعه‌ سازی و بزرگ‌ نمایی وقایع و کم و کاستی‌های همسر، عدم پذیرش و عدم درک تفاوت‌ها، عدم توانایی در برقراری ارتباط موثر، اعتقاد به افکار ناکارآمد در مورد جنسیت و تاکید سنتی بر مرد سالاری و یا بالعکس از عوامل بروز طلاق عاطفی محسوب می‌شوند.

ما در اینجا به چند موارد از رفتار های نا متعارف اشاره می‌کنیم تا اگر در وجود ما بود، آنها را برطرف سازیم:
 

1.عصبانیت زوجین

همسران عصبانی می‌توانند زندگی را برای یکدیگر سخت کنند، عصبانیت‌ها، حساسیت‌های بی مورد، توهین و بی احترامی، این صفات می‌توانند مشکلی جدی در یک رابطه ایجاد کنند این رفتارها علی رغم اینکه شخص مقابل را ناراحت می‌کند به خود فرد نیز آسیب می‌ رساند، در این مواقع باید زوجین کنترل بیشتری بر روی خود داشته و آرامش خود را حفظ کنند و حتی شخص مقابل نیز به آرام کردن همسر عصبانی کمک کند تا با بیان ناراحتی‌های خود آرام شود. اگر این عصبانیت ها ادامه دار باشد، طرف مقابل را نسبت به زندگی، سرد می‌کند و منجر به طلاق عاطفی می‌شود. 
 

2. بد اخلاقی

صفت بدی که در تمام مراحل زندگی، نکوهیده است و باعث دوری انسان ها از زندگی شخص بد اخلاق می‌شود. بداخلاقی موجب افزایش هزینه های روانی خانواده و سنگین شدن زندگی می گردد. این روایات به ویژه درباره مردان صادر شده است. رسول اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) می فرماید : شرارکم اسوأکم خلقا، و اشده مؤنة واثقله علی اهله؛ بدترین شما کسی است که بداخلاق تر، پرهزینه تر، و برای خانواده اش گران بارتر باشد.[1]  همچنین در روایات تصریح شده که بداخلاقی موجب ملول شدن همسر می گردد. امام علی (علیه‌السلام) می فرمایند: من ضاق خلقه مله اهله؛ کسی که بداخلاق است، خانواده اش از او خسته و بیزار می‌شوند. [2]

این خستگی و بیزاری یعنی همان طلاق عاطفی و دور شدن زن و مرد از یکدیگر، اگر یکی از طرفین، مدام بداخلاقی کند و کام همسرش را تلخ کند، او هم یا به مقابله بر می‌خیزد یا اینکه از او دوری می‌کند. توصیه به افرادی که با فرد بد اخلاق زندگی می‌کنند. بر اساس آموزه های اسلامی، تاب آوردن و صبر کردن، بهترین واکنش به آن است. بردباری موجب کاهش فشار روانی می گردد و نابردباری بر دامنه مشکلات می افزاید. 
 

3. عیب جویی

از دیگر عوامل طلاق خاموش، صفت ناپسند عیب جویی زن و شوهر به یکدیگر است. با یادآوری کردن اینکه همسرتان فلان عیب را دارد و به خاطر آن عیب او را سرکوفت بزنید و همیشه به رخ او بکشید او را نسبت به خودتان سرد می کنید و زمینه را برای دوری از هم فراهم می‌سازید. در حالی که زوج های موفق یک خصوصیت ممتازی دارند که آنها را متمایز می‌کند. 

« همسران برتر هرگز ضعف های شخصیتی و عیوب احتمالی یکدیگر را برای کسی باز گو نمی کنند، به گونه ای که حتی پدران، مادران، خواهران، برادران، خویشان و دوستان ایشان نیز از عیوب احتمالی همسرشان با خبر نمی گردند. زنان و مردان هوشمند و عاقل آنان که الگوی زندگی شان فاطمه زهرا علیهاالسلام و علی علیه السلام است، هیچ گاه حکایت نارسایی ها و شکایت همسران خود را به نزد اعضای خانواده ی پدری خویش نمی برند، ایشان همواره تلاش دارند بین همسر و والدین و خواهران و برادران خود تألیف قلوب نمایند. »[3] صفت های دیگری مانند؛ بهانه جویی، سرزنش، فحش دادن، طعنه زدن و بسیاری از صفت های دیگر باعث می‌شود تا انسان احساس ناامیدی از طرف مقابل خودش کند یا حتی حس تنفر در او بوجود بیاید. اگر دوست دارید که خانواده شما از این خطر در امان بماند سعی کنید رفتارهای خودتان را اصلاح کنید. 

پی نوشت :
[1]محمد الحسین آل کاشف الغطاء، الفردوس، قم: دار انوارالهدی، ۱۳۸۴، جلد ۲، صفحه ۳۷۰.
[2] محمدبن یعقوب، کلینی، اصول کافی، جلد 5، تهران: دار الکتب الاسلامیه، 1388، ج۸، ص۲۳.
[3] غلامعلی افروز، روانشناسی خانواده - همسران برتر، قم: انجمن اولیاء و مربیان، 1394، صفحه 49.