اختصاص زمانی مناسب برای کودکان، می تواند زمینه ساز رشد هیجانی ایشان شود. 
 

وقتی سعی می کنیم دیگران را با انگیزه کنیم

ارائه دادن راهبردها و توصیه ها درباره چگونگی با انگیزه کردن خود و دیگران، راحت است. اگر کسی از شما بپرسد «چگونه می توانم کارمندانم را با انگیزه کنم تا خلاق تر باشند و جدی تر کار کنند؟»، احتمالا می توانید به سرعت پاسخ ظاهرا رضایت بخشی را ارائه دهید. مشکل این است که وقتی پاسخ های عقل سلیم افراد (مثل مشوق های جالب ارائه دهید) در معرض آزمون تجربی قرار گیرند، راهبردهای انگیزشی ارائه شده معمولا ناقص هستند و معلوم می شود که بی تأثیرند. گاهی آنها صدمه جدی نیز وارد می کنند، نظیر اینکه به همان انگیزه ای که فرد سعی دارد تقویت کند، آسیب می رسانند.
 
 اگر برای مدت طولانی انگیزش و هیجان را مطالعه کنید، به این نتیجه خواهید رسید که آنچه راحت به نظر می رسد، در واقع به ندرت خیلی مؤثر واقع می شود. برای مثال، معلمان جوایزی را به دانش آموزان می دهند تا انگیزش روخوانی آنها را افزایش دهند، کارفرمایان هدف هایی را برای کارکنان خود تعیین می کنند تا به آنها دست یابند، والدین گزینه هایی را به فرزندان خود ارائه می دهند تا اطاعت آنها را جلب کنند، و ما همگی به دیگران رهنمود و دستوراتی می دهیم که چه کاری باید انجام دهند. در واقع، انجام دادن همه اینها راحت است، ولی معمولا بی تأثیر نیز هستند و حتی صدمه انگیزشی وارد می کنند.
 

به ندرت موثر می شود

این یافته کلی «آنچه راحت به نظر می رسد به ندرت مؤثر واقع می شود» باعث شده است که پژوهشگران انگیزش و هیجان به میز نقشه کشی برگردند و برای به وجود آوردن مداخله های مؤثر و حمایت های انگیزشی، سخت تلاش کنند. برای مثال، در صورتی که معلمان برنامه درسی را به یک رشته فعالیت هایی تبدیل کنند که دانش آموزان آنها را جالب، کنجکاوی برانگیز، و الهام بخش بدانند، در باانگیزه کردن آنها خیلی موفق تر خواهند بود. چنانچه کارفرمایان دیدگاه کارکنان را در نظر بگیرند و از آنها دعوت کنند تا هدف های شغلی تعیین نمایند که از صمیم قلب مورد تأییدشان باشند، در باانگیزه کردن خلاقیت و سخت کوشی آنها خیلی موفق تر خواهند بود.
 
وقتی والدین فرصت های جالب تازه ای را برای فعالیت فرزندان خود تأمین کنند و منافع نهفته پرداختن به این فعالیت ها را برای آنها توضیح دهند، در ترغیب آنها به انجام دادن رفتارهایی که از لحاظ اجتماعی سازنده هستند، خیلی موفق تر خواهند بود. هر کسی، در صورتی که رهنمودها و دستورات خود را کنار بگذارد و به جای آن سعی کند بفهمد که چرا افرادی در حال حاضر دوست ندارند کار خاصی را انجام دهد و در عوض از دیگران توصیه می خواهند، در باانگیزه کردن آنها خیلی موفق تر خواهند بود. اجرای تمام این روش ها برای با انگیزه و مشغول کردن دیگران، تا اندازهای دشوار است، ولی این کتاب درباره همین است.
 

هیچ چیزی به اندازه یک نظریه خوب، مفید نیست

 در نظر بگیرید که چگونه ممکن است به یک سؤال انگیزشی نظیر این پاسخ بدهید: «چه چیزی باعث می شود که جو برای مدت طولانی، مطالعه جدی کند؟». برای پاسخ دادن، ممکن است با تحلیل عقل سلیم شروع کنید: (مثل «علت اینکه جو مطالعه جدی می کند این است که عزت نفس بالایی دارد».) به علاوه، امکان دارد مورد مشابهی را از تجربه شخصی خودتان به هنگامی که سخت تلاش می کردید به یاد آورید و بعد آن تجربه را به این موقعیت خاص تعمیم دهید: مثل «آخرین بار که مطالعه جدی کردم به این علت بود که روز بعد امتحان مهمی داشتم»). سومین راهبرد ممکن است یافتن فرد خبرهای در این زمینه باشد و از او جویا شوید (مثل همسایه من معلم باتجربه ای است؛ از او خواهم پرسید به نظر او چرا جو مطالعه جدی می کند».) همه اینها منابع خوب و آگاهی بخشی برای پاسخ دادن به سوال های انگیزشی هستند، اما منبع واقعا گرانبها، نظریه خوب است.
 
به طوری که قبلا در شکل ۱-۱ توضیح داده شد، نظریه یک رشته متغیر (مثل احساس کارایی، هدف ها، تلاش) و روابطی است که فرض شده بین این متغیرها وجود دارند ( مثل عقاید نیرومند احساس کارآمدی، افراد را به تعیین هدف ها ترغیب میکنند و وقتی هدفها تعیین شدند، تلاش زیاد را ترغیب می نمایند). نظریه ها یک چارچوب مفهومی برای تعبیر مشاهدات رفتاری تأمین می کنند و به عنوان پل های عقلانی برای متصل کردن سؤال ها و مسائل انگیزشی به پاسخ ها، راه حل ها، و کاربردهای رضایت بخش عمل می نمایند. پژوهشگر با در نظر داشتن نظریه انگیزش، به یک سؤال یا مسئله، در این راستا برخورد می کند: «خب، بر طبق نظریه تعیین هدف، دلیل اینکه جو مطالعه جدی و طولانی می کند این است که ...» وقتی هر فصل را مطالعه می کنید و با هر نظریه جدید انگیزش و هیجان آشنا می شوید، فایده پاسخ دادن به سؤال های انگیزشی را که برای شما خیلی اهمیت دارند، در نظر بگیرید.
 
جدول ۵- ۱، ۳۱ نظریه انگیزش را معرفی می کند که در فصل های بعدی آنها را مطالعه خواهید کرد. این نظریه ها به دو دلیل در اینجا ذکر شده اند. اول اینکه، این فهرست اشاره دارد که اساس تحلیل انگیزشی رفتار، نظریه های آن است. نظریه خوب به جای اینکه بازیچه انتزاعی دانشمندان باشد، ابزاری عملی و مفید برای حل کردن مسائلی است که دانش آموزان، معلمان، کارمندان، کارفرمایان، مدیران، ورزشکاران، مربیان، والدین، درمانگران و مراجعان با آنها روبرو هستند. به قول کورت لوین، هیچ چیزی به اندازه یک نظریه خوب، مفید نیست. نظریه ها به این علت مفید هستند که رهنمودی تجربی (مبتنی بر شواهد) برای آگاهی یافتن از چگونگی حل کردن یک مسئله فراهم می آورند.
 
دوم اینکه، فهرست نظریه ها می تواند وسیله ای برای زیر نظر گرفتن آشنایی فزاینده شما با مطالعه امروزی انگیزش و هیجان باشد. در حال حاضر، احتمالا با تعداد اندکی از این نظریه ها آشنا هستید، ولی آشنایی شما هفته به هفته افزایش خواهد یافت. چند ماه بعد، با ۳۱ نظریة مختلف ذکر شده در جدول ۵ - ۱، احساس آرامش بیشتری خواهید کرد. در این صورت، می توانید مطمئن باشید که آگاهی کامل و پیشرفته ای درباره انگیزش و هیجان خواهید داشت. وقتی نظریه های انگیزش را بدانید، انگیزش را خواهید دانست.
 
نویسنده: جان مارشال ریو
 
منبع: کتاب «انگیزش و هیجان»