ملیت :  ایرانی   -  قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
(تو 1326 ق)، عالم دینى، فقیه و واعظ. در اراك به دنیا آمد و در زادگاه خود مقدمات و قسمت عمده‏ى سطوح را نزد اساتید بزرگ فراگرفت. در اوایل تأسیس حوزه،شانزده ساله بود كه به قم رفت و سطوح را در قم تكمیل كرد و از اول دوره‏ى دوم درس اصول آیت‏الله حایرى و درس فقه ایشان كه «خیارات مكاسب» بود استفاده نمود. همچنین از درس آیت‏الله یثربى بهره برد و سطح و «كفایه» را در خدمت آیت‏الله میراز محمد ثابتى همدانى خواند و مقدارى از «فرائد» را خدمت آیت‏الله سید محمد تقى خوانسارى و آیت‏الله میرزا محمد على شاه آبادى همراه «منظومه‏ى حكمت» خوانده و همچنین «مكاسب» را خدمت این دو استاد استفاده كرد و نیز از محضر آیت‏الله سید ابوالحسن رفیعى قزوینى مقدارى از «منظومه‏ى حكمت» و «رسائل» شیخ را بهره گرفت. وى داراى طبعى موزون و ذوقى كامل بود. از آثارش. تأسیس كتابخانه در مسجد اراكیهاى مقیم تهران و جمع‏آورى كتب براى آن بود. از آثار علمى او: «الغرائب» یا «مظهر العجائب فى غرائب الامام على بن ابى‏طالب (ع)»، در چند مجلد؛ «ابوطالب و فرزندانش»، در اثبات ایمان ابى‏طالب از طرق اهل سنت، دو مجلد؛ «الكعبه و ولیدها»؛ «توشه‏دان گدا»؛ «جهاز عروس و داماد»؛ «ادب گفتار»؛ «ادب كردار»؛ «تناثر النجوم فى ارض الطفوف»؛ «دیوان» شعر؛ «افاضه الحرمین»؛ «سراح الحاج»، منظومه‏اى در عمل حج؛ «منهاج الحاج»، مختصرى در حج استدلالى، رساله‏اى در «رد عشره‏ى مبشره»؛ «انقلاب اسلامى قرن 14»؛ «صراط مستقیم كى و كجاست؟».[1] حاج شیخ محمدتقى صدراء اراكى از علماء اعلام و مبلغین گرام و وعاظ به نام معاصر است در تهران در حدود سال 1319 ق در اراك متولد شده و در آنجا مقدمات و ادبیات را آموخته و سطوح را در نزد مرحوم سلطان‏العلماء اراكى و آیت‏الله آقانور و علماء دیگر حوزه علمیه حوزه اراك خوانده و پس از انتقال حوزه علمیه از اراك به قم مهاجرت به قم نموده و چندین سال از محضر مرحوم آیت‏الله حایرى و آیات دیگر استفاده نموده آنگاه به وطن مراجعت و بالغ بر بیست سال اقامت جماعت و ترویج دین و تبلیغ احكام و خدمات دینى و روحى كرده و به واسطه بعضى از جهات و دعوت عده‏اى از مردم اراك مقیم تهران و دیگران مهاجرت كلى به تهران نموده و در خیابان گرگان در مسجد آبرومندى به اقامه جماعت و در هیئت محترم بنى‏فاطمه كه از هیئات باعظمت و مجد تهران و مجالس و مسجد دیگر تهران و شهر رى و حومه تهران و روى به منبر رفته و داد سخن داده انجام وظیفه دینى مى‏نمایند. مولف گوید: معظم‏له از وعاظ با فضل و منبرى بسیار آموزنده و مفید دارد و عموم طبقات از منابر وى استفاده كرده و بهره‏مند مى‏شوند. داراى طبع شعر و ذوق سرشاریست و اشعارى در مراثى و مدایح و مواعظ و نصایح دارد و نیز داراى تالیفاتى مى‏باشد كه هنوز به طبع نرسیده است. شیخ محمدتقى بن العالم المجاهد المحامى حاج شیخ محمدباقر از علماء مبرز و خطباء نامى و مبلغین سامى اراكى مطهر تهران است. ایشان در سال 1326 ق در اراك به دنیا آمده و در زادگاه خود مقدمات و قسمت عمده سطوح را نزد اساتید بزرگ فراگرفته و در سال تاسیس حوزه علمیه قم كه آیت‏اللَّه العظمى حایرى یزدى مؤسس و بنیان‏گذار حوزه به اصرار قمین و تهرانین از اراك به قم هجرت كردند و چهل شب تمام ائمه جماعت قم نماز جماعات خود را تعطیل و به ایشان اقتدا نمودند و مواجه با اصرار و ابرام قمیین و تهرانیین شدند كه باید در قم توطن فرموده و حوزه علمیه اراك را به قم منتقل فرمائید. و ایشان مردد بودند و استخاره كردند كه آیا حوزه علمیه را به قم انتقال دهند یا نه پس تفال به قرآن زدند پس باز قرآن مانند همیشه معجزه كرد از آن معجزه‏هائیكه فراموش شدنى نیست زیرا این آیه آمد (و اتونى باهلكم اجمعین) كه یوسف به پدر و برادرت پیام داد كه من عزیز مصر شدم و همه با خانواده‏هایتان نزد من بیائید و كسى را باقى نگذارید. مرحوم آقاى حایرى هم به مفاد همین آیه براى حوزه علمیه اراك نوشتند كه همه‏تان با زن و بچه حركت كنید. مترجم ما در آن موقع شانزده ساله بود و والدش راضى به مسافرت نمى‏شد و از مرحوم آیت‏اللَّه حایرى سئوال شده بود ایشان ادامه تحصیل را براى مشتغل واجب عینى مى‏دانستند بنابراین تصمیم مى‏گیرند كه بدون اجازه والدشان به قم بیایند ولى خوشبختانه راضى شده و گریه شوق و رضا نموده پس به قم عزیمت و پس از ورود در سلك مهاجرین الى‏اللَّه در آمده و سطوح را در قم تكمیل و از اول دوره دوم درس اصول آیت‏اللَّه حایرى و درس فقه‏شان كه (خیارات مكاسب) بود حاضر و استفاده نموده و پیش از آن صبح‏ها در درس مرحوم آیت‏اللَّه یثربى كه از مبرزین شاگردان مرحوم آیت‏اللَّه آقا ضیاءالدین عراقى بوده بهره‏مند شده و سطح كفایه را در خدمت مرحوم آیت‏اللَّه میرزا محمد ثابتى همدانى خوانده مقدارى از فرائد را هم خدمت آیت‏اللَّه حاج سید محمدتقى خونسارى و مرحوم آیت‏اللَّه حاج میرزا محمدعلى شاه‏آبادى با منظومه حكمت خوانده و همچنین مكاسب را خدمت این دو بزرگوار استفاده نموده و نیز از محضر مرحوم آیت‏اللَّه حاج سید ابوالحسن رفیعى قزوینى مقدارى از منظومه حكمت و رسائل شیخ را استفاده نموده و در سال 1343 ق كه آیات عظام نجف (مرحوم اصفهانى و نائینى و غیره كه تبعید به ایران و قم شده و شروع به تدریس نمودند نسبت به مرحوم آیت‏اللَّه اصفهانى ارادتى شدید داشته‏اند... سلطنت غاصبانه طاغوتى رضاخان (زندیق) پیش آمد و با آنكه همه طلاب امتحان داده و داراى جواز بودند مامورین جهنم اهل بهشت را تا (در بهشت) على بن جعفر و حتى خود بهشت (كه فرمودند یك در بهشت در قم باز مى‏شود) تعقیب مى‏كردند و چون مامورین كه داخل مدرسه فیضیه مى‏شدند طلاب از طبقه دوم اطاق‏ها خود را در رودخانه پرتاب مى‏كردند. عوامل جنایتكار رضاخان به دستور وى با بودن آیت‏اللَّه العظمى حایرى و قمى و اصفهانى و سایر آیات كشف حجاب (یا كشف عورت) نموده و حرم حضرت ثامن‏الائمه علیه و علیهم‏السلام را به توپ و تفنگ بسته و هركس از اهل علم كه مأمنى سراغ داشت به آنجا گریخته و مابقى هم در قم در هر دقیقه و ساعتى مواجه با گرگان آدم‏نماى از عمال جنایت‏كار دولت مى‏شدند آقاى صدرا در آن موقع از روى اضطراب به اراك رفته و به جهت اداره یتیمانى كه عهده‏دار مخارج آنها بود به منبر و وعظ پرداخته و از این راه هم خدمت به عائله والدش نموده و هم بهترین خدمات را در ارشاد مردم به شرع بنماید. سال 1357 شمسى پیش آمد و فرمان اتحاد شكل و پوشیدن كت و شلوار و كلاه پهلوى به سر گذاردن صادر شده و با گذرانیدن از مجلس شوم قانونى كردند و با هزاران دسایس و وسائل عده‏اى از پوشیدن لباس متحدالشكلى به نام محدث مجتهد - مدرس طلبه‏اى واجد یكى از سه رتبه باشد و متصدى امور حسبیه و امام جماعت و هاخام یهود و كشیش نصارى و مرید زردشتى كه تمام آنها هم باید جواز مخصوص از وزارت معرف و علوم آن روز داشته باشند. خلاصه شرح زندگینامه معظم‏له بسیار و در خور كتاب جداگانه‏اى است و تا جائیكه براى نگارنده امكان داشت فشرده آن را انتخاب و اقتباس نموده و در اختیار عموم قرار دادم مترجم گرامى در شهرستان اراك به اقامه جماعت و تبلیغ احكام و تنویر افكار و نشر معارف اسلامى و بالاخص مكتب ولایت پرداخته و خدمات چشمگیرى در شهر و حومه آن نموده و آثار خالده‏اى از خود به جا گذارده و پس از آن سفرى به تهران نموده و در آنجا روى اصرار و ابرام اراكى‏هاى مقیم پایتخت اقامت در آن سواد اعظم را اختیار و در مسجد همشهریهاى خود به اقامه جماعت و ترویج دین پرداخته و باقیات الصالحاتى از خود مانند تاسیس كتابخانه و جمع آورى كتابهاى مختلف سودمند و مفید دینى تا حدود نه مغازه كوچك و بزرگ براى تامین مخارج آب و برق و خادم مسجد و مازاد آن براى امام مسجد ساخته و تا كنون از آن بهره‏بردارى مى‏شود. آقاى صدرا داراى بیانى جامع و قاطع و آموزنده هستند و بسیارى از گم‏گشتگان دینى از مواعظ و اندرزها و خطابه‏هاى ایشان به راه آمده و متنبه شده و پابند دین و نماز و مبانى دینى گشته‏اند. داراى طبعى موزن و ذوقى كامل و جالب و ادیبانه و خردمندانه مى‏باشد.