محمد تقی صدرا
(تو 1326 ق)، عالم دینى، فقیه و واعظ. در اراك به دنیا آمد و در زادگاه خود مقدمات و قسمت عمدهى سطوح را نزد اساتید بزرگ فراگرفت. در اوایل تأسیس حوزه،شانزده ساله بود كه به قم رفت و سطوح را در قم تكمیل كرد و از اول دورهى دوم درس اصول آیتالله حایرى و درس فقه ایشان كه «خیارات مكاسب» بود استفاده نمود. همچنین از درس آیتالله یثربى بهره برد و سطح و «كفایه» را در خدمت آیتالله میراز محمد ثابتى همدانى خواند و مقدارى از «فرائد» را خدمت آیتالله سید محمد تقى خوانسارى و آیتالله میرزا محمد على شاه آبادى همراه «منظومهى حكمت» خوانده و همچنین «مكاسب» را خدمت این دو استاد استفاده كرد و نیز از محضر آیتالله سید ابوالحسن رفیعى قزوینى مقدارى از «منظومهى حكمت» و «رسائل» شیخ را بهره گرفت. وى داراى طبعى موزون و ذوقى كامل بود. از آثارش. تأسیس كتابخانه در مسجد اراكیهاى مقیم تهران و جمعآورى كتب براى آن بود. از آثار علمى او: «الغرائب» یا «مظهر العجائب فى غرائب الامام على بن ابىطالب (ع)»، در چند مجلد؛ «ابوطالب و فرزندانش»، در اثبات ایمان ابىطالب از طرق اهل سنت، دو مجلد؛ «الكعبه و ولیدها»؛ «توشهدان گدا»؛ «جهاز عروس و داماد»؛ «ادب گفتار»؛ «ادب كردار»؛ «تناثر النجوم فى ارض الطفوف»؛ «دیوان» شعر؛ «افاضه الحرمین»؛ «سراح الحاج»، منظومهاى در عمل حج؛ «منهاج الحاج»، مختصرى در حج استدلالى، رسالهاى در «رد عشرهى مبشره»؛ «انقلاب اسلامى قرن 14»؛ «صراط مستقیم كى و كجاست؟».[1]
حاج شیخ محمدتقى صدراء اراكى از علماء اعلام و مبلغین گرام و وعاظ به نام معاصر است در تهران در حدود سال 1319 ق در اراك متولد شده و در آنجا مقدمات و ادبیات را آموخته و سطوح را در نزد مرحوم سلطانالعلماء اراكى و آیتالله آقانور و علماء دیگر حوزه علمیه حوزه اراك خوانده و پس از انتقال حوزه علمیه از اراك به قم مهاجرت به قم نموده و چندین سال از محضر مرحوم آیتالله حایرى و آیات دیگر استفاده نموده آنگاه به وطن مراجعت و بالغ بر بیست سال اقامت جماعت و ترویج دین و تبلیغ احكام و خدمات دینى و روحى كرده و به واسطه بعضى از جهات و دعوت عدهاى از مردم اراك مقیم تهران و دیگران مهاجرت كلى به تهران نموده و در خیابان گرگان در مسجد آبرومندى به اقامه جماعت و در هیئت محترم بنىفاطمه كه از هیئات باعظمت و مجد تهران و مجالس و مسجد دیگر تهران و شهر رى و حومه تهران و روى به منبر رفته و داد سخن داده انجام وظیفه دینى مىنمایند.
مولف گوید: معظمله از وعاظ با فضل و منبرى بسیار آموزنده و مفید دارد و عموم طبقات از منابر وى استفاده كرده و بهرهمند مىشوند. داراى طبع شعر و ذوق سرشاریست و اشعارى در مراثى و مدایح و مواعظ و نصایح دارد و نیز داراى تالیفاتى مىباشد كه هنوز به طبع نرسیده است.
شیخ محمدتقى بن العالم المجاهد المحامى حاج شیخ محمدباقر از علماء مبرز و خطباء نامى و مبلغین سامى اراكى مطهر تهران است.
ایشان در سال 1326 ق در اراك به دنیا آمده و در زادگاه خود مقدمات و قسمت عمده سطوح را نزد اساتید بزرگ فراگرفته و در سال تاسیس حوزه علمیه قم كه آیتاللَّه العظمى حایرى یزدى مؤسس و بنیانگذار حوزه به اصرار قمین و تهرانین از اراك به قم هجرت كردند و چهل شب تمام ائمه جماعت قم نماز جماعات خود را تعطیل و به ایشان اقتدا نمودند و مواجه با اصرار و ابرام قمیین و تهرانیین شدند كه باید در قم توطن فرموده و حوزه علمیه اراك را به قم منتقل فرمائید. و ایشان مردد بودند و استخاره كردند كه آیا حوزه علمیه را به قم انتقال دهند یا نه پس تفال به قرآن زدند پس باز قرآن مانند همیشه معجزه كرد از آن معجزههائیكه فراموش شدنى نیست زیرا این آیه آمد (و اتونى باهلكم اجمعین) كه یوسف به پدر و برادرت پیام داد كه من عزیز مصر شدم و همه با خانوادههایتان نزد من بیائید و كسى را باقى نگذارید.
مرحوم آقاى حایرى هم به مفاد همین آیه براى حوزه علمیه اراك نوشتند كه همهتان با زن و بچه حركت كنید.
مترجم ما در آن موقع شانزده ساله بود و والدش راضى به مسافرت نمىشد و از مرحوم آیتاللَّه حایرى سئوال شده بود ایشان ادامه تحصیل را براى مشتغل واجب عینى مىدانستند بنابراین تصمیم مىگیرند كه بدون اجازه والدشان به قم بیایند ولى خوشبختانه راضى شده و گریه شوق و رضا نموده پس به قم عزیمت و پس از ورود در سلك مهاجرین الىاللَّه در آمده و سطوح را در قم تكمیل و از اول دوره دوم درس اصول آیتاللَّه حایرى و درس فقهشان كه (خیارات مكاسب) بود حاضر و استفاده نموده و پیش از آن صبحها در درس مرحوم آیتاللَّه یثربى كه از مبرزین شاگردان مرحوم آیتاللَّه آقا ضیاءالدین عراقى بوده بهرهمند شده و سطح كفایه را در خدمت مرحوم آیتاللَّه میرزا محمد ثابتى همدانى خوانده مقدارى از فرائد را هم خدمت آیتاللَّه حاج سید محمدتقى خونسارى و مرحوم آیتاللَّه حاج میرزا محمدعلى شاهآبادى با منظومه حكمت خوانده و همچنین مكاسب را خدمت این دو بزرگوار استفاده نموده و نیز از محضر مرحوم آیتاللَّه حاج سید ابوالحسن رفیعى قزوینى مقدارى از منظومه حكمت و رسائل شیخ را استفاده نموده و در سال 1343 ق كه آیات عظام نجف (مرحوم اصفهانى و نائینى و غیره كه تبعید به ایران و قم شده و شروع به تدریس نمودند نسبت به مرحوم آیتاللَّه اصفهانى ارادتى شدید داشتهاند...
سلطنت غاصبانه طاغوتى رضاخان (زندیق) پیش آمد و با آنكه همه طلاب امتحان داده و داراى جواز بودند مامورین جهنم اهل بهشت را تا (در بهشت) على بن جعفر و حتى خود بهشت (كه فرمودند یك در بهشت در قم باز مىشود) تعقیب مىكردند و چون مامورین كه داخل مدرسه فیضیه مىشدند طلاب از طبقه دوم اطاقها خود را در رودخانه پرتاب مىكردند.
عوامل جنایتكار رضاخان به دستور وى با بودن آیتاللَّه العظمى حایرى و قمى و اصفهانى و سایر آیات كشف حجاب (یا كشف عورت) نموده و حرم حضرت ثامنالائمه علیه و علیهمالسلام را به توپ و تفنگ بسته و هركس از اهل علم كه مأمنى سراغ داشت به آنجا گریخته و مابقى هم در قم در هر دقیقه و ساعتى مواجه با گرگان آدمنماى از عمال جنایتكار دولت مىشدند آقاى صدرا در آن موقع از روى اضطراب به اراك رفته و به جهت اداره یتیمانى كه عهدهدار مخارج آنها بود به منبر و وعظ پرداخته و از این راه هم خدمت به عائله والدش نموده و هم بهترین خدمات را در ارشاد مردم به شرع بنماید.
سال 1357 شمسى پیش آمد و فرمان اتحاد شكل و پوشیدن كت و شلوار و كلاه پهلوى به سر گذاردن صادر شده و با گذرانیدن از مجلس شوم قانونى كردند و با هزاران دسایس و وسائل عدهاى از پوشیدن لباس متحدالشكلى به نام محدث مجتهد - مدرس طلبهاى واجد یكى از سه رتبه باشد و متصدى امور حسبیه و امام جماعت و هاخام یهود و كشیش نصارى و مرید زردشتى كه تمام آنها هم باید جواز مخصوص از وزارت معرف و علوم آن روز داشته باشند.
خلاصه شرح زندگینامه معظمله بسیار و در خور كتاب جداگانهاى است و تا جائیكه براى نگارنده امكان داشت فشرده آن را انتخاب و اقتباس نموده و در اختیار عموم قرار دادم مترجم گرامى در شهرستان اراك به اقامه جماعت و تبلیغ احكام و تنویر افكار و نشر معارف اسلامى و بالاخص مكتب ولایت پرداخته و خدمات چشمگیرى در شهر و حومه آن نموده و آثار خالدهاى از خود به جا گذارده و پس از آن سفرى به تهران نموده و در آنجا روى اصرار و ابرام اراكىهاى مقیم پایتخت اقامت در آن سواد اعظم را اختیار و در مسجد همشهریهاى خود به اقامه جماعت و ترویج دین پرداخته و باقیات الصالحاتى از خود مانند تاسیس كتابخانه و جمع آورى كتابهاى مختلف سودمند و مفید دینى تا حدود نه مغازه كوچك و بزرگ براى تامین مخارج آب و برق و خادم مسجد و مازاد آن براى امام مسجد ساخته و تا كنون از آن بهرهبردارى مىشود.
آقاى صدرا داراى بیانى جامع و قاطع و آموزنده هستند و بسیارى از گمگشتگان دینى از مواعظ و اندرزها و خطابههاى ایشان به راه آمده و متنبه شده و پابند دین و نماز و مبانى دینى گشتهاند.
داراى طبعى موزن و ذوقى كامل و جالب و ادیبانه و خردمندانه مىباشد.
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.