دارا
ملیت : ایرانی
-
قرن : 0
منبع : ایران در عهد باستان
از این پادشاه در كتابهاى پهلوى چندبار سخن رفته است. و به روایت دینكرد، او فرمان داد كه دو نسخه از اوستا و زند را حفظ كنند، و بنا به مأخذ پهلوى و فارسى و عربى اسكندر در روزگار او به ایران تاخت. به روایت فردوسى این شاه دارا پسر داراب بود. وى مردى تندخو بود، و مردم از او رنجیدهخاطر شدند، و شهر زرنوش را او بنا نهاد. دارا سفیرى نزد اسكندر فرستاد و مطالبهى خراجى را كه فیلیفوس بر عهده گرفته بود كرد. این اقدام براى اسكندر بهانهى جنگ با ایران گردید. دارا لشكرى آراست و با اسكندر جنگ كرد و شكست خورد و به كرمان گریخت. و از پادشاه هند مدد خواست. اما اسكندر از پس او برسید، و در این هنگام دو دستور او ماهیار و جانوسیار به امید رسیدن به جاه و مقام در خدمت اسكندر، شاه را هلاك كردند، و كشور ایران به دست اسكندر افتاد. اسكندر بر بالین دارا رفت، و در دم واپسین او را نوازشها كرد.
دارا از اسكندر سه خواهش نمود: اول كشندگان او را قصاص كند، دوم دخت او روشنك را ازدواج نماید، سوم شخص بیگانه را به امارت پارس نگمارد. اسكندر وصایاى او را پذیرفت و دارا درگذشت. نعش او را باشكوه هرچه تمامتر به فرمان اسكندر به خاك سپردند.
این شاه همان داریوش سوم است؛ و كاملا با تاریخ مطابقت دارد. تندخویى كه به او نسبت مىدهند از حقایق تاریخى نیست! همینطور مطالبهى باج از روم یعنى مقدونیه و یونان و رسیدن اسكندر از دنبال او، هیچكدام مطابقت با تاریخ ندارد. و اگر ركسانه زن اسكندر را مصحف روشنك بدانیم، باز او دختر اكسیارتس والى باختر مىشود، نه دخت داریوش، و در حقیقت دختر داریوش استاتیرا بود، به معنى ستاره، كه اسكندر با او ازدواج كرد.
فعالیت ها : : مشاهیر / سیاست
تازه های مشاهیر
ارسال نظر
در ارسال نظر شما خطایی رخ داده است
کاربر گرامی، ضمن تشکر از شما نظر شما با موفقیت ثبت گردید. و پس از تائید در فهرست نظرات نمایش داده می شود
نام :
ایمیل :
نظرات کاربران
{{Fullname}} {{Creationdate}}
{{Body}}