عبدالله سبوحی
ملیت : ایرانی
-
قرن : 14
منبع : گنجینه دانشمندان (جلد دوم)
حاج میرزا عبدالله واعظ تهرانى طاب ثراه از وعاظ و گویندگان مشهور تهران كه در عصر خود ریاستى بر وعاظ مركز و اهل منبر داشت واعظى بود دانشمند و خطیبى بود ارجمند و در زمان خود مجاهدى فداكار و از مخالفین سرسخت مشروطه و از شاگردان و خواص اصحاب مرحوم آیتالله حاج شیخ فضلالله شهید نورى بود كه تا آخرین لحظهاش با كمال صراحت از مشروطیت و مشروطهخواهان و مجلسین انتقاد مىكرد.
منبرى داشت جامع و با بیان صریح و بدون هیچ ترس و بیمى امر به معروف و نهى از منكر مىنمود بسیار خوش مجلس و خوش محاوره و قابل استفاده و غالب منابرش مهیج قلوب و محرك افراد و بسیارى از منابرش انقلابى بود و جوش و حرارتى به شنوندگان مىداد خاطراتى نگارنده از آن مرحوم دارم كه اگر بخواهم آنها را بنویسم و خاطرات دیگران را درباره آن مرحوم یك كتابى خواهد شد.
دو خاطره از آن مرحوم در بیدارى و خواب دارم كه چون جنبه آموزندگى و تنبه دارد مىنگارم.
1- در شهر رى در ایام فاطمیه سال 1312 شمسى در منزلى ده روز منبر رفت و جمعیت بسیارى از مردم رى و تهران براى استفاده مىآمدند. نگارنده كه در آن تاریخ بیش از دوازده سال نداشتم در روز وفات حضرت صدیقه طاهره سلامالله علیها در آن مجلس رفته و مجذوب بیانات پرشور و مهیج ایشان بودم تا رسید به روضه و فریاد زد كه مردم چرا ساكت و آرامید مگر نمىدانید این ساعت چه ساعتیست همانا این ساعت موقع احتضار حضرت فاطمه سلامالله علیهاست كه صداى شیون مردم برخاست و من كه از اول منبر ایشان منقلب بودم ناگاه صیحهاى زده و مدهوش شدم و در آن حال دیدم انوار خمسه طیبه علیهمالسلام را كه در آن مجلس حاضر شده و مردم را مورد لطف خود قرار دادهاند مردم از وضع من منقلب شده و مجلس به هم خورد و من بعد از ساعتى به هوش آمدم و دیدم مردانى از اشراف و اعیان رى اطراف مرا گرفته و مرا ماساژ و مالش مىدهند و من دست و پایم و زبانم به حالت فلج آمده و چند روزى با این وضع بودم و مردم مىآمدند و از من استفسار كرده و دست بر بدن من مىمالیدند و مىگفتند نظر كرده شده است.
2- در شب دوشنبه جمادىالاولى 1371 در قم خوابیده بودم در عالم خواب مجلس بزرگى دیدم كه مرحوم حاج میرزا عبدالله واعظ بالاى منبر و از همان منبرهاى پراحساسات رفته و ناگهان فریاد زد چرا مردم آرام و ساكت نشستهاید مگر نمىدانید. امشب چه شب است شب وفات و شهادت مسلم بن عقیل نایب خاص حضرت سیدالشهداء علیهالسلام است برخیزید عزادارى كنیم این جمله را گفت و از منبر به زیر آمده در حالى كه او و یا دیگرى فریاد مىزد (مات ولى الحجه مات الحجه) و این جمله را گفت و همه مىگفتند من با وحشت از خواب پریده و مترصد حادثهاى گردیدم تا ظهر آن روز كه بلندگوها و رادیو ایران اعلام كرد آیتالله حجت از دنیا رفته و تعبیر خواب مزبور را همان روز دیدم كه چگونه علماء و محصلین مىگریستند و مىگفتند (مات ولى الحجه مات الحجه) آن مرحوم در سال 1383 قمرى از دنیا رفته و جنازهاش چندى در رى امانت و بعد حمل به نجف اشرف و در وادىالسلام مدفون گردید.
فعالیت ها : : مشاهیر / عالمان و دانشمندان / تبلیغ
تازه های مشاهیر
ارسال نظر
در ارسال نظر شما خطایی رخ داده است
کاربر گرامی، ضمن تشکر از شما نظر شما با موفقیت ثبت گردید. و پس از تائید در فهرست نظرات نمایش داده می شود
نام :
ایمیل :
نظرات کاربران
{{Fullname}} {{Creationdate}}
{{Body}}