يکشنبه، 21 فروردين 1390
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما

عبدالله سبوحی

عبدالله سبوحی
حاج میرزا عبدالله واعظ تهرانى طاب ثراه از وعاظ و گویندگان مشهور تهران كه در عصر خود ریاستى بر وعاظ مركز و اهل منبر داشت واعظى بود دانشمند و خطیبى بود ارجمند و در زمان خود مجاهدى فداكار و از مخالفین سرسخت مشروطه و از شاگردان و خواص اصحاب مرحوم آیت‏الله حاج شیخ فضل‏الله شهید نورى بود كه تا آخرین لحظه‏اش با كمال صراحت از مشروطیت و مشروطه‏خواهان و مجلسین انتقاد مى‏كرد. منبرى داشت جامع و با بیان صریح و بدون هیچ ترس و بیمى امر به معروف و نهى از منكر مى‏نمود بسیار خوش مجلس و خوش محاوره و قابل استفاده و غالب منابرش مهیج قلوب و محرك افراد و بسیارى از منابرش انقلابى بود و جوش و حرارتى به شنوندگان مى‏داد خاطراتى نگارنده از آن مرحوم دارم كه اگر بخواهم آنها را بنویسم و خاطرات دیگران را درباره آن مرحوم یك كتابى خواهد شد. دو خاطره از آن مرحوم در بیدارى و خواب دارم كه چون جنبه آموزندگى و تنبه دارد مى‏نگارم. 1- در شهر رى در ایام فاطمیه سال 1312 شمسى در منزلى ده روز منبر رفت و جمعیت بسیارى از مردم رى و تهران براى استفاده مى‏آمدند. نگارنده كه در آن تاریخ بیش از دوازده سال نداشتم در روز وفات حضرت صدیقه طاهره سلام‏الله علیها در آن مجلس رفته و مجذوب بیانات پرشور و مهیج ایشان بودم تا رسید به روضه و فریاد زد كه مردم چرا ساكت و آرامید مگر نمى‏دانید این ساعت چه ساعتیست همانا این ساعت موقع احتضار حضرت فاطمه سلام‏الله علیهاست كه صداى شیون مردم برخاست و من كه از اول منبر ایشان منقلب بودم ناگاه صیحه‏اى زده و مدهوش شدم و در آن حال دیدم انوار خمسه طیبه علیهم‏السلام را كه در آن مجلس حاضر شده و مردم را مورد لطف خود قرار داده‏اند مردم از وضع من منقلب شده و مجلس به هم خورد و من بعد از ساعتى به هوش آمدم و دیدم مردانى از اشراف و اعیان رى اطراف مرا گرفته و مرا ماساژ و مالش مى‏دهند و من دست و پایم و زبانم به حالت فلج آمده و چند روزى با این وضع بودم و مردم مى‏آمدند و از من استفسار كرده و دست بر بدن من مى‏مالیدند و مى‏گفتند نظر كرده شده است. 2- در شب دوشنبه جمادى‏الاولى 1371 در قم خوابیده بودم در عالم خواب مجلس بزرگى دیدم كه مرحوم حاج میرزا عبدالله واعظ بالاى منبر و از همان منبرهاى پراحساسات رفته و ناگهان فریاد زد چرا مردم آرام و ساكت نشسته‏اید مگر نمى‏دانید. امشب چه شب است شب وفات و شهادت مسلم بن عقیل نایب خاص حضرت سیدالشهداء علیه‏السلام است برخیزید عزادارى كنیم این جمله را گفت و از منبر به زیر آمده در حالى كه او و یا دیگرى فریاد مى‏زد (مات ولى الحجه مات الحجه) و این جمله را گفت و همه مى‏گفتند من با وحشت از خواب پریده و مترصد حادثه‏اى گردیدم تا ظهر آن روز كه بلندگوها و رادیو ایران اعلام كرد آیت‏الله حجت از دنیا رفته و تعبیر خواب مزبور را همان روز دیدم كه چگونه علماء و محصلین مى‏گریستند و مى‏گفتند (مات ولى الحجه مات الحجه) آن مرحوم در سال 1383 قمرى از دنیا رفته و جنازه‏اش چندى در رى امانت و بعد حمل به نجف اشرف و در وادى‏السلام مدفون گردید.
تبلیغات در راسخون
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.