ملیت :  ایرانی   -  قرن : 14 منبع : گنجینه دانشمندان (جلد چهارم)
حاج سید عزیزاللَّه تهرانى على بن السید نصراللَّه بن السید ابى‏القاسم ابن السید على نقى الخراسانى تهرانى معروف بدعاء نویس، عالمى بزرگ و پارسائى بزرگوار بودند. وى از شاگردان مرحوم علامه حاج شیخ تهرانى بودند و سالها در نجف اشرف ملازم ابحاث مشاهیر فقهاء آن سامان بودند و در ضمن اشتغال مواظب وظائف شرعیه و زیارات مخصوصه و نوافل و ریاضات شرعیه و ملتزم غالب مستحبات بودند و در مشاهد مشرفه حالاتى داشتند و بسیار در آن اماكن مقدسه توقف مى‏نمودند و براى ایشان منامات و مكاشفات و مشاهدات عجیبه بوده است كه یكى از آنها را در اینجا مى‏نگارم: تشرف آن مرحوم بمكه معظمه بطى الارض بملازمت حضرت ولى عصر عجل اللَّه فرجه در ایامى كه اشتغال بتحصیل داشتند در نجف مشرف مى‏شوند بكربلا براى زیارت حضرت حسین علیه‏السلام و شبكه ضریح مطهر را گرفته و دعا مى‏كند براى توفیق تشرف به مكه معظمه و قسم مى‏دهد خداى متعال را بحق پیغمبر و آل طاهرینش علهیم‏السلام اینكه حاجتش را رد نكند. پس از حرم بیرون آمده شخصى را ملاقات میكند و میگوید آیا مایل هستید پیاده بمكه برویم میگوید آرى پس با هم توافق كرده وقت معین و مكان مخصوصى را تعیین مى‏نماید براى مسافرت و امر مى‏كند كه توشه كمى بردارد و در آن وقت و آن مكان حاضر شده و باتفاق از كربلا بیرون مى‏روند و چون كمى راه مى‏روند بیك چشمه آب صاف رسیده و آن شخص قبله را براى او تعیین و مى‏گوید همینجا باش تا عصر كه من مى‏آیم و مى‏رود آنگاه وقت موعد آمده و كمى راه مى‏روند بچشمه آب دیگر رسیده و باز قبله را نشان او داده و مى‏فرماید شب را در اینجا باش تا صبح كه نزد تو مى آیم و مى‏رود و صبح حاضر شده و مى‏روند تا به چشمه سوم رسیده و قبله را براى او مشخص و مى‏گوید اینجا بیتوته كن تا صبح كه بیایم و در موقع وعده آمده تا هفت روز بهمین كیفیت كه هیچ آبادى نمى‏بینند و در روز هفتم خانه‏ها و آبادى مى‏بیند پس آن شخص میفرماید برو تا باین شهر برسى وقتى به آن آبادى میرسد مى‏بیند كه مكه مكرمه است و دیگر رفیق سفرش را نمى‏بنید و بعد از مدت طولانى حجاج مى‏رسند كه در میان آنها جمعى از اهل تهران كه از آنها پسر عمویش حاج سید خلیل اللَّه تهرانى بوده و همگى تعجب مى‏كنند و ایشان قضیه را نقل مى‏نماید و بعد از اداء مناسك مراجعت مى‏كنند و تمام حجاج ویرا بى نهایت احترام مى نمایند. و سفر دیگر به مكه مشرف شده و به تهران مراجعت و بریاضات شرعیه اشتغال مى‏ورزد و خوراك و خواب خود را كم و به عبادات از صیام نهار و قیام لیل پرداخته و شبهاى جمعه در حرم سیدنا عبدالعظیم حسنى علیه‏السلام تا صبح بیتوته نموده و یك ختم قرآن تلاوت مى‏نمود. مشهور به مستجب الدعوه شده و دعایش مجرب بود. براى هر كس مینوشت و دعا میكرد مستجاب میشد و از این جهت معروف بدعانویس شد و عوام تصور مى‏كردند تسخیر جن دارد زیرا مصروعین و غشى‏ها را نزد او آورده و ایشان دعا نموده و یا دعا مى‏دادند فورا خوب میشد، بسیارى از بیماران را عافیت بخشیده و رفع ابتلاها بدعاء وى مى‏شد تا در سال 1322 ق در تهران رحلت نموده و در رواق مطهر حضرت عبدالعظیم حسنى علیه‏السلام مدفون گردید. از باقیات الصالحات ایشان است دو فرزند عالم و متقى ایشان بنام حجةالاسلام آقا سید میرزا حسن تهرانى متوفى سال 1328 ق در نجف و حجةالاسلام آقا سید محمدتقى تهرانى كه شب‏هاى جمعه مانند مرحوم پدرش در جوار حضرت عبدالعظیم علیه‏السلام احیاء داشت و در سال 1349 ق وفات نمود.