ملیت :  ایرانی   -  قرن : 13 منبع : شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران (جلد اول)
حدود 1265 در تهران متولد شد. پدرش میرزا احمدخان علاءالدوله از رجال بزرگ عصر ناصرى و مظفرى و شاغل مقامات درجه اول مانند حكومت فارس بود. در 1290 در تهران ترور شد. جان‏محمد خان پس از انجام دادن تحصیلات مقدماتى وارد مدرسه‏ى قزاقخانه شد و به درجه‏ى افسرى نائل آمد و سرانجام درجه‏ى سرهنگى گرفت. در كودتاى 1299 از افسران زیردست رضاخان میرپنج بود و به همراه اردوى او وارد تهران شد و درجه‏ى سرتیپى گرفت. به فرماندهى پادگان عشرت‏آباد منصوب شد. تمام رجالى كه بعد از كودتا دستگیر و زندانى شدند در عشرت‏آباد زیر نظر او قرار داشتند. بعد فرمانده تیپ تیرانداز عراق كه در همان عشرت‏آباد مستقر بود گردید و غالباً در جنگ‏هاى داخلى براى خلع سلاح عشایر شركت مى‏كرد. در 1303 سردارسپه رئیس‏الوزراء و وزیر جنگ در اثر اختلافات با نمایندگان مجلس از سمت خود استعفا داد و به صورت قهر به بومهن ملك شخصى خود رفت. نظامیان در تمام ایران له سردارسپه و علیه مجلس دست به تظاهرات زدند. سرتیپ جان‏محمد خان كه فرمانده تیپ عشرت‏آباد بود با توپ و تیپ خود در جلوى مجلس مانورى داد كه تا آن روز سابقه نداشت و به این ترتیب مجلس را سخت تهدید كرد. در همان سال در سفر جنگى سردار سپه به خوزستان براى قلع و قمع شیخ خزعل جزء همراهان سردارسپه و تیپ خود را نیز قبلاً به جنوب فرستاده بود. سرتیپ جان‏محمد خان در اوایل 1304 به فرماندهى لشكر شرق (خراسان) منصوب شد و اولین اقدام وى در این سمت خلع سلاح تركمن‏ها بود. او در جوین و كوكلان آنچنان خشونت و كشتار بى‏رحمانه انجام داد كه تركمن‏ها از ترس وى در صحرا پراكنده شدند. به هنگام تغییر سلطنت و انقراض قاجاریه سرتیپ جان‏محمد خان تلاش بسیارى نمود و استان خراسان را علیه احمدشاه بسیج كرد. استاندارى خراسان و نیابت آستان قدس رضوى نیز به او واگذار شد. یكى از اقدامات فجیع جان‏محمد خان قتل سردار معزز بجنوردى و برادر و داماد و عوامل او بود. سردار معزز حاكم بجنورد بود و آن صفحه را كه سرحدى بزرگ بین ایران و روسیه است منظم نگاه مى‏داشت و مدت یك قرن تمام سرحدات ایران و روسیه در دست این خانواده بود. سردار معزز در اثر لیاقت محل خود را به خوبى اداره مى‏كرد و در حكمت ثانى وقوق‏الدوله، استرآباد هم ضمیمه‏ى حكومت بجنورد شده بود. جان‏محمد خان سه ماه پس از ورود خود به مشهد به بجنورد رفت و مورد استقبال و تكریم سردار معزز قرار گرفت و از او پذیرائى شد. هنگام بازگشت سردار و چند نفر او را بدرقه كردند. این بدرقه تا مشهد ادامه پیدا كرد سرانجام در مشهد سردار معزز و همراهان را گرفته به زندان انداختند و پس از چندى سردار معزز و شش نفر از همراهان او را به دار آویختند و در همان روز ده نفر از مشایخ محل و 65 نفر از رؤساى تركمن‏ها در بجنورد و مشهد اعدام شدند. اعدام عشایر از طرف جان‏محمد خان ادامه پیدا كرد. از هر قریه‏اى كه عبور مى‏كرد چندین نفر بى‏گناه را به جوخه‏ى آتش مى‏سپرد؛ در یك قریه 28 جوان و در قریه‏ى دیگر 70 جوان را تیرباران كرد. سفاكى و خونریزى جان‏محمد خان در تمام منطقه‏ى خراسان و تركمن صحرا ادامه پیدا كرده و همه روزه عده‏ى زیادى به دستور او به قتل مى‏رسیدند. فرمانده لشكر شرق پس از سركوبى تراكمه و جمع‏آورى ثروت فراوان و به دار زدن سردار معزز بجنوردى، دیگر كمتر توجه به امور نظامى داشت چون ضمن فرماندهى لشكر، استاندارى و نیابت تولیت آستان قدس رضوى را عهده‏دار و مرتباً به جمع‏آورى مال مشغول بود. حقوق و جیره‏ى افراد حیف و میل مى‏شد. در نتیجه پادگان مراوه‏تپه به فرماندهى سروان لهاك‏خان به علت نرسیدن حقوق و جیره سر به شورش برداشتند. نخست شهرهاى درجز، شیروان، و قوچان را تصرف كرده به سمت مشهد حمله نمودند و اعلام جمهورى كردند و در بجنورد عده‏اى از افسران را كه با آنها همكارى نكرده بودند به جوخه‏ى آتش سپردند. چون سرتیپ جان‏محمد خان قادر به جلوگیرى از قیام لهاك‏خان نبود فوراً نیروئى از تهران متشكل از پیاده و توپخانه به فرماندهى سرهنگ روح‏اللَّه جهانبانى با اتومبیل روانه‏ى بجنورد گردید و نیروى هوائى نیز به آنها كمك كرد و در نتیجه لهاك‏خان شكست خورد و به روسیه فرار كرد. رضاشاه پس از دفع لهاك‏خان متوجه شد كه شورش مزبور در اثر سوء جریان در لشكر خراسان و سوء استفاده‏هاى سرتیپ جان‏محمد خان مى‏باشد لذا براى رسیدگى به خراسان عزیمت نمود. لدى‏الورود سرتیپ امان‏اللَّه جهانبانى را به فرماندهى لشكر خراسان منصوب نمود و جان‏محمد خان را پس از كندن سردوشى‏هایش مغضوباً به تهران روانه كرد و مدتى نیز توقیف بود. و سرانجام از ارتش اخراج شد. رضاشاه اندوخته‏هاى او را گرفت و با آن حقوق معوقه‏ى افسران لشكر خراسان را پرداخت. در بجنورد نیز همكاران لهاك‏خان را كه دوازده نفر بودند اعدام كرد. سرتیپ جان‏محمد خان پس از اخراج از ارتش به كار دولتى دعوت نشد. به كشاورزى پرداخت. ثروت پدرى و ثروتى را كه در خراسان اندوخته بود از دست داد. تا اینكه در سال 1330 در تهران درگذشت. درباره اعمال و رفتار سرتیپ جان‏محمد خان مورخین مخصوصاً ملك‏الشعراى بهار و حسین مكى و بعضى از روزنامه‏ها مطالب عجیب و غریبى نوشته‏اند. چون غالب این نوشته‏ها مستند نیست از ذكر آنها خوددارى مى‏شود. جان‏محمد خان فوق‏العاده عصبانى، تندخو، و قسى‏القلب بود؛ این صفات در پدر او (علاءالدوله) و تا حدى در عموهاى او احتشام‏السلطنه، معین‏الدوله و نظم‏السلطنه وجود داشت. در نسل فعلى خانواده‏ى امیرعلائى و علامیر، صفت تندخوئى و عصبانیت وجود دارد.
فعالیت ها : : مشاهیر / سیاست