نوابه خفی
ملیت : ایرانی
-
قرن : 14
منبع : مشاهیر زنان ایرانی و پارسی گوی
1308 ق، از زنان عارف، ادیب و شاعر. وى دختر میرزا محمد خان نیهى و همسر امیر على خان حشمتالملك بود. در جوانى به عرفان و تصوف متمایل شد و در سلك طریقت سید مرتضى، عارف و زاهد ولایت نیه درآمد. دیوان شعر نوابه به اهتمام میرزا محمد شهاب جمعآورى گردید.
پس از مرگ پیكرش را به كربلا منتقل كردند و نزدیك ضریح امامزاده ابراهیم (ع) دفن كردند. از اشعار اوست:
كیست در مجلس معشوق مرا یاد كند
باشد او هم به یكى یاد مرا شاد كند
سخت دلتنگ شدم نوبت فریاد رسید
مرغ بیدل چه به جز ناله و فریاد كند
رحم اگر هست در این دهر اجل دارد و بس
كاینهمه طایر روح از قفس آزاد كند
قصه از طلعت شیرین كند آثار «خفى»
بیستون قصه گر از همت فرهاد كند.
قدحى زباده اگر رسد به لبم ز دست تو مه لقا
زنم از شراب تو دمبدم همه دم چو خضر دم از بقا
به فداى آن مى بىغشم كه چو یك دو جرعه به سركشم
سر و پا چنان زند آتشم كه نه سرشناسم از آن نه پا
به خیال عارض و خال تو به امید روز وصال تو
ز دو دیده خون چكد از دلم به كنار من چو رسد بكا
تو طبیب بندهنواز من چو رسى به موسم راز من
قدمت به چشم نیاز من سر و جان به خاك رهت فدا
نه اگر به نار محبتت قدمى به روز ازل زدم
ز چه رو به آتش عشق تو دل زار من شده مبتلا
چو تو كو به كشور دل شهى به فلك كجا چو رخت مهى
نبود به كوى توام رهى ز كجاست در خور آشنا
چه بسوخت بود و نبود من همه عضو عضو وجود من
همه همزبان به سرود من بكشیدهاند خروش لا
بودت اگر سر شفقتى بگذار بر من منتى
دم مرگ من به عنایتى به عیادتى تو بیا بیا
دم احتضار بینمت كه به لب چكانى شربتم
بخدا رسیده به آرزو نكنم دگر هوس بقا
ز شعاع روى نكوى تو ز سواد سنبل موى تو
شب تا رو آتش طوربین دل زار موسى مبتلا
چه شود كه از ره مرحمت نظرى كنى به سوى «خفى»
كه چونى ز هر سر موى او شنوى حكایت نینوا
فعالیت ها : : مشاهیر / هنر / شعر
تازه های مشاهیر
ارسال نظر
در ارسال نظر شما خطایی رخ داده است
کاربر گرامی، ضمن تشکر از شما نظر شما با موفقیت ثبت گردید. و پس از تائید در فهرست نظرات نمایش داده می شود
نام :
ایمیل :
نظرات کاربران
{{Fullname}} {{Creationdate}}
{{Body}}