يکشنبه، 21 فروردين 1390
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما

نوابه خفی

نوابه خفی
1308 ق، از زنان عارف، ادیب و شاعر. وى دختر میرزا محمد خان نیهى و همسر امیر على خان حشمت‏الملك بود. در جوانى به عرفان و تصوف متمایل شد و در سلك طریقت سید مرتضى، عارف و زاهد ولایت نیه درآمد. دیوان شعر نوابه به اهتمام میرزا محمد شهاب جمع‏آورى گردید. پس از مرگ پیكرش را به كربلا منتقل كردند و نزدیك ضریح امامزاده ابراهیم (ع) دفن كردند. از اشعار اوست: كیست در مجلس معشوق مرا یاد كند باشد او هم به یكى یاد مرا شاد كند سخت دلتنگ شدم نوبت فریاد رسید مرغ بیدل چه به جز ناله و فریاد كند رحم اگر هست در این دهر اجل دارد و بس كاینهمه طایر روح از قفس آزاد كند قصه از طلعت شیرین كند آثار «خفى» بیستون قصه گر از همت فرهاد كند. قدحى زباده اگر رسد به لبم ز دست تو مه لقا زنم از شراب تو دمبدم همه دم چو خضر دم از بقا به فداى آن مى بى‏غشم كه چو یك دو جرعه به سركشم سر و پا چنان زند آتشم كه نه سرشناسم از آن نه پا به خیال عارض و خال تو به امید روز وصال تو ز دو دیده خون چكد از دلم به كنار من چو رسد بكا تو طبیب بنده‏نواز من چو رسى به موسم راز من قدمت به چشم نیاز من سر و جان به خاك رهت فدا نه اگر به نار محبتت قدمى به روز ازل زدم ز چه رو به آتش عشق تو دل زار من شده مبتلا چو تو كو به كشور دل شهى به فلك كجا چو رخت مهى نبود به كوى توام رهى ز كجاست در خور آشنا چه بسوخت بود و نبود من همه عضو عضو وجود من همه همزبان به سرود من بكشیده‏اند خروش لا بودت اگر سر شفقتى بگذار بر من منتى دم مرگ من به عنایتى به عیادتى تو بیا بیا دم احتضار بینمت كه به لب چكانى شربتم بخدا رسیده به آرزو نكنم دگر هوس بقا ز شعاع روى نكوى تو ز سواد سنبل موى تو شب تا رو آتش طوربین دل زار موسى مبتلا چه شود كه از ره مرحمت نظرى كنى به سوى «خفى» كه چونى ز هر سر موى او شنوى حكایت نینوا
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.