چهارشنبه، 13 اسفند 1393
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما

رامون نووارو

رامون نووارو

 Novarro, Ramon 

بازيگر (1899، دورانگو - مکزيک؛ 1968)

با نام رامون سامانيگوس به دنيا آمد. در سال 1914 به امريکا مهاجرت کرد و کارش را در لس آنجلس به عنوان پيش خدمتِ خواننده آغاز کرد. سپس مدتي در وودويل روي صحنه رفت. تا اين که در سال 1916 وارد سينما شد. ابتدا سياهي لشکر بود. با زنداني زندا به شهرت رسيد. تا اواخر ده ي 1920 از ستارگان هاليوود به شمار مي آمد، اما هميشه در سايه ي رودولف والنتينو قرار داشت. به ياد ماندني ترين نقش او در نسخه ي صامتِ بن هور بود. تا اوايل دهه ي 1930 با نقش هاي رمانتيک در اوج بود و سپس آرام آرام رو به رو نزول گذاشت. در 1930 نسخه هاي اسپانيايي و فرانسوي فيلمي را که خود بازيگرش بود، کارگرداني کرد و مستقلاً نيز فيلمي به نام برخلاف جريان (1936) ساخت. پس از جنگ جهاني دوم صرفاً گاهي نقش هاي دوم را به عهده مي گرفت.

نووارو به عنوان رقيب رودولف والنتينو به شهرت رسيد و در زمره ي گروه عاشقان پُر حرارت امريکاي لاتيني هاليوود در دوره ي صامت بود. اما کم تر از والنتينو ظاهرفريب بود. روشي «طبيعي» در بازيگري داشت که حدش را از «فقط يک چهره ي زيبا» بالاتر مي برد. با اين همه، خوش آيندي فوق العاده اش باعث شد که کم تر جدي گرفته شود. هيچ گاه ازدواج نکرد و تنها زندگي مي کرد. جسد برهنه اش را در خانه اش در بورلي هيلز در حالي پيدا کردند که وحشيانه مورد ضرب و شتم قرار گرفته بود.

از فيلم ها: 1915 - زني به نام ژان (س. ب. دميل)؛ 1918 - بز (کريسپ)؛ 1921 - چهار سوار آخرالزمان (اينگرام)؛ 1922 - زنداني زندا (اينگرام)، زنان هوس باز (اينگرام)، 1922 - آقاي بارنز از نيويورک (شرتسينگر)؛ 1923 - اسکاراموش (اينگرام)، جايي که پياده رو تمام مي شود (اينگرام)؛ 1924 - سوسن سرخ (نيبلو)، عرب (اينگرام)، نام تو زن است (نيبلو)؛ 1925 - دانش جوي دانشکده ي نيروي دريايي (کابان)؛ 1926 - بن هور (نيبلو)؛ 1927 - شاهزاده ي دانش جو در هايدلبرگ قديم (لوبيچ)، عاشق ها؟ (استال)، راه عشق (رابرتسن)؛ 1928 - ساعات ممنوع (بومانت)، يک مرد جوان معين (هنلي)؛ 1929 - کافر (وان دايک)؛ 1930 - نياز جسماني (برابين)، بي پروا (فرانکلين)، در مادريد شادمان (لنرد)؛ 1931 - پسر هند (فدر)، سپيده دم (فدر)؛ 1932 - ماتا هاري (فيتس موريس)، مذاکره (س. وود)، پسر - دختر (ک. براون)؛ 1933 - وحشي (س. وود)؛ 1934 - پسر خندان (وان دايک)؛ 1937 - شيخ بيرون مي رود (پيچل)؛ 1940 - کمدي خوشبختي (لربيه)؛ 1949 - ما بيگانه بوديم (هيوستن)، سرقت بزرگ (سيگل)؛ 1950 - بحران (ر. بروکس)، پيش قراولان (رولند)؛ 1960 - شيطان صورتي پوش (کيوکر)

ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.