حسین کوه کمری
(وف 1299 ق)، عالم امامى و فقیه اصولى. معروف به سید حسین ترك. در ارونق تبریز به دنیا آمد. نسبش با بیست و چهار واسطه به امام حسین (ع) مىرسد. پس از تحصیل مقدمات، در تبریز نزد میرزا احمد مجتهد تبریزى و پسرش حاج میرزا لطفعلى امام جمعه و در عراق در محضر صاحب «فصول» و صاحب «ضوابط» و صاحب «جواهر» و شریف العلماى مازندرانى و شیخ على كاشف الغطاء و شیخ مرتضى انصارى تلمذ نمود تا به درجات عالى علمى رسید و بعد از وفات استادش، شیخ انصارى، مرجعیت یافت و به تدریس پرداخت. حوزهى درس وى از پررونقترین حوزههاى زمانش بود. حاج میرزا موسى تبریزى، صاحب «اوثق الوسائل»، و شیخ حسن مامقانى و ملا محمد شرابیانى و ملا احمد شبسترى از شاگردان وى بودند كه بحث استاد را تقریر مىكردند. از دیگر شاگردان وى سید عبدالمجید گروسى، سید عزیزاللَّه تهرانى، ملا على دماوندى، ملا على علیارى تبریزى، میرزا جواد آقا تبریزى، شیخ عبداللَّه مازندرانى، سید حسن طالقانى، میرزا محمد على چهاردهى و بسیارى دیگر را مىتوان نام برد. در نجف درگذشت و در مقابل مقبرهى صاحب «جواهر» به خاك سپرده شد. از آثار وى: «الاستصحاب»؛ «المواریث»؛ «القضاء»؛ «الصلاة»؛ «الزكوة»؛ «الاجارة»، «تقریرات» درس استادش صاحب «ضوابط»؛ رساله در «مقدمة الواجب».[1]
عموى بزرگوار مرحوم حجت است كه در ج 4 مشاهیر دانشمندان ص 146 (ترجمه الكنى والالقاب محدث قمى) این نگارنده ترجمه نمود و در ذیل آن از مترجم عظیمالشأن خود هم ذكر كردهام.
مرحوم علامه سید حسین كوه كمرهاى فرزند سید محمد بن سید حسین است كه با بیست و پنج پشت به امیرالمؤمنین علیهالسلام منتهى مىشود وى برادر مرحوم سید علینقى پدر سید على كوه كمرهاى سابقالذكر است و آنجناب از نوابغ و نوادر زمان خود بوده و به گفته صاحب مجله المرشد در ج 4 ص 24 در اواخر قرن سیزدهم هجرى چند تن از علماء اعلام و مجتهدین عظام طلوع كردند كه عالم به نور هدایت ایشان روشن گردید ولى دو نفر مجد و بزرگوارى و مساعى جمیله خود را حیازت كردند و ایشان آیتاللَّه العظمى سید حسین كوه كمرهاى و رئیسالامه آیةاللَّه میرزا محمدحسن شیرازى اعلىاللَّه مقامهما بودند.
در قریه ارونق تبریز متولد شده و پس از نشو و نما در دامن والده ماجده و صالحهاش در تبریز شاگردى میرزا احمد مجتهد و پسرش حاج میرزا لطفعلى امام جمعه دو شاگرد صاحب ریاض و در كربلا بر جنابان صاحب ضوابط و صاحب فصول و مرحوم شریف العلماء و در نجف الاشرف بر شرفاء آن عصر شیخ على آل كاشفالغطا و صاحب جواهر و شیخالطائفه انصارى رضوان اللَّه علیهم اجمعین تلمذ نموده و بحث شیخ را براى شاگردان شیخ تقریر مىفرمود و افاضل براى حضور پاى منبر از یكدیگر سبقت مىگرفتند كه عدد آنها چهارصد نفر فاضل مىشد.
داراى كتب علمیه بسیاریست لكن آنها براى نقصان خط او و نبودن روابط در ذیل صفحات تدوین آنها بسیار مشكل بود و براى همین باد حوادث بر آنها وزید و ضایع نمود تنها رسالههائى كه مانده به شرح زیر است:
1- رساله در استصحاب 2- رسالهاى در مقدمه واجب 3- رسالهاى در خلل 4- رساله در حج 5- اجاره 6- ارث 7- قضاء 8- نماز 9- زكوة و از تقریر بحث او در اصول اوثق الوسائل حاشیه بر رسائل شیخ انصارى و بشرى الوصول الى علم الاصول مانده است، و تمام كتب و مؤلفات او بالارث منتقل به مرحوم آیتاللَّه حجت برادرزاده گرامش گردید.
در 23 ماه رجب 1299 وفات نمود و در بقعه معروفه در نجف مدفون گردید و ادباء زمان كه از آنهاست سید محمد سعید حبوبى (استاد مرحوم آیتاللَّه العظمى حكیم) و شیخ كاظم سبتى و غیر آنها درباره او مرثیه گفتند:
و ما كان قیس هلكه هلك واحد
ولكنه بنیان قوم تهدما
و به فارسى برایش گفتهاند:
مقدار آفتاب ندانند مردمان
تا نور او نگردد از چشمها جدا
تفصیل ترجمه معظم له را در ج 1 ص 95 تا ص 98 كتاب آثارالحجه نگارش دادهام رجوع به آنجا شود.
تبلیغات در راسخون
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.