فریبرز لاچینی
در سال 1328 در تهران و در خانوادهاى هنرمند متولد شد. وى تحت تأثیر فضاى خانواده خود كه آكنده از هنر بود و اغلب اهل موسیقى بودند از همان كودكى به موسیقى علاقهمند شد و فراگیرى موسیقى را به طور جدى از سن ده سالگى آغاز كرد و این همان زمانى بود كه وى در هنرستان عالى موسیقى نامنویسى كرد و زیر نظر استادان این هنرستان شروع به یادگیرى علم موسیقى نمود. وى در سن 21 سالگى به عنوان آهنگساز، كار حرفهاى خود را آغاز نمود و از جمله كارهاى اولیهى او، موسیقى «فصلها و رنگها»، «آوازى دیگر»، «افسون»، (قطعاتى براى ترمپت) مىباشد و برخى از ساختههاى دیگر او نیز با صداى پرى زنگنه، سیمین غانم، سیمین قدیرى و خوانندگان دیگر انتشار یافت.
وى در این سن تسلط كامل در نواختن پیانو، ارگ، گیتار داشت و همزمان همكارى خود را با كانون پرورش فكرى كودكان و نوجوانان آغاز نمود و در سال 1357 براى تكمیل معلومات و ادامهى تحصیل در زمینه موسیقى عازم اروپا شد و در كشورهاى سوئیس، فرانسه و اسپانیا به تحقیق و كسب معلومات در زمینه موسیقى نوین جهان پرداخت و چهار سال بعد به عضویت آهنگسازان فرانسه درآمد و همزمان به دعوت تلویزیون فرانسه همكارى خود را با این سازمان آغاز كرد و به نوشتن موسیقى براى كودكان پرداخت كه این آثار عمدتاً از آنتن تلویزیون فرانسه پخش شد. در زمان اقامت در اروپا با فنون موسیقى كامپیوترى آشنا شد و این پدیده مدرن و پیچیده را آموخت و امروزه مىشود گفت كه یكى از بهترین متخصصین موسیقى كامپیوترى در ایران مىباشد.
فریبرز لاچینى به سال 1364 به ایران بازگشت و به خاطر علاقه زیاد به كار براى كودكان، همكارى خود را با كانون پرورش فكرى كودكان و نوجوانان ادامه داد و از جمله موسیقى متن فیلمهاى «گنج»، «همبازى»، «همنشین» را ساخت. علاوه بر اینها باید از دیگر آثار وى از موسیقى فیلمهاى سینمایى: «نار و نى»، «دندان مار»، تیغ آفتاب»، «گربهى آوازهخوان» و مجموعه ترانههاى كودكان، «پاییز طلایى»، (قطعاتى براى پیانو)، «ابیات تنهایى» اشعار سهراب سپهرى، مجموعهى از «بهار تا بهار»، موسیقى نوار «در شب سرد زمستانى» اشعار نیمایوشیج «آوازهاى سرزمین خورشید»- مجموعهى ترانههاى بومى با صداى محمد نورى. مجموعه «پرواز با همكارى منوچهر بیگلرى»، پاییز طلایى شماره 2 تكنوازى پیانو، موسیقى فیلم «لالا و لولو» را ساخت و اجرا كرد كه كوشید هر یك از آنها اثرى مشخص و متفاوت با دیگرى باشد كه موفق هم بود. او سرش به عالم هنر و كارهاى هنرى خودش گرم و در واقع غرق در عالم به خصوص خودش مىباشد و مىشود گفت با موسیقى زندگى مىكند.
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.