جان تراولتا
Travolta, John
بازیگر (1954، انگل وودِ نیوجرزی- امریکا)
با نام جان تراولتا به دنیا آمد. تبار ایتالیایی- ایرلندی دارد. در شانزده سالگی ترک تحصیل کرد و به تآتر روی آورد. سپس رهسپار هالیوود شد و در فیلم های تبلیغاتی و تلویزیونی به بازی پرداخت؛ از جمله در مجموعه ی محبوب نوجوانان و جوانان، به خانه خوش آمدی، کوتر (1975-1979) خوش درخشید. در 1975 با نقشی کوتاه در باران شیطان وارد سینما شد. یک سال بعد برای نخستین بار در یک پروژه ی بزرگ سینمایی، کاریِ برایان د پالما، به ایفای نقش پرداخت. این جا گرچه نقش چندان اصلی نداشت اما مورد توجه قرار گرفت. با این همه، حضور در فیلم های ترسناک و تریلرهای جنایی راه موفقیت تراولتا را هموار نمی کرد. در 1977 با تب شنبه شب قابلیت هایش را به نمایش گذاشت. نقش «تونی مانرو» ، اساس این فیلم موزیکال را شکل می داد. فیلم قرار بود به نوعی یک یاغی بی هدف (نیکلاس ری ،1955) دهه ی 1970 تلقی شود و هر چند فیلم به کلی با این همه بیگانه بود، اما فروش عالی اش در گیشه و در پیامد آن محبوبیت یک باره تراولتا، برایش کاندایی اسکار را هم به ارمغان آورد. یک سال پس از تب شنبه شب، گریس روی پرده رفت و رکورد آن فیلم را هم شکست. این پرفروش ترین موزیکال تاریخ سینما که اقتباسی از نمایش نامه ای موفق در برودوی بود. بیش از هر چیز بر زوج بازیگرش تکیه داشت: آلیویا نیوتن جان با آوازهایش و جان تراولتا در یک مقطع خاص بود. یکی دو فیلم بعدی او در گیشه موفقیت چندانی نداشتند و حتی دنباله سازی برای تب شنبه شب توسط سیلوستر استالون (زنده ماندن، 1983) نیز در گیشه پاسخ مناسبی نیافت. با پایان دوره ی محبوبیت موزیکال های جوانانه، تراولتا هم زمان در یکی دو کار جدی ظاهر شد که موفق نبودند. هر چند در میان این فیلم ها، کار مهمی مثل ترکیدنِ برایان د پالما هم به چشم می خورد. در چنین وضعیتی، تراولتا به تلویزیون کوچ کرد و در 1987 در فیلم خدمت کارِ احمق به کارگردانی رابرت آلتمن ظاهر شد. در 1989 ببین چه کسی حرف می زند در اکران، فیلم موفقی از آب درآمد اما عمده ی موفقیت آن در سبک کمدی و داستانش بود، نه بازیگری مثل تراولتا که دیگر حتی آن چهره ی دل نشین ابتدای دهه ی 1980 را هم نداشت. این روند تا 1994 ادامه داشت، تا زمان ایفای نقش «وینسنت وگا» در داستان عامه پسندِ کوئنتین تارانتینو. یک اوج گیری دوباره که در باور خیلی ها نمی گنجید. تراولتا در این فیلم معصومیت و خشونتی توامان داشت و کاندیدایی برای اسکار، کوچک ترین پاداش این بازگشت شکوهمندانه بود. این البته نوعی تغییر پرسونا از قهرمان دوست داشتنی به ضد قهرمان دوست داشتنی هم بود. پس از داستان عامه پسند، تراولتا تقریباً سالی یک فیلم پرفروش را در کارنامه اش ثبت کرد که مهم ترین آن ها تغییر چهره ی جان وود بود. هر چند دیگر نتوانست موفقیتی را که با فیلم تارانتینو به دست آورده بود، تکرار کند. همسرش، کلی پرستن (از 1991)، برادرانش، جویی و سام و خواهرانش، الن، آن و مارگرت نیز بازیگر هستند.
نامزدی های اسکار در کارنامه ی تراولتا گویای همه چیز است. او در هالیوود دو چهره ی کاملاً مجزا دارد. یکی تراولتا جوان و دیگری تراولتای میان سال که از نیمه ی دهه ی 1990، یکی از اصلی ترین انتخاب ها برای نقش های منفی دوست داشتنی است. در کارنامه ی او، دوبار با این پرسونا بازی می شود. یکی از همان دگردیسی بزرگ داستان عامه پسند که تارانتینو، هرچند تراولتا را در نقش منفی به بازی می گیرد اما معصومیت از دست رفته پرسونای او را هم تا آن جا که می تواند تصویر می کند و حتی اصلاً یک صحنه چند دقیقه ای برای او و اوما تورمن تدارک می بیند؛ و یک بار هم جان وو مبنای داستانش را بر همین موضوع استوار می کند. تراولتای تغییر چهره در نیمی از فیلم دوست داشتنی و جذاب است و در نیمی دیگر شخصیتی منفور. این دقیقاً همان چیزی است که کارنامه ی تراولتا برایش به هم راه داشته است. او بازیگری است منعطف با توانایی های فراوان در تغییر آنی حالت. درباره ی تحصیلاتش به کنایه می گویند فارغ التحصیل تلویزیون است و از معدود بازیگران سرشناس هالیوود است که شمار کارگردانان صاحب نام در کارنامه اش، به زخمت به تعداد انگشتان یک دست می رسد.
از فیلم ها (به عنوان بازیگر): 1975- باران شیطان (فوئست)؛ 1976- کاری (د پالما)؛ 1977- تب شنبه شب (بدهم)؛ 1978- گریس (کلایسر)؛ 1980- گاوچران شهری (ج. بریجز)؛ 1981- ترکیدن (د پالما)؛ 1983- زنده ماندن (استالون)، دو تا از یک نوع (هرزفلد)؛ 1985- کامل (ج. بریجز)؛ 1989- ببین چه کسی حرف می زند (هکر لینگ)، کارشناسان (د. تامس)؛ 1990- ببین هم چنین چه کسی حرف می زند (هکر لینگ)؛ 1991- فریاد (هورنادی)؛ 1993- ببین حالا چه کسی حرف می زند (روپلاوسکی)؛ 1994- داستان عامه پسند (تارانتینو)؛ 1995- تیر شکسته (وو)، شورتی را بکُشید (ساننفلد)؛ 1996- پدیده (ترتلتاب)، مایکل (افران)؛ 1997- تغییر چهره (وو)، شهر دیوانه (کوستا گاوراس)؛ 1998- یک دادخواهی مدنی (زیلیان)، رنگ های اصلی (م. نیکولز)، خطر سرخ باریک (مالیک)؛ 1999- دختر ژنرال (س. وست)؛ 2000- اعداد خوش یمن (اِفران).