چهارشنبه، 18 دی 1392
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما

فلاش گوردون

فلاش گوردون

 

FLASH GORDON

فلاش گوردون از قهرمانان داستان های مصور است که در هفتم ژانویه ی سا ل 1934 توسط الکس ریموند (1909-1956) خلق شد. این داستان مصور، با الهام از رمان وقتی دنیاها برخورد می کنند، نوشته ی فیلیپ وایلی و ادوین بالمر، ماجراهای یک فارغ التحصیل دانشگاه ییل و قهرمان چوگان به نام فلاش گوردون را باز می گفت که هم راه دختری به نام دیل آردن و دانشمندی به نام دکتر زارکوف، به طور اتفاقی با سفینه ی دکتر زارکوف راهی فضا می شود. این گروه به سیاره ی مونگو می رسند که حاکمان آن قصد نابودی کره ی زمین را دارند و به دام امپراتور مینگ می افتند و مدتی را در زندان او می گذرانند. فلاش و هم راهانش شاهد عجایب و غرایب سیاره ی مونگو، مثل شهرهای مدرن قلمروی زیر آبی ملکه آندینا و قلمروی یخی ملکه فریا می شوند. فلاش به عنوان مدافع عدالت از حمایت های شاهزاده خانم آئورا، دختر مینگ و شاهزاده بارین، هم سفر او (فرمانده ی سرزمین آربوریا) بهره مند می شود و در نبردی سرنوشت ساز ضمن نابودی مینگ موفق به آزادسازی مونگو می شود (ژوئن 1941). پس از بازگشتی کوتاه مدت به زمین، فلاش دوباره در 1942 (هم راه دیل و دکتر زارکوف) به مونگو باز می گردد تا جلوی گروهی را که قصد حمله به زمین دارند، بگیرد. در فوریه ی 1944، ریموند ماجرای درگیری فلاش با اهالی مریخ را طرح کرد و سپس در سی ام آوریل 1944 این مجموعه را کنار گذاشت. در واقع فلاش گوردون مثل بسییاری از داستان های مصور آن دوره، ارائه دهنده ی تصویری روشن از امریکا به عنوان مهد آزادی و دموکراسی در تعارض با جوامع و حکومت های توتالیتر (آلمان هیتلری و شوروی استاینی، که مونگو و مینگ کنایه ای از آن ها به شمار می رفتند)، بود. پس از کناره گیری ریموند از این مجموعه، دستیار او آستین بریگز طراحی این داستان مصور را تا ژوییه ی 1948 ادامه داد و سپس او هم جای خود را به مک زابوی سپرد که از 1948 تا 1967 کار این مجموعه را به عهده داشت. در دست های دنباله روهای ریموند، فلاش گوردون بسیاری از ویژگی های خود را از دست داد و بدل به یک ماجراجوی فضایی شد که برای نیروی پلیس بین کهکشان ها در زمان های آینده کار می کرد. در واقع از کار ریموند بسیار تقلید شد ولی سبک او هیچ وقت به همان شکل ادامه نیافت. در 1936 داستان مصور اصلیِ کار ریموند در قالب رمانی با نام فلاش گوردون در غارهای مونگو منتشر شد. این سال مصادف بود با ساخته شدن نخستین سریال سینمایی بر مبنای این داستان مصور. این سریال فلاش گوردون نام داشت و در آن باستر (لاری) کراب، قهرمان سابق شنای المپیک، نقش «فلاش گوردون» و چارلز میدلتن نقش «امپراتور مینگ» را به عهده داشتند. کراب به لحاظ ویژگی های فیزیکی اش انتخابی ایده آل برای این نقش به شمار می آمد. این سریال در سراسر جهان (از جمله در ایران که آن را با نام صاعقه شناختند)، میان تماشاگران کم سن و سال با توفیق بسیار مواجه شد. دلیل اصلی این امر را باید پس زمینه ی تخیلی غنی آن دانست که به نحو شایسته ای از قالب داستان های مصور به عرصه ی سینما راه یافته بود. این سریال با دو سریال موفق دیگر (با همان بازیگران) ادامه یافت: سفر فلاش گوردون به کره ی مریخ (1938) و فلاش گوردون فاتح کیهان (1940). در سال های 1930 و 1940 هم چنین یک برنامه ی موفق رادیویی بر مبنای این داستان مصور ساخته شد. مجموعه ی تلویزیونی آن هم در سال های 1953-1954 به نمایش درآمد. مجموعه ی اصلی کار ریموند در سال های بعد در دو جلد با چاپ نفیس به بازار عرضه شد: فلاش گوردون - در قلمروی یخی مونگو (1967) و فلاش گوردون - در دنیای آبی مونگو (1971).

اوایل دهه ی 1980، که به دنبال موفقیت تجاری سوپرمن (ریچارد دانر، 1978) تهیه ی نسخه های سینمایی از داستان های مصور دوباره رواج یافته بود، اقتباس دیگری از این داستان مصور با عنوان فلاش گوردون (مایک هاجز، 1980) عرضه شد. در این نسخه سام جونز (در نقش «فلاش گوردون»)، توپول («دکتر زارکوف»)، ماکس فون سیدو («امپراتور مینگ»)، اورنلا موتی («شاهزاده خانم آئورا») و تیموتی دالتن («شاهزاده بارین») بازی داشتند. فیلم، اقتباسی فاقد تخیل بود که کم ترین تلاشی در جهت به روز کردن آن به عمل نیامده بود. به جرأت می توان تنها عامل معاصر و امروزی فیلم را موسیقی متن راک آن، کار گروه کویین، دانست. جز این ها در 1975، اقتباسی در قالب یک کمدی بی پرده، از این داستان مصور، با نام فلش گوردون (هوارد تسیم و مایکل بنوتیسته)، عمل آمد. داستان در این اقتباس عجیب و غریب بدین گونه تغییر یافته بود که «فلش گوردون» با هم راهانش، «دیل آردور» و «دکتر فلکسی جرکاف» به سیاره ی پورنو می روند تا جلوی تابش اشعه ی ایکس را از جانب این سیاره به سوی زمین بگیرند و در این راه با حکمران آن سیاره، «امپراتور وانگ» درگیر می شوند. این اقتباس از بسیاری جهات بر اقتباس خشک و فاقد تخیل پنج سال بعد ارجحیت داشت: لااقل از آن بسیار امروزی تر بود و موفق شده بود. 

ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.