چهارشنبه، 2 بهمن 1392
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما

ماریون دیویز

ماریون دیویز

Davies, Martion

بازیگر ( 1897، بروکلین نیویورک – امریکا؛ 1961)

با نام ماریون سیسیلیا دوراس به دنیا آمد. در مدارس مختلف، از جمله مدرسه ی باله تیودور کوسلوف و مدرسه ی بازیگری امپاپر تحصیل و در پی آن، در چندین نمایش نامه ی دیگر بازی کرد و در اجرای سال 1916 عجایب زیگفیلد نیز به ایفای نقش پرداخت. سال بعد، با بازی در کولی فراری، به سینما راه یافت و با سلطان مطبوعات، ویلیام راندولف هرست، آشنا شد. هرست سوگند یاد کرد او را به یکی از بزرگ ترین ستارگان هالیوود تبدیل کند. به همین دلیل کمپانی کازموپالی تن پیکچرز را بنیان گذاشت تا فقط فیلم های او را تهیه کند، و در روزنامه هایش نیز به تمجید و ستایش از او پرداخت. پس از مرگ هرست در 1951، برای نخستین بار ازدواج کرد. خاطراتش را در کتابی با نام زندگی تنها: یک سرگذشت نامه (1962) نوشته است. بر اثر ابتلا به سرطان درگذشت.

دیویز بازیگری ملیح و با استعداد بود که به ویژه در نقش های کمدی موفق ظاهر می شد. اما شاید اگر بیش از حد به هرست وابستگی نمی داشت، موفقیت بیشتری کسب می کرد. او هر چند در نقش های کمدی قابلیت های خود را به اثبات رسانیده بود، هرست پیوسته اصرار داشت که نقش قهرمانان معصوم، پاک و شکننده را بر عهده بگیرد و در واقع می خواست دیویز، لیلیان گیش دیگری باشد. اگر هرست او را به یکی از مشهورترین ستارگان هالیوود بدل کرد، در عین حال باعث شد تا یکی از ناموفق ترین بازیگران گیشه هم باشد. از 1919 تا 1923 فیلم های کازموپالی تن، با بازی های دیویز، به نمایش درآمدند، ولی به رغم شهرتی که میان مردم پیدا کرده بود، تمام درآمد حاصل از فروش فیلم ها نه تنها به رقم هایی قابل توجه نرسید، بلکه در تولید فیلم های بعدی نیز تلف شد؛ چرا که هرست اصرار داشت فیلم های او پُر هزینه باشند. در 1924، دیویز و کازموپالی تن، هر دو به کمپانی گلدوین پیوستند و زمانی که گلدوین و مترو، کمپانی مترو- گلدوین- مایر را تشکیل دادند، لوییس ب. مایر، مدیر تولید کمانی جدید، به ارزش هم کاری با هرست پی برد و پیشنهاد کرد هفته ای ده هزار دلار به دیویز بپردازد. اورسن ولز در همشهری کین، پیوند هرست- دیویز را یکی از مایه های فیلم جنجالی خود قرار داد و رابطه ی آنان را با طنز به تصویر کشید. دوران فعالیت های دیویز با ظهور ناطق، به طور جدی رو به نزول گذاشت. او که تا اندازه ای به لکنت زبان دچار بود، در فیلم های ناطق به طور عهده در صحنه هایی کوتاه ظاهر می شد و نقش هایش با گفت و گوهای کم تری هم راه بودند. در 1934، پس از این که مترو- گلدوین- مایر نقش هایی را که هرست برای دیویز در نظر داشت، به نورما شیرر (همسر یکی از سران کمپانی، اروینگ تالبرگ) واگذار کرد، هرست از کمپانی جدا شد. به دنبال این جدایی، شکست های مالی سال 1937 امپراتوری هرست اغاز شد و خط پایان دوران فعالیت های دیویز را نیز ترسیم کرد. او در این سال در آخرین فیلم خود، از زمان حوا تاکنون، بازی کرد و سپس از سینما کناره گرفت تا باتکیه بر شهرت و ثروتش به تجارت بپردازد. شمار فیلم های بد دیویز زیاد نیست، برعکس در کارنامه ی بازیگری خود، فیلم های برجسته ی بسیاری را ثبت کرده است. از جمله در دو فیلم از کمدی های کینگ ویدور، هالو و نمایش گران، آن چنان درخشید که برای بازی در اولی، به قول خود ویدور، حتی در روزنامه هایی که صاحب آن ها هرست نبود، ستایش شد.

از فیلم ها:

1917- کولی فراری (لددر)، اثبات ادعا (استگر)؛1919- ستاره ی تیره (دوان)، زیبای نیویورک (استگر)،شوهر دادن مری (دوان) 1920- ؛ حماقت ماه آوریل (لنرد)؛ 1921- گنج مدفون (ج. بیکر)؛ 1922- وقتی که شوالیه گری شکوفا بود (وینیولا)، آدم و حوا (وینیولا)؛ 1923- نیویورک قدیمی کوچک (آلکات)؛ 1924- یولاندا (وینیولا)، جانیس مردیت (ا. م. هاپر)؛ 1925- زاندر بزرگ (ج. و. هیل)؛ 1926- بورلی اهل گرواستارک (فرانکلین)؛ 1927- آسیای سرخ (آربوکل)، دختر دانش جوی زیبا (س. وود)؛1928-  نمایش گران (ک. ویدور)، هالو (ک. ویدور)، عاشق سطحی او (لنرد)؛ 1929- ماریان (لنرد)؛ 1930- نه چندان گنگ (ک.ویدور)؛ 1931-  پنج و ده (لنرد)، پدر مجرد (لنرد)، بچه ی عاقلی است (لنرد)؛ 1932- بلوندی از گروه فالیز (گلدینگ)؛ 1933- تار دل من (لنزد)، به سوی هالیوود (والش)، عامل 13 (بولسلاوسکی)؛ 1936- دل های تقسیم شده (بورزیگی)، کین و میبل (ل. بیکن)؛ 1937- از زمان حوا تاکنون (ل. بیکن).

ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.