رابرت دووال
Duvall, Robert
بازیگر (1931 ، سن دیه گوی کالیفرنیا- امریکا)
با نام رابرت سلدن دووال به دنیا آمد. پدرش فرمانده ی نیروی دریایی بود. تحصیلاتش را در کالج پرینسیپیای ایلی نویز به پایان برد. در دهه ی 1950، طی جنگ کره، در خدمت ارتش (1953-1954) بود. سپس در تماشاخانه ی نیبرهود نیویورک، زیرنظر سنفورد مایسنر، آموزش بازیگری دید. خیلی زود، به طور حرفه ای، روی صحنه رفت. با ایفای نقش همسایه ی عقب افتاده گریگوری پک در کشتن یک مرغ مقلد وارد سینما شد. تا چند دهه ی بعد از سرشناس ترین بازیگران نقش های دوم در سینمای امریکا به شمار می آمد. برای پدر خوانده (نقش دوم)، اینک آخر الزمان (نقش دوم)، سانتینی بزرگ (نقش اول)، کشیش (نقش اول) و یک دادخواهی مدنی (نقش دوم) کاندیدای دریافت اسکار بود و این جایزه را برای بخشایش مهرآمیز (نقش اول) برنده شد. برای سانتینی بزرگ از جشنواره ی مونرآل، و اعترافات حقیقی و کشتی چراغ دریایی ازجشنواره ی ونیز برنده ی جایزه شد. در تلویزیون نیز (از جمله در نقش«رئیس جمهور دوایت آیزنهاور» درمجموعه ی آیک: سال های جنگ، ) فعالیت داشت. نخستین فیلم داستانی خود، آنجلو، عشق من را در 1983 کارگردانی کرد. همسر دومش، گیل یانگز ( 1982- 1986)، نیز بازیگر است.
دووال به رغم ایفای نقش های اول همیشه یک «بازیگر نقش دوم» است و بی تردید یکی از بهترین ها. او قادر است کاری کند که مخاطب هنگام تماشای نقشش به کلی فراموش کند بازیگر آن کیست. هرگز نه پرسونای واقعی اش را روی پرده برده است. نخستین بازی اش در کشتن یک مرغ مقلد، نوید استعدادی درخشان را می داد، که با بازی در نقش وکیل خانواده ی «کولئونه» در پدر خوانده این استعداد را به خوبی عرضه کرد. او در این فیلم توانست پیچیدگی و ظرافت های شخصیت «تام هیگن» را بدون تحمیل خود به فیلم یا مخاطب کاملاً منتقل کند و توجه مخاطب را به سوی خود معطوف سازد. روش بازیگری دووال از نقشی به نقش دیگر تغییر می کند. او درباره ی روشمند بودن بازیگران گفته است: «وقتی می توانی روی پاهایت راه بروی نباید از چوب زیربغل استفاده کنی.» ایفای نقش «سرهنگ دوم بیل کیلگور» دیوانه در اینک آخر الزمان، و مدیر شبکه ی تلویزیونی فرصت طلب در شبکه نشان داد که در نقش های منفی نیز می تواند پُر قدرت و تأثیر گذار باشد. دووال در حیطه ی کارگردانی- چه مستند و چه داستانی، نیز کاملاً موفق بوده است.
از فیلم ها:
1962- کشتن یک مرغ مقلد (مالیگان)؛ 1964- سروان نیومن پزشک (د. میلر)؛ 1966- تعقیب (آ. پن)؛ 1968- بولیت (یتس)، کارآگاه (گ. داگلاس)، شمارش معکوس (آلتمن)؛ 1969- اهل باران (کوپولا)، شهامت (هاتاوی)؛ 1970- M* A* S* H / بیمارستان جراحی سیار ارتش (آلتمن)؛1971- THX- 1138 (لوکاس)، مرد قانون (وینر)؛ 1972-جوکید (ج. استرجس)، فردا (آنتونی)، حمله ی بزرگ نورث فیلد مینه سوتا (کافمن)، پدر خوانده (کوپولا)؛ 1973- لیدی آیس (گریز)؛ 1974- مکالمه (کوپولا)، تشکیلات (فلین)، پدر خوانده، قسمت 2 (کوپولا)؛ 1975- فرار از زندان (گریز)، قاتل نخبه (پکین پا)؛ 1976- شبکه (لومت)، عقاب فرود آمده است (ج. استرجس)، راه حل هفت درصدی (هـ . راس)؛ 1977- بزرگترین (گریز)؛ 1978- بتسی (دانیل پتری)، حمله ی ربایندگان جسم (کافمن)؛ 1979- اینک آخر الزمان (کوپولا)، سانتینی بزرگ (کارلینو)؛ 1981- اعترافات حقیقی (گروسباد)، تعقیب د. ب. کوپر (اسپاتیس وود)؛ 1983- بخشایش مهرآمیز (برسفورد)( + هت)، آنجلو، عشق من (فقط ت.، ک.)؛ 1984- با استعداد (لوینسن)، پسر سنگی (ک. کین)؛ 1985- کشتی چراغ دریایی (اسکولیموفسکی)؛ 1988- نیروی انتظامی (د. هاپر)؛ 1990- روزهای رعد (ت. اسکات)؛ 1991- رُز پریشان (کولیچ)، محکومان (مسترسن)؛ 1992- خبرسازان (اورتگا)؛ 1994- جرانیمو: یک افسانه ی امریکایی (و. هیل)، روزنامه (ر. هوارد)؛ 1995- داغ ننگ (جافی)؛ 1996- پدیده (ترلتاب)؛ 1997- کشیش (+ تا، ک. ف.)؛ 1998- مرد زنجبیلی (آلتمن)، برخورد شدید (لدر)، یک دادخواهی مدنی (زیلیان)؛ 2000- سرقت در شصت ثانیه (سنا)، روز ششم (اسپاتیس وود).