شنبه، 23 فروردين 1393
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما

بلا لوگوسی

بلا لوگوسی

 

Lugosi, Bela

بازیگر (1882، لوگوش - مجارستان / اکنون رومانی؛ 1956)

با نام بلا فرنک دنژو بلاشکو به دنیا آمد. پس از گذراندن تحصیلاتش در زمینه ی بازیگری، در بیست سالگی برای نخستین بار با نام هنری اش در شهر «دوا»ی مجارستان روی صحنه رفت. سپس از 1911 تا 1919 با تأتر رپراتورِ فرانتس یوزف و تآتر مجار برنامه اجرا کرد. در 1917 نخستین فیلمش را به نام پلنگ بازی کرد. در 1919 و به دنبال شکست چپ ها، مجارستان را ترک گفت و در 1920 و 1921 در چندین فیلم آلمانی بازی کرد. سپس در نیویورک تآتر رپرتوار مجار را تشکیل داد و در 1922 برای نخستین بار با نمایش خشخاش سرخ در امریکا روی صحنه رفت. نخستین فیلم امریکایی اش به نام فرمان خاموش را در 1923 بازی کرد. به دنبال بازی موفقش در نقش اصلی اجرای دراکولا در برودوی، برای ایفای این نقش در نسخه ی سینمایی سال 1931 برگزیده شد و همین، به نقطه ی تعیین کننده ای در کارنامه ی سینمایی او بدل شد. چرا که باعث تداوم حضور او در شمار زیادی فیلم های ترسناک هالیوودی شد. با پایان گرفتن دهه ی 1940 دوره ی موفقیت او هم به پایان رسید. به رغم ازدواج های مکرر، در فقر و انزوا زندگی می کرد و در 1955 به دنبال دوره ای طولانی از اعتیاد به مواد مخدر، داوطلبانه خود را تحت معالجات پزشکی داد. بر اثر سکته قلبی درگذشت.

لوگوسی به رغم استعداهای محدودش، چهره ی سینمایی اصیلی بود. «کنت دراکولا»ی او بخشی از فرهنگ تصویری سینما شد و کسی نمی تواند خون آشام را بدون آن شنل سیاه و رفتار اشراف منشانه به تصور درآورد. جمله های کنایه آمیز یا رمانتیکی مثل «من شراب نمی نوشم» یا «مردن، به راستی مرده بودن، باید باشکوه باشد» را با لهجه ی مجاری مشئومی ادا می کرد که باعث می شد در خاطر تماشاگر بمانند. او در تآتر مجارستان و تا حدی در امریکا مورد ستایش قرار گرفته بود. در برودوی «شیخِ» رودولف والنتینو گونه ای را در عربسک بازی کرد. جذابیت اروپایی او به شخصیت «دراکولا» هم منتقل شد. «دراکولا» هم مثل «شیخ»، محبوب زنان بود. یکی به گونه ای استعاری و دیگری به راستی زنان را «می کشت». با این حال لوگوسی در سینما، به ندرت فرصت نمایاندن افسون مرگ بارش را یافت. پس از دراکولا نه او و نه هالیوود نمی دانستند با چهره ی موفقش چه کار کنند. آبوت و کاستلو با فرانکنستاین ملاقات می کنند به هر حال یک کمدی بود و دو بار تقلید این نقش در بازگشت خون آشام و علامت خون آشام هم فاقد حس و حال فیلم اصلی بودند (به ویژه در دومی که لوگوسی هیولایی بی کلام و خُرخُرکنان است که در انتها معلوم می شود چیزی جز بازیگری مشغول ایفای نقش خون آشام نیست). سپس انتخاب های غلط پی در پی از راه رسیدند. او نقش «فرانکنستاین» را رد کرد، ولی بدتر از آن پذیرفت که نقش های فرعی را در فیلم های معماگونه ی جنایی بازی کند و نقش اصلی فیلم های رده ی "ب" و حتی سریالی را به عهده گرفت. هر بار که یک سری از این فیلم ها به پایان می رسید. لوگوسی بی کار می شد و برخلاف بوریس کارلوف که همواره چهره ای خوش اقبال و موفق بود، در محاق فراموشی باقی می ماند (تنها باری که در یک فیلم رده ی "الف" ظاهر شد، حضور افتخاری تک صحنه ای اش در نینوچکا در سال 1933بود). لوگوسی تنها در معدودی از فیلم ها، آن شور و حرارت و وسواسی را که مشخصه ی بهترین شخصیت پردازی هایش بود، تکرار کرد. برخلاف کارلوف که به شخصیت «دانشمند دیوانه»جنبه های پدرانه و مهربانی می بخشید، شخصیت های لوگوسی آدم های جنون زده و تحریک شده ای هستند که اغلب اوقات همه ی کارهای شیطانی شان را به خاطر عشق یک زن انجام می دهند (مثلاً در کلاغ، جسد ناپدید می شود و ساحر). موضوع مرده ی متحرک سفید و جنایات خیابان مورگ قدرت لوگوسی نسبت به زنان است. در گربه ی سیاه، مرگ همسر و دخترش انگیزه ی انتقام جویی او است و برای تغییر ذائقه در شبح نامرئی یک زن قدرت های هیپنوتیسم کنندگی خود را روی لوگوسی اعمال می کند. شخصیت به یادماندنی دیگری که لوگوسی خلق کرد، شخصیت روان نژند «ایگور» - مکمل گردن شکسته و خودخواهی برای هیولای «فرانکنستاین» - بود. شخصیتی که به رغم تفاوت با تیپ آشنای لوگوسی و صحه گذاشتن بر تنوع کاری او باعث بهبود وضعیت کارنامه ی او نشد. بیشتر اوقات در دوره ی نهایی بازیگری اش در نقش خدمت کارهای متکبر (مثل «دراکولا») یا «زمخت و خشن (مثل «ایگور») در فیلم های ترسناکی که ستارگانش دیگران بودند، بازی می کرد و معمولاً برای این که حال و هوای رعب انگیز فیلم را تقویت کند یا نام آشنایی را به گروه بازیگران فیلم بیفزاید. سرانجام با اد وود جونیر، کارگردانی که به عنوان بدترین فیلم ساز تاریخ سینما شهرت دارد، آشنا شد. وود به رغم کمبودها و نالایقی اش در مقام کارگردان، لوگوسی را مثل یک ستاره ارج می نهاد و رابطه ی دوستانه و گرمی با او برقرار کرد. در فیلم بسیار شخصی گلن یا گلندا؟ به او نقش وکیلی خردمند را داد یا اجازه داد تا برای آخرین بار نقش دانشمند دیوانه را در عروس هیولا بازی کند و خیال داشت او را در نقش خون آشام، ستاره ی فیلمی سازد که سرانجام با نام نقشه نُه از فضای خارج به نمایش درآمد. فیلمی که عملاً حول آخرین دقایقی که از لوگوسی پیش از مرگش فیلم برداری شده بود، شکل گرفت. شناخت ضعیف وود از قدرت و حضور صحنه ی لوگوسی باعث شد تا آخرین کارهای این بازیگر اصالتی خوار و خفیف شده را القا کنند. سال ها بعد هنگامی که تیم برتن فیلم اد وود (1994) را درباره ی کارگردان بداقبال ساخت، مارتین لندا با گریمی درخشان در نقش لوگوسی ظاهر شد و بازی ای به یادماندنی ارائه داد.

از فیلم ها:

1917 - پلنگ (دیشی)؛ 1918 - آهنگ ازدواج (دیشی)، لولو (کورتیز)؛ 1920 - چهره ی یانوس (مورنا)؛ 1923 - فرمان خاموش (ج. ادواردز)؛ 1925 - دخترانی که تاوان پس می دهند (ترویلیگر)؛ 1928 - زن پوشیده (ا. فلین)؛ 1929 - سیزدهمین صندلی (برانینگ)؛ 1930 - مرتدها (فلمینگ)، این مردان خطرناکند (هاکس)، هم راهان وحشی (مکری)؛ 1930 - شب های وین (کراسلند)؛ 1931 - دراکولا (برانینگ)، پنجاه میلیون فرانسوی (بیکن)، زنان همه ی ملل (والش)، روشنه بین (لروی)، جنایات خیابان مورگ (فلوره)؛ 1932 - مرده ی متحرک سفید (هالپرین)، ساحر (وارنل و منزیس)؛ 1933 - جزیره ی ارواح گم شده (کنتن)، شب وحشت (استولوف)، شیطان عاشق شده است (دیترله)؛ 1934 - گربه ی سیاه (اولمر)، زبان چرب و نرم (فرویند)؛ 1935 - علامت خون آشام (برانینگ)، کلاغ (لندرز)، آقای وانگ مرموز (نای)؛ 1936 - پرتو نامرئی (هیلی یر)؛ 1939 - نینوچکا (لوبیچ)، پسر فرانکنستاین (ر. و. لی)، گوریل (دوان)، هیولای انسانی (سامرز)؛ 1940 - جمعه ی سیاه (لوبین)، متوجه خواهی شد (باتلر)؛ 1941 - شبح نامرئی (جوزف لوییس)، گربه سیاه (راگل)، مرد گرگ نما (واگنر)؛ 1942 - روح فرانکنستاین (کنتن)، جسد ناپدید می شود (فاکس)؛ 1943 - فرانکنستاین با مرد گرگ نما ملاقات می کند (نیل)، مرد میمونی (بودین)؛ 1944 - بازگشت خون آشام (لندرز)، بازگشت مرد میمونی (رُزن)؛ 1945 - مرده های متحرک در برودوی (گ. داگلاس)، ربایندگان جسد (وایز)؛ 1946 - نبوغ در حال کار (گودوینز)؛ 1948 - آبوت و کاستلو با فرانکنستاین دیدار می کنند (بارتن)؛ 1953 - عروس هیولا (ا. وود)؛ 1956 - خواب سیاه (له بورگ)؛ 1959 - نقشه نُه از فضای خارج (ا. وود).

ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.