موارد بیشتر برای شما
The Sea Inside دریای درون
کارگردان:: Alejandro Amenábar
بازیگران:avier Bardem, Belén Rueda, Lola Dueñas
موضوع فیلم به چالش کشیدن حق انسان در پایان دادن به زندگی خویش است. فیلم مفاهیمی چون عشق ،مرگ و زندگی را به طرز شاعرانه ای مورد کنکاش قرار می دهد. فیلم با بازی هنرمندانه و تاثیرگذار خاویر باردم با روح و روان بیننده بازی می کند و او را تحت تاثیر قرار می دهد. شخصا پس از دیدن فیلم تا مدتی مبهوت این فیلم و فضای به شدت شاعرانه آن بودم. فیلم داستان واقعی «رامون سمپدرو» مکانیک سابق کشتی است که در یک حادثه در دریا از گردن به پایین فلج می شودو به مدت نزدیک به سی سال عدم تحرک رنج آور ، برای به دست آوردن حق مرگ مبارزه می کند
رامون همراه برادر و همسر برادر و برادر زاده و پدر خود در یک روستا زندگی می کند و در حقیقت اعضای خانواده زندگی خود را وقف زنده نگه داشتن او کرده اند و با مرگ وی به شدت مخالفت می کنند. مانویلا همسر برادرش ، زن مهربانی است که او را بسان یک کودک ترو خشک می کند.
علاوه بر خانواده رامون دو شخصیت اصلی نیز در فیلم وجود دارند. یکی خولیا، زنی که خود نیز مبتلا به یک بیماری لاعلاج است. خولیا دلایل او را برای مرگ درک می کند ، شریک روحی وی می شود و به او کمک می کند تا شعر هایش را منتشر کند. شخصیت دیگر روسا است که یک مادر مجرد با دو فرزند است و پس از دیدن رامون در تلویزیون به سراغ او می رود
مام صحنه ها و دقایق فیلم زیبا و شاعرانه است ولی صحنه زیبا در فیلم جایی است که رامون در بستر خوابیده است ناگهان پاها و دست های خود را به حرکت در می آورد ، به سمت پنجره می دود و سپس بر فراز دریا به پرواز در می آید. برای یک لحظه بیننده فکر می کند که تمام این قضایا فریبی بیش نبوده است یا اینکه فکر می کند که معجزه ای روی داده است ولی در حقیقت رویای رامون را به تصویر می کشد. این صحنه از فیلم آدم را یاد صحنه پرواز «بردی» در فیلمی به همین نام از آلن پارکر می اندازد.
رامون عاشق دریاست دریایی که در آن خاطره های زیادی داشته است. دریایی که لحظات خاطره انگیزی را در آن گذرانده است و هم اکنون فقط عکس های آن را می بیند. و دریایی که زندگی و آزادی را از وی گرفته است. فیلم با نوشتن قابل توصیف نیست و فقط باید با چشم صفحه را نگریست. به قول خود آمنابار از موقعی که بر صندلی سینما می نشینید و چشم بر پرده می دوزید سفری را آغاز می کنید سفری احساسی و شاعرانه و در عین حال تفکر بر انگیز. سفری که به دنیای درونی مردی که در بستر بیماری خوابیده است و تنها از پنجره مناظر زیبای دهکده زیبا را می نگرد. مردی شوخ و بذله گو و دارای روحی شاعرانه که اعتقاد دارد زندگی که آزادی انسان را بگیرد زندگی نیست.
فیلم پارادوکس های آزار دهنده ای را مطرح می کند. آیا بشر اختیار قطع زندگی خویش را دارد؟! آیا زندگی ذلیلانه و بیماری های سهمگین، ترجیح به مرگی عزتمندانه دارد؟ آیا می توان چنین چیزی را قانونمند کرد؟!
در روز 12 ژانویه سال 1998 رامون 55 ساله با نوشیدن سیانید با آیینی خاص که روی نوار ویدیویی هم ضبط شده بود به زندگی خود خاتمه داد. این نوار گویا از تلویزیون اسپانیا پخش شد و پس از مرگ وی 10 نفر در خودکشی وی شریک جرم شناخته شدند که یکی از آنها فیلمبردار بود.
صحنه بازسازی مرگ وی با بازی فراموش نشدنی خاویر باردوم بسیار زیبا و در عین حال درد آور است
منبع:forum.98ia.com
تبلیغات در راسخون
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.