شوخیهای جنسی، نتیجه عدم خلاقیت
روز گذشته خبری در رسانهها منتشر شد که «علی صبوری» طنز پرداز و مجری برنامههای طنز، به دلیل عدم رعایت شئونات اخلاقی در برنامه «نصف شب» همراه با هفت نفر از عوامل این برنامه بازداشت شده است. با انتشار این خبر قطعاتی از برنامه او هم منتشر شد که دیدیم مرزهای بی ادبی و شوخیهای منشوری را در میان فیلمها و برنامههای چهل سال گذشته درنوردیده است...
نیت پشت پرده و جواز اخلاقی شوخیهای منشوری
روز گذشته خبری در رسانهها منتشر شد که «علی صبوری» طنز پرداز و مجری برنامههای طنز، به دلیل عدم رعایت شئونات اخلاقی در برنامه «نصف شب» همراه با هفت نفر از عوامل این برنامه بازداشت شده است. با انتشار این خبر قطعاتی از برنامه او هم منتشر شد که دیدیم مرزهای بی ادبی و شوخیهای منشوری را در میان فیلمها و برنامههای چهل سال گذشته درنوردیده است. آنها به بهانه خنده گرفتن هر چیزی به ذهنشان میآید را به زبان میآورند. هرچند خبر بازداشت علی صبوری چند ساعت بعد تکذیب شد و معلوم نشد این خبر درست بود یا نه؟ اما حقیقت بی اخلاقی این برنامه و برنامه سازانش تغییر نکرد. البته تکذیبش اگر واقعیت داشته باشد هم برای قوه قضائیه و مسئولان فرهنگی کشور مایه شرمساری است. زیرا مردم میپرسند پس شما کجایید که هر کسی هر کاری دلش میخواهد انجام میدهد و کسی هم متعرض به او نمیشود.
در یادداشت زیر میتوانیم از خبرسازی رقبا، از بیتوجهی مسئولان فرهنگی و مذهبی کشور و مسائل دیگر بگوییم و حدس بزنیم این خبر سازیها بیجهت نبوده و احتمالا از سوی خود سازندگان این برنامه بوده تا مورد توجه قرار بگیرند. زیرا این فریب رسانهای سالهاست که برنامه سازان را در یک شب به اندازه هزار شب جلو انداخته است اما اینکه چرا این افراد میخواهند از بیاخلاقی و بیعفتی پول دربیاورند را انتخاب میکنیم زیرا از بقیه موضوعات مهمتر است.
سؤال اصلی چیست؟
امروزه شاهدیم که در فضای رسانهای، برخی از سازندگان برنامهها و فیلمها، برای جذب مخاطب بیشتر و ایجاد خنده، به سراغ ابزارهایی میروند که از نظر عرفی، اخلاقی و دینی نهی شده است. این ابزارها غالباً در قالب «شوخیهای منشوری» و «کنایههای جنسی» خودنمایی میکنند. شوخیهای منشوری به آن دسته از مطالب طنز گفته میشود که ظاهری ساده و قابل خنده دارند اما باطنی عمیق و اغلب زشت و آسیبزا دارند؛ مانند منشور که نور را تجزیه میکند، این شوخیها نیز حیا و عفت عمومی را تجزیه کرده و پیامدهای مخربی بر جای میگذارند.اما سؤال اصلی اینجاست: نیت این افراد از این کار چیست؟ به طور کلی میتوان نیتهای مختلفی را برای این دسته از سازندگان متصور بود:
جذب مخاطب به هر قیمت: در فضای رقابتی رسانهها، برخی تصور میکنند که سریعترین راه برای بهدست آوردن آمار بیننده بالا و فروش بیشتر، تحریک غرایز جنسی انسانی است. آنان بر این باورند که شوخیهای جنسی به دلیل اینکه به مسائلی میپردازد که برای عموم جذاب و کنجکاو کننده است، تضمین کننده موفقیت مالی آنان خواهد بود.
نداشتن خلاقیت برای طنز سالم: تولید طنز هوشمند، خلاق و در عین حال سالم، کاری دشوار و نیازمند توانمندی هنری و فکری بالاست. برخی سازندگان، به دلیل ضعف در خلاقیت و دانش کافی، به جای خلق موقعیتهای طنز اصیل، به سراغ آسانترین راه، یعنی همان شوخیهای پیش پا افتاده و مبتذل میروند. آنان با این کار، در واقع ناتوانی هنری خود را پشت مُهر «طنز روز» پنهان میکنند.
حفظ ارتباط با جریانهای ضد اخلاقی: برخی ممکن است با نیتهای خاص فرهنگی و حتی سیاسی، به ترویج بیبندوباری در جامعه بپردازند. آنان خوب میدانند که اگر بنیانهای اخلاقی یک جامعه سست شود، آن جامعه در برابر هر گونه هجمه فرهنگی و سیاسی آسیبپذیر خواهد شد. بنابراین، از طنز به عنوان یک سلاح نرم برای تحقق اهداف خود استفاده میکنند.
سؤال دوم و بسیار مهمتر: آیا اساساً اجازه داریم با شوخیهای جنسی و منشوری، افراد را بخندانیم؟ پاسخ این سؤال از منظر دینی و اخلاقی، قاطعانه «خیر» است. دلایل این منع نیز بسیار روشن و قانعکننده است:
تضعیف روحیه حیا: مهمترین دلیل، از بین بردن «حیا» است. پیامبر گرامی اسلام (ص) میفرمایند: « «الحَیاءُ وَالایمانُ مَقْرُونانِ فِی قَرَنٍ واحِدٍ فَإِذا سُلِبَ أَحَدُهُما تَبَعَهُ الآخَرُ»؛ حیا و ایمان قرین یکدیگرند، اگر یکی رفت دیگری نیز به همراه آن میرود.(نهج الفصاحه، ح1429) حیا همان ایمان است. شوخیهای جنسی، مستقیماً به این شاخه ایمان حمله میبرند و آن را میخشکانند. جامعهای که حیا در آن کمرنگ شود، آماده پذیرش هر گونه گناه و بیقیدی میشود.
وقتی در یک برنامه طنز، بارها و بارها به حریم حیا حمله میشود و مسائل خصوصی و غیراخلاقی به صورت شوخی مطرح میشود، بیننده به تدریج نسبت به این مسائل "بیحیا" میشود. یعنی آن حس محافظتی درونی که او را از انجام یا تکرار آن اعضا بازمیداشت، ضعیف و ضعیفتر میشود.
این دقیقاً مانند آبی است که قطره قطره روی سنگی میچکد. در نگاه اول اثر چندانی ندارد، اما با گذشت زمان، سنگ سخت را سوراخ میکند. شوخیهای مبتذل نیز ابتدا ممکن است فقط یک خنده کوچک ایجاد کنند، اما با تکرار، قلب و روح انسان را در برابر گناه و کار زشت، نرم و بیدفاع میکنند.
تخریب کرامت انسانی: خداوند به انسان کرامت ذاتی بخشیده است. این شوخیها، انسان را تا سطح یک موجود غریزه محور تنزل میدهند و کرامت او را خدشهدار میسازند. خندههای ناشی از این شوخیها نیز، باعث از بین رفتن وقار و هیبت انسانی میشود. امیرالمؤمنین علی علیه السلام میفرمایند: «مَن کَثُرَ ضِحکُه ذَهَبَت هَیبَتُهُ»؛ هرکه زیاد بخندد، ابّهتش از بین برود.(تحف العقول، ص96) مطمئنا منظور حضرت از خنده همین خنده به موضوعات غیر اخلاقی است.
تسهیل گناه: این شوخیها، مرزهای حرمت را در هم میشکنند و گناه را در نظر افراد، کوچک و پیش پا افتاده نشان میدهند. خداوند در سوره نساء آیه 48 میفرماید: «لَّا یُحِبُّ اللَّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوءِ مِنَ الْقَوْل...»؛ آری مومنان از بیان هر کلام و نیت و جریان سوئی نهی شدهاند. مومنان باید گفتار زشت داشته باشند و مطمئنا شوخیهای منشوری هم مصداق آشکار گفتار زشت هستند و به طور قطع مورد رضایت خداوند نیستند.
آسیب به نسل جوان: جوانان و نوجوانان، اصلیترین قربانیان این برنامهها هستند. ذهن کنجکاو و در حال شکلگیری آنان، با این محتواها آلوده شده و مسیر رشد سالم اخلاقیشان منحرف میشود. آیا میتوان به خنده چند لحظهای خود، سلامتی اخلاقی نوجوانان و جوانان را به خطر انداخت؟
بنابراین، نه از نظر شرعی و نه از نظر اخلاقی، هیچ مجوزی برای استفاده از شوخیهای جنسی و منشوری به عنوان ابزاری برای سرگرمی وجود ندارد. خندیدن یک موهبت الهی است اما باید از مجراهای سالم و پسندیده آن را به دست آورد، نه از کانالهایی که عفت عمومی و سلامت اخلاقی جامعه را هدف قرار دادهاند.
در که ما که فرهنگ و آدابش بر پایه تعالیم الهی و میراث تمدنی کهن استوار گشته، خندیدن به بهای فروپاشی ارزشهای اخلاقی، معاملهای زیانبار است. آنچه امروز در قالب طنز و شوخی در برخی برنامهها و فیلمها شاهد آنیم، نه تفریحی سالم که زهرآگینی است که به جام جامعه ریخته میشود. این شوخیهای جنسی و مبتذل، اگرچه ممکن است لبخندی موقت بر لبان بنشاند اما در باطن خود، بنیانهای اخلاقی فرد و جامعه را نشانه رفتهاند.
از دیگر آسیبهای این شوخیها گذشتن از حد است. حدی که خداوند تعیین فرموده و نباید آن را فراموش کرد. پیامبر اکرم (ص) در حدیثی شریف فرمودهاند: «إِنَّ الرَّجُلَ لَیَتَکَلَّمُ بِالْکَلِمَةِ مِنْ سَخَطِ اللَّهِ مَا یَظُنُّ أَنْ تَبْلُغَ مَا بَلَغَتْ فَیَکْتُبُ اللَّهُ عَلَیْهَا سَخَطَهُ إِلَى یَوْمِ یَلْقَاهُ»؛ به راستی که انسان سخنی را از روی خشم خدا میگوید و گمان نمیبَرَد که به آنجا که رسید، برسد، پس خداوند خشم خود را بر آن مینویسد تا روزی که او را ملاقات کند.(الترغیب و التهذیب، ج3، ص94) این حدیث به وضوح نشان میدهد که یک سخن به ظاهر کوچک و بیاهمیت، چگونه میتواند موجبات خشم الهی را فراهم آورد، چه رسد به شوخیهای مستمر و برنامهریزی شدهای که عفت کلام و حیا را هدف گرفتهاند. اینگونه است که خندهای کوتاه، منجر به غمزدهگی درازمدت روح و به خطر افتادن سرنوشت ابدی میشود.
الگویی متناقض؛ آنچه برای خود نمیپسندی
یکی از گویاترین نشانههای مضر بودن اینگونه محتوا، رفتار خود تولیدکنندگان و حتی مصرفکنندگان آن است. همان افرادی که با افتخار در چنین برنامههایی حاضر میشوند یا برای تماشای آن در سینما صف میکشند، هرگز حاضر نیستند همسر، فرزندان و خواهران و برادران خود را پای این قبیل شوخیها بنشانند. این تناقض آشکار، خود گواهی است بر نادرستی و زیانبار بودن این مسیر. اگر این شوخیها واقعاً بیضرر، سالم و مفید بودند، قطعاً اولین مشتاقان برای نمایش آن به عزیزانترین افراد زندگی، خود سازندگان و طرفداران پر و پا قرص آن بودند. اما حقیقت چیز دیگری است؛ وجدان اخلاقی و فطرت پاک انسانی آنان به خوبی میداند که این محتوا همچون سم است و نباید در معرض کسانی قرار گیرد که رشد اخلاقی و شخصیتی آنان در خطر است. این خود بزرگترین محکومیت برای اینگونه تولیدات است.از یک نخ سیگار تا ورطه اخلاقی
همانگونه که یک نخ سیگار، دریچهای به سوی ورطه هولناک اعتیاد به مواد مخدر میگشاید، یک شوخی مبتذل نیز میتواند سرآغازی برای بیاخلاقی و فروغلطیدن به ورطه بیعفتی باشد. نوجوان و جوانی که بارها و بارها در معرض این شوخیها قرار میگیرد، به تدریج حساسیت خود را از دست میدهد. آنچه دیروز برایش زشت و قبیح بود، امروز عادی و پیش پا افتاده مینماید و فردا ممکن است به یک رفتار یا گفتار معمول در زندگی او تبدیل شود. امیرالمؤمنین علی (ع) در حکمتی ژرف میفرمایند: «مَنْ قَلَّ حَیَاؤُهُ قَلَّ وَرَعُهُ وَ مَنْ قَلَّ وَرَعُهُ مَاتَ قَلْبُهُ»؛ کسی که حیا و شرمش کم شود، پارساییاش کم گردد و کسی که پارساییاش کم شود، دلش بمیرد.(نهج البلاغه، ح349) این فرآیند، دقیقاً توصیف همان سقوط تدریجی است. قلب که جایگاه ایمان و اخلاق است، در اثر تکرار گناه و عادیسازی زشتیها، میمیرد و فرد را به موجودی بیتفاوت و غرق در سطحیترین لذتها تبدیل میکند.نهی شرعی از یاوهگویی و پیامدهای شوم آن
دین مبین اسلام با بینشی عمیق، پیروان خود را از هرگونه گفتار و رفتار بیهوده و غیراخلاقی بر حذر داشته است. خداوند متعال در قرآن کریم ویژگیهای بندگان خویش را اینگونه برمیشمارد: «وَ الَّذینَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ»؛ و کسانی که از لغو و بیهودگی رویگردانند. شوخیهای مبتذل، مصداق بارز «لغو» هستند؛ سخنان و رفتارهایی که هیچ خیر و سود دنیوی یا اخروی در آنها نیست و تنها پیامدشان، کاستن از حیثیت انسانی و به خطر انداختن عفت عمومی است. شوخیهای غیراخلاقی نیز اغلب با دروغ و بزرگنمایی همراهند و همانگونه که اسلام هشدار داده است، این شوخیها میتوانند فرد را به سمت فجور و بیبندوباری سوق دهند. این یک زنجیره به هم پیوسته است که انتهای آن، دوری از رحمت الهی و عذاب اخروی است.از گناهان کوچک تا فاجعههای بزرگ
الان برخی افراد میخواهند بگویند این شوخیها که بدتر از اختلاس نیست. خداوند در آیه ۱۵۵ سوره آل عمران اشاره کرده که: «إِنَّمَا اسْتَزَلَّهُمُ الشَّیْطانُ بِبَعْضِ ما کَسَبُوا»؛ به راستی شیطان آنان را با بخشی از آنچه مرتکب شده بودند، بلغزاند. یعنی آن کسانیکه مورد طمع شیطان قرار گرفتند و در گناهان بزرگ غرق شدند روزی درگیر رفتارهایی بودند که بزرگ و جدی دیده نمیشد. این افراد کارهایی کردند که راه را برای نفوذ شیطان باز کردند. یعنی کارهایی که شاید اصلا شیطان در آن دخیل نبوده و خودشان با اختیار خودشان آن کارها را انجام دادند ولی راه را باز کردند. این آیه کلیدی، پرده از یک حقیقت بزرگ برمیدارد: سقوطهای بزرگ اجتماعی و اخلاقی، ناگهانی رخ نمیدهند. اختلاسگران و جنایتکاران بزرگ، یکشبه به این ورطه نیفتادهاند. آنان نیز روزی با گناهان کوچک و به ظاهر بیاهمیت، راه را برای نفوذ شیطان در قلب خود گشودند. شیطان از همین گناهان کوچک به عنوان اسب تروای خود استفاده میکند تا فرد را گام به گام به پرتگاه سقوط بکشاند. بنابراین، نمیتوان با این توجیه که "این شوخی از اختلاس بدتر نیست"، آن را توجیه کرد. بلکه این شوخی میتواند همان "برخی از گناهان" باشد که شیطان را برای بلغزاندن یک نسل یاری میرساند و جامعه را به سمت فسادهای بزرگتر سوق میدهد.وظیفهای همگانی در پاسداری از حریم اخلاق
حفاظت از فضای اخلاقی جامعه، مسئولیتی است که بر عهده تکتک آحاد ملت، به ویژه نخبگان، هنرمندان و مسئولان فرهنگی است. تولید کنندگان محتوا باید بدانند که در قبال هر لبخندی که بر لبان مردم مینشانند، مسئولند. آیا این خنده، روح را صیقل میدهد یا بر زنگار گناه میافزاید؟ آیا این شوخی، جامعه را به سمت تعالی سوق میدهد یا به ورطه ابتذال میکشاند؟ همانگونه که امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) میفرمایند: «مَنْ هَانَتْ عَلَیْهِ نَفْسُهُ فَلَا تَأْمَنْ شَرَّهُ»؛ کسی که [شرافت] نفس خود را خوار شمرد، از شر او در امان مباش. کسی که برای خود و جامعهاش ارزش قائل است، هرگز دست به تولید یا ترویج محتوایی نمیزند که شرافت انسانی را خدشهدار کند. باید با عزمی راسخ و با تکیه بر فرهنگ غنی اسلامی-ایرانی، طنزی اصیل، هوشمند و اخلاقمدار را جایگزین طنز مبتذل و تخریبگر کنیم؛ طنزی که نه تنها باعث خنده صورت، که موجب نشاط روح و تقویت ایمان و اخلاق در جامعه شود.تازه های اخبار
ارسال نظر
در ارسال نظر شما خطایی رخ داده است
کاربر گرامی، ضمن تشکر از شما نظر شما با موفقیت ثبت گردید. و پس از تائید در فهرست نظرات نمایش داده می شود
نام :
ایمیل :
نظرات کاربران
{{Fullname}} {{Creationdate}}
{{Body}}