آیا ممنوعیت قلیان و تعطیل شدن قلیان سرا ها جوانان دیگر سراغ قلیان نمی روند ؟! در صورت ممنوع شدن قلیان و قلیان سرا ، سوالی که مطرح می باشد این است که آیا اشتغال یا تفریح مناسب را جایگزین قلیان کردیم یا نه !؟ آیا دنبال فرهنگ جایگزین آن هستیم؟! ...
راسخون :
" یکبار برای همیشه تکلیف قلیان و قلیان سراها را مشخص کنید "
راسخون :
" یکبار برای همیشه تکلیف قلیان و قلیان سراها را مشخص کنید "
" پیشینه بحث "
سنت قلیان کشیدن در ایران، از زمان به حکومت رسیدن سلسله قاجار نهادینه شد و مصرف قلیان به تدریج در جامعه نفوذ پیدا کرد و اینگونه قلیان «بومیسازی» شد! با ورود قلیان، کشت تنباکو هم در ایران گسترش پیدا کرد و این روند از دوران قاجاریه تا اوایل دهه ۷۰ در ایران ادامه داشت. آن زمان ها، قلیان بخشی از فرهنگ عامه بود، به طوری که در مهمانیها و جشنها، بخشی از پذیرایی مجلس، به ارائه قلیان اختصاص داشت و ملات اصلی کار هم تنباکوی خوانسار بود.
از میانه دهه ۷۰ کمکم قلیان از میان رسوم خانوادههای ایرانی برچیده شد و دیگر قلیان هواداران سابق را نداشت تا اینکه از میانه دهه ۸۰ پای تنباکوهای معسل و میوهای عربی به قهوهخانههای ایران باز شد و جای تنباکوی خوانسار را گرفت. تنباکوهای معسل به دلیل ترکیبات شیمیایی، دود سفید زیادی تولید میکردند و اندکی سبکتر از تنباکوهای سنتی بودند و به همین دلیل، هواداران بیشتری در میان نسل جوان پیدا کردند.
از میانه دهه ۷۰ کمکم قلیان از میان رسوم خانوادههای ایرانی برچیده شد و دیگر قلیان هواداران سابق را نداشت تا اینکه از میانه دهه ۸۰ پای تنباکوهای معسل و میوهای عربی به قهوهخانههای ایران باز شد و جای تنباکوی خوانسار را گرفت. تنباکوهای معسل به دلیل ترکیبات شیمیایی، دود سفید زیادی تولید میکردند و اندکی سبکتر از تنباکوهای سنتی بودند و به همین دلیل، هواداران بیشتری در میان نسل جوان پیدا کردند.
"مواجهه علما و فقها با دخانیات"
ورود دخانیات به جامعه اسلامی و پذیرش آن از سوی برخی فقهاء، نه تنها استقبال شدید مسلمین را در پی داشت، بلکه به عنوان نخستین شبهه حکمیه مالانص فیه، راه جدید و افق تازه ای را پیش روی فقه و اصول گشود و موجب اختلاف نظر شدید میان فقها گردید. و از همان نخست حکم استعمال دخانیات یا به قول فقها شرب توتون[1] و تنباکو از حلیت مطلق -حتی به هنگام روزه داری- تا حرمت مطلق در نوسان ماند.
اخباریون می گفتند هر محصول تازه از فرنگ آمده ای بدعت در دین و تشّبه به کفار است، اما اصولیون معتقد بودند اصل بر اباحه و برائت است، به ویژه در زمانی که توتون، خالص و عاری از مواد سمی امروز بود و به قول فقهاء وقت، موجب شادی و نشاط در عبادت می شد. امروز نیز برخی از همان اصولیون برپایه قواعد فقهی لاضرر و لاضرار، لاسرف و لااسراف، حرمت لهو و... حکم به حرمت استعمال و خرید و فروش آن می دهند... .
نقل است یکی ازعلمای عصر رساله ای در حرمت شرب توتون نوشت و آن را در پارچه ای پیچید و برای علامه مجلسی فرستاد . مجلسی گرفت و خواند، سپس رساله را پس فرستاد و برای آن عالم پیغام فرستاد که از رساله ی تو چیزی برایم مفید نبود مگر آن پارچه، که آن را نیز برداشتم تا تنباکوی خود را در آن نگاه دارم. [2]
این نکته را نیز نباید از نظر دور داشت که حتی فقهای موافق با شرب توتون نیز با استناد به روایاتی که دلالت بر کراهت رفتن به مساجد پس از خوردن خوراکی های بدبو و موذی دارد، استعمال دخانیات در اماکن عمومی را -به سبب آزار مردمان- مکروه می دانند. [3]
بعضی علما هم از قهوه خانه ها به عنوان فرصت استفاده می کردند و نگاه دیگری داشتند. در کتاب نای و نی خواندم که امام موسی صدر می گفت : «بنده با دانشآموزان و جوانان فرهنگى، قبل از ماه رمضان، به همراه هیئتى از محترمین شهر، در خیابانها راه افتادیم. قهوه خانه ها و میهمان خانهها و کبابیها را ملاقات کردیم و نزد آنها نشستیم و چاى و قلیان صرف کردیم، و از آنها براى حفظ ظاهرِ رمضان و رعایت ادب در معابر عمومى کمک خواستیم و با لطف خدا توفیق مراعات این شعار بزرگ اسلامى را نیز یافتیم. در این اقدام، جوانهایى با ما بودند که در سال قبل چه بسا از تظاهر به روزهخوارى باکى نداشتند.»[4]
مرحوم آخوند همدانی در یکی از سفرهای خود با جمعی از شاگردانش به عتبات عالیات می رفت در بین راه به قهوه خانه ای رسیدند که جمعی از دنیا پرستان می خواندند و پایکوبی می کردند، آخوند به شاگردانش فرمود: یکی برود و آنان را نهی از منکر کند بعضی از شاگردان گفتند اینها به نهی از منکر توجه نخواهند کرد و کار ما بیهوده است.
ایشان فرمود: حالا که شما نمی روید، خودم می روم وقتی که نزدیک شد به رئیسشان گفت: اجازه می فرمایید من هم بخوانم و شما بنوازید؟!
رییس گفت: مگر شما بلدی بخوانی؟
فرمود: اگر شما جازه بدهید بلی. گفت: بخوان.
آخوند نیز شروع به خواندن اشعار ناقوسیه حضرت امیر (علیه السلام) کردند:
لا اله الا الله حقاً حقا صدقاً صدقا
إن الدنیا قد غرتنا و أشتغلتنا و استهوتنا ...
آن عده وقتی این اشعار را شنیدند از آن حال در آمدند و به گریه افتادند توبه کردند. یکی از شاگردان آخوند نقل کرده: وقتی ما از آنجا دور می شدیم هنوز صدای گریه شان به گوش می رسید.» [5]
اخباریون می گفتند هر محصول تازه از فرنگ آمده ای بدعت در دین و تشّبه به کفار است، اما اصولیون معتقد بودند اصل بر اباحه و برائت است، به ویژه در زمانی که توتون، خالص و عاری از مواد سمی امروز بود و به قول فقهاء وقت، موجب شادی و نشاط در عبادت می شد. امروز نیز برخی از همان اصولیون برپایه قواعد فقهی لاضرر و لاضرار، لاسرف و لااسراف، حرمت لهو و... حکم به حرمت استعمال و خرید و فروش آن می دهند... .
نقل است یکی ازعلمای عصر رساله ای در حرمت شرب توتون نوشت و آن را در پارچه ای پیچید و برای علامه مجلسی فرستاد . مجلسی گرفت و خواند، سپس رساله را پس فرستاد و برای آن عالم پیغام فرستاد که از رساله ی تو چیزی برایم مفید نبود مگر آن پارچه، که آن را نیز برداشتم تا تنباکوی خود را در آن نگاه دارم. [2]
این نکته را نیز نباید از نظر دور داشت که حتی فقهای موافق با شرب توتون نیز با استناد به روایاتی که دلالت بر کراهت رفتن به مساجد پس از خوردن خوراکی های بدبو و موذی دارد، استعمال دخانیات در اماکن عمومی را -به سبب آزار مردمان- مکروه می دانند. [3]
بعضی علما هم از قهوه خانه ها به عنوان فرصت استفاده می کردند و نگاه دیگری داشتند. در کتاب نای و نی خواندم که امام موسی صدر می گفت : «بنده با دانشآموزان و جوانان فرهنگى، قبل از ماه رمضان، به همراه هیئتى از محترمین شهر، در خیابانها راه افتادیم. قهوه خانه ها و میهمان خانهها و کبابیها را ملاقات کردیم و نزد آنها نشستیم و چاى و قلیان صرف کردیم، و از آنها براى حفظ ظاهرِ رمضان و رعایت ادب در معابر عمومى کمک خواستیم و با لطف خدا توفیق مراعات این شعار بزرگ اسلامى را نیز یافتیم. در این اقدام، جوانهایى با ما بودند که در سال قبل چه بسا از تظاهر به روزهخوارى باکى نداشتند.»[4]
مرحوم آخوند همدانی در یکی از سفرهای خود با جمعی از شاگردانش به عتبات عالیات می رفت در بین راه به قهوه خانه ای رسیدند که جمعی از دنیا پرستان می خواندند و پایکوبی می کردند، آخوند به شاگردانش فرمود: یکی برود و آنان را نهی از منکر کند بعضی از شاگردان گفتند اینها به نهی از منکر توجه نخواهند کرد و کار ما بیهوده است.
ایشان فرمود: حالا که شما نمی روید، خودم می روم وقتی که نزدیک شد به رئیسشان گفت: اجازه می فرمایید من هم بخوانم و شما بنوازید؟!
رییس گفت: مگر شما بلدی بخوانی؟
فرمود: اگر شما جازه بدهید بلی. گفت: بخوان.
آخوند نیز شروع به خواندن اشعار ناقوسیه حضرت امیر (علیه السلام) کردند:
لا اله الا الله حقاً حقا صدقاً صدقا
إن الدنیا قد غرتنا و أشتغلتنا و استهوتنا ...
آن عده وقتی این اشعار را شنیدند از آن حال در آمدند و به گریه افتادند توبه کردند. یکی از شاگردان آخوند نقل کرده: وقتی ما از آنجا دور می شدیم هنوز صدای گریه شان به گوش می رسید.» [5]
" قانون و قلیان "
درباره قلیان به تنهایی و به صورت ویژه چیزی در قوانین دیده نمیشود. همه قوانین موجود به دخانیات، اعم از توتون و تنباکو و مشتقات آن، اختصاص دارد. مهمترین قانون موجود در این باره «قانون جامع کنترل و مبارزه ملی با دخانیات» است که در سال ۱۳۸۵ به تصویب مجلس شورای اسلامی رسید. بر اساس ماده ۳ این قانون، هر نوع تبلیغ، تشویق مستقیم و غیرمستقیم یا تحریک افراد به استعمال دخانیات اکیدا ممنوع است.
بر اساس ماده ۷ این قانون نیز مواد دخانی باید از سوی افراد دارای پروانه فروش عرضه شود و توزیع فرآوردههای دخانی از سوی اشخاص بدون پروانه فروش ممنوع است.
" همین قانون را بنگرید ؛ یعنی اگر کسی پروانه فروش داشته باشد و قلیان عرضه کند، آیا از ضررهای آن کم می شود!"
جدا از سیاستگذاریهای کلی که در قانون جامع کنترل و مبارزه ملی با دخانیات آمده است، مهمترین موضوع در این قانون، منع مصرف مواد دخانی در اماکن عمومی است. بر اساس ماده ۱۳ این قانون، استعمال دخانیات در تمامی وزارت خانهها، سازمانها، مؤسسات و شرکتهای دولتی، شرکتهای ملی نفت و گاز و پتروشیمی، شهرداریها، بانکها، مؤسسات و شرکتهای دولتی و مؤسساتی که تمامی یا قسمتی از بودجه آنها از بودجه عمومی تامین میشود و نهادهای انقلاب اسلامی ممنوع بوده و برای متخلفان نیز مجازات تعیین شده است.
در تبصره یک این ماده قانونی هم علاوه بر فهرست ذکرشده از نهادهای دولتی، عمومی و انقلابی، مصرف دخانیات در اماکن عمومی یا وسایل نقلیه عمومی نیز ممنوع و مشمول مجازات شده است. سؤالی که در اینجا ممکن است ایجاد شود این است که آیا بوستانها، تفرج گاهها و قهوهخانهها که امروز مهمترین اماکن مصرف قلیان هستند، جزء «اماکن عمومی» محسوب میشوند و مصرف دخانیات در آنها نیز ممنوع است؟
به قانون شهرداریها که مراجعه شود، در بند ۱۴ ماده ۵۵ قانون شهرداریها، درباره لزوم رفع خطر از اماکن عمومی، مقرراتی وضع شده که در پایان آن، اماکن عمومی چنین تعریف شده است: «اماکن عمومی مانند سینماها، گرمابهها، مهمانخانهها، دکاکین، قهوهخانهها، کافه و رستورانها، پاساژها و امثال آن که محل رفتوآمد مراجعه عمومی است.»
اما در ۲ بهمن ۱۳۹۶ مجلس شورای اسلامی به چاق شدن قلیان در قهوه خانه ها رای مثبت داد، چرا که امرار معاش عده کثیری از مردم خصوص جوانان از همین راه است و با جلوگیری از عرضه آن خانواده های زیادی در منجلاب قسط و بدهکاری فرو خواهند رفت!!
پیشنهاد ما این است، حالا که کسی، با وجود ممنوعیت عرضه قلیان، یارای مقابله با آن را ندارد، قهوه خانه ها از مصداق "اماکن عمومی" خارج شوند تا عرضه قلیان با مشکل مواجه نشود، اگرچه سخت است اما باید بپذیریم که قلیان جمع شدنی نیست و به نوعی جز فرهنگ جامعه ما شده است.
سوالی که مطرح می باشد این است که آیا اشتغال یا تفریح مناسب را جایگزین قلیان کردیم یا نه !؟ باید به دنبال فرهنگ جایگزین بود ...
به قلم : حجت الاسلام سید صادق موسوی
پی نوشت:
[1]. مقصود از شرب توتون فقط سیگار و قلیان است و شامل تریاک و وافور و... نمی باشد.
[2]. بحارالانوار، ج ۱۰۲، ص ۱۰۴.
[3]. محمدتقی مجلسی، لوامع صاحبقرانیه، ج ۳، ص۲۶۷.
بر اساس ماده ۷ این قانون نیز مواد دخانی باید از سوی افراد دارای پروانه فروش عرضه شود و توزیع فرآوردههای دخانی از سوی اشخاص بدون پروانه فروش ممنوع است.
" همین قانون را بنگرید ؛ یعنی اگر کسی پروانه فروش داشته باشد و قلیان عرضه کند، آیا از ضررهای آن کم می شود!"
جدا از سیاستگذاریهای کلی که در قانون جامع کنترل و مبارزه ملی با دخانیات آمده است، مهمترین موضوع در این قانون، منع مصرف مواد دخانی در اماکن عمومی است. بر اساس ماده ۱۳ این قانون، استعمال دخانیات در تمامی وزارت خانهها، سازمانها، مؤسسات و شرکتهای دولتی، شرکتهای ملی نفت و گاز و پتروشیمی، شهرداریها، بانکها، مؤسسات و شرکتهای دولتی و مؤسساتی که تمامی یا قسمتی از بودجه آنها از بودجه عمومی تامین میشود و نهادهای انقلاب اسلامی ممنوع بوده و برای متخلفان نیز مجازات تعیین شده است.
در تبصره یک این ماده قانونی هم علاوه بر فهرست ذکرشده از نهادهای دولتی، عمومی و انقلابی، مصرف دخانیات در اماکن عمومی یا وسایل نقلیه عمومی نیز ممنوع و مشمول مجازات شده است. سؤالی که در اینجا ممکن است ایجاد شود این است که آیا بوستانها، تفرج گاهها و قهوهخانهها که امروز مهمترین اماکن مصرف قلیان هستند، جزء «اماکن عمومی» محسوب میشوند و مصرف دخانیات در آنها نیز ممنوع است؟
به قانون شهرداریها که مراجعه شود، در بند ۱۴ ماده ۵۵ قانون شهرداریها، درباره لزوم رفع خطر از اماکن عمومی، مقرراتی وضع شده که در پایان آن، اماکن عمومی چنین تعریف شده است: «اماکن عمومی مانند سینماها، گرمابهها، مهمانخانهها، دکاکین، قهوهخانهها، کافه و رستورانها، پاساژها و امثال آن که محل رفتوآمد مراجعه عمومی است.»
اما در ۲ بهمن ۱۳۹۶ مجلس شورای اسلامی به چاق شدن قلیان در قهوه خانه ها رای مثبت داد، چرا که امرار معاش عده کثیری از مردم خصوص جوانان از همین راه است و با جلوگیری از عرضه آن خانواده های زیادی در منجلاب قسط و بدهکاری فرو خواهند رفت!!
پیشنهاد ما این است، حالا که کسی، با وجود ممنوعیت عرضه قلیان، یارای مقابله با آن را ندارد، قهوه خانه ها از مصداق "اماکن عمومی" خارج شوند تا عرضه قلیان با مشکل مواجه نشود، اگرچه سخت است اما باید بپذیریم که قلیان جمع شدنی نیست و به نوعی جز فرهنگ جامعه ما شده است.
سوالی که مطرح می باشد این است که آیا اشتغال یا تفریح مناسب را جایگزین قلیان کردیم یا نه !؟ باید به دنبال فرهنگ جایگزین بود ...
به قلم : حجت الاسلام سید صادق موسوی
پی نوشت:
[1]. مقصود از شرب توتون فقط سیگار و قلیان است و شامل تریاک و وافور و... نمی باشد.
[2]. بحارالانوار، ج ۱۰۲، ص ۱۰۴.
[3]. محمدتقی مجلسی، لوامع صاحبقرانیه، ج ۳، ص۲۶۷.