ببخش ما را اگر رودخانه های پر از خون جوانانت جاری شد اگر فقط تماشاچیه تجاوز به تو بودیم اما خاموش ماندیم در میان اندوهی چنین بگو که حالت چگونه است فلسطین؟
راسخون :
ما را ببخش
اگر در بستر مرگ تنهایت گذاشتیم
اگر زیر بارش بمب و باروت فقط نگاهت کردیم
اگر همانند سربازان شکست خورده ترکت کردیم
ببخش ما را
اگر رودخانه های پر از خون جوانانت جاری شد
اگر فقط تماشاچیه تجاوز به تو بودیم
اما خاموش ماندیم
در میان اندوهی چنین
بگو که حالت چگونه است فلسطین؟
اورشلیم بلاکش
غزه بی نوار
خان یونس مظلوم
رفح محکوم به جنگ و خون
به من بگو
آیا فشنگ تک تیر انداز دریا را هم می تواند از پای در بیاورد؟
آیا عشق نیز همراه هزاران پناهنده دیگر پناهنده شده؟
آیا پس از به خاک و خون کشیدن تو شعری هم مانده؟
جنگ بیهوده سلاخی ات کرده
که این جنگ، جنگ تمام مسلمین است
که از درون تهی مان می کند
مردمان مارا به چهارگوش هفت اقلیم می پراکند
درمانده و محزون
بی آنکه اخطاری دهد چون یهود، سرگردان می کند
جوانانت را مجاب کردند بجای زندگی تیراندازی بیاموزند
خواستند خدا و خاک را به دونیم تقسیم کنند
زورتان کردند تا علیه عشق شهادت دهند
گفتند دشنام دهید خانه مقدس را که برکت و رحمت فلسطین است
که شما سرباز زدید از درشت گویی خوارج زمان
در برابر تفنگداران ایستادید و جانب قدس را گرفتید
جانب کوه را
دریا را
خدا را
هشتاد سال محکومیت به جنگ را تاب آوردی
سه نسل زندگی در جهنم را
هشت دهه مادران سرزمینت اشک و خون سر کشیدند و تقوا پیشه کردند
و همه جا را به دنبال عشق و صلحی بی پایان گشتند اما نیافتنش
شراب تاکستان هارا سر کشیدند
اما سرخوش نشدند
و به دنبال جایگزین در آمدند
جایگزین فلسطینی آزاد
غزه ای با خلیج زلال
خان یونسی خوش هوا
رفحی در آرامش
اما نیافتنش
بازگشتند و بوسه زدند بر خاک بیت المقدس
بوسه بر سنگ های خون آلود
و استشمام کردند هوایی را که بوی جنگ می دهد
بوی فشنگ و گوگرد و موشک
بوی گوشت سوخته
و همان را در آغوش گرفتند
و تو را در آغوش گرفتند
و چون دیوانگان بر روی لوله تانک های رها شده در شهر گریستند
براستی که چه می کشند مادران سرزمینت؟
براستی که چه میکشی تو، فلسطین؟
مارا ببخش...
به قلم: خلعت
راسخون :
ما را ببخش
اگر در بستر مرگ تنهایت گذاشتیم
اگر زیر بارش بمب و باروت فقط نگاهت کردیم
اگر همانند سربازان شکست خورده ترکت کردیم
ببخش ما را
اگر رودخانه های پر از خون جوانانت جاری شد
اگر فقط تماشاچیه تجاوز به تو بودیم
اما خاموش ماندیم
در میان اندوهی چنین
بگو که حالت چگونه است فلسطین؟
اورشلیم بلاکش
غزه بی نوار
خان یونس مظلوم
رفح محکوم به جنگ و خون
به من بگو
آیا فشنگ تک تیر انداز دریا را هم می تواند از پای در بیاورد؟
آیا عشق نیز همراه هزاران پناهنده دیگر پناهنده شده؟
آیا پس از به خاک و خون کشیدن تو شعری هم مانده؟
جنگ بیهوده سلاخی ات کرده
که این جنگ، جنگ تمام مسلمین است
که از درون تهی مان می کند
مردمان مارا به چهارگوش هفت اقلیم می پراکند
درمانده و محزون
بی آنکه اخطاری دهد چون یهود، سرگردان می کند
جوانانت را مجاب کردند بجای زندگی تیراندازی بیاموزند
خواستند خدا و خاک را به دونیم تقسیم کنند
زورتان کردند تا علیه عشق شهادت دهند
گفتند دشنام دهید خانه مقدس را که برکت و رحمت فلسطین است
که شما سرباز زدید از درشت گویی خوارج زمان
در برابر تفنگداران ایستادید و جانب قدس را گرفتید
جانب کوه را
دریا را
خدا را
هشتاد سال محکومیت به جنگ را تاب آوردی
سه نسل زندگی در جهنم را
هشت دهه مادران سرزمینت اشک و خون سر کشیدند و تقوا پیشه کردند
و همه جا را به دنبال عشق و صلحی بی پایان گشتند اما نیافتنش
شراب تاکستان هارا سر کشیدند
اما سرخوش نشدند
و به دنبال جایگزین در آمدند
جایگزین فلسطینی آزاد
غزه ای با خلیج زلال
خان یونسی خوش هوا
رفحی در آرامش
اما نیافتنش
بازگشتند و بوسه زدند بر خاک بیت المقدس
بوسه بر سنگ های خون آلود
و استشمام کردند هوایی را که بوی جنگ می دهد
بوی فشنگ و گوگرد و موشک
بوی گوشت سوخته
و همان را در آغوش گرفتند
و تو را در آغوش گرفتند
و چون دیوانگان بر روی لوله تانک های رها شده در شهر گریستند
براستی که چه می کشند مادران سرزمینت؟
براستی که چه میکشی تو، فلسطین؟
مارا ببخش...
به قلم: خلعت
مطلب مرتبط :
«باریکه» ۴۰ کیلومتری «غزه» را بهتر بشناسیم
نگار خانه غزه، تابلوی جنایت و مظلومیت
علت حمایت جمهوری اسلامی از فلسطین چیست؟