هر حکمی برای این صد نفر «که در نامه نوشتن باید با آمریکا مذاکره کرد» صادر کردیم باید برای ایده پردازان مذاکره با آمریکا هم صادر کنیم. یا هردو بد و زشت و خائنانه و احمقانه است، یا هردو نشانه تدبیر و درایت و خرد؛ و اگر گزینه دوم درسته، من صد و یکمین نفرم که پای این نامه رو امضا میکنم....
راسخون : من دقیقا نمیدونم این صد نفر چی گفتن یا نوشتن، ولی میگن گفتن باید با آمریکا مذاکره کرد، چون شرایط کشورمون شرایط خوبی نیست.
واکنش بعضیها خیلی تند بوده، اما واکنش معتدلها لطیفتر بوده.
مثلا آقای نوبخت گفته: «عقل سیاسی هم در این زمینه کامل نیست که چنین توصیهای میکنند» و «اکنون زمینهای برای مذاکره با چنین فردی وجود ندارد. مذاکره حسب موردی است اما افکار عمومی استقبال نمیکند که مذاکرهای با چنین فردی صورت گیرد. در واقع هیچ منطقی مذاکره با این فرد را قبول نمیکند». آقای سخنگو البته ظاهرا با اصل مذاکره مخالف نیست، ولی فعلا صلاح نمیدونه.
علی صوفی، وزیر رفاه دولت اصلاحات هم گفته: «اگر دولت آمریکا به تعهدات خود در برجام پایبند میماند و در قضیه مذاکرات هستهای اعتماد ایران را جلب میکرد، نگارش این نامه میتوانست توجیهپذیر باشد اما در شرایطی که آمریکا به هیچ یک از تعهدات خود در برجام پایبند نبوده و دست آخر نیز در اقدامی خلاف قوانین بینالمللی بهشکل یکسویه از برجام خارج شد، نگارش چنین نامهای عجیب و نادرست بهنظر میرسد» و «معنای نگارش این نامه در شرایطی که آمریکا روز به روز بر تحریمهای خود علیه ایران میافزاید، تسلیم شدن و بالا بردن دستها در برابر آمریکا است».
منطق مخالفت باصطلاح معتدلها و دیگران تقریبا یکیه. بذارید یکی یکی دلایل مخالفان رو بررسی کنیم و ببینیم حق با کیه؟ حرف حق رو باید پذیرفت، حتی از ضدانقلابهای حرفهای.
ببینیم سخنگوی دولتی که خودش با آمریکا مذاکره کرده و اساسا با همین ایده مذاکره با آمریکا رای آورده، چرا مخالفه، و فرق ترامپ با اوباما چیه که مذاکره با ترامپ غیر عاقلانه و خائنانه است و مذاکره با اوباما عاقلانه و مدبرانه؟ ترامپ عهدشکنه؟
خوب مگه اوباما تندیس وفای به عهد بود؟
مگه دولت آمریکا بار اولش بوده که زیر قول و قرارش میزنه؟
مگه با خود ما قرارداد الجزایر رو امضا نکردن؟ مگه قول ندادن پولامون رو برگردونن و هرگز تو مسائل داخلی ما دخالت نکنن؟
مگه بار اولشونه خلاف قوانین بینالملل رفتار میکنن؟
پس الآن دقیقا چی عوض شده که یهو مذاکره با آمریکا بد شده؟
فرق ترامپ با دیگران اینه که قشنگ زل میزنه تو چشمات میگه «داداش! ما دیگه نیستیم». خوب اینکه خیلی خوبه. خیلی بهتر از اینه که چهار سال سر کارت بذاره، آخرش هم بالاخره نفهمی پایه هست یا نه. بعد هم اگه از قراردادی که گذاشتن جلوت خوشت نیومد میگی نمیخوام. کسی از اینکه با ترامپ به توافق نرسیدی بهت خرده نمیگیره، چون ترامپ ژست اوباما رو نداره. پس بدعهدی آمریکا مانع مذاکره نیست.
اما اینکه میگن حالا که آمریکا داره هر روز تحریمهاش رو افزایش میده نوشتن این نامه یعنی بالا بردن دست و تسلیم هم حرف عجیبیه. خوب این همون شرایط سالیه که آقای روحانی با ایده مذاکره مستقیم با آمریکا رای آورد. یعنی اون وقت هم طرح مذاکره با آمریکا به همین معنی بود؟!
اشکال سوم اینه که میگن این صد نفر شرایط کشور رو خیلی بد نشون دادن و گفتن راهی جز مذاکره برامون نمونده. این هم چیز تازه ای نیست.
مگر نه اینکه دولت یازدهم با همین گفتمان پیروز انتخابات شد؟
مگر خود آقای روحانی تو اوج مذاکرات برای توافق اولیه، معروف به ژنو، نگفت خزانه خالیه؟ خزانه خالی معنیش اوج بیچارگی نیست؟
مگه آقای نیلی، مشاور برجسته اقتصادی دولت تو صداوسیما نگفت اگر به توافق نمیرسیدیم وضع اقتصادیمون میشد عین ونزوئلا؟
جمله معروف «باید چرخ سانتریفیوژها بچرخه، چرخ کارخانهها هم بچرخه» یعنی چی؟
مگر جز این معنی میده که چاره کار ما در مذاکره با آمریکاست؟
یعنی اون حرفا هم حماقت و خیانت و رذالت بود؟ حاشا و کلا.
پس چه طور شده که حالا همون کارها در خوشبینانه ترین حالت، شده کم عقلی؟
اتفاق مثبت ویژهای هم در اقتصاد نیافتاده که بگیم اون مشکلات حل شده و حالا دیگه مذاکره تنها راه نیست. پس با همون منطقی که با دولت اوباما مذاکره کردیم، با دولت ترامپ هم باید مذاکره کنیم. به عبارت بهتر با همون منطقی که یک بار با آمریکا مذاکره کردیم برای بار دوم هم باید مذاکره کنیم.
مسئله چهارم موضوع مذاکره است. شاید مخالفان بگن «اون مذاکره درباره هستهای بود، ولی این موشکه، میفهمی؟ موشک خط قرمز ماست». این هم مسئلهای نیست که بخواد مانع باشه.
اولا یه زمانی درباره انرژی هستهای هم از این شعارا میدادیم. یادمه اتوبوس اتوبوس میرفتیم فردو زنجیره انسانی درست میکردیم.
ثانیا مگه ما مذاکره نکردیم که نگرانی های دشمن رو برطرف کنیم؟ مگه معنی برد برد همین نیست؟ برد اونا این بود که نگرانیشون از بابت بمب هستهای برطرف بشه و برد ما هم گشایش اقتصادی و رفع تحریمها بود. خوب دشمن از موشک های ما بیشتر از انرژی هستهای نگران نباشه، کمتر نیست. پس باید این نگرانی رو هم حل کرد.
ثالثا مجبوریم. آدم مجبور که دیگه خط قرمز نداره. میخوایم ونزوئلا بشیم؟ طبیعتا نه.
مخلص کلام اینکه من منطق دیگهای برای مخالفت با این صد نفر ندیدم، پس هر حکمی برای این صد نفر صادر کردیم باید برای ایده پردازان مذاکره با آمریکا هم صادر کنیم. یا هردو بد و زشت و خائنانه و احمقانه است، یا هردو نشانه تدبیر و درایت و خرد؛ و اگر گزینه دوم درسته، من صد و یکمین نفرم که پای این نامه رو امضا میکنم.
به قلم : علی تجرد
راسخون : من دقیقا نمیدونم این صد نفر چی گفتن یا نوشتن، ولی میگن گفتن باید با آمریکا مذاکره کرد، چون شرایط کشورمون شرایط خوبی نیست.
واکنش بعضیها خیلی تند بوده، اما واکنش معتدلها لطیفتر بوده.
مثلا آقای نوبخت گفته: «عقل سیاسی هم در این زمینه کامل نیست که چنین توصیهای میکنند» و «اکنون زمینهای برای مذاکره با چنین فردی وجود ندارد. مذاکره حسب موردی است اما افکار عمومی استقبال نمیکند که مذاکرهای با چنین فردی صورت گیرد. در واقع هیچ منطقی مذاکره با این فرد را قبول نمیکند». آقای سخنگو البته ظاهرا با اصل مذاکره مخالف نیست، ولی فعلا صلاح نمیدونه.
علی صوفی، وزیر رفاه دولت اصلاحات هم گفته: «اگر دولت آمریکا به تعهدات خود در برجام پایبند میماند و در قضیه مذاکرات هستهای اعتماد ایران را جلب میکرد، نگارش این نامه میتوانست توجیهپذیر باشد اما در شرایطی که آمریکا به هیچ یک از تعهدات خود در برجام پایبند نبوده و دست آخر نیز در اقدامی خلاف قوانین بینالمللی بهشکل یکسویه از برجام خارج شد، نگارش چنین نامهای عجیب و نادرست بهنظر میرسد» و «معنای نگارش این نامه در شرایطی که آمریکا روز به روز بر تحریمهای خود علیه ایران میافزاید، تسلیم شدن و بالا بردن دستها در برابر آمریکا است».
منطق مخالفت باصطلاح معتدلها و دیگران تقریبا یکیه. بذارید یکی یکی دلایل مخالفان رو بررسی کنیم و ببینیم حق با کیه؟ حرف حق رو باید پذیرفت، حتی از ضدانقلابهای حرفهای.
ببینیم سخنگوی دولتی که خودش با آمریکا مذاکره کرده و اساسا با همین ایده مذاکره با آمریکا رای آورده، چرا مخالفه، و فرق ترامپ با اوباما چیه که مذاکره با ترامپ غیر عاقلانه و خائنانه است و مذاکره با اوباما عاقلانه و مدبرانه؟ ترامپ عهدشکنه؟
خوب مگه اوباما تندیس وفای به عهد بود؟
مگه دولت آمریکا بار اولش بوده که زیر قول و قرارش میزنه؟
مگه با خود ما قرارداد الجزایر رو امضا نکردن؟ مگه قول ندادن پولامون رو برگردونن و هرگز تو مسائل داخلی ما دخالت نکنن؟
مگه بار اولشونه خلاف قوانین بینالملل رفتار میکنن؟
پس الآن دقیقا چی عوض شده که یهو مذاکره با آمریکا بد شده؟
فرق ترامپ با دیگران اینه که قشنگ زل میزنه تو چشمات میگه «داداش! ما دیگه نیستیم». خوب اینکه خیلی خوبه. خیلی بهتر از اینه که چهار سال سر کارت بذاره، آخرش هم بالاخره نفهمی پایه هست یا نه. بعد هم اگه از قراردادی که گذاشتن جلوت خوشت نیومد میگی نمیخوام. کسی از اینکه با ترامپ به توافق نرسیدی بهت خرده نمیگیره، چون ترامپ ژست اوباما رو نداره. پس بدعهدی آمریکا مانع مذاکره نیست.
اما اینکه میگن حالا که آمریکا داره هر روز تحریمهاش رو افزایش میده نوشتن این نامه یعنی بالا بردن دست و تسلیم هم حرف عجیبیه. خوب این همون شرایط سالیه که آقای روحانی با ایده مذاکره مستقیم با آمریکا رای آورد. یعنی اون وقت هم طرح مذاکره با آمریکا به همین معنی بود؟!
اشکال سوم اینه که میگن این صد نفر شرایط کشور رو خیلی بد نشون دادن و گفتن راهی جز مذاکره برامون نمونده. این هم چیز تازه ای نیست.
مگر نه اینکه دولت یازدهم با همین گفتمان پیروز انتخابات شد؟
مگر خود آقای روحانی تو اوج مذاکرات برای توافق اولیه، معروف به ژنو، نگفت خزانه خالیه؟ خزانه خالی معنیش اوج بیچارگی نیست؟
مگه آقای نیلی، مشاور برجسته اقتصادی دولت تو صداوسیما نگفت اگر به توافق نمیرسیدیم وضع اقتصادیمون میشد عین ونزوئلا؟
جمله معروف «باید چرخ سانتریفیوژها بچرخه، چرخ کارخانهها هم بچرخه» یعنی چی؟
مگر جز این معنی میده که چاره کار ما در مذاکره با آمریکاست؟
یعنی اون حرفا هم حماقت و خیانت و رذالت بود؟ حاشا و کلا.
پس چه طور شده که حالا همون کارها در خوشبینانه ترین حالت، شده کم عقلی؟
اتفاق مثبت ویژهای هم در اقتصاد نیافتاده که بگیم اون مشکلات حل شده و حالا دیگه مذاکره تنها راه نیست. پس با همون منطقی که با دولت اوباما مذاکره کردیم، با دولت ترامپ هم باید مذاکره کنیم. به عبارت بهتر با همون منطقی که یک بار با آمریکا مذاکره کردیم برای بار دوم هم باید مذاکره کنیم.
مسئله چهارم موضوع مذاکره است. شاید مخالفان بگن «اون مذاکره درباره هستهای بود، ولی این موشکه، میفهمی؟ موشک خط قرمز ماست». این هم مسئلهای نیست که بخواد مانع باشه.
اولا یه زمانی درباره انرژی هستهای هم از این شعارا میدادیم. یادمه اتوبوس اتوبوس میرفتیم فردو زنجیره انسانی درست میکردیم.
ثانیا مگه ما مذاکره نکردیم که نگرانی های دشمن رو برطرف کنیم؟ مگه معنی برد برد همین نیست؟ برد اونا این بود که نگرانیشون از بابت بمب هستهای برطرف بشه و برد ما هم گشایش اقتصادی و رفع تحریمها بود. خوب دشمن از موشک های ما بیشتر از انرژی هستهای نگران نباشه، کمتر نیست. پس باید این نگرانی رو هم حل کرد.
ثالثا مجبوریم. آدم مجبور که دیگه خط قرمز نداره. میخوایم ونزوئلا بشیم؟ طبیعتا نه.
مخلص کلام اینکه من منطق دیگهای برای مخالفت با این صد نفر ندیدم، پس هر حکمی برای این صد نفر صادر کردیم باید برای ایده پردازان مذاکره با آمریکا هم صادر کنیم. یا هردو بد و زشت و خائنانه و احمقانه است، یا هردو نشانه تدبیر و درایت و خرد؛ و اگر گزینه دوم درسته، من صد و یکمین نفرم که پای این نامه رو امضا میکنم.
به قلم : علی تجرد
مطلب مرتبط :
ایران به هیچ وجه با آمریکا در زمینه برجام مذاکره نخواهد کرد
نتیجه مذاکره با آمریکا
ای کاش سیاستمداران ما زودتر میفهمیدند مذاکره با آمریکا احمقانه است
پامپئو : با فشار اقتصادی بیسابقه از مردم ایران حمایت خواهیم