باید ضرورت های حکومت اسلامی را فهمید ، هم ضرورت های در عالَم اسلام را و هم ضرورت های جناح های داخل کشور را، بعضی افراد دانسته یا نادانسته با موضع گیری ها و حرف هایشان مملکت را دو شقه می کنند. این در حالی است که بزرگترین خط قرمزی که پیامبر در اسلام داشت تفرقه بود...
راسخون : قصه های قرآنی برای عبرت است ، موسی کلیم الله به کوه طور می رود و وعده ی ۳۰ روزه اش به ۴۰ روز می رسد ، برادرش هارون را جانشین خودش در قوم بنی اسرائیل قرار می دهد.
وقتی بر می گردد ، متوجه می شود که عدّهای از قومش یک مجسّمه به شکل گوساله ساختند و آن را میپرستند. آنقدر عصبانی شد که برادرش هارون را توبیخ می کند.
موی سر و صورت هارون را می کشد ، و می فرماید: تو چرا کاری نکردی؟!
جواب هارون اما برای موسی قانع کننده بود :
«قَالَ یَا ابْنَ أُمَّ، لَا تَأْخُذْ بِلِحْیَتِی وَ لَا بِرَأْسِی، إِنِّی خَشِیتُ أَن تَقُولَ فَرَّقْتَ بَیْنَ بَنِی إِسْرَائِیلَ وَ لَمْ تَرْقُبْ قَوْلِی؛ هارون گفت: ای فرزند مادرم! و ای برادرم! ریش و موی سر مرا مگیر! و من را مواخذه مکن! من ترسیدم که تو بگویی، در میان بنی اسرائیل " تفرقه " انداختی، و سفارشِ مرا به کار نبستی!»{1}
البته هارون ساکتِ ساکت هم نبود، و مردم را از گوسالهپرستی نهی کرده بود، امّا مبارزهی عملی نکرد ؛ به چه خاطر!؟ چون از تفرقه بین امّت میترسید.
تفرقه ، ظرفیتِ نابودیِ یک امّت را دارد.
پیامبر اسلام ، امت خود را با تمام اختلافاتی که داشتند دور هم جمع می کرد.
در مسجد پیغمبر در صف اول نماز، یک طرف علی بن ابیطالب می ایستاد و یک طرف خالد بن ولید ، دو نفر که هیچ تناسبی با هم ندارند. اینها در جنگ مقابل هم بودند ، اما هر دو در صف اول نماز جماعت هم حاضر می شدند.
در داستان فتح مکه مستحضر هستید که پیغمبر به ابوسفیان چه جایگاهی داد. ابوسفیان پدربزرگ کفر بود. جنگ بدر و جنگ احد را او راه انداخت. تا سال هشتم هجری هر چقدر می توانست به اسلام ضربه زد.
پیغمبر که مکه را فتح کرد ، ابوسفیان دید با مرگ فاصله ای ندارد. به خواهش و التماس افتاد. از طرفی هم عباس عموی پیامبر با او رفاقت داشت و برایش امان خواست و گفت یا رسول الله او را ببخشش.
حضرت دیدند مجازات ابوسفیان تبعات خوبی ندارد. شکاف و تفرقه ای که در جامعه می افتد خطرناک است. پس فرمود: اذهبوا فأنتم طلقاء«بروید که شما آزادشدگانید»{2} آن هم یک آزادی با منت ، حتی بعد فرمودند: هرکس پناه ببرد به خانه ابوسفیان در امان است و ما با او نمی جنگیم.{3}
با این استراتژی ، ابوسفیان حتی به یکی از معتمدین پیامبر تبدیل شد.
باید ضرورت های حکومت اسلامی را فهمید ، هم ضرورت های در عالَم اسلام را و هم ضرورت های جناح های داخل کشور را.
بعضی افراد دانسته یا نادانسته با موضع گیری ها و حرف هایشان مملکت را دو شقه می کنند. این در حالی است که بزرگترین خط قرمزی که پیامبر در اسلام داشت تفرقه بود.
تفرقه در حد کفر است .
از امیر المؤمنین علی علیه السلام روایت است که در مورد عقیده فاسد خوارج می فرمود:
أَلَا مَنْ دَعَا إِلَى هَذَا الشِّعَارِ فَاقْتُلُوهُ وَ لَوْ کَانَ تَحْتَ عِمَامَتِی هَذِه؛ آگاه باشید کسى که به این شعار (تفرقه) دعوت کند او را بکشید گر چه زیر عمامه من باشد.{4}
ایجاد فضای دو قطبی در جامعه و به هم ریختن ساز و کار مذهبی ، اجتماعی و سیاسی ، اصل منکر است.
در بحث مذهب رهبر انقلاب می فرماید: «آن کسی که ندای تفرقه بین شیعه و سنی را سر میدهد و به بهانه مذهب، میخواهد وحدت ملی را به هم بزند -چه شیعه باشد و چه سنی ، مزدور دشمن است؛ چه بداند، چه نداند.
گاهی بعضیها مزدور دشمنند و خودشان نمیدانند»{5}
در سیاست هم همین است و بارها سکان دار انقلاب از ایجاد دوقطبی و دودستگی مردم نهی فرمودند:
«در سال ۵۹، رئیس جمهور وقت، جامعه را دو قطبی، و مردم را به دو دسته مخالف و موافق تقسیم کرد که نباید این تجربه تکرار شود.»{6}
حسین منزوی زیبا گفته است که ان شاءالله شامل ما نشود :
چون موریانه٬ بیشهی ما را ز ریشه خورد کاری که کرد "تفرقه" با ما٬ تبر نکرد
به قلم: حجت الاسلام سید صادق موسوی
پی نوشت :
{1}. سوره طه ، آیه ۹۴.
{2}. الکافی، ج۷، ص۵۴.
{3}. الکامل فیالتاریخ، ابن اثیر، ص ۳۲۹.
{4}. نهج البلاغه ، خطبه ۱۲۷.
{5}. بیانات در جمع مردم کردستان 22/2/1388.
{6}. بیانات در دیدار سران قوه 22/3/1394.
راسخون : قصه های قرآنی برای عبرت است ، موسی کلیم الله به کوه طور می رود و وعده ی ۳۰ روزه اش به ۴۰ روز می رسد ، برادرش هارون را جانشین خودش در قوم بنی اسرائیل قرار می دهد.
وقتی بر می گردد ، متوجه می شود که عدّهای از قومش یک مجسّمه به شکل گوساله ساختند و آن را میپرستند. آنقدر عصبانی شد که برادرش هارون را توبیخ می کند.
موی سر و صورت هارون را می کشد ، و می فرماید: تو چرا کاری نکردی؟!
جواب هارون اما برای موسی قانع کننده بود :
«قَالَ یَا ابْنَ أُمَّ، لَا تَأْخُذْ بِلِحْیَتِی وَ لَا بِرَأْسِی، إِنِّی خَشِیتُ أَن تَقُولَ فَرَّقْتَ بَیْنَ بَنِی إِسْرَائِیلَ وَ لَمْ تَرْقُبْ قَوْلِی؛ هارون گفت: ای فرزند مادرم! و ای برادرم! ریش و موی سر مرا مگیر! و من را مواخذه مکن! من ترسیدم که تو بگویی، در میان بنی اسرائیل " تفرقه " انداختی، و سفارشِ مرا به کار نبستی!»{1}
البته هارون ساکتِ ساکت هم نبود، و مردم را از گوسالهپرستی نهی کرده بود، امّا مبارزهی عملی نکرد ؛ به چه خاطر!؟ چون از تفرقه بین امّت میترسید.
تفرقه ، ظرفیتِ نابودیِ یک امّت را دارد.
پیامبر اسلام ، امت خود را با تمام اختلافاتی که داشتند دور هم جمع می کرد.
در مسجد پیغمبر در صف اول نماز، یک طرف علی بن ابیطالب می ایستاد و یک طرف خالد بن ولید ، دو نفر که هیچ تناسبی با هم ندارند. اینها در جنگ مقابل هم بودند ، اما هر دو در صف اول نماز جماعت هم حاضر می شدند.
در داستان فتح مکه مستحضر هستید که پیغمبر به ابوسفیان چه جایگاهی داد. ابوسفیان پدربزرگ کفر بود. جنگ بدر و جنگ احد را او راه انداخت. تا سال هشتم هجری هر چقدر می توانست به اسلام ضربه زد.
پیغمبر که مکه را فتح کرد ، ابوسفیان دید با مرگ فاصله ای ندارد. به خواهش و التماس افتاد. از طرفی هم عباس عموی پیامبر با او رفاقت داشت و برایش امان خواست و گفت یا رسول الله او را ببخشش.
حضرت دیدند مجازات ابوسفیان تبعات خوبی ندارد. شکاف و تفرقه ای که در جامعه می افتد خطرناک است. پس فرمود: اذهبوا فأنتم طلقاء«بروید که شما آزادشدگانید»{2} آن هم یک آزادی با منت ، حتی بعد فرمودند: هرکس پناه ببرد به خانه ابوسفیان در امان است و ما با او نمی جنگیم.{3}
با این استراتژی ، ابوسفیان حتی به یکی از معتمدین پیامبر تبدیل شد.
باید ضرورت های حکومت اسلامی را فهمید ، هم ضرورت های در عالَم اسلام را و هم ضرورت های جناح های داخل کشور را.
بعضی افراد دانسته یا نادانسته با موضع گیری ها و حرف هایشان مملکت را دو شقه می کنند. این در حالی است که بزرگترین خط قرمزی که پیامبر در اسلام داشت تفرقه بود.
تفرقه در حد کفر است .
از امیر المؤمنین علی علیه السلام روایت است که در مورد عقیده فاسد خوارج می فرمود:
أَلَا مَنْ دَعَا إِلَى هَذَا الشِّعَارِ فَاقْتُلُوهُ وَ لَوْ کَانَ تَحْتَ عِمَامَتِی هَذِه؛ آگاه باشید کسى که به این شعار (تفرقه) دعوت کند او را بکشید گر چه زیر عمامه من باشد.{4}
ایجاد فضای دو قطبی در جامعه و به هم ریختن ساز و کار مذهبی ، اجتماعی و سیاسی ، اصل منکر است.
در بحث مذهب رهبر انقلاب می فرماید: «آن کسی که ندای تفرقه بین شیعه و سنی را سر میدهد و به بهانه مذهب، میخواهد وحدت ملی را به هم بزند -چه شیعه باشد و چه سنی ، مزدور دشمن است؛ چه بداند، چه نداند.
گاهی بعضیها مزدور دشمنند و خودشان نمیدانند»{5}
در سیاست هم همین است و بارها سکان دار انقلاب از ایجاد دوقطبی و دودستگی مردم نهی فرمودند:
«در سال ۵۹، رئیس جمهور وقت، جامعه را دو قطبی، و مردم را به دو دسته مخالف و موافق تقسیم کرد که نباید این تجربه تکرار شود.»{6}
حسین منزوی زیبا گفته است که ان شاءالله شامل ما نشود :
چون موریانه٬ بیشهی ما را ز ریشه خورد کاری که کرد "تفرقه" با ما٬ تبر نکرد
به قلم: حجت الاسلام سید صادق موسوی
پی نوشت :
{1}. سوره طه ، آیه ۹۴.
{2}. الکافی، ج۷، ص۵۴.
{3}. الکامل فیالتاریخ، ابن اثیر، ص ۳۲۹.
{4}. نهج البلاغه ، خطبه ۱۲۷.
{5}. بیانات در جمع مردم کردستان 22/2/1388.
{6}. بیانات در دیدار سران قوه 22/3/1394.
مطلب مرتبط :
تفرقه بین نیروهای انقلاب بزرگترین تهدید داخلی است
استعمار از تفرقه میان مسلمانان چه سودی میبرد
بزرگترین دغدغه امروز جهان اسلام رفع تفرقه و اختلاف امت اسلامی است
وحدت ملی و انسجام اسلامی از دیدگاه قرآن کریم
فرقه سازی انگلستان در کشورهای اسلامی