برخی از مسئولین ادعای انتقاد پذیری دارند و در مراسم تنفیذ خود از بستن دهان منتقدان به خدا پناه بردند و پس از آن بارها و از شرح صدر و تحمل بالا سخن گفتند ولی در هنگام مواجهه با انتقاد منتقدین یا دهانشان را بستند و یا از آنها شکایت کرده و یا اینکه بسیار محترمانه هرچه در دهان مبارکشان بود نثارشان کردند، نشان می دهد که هنوز به آن اخلاصی که رئیس مذهب فرمود دست پیدا نکردند...
راسخون : وقتی برای بزرگداشت خاطره ششم تیر خدمتشان رفتند ایشان فرمود: مراسم شکر گذاری لازم نیست، مرا در دل دعا کنید. شاید برگزار کنندگان این نوع مراسم قصد تملق هم نداشتند ولی یک رهبر دینی شائبه تملق دیگران نسبت به خود را از بین می برد و تفاوت رهبران مادی و معنوی را در کوچکترین مسائل نشان می دهد.
مضاف بر اینکه از رفتار حاکی از مراتب بالای اخلاص است همانگونه که امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «هیچ بنده ای، خود را برای خدای متعال خالص ننموده است، مگر اینکه مداحی دیگران و مذمت آنها برایش یکسان باشد، چراکه ممدوح با مدح مردم، نزد خداوند ممدوح نمی شود و مذموم با ذمّ دیگران، نزد او مذموم نمی گردد. پس به مدح احدی خوشحال مشو که به منزلت تو نزد خداوند نمی افزاید، و به مذمّت احدی ناراحت نباش که از مقام تو نزد خدا نمی کاهد.» [1] و اینکه برخی از مسئولین ادعای انتقاد پذیری دارند و در مراسم تنفیذ خود از بستن دهان منتقدان به خدا پناه بردند و پس از آن بارها و از شرح صدر و تحمل بالا سخن گفتند ولی در هنگام مواجهه با انتقاد منتقدین یا دهانشان را بستند و یا از آنها شکایت کرده و یا اینکه بسیار محترمانه هرچه در دهان مبارکشان بود نثارشان کردند، نشان می دهد که هنوز به آن اخلاصی که رئیس مذهب فرمود دست پیدا نکردند.
کاش مسئولین نظام نیم نگاهی (نه به سیره پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) که قرن ها از او فاصله دارند، داشته باشند؛ بلکه) به سیره به رهبر معظم که روزانه در منظر و مرآی آنهاست داشتند و آن را الگوی خود قرار می دانند که چگونه از مدح بیزارند و خود را از آن مبری می دانند و در مقابل به دانشجویی که با صراحت لهجه در حضور ایشان به انتقاد پرداخت نه تنها مانع شدند و دهانشان را بستند بلکه از حضار خواستند تا این فرد حرف خود را به اتمام برساند و در نهایت هدیه ای هم به ایشان عنایت کردند.
فرار از عناوین و تعریف و تمجید مختص رهبر انقلاب نیست و قبل ایشان هم مرحوم امام خمینی نیز اینگونه بودند، همانگونه که مقام معظم رهبری در مورد این سیره مرحوم امام می فرماید: «امام راحل براى خودش عنوانى قائل نبود، به همین جهت بارها تذکر مىداد که از من تعریف و تمجید نکنید، عکسهاى مرا، هر روز در روزنامهها چاپ نکنید، از تلویزیون خواست که عکس و خبر ایشان در اول اخبار نباشد و معتقد بود که آشنایى ما با مردم، و مردم با ما از طریق رادیو و تلویزیون نبوده است.» [2]
ناگفته پیداست کسی که پیرو مکتب اهل بیت (علیه السلام) است اجازه نمی دهد مراسم های کذایی برای بزرگداشت او برگزار کنند در حالیکه با مراجعه با تاریخ نه چندان دور این کشور مشاهده می کنیم که چگونه در حضور پادشاهان پهلوی و برای قرب خود به آنها از آنان تجلیل می کردند.
عبید زاکانی نقل می کند که سلطان محمود را در حالت گرسنگی خوراک بادنجان بورانی پیش آوردند. خوشش آمد. گفت: بادنجان طعامی است خوش. ندیمی به تعریف از بادنجان پرداخت. سلطان چون سیر شد، گفت: بادنجان سخت مضر چیزی است. ندیم باز درباره مضرات بادنجان زیاده روی کرد. سلطان گفت: ای مردک تا این زمان به تعریف از آن می پرداختی؟
گفت: من ندیم توأم، نه ندیم بادنجان. مرا چیزی باید بگویم که تو را خوش آید، نه بادنجان را.
خلاصه آنکه عده ای ندیم سلطان اند نه ندیم بادمجان.
کوتاه کلام آنکه فاصله ی بین رهبران طاغوت و رهبران الهی فاصله ای بیش از ما بین زمین و آسمان است و اساسا قیاس ایندو مع الفارق است.
رهبری که حتی اباء دارد نام ایشان در ادامه نام معصومین (علیه السلام) ذکر شود و در این باره خطاب به فردی که ایشان را علی زمانه خواندند، اینگونه فرمود: «وقتی کسانی اسم مبارک امیرالمؤمنین (علیه السّلام) یا اسم مبارک ولی عصر (روحی فداه) را می آورند، بعد اسم ما را هم دنبالش می آورند، بنده تنم می لرزد. آن حقایق نور مطلق، با ما که غرق در ظلمتیم، بسیار فاصله دارند. ما گیاه همین فضای آلوده دنیای امروزیم؛ ما کجا، کمترین و کوچکترین شاگردان آنها کجا؟ ما کجا و قنبرِ آنها کجا؟ ما کجا و آن غلام حبشیِ فدا شده در کربلای امام حسین (علیه السّلام) کجا؟ ما خاک پای آن غلام هم محسوب نمی شویم.» [3]
اینجاست که جا دارد انسان در گفته هایش کمی درنگ کند همه مسئولین را با یک چوب نراند و بین مسئولینی که دستشان به بیت المال دراز است و ذخایر نظام نامیده می شوند با مسئولینی که حتی حاضر نیستند از آنها تجلیل شود فرق بگذارد و امیدوار باشد که در راس این کشور هنوز کسانی هستند که از مرام اهل بیت (علیهم السلام) پیروی می کنند.
به قلم : محمد صالحی
پی نوشت:
[1]. مصباح الشریعه، ص95.
[2]. امام خمینی (ره) از دیدگاه مقام معظم رهبری، بهرامی، قدرت الله، ج1، ص23.جلد : 1
[3]. دیدار معظم له با جوانان اصفهان، 12/08/1380.
راسخون : وقتی برای بزرگداشت خاطره ششم تیر خدمتشان رفتند ایشان فرمود: مراسم شکر گذاری لازم نیست، مرا در دل دعا کنید. شاید برگزار کنندگان این نوع مراسم قصد تملق هم نداشتند ولی یک رهبر دینی شائبه تملق دیگران نسبت به خود را از بین می برد و تفاوت رهبران مادی و معنوی را در کوچکترین مسائل نشان می دهد.
مضاف بر اینکه از رفتار حاکی از مراتب بالای اخلاص است همانگونه که امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «هیچ بنده ای، خود را برای خدای متعال خالص ننموده است، مگر اینکه مداحی دیگران و مذمت آنها برایش یکسان باشد، چراکه ممدوح با مدح مردم، نزد خداوند ممدوح نمی شود و مذموم با ذمّ دیگران، نزد او مذموم نمی گردد. پس به مدح احدی خوشحال مشو که به منزلت تو نزد خداوند نمی افزاید، و به مذمّت احدی ناراحت نباش که از مقام تو نزد خدا نمی کاهد.» [1] و اینکه برخی از مسئولین ادعای انتقاد پذیری دارند و در مراسم تنفیذ خود از بستن دهان منتقدان به خدا پناه بردند و پس از آن بارها و از شرح صدر و تحمل بالا سخن گفتند ولی در هنگام مواجهه با انتقاد منتقدین یا دهانشان را بستند و یا از آنها شکایت کرده و یا اینکه بسیار محترمانه هرچه در دهان مبارکشان بود نثارشان کردند، نشان می دهد که هنوز به آن اخلاصی که رئیس مذهب فرمود دست پیدا نکردند.
کاش مسئولین نظام نیم نگاهی (نه به سیره پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) که قرن ها از او فاصله دارند، داشته باشند؛ بلکه) به سیره به رهبر معظم که روزانه در منظر و مرآی آنهاست داشتند و آن را الگوی خود قرار می دانند که چگونه از مدح بیزارند و خود را از آن مبری می دانند و در مقابل به دانشجویی که با صراحت لهجه در حضور ایشان به انتقاد پرداخت نه تنها مانع شدند و دهانشان را بستند بلکه از حضار خواستند تا این فرد حرف خود را به اتمام برساند و در نهایت هدیه ای هم به ایشان عنایت کردند.
فرار از عناوین و تعریف و تمجید مختص رهبر انقلاب نیست و قبل ایشان هم مرحوم امام خمینی نیز اینگونه بودند، همانگونه که مقام معظم رهبری در مورد این سیره مرحوم امام می فرماید: «امام راحل براى خودش عنوانى قائل نبود، به همین جهت بارها تذکر مىداد که از من تعریف و تمجید نکنید، عکسهاى مرا، هر روز در روزنامهها چاپ نکنید، از تلویزیون خواست که عکس و خبر ایشان در اول اخبار نباشد و معتقد بود که آشنایى ما با مردم، و مردم با ما از طریق رادیو و تلویزیون نبوده است.» [2]
ناگفته پیداست کسی که پیرو مکتب اهل بیت (علیه السلام) است اجازه نمی دهد مراسم های کذایی برای بزرگداشت او برگزار کنند در حالیکه با مراجعه با تاریخ نه چندان دور این کشور مشاهده می کنیم که چگونه در حضور پادشاهان پهلوی و برای قرب خود به آنها از آنان تجلیل می کردند.
عبید زاکانی نقل می کند که سلطان محمود را در حالت گرسنگی خوراک بادنجان بورانی پیش آوردند. خوشش آمد. گفت: بادنجان طعامی است خوش. ندیمی به تعریف از بادنجان پرداخت. سلطان چون سیر شد، گفت: بادنجان سخت مضر چیزی است. ندیم باز درباره مضرات بادنجان زیاده روی کرد. سلطان گفت: ای مردک تا این زمان به تعریف از آن می پرداختی؟
گفت: من ندیم توأم، نه ندیم بادنجان. مرا چیزی باید بگویم که تو را خوش آید، نه بادنجان را.
خلاصه آنکه عده ای ندیم سلطان اند نه ندیم بادمجان.
کوتاه کلام آنکه فاصله ی بین رهبران طاغوت و رهبران الهی فاصله ای بیش از ما بین زمین و آسمان است و اساسا قیاس ایندو مع الفارق است.
رهبری که حتی اباء دارد نام ایشان در ادامه نام معصومین (علیه السلام) ذکر شود و در این باره خطاب به فردی که ایشان را علی زمانه خواندند، اینگونه فرمود: «وقتی کسانی اسم مبارک امیرالمؤمنین (علیه السّلام) یا اسم مبارک ولی عصر (روحی فداه) را می آورند، بعد اسم ما را هم دنبالش می آورند، بنده تنم می لرزد. آن حقایق نور مطلق، با ما که غرق در ظلمتیم، بسیار فاصله دارند. ما گیاه همین فضای آلوده دنیای امروزیم؛ ما کجا، کمترین و کوچکترین شاگردان آنها کجا؟ ما کجا و قنبرِ آنها کجا؟ ما کجا و آن غلام حبشیِ فدا شده در کربلای امام حسین (علیه السّلام) کجا؟ ما خاک پای آن غلام هم محسوب نمی شویم.» [3]
اینجاست که جا دارد انسان در گفته هایش کمی درنگ کند همه مسئولین را با یک چوب نراند و بین مسئولینی که دستشان به بیت المال دراز است و ذخایر نظام نامیده می شوند با مسئولینی که حتی حاضر نیستند از آنها تجلیل شود فرق بگذارد و امیدوار باشد که در راس این کشور هنوز کسانی هستند که از مرام اهل بیت (علیهم السلام) پیروی می کنند.
به قلم : محمد صالحی
پی نوشت:
[1]. مصباح الشریعه، ص95.
[2]. امام خمینی (ره) از دیدگاه مقام معظم رهبری، بهرامی، قدرت الله، ج1، ص23.جلد : 1
[3]. دیدار معظم له با جوانان اصفهان، 12/08/1380.
مطلب مرتبط :
علت اصلی توقیف هفته نامه ۹دی مشخص شد
واکنش جالب رهبر انقلاب به تعریف و تمجید یک نماینده
واکنش کاربران فضای مجازی به انتقاد تند سحر مهرابی در دیداری با رهبری