از خود پرسیدهایم که چرا این روزها اخبار شکست عشقی را خصوصا در فضای مجازی زیاد میشنویم؟ چرا وسط همه بحرانهای اقتصادی ، یادمون می ره که هوای دل شکسته مونو هم داشته باشیم؟ خیلیا دلاشون درگیر روابطی بوده و حالا به هم زدن و الان در شکست عشقی صاحب سبک شدن...
راسخون : سریال پدر و رابطه اون پسر مذهبی خانواده دار و باشخصیت و سر به زیر، با اون دختر ظاهرا شر و شور و بریده از خانواده و رفیق باز و اینستا باز بهانه ای شد که در مورد موضوعی بحثی کوتاه داشته باشیم.
از خود پرسیدهایم که چرا این روزها اخبار شکست عشقی را خصوصا در فضای مجازی زیاد میشنویم؟ چرا وسط همه بحرانهای اقتصادی ، یادمون می ره که هوای دل شکسته مونو هم داشته باشیم؟ خیلیا دلاشون درگیر روابطی بوده و حالا به هم زدن و الان در شکست عشقی صاحب سبک شدن .
یه دلیل اساسی داره و اونم عشقهای فانتزی با آدمای فانتزی هست. آدم فانتزی به کسی می گن که در کمترین زمان عاشق میشه ، دل میبنده ، خاطره میسازه و توهم عشق میزنه و اون طرف داستان هم در کمترین زمان ، دل میشکنه ، دلش میشکنه ، رابطه میشکنه و خلاصه به هم میزنه.
یک آدم ظاهرا عاشق اما واقعا فانتزی که در زود رنجی و تنوع روابط ، صاحب سبک شده . حالی به حالی زیاد میشه و هم خودش در رنجه و هم دیگری رو عذاب می ده .
عمر روابطش کم هست و یا کم حواس میشه یا وسواسی. یا بلد نیس محبت کنه یا بلد نیس حمایت کنه و همش در افراط و تفریطه.
اینجور آدمای فانتزی همش دغدغه فرار از تعهد و مسئولیت دارن و نمیتونن در یک رابطه طولانی مدت بمونن و غالبا هیجانی هستن و نیمه نوجوانی و کودکیشون خیلی فعاله.
اساسا خانواده ها سه نوع هستن: آسایشگاهی، پادگانی، باشگاهی.
خانوادههای آسایشگاهی، اقتدار ندارن و تا دلتون بخواد بی خیالی و محبتهای افراطی و زندگی بدون مسئولیت رو رقم میزنن و بچههای چنین خانوادههایی ، از بس محبت یا از بس بیخیالی و استراحت دیدن که از مسئولیت پذیری فراری هستن.
خانوادههای پادگانی، خیلی اقتدار به خرج میدن و اصلا آزادیهای فردی و محبت و عاطفه رو فاکتور میگیرن و میذارن کنار و یک خانواده خشک و بیروح و پر از مسئولیتهای متعدد بدون منطق و عاطفه به شمار میرن و بچههای اینجور خانوادهها هم تا عمر دارن از مسئولیت فراری خواهند بود.
خانوادههای نوع سوم که خانوادههای باشگاهی نام گذاری شدن، لذت و تلاش و مسئولیت رو باهم تجربه میکنن و هم برای زندگیشون اقتدار و حرکت و مسئولیت به خرج می دن و هم لذت و آزادی و عاطفه رو به معنای واقعی میچشن و تعادل در اقتدار و عاطفه رو رعایت میکنن؛ مثل یک باشگاه ورزشی که در عین تلاش و عرق ریختن، انگیزه و لذت کافی هم برای ادامه و تحمل فشارها همیشه هس.
جمع بندی اینکه ریشه عشقهای فانتزی، آدمهایی با خانوادههای فانتزی هستن که تجربه عشق و اقتدار رو به طور همزمان نداشتن و به همین خاطر در روابط آیندهشون، لذت رو در کنار سختی و اساسا جنگیدن برای عشق و ماندن در کنار عشق رو نمیتونن درک بکنن و همیشه خودشون رو بعد از مدتی رابطه ، در قفسی حس میکنن که باید شکسته بشه و این است رمز تنوع طلبی و شکست عشقی متعدد در روزگار ما...
به قلم : علیرضا محمد لو
راسخون : سریال پدر و رابطه اون پسر مذهبی خانواده دار و باشخصیت و سر به زیر، با اون دختر ظاهرا شر و شور و بریده از خانواده و رفیق باز و اینستا باز بهانه ای شد که در مورد موضوعی بحثی کوتاه داشته باشیم.
از خود پرسیدهایم که چرا این روزها اخبار شکست عشقی را خصوصا در فضای مجازی زیاد میشنویم؟ چرا وسط همه بحرانهای اقتصادی ، یادمون می ره که هوای دل شکسته مونو هم داشته باشیم؟ خیلیا دلاشون درگیر روابطی بوده و حالا به هم زدن و الان در شکست عشقی صاحب سبک شدن .
یه دلیل اساسی داره و اونم عشقهای فانتزی با آدمای فانتزی هست. آدم فانتزی به کسی می گن که در کمترین زمان عاشق میشه ، دل میبنده ، خاطره میسازه و توهم عشق میزنه و اون طرف داستان هم در کمترین زمان ، دل میشکنه ، دلش میشکنه ، رابطه میشکنه و خلاصه به هم میزنه.
یک آدم ظاهرا عاشق اما واقعا فانتزی که در زود رنجی و تنوع روابط ، صاحب سبک شده . حالی به حالی زیاد میشه و هم خودش در رنجه و هم دیگری رو عذاب می ده .
عمر روابطش کم هست و یا کم حواس میشه یا وسواسی. یا بلد نیس محبت کنه یا بلد نیس حمایت کنه و همش در افراط و تفریطه.
اینجور آدمای فانتزی همش دغدغه فرار از تعهد و مسئولیت دارن و نمیتونن در یک رابطه طولانی مدت بمونن و غالبا هیجانی هستن و نیمه نوجوانی و کودکیشون خیلی فعاله.
اساسا خانواده ها سه نوع هستن: آسایشگاهی، پادگانی، باشگاهی.
خانوادههای آسایشگاهی، اقتدار ندارن و تا دلتون بخواد بی خیالی و محبتهای افراطی و زندگی بدون مسئولیت رو رقم میزنن و بچههای چنین خانوادههایی ، از بس محبت یا از بس بیخیالی و استراحت دیدن که از مسئولیت پذیری فراری هستن.
خانوادههای پادگانی، خیلی اقتدار به خرج میدن و اصلا آزادیهای فردی و محبت و عاطفه رو فاکتور میگیرن و میذارن کنار و یک خانواده خشک و بیروح و پر از مسئولیتهای متعدد بدون منطق و عاطفه به شمار میرن و بچههای اینجور خانوادهها هم تا عمر دارن از مسئولیت فراری خواهند بود.
خانوادههای نوع سوم که خانوادههای باشگاهی نام گذاری شدن، لذت و تلاش و مسئولیت رو باهم تجربه میکنن و هم برای زندگیشون اقتدار و حرکت و مسئولیت به خرج می دن و هم لذت و آزادی و عاطفه رو به معنای واقعی میچشن و تعادل در اقتدار و عاطفه رو رعایت میکنن؛ مثل یک باشگاه ورزشی که در عین تلاش و عرق ریختن، انگیزه و لذت کافی هم برای ادامه و تحمل فشارها همیشه هس.
جمع بندی اینکه ریشه عشقهای فانتزی، آدمهایی با خانوادههای فانتزی هستن که تجربه عشق و اقتدار رو به طور همزمان نداشتن و به همین خاطر در روابط آیندهشون، لذت رو در کنار سختی و اساسا جنگیدن برای عشق و ماندن در کنار عشق رو نمیتونن درک بکنن و همیشه خودشون رو بعد از مدتی رابطه ، در قفسی حس میکنن که باید شکسته بشه و این است رمز تنوع طلبی و شکست عشقی متعدد در روزگار ما...
به قلم : علیرضا محمد لو
مطلب مرتبط :
عشق شکست خورده
شکست عشقی منو آدم بدی کرده
دلمون تنگ شده بود
دینگ دینگهای عاشقانه
عشق و عاشقی مجازی چه عاقبتی دارد؟
این رابطه به ازدواج ختم نمیشود!