فصل برهنگی

​​​​​​​حرمت زن نه اختصاص به خود زن دارد نه شوهر و نه ویژه برادر و فرزندانش می ‏باشد، همه اینها اگر رضایت بدهند قرآن راضی نخواهد بود، چون حرمت زن و حیثیت زن به عنوان حق‏ اللَّه مطرح است و خدای سبحان زن را با سرمایه عاطفه آفرید که معلّم رقّت باشد و پیام عاطفه بیاورد....
جمعه، 12 مرداد 1397
تخمین زمان مطالعه:
پدیدآورنده: سیدروح الله حسین پور
موارد بیشتر برای شما
فصل برهنگی
حرمت زن نه اختصاص به خود زن دارد نه شوهر و نه ویژه برادر و فرزندانش می ‏باشد، همه اینها اگر رضایت بدهند قرآن راضی نخواهد بود، چون حرمت زن و حیثیت زن به عنوان حق‏ اللَّه مطرح است و خدای سبحان زن را با سرمایه عاطفه آفرید که معلّم رقّت باشد و پیام عاطفه بیاورد....


راسخون : در دورانی زندگی میکنیم که گوشهای از آن را قرنها قبل امیرالمومنین (علیه السلام) به تصویر کشیدند؛ آنجا که حضرت در اوصاف زنان آخر الزمان فرمودند: «در آخرالزمان و نزدیک شدن زمان موعود که بدترین زمان هاست، زنانى ظاهر بىحجاب و عریان بیرون آمده خودنمایى می‌کنند، از دین خارج می‌شوند و در فتنهها داخل مىشوند و به شهوت رانى روى مىآورند و در لذت جوییها شتابانند، حرامهاى الهى را حلال مىکنند و در جهنم همیشه خواهند ماند.» [1] اینکه بیش از 70درصد یک ممکلت شیعی بدحجابی را حق خود میدانند، حاکی از آن است که جامعه رنگ و بوی آخر الزمان به خود گرفته است و کلام امیر بیان به حق در مورد این مردمان صادر شده است.
اینکه زنی بخواهد بیتوجه به نوع پوشش خود باشد و هرگونه که می‌پسندد خودآرایی کند، نتیجهاش یک چیز بیشتر نیست و آن آلوده ساختن خود و دیگران است.
اما چرا دل یک زن می‌خواهد این‌گونه ظاهر شود و زینتش را برای دیگران آشکار سازد با آنکه می‌داند خواسته خداوند غیر از خواسته‌ی دل اوست؟

تحریکات دو دشمن داخلی به نام هوای نفس و خارجی به نام ابلیس است که یکی امر به بدی کرده و دیگری گناهان را زینت داده و بندگان را به‌سوی آن دعوت می‌کند، موجب می‌شود تا زن اسیر این دو دشمن شده و تابع دستورات آنها باشد.
اینکه زنی بگوید اختیار بدن خود را دارم و هرگونه که بخواهم با آن معامله می‌کنم و برایش پوششی قرار می‌دهم، خام اندیشی بیش نیست، چون به تعبیر حکیم الهی و مفسر قرآنی همچون آیت الله جوادی زن باید کاملاً درک کند که حجاب او تنها مربوط به خود او نیست تا بگوید من از حق خودم صرف ‏نظر کردم، حجاب زن مربوط به مرد نیست تا مرد بگوید من راضیم، حجاب زن مربوط به خانواده نیست تا اعضای خانواده رضایت بدهند ، حجاب زن، حقی الهی است.

حرمت زن نه اختصاص به خود زن دارد نه شوهر و نه ویژه برادر و فرزندانش می ‏باشد، همه اینها اگر رضایت بدهند قرآن راضی نخواهد بود، چون حرمت زن و حیثیت زن به عنوان حق‏ اللَّه مطرح است و خدای سبحان زن را با سرمایه عاطفه آفرید که معلّم رقّت باشد و پیام عاطفه بیاورد. اگر جامعه ‏ای این درس رقّت و عاطفه را ترک نمودند و به دنبال غریزه و شهوت رفتند به همان فسادی مبتلا می ‏شوند که در غرب ظهور کرده است.
لذا کسی حق ندارد بگوید من به نداشتن حجاب رضایت دادم، از این که قرآن کریم می‏ گوید هر گروهی، اگر راضی هم باشند، شما حد الهی را در برابر آلودگی اجرا کنید، معلوم می ‏شود عصمت زن، حق‏ اللَّه است و به هیچ کسی ارتباط ندارد.
قهراً همه اعضای خانواده و اعضای جامعه و خصوصاً خود زن امین امانت الهی هستند. زن به عنوان امین حق ‏اللَّه از نظر قرآن مطرح است یعنی این مقام را و این حرمت و حیثیت را خدای سبحان که حق خود اوست، به زن داده و فرموده: این حق مرا تو به عنوان امانت حفظ کن. [2]

جالب اینجاست کسانی که در این امانت الهی خیانت کردند و مقید به حجاب نیستند خود را متمدن و متدینین را متحجر می دانند و از این رو به خاطر اینکه از قافله عقب نمانند علاوه بر بدحجابی خود را به انواع مد نیز می‌آرایند، غافل از آنکه قرآن متحجرین را اینگونه معرفی می‌کند: «لَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِیَّةِ الْأُولَى[احزاب/33] مانند روزگار جاهلیت قدیم زینت هاى خود را آشکار مکنید» تَبَرُّج، از برج است. ما به چه برج می‌گوییم؟ ساختمان‌هایی که خودش را نشان می‌دهد. تَبَرُّج، یعنی خانم از خانه بیرون می‌آیی خودت را برج نکن چون وقتی برج کردی دل چه کسی راضی می‌شود؟ «فَیَطْمَعَ الَّذی فی‏ قَلْبِهِ مَرَضٌ» [احزاب32] آن کسی که در قلبش مرض است، یعنی بیماردل، روحش بیمار است، یک آدم عیاش و هوس باز است، او دنبالت راه می‌افتد. خودت را برج کردی، خودت را حراج کردی، هرزه ‌ها به دنبالت به راه می‌افتند. این کمال است؟ بعد قرآن می‌فرماید: «تَبَرُّجَ الْجاهِلِیَّة» یعنی خانم فکر نکن این تمدن است. این جاهلیت است. یعنی اگر کسی خودش را برج کند، این مرتجع است، این اُمُّل است. برگشته به زمان جاهلیت.
زمان جاهلیت در مقابل زمان عالمیت است. یعنی علم در مقابلش زمان جاهلیت است. قبل از اسلام را زمان جاهلیت می‌گویند. بعد از اسلام دیگر زمان جاهلیت نیست. بنابراین اگر خانمی نیمه برهنه خودش را عرضه کرد، این متمدن نیست، این به جاهلیت برگشته است.[3]
خلاصه آنکه بد حجابی که به عنوان آزادی در حال شیوع است علاوه بر اینکه اسارت روح و پیروی از دو دشمن است، خیانت به امانت الهی نیز به حساب می آید و تحجر و بازگشت به عقب را برای به ظاهر متمدنان به ارمغان می آورد.

به قلم : محمد صالحی

پی نوشت :
[1]. من لا یحضره الفقیه، ج‏3، ص390.
[2]. زن در آینه جلال جمال، ص437.
[3]. برنامه ی درس هایی از قرآن کریم 29/02/1390

مطلب مرتبط :
برهنگی از نگاهِ قرآن
از حجاب تا برهنگی . . .
فرهنگ برهنگی یا فرهنگ حجاب ؟
پوشیدگی آزادی است
​​​​​​​
حجاب؛ هنر زن ایرانی
چرایی شیوع بد حجابی

ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.