شاید علت ساده زیستی شهید رجایی این بود که سیرهی علوی در این مورد را باور داشت که فرمود: «ای مردم! با این لباسی که بر دوش دارم و این مرکبی که بر او سوار هستم، داخل شهر شما شدم؛ پس اگر من از شهرتان خارج شدم و به غیر از چیزهایی که با آن وارد شدم، چیز دیگری داشتم، پس بدانید من از خیانتکاران هستم»
راسخون : در هفته ای قرار داریم که به نام دولت نامگذاری شده است و وجه این نامگذاری هم شهادت دولت مردان، رجایی و باهنر در هشتم شهریور ماه 1360 توسط منافقین بود. لذا جا دارد به مناسبت هفتهی دولت یادی کنیم از دومین رئیس دولت در جمهوری اسلامی که بعد از گذشت 37 سال هنوز یاد و خاطرهاش زنده است.
رئیس جمهوری که به اذعان خود، به خاطر فقر شدید اقتصادی دستفروشی میکرد، اما وقتی به ریاست قوه مجریه رسید، گذشتهی خود را فراموش نکرد. امام خمینی (رحمه الله) در همین باره فرمود: «من در مطالعاتی که در ایشان کردم به نظرم آمد که از حال دستفروشیاش تا حال ریاست جمهوری، در روح او تأثیری حاصل نشد. چه بسا اشخاصی هستند که اگر کدخدای ده بشوند، تغییر میکنند به واسطه ضعفی که در نفسشان هست، تحت تأثیر آن مقامی که پیدا میکنند واقع می شوند، و اشخاصی هستند که مقام تحت تأثیر آنهاست از باب قوّت نفسی که دارند و آقای رجایی، آقای باهنر در عین حالی که خوب، یکیشان رئیس جمهور بود، یکیشان نخست وزیر بود، این طور نبود که ریاست در آنها تأثیر کرده باشد؛ آنها در ریاست تأثیر کرده بودند؛ یعنی، آنها ریاست را آورده بودند زیر چنگ خودشان، ریاست آنها را نبرده بود تحت لوای خودش و این یک درسی است که انسان باید از اینها یاد بگیرد.»[1]
خدمتگزار بودن و مردمی بودن ویژگی دیگر این دو شهید از منظر امام راحل است. امام (ره) در این باره میفرمایند: « ارزش آقای رجایی ، ارزش آقای باهنر ... به این بود که خودی بودند ، با مردم بودند ، برای مردم خدمت میکردند. مردم احساس کرده بودند که اینها دارند خدمت میکنند... باید فکر این معنا بکنید که خدمت کنید به ملت ... مثل مرحوم رجایی که ... مردم شهادت فعلی و عملی بدهند بر اینکه شما خوبید.» [2]
این همان روح کوخ نشینی و مردمی بودن است که بعد گذشت سالها موجب شده که خاطرشان از اذهان مردم پاک نشود و به فراموشی سپرده نشوند.
در مقابل، روحیه کاخ نشینی و اشرافیگری مسئولین باعث میشود که شکافی عمیق بین ملت و دولت به وجود بیاید؛ همانطور که در برخی ادوار شاهد آن بودیم و هستیم.
اینکه لباس ورزشی رئیس جمهور و یا دکمهی پیراهن وزیری از درآمد ماهانه یک کارگر و کارمند بیشتر باشد و یا درآمد ماهیانه برخی مدیرانشان از درآمد چند سال یک شهروند عادی بیشتر باشد، حاکی از آن است که ریاست در اینها تاثیر گذاشته و روح کاخ نشینی را در آنان بوجود آورده است و اینجاست که باید فاتحه دولت و ملت را خواند؛ چون امام راحل فرمودند: «آن روزی که دولت ما توجه به کاخ پیدا کرد، آن روز است که باید ما فاتحۀ دولت و ملت را بخوانیم. آن روزی که رئیس جمهور ما خدای نخواسته، از آن خوی کوخ نشینی بیرون برود و به کاخ نشینی توجه بکند، آن روز است که انحطاط برای خود و برای کسانی که با او تماس دارند پیدا میشود»[3].
اطرفیان شهید رجایی در مورد نوع پوشش و محل کار ایشان نقل میکنند که لباس، دفتر کار و محل زندگی وی بیآلایش بود و تعمد داشت که حتما باید مسئولین از همین جنس باشند و همین سبک زندگی را داشته باشند یعنی ظاهر سازی نمیکرد و همینگونه بود.
شاید علت ساده زیستی شهید رجایی این بود که سیرهی علوی در این مورد را باور داشت که فرمود: «ای مردم! با این لباسی که بر دوش دارم و این مرکبی که بر او سوار هستم، داخل شهر شما شدم؛ پس اگر من از شهرتان خارج شدم و به غیر از چیزهایی که با آن وارد شدم، چیز دیگری داشتم، پس بدانید من از خیانتکاران هستم»[4].
ولی بعید به نظر میرسد امروزه دولتمردان هم سیرهی علوی را دنبال کرده و مسئولینی از جنس شهید رجایی بوده باشند، چون اگر اینگونه بود، رهبر انقلاب در دوره یازدهم ریاست جمهوری متذکر این نکته نمیشدند که «جلوی اشرافیگری باید گرفته بشود؛ اشرافیگری بلای کشور است. وقتی اشرافیگری در قلّههای جامعه به وجود آمد، سراریز خواهد شد به بدنه...، جلوی اشرافیگری باید گرفته بشود. رفتار مسئولین، گفتار مسئولین، تعالیمی که میدهند، باید ضدّ این جهت اشرافیگری باشد؛ کما اینکه اسلام اینجوری است»[5].
خلاصه آنکه اگر قرار است مردم استخر فرح را در انتظار مسئولی ندانند، راهش چیزی جز بازگشت به سیرهی رفتاری شهید رجایی نیست؛ یعنی اگر مردم رئیس دولت را از خود بدانند، هیچگاه برایش آرزوی مرگ نمیکنند.
چطور می شود که فردی مثل شهید رجایی تنها 28 روز رئیس جمهور کشورمان بود، ولی آوازهاش چنان همه جا پیچید و از چنان محبوبیتی برخوردار شد که حتی بزرگانی چون امام راحل و مقام معظم رهبری هم از او به بزرگی یاد کنند؟
به قلم : محمد صالحی
پی نوشت :
[1]. صحیفه ی امام خمینی، ج20، ص124.
[2]. همان، ج16، ص449.
[3]. همان، ج17، ص376.
[4]. بحار الانوار، مجلسی، ج40، ص325.
[5]. بیانات معظم له در دیدار اقشار مردم، 1395/05/11
راسخون : در هفته ای قرار داریم که به نام دولت نامگذاری شده است و وجه این نامگذاری هم شهادت دولت مردان، رجایی و باهنر در هشتم شهریور ماه 1360 توسط منافقین بود. لذا جا دارد به مناسبت هفتهی دولت یادی کنیم از دومین رئیس دولت در جمهوری اسلامی که بعد از گذشت 37 سال هنوز یاد و خاطرهاش زنده است.
رئیس جمهوری که به اذعان خود، به خاطر فقر شدید اقتصادی دستفروشی میکرد، اما وقتی به ریاست قوه مجریه رسید، گذشتهی خود را فراموش نکرد. امام خمینی (رحمه الله) در همین باره فرمود: «من در مطالعاتی که در ایشان کردم به نظرم آمد که از حال دستفروشیاش تا حال ریاست جمهوری، در روح او تأثیری حاصل نشد. چه بسا اشخاصی هستند که اگر کدخدای ده بشوند، تغییر میکنند به واسطه ضعفی که در نفسشان هست، تحت تأثیر آن مقامی که پیدا میکنند واقع می شوند، و اشخاصی هستند که مقام تحت تأثیر آنهاست از باب قوّت نفسی که دارند و آقای رجایی، آقای باهنر در عین حالی که خوب، یکیشان رئیس جمهور بود، یکیشان نخست وزیر بود، این طور نبود که ریاست در آنها تأثیر کرده باشد؛ آنها در ریاست تأثیر کرده بودند؛ یعنی، آنها ریاست را آورده بودند زیر چنگ خودشان، ریاست آنها را نبرده بود تحت لوای خودش و این یک درسی است که انسان باید از اینها یاد بگیرد.»[1]
خدمتگزار بودن و مردمی بودن ویژگی دیگر این دو شهید از منظر امام راحل است. امام (ره) در این باره میفرمایند: « ارزش آقای رجایی ، ارزش آقای باهنر ... به این بود که خودی بودند ، با مردم بودند ، برای مردم خدمت میکردند. مردم احساس کرده بودند که اینها دارند خدمت میکنند... باید فکر این معنا بکنید که خدمت کنید به ملت ... مثل مرحوم رجایی که ... مردم شهادت فعلی و عملی بدهند بر اینکه شما خوبید.» [2]
این همان روح کوخ نشینی و مردمی بودن است که بعد گذشت سالها موجب شده که خاطرشان از اذهان مردم پاک نشود و به فراموشی سپرده نشوند.
در مقابل، روحیه کاخ نشینی و اشرافیگری مسئولین باعث میشود که شکافی عمیق بین ملت و دولت به وجود بیاید؛ همانطور که در برخی ادوار شاهد آن بودیم و هستیم.
اینکه لباس ورزشی رئیس جمهور و یا دکمهی پیراهن وزیری از درآمد ماهانه یک کارگر و کارمند بیشتر باشد و یا درآمد ماهیانه برخی مدیرانشان از درآمد چند سال یک شهروند عادی بیشتر باشد، حاکی از آن است که ریاست در اینها تاثیر گذاشته و روح کاخ نشینی را در آنان بوجود آورده است و اینجاست که باید فاتحه دولت و ملت را خواند؛ چون امام راحل فرمودند: «آن روزی که دولت ما توجه به کاخ پیدا کرد، آن روز است که باید ما فاتحۀ دولت و ملت را بخوانیم. آن روزی که رئیس جمهور ما خدای نخواسته، از آن خوی کوخ نشینی بیرون برود و به کاخ نشینی توجه بکند، آن روز است که انحطاط برای خود و برای کسانی که با او تماس دارند پیدا میشود»[3].
اطرفیان شهید رجایی در مورد نوع پوشش و محل کار ایشان نقل میکنند که لباس، دفتر کار و محل زندگی وی بیآلایش بود و تعمد داشت که حتما باید مسئولین از همین جنس باشند و همین سبک زندگی را داشته باشند یعنی ظاهر سازی نمیکرد و همینگونه بود.
شاید علت ساده زیستی شهید رجایی این بود که سیرهی علوی در این مورد را باور داشت که فرمود: «ای مردم! با این لباسی که بر دوش دارم و این مرکبی که بر او سوار هستم، داخل شهر شما شدم؛ پس اگر من از شهرتان خارج شدم و به غیر از چیزهایی که با آن وارد شدم، چیز دیگری داشتم، پس بدانید من از خیانتکاران هستم»[4].
ولی بعید به نظر میرسد امروزه دولتمردان هم سیرهی علوی را دنبال کرده و مسئولینی از جنس شهید رجایی بوده باشند، چون اگر اینگونه بود، رهبر انقلاب در دوره یازدهم ریاست جمهوری متذکر این نکته نمیشدند که «جلوی اشرافیگری باید گرفته بشود؛ اشرافیگری بلای کشور است. وقتی اشرافیگری در قلّههای جامعه به وجود آمد، سراریز خواهد شد به بدنه...، جلوی اشرافیگری باید گرفته بشود. رفتار مسئولین، گفتار مسئولین، تعالیمی که میدهند، باید ضدّ این جهت اشرافیگری باشد؛ کما اینکه اسلام اینجوری است»[5].
خلاصه آنکه اگر قرار است مردم استخر فرح را در انتظار مسئولی ندانند، راهش چیزی جز بازگشت به سیرهی رفتاری شهید رجایی نیست؛ یعنی اگر مردم رئیس دولت را از خود بدانند، هیچگاه برایش آرزوی مرگ نمیکنند.
چطور می شود که فردی مثل شهید رجایی تنها 28 روز رئیس جمهور کشورمان بود، ولی آوازهاش چنان همه جا پیچید و از چنان محبوبیتی برخوردار شد که حتی بزرگانی چون امام راحل و مقام معظم رهبری هم از او به بزرگی یاد کنند؟
به قلم : محمد صالحی
پی نوشت :
[1]. صحیفه ی امام خمینی، ج20، ص124.
[2]. همان، ج16، ص449.
[3]. همان، ج17، ص376.
[4]. بحار الانوار، مجلسی، ج40، ص325.
[5]. بیانات معظم له در دیدار اقشار مردم، 1395/05/11
مطلب مرتبط :
ساده زیستی: ضرورت یا انتخاب؟
چرا اسلام سادهزیستی مسئولان را یک ضرورت میداند؟
جلوی اشرافیگری باید گرفته بشود؛ اشرافیگری بلای کشور است
بلا، اشرافیگری نیست
شخصیت یگانه
شهیدان رجایی و باهنر در کلام امام راحل