اهمیت این تحول برای جمهوری اسلامی ایران در آن است که یک ترتیبات امنیتی جدید در پیرامون محیط ژئوپلیتیکی کشور در حال شکلگیری است؛ ترتیبی که هنوز نمیتوان آن را یک ائتلاف ضدایرانی یا یک ساختار نظامی مشابه ناتو دانست، اما در صورت گسترش همکاریهای اطلاعاتی، دفاعی، رزمایشهای مشترک و پذیرش اعضای جدید، میتواند بر معادلات امنیتی منطقه تأثیر بگذارد. از همین رو، مسئله اصلی برای تهران نه واکنش احساسی به اصل توافق، بلکه شناخت انگیزههای سه عضو، ارزیابی مسیر آینده آن و جلوگیری از تبدیلشدن این سازوکار به یک چارچوب امنیتی علیه ایران است.
واقعیت آن است که ترکیه، پاکستان و عربستان سعودی با انگیزههای یکسان وارد این توافق نشدهاند. ترکیه بیش از هر چیز به دنبال افزایش نقش منطقهای، گسترش همکاریهای اقتصادی و دفاعی و استفاده از ظرفیت صنایع نظامی خود در بازارهای جدید است؛ پاکستان در کنار ملاحظات امنیتی، به سرمایهگذاری، منابع مالی و تعمیق روابط اقتصادی با کشورهای خلیج فارس نیاز دارد؛ و عربستان سعودی نیز تلاش میکند با تقویت توان بازدارندگی و همکاریهای امنیتی، محیط باثباتتری برای اجرای برنامههای اقتصادی "چشمانداز سند ۲۰۳۰" ایجاد کند.
بنابراین، هرچند نمیتوان ظرفیتهای امنیتی توافق مکه را نادیده گرفت، اما تقلیل آن به یک "پیمان علیه ایران" نیز تحلیل دقیقی از واقعیتهای منطقه ارائه نمیدهد. اتفاقاً تفاوت منافع سه کشور میتواند برای ایران یک فرصت دیپلماتیک ایجاد کند؛ فرصتی برای آنکه تهران به جای ورود به یک رقابت مستقیم و پرهزینه با این توافق، روابط خود را با هر یک از اعضا بهصورت جداگانه مدیریت کرده و مانع از شکلگیری اجماع ضدایرانی در درون آن شود.
.jpg)
حائز اهمیت آنکه باید توجه داشت، ایران چگونه باید با توافق مکه برخورد کند تا نه از تحولات جدید منطقه غافل بماند و نه با واکنشی شتابزده، خود را در برابر یک آرایش امنیتی جدید قرار دهد؟
پاسخ به این سؤال مستلزم شناخت دقیق انگیزههای ترکیه، پاکستان و عربستان و سپس طراحی مجموعهای از اقدامات دیپلماتیک، اقتصادی و امنیتی با اولویتهای مشخص است؛ سیاستی که هدف آن نه فروپاشی توافق مکه، بلکه جلوگیری از ضدایرانیشدن آن و حفظ جایگاه ایران در معماری امنیتی آینده منطقه باشد.
پیشنهادهای اجرایی ایران؛ از فوریترین اقدام تا راهبرد بلندمدت
در قبال توافق مکه، جمهوری اسلامی ایران نباید میان دو رویکرد افراطیِ بیاهمیت دانستن توافق و تلقی فوری آن بهعنوان یک ائتلاف ضدایرانی گرفتار شود. توافق ۷ اوت میان عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان، اصل دفاع جمعی را مطرح کرده و اکنون نیز با تشکیل کمیته سیاسی ـ دفاعی مشترک و حرکت به سمت ایجاد دبیرخانه، نشانههایی از نهادینهشدن آن دیده میشود. بنابراین، سیاست ایران باید همزمان آرام، فعال و کاملاً عملیاتی باشد.اولویت اول؛ ایجاد کانال امنیتی مستقیم با عربستان
اولین و فوریترین اقدام ایران باید گفتوگوی امنیتی مستقیم با عربستان سعودی باشد. دلیل این اولویت روشن است: عربستان مهمترین عضو توافق از نظر موقعیت جغرافیایی و منابع اقتصادی است و بخش مهمی از آینده این ترتیبات امنیتی نیز به تصمیمات ریاض وابسته خواهد بود.تهران باید بهصورت رسمی پیشنهاد ایجاد یک کانال دائمی امنیتی ایران و عربستان را مطرح کند؛ کانالی که صرفاً به مسائل سیاسی محدود نباشد و موضوعاتی مانند امنیت خلیج فارس، حملونقل دریایی، تأسیسات انرژی، مدیریت بحران، عدم استفاده از خاک دو کشور علیه دیگری و جلوگیری از سوءمحاسبه نظامی را پوشش دهد.
باید توجه داشت که هدف این گفتوگو نباید گرفتن تعهد از عربستان برای خروج از توافق مکه باشد. چنین خواستهای احتمالاً نتیجه معکوس خواهد داشت. هدف باید این باشد که ریاض اطمینان پیدا کند همکاری دفاعی با ترکیه و پاکستان الزاماً به معنای قرار گرفتن عربستان در یک صفبندی نظامی علیه ایران نیست.
اولویت دوم؛ تعیین یک خط قرمز روشن اما غیر تنشزا
ایران باید یک پیام امنیتی بسیار روشن به هر سه کشور منتقل کند: خاک، حریم هوایی، بنادر، پایگاهها و زیرساختهای هیچیک از اعضای توافق نباید برای عملیات نظامی علیه ایران مورد استفاده قرار گیرد. این موضوع باید از مسیر دیپلماتیک مطرح شود، نه از طریق تهدید رسانهای.تفاوت این دو رویکرد بسیار مهم است. ایران باید بگوید که خواهان درگیری با هیچیک از اعضای توافق نیست، اما در برابر تبدیلشدن قلمرو کشورهای منطقه به سکوی عملیات علیه خود نیز بیتفاوت نخواهد بود.
این موضع میتواند به یک اصل منطقهای گستردهتر تبدیل شود: هیچ کشور منطقهای نباید اجازه دهد خاک یا امکانات نظامیاش برای حمله به کشور دیگر مورد استفاده قرار گیرد.
اولویت سوم؛ فعالسازی فوری پرونده ترکیه
در مورد ترکیه، ایران نباید منتظر بماند تا سیاست آنکارا در چارچوب توافق مکه تعریف شود. تهران باید یک بسته جدید همکاری ایران و ترکیه را روی میز بگذارد که شامل افزایش تجارت، انرژی، ترانزیت، مرزها و همکاریهای امنیتی باشد. هدف این است که منافع ترکیه در رابطه با ایران افزایش پیدا کند.صنایع دفاعی نیز باید در این محاسبه مورد توجه قرار گیرد. ترکیه در حال گسترش همکاری دفاعی خود با کشورهای منطقه است و توافق مکه نیز میتواند زمینه این همکاریها را تقویت کند.
بنابراین ایران باید به جای ورود به رقابت تسلیحاتی با ترکیه، تلاش کند حوزههای همکاری اقتصادی و امنیتی مشترک را افزایش دهد. هرچه رابطه تهران و آنکارا چندلایهتر باشد، احتمال تبدیل توافق مکه به یک ساختار ضدایرانی کمتر خواهد شد.
اولویت چهارم؛ تبدیل پاکستان به یک کانال ارتباطی، نه یک جبهه جدید
پاکستان برای ایران اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا هم عضو توافق مکه است و هم همسایه مستقیم ایران. به همین دلیل باید یک کمیته امنیتی و اقتصادی دائمی ایران و پاکستان فعال شود و موضوعاتی مانند امنیت مرزهای مشترک، مبارزه با گروههای مسلح، تجارت مرزی، انرژی، بندر چابهار و همکاریهای منطقهای را دنبال کند..jpg)
ایران همچنین میتواند پیشنهاد دهد که تهران و اسلامآباد درباره یک اصل مشترک به تفاهم برسند: خاک هیچیک از دو کشور نباید علیه کشور دیگر مورد استفاده قرار گیرد. در چنین شرایطی پاکستان میتواند حتی به یک کانال ارتباطی میان ایران و برخی اعضای توافق مکه تبدیل شود؛ نه اینکه صرفاً بهعنوان یکی از اضلاع یک ترتیبات امنیتی جدید دیده شود.
اولویت پنجم؛ تشکیل "گفتوگوی امنیتی خلیج فارس"
ایران نباید برای پاسخ به توافق مکه، یک ائتلاف نظامی رقیب تشکیل دهد. این اقدام میتواند منطقه را وارد یک مسابقه ائتلافسازی کند.راهکار مؤثرتر، پیشنهاد ایجاد یک "مجمع گفتوگوی امنیتی خلیج فارس" است. در مرحله نخست، ایران، عربستان، عراق، عمان، امارات، قطر، کویت و بحرین میتوانند در این چارچوب حضور داشته باشند و ترکیه و پاکستان نیز بهعنوان طرفهای گفتوگو در مراحل بعدی مشارکت کنند.
دستور کار این مجمع میتواند شامل امنیت دریایی، حفاظت از زیرساختهای انرژی، مقابله با تروریسم، مدیریت بحران، امنیت کشتیرانی و جلوگیری از درگیری ناخواسته باشد. مزیت این ابتکار آن است که ایران به جای قرار گرفتن در بیرون یک معماری امنیتی جدید، تلاش میکند خود را در مرکز گفتوگوهای امنیتی منطقه قرار دهد.
اولویت ششم؛ راهاندازی خط تماس اضطراری با سه کشور
ایران باید موضوع ایجاد خطوط تماس اضطراری میان نیروهای نظامی و امنیتی خود با عربستان، ترکیه و پاکستان را نیز پیگیری کند. در شرایط بحرانی، چند ساعت تأخیر در انتقال پیام میتواند یک حادثه محدود را به یک بحران منطقهای تبدیل کند.وجود چنین خطوطی بهویژه در شرایطی اهمیت دارد که توافق مکه به سمت هماهنگی دفاعی بیشتر حرکت کند. در حال حاضر نیز اعضای آن از تقویت هماهنگی و همکاری دفاعی سخن گفتهاند. هدف این خطوط تماس، ائتلاف سیاسی نیست؛ بلکه جلوگیری از سوءبرداشت و مدیریت حوادث احتمالی است.
اولویت هفتم؛ ایجاد یک اتاق رصد دائمی برای توافق مکه
در داخل ایران نیز نباید پرونده توافق مکه به یک موضوع مقطعی در وزارت امور خارجه تبدیل شود. پیشنهاد میشود یک کارگروه دائمی رصد توافق مکه با مشارکت وزارت امور خارجه، وزارت دفاع، دستگاههای اقتصادی و نهادهای امنیتی تشکیل شود.این کارگروه باید بهصورت مستمر پنج موضوع را بررسی کند: ساختار جدید توافق، نوع همکاریهای نظامی، همکاری اطلاعاتی، کشورهای احتمالی عضو آینده و میزان ارتباط این ترتیبات با قدرتهای خارج از منطقه.
این ضرورت از آنجا بیشتر میشود که موضوع گسترش توافق به کشورهای دیگر نیز مطرح شده و برخی کشورها بهعنوان اعضای احتمالی آینده مورد توجه قرار گرفتهاند.
اولویت هشتم؛ آمادهسازی چهار سناریوی مشخص
ایران باید از تحلیلهای کلی فاصله بگیرد و برای چهار سناریو برنامه مشخص داشته باشد. در سناریوی اول، توافق صرفاً یک سازوکار دفاعی و سیاسی باقی میماند. در این حالت، سیاست ایران باید تعامل و گفتوگو باشد.در سناریوی دوم، همکاری اطلاعاتی و رزمایشهای مشترک افزایش پیدا میکند. در این صورت، ایران باید همکاریهای امنیتی و دیپلماتیک خود با کشورهای عضو را تشدید کند.
در سناریوی سوم، کشورهای بیشتری به توافق میپیوندند. در این حالت، تهران باید تلاش کند ساختار جدید را به سمت امنیت فراگیر منطقهای سوق دهد.
در سناریوی چهارم، پایگاه، حریم هوایی یا زیرساخت یکی از اعضا عملاً برای عملیات علیه ایران مورد استفاده قرار گیرد. این سناریو باید از هماکنون در سطح دفاعی و دیپلماتیک برای آن برنامهریزی شود.
اولویت نهم؛ بسته اقتصادی برای سه کشور
یکی از ضعفهای سیاست منطقهای ایران این است که گاهی دیپلماسی امنیتی از دیپلماسی اقتصادی جدا میشود. در حالی که انگیزههای اقتصادی در تصمیمات هر سه عضو توافق اهمیت دارد، ایران نیز باید از ابزار اقتصادی استفاده کند..jpg)
با ترکیه باید بر انرژی، ترانزیت و تجارت تمرکز کرد؛ با پاکستان بر بازار مرزی، انرژی و حملونقل؛ و با عربستان بر تجارت، سرمایهگذاری و همکاریهای اقتصادی منطقهای. هدف این نیست که ایران با منابع مالی عربستان یا ظرفیت صنعتی ترکیه رقابت کند؛ هدف ایجاد وابستگی متقابل است.
اولویت دهم؛ دیپلماسی عمومی و رسانهای آرام
در نهایت، ایران باید از تبدیل توافق مکه به یک جنگ رسانهای جدید خودداری کند. تعبیرهایی مانند "ائتلاف ضدایرانی" یا "ناتوی اسلامی" اگر بدون توجه به واقعیتهای میدانی تکرار شوند، میتوانند به خودتحققبخشی این تصویر کمک کنند.بهتر است موضع رسمی تهران این باشد که ایران همکاریهای امنیتی کشورهای منطقه را به رسمیت میشناسد، اما معتقد است هیچ ترتیبات امنیتی پایداری بدون مشارکت همه بازیگران مهم منطقه امکان ایجاد ثبات بلندمدت ندارد.
سخن پایانی:
در نهایت، ایران نباید انرژی سیاسی و دیپلماتیک خود را صرف تلاش برای نابودی توافق مکه کند؛ بلکه باید تلاش کند ماهیت، جهت و پیامدهای این توافق را مدیریت کند.اگر توافق مکه صرفاً به یک سازوکار دفاعی میان سه کشور باقی بماند، تهدید مستقیم آن برای ایران محدود خواهد بود. اما اگر به سمت فرماندهی مشترک، همکاری اطلاعاتی گسترده، حضور کشورهای بیشتر و ایجاد یک معماری امنیتی بسته حرکت کند، اهمیت آن برای تهران افزایش خواهد یافت. تحلیلهای موجود نیز بر همین تفاوت میان یک توافق سیاسی ـ دفاعی و یک ائتلاف نظامی کاملاً عملیاتی تأکید دارند.
بنابراین راهبرد ایران باید بر یک اصل استوار باشد نه تقابل با توافق، نه انفعال در برابر آن؛ بلکه نفوذ دیپلماتیک برای جلوگیری از ضدایرانیشدن آن. در چنین چارچوبی، ایران باید همزمان با عربستان گفتوگوی امنیتی، با ترکیه همکاری راهبردی، با پاکستان شراکت همسایگی و در سطح منطقه ابتکار امنیت جمعی را دنبال کند. این رویکرد به تهران اجازه میدهد به جای اینکه در برابر معماری امنیتی جدید منطقه قرار گیرد، در شکلدهی به آن نقش داشته باشد.