مدیریت در خلاء یا خلاء مدیریتی

مسوولان سایت الف مدتی قبل در قالب گفتگو، زمینه پرسش و پاسخ بین مردم و مسوولان را فراهم آوردند و این بار با موضوع «طرح ارتقاء امنیت اجتماعی» فرمانده نیروی انتظامی پاسخگوی سوالات مردم بود و سردار تلاش کرد تا با روحیه ی سرداری، جوابهای فرهنگی به مقوله امنیت اجتماعی بدهد.
چهارشنبه، 15 اسفند 1386
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما
مدیریت در خلاء یا خلاء مدیریتی
نکته‏ی جالب و نگران کننده در این گفتگو این است که بدلیل عدم وجود فضای امنیتی در فضای پرسش و پاسخ - به دلیل بعد فاصله - کاربران اظهارات شفافی داشته اند و سوالات و جوابها با 2 گزینه‏ی، موافق و مخالف به قضاوت گذاشته شده اند، جالب آن که نظرات مردم صدها درصد، با نظرات و جوابهای مسوول مورد نظر مخالف است.
اگر بپذیریم که سایت الف سایتی درون نظامی بوده مراجعه کنندگان به این سایت هم از تحصیلکردگان می باشند، نظرات ابزاری نشانگر آن است که کارهای نیروی انتظامی امضای عمومی ندارد و کارهای این نیرو به نوعی از فضای فرهنگی جامعه بیگانه است. به دیگر سخن در این بخش یا در خلاء مدیریت می کند و یا مدیریت موجود از خلاء دانش و بینش برای اجرای «طرح ارتقاء امنیت اجتماعی» برخوردار است.
شاید خوانندگان اظهار دارند که اصولاً نیروی انتظامی مسوولیتی در قبال هدایت فرهنگی جامعه ندارد، اما باید گفت وقتی پرسنل این نیرو ـ برغم عرض احترام و خسته نباشید به نیروهای درستکار و سخت کوش آن ـ فلان پوشش را قبول ندارد و یا با فلان شیوه ی آرایش برخورد قهر می کند ـ نگارنده در خصوص نحوه پوشش و یا آرایش قضاوت ارزشی نمی کند ـ مسلماً دارد قضاوت می کند و نتیجه ی این قضاوت منجر به صدور حکم برخورد شده است، اما نتیجه ی این برخورد در راستای افکار عمومی نیست ـ نه اینکه افکار عمومی با سلامیت جامعه مخالف باشد.
اعلام نظر کاربران درباره سوالات در واقع یک رفراندوم برای تغییر است، اگر این تغییر بر پایه یک طرح کارشناسی شده ایجاد نشود روز به روز شاهد فاصله گرفتن مردم از اقدامات انجام شده خواهیم بود و این بزرگترین تنبیه و جریمه برای نیرویی است که قصد خدمت دارد.
در این سوال و جواب به عنوان مثال در سوال 3 چنین آمده است: "به نظر شما آیا با بگیر و ببند می توان رفتار کسانی را که شوونات اسلامی را رعایت نمی کنند تغییر داد"؟
موافق سوال: 195 نفر         مخالف: 26 نفر
مفهوم موافق و مخالف این است که بین مراجعه کنندگان 195 نفر با این رویکرد نیروی انتظامی مخالف بوده و این شیوه ها را مناسب ندانسته اند و تنها 26 نفر با آن موافق بوده اند. 
فرمانده محترم در جواب سوال مذکور ـ و سایر سوالات ـ استدلالاتی می آورند که در برابر 195 مخالف تنها 31 موافق دارد، یعنی این حرفها نتوانسته مردم و به تبع مخاطبان را قانع سازد. 
به عنوان یک معلم که درون جریان فکری و فرهنگی نسل امروزی قرار دارم و هر روزه شاهد عملکرد و نظریات سانسور نشده آنها می باشم باید بگویم که نوع رویکرد مسوولان فرهنگی جامعه با خواسته های عمومی هماهنگ نیست و متاسفانه نتوانسته ایم فرهنگ سازی مناسبی انجام دهیم.
شاید برخی این مدعا را رد کنند، اما باید گفت، قبل از آن که کودک بی‏سیاست داستان آندرسن کریستن واقعیت را فریاد بزند، برنامه سازان، سیاستگذاران و مجریان باید در پی ساختن برنامه های مناسب برآیند.
برخی برنامه های صدا و سیما ـ به عنوان یک دانشگاه فراگیر ـ نه تنها آموزنده نیست بلکه بدآموزی هم دارد برخی سریالها در خانه های آنچنانی بازی می شود در حالی که طبقات بالای جامعه عمومال از وسایل ارتباطی دیگر استفاده می کنندو مخاطب این فیلم های بازی شده در قصر، کسانی هستند که میانگین متراژ خانه آنها 60 متراست. آموزش و پرورش و دانشگاهها نیز که برنامه‏ی درست و منسجمی برای هدایت و نسل جوان و نوجوان کشور ندارند.
انتظار می رود ضمن بازنگری در سیاست های اتخاذی، باید طرحی جدید در چهارچوب احکام اسلامی و سازگار با واقعیت ها درانداخت، زیرا راه طی شده کنونی چندان مناسب نبوده زیرا؛
جامعه شناسان دو رویکرد برای تامین خواسته های اجتماعی و تحدید آزادی های فردی به نفع اجتماع را بر شمرده اند که اولی کنترل اجتماعی است. در این شیوه با ضرب و زور خاطی را وادار به رعایت هنجارهای اجتماعی می کنند. این شیوه در برخی موارد کاربرد دارد و اما در مقوله فرهنگ نه تنها کارساز نیست بلکه نتیجه واژگون می دهد و با برداشتن زور و یا خالی بودن جای آن عمل تخطئه شده با شدت بیشتری ادامه می یابد.
شیوه‏ی کنترلی دوم، تلاش برای درونی کردن ارزشهاست. در این شیوه فرد از درون و تحت مراقبت نیروی وجدان، خود را ملزم به رعایت قواعد و هنجارهای اجتماعی می داند و در صورت نبود اجبار فیزیکی، با هم خود را پایبند به ارزشهای خود که همان ارزشهای جامعه‏اند می‏داند. یعنی فرد اهداف خود را در راستای اهداف جامعه می پندارد و لذا برای ارضای خود سعی در احترام گذاشتن به ارزشهای حاکم دارد. با تقویت این شیوه ی کنترلی است که می توان انسجام اجتماعی را به درستی تضمین نمود و حیات ارزشها را بیمه کرد.
متولیان فرهنگی ما در این خصوص چه کرده اند؟ کدام برنامه ی کلان کشوری در این راستا طراحی و تدوین شده است؟ نظرات واقعی مردم در خصوص نظام اداری ما چیست؟ آیا افراد با دیدن نیروی انتظامی احساس امنیت و آرامش می کنند؟ و صدها سوال دیگر...
امید آن که مسوولان تصمیم ساز و تصمیم گیر و نیز حوزه اجرا، با درک موضوع و احساس همبستگی با جامعه در عین درک تحولات طرح نو براندازند تا هم ارزشها حفظ شود و هم مردم از درون خود را با تصمیمات اتخاذی هماهنگ نمایند و نه به زور هماهنگ شوند.
تبلیغات در راسخون
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.