انتخابات هشتمين دوره مجلس شوراي اسلامي را از حيث مغايرت تحليلهاي پيش از برگزاري آن و نتايج حاصل از آن، ميتوان منحصر بفرد دانست كه در بسياري موارد پيشبينيها را دگرگون كرد.
حتي بخشي از بدنه جريان اصولگرا بر اين باور بودند كه نتايجي كه از دور هشتم انتخابات مجلس حاصل ميشود، متفاوت از وضعيت فعلي مجلس و اكثريت جريان اصولگرا در آن خواهد بود.
از سوي ديگر با توجه به جديت اصلاحطلبان براي حضور موفق در اين دور از انتخابات، تحليل برخي از صاحبنظران شكلگيري مجلس هشتم با چهرهاي متفاوت و يا حداقل اقليتي پرقدرت در آن بود.
گرچه به دليل برخي از مشكلات از جمله زمان برگزاري اين انتخابات در روزهاي پاياني سال و محدوديتهايي كه مجلس براي تبليغات نامزدهاي انتخابات اعمال كرده بود، همان طور كه تصور ميشد در برخي از شهرها از جمله شهرهاي بزرگ ميزان مشاركت مردم در انتخابات با رشد مواجه نبود و با ميزان مشاركت در مجلس هفتم برابري ميكرد، اما در بسياري از حوزههاي انتخابيه حضور مردم آگاهانه و پرشور بود.
با توجه به تركيب راه يافته به مجلس شوراي اسلامي، ميتوان گفت مردم علاوه بر اين كه حضوري دور از انتظار در عرصه تعيين سرنوشت خود داشتند، جهتگيري سياسي خود را نيز به روشني بروز دادند.
مردم با حضور گسترده خود در انتخابات هشتمين دوره مجلس شوراي اسلامي نشان دادند كه در سختترين شرايط نسبت به نظام و انقلاب اسلامي متعهد بوده و انتخابات مجلس هشتم را از اين حيث ميتوان رفراندومي دانست كه مردم عليرغم همه مشكلات كه ميتواند مانع از مشاركت مردم در عرصههاي سياسي شود، در آن مهر تاييد ديگري بر نظام جمهوري اسلامي ايران زدند.
از سويي با توجه به اقدامات مفيد اصولگرايان در مجلس هفتم و دور كردن دستگاه قانونگذاري از تنشها و جنجالهاي بيمورد زمينه اين موضوع فراهم شد كه مردم بار ديگر در انتخاباتي ديگر جريان اصولگرا و تفكر اصولگرايي را براي خدمت به خود برگزينند.
مردم در انتخابات هشتمين دوره مجلس شوراي اسلامي بر عملكرد اصولگرايان بويژه در بخشهايي كه مربوط به معيشت مردم بود مهر تاييد زده و بار ديگر اكثريتي از اين جريان را به مجلس فرستادند تا برنامههايي كه تاكنون از سوي اصولگرايان طراحي و به اجرا گذاشته شده است، در دورهاي ديگر، كامل شود.
انتخابات هشتمين دوره مجلس شوراي اسلامي به پيروزي قاطع اصولگرايان بويژه اصولگراياني كه در قالب جبهه متحد اصولگرايان وارد عرصه انتخابات شده بودند، منجر شد.
در يك رفتارشناسي و تحليل رويكرد مردم به اصولگرايان در اين دوره از انتخابات، ميتوان به اين نتيجه دست يافت كه اصولگرايان براي موفقيت در عرصههاي سياسي از جمله انتخابات نيازمند ادامه دادن دو رويكرد اساسي كه تا كنون در پيش گرفتهاند، هستند.
نخستين رويكرد ضروري براي جريان اصولگرا تداوم دوري از جنجالهاي غيرضرور سياسي و حاكم كردن فضاي آرامش و تعامل به جاي تقابل در قوه مقننه و در پيش گرفتن راه تعامل منطقي با ديگر قوا و دستگاههاست.
به عنوان دومين رويكرد ضروري براي جريان اصولگرا ميتوان به انسجام و جمعآوري ظرفيتها و نيروها در قالبهاي مشخص و مورد پذيرش اكثريت اصولگرايان اشاره كرد.
تجربه شكلگيري جبهه متحد اصولگرايان در هشتمين دوره انتخابات مجلس شوراي اسلامي تجربه موفقي بود كه نشان داد جريان اصولگرا توانايي ايجاد انسجام و يكپارچگي را دارا بوده و ميتواند مديريت خوبي بر داشتههاي خود اعمال كند كه نتيجه آن كسب موفقيت در عرصههاي سياسي خواهد بود.
گرچه اصولگرايان توانستند در انتخابات تاكنون و به دنبال نتايج دور اول انتخابات اكثريت مجلس را به دست آورند اما نقاطي در كارنامه اين جريان وجود دارد كه بايد در گامهاي بعدي اين جريان با توجه به آن طي طريق كند تا قادر باشد از حداكثر ظرفيتهاي موجود خود استفاده كند و پيروزيهاي مطلق را نصيب خود نمايد.
اما شايد بتوان وجود برخي از تكرويها در جريان اصولگرا را آفت فعاليتهاي سياسي در اين جريان دانست كه قطعا دستاويزي براي رقبا قرار ميگيرد و در بلندمدت اين امكان را فراهم ميآورد كه موفقيتهاي قطعي و كامل به پيروزيهاي نسبي مبدل شود.
در اين گونه عرصههاست كه ميزان پايبندي افراد و گروههاي سياسي كه خود را اصولگرا مينامند، نسبت به تفكر اصولگرايي بوضوح پديدار ميشود. همانطور كه مشاهده شد بسياري از چهرههاي موثر كه نقش موثر و تاثيرگذاري در جريان اصولگرايي داشتند و در مجلس هفتم نيز تلاشهاي گستردهاي براي موفقيت اين جريان انجام دادند، بسادگي خود را نسبت به تصميمات جمعي اصولگرايان متعهد دانسته و نهتنها مشي انتقادي از جبهه متحد اصولگرايان را در پيش نگرفتند، بلكه به ديگر كساني كه در فهرست اين جبهه قرار گرفتند نيز مشاوره دادند و كمك كردند تا در نهايت جريان اصولگرا پيروز انتخابات هشتمين دوره مجلس شوراي اسلامي باشد. گرچه ارائه اين تذكر نيز ضروري است كه در تصميمات جمعي بايد با بررسي همه جوانب به سمت انتخابات بهترين گزينهها پيش رفت زيرا در غير اين صورت زيان آن متوجه مجموعه اصولگرايي خواهد شد.
هر چند اكثريت اصولگرايان در مجلس از نيروهاي كارآمدتر تشكيل شده و در بررسي و گزينش افراد به تواناييهاي افراد و نيازهاي مجلس توجه بيشتري داشته است، اما جريان اصولگرا قدرت بيشتري براي خدمت بيشتر به مردم در عرصه قانونگذاري و نظارت خواهد داشت و اين امر مهم است كه زمينه موفقيتهاي ديگر اصولگرايان را فراهم ميكند.
تجربه حركت مستقل بخشي از اصولگرايان با عناوين ديگر در انتخابات مجلس هشتم تجربه تلخي است كه آسيبشناسي در اين زمينه از سوي بزرگان اصولگرا نيازي حتمي است كه به پايداري اين جريان وابسته است.
عليرغم ادعاهاي برخي از گروههاي سياسي مبني بر اين كه نيروهاي مناسبي براي ورود به عرصه انتخابات و حضور جدي در رقابتهاي انتخاباتي نداشتهاند، ولي اگر روند انتخابات را از ماهها پيش از برگزاري مرور كنيم خواهيم ديد گرچه هياتهاي اجرايي جمعي از افراد را ردصلاحيت كردند اما در مراحل بعد بسياري از افراد به عرصه رقابتها بازگشته و در مرحله پاياني تعداد زيادي از داوطلبان نيز به رقابت بازگشتند كه در بين اين آنها افراد با سلايق مختلف سياسي حضور داشتند كه بنا بر تاكيد بسياري از صاحبنظران سياسي از جمله برخي از اصلاحطلبان امكان رقابت در اكثر حوزهها وجود داشته است.
از سويي شيوه اجرايي و عملكرد مجريان و ناظران انتخابات در دوره هشتم انتخابات مجلس همانند دورههاي گذشته برگزاري انتخاباتي رقابتي و با حضور حداكثري مردم را به نمايش گذاشت.
اين طبيعي است كه برخي از افراد و گروهها كه تصورات خود را درخصوص نتايج انتخابات داشتند و پيشبينيهايي در اين زمينه ميكردند، وقتي ميبينند كه پيشبينيهاي آنان به واقعيت نپيوسته است، انتقاداتي را به مجريان و ناظران انتخابات و سلامت انتخابات وارد كنند.
گرچه در كار بزرگي نظير برگزاري انتخابات به دليل گستردگي كار درصدي از خطا نيز طبيعي است اما بايد ديد اشكالات موردي و جزيي موجود توانسته است در نتيجه انتخابات تاثيرگذار باشد؟
در ادامه راه نيز تصور ميشود مردم مسيري را كه در دور اول انتخابات پيمودهاند در دور دوم آن را كامل كنند و جمعي ديگري از اصولگرايان را براي تداوم گفتمان اصولگرايي در مجلس و در كشور به مجلس بفرستند.
قطعا رويكرد مردم به جريان اصولگرا در اين دور از انتخابات براي بار چندم، نشانه اعتماد و اطمينان مردم به اين جريان و صداقت آنان است، كه اين امر نيازمند پاسخ مناسب اصولگرايان به اين اعتماد است.
منتخبان مردم در مجلس هشتم خود ميدانند كه بار مسووليت سنگيني بر دوش آنان نهاده شده است و بر اين موضوع نيز واقف هستند كه مردم با هيچ گروه سياسي از جمله اصولگرايان عقد اخوت نبستهاند و اعتماد مردم در صورتي در دورههاي بعدي نيز متوجه اصولگرايان خواهد شد كه آنان بتوانند به دور از شعارزدگي و سياست بازي و تنش، براي پياده شدن اصول در مرحله نخست و يافتن راههاي حل مشكلات مردم بويژه در زمينه مسائل معيشتي برنامههاي مشخص و عملياتي داشته باشند.
كساني كه در مجلس هشتم افتخار خدمتگزاري به ملت شريف ايران را دارند بايد براي ارتقا سطح معيشتي جامعه و برداشتن بار سنگين تورم از دوش مردم و بالا بردن سطح رفاه جامعه تلاش كنند و اولويتهاي خود را با خواست و نياز مردم منطبق كنند تا بتوانند پاسخ مناسبي به اطمينان مردم داده و از هماكنون موفقيت جريان اصولگرايي در دورههاي بعدي انتخابات را نيز تضمين كنند.
در اين فرصت بايد توصيهاي به رقباي اصولگرايان و كساني كه با عنوان اصولگرايي مشي مستقلي را در پيش گرفتهاند، داشت.
رقباي اصولگرايان به جاي متهم كردن انتخابات به عدم سلامت، با آسيبشناسي درست از وضعيت خود و جمعآوري توان و ظرفيتهاي موجود در خود، خدمت به مردم را در اولويت برنامههاي خود قرار دهند.
دسته ديگر نيز با كسب تجربه شكست در مجلس هشتم، قطعا به اين امر حياتي توجه خواهند كرد كه حركتهاي مستقل با عناوين مختلف ضمانتي براي كسب موفقيت در عرصههاي سياسي را به دنبال نخواهد داشت.
صلاح جريان اصولگرا و همه اصولگرايان در اين است كه به حركتهاي منسجم و وحدتآفرين با مشاركت همه نيروها، پايبند باشند و خود را براي تعامل با ديگر اصولگرايان در عرصههاي ديگر سياسي آماده كنند